وبسایت فرهنگی صدانت
21.5K subscribers
784 photos
361 videos
75 files
2.49K links
صدانت؛ صدای اندیشه

آدرس وبسایت:
3danet.net

اینستاگرام صدانت:
instagram.com/3danet

کانال رسمی صدانت:
@Sedanet

صدانت تی‌وی:
@Sedanettv

بایگانی صدانت:
@sedanet1

آگاهی از نشست‌های فرهنگی:
@News_sedanet
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #عبدالکریم_سروش ؛ جبر و اختیار در شعر فارسی
جبر و اختیار در اندیشه شعرا، صوفیان و عارفان

مشاهده در آپارات | مشاهده در یوتوب

🌾
@Sedanet | @DrSoroush
❄️ معرفی کتاب سرچشمه‌های دانایی و نادانی
اثر کارل پوپر
ترجمه عباس باقری
✍️ #ایمان_تاجی

🔅پوپر در این کتاب ابتدا به بررسی معارضه‌ی دو مکتب بزرگ در فلسفه‌ی علم می‌پردازد. اول مکتب تجربه‌گرایی کلاسیک که بیکن، لاک، برکلی، هیوم و استوارت میل نمایندگان آنند و دوم عقلانیت و خردگرایی کلاسیک که دکارت، اسپینوزا و لایبنیتس تئوری پردازان آن به شمار می‌آیند. تجربه‌گرایان و خردگرایان هر دو به یک اصل اصیل معتقد بودند و آن، خصلت «هویدا بودن حقیقت» است.

🔅به زعم آنان حقیقت گوهری است که در پس پرده پنهان شده و با کمی کنکاش می‌توان رخ آن بت عیار را بازنمود (شناخت‌شناسی خوشبینانه). تجربه‌گرایان مشاهده و محک تجربه را وسیله‌ی نمایاندن حقیقت می‌دانستند اما در مقابل، خردگرایان عقل و استنباطات ذهنی را کاشف آن. پوپر بیان می‌کند که اعتقاد هر دو گروه می‌تواند منجر به پیامدهای وحشتناکی گردد. از دیدگاه نمایندگان این دو مکتب اگر فردِ جست و جوگر تلاش کافی کند، حتما به حقیقت دست پیدا خواهد کرد.

🔅در نتیجه اگر کسی نمی تواند بهره‌ای از حقیقت ببرد احتمالا در بند شیطان است و یا حواس و عقل او اسیر چنگال باطل است. اما گروه دیگری نیز در تاریخ بوده‌اند که به نوعی از شناخت‌شناسی بدبینانه دفاع می‌کردند. افلاطون و سقراط نمایندگان اصلی این گروه‌اند.

🔅در این مکتب زمانی حقیقت بر انسان هویدا می‌شود که فرد جست و جو‌گر روح خود را به روح خدایگان اتصال دهد و خود را از عالم مادی به عالم مُثُل سیر دهد. در این رویکرد، جهان تنها نمودی از حقیقت است و برای دستیابی به اصل آن باید خود را به قدرتی بالاتر متصل نمود. این نظریه بعدها به این صورت بیان شد که تمامی حقیقت، درون ما نهفته است و ما برای دستیابی به آن نیاز به نوعی «مامایی» داریم که آن را از درون خود به بیرون بکشیم...

🌐 مطالعه متن کامل

🌾 @Sedanet
❄️ مفهوم آزادی از دو دیدگاه
👤 #علی_معظمی | ۱۹ و ۲۰ آبان ۹۸

دانشگاه تهران، انجمن علمی گروه فلسفه

🔅با توجه به اهداف این دوره در مقایسه فعالیت‌های فلسفی در حوزه فلسفه تحلیلی و فلسفه قاره‌یی در دو جلسه دیدگاه دو فیلسوف سیاسی را درباره آزادی مطرح می‌کنیم. هر یک از این دو را می‌توان در یکی از این دسته‌بندی‌های تحلیلی و قاره‌یی جای داد. مسئله مشترکی که بین این دو نفر انتخاب کرده‌ایم مسئله آزادی است. دلیل این انتخاب این است که آزادی دستکم از انقلاب فرانسه به بعد یکی از مورد بحث‌ترین مفاهیم فلسفه سیاست بوده است و دیدگاه‌های متنوعی دربارت آن ارائه شده است و می‌شود. به این ترتیب هدف از انتخاب این مسئله این است که هم نمونه‌یی از تحلیل یک مسئله با این رویکردهای متفاوت داشته باشیم و هم بتوانیم در انتهای جلسه دوم به واسطه همین تحلیل‌ها، به مقایسه کلی‌تر این رویکردها بپردازیم...


