📂 پرونده #لیبرالیسم و #نئولیبرالیسم
🔸موشنگرافی «لیبرالیسم چیست؟»
🔶 کلیپ و صوت کوتاه:
👤 دیدگاه رضا بابایی
👤 دیدگاه صادق زیباکلام
👤 دیدگاه علیرضا پناهیان
👤 دیدگاه حسن عباسی
👤 دیدگاه فرهنگ هلاکویی
👤 دیدگاه عبدالکریم سروش
👤 دیدگاه سید محمود نبویان
👤 دیدگاه سید محمد بهشتی
👤 دیدگاه حسن رحیمپور ازغدی
👤 تقابل نگاه رهبر انقلاب و حسن روحانی
👤 نقد عبدالکریم سروش به لیبرالیسم و پورنوگرافی
🔶 سخنرانیها:
👤 شهریار زرشناس؛ بنبست نئولیبرالیسم
👤 مراد فرهادپور؛ نئولیبرالیسم و امر اجتماعی
👤 عبدالکریم سروش؛ مبانی تئوریک لیبرالیسم
👤 مارک فیشر؛ نئولیبرالیسم، افسردگی و آینده
👤 عبدالکریم سروش؛ نگاهی انتقادی به لیبرالیسم
👤 دیوید هاروی؛ نئولیبرالیسم و تکنولوژیهای جدید
👤 سروش خانی؛ تأثیر گفتمان نئولیبرالیسم بر فضای شهری
👤 سید محمود نبویان؛ جریان اصلاحات، جنگ نرم، لیبرالیسم
🔶 مصاحبهها:
👤 مصاحبه با جرارد دومِنیل؛ مرگِ نئولیبرالیسم
👤 مصاحبه با محسن رنانی؛ من یک مسلمان لیبرال هستم
👤 مصاحبه با آرش نراقی؛ نسبت اخلاق اسلامی با اخلاق لیبرالی
🔶مقالات و نوشتارها:
👤 مصطفی ملکیان؛ اسلام و لیبرالیسم
👤 مرتضی مردیها؛ لیبرال کیست و که نیست؟
👤 مرتضی مردیها؛ نئولیبرالیسم یا نئوچیزدیگر؟
👤 رضا زمان؛ لیبرالیسم سیاسی حامی محرومترینها
👤 آرش نراقی؛ لیبرالیسم: فردگرایی یا خویشتن مداری؟
👤 زهیر باقری نوعپرست؛ لیبرالیسم چیست؟ لیبرال کیست؟
👤 محمدرضا سرگلزایی؛ لیبرالیسم و سوسیالیسم در روانشناسی
👤 یوسف اباذری و آرمان ذاکری؛ همنشینی دین و نولیبرالیسم در ایران
👤 عماد افروغ و عبدالرحمن حسنیفر؛ نقدهای فردید بر لیبرالیسم و غرب
👤 زهیر باقری نوعپرست؛ دیدگاه رویکردی لیبرال به بیعدالتی و فقر جهانی
👤 فرزاد نعمتی؛ درباره کتاب «چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند؟»
🔶 درسگفتارها
👤 مصطفی زالی؛ نظریه عدالت جان رالز
👤 محمّد مالجو؛ فراز و فرود نئولیبرالیسم
👤 حسام سلامت؛ نئولیبرالیسم: دولت، جامعه، بازار
🔶مناظرات:
👤 یوسف اباذری و آرمان ذاکری؛ نئولیبرالیسم در ایران
👤 سید محمود نبویان و صادق زیباکلام؛ نقد لیبرالیسم
👤 احسان شریعتی و احمد زیدآبادی؛ نئولیبرالیسم و مسالهی ایران
👤 حسن شریعتمداری و محمد رضا شالگونی؛ برنامه پرگار: لیبرالیسم
👤 ناصر فکوهی و ابراهیم رزاقی؛ نقد و بررسی نئولیبرالیسم و لیبرالیسم
👤 عادل مشایخی و شروین وکیلی؛ لیبرالیسم، ناسیونالیسم و ایرانشهری
🔸موشنگرافی «لیبرالیسم چیست؟»
🔶 کلیپ و صوت کوتاه:
👤 دیدگاه رضا بابایی
👤 دیدگاه صادق زیباکلام
👤 دیدگاه علیرضا پناهیان
👤 دیدگاه حسن عباسی
👤 دیدگاه فرهنگ هلاکویی
👤 دیدگاه عبدالکریم سروش
👤 دیدگاه سید محمود نبویان
👤 دیدگاه سید محمد بهشتی
👤 دیدگاه حسن رحیمپور ازغدی
👤 تقابل نگاه رهبر انقلاب و حسن روحانی
👤 نقد عبدالکریم سروش به لیبرالیسم و پورنوگرافی
🔶 سخنرانیها:
👤 شهریار زرشناس؛ بنبست نئولیبرالیسم
👤 مراد فرهادپور؛ نئولیبرالیسم و امر اجتماعی
👤 عبدالکریم سروش؛ مبانی تئوریک لیبرالیسم
👤 مارک فیشر؛ نئولیبرالیسم، افسردگی و آینده
👤 عبدالکریم سروش؛ نگاهی انتقادی به لیبرالیسم
👤 دیوید هاروی؛ نئولیبرالیسم و تکنولوژیهای جدید
👤 سروش خانی؛ تأثیر گفتمان نئولیبرالیسم بر فضای شهری
👤 سید محمود نبویان؛ جریان اصلاحات، جنگ نرم، لیبرالیسم
🔶 مصاحبهها:
👤 مصاحبه با جرارد دومِنیل؛ مرگِ نئولیبرالیسم
👤 مصاحبه با محسن رنانی؛ من یک مسلمان لیبرال هستم
👤 مصاحبه با آرش نراقی؛ نسبت اخلاق اسلامی با اخلاق لیبرالی
🔶مقالات و نوشتارها:
👤 مصطفی ملکیان؛ اسلام و لیبرالیسم
👤 مرتضی مردیها؛ لیبرال کیست و که نیست؟
👤 مرتضی مردیها؛ نئولیبرالیسم یا نئوچیزدیگر؟
👤 رضا زمان؛ لیبرالیسم سیاسی حامی محرومترینها
👤 آرش نراقی؛ لیبرالیسم: فردگرایی یا خویشتن مداری؟
👤 زهیر باقری نوعپرست؛ لیبرالیسم چیست؟ لیبرال کیست؟
👤 محمدرضا سرگلزایی؛ لیبرالیسم و سوسیالیسم در روانشناسی
👤 یوسف اباذری و آرمان ذاکری؛ همنشینی دین و نولیبرالیسم در ایران
👤 عماد افروغ و عبدالرحمن حسنیفر؛ نقدهای فردید بر لیبرالیسم و غرب
👤 زهیر باقری نوعپرست؛ دیدگاه رویکردی لیبرال به بیعدالتی و فقر جهانی
👤 فرزاد نعمتی؛ درباره کتاب «چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند؟»
🔶 درسگفتارها
👤 مصطفی زالی؛ نظریه عدالت جان رالز
👤 محمّد مالجو؛ فراز و فرود نئولیبرالیسم
👤 حسام سلامت؛ نئولیبرالیسم: دولت، جامعه، بازار
🔶مناظرات:
👤 یوسف اباذری و آرمان ذاکری؛ نئولیبرالیسم در ایران
👤 سید محمود نبویان و صادق زیباکلام؛ نقد لیبرالیسم
👤 احسان شریعتی و احمد زیدآبادی؛ نئولیبرالیسم و مسالهی ایران
👤 حسن شریعتمداری و محمد رضا شالگونی؛ برنامه پرگار: لیبرالیسم
👤 ناصر فکوهی و ابراهیم رزاقی؛ نقد و بررسی نئولیبرالیسم و لیبرالیسم
👤 عادل مشایخی و شروین وکیلی؛ لیبرالیسم، ناسیونالیسم و ایرانشهری
📂 پرونده #لیبرالیسم_و_آرش_نراقی
🔅 #آرش_نراقی -دانشیار دین و فلسفه- در دیماه ۸۶ مقالهای با نام "لیبرالیسم: فردگرایی یا خویشتنمداری؟" مینویسد. وی در این مقاله، وظیفه دولت لیبرال را پاسداشت حق آزادی بیان، حق آزادی عقیده و مذهب، حق آزادی اجتماعات، حق مشارکت سیاسی مؤثر، حق دادرسی عادلانه، و نیز حق برابری فرصتها بیان میکند. و در انتها مینوسد "...فردگرایی اخلاقی مفروض در لیبرالیسم هم با روحیه “دگردوستی” سازگار است، و هم علی الاصول می.تواند “حقوق جمعی” را به رسمیت بشناسد."
🔅نراقی -استاد کالج موراوین پنسیلوانیای آمریکا - در مردادماه ۹۲ در مصاحبهای با نام "نسبت اخلاق اسلامی با اخلاق لیبرالی" بیان میکند: "...اعتبار یا عدم اعتبار احکام اخلاقی را باید بر مبنایی مستقل از ادیان و ایدئولوژیها، یعنی بر مبنایی عقلانی تعیین کرد. بنابراین، به این معنا چیزی به نام “اخلاق اسلامی” یا “اخلاق لیبرالی” وجود ندارد..." وی در این مصاحبه ضمن طبقهبندی انواع لیبرالیسم میگوید: "به محض آنکه شما امکان خردورزی و امکان تحقیق آزاد و مستقل را در جامعه به رسمیت بشناسید، لاجرم امکان خطا کردن و ناحق بودن را هم باید به رسمیت بشناسید. به این معناست که به نظر من مسلمانان میباید از ساختار سیاسیای که فضای خردورزی مستقل و به تبع امکان خطاکردن و ناحقّ بودن را تضمین میکند حمایت نمایند" و در انتها میگوید "حتّی اگر مسلمانان به لحاظ نظری نظریه لیبرالیسم را نمیپسندند، بر ایشان فرض است که در برقراری نظامی سیاسی و اجتماعی بکوشند که در آن حقوق اساسی انسانها محترم است، و کرامت فرد انسان از تیغ خشونت و قساوت ایمن است."
🔅نراقی در خردادماه ۹۳ طی مقاله «دین در قلمرو مدنیت: شرایط مشروعیت مدنی قانون دینی» که در کتاب سنت و افقهای گشوده نیز منتشر شد، درباره نقش دین در قلمرو عمومی نظراتش را بیان میکند.
🔅دکتر نراقی در تیرماه ۹۷ در سخنرانیای با نام «روشنفکری دینی و نقش آن در آینده سیاسی ایران» و بعد از آن در مقالهای با همین عنوان انتقاداتی از نگاه لیبرالیسم به مدل حکومتی مقبول #عبدالکریم_سروش و #محسن_کدیور وارد میکند. و در انتها مینویسد: "حکومت مؤمنان دموکرات دیر یا زود با یک دو راهی روبرو می شود: یا باید برای کسب و حفظ قدرت سیاسی تعهد خود را به دین و هواداران دینباور خود تقدم بخشد و دیر یا زود (مثلا از طریق نقض حقوق اقلیتها) به شیوههای غیردموکراتیک متوسل شود و ماهیت دموکراتیک و سکولار خود را نفی کند؛ یا باید به تعهد خود نسبت به دموکراسی و سکولاریسم تقدم بخشد، و دغدغههای دینی خود و هوادارانش را فرو بنهند. به نظر میرسد که حکومت مؤمنان دموکرات به دلیل غیر لیبرال بودن نطفه فروپاشی خود را در دل میپروراند."
🔅 این مقاله واکنش بسیاری را به دنبال داشت. رضا زمان، علیرضا علوی تبار، تقی رحمانی، عرفان بادکوبه و داوود سلیمانی هر یک جداگانه به نقد مقاله نراقی پرداختند. محسن کدیور نیز در مقالهای با نام "نواندیشی دینی و خردورزیهای شخصی" سعی در پاسخ به انتقادات نراقی میکند.
🔅 آرش نراقی در شهریور ۹۷ در مقالهای با نام «مشروعیت مدنی دین یا مشروعیت دینی مدنیت؟» آنچه از دید خود ناگفته مانده است را در پاسخ به محسن کدیور منتشر میکند.
🔅 بعدها عبدالکریم سروش نیز در دو مناظره پرگار (قسمت اول - قسمت دوم) و در پاسخ به پرسشهای #داریوش_کریمی که ناظر بر مقاله نراقی بود، تلاش میکند به انتقادات واردشده پاسخ دهد.
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
🔅 #آرش_نراقی -دانشیار دین و فلسفه- در دیماه ۸۶ مقالهای با نام "لیبرالیسم: فردگرایی یا خویشتنمداری؟" مینویسد. وی در این مقاله، وظیفه دولت لیبرال را پاسداشت حق آزادی بیان، حق آزادی عقیده و مذهب، حق آزادی اجتماعات، حق مشارکت سیاسی مؤثر، حق دادرسی عادلانه، و نیز حق برابری فرصتها بیان میکند. و در انتها مینوسد "...فردگرایی اخلاقی مفروض در لیبرالیسم هم با روحیه “دگردوستی” سازگار است، و هم علی الاصول می.تواند “حقوق جمعی” را به رسمیت بشناسد."
🔅نراقی -استاد کالج موراوین پنسیلوانیای آمریکا - در مردادماه ۹۲ در مصاحبهای با نام "نسبت اخلاق اسلامی با اخلاق لیبرالی" بیان میکند: "...اعتبار یا عدم اعتبار احکام اخلاقی را باید بر مبنایی مستقل از ادیان و ایدئولوژیها، یعنی بر مبنایی عقلانی تعیین کرد. بنابراین، به این معنا چیزی به نام “اخلاق اسلامی” یا “اخلاق لیبرالی” وجود ندارد..." وی در این مصاحبه ضمن طبقهبندی انواع لیبرالیسم میگوید: "به محض آنکه شما امکان خردورزی و امکان تحقیق آزاد و مستقل را در جامعه به رسمیت بشناسید، لاجرم امکان خطا کردن و ناحق بودن را هم باید به رسمیت بشناسید. به این معناست که به نظر من مسلمانان میباید از ساختار سیاسیای که فضای خردورزی مستقل و به تبع امکان خطاکردن و ناحقّ بودن را تضمین میکند حمایت نمایند" و در انتها میگوید "حتّی اگر مسلمانان به لحاظ نظری نظریه لیبرالیسم را نمیپسندند، بر ایشان فرض است که در برقراری نظامی سیاسی و اجتماعی بکوشند که در آن حقوق اساسی انسانها محترم است، و کرامت فرد انسان از تیغ خشونت و قساوت ایمن است."
🔅نراقی در خردادماه ۹۳ طی مقاله «دین در قلمرو مدنیت: شرایط مشروعیت مدنی قانون دینی» که در کتاب سنت و افقهای گشوده نیز منتشر شد، درباره نقش دین در قلمرو عمومی نظراتش را بیان میکند.
🔅دکتر نراقی در تیرماه ۹۷ در سخنرانیای با نام «روشنفکری دینی و نقش آن در آینده سیاسی ایران» و بعد از آن در مقالهای با همین عنوان انتقاداتی از نگاه لیبرالیسم به مدل حکومتی مقبول #عبدالکریم_سروش و #محسن_کدیور وارد میکند. و در انتها مینویسد: "حکومت مؤمنان دموکرات دیر یا زود با یک دو راهی روبرو می شود: یا باید برای کسب و حفظ قدرت سیاسی تعهد خود را به دین و هواداران دینباور خود تقدم بخشد و دیر یا زود (مثلا از طریق نقض حقوق اقلیتها) به شیوههای غیردموکراتیک متوسل شود و ماهیت دموکراتیک و سکولار خود را نفی کند؛ یا باید به تعهد خود نسبت به دموکراسی و سکولاریسم تقدم بخشد، و دغدغههای دینی خود و هوادارانش را فرو بنهند. به نظر میرسد که حکومت مؤمنان دموکرات به دلیل غیر لیبرال بودن نطفه فروپاشی خود را در دل میپروراند."
🔅 این مقاله واکنش بسیاری را به دنبال داشت. رضا زمان، علیرضا علوی تبار، تقی رحمانی، عرفان بادکوبه و داوود سلیمانی هر یک جداگانه به نقد مقاله نراقی پرداختند. محسن کدیور نیز در مقالهای با نام "نواندیشی دینی و خردورزیهای شخصی" سعی در پاسخ به انتقادات نراقی میکند.
🔅 آرش نراقی در شهریور ۹۷ در مقالهای با نام «مشروعیت مدنی دین یا مشروعیت دینی مدنیت؟» آنچه از دید خود ناگفته مانده است را در پاسخ به محسن کدیور منتشر میکند.
🔅 بعدها عبدالکریم سروش نیز در دو مناظره پرگار (قسمت اول - قسمت دوم) و در پاسخ به پرسشهای #داریوش_کریمی که ناظر بر مقاله نراقی بود، تلاش میکند به انتقادات واردشده پاسخ دهد.
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
❄️ نگاه عبدالکریم سروش به لیبرالیسم در سال 1370
🔅لیبرالیسم یعنی هیچکس و هیچچیز،هیچگاه مقدس نبوده و نیست، ما را از شرّ مقدسات رها کنید. هیچ شخصیت یا هیچ عقیدهای را مطرح نکنید که فقط وظیفهی ما تقدیس و تجلیل آن باشد و بس. ما از این پس،اهل تحلیلیم، نه اهل تجلیل. این است مفهوم دقیق لیبرالیسم. راسیونالیسم به معنای عقلگرایی که همزاد لیبرالیسم است،از همینجا برمیخیزد. عقل اهل تحلیل است، نه اهل تقدیس. آن عاطفه است که اهل تقدیس است و به همین دلیل است که شما میبینید که به طور ناخواسته، در مکتب لیبرالیسم،عاطفه تحقیر میشود. شاید اگر از تکتک فیلسوفان لیبرال و راسیونالیست بپرسند، راضی به تحقیر عاطفه نباشند. اما ثمرهی منطقی لایتخلف اندیشهی لیبرالیسم که ستایشگر عقل و نافی تقدیس بود، این بود که عاطفه را هم تحقیر کند. به همین سبب بعدها در مکتب روشنگری، رمانتیسم یا ضدروشنگری ظهور کرد که حق عاطفه را طلب میکرد. ویلیام وردزورث میگفت: «کافی است این همه علم،این همه فن.آن کتابهای عقیم را ببندید. در عوض دلی پاک بیاورید که بفهمد و ببیند.»سهم عقل را دادید،سهم دل را هم بپردازید.
🔅نهضت فاشیسم به یک معنا غلبهی اندیشه رمانتیسم در مغرب زمین بود که عاطفه را به حد اعلی رساند و عقل را به حد صفر. تکیهای که در مکتب فاشیسم بر جوانها میشد چیزی نیست جز بهره جستن از عاطفهی ناپرورده و ناپختهی آنان و تعطیلی عقل به بهانهی گشودن باب عاطفه.
🔅لیبرالیسم از آنجا آغاز میشود که آدمی میکوشد خودش را از شرّ مقدسات آزاد کند. اما فقط ولایت کلیسا نبود که مقدس بود. ولایت شاهان (سلطنت) نیز مقدس بود. ولایت متفکران پیشین نیز مقدس بود. همهی شما این جمله را که در قرون وسطی زیاد تکرار میشد شنیدهاید که : Magister Dixit، استاد چنین فرموده است (یعنی ارسطو و افلاطون). کافی بود قولی از متفکران پیشین در میان بیاید تا دهانها را ببندد و همه را تسلیم دعوت کند. شوریدن در برابر هرگونه ولایت،چه ولایت دینی چه ولایت سلطنتی چه ولایت فکری از ارکان لیبرالیسم است. لذا وقتی گفته میشود لیبرالیسم نقش سلطنت و حکومت و دولت را به شکل محدود میخواهد به همین نکته بازمیگردد. او هیچ آقابالاسری را نمیپسندد؛ هرکه میخواهد باشد،خواه خدا،خواه سایهی خدا، خواه در عرصهی فکر و نظر و مذهب،خواه در عرصهی حقوق و امتیازات مادی و معنوی. به این ترتیب لیبرالیسم نفی قدرتهای مقدسی بود که جامعه آن روز اروپا را نظراً و عملاً به طور کامل در تسخیر خود داشت.