🔹جلسه نخست. مفهوم آزادی نزد فیلیپ پتیت؛ آزادی به‌مثابه عدم سلطه
🔹جلسه دوم. هانا آرنت: آزادی در تمایز با رهایی و پیوند آزادی با انقلاب

🌐 دریافت صوت جلسات به همراه توضیحات بیشتر

🌾 @Sedanet | @anjomangphut
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هانس روسلینگ؛ ارائه تحولات زندگی بشر در دو قرن اخیر به صورت آماری

🔅هانس روسلینگ به خاطر کارهای گرافیکی جالبش درباره داده‌های آماری مشهور است. این ارائه ۲۰ دقیقه‌ای، ما را در جریان تحولاتی که در یکی دو قرن اخیر در زندگی مردم جهان افتاده مطلع می‌کند. یک نمایش فوق العاده جذاب و تماشایی از یک آماردان بزرگ...

مشاهده در آپارات با زیرنویس فارسی

🌾 @Sedanet
🌾 @economy_academy
❄️ قرآنِ مورّخان
✍️ #مجید_سلیمانی

🔅در سال ۲۰۱۹ و در کشور فرانسه مجموعه سه جلدی با عنوان «قرآن مورخان» به سرپرستی «محمدعلی امیر معزّی» و «گیوم دی» منتشر شد که با استفاده از روش‌های متن‌پژوهی، نشانه‌شناسانه، و تاریخی و با رویکردی تاریخی-انتقادی به بررسی قرآن می‌پردازد و در نوع خود اثری کم‌نظیر و قابل توجه در قرآن‌پژوهی به شمار می‌رود. مجید سلیمانی در این متن به معرفی مفصل‌تر و جزئی‌تر این اثر پرداخته است...

🌐 مطالعه متن کامل نوشتار مجید سلیمانی

🌾 @Sedanet
❄️ مصاحبه روزنامه ایران با #کوروش_صفوی
حال‌ ما ایرانیان از نگاه یک زبانشناس

خبرنگار‌: مهسا رمضانی
روزنامه ایران | ۲۳ دی ۹۸

🔅وقتی زبان را در چارچوب «ساخت زبان» مطالعه می‌کنیم به این معنا است که ما یک نظام زبانی با مجموعه واحدهایی اعم از واژه‌ها، هجاها، واج‌ها و... داریم که از بین آنها انتخاب و سپس آنها را ترکیب می‌کنیم و اینچنین «ساخت زبانی» را به وجود می‌آوریم. بنابراین، آن ساختی که در مقابل ما قرار می‌گیرد به ما نشان می‌دهد که انتخاب‌های ما چه بوده‌اند و چگونه ما آنها را ترکیب کرده‌ایم.

🔅به‌عنوان مثال، وقتی ما با هم صحبت می‌کنیم من متوجه می‌شوم که شما در 20 جمله‌ای که به‌کار ‌برده‌اید واژه «پول» در آنها بسامد بالایی دارد؛ بنابراین به این نتیجه می‌رسم که شما برای پول ارزش زیادی قائل هستید. یا اینکه در 15 جمله‌ای که به‌کار می‌برید، مرتب به نیچه ارجاع می‌دهید؛ بر این اساس، من به این تعبیر می‌رسم که گویا فیلسوف مورد علاقه شما، نیچه است. یا اینکه مرتب از ضرب‌المثل‌هایی همچون «تا که فردا شود، فکر فردا کنیم»، «از این ستون به اون ستون فرج است» استفاده می‌کنید، بر این اساس در مورد شما به این دید می‌رسم که چندان درگیر برنامه‌ریزی برای آینده‌تان نیستید.

🔅به این اعتبار، می‌توان گفت ما از طریق «زبان» قادر هستیم مجموعه‌ای از رفتارهای یک جامعه را بررسی کنیم؛ اگر زبان یک جامعه خوب بود رفتار جامعه را هم رضایت‌بخش ارزیابی کنیم و چنانچه رفتار زبانی جامعه‌ای را خوب تشخیص ندادیم، زنگ خطر را به صدا درآوریم و بگوییم مثلاً مردم دروغگو و پرخاشگر یا ناامید شده‌اند. اینچنین می‌توان از تحلیل زبان یک جامعه به ویژگی‌های روانشناختی آن جامعه پی برد.

🔅می‌توانم بگویم که بر اساس شکل استفاده از زبان در نسل امروز احتمال می‌دهم که حال مردم ما اینگونه باشد؛ نخست اینکه؛ همه چیز برای ما بی‌اهمیت است. دوم، چندان به آینده امیدی نداریم. سوم، بسیار دروغ می‌گوییم. چهارم، خیلی خشن شده‌ایم. اینها یک زنگ خطر است؛ چرا که از سه – چهار نسل قبل این مسیر در حال استمرار است و مردم پیوسته ناامید‌تر، خشن‌تر و بی‌تفاوت‌تر شده‌‌اند.

🔅اگر 40 سال پیش از کسی می‌پرسیدم که قرار است ده سال آینده چه کار کنید؟ تقریباً در یک جمع صد نفری هر کدام، برنامه‌ای برای ده سال آینده داشتند؛ به‌عنوان مثال می‌خواستند خلبان، ناخدای کشتی، معلم، نویسنده، تاجر و... شوند ولی اگر همین امروز این پرسش را در برابر افراد بگذارید از هر صد نفر، هشتاد نفر می‌گویند «ای بابا!». ای بابا، برای یک زبانشناس به این معنی است که من برای آینده برنامه‌ریزی ندارم و حتی به آینده‌ هم چندان خوش‌بین نیستم.

🔅فرض کنید ما وارد جامعه می‌شویم و...

🌐 مطالعه کامل این مصاحبه

🌾 @Sedanet
🌾 @irannewspaper
❄️ گفت‌وگو علیه گفت‌وگو
👤 #محمدمهدی_مجاهدی | 9 دی 98
موسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر

🔅محمدمهدی مجاهدی ابتدای سخنرانی خویش را با سه سؤال از حاضرین آغاز کرد:

· آیا گفت‌وگو نیازمند چارچوب مشترک بین طرفین آن است؟

· آیا گفت‌وگو بدون مدارا عملی است؟

· آیا طرفین گفت‌وگو باید دربارۀ شرایط گفت‌وگو و مفاهیم آن توافق داشته باشند؟

🔅وی در ادامه ضمن بررسی پاسخ‌های شرکت کنندگان توضیحات خود را اینگونه ادامه داد: هر کدام از سه باور فوق مفاهیمی از گفت‌وگو ایجاد می ‌کند که گفت‌وگو را غیر‌ممکن می‌سازد. گفت‌وگو در غیاب این سه شرط مفید است و ما بدان نیازمند هستیم. برای گفت‌وگو نباید از چارچوب مشترک آغاز کنیم زیرا نه شرط امکان است و نه شرط کمال. گفت‌وگو هر نوع کنشِ گفتاری نیست، بلکه کنش گفتاری خاص است. کنشِ گفتاری که ناظر به حل مسئله باشد. مسئله ای که نیازمند رسیدن به وجه مشترک نیست. حتی اگر طرف مقابل را بخشی از صورت مسئله بدانیم. در گفت و گو، طرفین واجد بینشی دربارۀ خود و دیگری و علاوه بر این واجد بینشی بر محتوای رد و بدل شده بین خویش هستند. عدم تعصب ، عدم پیش‌داوری، عدم استدلال‌گریزی و .. از شروط گفت‌وگو است. بین نتایج گفت‌وگو و شروط آن تفاوت وجود دارد.

ایشان در ادامه به توضیح مفهوم مدارا و رواداری و تفاوت این دو مفهوم پرداختند...

🌐 دریافت صوت این سخنرانی

🌾 @Sedanet
🌾 @MMojahedi
🌾 @dialoguecenter
❄️فلسفه به وقت سختی؛ امید هیچ معجزی ز فلسفه نیست
✍️ #یاسر_میردامادی

🔅در روزگاری که «ز منجنیق فلک سنگ فتنه می‌بارد» فلسفه آیا به کار تسکین این همه رنج بی‌ «مجالِ آه» می‌آید؟ من در بخش اول و دوم این نوشته استدلال می‌کنم که پاسخ سرراستی به این پرسش وجود ندارد؛ به این معنا که نمی‌توان بی هیچ قیدی یکسره بدان پاسخ مثبت یا منفی داد.