🌐 متن کامل این سخنرانی
🌾 @Sedanet | @DrSoroush
🔅لیبرالیسم یعنی هیچکس و هیچچیز،هیچگاه مقدس نبوده و نیست، ما را از شرّ مقدسات رها کنید. هیچ شخصیت یا هیچ عقیدهای را مطرح نکنید که فقط وظیفهی ما تقدیس و تجلیل آن باشد و بس. ما از این پس،اهل تحلیلیم، نه اهل تجلیل. این است مفهوم دقیق لیبرالیسم. راسیونالیسم به معنای عقلگرایی که همزاد لیبرالیسم است،از همینجا برمیخیزد. عقل اهل تحلیل است، نه اهل تقدیس. آن عاطفه است که اهل تقدیس است و به همین دلیل است که شما میبینید که به طور ناخواسته، در مکتب لیبرالیسم،عاطفه تحقیر میشود. شاید اگر از تکتک فیلسوفان لیبرال و راسیونالیست بپرسند، راضی به تحقیر عاطفه نباشند. اما ثمرهی منطقی لایتخلف اندیشهی لیبرالیسم که ستایشگر عقل و نافی تقدیس بود، این بود که عاطفه را هم تحقیر کند. به همین سبب بعدها در مکتب روشنگری، رمانتیسم یا ضدروشنگری ظهور کرد که حق عاطفه را طلب میکرد. ویلیام وردزورث میگفت: «کافی است این همه علم،این همه فن.آن کتابهای عقیم را ببندید. در عوض دلی پاک بیاورید که بفهمد و ببیند.»سهم عقل را دادید،سهم دل را هم بپردازید.
🔅نهضت فاشیسم به یک معنا غلبهی اندیشه رمانتیسم در مغرب زمین بود که عاطفه را به حد اعلی رساند و عقل را به حد صفر. تکیهای که در مکتب فاشیسم بر جوانها میشد چیزی نیست جز بهره جستن از عاطفهی ناپرورده و ناپختهی آنان و تعطیلی عقل به بهانهی گشودن باب عاطفه.
🔅لیبرالیسم از آنجا آغاز میشود که آدمی میکوشد خودش را از شرّ مقدسات آزاد کند. اما فقط ولایت کلیسا نبود که مقدس بود. ولایت شاهان (سلطنت) نیز مقدس بود. ولایت متفکران پیشین نیز مقدس بود. همهی شما این جمله را که در قرون وسطی زیاد تکرار میشد شنیدهاید که : Magister Dixit، استاد چنین فرموده است (یعنی ارسطو و افلاطون). کافی بود قولی از متفکران پیشین در میان بیاید تا دهانها را ببندد و همه را تسلیم دعوت کند. شوریدن در برابر هرگونه ولایت،چه ولایت دینی چه ولایت سلطنتی چه ولایت فکری از ارکان لیبرالیسم است. لذا وقتی گفته میشود لیبرالیسم نقش سلطنت و حکومت و دولت را به شکل محدود میخواهد به همین نکته بازمیگردد. او هیچ آقابالاسری را نمیپسندد؛ هرکه میخواهد باشد،خواه خدا،خواه سایهی خدا، خواه در عرصهی فکر و نظر و مذهب،خواه در عرصهی حقوق و امتیازات مادی و معنوی. به این ترتیب لیبرالیسم نفی قدرتهای مقدسی بود که جامعه آن روز اروپا را نظراً و عملاً به طور کامل در تسخیر خود داشت.
🌐 متن کامل این سخنرانی
🌾 @Sedanet | @DrSoroush
صدانت
عبدالکریم سروش: مبانی تئوریک لیبرالیسم (دانشگاه تهران سال ۱۳۷۰) • صدانت
قسمتی از سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش با عنوان «مبانی تئوریک لیبرالیسم»، ایراد شده در دانشکدهی حقوق دانشگاه تهران سال ۱۳۷۰ - منتشر شده در کتاب رازدانی ...
❄️ نگاه مصطفی ملکیان به لیبرالیسم در سال 1378
🔅ناگفته پیداست كه اسلام بنیادگرایانه نه با لیبرالیسم اخلاقی سازگاراست، نه با لیبرالیسم سیاسی، و نه با لیبرالیسم الهیاتی.
🔅و باز، شك نیست كه اسلام تجددگرایانه هم با لیبرالیسم اخلاقی سازگار است، هم با لیبرالیسم سیاسی، و هم با لیبرالیسم الهیاتی. و واقعیت این است كه هر چند تجددگرایی غیر از لیبرالیسم صور و اشكال عدیده دیگری نیز دارد، با این همه طرفدارن كنونی اسلام تجددگرایانه ، در سرتاسر جهان اسلام، در اكثر قریب به اتفاق موارد مسلك لیبرالی دارند.
🔅و اما اسلام سنتگرایانه نسبت به لیبرالیسم اخلاقی موضع موافق، نسبت به لیبرالیسم سیاسی موضعی بینابین دارد. این روایت از اسلام، بیش از آنكه دغدغه تغییر و اصلاح زیرنهادهای سیاسی جامعه را داشته باشد، به تغییر و اصلاح وضع و حال درونی و باطنی یكایك افراد اهتمام میورزد؛ در تضعیف و امحاء امتیازات و تمایزاتی كه لیبرالیسم در مقام الغاء آنهاست با این مسلك اجمالاً توافق دارد؛ ولی در تلقی این مسلك از آزادی سهیم و شریك نیست و تلقیاش از حقوق بشر با تلقی لیبرالی وفاق كامل ندارد؛ برخلاف لیبرالیسم، بشر را همواره در حال پیشرفت نمیداند، بلكه، برعكس، بر نوعی پسرفت معنوی و روحانی آدمیان انگشت «امید» را مینشاند؛ طبیعت آدمی را نیك میداند و آن را نفحه و نفخه الهی میانگارد ولی، با اینهمه، با تلقی لیبرالی از اصالت فرد موافقتی ندارد.
🔅نمیتوان مدعی شد كه اسلام، به نحو اطلاق، با لیبرالیسم ناسازگار است و لیبرالیسم اسلامی و اسلام لیبرالی مفاهیمی متنافیالاجزاء اند. ولی البته میتوان گفت كه یكی از قرائتهای اسلام، یعنی قرائت بنیادگرایانه، با لیبرالیسم نمیسازد. ناگفته نگذارم كه به گمان نگارنده این سطور، غیرقابل دفاعترین قرائت اسلام همان قرائت بنیادگرایانه آن است.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet | @Mostafamalekian
🔅ناگفته پیداست كه اسلام بنیادگرایانه نه با لیبرالیسم اخلاقی سازگاراست، نه با لیبرالیسم سیاسی، و نه با لیبرالیسم الهیاتی.
🔅و باز، شك نیست كه اسلام تجددگرایانه هم با لیبرالیسم اخلاقی سازگار است، هم با لیبرالیسم سیاسی، و هم با لیبرالیسم الهیاتی. و واقعیت این است كه هر چند تجددگرایی غیر از لیبرالیسم صور و اشكال عدیده دیگری نیز دارد، با این همه طرفدارن كنونی اسلام تجددگرایانه ، در سرتاسر جهان اسلام، در اكثر قریب به اتفاق موارد مسلك لیبرالی دارند.
🔅و اما اسلام سنتگرایانه نسبت به لیبرالیسم اخلاقی موضع موافق، نسبت به لیبرالیسم سیاسی موضعی بینابین دارد. این روایت از اسلام، بیش از آنكه دغدغه تغییر و اصلاح زیرنهادهای سیاسی جامعه را داشته باشد، به تغییر و اصلاح وضع و حال درونی و باطنی یكایك افراد اهتمام میورزد؛ در تضعیف و امحاء امتیازات و تمایزاتی كه لیبرالیسم در مقام الغاء آنهاست با این مسلك اجمالاً توافق دارد؛ ولی در تلقی این مسلك از آزادی سهیم و شریك نیست و تلقیاش از حقوق بشر با تلقی لیبرالی وفاق كامل ندارد؛ برخلاف لیبرالیسم، بشر را همواره در حال پیشرفت نمیداند، بلكه، برعكس، بر نوعی پسرفت معنوی و روحانی آدمیان انگشت «امید» را مینشاند؛ طبیعت آدمی را نیك میداند و آن را نفحه و نفخه الهی میانگارد ولی، با اینهمه، با تلقی لیبرالی از اصالت فرد موافقتی ندارد.
🔅نمیتوان مدعی شد كه اسلام، به نحو اطلاق، با لیبرالیسم ناسازگار است و لیبرالیسم اسلامی و اسلام لیبرالی مفاهیمی متنافیالاجزاء اند. ولی البته میتوان گفت كه یكی از قرائتهای اسلام، یعنی قرائت بنیادگرایانه، با لیبرالیسم نمیسازد. ناگفته نگذارم كه به گمان نگارنده این سطور، غیرقابل دفاعترین قرائت اسلام همان قرائت بنیادگرایانه آن است.
🌐 متن کامل این مقاله
🌾 @Sedanet | @Mostafamalekian
صدانت
مقاله مصطفی ملکیان با عنوان «سخنی در چند و چون ارتباط اسلام و لیبرالیسم» • صدانت
1_1_ در اخلاق، لیبرالیسم را میتوان با قانونپرستی یا شرعپرستی۲ و سختگیری یا سخترفتاری۳ در تقابل نهاد. لیبرالیسم از هر یك از این دو آیین
❄️ فلسفه دین چگونه می تواند به دموکراسی کمک کند؟
✍️#وحید_حلاج
🔅یکی از مهم ترین موضوعاتی که در فلسفه دین مورد بررسی قرار می گیرد براهین اثبات وجود خداوند است. مایکل پامر در کتاب "درباره خدا" که به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است براهین وجود اثبات خداوند را به شش دسته 1- برهان وجود شناختی 2- برهان جهان شناختی 3- برهان نظم 4- برهان معجزه 5- برهان اخلاقی و 6- برهان عمل گرایانه تقسیم کرده است. در این کتاب تمام این براهین ابتدا مطرح شده و بعد جرح و تعدیل های صورت گرفته و نقد ها و دفاعیه های آن مطرح شده است. خواننده کتاب را که به پایان می رساند متوجه می شود که هیچ کدام از این براهین نه آنقدر قوی اند که هیچ مخالفی نداشته باشند و نه آنقدر ضعیف اند که هیچ موافقی نداشته باشند. تمام این براهین و براهین دیگری که در این کتاب نیامده است مانند برهان تجربه دینی نقاط قوت و ضعف فراوانی دارند و همین باعث می شود که همچنان زنده بمانند و مورد بحث و بررسی قرار گیرند.
🔅اینطور نیست که براهین اثبات وجود خداوند فقط در فلسفه دین مورد بررسی قرار بگیرند؛ در علم کلام هم به اکثر این براهین پرداخته می شود منتها تفاوت کلام با فلسفه دین در این است که کلام علم دفاعیات است یعنی یک متکلم وجود خداوند را پذیرفته است و نقدهای وارد بر براهین را به عنوان شبهه هایی می نگرد که باید به آن ها پاسخ داد تا گمراهان از گمراهی در آیند. یعنی معمولا دینی که به آن معتقدند را تنها صراط مستقیم می دانند و اگر در بحث های فلسفی اثبات وجود خداوند وارد می شوند از این جهت است که بتوانند با شبهات و گمراهی ها مقابله کنند. اما در فلسفه دین، براهین اثبات وجود خداوند به عنوان ابژه فلسفی مطرح می شوند و فیلسوفان سعی می کنند تا براهین له و علیه را بیاورند و قوت و ضعف آن ها را بسنجند. در واقع در فلسفه دین، بر خلاف علم کلام، صراط مستقیم از پیش ثابت شده ای وجود ندارد به همین خاطر است که در فلسفه دین، فراوان فیلسوفانی می بینیم که به وجود خداوند باور ندارند و فراوان فیلسوفانی می بینیم که وجود خداوند را باور کرده اند.
🔅اتفاقی که در اینجا می افتد یعنی آن عدم قطعیتی که درباره وجود خداوند مطرح می شود چیزی است که اصطلاحا از آن به "ناآشکارگی حقیقت" تعبیر می شود. یعنی حقیقت آنقدر آشکار نیست که همه انسان ها حتما آن را بپذیرند. وجود خداوند مانند قضیه 4=2+2 نیست که تمام انسان ها در آن اتفاق نظر داشته باشند بلکه در هر دو طرف هم انسان های عاقل وجود دارند و هم استدلال هایی که نظرشان را موجه کند. یعنی من که خدا را قبول دارم می بینم که برای باور خودم دلیل قطعی و یقینی ندارم و آن کس که خدا را باور ندارد هم برای عقیده خودش استدلال قطعی و یقینی ندارد. اصطلاحا ارزش معرفت شناختی باور هر دو طرف یکسان است. در این حالت در من نوعی حالت روانشناختی ایجاد می شود که از طرف مقابلم کمتر نفرت داشته باشم و او را بیشتر دوست بدارم چون هر دو -هم خودم و هم او را- در وضعیت معرفت شناختی تقریبا برابری می بینم.
🔅آنچه در دموکراسی اهمیت دارد پذیرفتن حق خود و حق دیگری به صورت توامان است. یعنی علاوه بر این که من حق دارم برای سرنوشت جامعه تصمیم بگیرم دیگری هم همین حق را دارد و این به این معنا است که هیچ کدام ما حق مطلق و باطل مطلق نیستیم و راهی که ما می گوئیم نه کاملا درست است و نه کاملا نادرست. به عبارت دیگر همانگونه که من بهره ای از حقیقت دارم او هم بهره ای از حقیت دارد و لازمه این کار این است که من به ناآشکارگی حقیقت باور داشته باشم یعنی بپذیرم که چون حقیقت آنقدر واضح و یقینی نیست پس هر کدام از ما بهره ای از حقیقت برده ایم گرچه با هم مخالف باشیم. ناآشکارگی حقیقت موجب تقویت روحیه تسامح و تحمل دیگری در ما خواهد شد و این از مهمترین ارکان دموکراسی است.
🌾 @Sedanet
🌾 @vahidhallaj_channel
✍️#وحید_حلاج
🔅یکی از مهم ترین موضوعاتی که در فلسفه دین مورد بررسی قرار می گیرد براهین اثبات وجود خداوند است. مایکل پامر در کتاب "درباره خدا" که به فارسی هم ترجمه و منتشر شده است براهین وجود اثبات خداوند را به شش دسته 1- برهان وجود شناختی 2- برهان جهان شناختی 3- برهان نظم 4- برهان معجزه 5- برهان اخلاقی و 6- برهان عمل گرایانه تقسیم کرده است. در این کتاب تمام این براهین ابتدا مطرح شده و بعد جرح و تعدیل های صورت گرفته و نقد ها و دفاعیه های آن مطرح شده است. خواننده کتاب را که به پایان می رساند متوجه می شود که هیچ کدام از این براهین نه آنقدر قوی اند که هیچ مخالفی نداشته باشند و نه آنقدر ضعیف اند که هیچ موافقی نداشته باشند. تمام این براهین و براهین دیگری که در این کتاب نیامده است مانند برهان تجربه دینی نقاط قوت و ضعف فراوانی دارند و همین باعث می شود که همچنان زنده بمانند و مورد بحث و بررسی قرار گیرند.
🔅اینطور نیست که براهین اثبات وجود خداوند فقط در فلسفه دین مورد بررسی قرار بگیرند؛ در علم کلام هم به اکثر این براهین پرداخته می شود منتها تفاوت کلام با فلسفه دین در این است که کلام علم دفاعیات است یعنی یک متکلم وجود خداوند را پذیرفته است و نقدهای وارد بر براهین را به عنوان شبهه هایی می نگرد که باید به آن ها پاسخ داد تا گمراهان از گمراهی در آیند. یعنی معمولا دینی که به آن معتقدند را تنها صراط مستقیم می دانند و اگر در بحث های فلسفی اثبات وجود خداوند وارد می شوند از این جهت است که بتوانند با شبهات و گمراهی ها مقابله کنند. اما در فلسفه دین، براهین اثبات وجود خداوند به عنوان ابژه فلسفی مطرح می شوند و فیلسوفان سعی می کنند تا براهین له و علیه را بیاورند و قوت و ضعف آن ها را بسنجند. در واقع در فلسفه دین، بر خلاف علم کلام، صراط مستقیم از پیش ثابت شده ای وجود ندارد به همین خاطر است که در فلسفه دین، فراوان فیلسوفانی می بینیم که به وجود خداوند باور ندارند و فراوان فیلسوفانی می بینیم که وجود خداوند را باور کرده اند.
🔅اتفاقی که در اینجا می افتد یعنی آن عدم قطعیتی که درباره وجود خداوند مطرح می شود چیزی است که اصطلاحا از آن به "ناآشکارگی حقیقت" تعبیر می شود. یعنی حقیقت آنقدر آشکار نیست که همه انسان ها حتما آن را بپذیرند. وجود خداوند مانند قضیه 4=2+2 نیست که تمام انسان ها در آن اتفاق نظر داشته باشند بلکه در هر دو طرف هم انسان های عاقل وجود دارند و هم استدلال هایی که نظرشان را موجه کند. یعنی من که خدا را قبول دارم می بینم که برای باور خودم دلیل قطعی و یقینی ندارم و آن کس که خدا را باور ندارد هم برای عقیده خودش استدلال قطعی و یقینی ندارد. اصطلاحا ارزش معرفت شناختی باور هر دو طرف یکسان است. در این حالت در من نوعی حالت روانشناختی ایجاد می شود که از طرف مقابلم کمتر نفرت داشته باشم و او را بیشتر دوست بدارم چون هر دو -هم خودم و هم او را- در وضعیت معرفت شناختی تقریبا برابری می بینم.
🔅آنچه در دموکراسی اهمیت دارد پذیرفتن حق خود و حق دیگری به صورت توامان است. یعنی علاوه بر این که من حق دارم برای سرنوشت جامعه تصمیم بگیرم دیگری هم همین حق را دارد و این به این معنا است که هیچ کدام ما حق مطلق و باطل مطلق نیستیم و راهی که ما می گوئیم نه کاملا درست است و نه کاملا نادرست. به عبارت دیگر همانگونه که من بهره ای از حقیقت دارم او هم بهره ای از حقیت دارد و لازمه این کار این است که من به ناآشکارگی حقیقت باور داشته باشم یعنی بپذیرم که چون حقیقت آنقدر واضح و یقینی نیست پس هر کدام از ما بهره ای از حقیقت برده ایم گرچه با هم مخالف باشیم. ناآشکارگی حقیقت موجب تقویت روحیه تسامح و تحمل دیگری در ما خواهد شد و این از مهمترین ارکان دموکراسی است.
🌾 @Sedanet
🌾 @vahidhallaj_channel
🎙پادكست «جهان شگفت انگیز مغز»
🔅در این پادکست که به تهیه کنندگی سیاوش صفاریانپور و حمایت ستاد توسعه علوم و فناوریهای شناختی ساخته شده است، اسماعيل ميرفخرايى برنامه ساز و ژورناليست كهنه كار راديو و تلويزيون با متخصصان علوم شناختى به گفتگو مينشيند و هر بار به گوشه اى از اين جهان شگفت انگيز ميپردازد.
🔅تا کنون پنج قسمت از این پادکست منتشر شده است که در آن با افرادی چون #آذرخش_مکری ، #محمد_نامی و #سعید_قزوینیان گفتگو شده است.
🌐 دریافت صوت پادکست
🌾 @Sedanet
🌾 @BrainAwareness
🔅در این پادکست که به تهیه کنندگی سیاوش صفاریانپور و حمایت ستاد توسعه علوم و فناوریهای شناختی ساخته شده است، اسماعيل ميرفخرايى برنامه ساز و ژورناليست كهنه كار راديو و تلويزيون با متخصصان علوم شناختى به گفتگو مينشيند و هر بار به گوشه اى از اين جهان شگفت انگيز ميپردازد.