🔅با این حال، استدلال من در بخش سوم و چهارم نوشته این خواهد بود که فلسفه به معنایی کاملاً خاصّ می‌تواند در سختی‌ها کمک‌کار باشد، با این حال فلسفه در آن معنای کاملاً خاصّ که کمک‌کار تواند بود آن‌چنان نخبه‌گرایانه است که اگر بگوییم از فلسفه به وقت بحران برای عموم آدمیان چندان آبی گرم نمی‌شود دور از آبادی سخن نگفته‌ایم انگار.

🔅نومیدکننده بود؟ در عوض عصاره کلام را همان ابتدا گفتم که اگر به دنبال امید سرپایی از جنس «موفقیت در کسر ‌ثانیه» می‌گردید و حوصله خواندن مقاله‌ای تا حدودی نا‌دل‌خوش‌کن ‌و ثقیل را ندارید از زحمت خواندن‌اش زود رها شوید...

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet
🌾 @andishepouya
❄️ گفت‌وگوی #علی_ورامینی با #سهراب_دریابندری درباره کتاب مستطاب آشپزی؛ رازهایی هست که هیچ‌کس نمی‌داند

🔹ماهنامه مدیریت ارتباطات شماره 110

🔅 اگر بخواهیم از پیدایش این کتاب قصه‌ای طولانی بسازیم، شروعش به سال‌های 1330 بر‌می‌گردد، که تا اولین چاپ کتاب (1379) خودش50 سال می‏شود. کارِ نوشتن و آماده‌سازی کتاب شاید ده سال طول کشید.

🔅می‌توانم بگویم که این کتاب باعث شهرت پدرم در میان خیلی آدم‏ها شد که کتاب‌های دیگرش را نمی‌خواندند. در واقع نوع شهرتش و میزان آن بعد از چاپ کتاب آشپزی تغییر کرد. البته ده سالی طول کشید تا این تغییر احساس شود. اولین باری که این کتاب منتشر شد، خیلی بین مردم اقبال نداشت. حتی بین منتقدان. بعضی‏ها از اینکه نجف دریابندری کتاب آشپزی نوشته، خوش‌شان نیامده بود.

🔅مادر من از خانواده‌ای پرجمعیت و قدیمی بود که در روز خلوتش بیست نفر سر سفره می‌نشستند، و خلاصه سبک‌وسیاق خاص خودشان را داشتند. خلاصه هر دو مثلاً سر اینکه قیمه چطور باید باشد بحث می‏کردند، چون هرکدام‌شان برای خودشان سنت و فلسفه‌ای داشت.

🔅این یادداشت‌هایی هم که ذکرش رفت موجود بود. بعضی از این یادداشت‌ها به دوران زندان پدرم بازمی‌گشت، چون در زندان هم آشپزی می‌کرده.

🔅خیلی کارها که به‌صورت موازی انجام می‌شد. مثلاً عکاسی، طراحی، تصویرسازی، حروف‌چینی و این چیزها به‌صورت موازی جلو می‌رفت. این کتاب به روش معمول انتشار کتاب به‌‌ وجود نیامده است؛ در شرایطی خاص پدید آمد.

🔅حتی کسانی دعوت می‌شدند و غذاهایی را در آشپزخانۀ منزل ما می‌پختند و ما تماشا می‌کردیم که روش‌شان چیست. بعضی وقت‌ها از مناطق مختلف ایران مواد یا دستور پخت‌هایی گردآوردی می‌شد. مثلاً، یکی می‌گفت مادربزرگم این کار را می‌کند. دیگری می‌گفت عمۀ من در فلان شهر زندگی می‌کند و این غذا را این‌جوری می‏پزد

🔅آدم‌های زیادی بودند که پیشینۀ توده‌ای داشتند، و انگار به‌نحوی به این‌ها بر خورده بود. به نظرشان کتاب آشپزی یک عنصر بورژوازی بود.