🔅تا کنون پنج قسمت از این پادکست منتشر شده است که در آن با افرادی چون #آذرخش_مکری ، #محمد_نامی و #سعید_قزوینیان گفتگو شده است.
🌐 دریافت صوت پادکست
🌾 @Sedanet
🌾 @BrainAwareness
3danet.net
پادکست «جهان شگفت انگیز مغز»
در پادكست «جهان شگفت انگیز مغز» که به تهیه کنندگی سیاوشصفاریانپور و حمایت ستاد توسعه علوم و فناوریهای شناختی ساخته شده است، اسماعيلميرفخرايى برنامه ساز..
❄️ هشتمین نشست «مسأله فرهنگ»
👤 #مصطفی_ملکیان و #حسن_محدثی
▫️14 بهمن 98
🌐 دریافت صوت و گزارش متن
🌾 @Sedanet | @Mostafamalekian
👤 #مصطفی_ملکیان و #حسن_محدثی
▫️14 بهمن 98
🌐 دریافت صوت و گزارش متن
🌾 @Sedanet | @Mostafamalekian
صدانت
هشتمین نشست «مسأله فرهنگ» با حضور مصطفی ملکیان و حسن محدثی • صدانت
نشست مسأله فرهنگ عصر امروز با حضور مصطفی ملکیان، محقق، مولف و مترجم فلسفه و حسن محدثی، عضو هیات علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه آزاد اسلامی...
❄️ نشست «نلسون ماندلا، الگوی بردباری در سیاستورزی»
روز سهشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸، به همت دفتر همکاریهای علمی بینالمللی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نشست «نلسون ماندلا، الگوی بردباری در سیاستورزی (با نگاهی به کتاب با ماندلا در کشور رنگین کمان)» برگزار شد. سخنرانان این جلسه مصطفی محققداماد، علیرضا قزیلی، محمدمهدی مجاهدی و جاوید قربان اوغلی (مولف کتاب) بودند.
🌐 دریافت صوت و گزارش متن
🌾 @ihcss
🌾 @Sedanet
🌾 @MMojahedi
روز سهشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸، به همت دفتر همکاریهای علمی بینالمللی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، نشست «نلسون ماندلا، الگوی بردباری در سیاستورزی (با نگاهی به کتاب با ماندلا در کشور رنگین کمان)» برگزار شد. سخنرانان این جلسه مصطفی محققداماد، علیرضا قزیلی، محمدمهدی مجاهدی و جاوید قربان اوغلی (مولف کتاب) بودند.
🌐 دریافت صوت و گزارش متن
🌾 @ihcss
🌾 @Sedanet
🌾 @MMojahedi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جماعتِ هدفمند
👤 بیانکا هِیمینگ
تد - زیرنویس فارسی
#روابط_عمیق #همدلی
🔸مترجم: عرفان کشانی
▫️لینک ویدئو با کیفیت بالا در آپارات
🌾 @Sedanet
👤 بیانکا هِیمینگ
تد - زیرنویس فارسی
#روابط_عمیق #همدلی
🔸مترجم: عرفان کشانی
▫️لینک ویدئو با کیفیت بالا در آپارات
🌾 @Sedanet
اخیرا آرش نراقی ویدئویی پیرامون "پرونده لیبرالیسم و آرش نراقی" در کانال یوتوبشان منتشر کردند و در آن، تفاوت حکومتِ مطلوبِ خود را با حکومت مطلوب عبدالکریم سروش و محسن کدیور شرح و به نقدهای وارد شده پاسخ دادند.
این ویدئو 48 دقیقهای را میتوانید در یوتوب یا آپارات ببینید یا از انبار صدانت دانلود کنید. فایل صوتی آن نیز در انبار صدانت قابل دریافت است.
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
این ویدئو 48 دقیقهای را میتوانید در یوتوب یا آپارات ببینید یا از انبار صدانت دانلود کنید. فایل صوتی آن نیز در انبار صدانت قابل دریافت است.
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
🔷امید آن بود که بحثی علمی بین آیت الله جعفر سبحانی و دکتر حسن محدثی شکل گیرد، نه آنکه عالمی خواستار بستن دهان معلمی شود.
پس از نشست «مسأله فرهنگ» در 14 بهمن 98 که در آن حسن محدثی به گفتگو با مصطفی ملکیان نشست؛ روزنامه اطلاعات در 16 بهمن گزارشی از آن نشست منتشر میکند. جعفر سبحانی پس از مطالعه آن، طی نامهای خواستار ایجاد محدودیت برای حسن محدثی میشود. حسن محدثی نیز طی نامهای در کانال تلگرامی خود پاسخی به ایشان میدهد.
🌾 @Sedanet
پس از نشست «مسأله فرهنگ» در 14 بهمن 98 که در آن حسن محدثی به گفتگو با مصطفی ملکیان نشست؛ روزنامه اطلاعات در 16 بهمن گزارشی از آن نشست منتشر میکند. جعفر سبحانی پس از مطالعه آن، طی نامهای خواستار ایجاد محدودیت برای حسن محدثی میشود. حسن محدثی نیز طی نامهای در کانال تلگرامی خود پاسخی به ایشان میدهد.
🌾 @Sedanet
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 حق نا حق بودن به چه معنا؟
👤 #آرش_نراقی
مشاهده در یوتوب | مشاهده در آپارات
این کلیپ برشی از ویدئو "ملاحظاتی انتقادی درباره نظریه حکومت نزد نواندیشان دینی" است.
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
👤 #آرش_نراقی
مشاهده در یوتوب | مشاهده در آپارات
این کلیپ برشی از ویدئو "ملاحظاتی انتقادی درباره نظریه حکومت نزد نواندیشان دینی" است.
🌾 @Sedanet
🌾 @Arash_naraghi
❄️ تحلیل ساختار شخصیتی و نظام فکری شیخ اشراق
با تمرکز بر محورهای تأثیرگذار آنها بر حکیمان مسلمان
✍️ پری ایرانمنش (دانشآموختۀ دکتری ایرانشناسی از دانشگاه کالیفرنیا)
🔅در تقسیمی غیرجامع، تاریخ فلسفة اسلامی به سه رویکرد مشایی، اشراقی و حکمت متعالیه تقسیم میشود. بنیانگذار فلسفة اشراق از پرنفوذترین حکمای مسلمان است که هم بهلحاظ منش و شخصیت، و هم بهلحاظ ساختار اندیشه تأثیر شگرفی در جریانهای بعدی خود، خاصه حکمت متعالیه، عرفان نظری، و حوزههای مطالعاتی دیگری چون دینشناسی تطبیقی، بازخوانی فلسفة پیشاارسطویی، و نیز مطالعات ایرانی بر جای نهاد.
🔅این تأثیرگذاری را میتوان در سه حوزه ترسیم نمود: 1) شخصیت و منش خاص شیخ اشراق؛ 2) روششناسی او در مطالعات فلسفی و دینشناختی؛ و 3) دستاوردهای فلسفی، منطقی و معرفتشناختی.
🔅این نوشتار با روش توصیفی ـ تحلیلی ابتدا شخصیت شیخ را براساس چارچوب نظریة شخصیت یونگ مشخص کرده، و مهمترین تأثیرات شخصیتی او را بر حکیمان بعدی میکاود؛ سپس در ادامه برجستگیهای وی در حوزة روششناسی و دستاورهای فلسفی، منطقی و معرفتشناختی را که اهمیت جریانسازی دارند، کنکاش میکند تا از سویی محورهای تأثیرگذاری یادشده را با دادههای متقن معلوم نماید و از سوی دیگر اثبات کند که ساختار فکری شیخ اشراق از ساختار فکری فلسفة مشاء کاملاً جدا بوده و ویژگیهای یک مکتب فلسفی متمایز را دارد.
🌐 مطالعه کامل این مقاله + PDF
🌾 @Sedanet
با تمرکز بر محورهای تأثیرگذار آنها بر حکیمان مسلمان
✍️ پری ایرانمنش (دانشآموختۀ دکتری ایرانشناسی از دانشگاه کالیفرنیا)
🔅در تقسیمی غیرجامع، تاریخ فلسفة اسلامی به سه رویکرد مشایی، اشراقی و حکمت متعالیه تقسیم میشود. بنیانگذار فلسفة اشراق از پرنفوذترین حکمای مسلمان است که هم بهلحاظ منش و شخصیت، و هم بهلحاظ ساختار اندیشه تأثیر شگرفی در جریانهای بعدی خود، خاصه حکمت متعالیه، عرفان نظری، و حوزههای مطالعاتی دیگری چون دینشناسی تطبیقی، بازخوانی فلسفة پیشاارسطویی، و نیز مطالعات ایرانی بر جای نهاد.
🔅این تأثیرگذاری را میتوان در سه حوزه ترسیم نمود: 1) شخصیت و منش خاص شیخ اشراق؛ 2) روششناسی او در مطالعات فلسفی و دینشناختی؛ و 3) دستاوردهای فلسفی، منطقی و معرفتشناختی.
🔅این نوشتار با روش توصیفی ـ تحلیلی ابتدا شخصیت شیخ را براساس چارچوب نظریة شخصیت یونگ مشخص کرده، و مهمترین تأثیرات شخصیتی او را بر حکیمان بعدی میکاود؛ سپس در ادامه برجستگیهای وی در حوزة روششناسی و دستاورهای فلسفی، منطقی و معرفتشناختی را که اهمیت جریانسازی دارند، کنکاش میکند تا از سویی محورهای تأثیرگذاری یادشده را با دادههای متقن معلوم نماید و از سوی دیگر اثبات کند که ساختار فکری شیخ اشراق از ساختار فکری فلسفة مشاء کاملاً جدا بوده و ویژگیهای یک مکتب فلسفی متمایز را دارد.
🌐 مطالعه کامل این مقاله + PDF
🌾 @Sedanet
صدانت
مقاله پری ایرانمنش با عنوان «تحلیل ساختار شخصیتی و نظام فکری شیخ اشراق ، با تمرکز بر محورهای تأثیرگذار آنها بر حکیمان مسلمان»…
شهابالدین یحیبن حبشبن امیرک ابولفتوح سهروردی، ملقب به شیخ اشراق ، همانند یعقوببن اسحاق کندی، ابونصر فارابی، بوعلیسینا، خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا ..
🎥 بهرام بیضایی: زن در اساطیر ایران
مشاهده در آپارات | یوتوب
Camera and Edit: Sabereh Kashi
Audio: Keyoumars Khosraviani
Video Production: Woven Multimedia
First Bi-Annual NeekOn Festival
Golden Gate Park & de Young Museum
San Francisco - September 26th 2015
🌾 @Sedanet
مشاهده در آپارات | یوتوب
Camera and Edit: Sabereh Kashi
Audio: Keyoumars Khosraviani
Video Production: Woven Multimedia
First Bi-Annual NeekOn Festival
Golden Gate Park & de Young Museum
San Francisco - September 26th 2015
🌾 @Sedanet
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
بهرام بیضایی: زن در اساطیر ایران
Camera and Edit: Sabereh Kashi
Audio: Keyoumars Khosraviani
Video Production: Woven Multimedia
First Bi-Annual NeekOn Festival
Golden Gate Park de Young Museum
San Francisco - September 26th 2015
Audio: Keyoumars Khosraviani
Video Production: Woven Multimedia
First Bi-Annual NeekOn Festival
Golden Gate Park de Young Museum
San Francisco - September 26th 2015
❄️ قطبی سازی، ویروس گفتوگو است
✍️ #کاوه_بهبهانی
🔅یکی از بدافزارهای گفتوگو، قطبی شدن بحث است. اینکه دو طرف بحث در شالودهها باهم مخالف باشند و عزمی هم برای مصالحه و کنار آمدن در کار نباشد. در این شرایط آدمها اغلب «طریق جدل» پیش میگیرند و رگ گردن کلفت میکنند. اینکه حق و باطل کجاست بحث دیگری است. از قضا در این جدل کردنها راست و ناراست درهم میآمیزند و زیر غبار جدال مکتوم میمانند. عقلانیت انگار طمانینهای میطلبد ورای طور قطبی شدن گفتوگو.
🔅روانشناسی اجتماعی به ما میآموزد که در این شرایط دو طرف بحث از میان انبوهی از شواهد له و علیه صرفا شواهد موید دیدگاه خود را بر خواهند گزید و شواهد مخالف را نادیده میگیرند؛ حال آنکه لازمه یک بحثوفحص خردپسند، حساس بودن و گشادهرویی به همه شواهد و دلایل است. خلاصه اینکه ویروس گفتوگو در پرتو تعقل، قطبی شدن است. اما آیا ضدویروسی هم هست؟
🔅در گفتوگوهای قطبی دو اتفاق مهم رخ میدهد: یکی اینکه آدمی منیت (یا ایگوی) خود را با باورهایش پیوند میزند و کیستی خود را با پندارش تعریف میکند. «من» آدمی میشود کسی که معتقد است «الف ب است» . اگر این باور را از او بگیرید چیزی از او کاستهاید و هویت او را زائل کردهاید. آدمی از همان دوران طفولیت در پی «ابژه ثبات» میگردد. او مدام در پی جای سفت و حصن حصینی است که خود را با آن تعریف کند. این میشود که باورهای انسان برای او هویت به ارمغان میآورند و ابژه ثباتش را به او برمیگردانند. به همین دلیل است که آدمی با شور و حرارت از سپهر باورهای خود دفاع میکند تا آنچه را ابژه ثبات پنداشته از دست ندهد و کیستی خود را قوام بخشد.
همین امر موجب اتفاق دومی است: آدمی عواطف و هیجانات خود را نیز با باورهایش پیوند میزند: پندار خود را دوست دارد و از دست کسی که بخواهد اعتقادات او را دگرگون کند، خشمگین خواهد شد.
🔅انسان خردمند اما این معادله را با معادله دیگر تاخت میزند. «من= موجودی که مدام در طلب خردمندتر شدن میکوشد.» لازمه خردمندی این است که آدمی هویت خود را با باوری تعریف و تحدید نکند و در عوض آماده رها کردن اعتقادات خود باشد. ضدویروسی اگر باشد در گسستن پیوند «من» از ساحت پندار آدمی است. الگوی گفتوگو باید بهجای نزاع خواستهای متنازع دو طرف بدل شود به تقلایی دوسویه برای کاستن از جهل و بیخردی آدمی.
🌾 @Sedanet
🌾 @Sophia_Kaveh
✍️ #کاوه_بهبهانی
🔅یکی از بدافزارهای گفتوگو، قطبی شدن بحث است. اینکه دو طرف بحث در شالودهها باهم مخالف باشند و عزمی هم برای مصالحه و کنار آمدن در کار نباشد. در این شرایط آدمها اغلب «طریق جدل» پیش میگیرند و رگ گردن کلفت میکنند. اینکه حق و باطل کجاست بحث دیگری است. از قضا در این جدل کردنها راست و ناراست درهم میآمیزند و زیر غبار جدال مکتوم میمانند. عقلانیت انگار طمانینهای میطلبد ورای طور قطبی شدن گفتوگو.
🔅روانشناسی اجتماعی به ما میآموزد که در این شرایط دو طرف بحث از میان انبوهی از شواهد له و علیه صرفا شواهد موید دیدگاه خود را بر خواهند گزید و شواهد مخالف را نادیده میگیرند؛ حال آنکه لازمه یک بحثوفحص خردپسند، حساس بودن و گشادهرویی به همه شواهد و دلایل است. خلاصه اینکه ویروس گفتوگو در پرتو تعقل، قطبی شدن است. اما آیا ضدویروسی هم هست؟
🔅در گفتوگوهای قطبی دو اتفاق مهم رخ میدهد: یکی اینکه آدمی منیت (یا ایگوی) خود را با باورهایش پیوند میزند و کیستی خود را با پندارش تعریف میکند. «من» آدمی میشود کسی که معتقد است «الف ب است» . اگر این باور را از او بگیرید چیزی از او کاستهاید و هویت او را زائل کردهاید. آدمی از همان دوران طفولیت در پی «ابژه ثبات» میگردد. او مدام در پی جای سفت و حصن حصینی است که خود را با آن تعریف کند. این میشود که باورهای انسان برای او هویت به ارمغان میآورند و ابژه ثباتش را به او برمیگردانند. به همین دلیل است که آدمی با شور و حرارت از سپهر باورهای خود دفاع میکند تا آنچه را ابژه ثبات پنداشته از دست ندهد و کیستی خود را قوام بخشد.
همین امر موجب اتفاق دومی است: آدمی عواطف و هیجانات خود را نیز با باورهایش پیوند میزند: پندار خود را دوست دارد و از دست کسی که بخواهد اعتقادات او را دگرگون کند، خشمگین خواهد شد.
🔅انسان خردمند اما این معادله را با معادله دیگر تاخت میزند. «من= موجودی که مدام در طلب خردمندتر شدن میکوشد.» لازمه خردمندی این است که آدمی هویت خود را با باوری تعریف و تحدید نکند و در عوض آماده رها کردن اعتقادات خود باشد. ضدویروسی اگر باشد در گسستن پیوند «من» از ساحت پندار آدمی است. الگوی گفتوگو باید بهجای نزاع خواستهای متنازع دو طرف بدل شود به تقلایی دوسویه برای کاستن از جهل و بیخردی آدمی.
🌾 @Sedanet
🌾 @Sophia_Kaveh
❄️ تیرماه 96، موسی غنی نژاد در مجله مهرنامه و در نوشتاری با عنوان «آزادی سیاسی، آزادی اقتصادی و دموکراسی» مشکل اغلب روشنفکران را عدم آشنایی با حداقل های دانش اقتصادی و مبانی آن اعلام میکند.
❄️ غنینژاد در مقدمه طولانی چاپ جدید کتاب جامعه مدنی -که در دیماه 98 در مجله سیاستنامه نیز منتشر شد- به تفصیل به تبار چپ اصلاحطلبان و مفهوم روشنفکری دینی و مغفول ماندن بحث اقتصاد بازار آزاد (سرمایهداری) و اهمیت توسعه اقتصادی برای تحقق مفهوم جامعه مدنی میپردازد.
❄️ پس از آن علیرضا علویتبار در نوشتار «آزادیخواهی در مسلخ برابریستیزی» به پنج ادعای این مقاله، پیرامون مفهوم روشنفکری دینی، نسبت آزادیخواه سیاسی و اقتصاد سرمایهداری، اصلاحطلبان و اقتصاد آزاد و نسبت توسعه اقتصادی با توسعه سیاسی پاسخ میدهد. علویتبار به طور خلاصه در تلاش است نشان دهد مفهوم روشنفکری دینی تناقضی ندارد و اگرچه به طور تاریخی سرمایهداری و دموکراسی همراه بودهاند اما چنین همراهیای ضرورت منطقی ندارد و با یادآوری مفهوم اصلی لیبرالیسم (دستیابی به حداکثر آزادی و خودمختاری ممکن و مسئولانه فردی در جامعه) و تاکید بر اهمیت حقوق اقتصادی-اجتماعی (چیزی که به زعم او در نگرش سرمایهداری کمرنگ است) در تلاش است که نشان دهد تناقضی در اندیشههای اصلاحطلبان نیست بلکه مسئله به اختلافنظر برمیگردد. و متذکر میشود ایجاد و تقویت نهادهای اصلی که بستر رشد اقتصادی هستند از مضامین توسعه سیاسیاند و بنابراین تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی نه من درآوردی است و نه نادرست. او در پایان مینویسد مشکل دکتر غنینژاد این است که برخی باورهای خود را بدیهی تلقی کرده و دیگران را به ندانستن متهم میکند.