🌐 فایل PDF این گفت‌وگو

🌾 @Sedanet
🌾 @zamaneyebarkhord
🎥 مرحوم داریوش شایگان: تنها ناراحتیم ایرانه (سال 89)
مشاهده در اینستاگرام | آپارات | یوتوب
🌾 @Sedanet | @cinemaie
❄️ همه اقلیت شده‌ایم
✍️ #محمدجواد_کاشی

🔅هر عصری به یک بیماری دچار است و عصر ما به بیماری خودشیفتگی (کرسیتوفر لاش). ما خودشیفته‌ایم و نشانگان آن را هم در سطح فردی و هم در سطح سیاسی می‌توان پیدا کرد. من روانشناس نیستم، به سیاست علاقه‌مندم و ریشه بسیاری از مشکلات امروز حیات سیاسی مان را در خودشیفتگی‌های فردی، جمعی و سیاسی‌مان پیدا می‌کنم.

🔅در جوانی‌ام انقلاب را تجربه‌ کرده‌ام، در شمار اسلام گرایان بودم. هنوز هم هستم. به عنوان کسانی که پیروز میدان رقابت سیاسی بودیم، به بیماری خودشیفتگی عصر جدید مبتلا شدیم. با این بیماری هم اعتبار اسلام را تضعیف کردیم، هم بنیاد جامعه سیاسی را. هم ریشه‌های همدلی اجتماعی را سست کردیم، هم به حیات اخلاقی جامعه صدمه رساندیم.

🔅همه چیز شاید از یک فهم نادرست ریشه می‌گرفت. ما اکثریت بودیم، ولی معلوم نبود چرا احساس حقانیت هم می‌کردیم. در اتخاذ تصمیم‌های سیاسی ناگفته پیداست که رای اکثریت مبنای عمل است. اقلیت باید تمکین کند. اما این نکته واضح به هیچ رو به این معنا نیست که اکثریت صاحب حق هم هست و اقلیت منحرف و از راه مانده و نیازمند به تربیت و هدایت. رای اکثریت باید مبنای تصمیم گیری قرار گیرد. این یک اصل سیاسی است و از ضرورت زندگی سیاسی نشات می‌گیرد، اما اینکه اکثریت صاحب حق هم هست، چیزی نبود که ما اسلام گراها از ضرورت زندگی سیاسی نتیجه بگیریم. ما از این حیث که انقلابی بودیم صدای اکثریت را صدای خدا می‌پنداشتیم و صدای اقلیت را صدای شیطان. البته اسلام گرا هم بودیم، مردمی را که به مدل مد نظر ما رای داده بودند، گرویده به مکتب حق می‌دیدیم و دیگران را منحرف شده از حقیقت.

🔅معیار حقانیت در عرصه سیاست، نه اقلیت است نه اکثریت. معیار حقانیت، قاعده‌ای است که بتواند برای همه انسان‌های صاحب وجدان و خرد متعارف با هر عقیده و جنسیت و دین و منش زندگی قابل پذیرش باشد. شمولیت قاعده تعیین کننده حقانیت در عرصه حیات سیاسی است. آنچه قابلیت دارد همه مردم ایران را شامل شود، قطع نظر از اکثریت و اقلیت و قطع نظر از باور به این یا آن دین، معیار حقانیت در عرصه ملی شمولیت است. اما حتی این هم کافی نیست، آنچه در سطح ملی واجد شاخص شمولیت است، باید در همان حال بتواند قابل پذیرش هر وجدان بی غرض در سراسر عالم نیز باشد.

🔅ما اسلام گرایان اکثریت داشتیم، اما برای آنکه حقانیت هم داشته باشیم، باید باورها و کردارهای خود را مورد آزمون قرار می‌دادیم و مطمئن می‌شدیم آنچه می‌گوییم و عمل می‌کنیم، با قاعده شمولیت هم انطباق دارد. اما همین که از اکثریت بودگی‌مان مطمئن شدیم، هر باور و عملی را که کم و بیش در آن اجماع داشتیم، جاری می‌کردیم. اقلیت‌ها را اساساً به شمار نمی‌آوردیم. موجودیت برخی از آنها را که از اساس انکار کردیم.

🔅اکثریت داشتن، و در همان حال احساس حقانیت کردن همان چیزی است که از آن تحت عنوان خودشیفتگی یاد می‌کنم...