❄️ غنینژاد در یادداشت «خردگریزی روشنفکری دینی» و در پاسخ به علویتبار میگوید ایشان گزینشی و بدون نقل قول مستقیم، تصورات آشفتهای را به من نسبت داده و پاسخ دادهاند، پاسخی که آکنده از تناقض و مغالطه است. در ادامه مینویسد علویتبار در ترسیم چهره اصلاحطلبان اصلا جایی برای چپها نگذاشته و درصدد ارائه چهره معصومانه بودهاند. در حالیکه افراد برجسته اصلاحطلبان چپهای افراطی بودند. پس از آن درباره مفهوم روشنفکری دینی نیز مینویسد تصور آقای علویتبار درباره نومینالیسم و جایگاه آن در اندیشه مدرن دقیق نیست و این تصور آشفته حتی به تلقی ایشان از مفهوم لیبرالیسم رسیده است و تعریف علویتبار از لیبرالیسم ناقص، نااستوار و آکنده از تناقض است و از باب مثال مالکیت خصوصی را در درجه دوم اهمیت قرار میدهند در حالیکه هیچ مفهومی از آزادی بدون مالکیت شخصی قابل تصور نیست چرا که پیششرط هر تصمیم فردی آزادانه، مالکیت فرد بر جان و مال خود است و مالکیت شخصی یک رابطه ضروری و درجه اول با آزادی دارد. غنینژاد همچنین دموکراسی را در بهترین حالت وسیلهای برای حل و فصل اختلافات و مسئله انتقال قدرت میداند و خیر بالذات نیست و بنابراین تنها زمانی منشأ خیر است که در خدمت نظام مبتنی بر حاکمیت قانون و لیبرال باشد. و در نهایت تفکیک توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی را ناصواب دانستهاند و آن دو را شاخه یک ریشه دانستهاند.
❄️ علویتبار در یادداشتی دیگر تحت عنوان «اختیارگرایی پوشش محافظهکاری» باز بحث تعریف روشنفکری دینی را پیش میکشند و بر ادعای خود مبنی بر ذاتگرایانه بودن تعریف غنینژاد از روشنفکری دینی پافشاری میکند. ذاتگراییای که بر خلاف نومیمالیسمی است که غنینژاد خود را در ذیل آن نگرش قرار داده است. و پس از این، تلقی ایشان از دموکراسی را مورد نقد قرار میدهند و مینویسد دموکراسی روشی برای تصمیمگیری جمعی است که مستلزم پذیرش سه محور حاکمیت مردم، برابری سیاسی شهروندان و حکمرانی اکثریت همراه با رعایت حقوق اقلیت است. لذا چنین چیزی هرگز مثلاً با فاشیسم جمع نخواهد شد. در بحث لیبرالیسم نیز تعریف غنینژاد از لیبرالیسم را مترادف لیبرتارینیسم یا اختیارگرایی دانستهاند که به این ترتیب هر کس لیبرتارین نباشد را از جمع لیبرالها کنار میگذارد و مسئله خیر بودن برابری اجتماعی را مطرح میکنند، چیزی که به زعم او نزد غنینژاد خیر نیست.
❄️ غنینژاد در یادداشت «اصلاحطلبی التقاطی» و در پاسخ به علویتبار مینویسد متناقض بودن مفهوم روشنفکری دینی تنها به اندکی عقل سلیم نیاز دارد و بعد از آن از مطالب خود درباره دموکراسی دفاع میکند. و در بحث لیبرالیسم تاکید میکند که هر تعریفی از آزادی مسبوق به فرض مالکیت فردی یا شخصی است. سپس در بحث توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی مینویسد استقلال جامعه مدنی از قدرت سیاسی در درجه نخست مستلزم استقلال اقتصادی است. و در نهایت متذکر میشود که هیچگاه نه محافظهکار بوده و نه راستگرا.
🔸برای مطالعه متن کامل نوشتارها، لینکها را لمس کنید.
🌾 @Sedanet
🌾 @ghaninejad_mousa
🌾 @BoomrangInstitute
🌾 @mashghenowofficial
❄️ غنینژاد در مقدمه طولانی چاپ جدید کتاب جامعه مدنی -که در دیماه 98 در مجله سیاستنامه نیز منتشر شد- به تفصیل به تبار چپ اصلاحطلبان و مفهوم روشنفکری دینی و مغفول ماندن بحث اقتصاد بازار آزاد (سرمایهداری) و اهمیت توسعه اقتصادی برای تحقق مفهوم جامعه مدنی میپردازد.
❄️ پس از آن علیرضا علویتبار در نوشتار «آزادیخواهی در مسلخ برابریستیزی» به پنج ادعای این مقاله، پیرامون مفهوم روشنفکری دینی، نسبت آزادیخواه سیاسی و اقتصاد سرمایهداری، اصلاحطلبان و اقتصاد آزاد و نسبت توسعه اقتصادی با توسعه سیاسی پاسخ میدهد. علویتبار به طور خلاصه در تلاش است نشان دهد مفهوم روشنفکری دینی تناقضی ندارد و اگرچه به طور تاریخی سرمایهداری و دموکراسی همراه بودهاند اما چنین همراهیای ضرورت منطقی ندارد و با یادآوری مفهوم اصلی لیبرالیسم (دستیابی به حداکثر آزادی و خودمختاری ممکن و مسئولانه فردی در جامعه) و تاکید بر اهمیت حقوق اقتصادی-اجتماعی (چیزی که به زعم او در نگرش سرمایهداری کمرنگ است) در تلاش است که نشان دهد تناقضی در اندیشههای اصلاحطلبان نیست بلکه مسئله به اختلافنظر برمیگردد. و متذکر میشود ایجاد و تقویت نهادهای اصلی که بستر رشد اقتصادی هستند از مضامین توسعه سیاسیاند و بنابراین تقدم توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی نه من درآوردی است و نه نادرست. او در پایان مینویسد مشکل دکتر غنینژاد این است که برخی باورهای خود را بدیهی تلقی کرده و دیگران را به ندانستن متهم میکند.
❄️ غنینژاد در یادداشت «خردگریزی روشنفکری دینی» و در پاسخ به علویتبار میگوید ایشان گزینشی و بدون نقل قول مستقیم، تصورات آشفتهای را به من نسبت داده و پاسخ دادهاند، پاسخی که آکنده از تناقض و مغالطه است. در ادامه مینویسد علویتبار در ترسیم چهره اصلاحطلبان اصلا جایی برای چپها نگذاشته و درصدد ارائه چهره معصومانه بودهاند. در حالیکه افراد برجسته اصلاحطلبان چپهای افراطی بودند. پس از آن درباره مفهوم روشنفکری دینی نیز مینویسد تصور آقای علویتبار درباره نومینالیسم و جایگاه آن در اندیشه مدرن دقیق نیست و این تصور آشفته حتی به تلقی ایشان از مفهوم لیبرالیسم رسیده است و تعریف علویتبار از لیبرالیسم ناقص، نااستوار و آکنده از تناقض است و از باب مثال مالکیت خصوصی را در درجه دوم اهمیت قرار میدهند در حالیکه هیچ مفهومی از آزادی بدون مالکیت شخصی قابل تصور نیست چرا که پیششرط هر تصمیم فردی آزادانه، مالکیت فرد بر جان و مال خود است و مالکیت شخصی یک رابطه ضروری و درجه اول با آزادی دارد. غنینژاد همچنین دموکراسی را در بهترین حالت وسیلهای برای حل و فصل اختلافات و مسئله انتقال قدرت میداند و خیر بالذات نیست و بنابراین تنها زمانی منشأ خیر است که در خدمت نظام مبتنی بر حاکمیت قانون و لیبرال باشد. و در نهایت تفکیک توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی را ناصواب دانستهاند و آن دو را شاخه یک ریشه دانستهاند.
❄️ علویتبار در یادداشتی دیگر تحت عنوان «اختیارگرایی پوشش محافظهکاری» باز بحث تعریف روشنفکری دینی را پیش میکشند و بر ادعای خود مبنی بر ذاتگرایانه بودن تعریف غنینژاد از روشنفکری دینی پافشاری میکند. ذاتگراییای که بر خلاف نومیمالیسمی است که غنینژاد خود را در ذیل آن نگرش قرار داده است. و پس از این، تلقی ایشان از دموکراسی را مورد نقد قرار میدهند و مینویسد دموکراسی روشی برای تصمیمگیری جمعی است که مستلزم پذیرش سه محور حاکمیت مردم، برابری سیاسی شهروندان و حکمرانی اکثریت همراه با رعایت حقوق اقلیت است. لذا چنین چیزی هرگز مثلاً با فاشیسم جمع نخواهد شد. در بحث لیبرالیسم نیز تعریف غنینژاد از لیبرالیسم را مترادف لیبرتارینیسم یا اختیارگرایی دانستهاند که به این ترتیب هر کس لیبرتارین نباشد را از جمع لیبرالها کنار میگذارد و مسئله خیر بودن برابری اجتماعی را مطرح میکنند، چیزی که به زعم او نزد غنینژاد خیر نیست.
❄️ غنینژاد در یادداشت «اصلاحطلبی التقاطی» و در پاسخ به علویتبار مینویسد متناقض بودن مفهوم روشنفکری دینی تنها به اندکی عقل سلیم نیاز دارد و بعد از آن از مطالب خود درباره دموکراسی دفاع میکند. و در بحث لیبرالیسم تاکید میکند که هر تعریفی از آزادی مسبوق به فرض مالکیت فردی یا شخصی است. سپس در بحث توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی مینویسد استقلال جامعه مدنی از قدرت سیاسی در درجه نخست مستلزم استقلال اقتصادی است. و در نهایت متذکر میشود که هیچگاه نه محافظهکار بوده و نه راستگرا.
🔸برای مطالعه متن کامل نوشتارها، لینکها را لمس کنید.