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet | @javadkashi
Audio
🎙 چرا به آینده ایران امیدوارم؟
👤 #محسن_رنانی
کاشان | ۳۰ آذر ۱۳۹۸
🌾 @Sedanet
🌾 @Renani_Mohsen
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 مونتنی؛ دربارهٔ عزت نفس - آلن دوباتن
قسمت چهارم از مجموعهٔ «فلسفه؛ راهنمای شادکامی»

🔹مترجم: حسین محمدی‌زاده
لینک ویدئو با کیفیت بالا در آپارات

🌾 @Sedanet
❄️ اصلِ علیّت؟
✍️ دکتر #حسن_بلوری

در این مقاله می‌کوشم نشان دهم که نمی‌توان شناخت دقیقی از علت داشت و لذا نمی‌توان رابطه‌ی دقیقی بین علت و معلول ایجاد نمود. در نتیجه اصل علیّت در بهترین حالت تنها در شکل تقریبی‌ آن پذیرفتنی است. به بیان دیگر، اصل علیّت در محدوده‌ی علت تقریبی معتبر و راه‌گشاست. و از این منظر به بررسی دترمینیستی یا احتمالاتی بودن اصل علیّت در دنیای کلاسیک و دنیای کوانتوم می‌پردازم. (معلول‌‌هائی که علت رویدادشان را نمی‌دانیم، یا هنوز نمی‌دانیم، نمی‌توانند در حیطه‌ی اصل علیّت بررسی شوند. مثال بارز آن “انفجار بزرگ، بیگ‌بنگ” است.)

🌐 متن کامل این مقاله

🌾 @Sedanet
❄️ فلسفه و زیستن در زمانۀ سخت
فلسفه در زمانۀ سخت چه کمکی می‌تواند بکند؟
✍️ #بابک_عباسی

🔅 پیش از هر چیز، باید در نظر داشت که از چیستی و کارکرد فلسفه تلقی‌های مختلفی وجود دارد و چنین نیست که هر فلسفه‌ای خود را مخاطب این سؤال بداند. در واقع، فقط یک تلقی از فلسفه است که خود را درگیر این سؤال می‌کند، و آن هم «فلسفه به مثابه راه‌ورَسم زندگی» است (philosophy as a way of life). قدمت این تلقی از فلسفه، در کنار فلسفه به منزلۀ شناختِ هستی، به یونان باستان و دورۀ تأسیس فلسفه برمی‌گردد.

🔅 خیلی‌ها معتقدند برای سقراط مهم‌ترین پرسش‌ها نه سؤالاتی انتزاعی و متافیزیکی بلکه سؤالاتی از این قبیل بود که خوب زیستن چیست و چگونه باید زیست. این که گفته شده است سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد، معنایش احتمالا چنین چیزی است. یعنی به جای سوال‌هایی متافیزیکی یا سوال از این که در آسمان‌ها و افلاک چه می‌گذرد، سوالش این بود که در زمین چگونه قدم برداریم.

🔅 البته، چون یک ویژگی مهم فلسفه «پرسش از خود» (خودِ فلسفه) است، و نیز از آنجایی که فلسفه در طول تاریخ ادوار متعددی داشته است، در هر دوره پاسخ‌های متفاوتی به این سوال داده‌اند که وظیفۀ فلسفه چیست. مرور این پاسخ‌ها ما را از موضوع بحث‌مان خیلی دور می‌کند اما آنچه گفتنش لازم به نظر می‌رسد این است که در تاریخ فلسفه، تعریف فلسفه به مثابه «وجودشناسی»(چه چیزی هست؛ چه چیزی نیست؟) یا در عصر جدید «معرفت‌شناسی» (چه می‌توانم بدانم؟) غلبه داشت.

🔅 اما از اواسط قرن بیستم به این سو، آن سوال و مشغلۀ قدیمی فلسفه یعنی پرسش از چیستی و چگونگی خوب زیستن توسط فیلسوفانی همچون پی‌یر اَدو (Pierre Hadot) احیا شد. این تلقی از فلسفه به دلالت‌های معنایی «حکمت» نزدیک‌تر است، زیرا در حکمت جنبۀ عملی‌ همان قدر مهم است که جنبۀ نظری و شاید دقیق‌تر آن باشد که بگوییم در حکمت نظر از عمل جدا نیست. اما این خلافِ جریان اصلی تاریخ فلسفه است که همواره نظر را از عمل جدا می‌دانست.

🔅 اما از این مقدمه که بگذریم، یک نکته هم باید به سؤال شما افزود تا هم پرسش و هم پاسخش بهتر درک شود، و آن این که هیچ دوره‌ای از تاریخ بدون سختی نبوده است. انسان‌های هر دوره احساس‌شان این بود که در دورۀ سختی زندگی می‌کنند و این یعنی هر دوره‌ای سختی‌های خودش را داشته است. اساسا برخی معتقدند فلسفه از دشواری‌های فکری و عینی تغذیه می‌کند. فلسفه مولود دوران سختی است.

🔅 یعنی زمانی که چیزهایی که می‌دانستیم (یا فکر می‌کردیم می‌دانیم) دیگر به کارمان نمی‌آید و نیازمند معرفت جدید و راه‌حل‌های تازه‌‌ایم. سقراط هم در روزگار آسان و آسوده‌ای زندگی نمی‌کرد- وگرنه مرگش مرگی عادی می‌بود نه مرگ با جام شوکران.پس این پرسش که با شرایط دشوار زندگی چه کنیم، پرسش جدیدی نیست.

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾 @Sedanet | @eudemonia
❄️ ژان پُل سارتر و جامعۀ امروز ما
تأملی دربارۀ مفهوم «آزادی»
✍️ #محمدرضا_واعظ_شهرستانی

🔅بیشتر ما در حال زندگی در جامعه‌ای هستیم که، به تعبیر عموما فلسفی و خصوصا سارتری، نه تنها خود را محکومِ به وجود یافتن و متولد شدن می‌دانیم بلکه به یقین بر این باور هستیم که بسیاری از گزینه‌ها و انتخاب‌ها از پیش توسط افراد، سازمان‌ها، دولت‌ها، قدرت‌ها و نیروهای خارجی و یا داخلی برای ما رقم خورده است. انسانی که نه تنها در سطح ناخودآگاه بلکه در سطح هوشیار و خودآگاه نیز بر این باور است که سهم به سزایی در شکل‌گیری ماهیت خود و مجموعه رخدادهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه‌اش ندارد. چنین باوری درست برخلاف دیدگاه ژان پل سارتر است. چرا که او بر این باور بود که انسان در هر شرایطی محکوم به انتخاب در میان گزینه‌های پیش رویش است.

🔅بعد از رهایی فرانسه از اشغال توسط نازی‌ها، سارتر در مقاله‌ای با عنوان Les Temps Modernes چنین می‌نویسد که فرانسوی‌ها هیچ‌گاه چنان آزاد نبوده‌اند به اندازه‌ای که در جریان اشغال سرزمینشان توسط نازی‌ها، حکومت استبدادی ویشی و جنبش مقاومت آزاد بودند. چرا که مردم فرانسه آزاد بودند تا میانِ گزینه‌هایی همچون پیوستن به جنبش مقاومت، مدارا و سکوت و یا همکاری با اشغالگران انتخاب کنند.

🔅در حقیقت، امکانِ انتخاب آزادانه در میان گزینه‌های بیان شده، به معنای دقیق واژه، خود را به آن‌ها تحمیل می‌کرد. «هیچ‌کس نمی‌توانست در این مورد تصمیم نگیرد، و هر روز این انتخاب که باید آزادانه شکل می‌گرفت، پیش روی فرانسوی‌ها قرار داشت. در نتیجه، [به عبارتی]، آن‌ها مدام از آزادی خود با خبر بودند و آن را می‌آزمودند» . در حقیقت، از دیدگاه سارتر در مرده‌های بی‌کفن و دفن، حتی زندانی‌های شکنجه دیده هنگامی که خبر اعدام خود را می‌شنوند، همچنان در آستانۀ مرگ نیز از امکان آزادی و انتخاب خود حرف می‌زنند.

🌐 متن کامل این نوشتار

🌾
@Sedanet
🌾 @rooyeshedigar
Audio
🎙 جرم بحرانی در ایران و مسئله‌ی مشارکت اجتماعی
👤 #مقصود_فراستخواه | 7 بهمن 98
موسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه)
🌾 @Sedanet
🌾 @Mfarasatkhah
🌾 @RahmanInstitute