🌾 @Sedanet
🌾 @ghaninejad_mousa
🌾 @BoomrangInstitute
🌾 @mashghenowofficial
🔷معرفی چند کانال مفید کمتر دیده شده
🔸بابک عباسی
@eudemonia
🔸هومن پناهنده
@gashthaa
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔸اطلاعرسانی نشستهای فرهنگی و علوم انسانی
@news_sedanet
🔸اطلاع رسانی رویدادهای حوزهی علوم شناختی
@shenakhtevent
🔸اطلاع رسانی رویدادهای حوزهی اقتصادی
@Economicsevents
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
🔸بابک عباسی
@eudemonia
🔸هومن پناهنده
@gashthaa
🔸شرح آرزومندی
@sharhe_arezoomandi
🔸اطلاعرسانی نشستهای فرهنگی و علوم انسانی
@news_sedanet
🔸اطلاع رسانی رویدادهای حوزهی علوم شناختی
@shenakhtevent
🔸اطلاع رسانی رویدادهای حوزهی اقتصادی
@Economicsevents
☘️ مرجع کاملتری از کانال های مفید
❄️اخلاق آکادمیک و مسئولیت اجتماعی جامعه دانشگاهی
👤 #مصطفی_ملکیان و #نعمت_الله_فاضلی
🔅نشست علمی «اخلاق آکادمیک و مسئولیت اجتماعی جامعه دانشگاهی» با سخنرانی مصطفی ملکیان و دکتر نعمت الله فاضلی مورخ 26 بهمن 98 در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزار شد.
🌐 دریافت صوت سخنرانیها به همراه پرسش و پاسخ
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
👤 #مصطفی_ملکیان و #نعمت_الله_فاضلی
🔅نشست علمی «اخلاق آکادمیک و مسئولیت اجتماعی جامعه دانشگاهی» با سخنرانی مصطفی ملکیان و دکتر نعمت الله فاضلی مورخ 26 بهمن 98 در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران برگزار شد.
🌐 دریافت صوت سخنرانیها به همراه پرسش و پاسخ
🌾 @Sedanet
🌾 @Mostafamalekian
صدانت
نشست علمی «اخلاق آکادمیک و مسئولیت اجتماعی جامعه دانشگاهی» با سخنرانی مصطفی ملکیان و نعمت الله فاضلی • صدانت
نشست علمی «اخلاق آکادمیک و مسئولیت اجتماعی جامعه دانشگاهی» با سخنرانی استاد مصطفی ملکیان و دکتر نعمت الله فاضلی مورخ 26 بهمن 98 در دانشکده روانشناسی..
🗞 آه از آن نرگس جادو که چه «بازی» انگیخت!
✍️ حسین دباغ
🔅جهانی را تصور کنید که در آن آدمیان هر کاری را فقط برای انجام همان کار می کنند و نه به قصد چیزی دیگر. اگر ورزش می کنند فقط برای ورزش کردن ورزش می کنند. اگر غذا می خورند فقط برای غذا خوردن غذا می خوردند. اگر رابطه جنسی برقرار می کنند فقط برای انجام رابطه جنسی چنین می کنند و هکذا. در حقیقت، ورزش نمی کنند تا برای مثال لاغر شوند. غذا نمی خورند تا برای مثال لذت ببرند. رابطه جنسی برقرار نمی کنند تا برای مثال لذت ببرند یا فرزندی به دنیا بیاورند.
🔅گویی در این عالم آدمیان به سان کامپیوتری می مانند که مغز آنان از انجام هر امری فقط انجام همان امر را «مراد» می کند. مغز آدمیان در این عالم یک مغز بدون «تخیل» است که کاری را برحسب امر دیگری انجام نمیدهد. بلکه به سان یک ربات اگر راه می روند مغز آنان فقط و فقط دستور راه رفتن را «مراد» می کند و نه چیز دیگر. چنین عالمی را از آنجا که هر امری محض همان امر رخ می دهد عالم حقیقت بنامیم.
🔅اما در جهانی دیگر، در همین نزدیکی، آدمیان اینگونه نیستند. عموم افعال آنان نه برای خود آن فعل که برای هدف دیگری انجام می شود. عموم آدمیان در این عالم اگر برای مثال شنا می کنند فقط برای شنا کردن شنا نمی کنند بلکه برای لذت بردن از آبتنی کردن شنا می کنند. اگر خانه می سازند فقط برای خانه ساختن خانه نمی سازند. بلکه برای نفع حاصل از فروش آن یا برای سرپناه گرفتن عمارتی علم می کنند.
🔅اگر موسیقی می نوازند یا گوش می دهند فقط برای گوش دادن به موسیقی یا نواختن آن چنین نمی کنند بلکه برای لذت بردن از آن چنین می کنند و قس علی هذا. در این عالم آدمیان با «تخیلِ» چیزی دیگر زندگی میکنند. گویی مغز آنان ناخودآگاه برای انجام افعال گوناگون «چیز» دیگری مراد می کند. به همین سبب، افعال را نه برای محض انجام خود آن فعل بلکه به سبب امر دیگری که تخیل میکنند و به تصویر می کشند انجام می دهند. چنین عالمی را از آنجا که هر امری محضا برای انجام همان امر رخ نمی دهد عالم مجاز بنامیم.
🔅حال بپرسیم کدام یک از این دو عالم رنج کمتری برای زیستن به آدمی تحمیل می کند؟ مجاز یا حقیقت؟
🌐 مطالعه در صدانت
🌐 دریافت از academia.edu
🌾 @Sedanet
🌾 @hossein_dabbagh
✍️ حسین دباغ
🔅جهانی را تصور کنید که در آن آدمیان هر کاری را فقط برای انجام همان کار می کنند و نه به قصد چیزی دیگر. اگر ورزش می کنند فقط برای ورزش کردن ورزش می کنند. اگر غذا می خورند فقط برای غذا خوردن غذا می خوردند. اگر رابطه جنسی برقرار می کنند فقط برای انجام رابطه جنسی چنین می کنند و هکذا. در حقیقت، ورزش نمی کنند تا برای مثال لاغر شوند. غذا نمی خورند تا برای مثال لذت ببرند. رابطه جنسی برقرار نمی کنند تا برای مثال لذت ببرند یا فرزندی به دنیا بیاورند.
🔅گویی در این عالم آدمیان به سان کامپیوتری می مانند که مغز آنان از انجام هر امری فقط انجام همان امر را «مراد» می کند. مغز آدمیان در این عالم یک مغز بدون «تخیل» است که کاری را برحسب امر دیگری انجام نمیدهد. بلکه به سان یک ربات اگر راه می روند مغز آنان فقط و فقط دستور راه رفتن را «مراد» می کند و نه چیز دیگر. چنین عالمی را از آنجا که هر امری محض همان امر رخ می دهد عالم حقیقت بنامیم.
🔅اما در جهانی دیگر، در همین نزدیکی، آدمیان اینگونه نیستند. عموم افعال آنان نه برای خود آن فعل که برای هدف دیگری انجام می شود. عموم آدمیان در این عالم اگر برای مثال شنا می کنند فقط برای شنا کردن شنا نمی کنند بلکه برای لذت بردن از آبتنی کردن شنا می کنند. اگر خانه می سازند فقط برای خانه ساختن خانه نمی سازند. بلکه برای نفع حاصل از فروش آن یا برای سرپناه گرفتن عمارتی علم می کنند.
🔅اگر موسیقی می نوازند یا گوش می دهند فقط برای گوش دادن به موسیقی یا نواختن آن چنین نمی کنند بلکه برای لذت بردن از آن چنین می کنند و قس علی هذا. در این عالم آدمیان با «تخیلِ» چیزی دیگر زندگی میکنند. گویی مغز آنان ناخودآگاه برای انجام افعال گوناگون «چیز» دیگری مراد می کند. به همین سبب، افعال را نه برای محض انجام خود آن فعل بلکه به سبب امر دیگری که تخیل میکنند و به تصویر می کشند انجام می دهند. چنین عالمی را از آنجا که هر امری محضا برای انجام همان امر رخ نمی دهد عالم مجاز بنامیم.
🔅حال بپرسیم کدام یک از این دو عالم رنج کمتری برای زیستن به آدمی تحمیل می کند؟ مجاز یا حقیقت؟
🌐 مطالعه در صدانت
🌐 دریافت از academia.edu
🌾 @Sedanet
🌾 @hossein_dabbagh
صدانت
نوشتار حسین دباغ با عنوان «آه از آن نرگس جادو که چه «بازی» انگیخت!» • صدانت
جهانی را تصور کنید که در آن آدمیان هر کاری را فقط برای انجام همان کار می کنند و نه به قصد چیزی دیگر. اگر ورزش می کنند فقط برای ورزش کردن ورزش می کنند...
🎙«فقدان دیگریِ مهم
👤 #محمود_مقدسی
🔅در این جلسه از «فقدان دیگریِ مهم» صحبت میکنم؛ از معنای این فقدان، از ترسِ آن و از سوگواری ناگزیر برای آن. دیگری مهم کسی است که بخش مهمی از خودمان و جهان را از مسیر اشتیاق او میشناسیم و تجربه میکنیم. ما در کنار او و در نگاه او آرام میگیریم، امن میشویم، قدرت پیدا میکنیم و به زندگیمان معنا میبخشیم. بی نگاه و حضورِ این دیگری مهم، اغلب سرگشتهایم و جهانمان مرکزِ ثقلش را از دست میدهد. این دیگری مهم، الزاماً معشوق ما نیست؛ هر آن کسی است که بیشترین وزن و معنا را در جهان ما دارد. ما، بخشِ مهمی از خودمان را از طریق او ساخته و شناخته ایم و بی او، این بخشِ آشنای ما، بدل به غریبهای میشود که بیش از هر چیز یادآور اوست و ما را با جای خالیِ او روبرو میکند. فقدانِ دیگری مهم، منشأ یکی از مهمترین ترسهای ماست و نبودِ او آزمونی بزرگ پیش روی همه آن چیزی که از خودمان و برای خودمان ساختهایم.
🔅«هستی» شخصیت اصلی رمان راضیه اسلامینسب، در آغاز در خوشیِ حضورِ این دیگری مهم غرق است و تنها گهگاه با ترسِ این فقدان دست و پنجه نرم میکند. امّا جایی در همان آغازِ کتاب، واقعیتِ تدریجی این فقدان (زوال آگاهی حامد در اثر آلزایمر زودترس) به سراغش میآید. این رمان، روایتِ مواجهه تدریجیِ هستی با جای خالی حامد است، جای خالیای که یکباره اتفاق نمی افتد؛ آرام آرام و در دل تجربههای هر روزه بوجود میآید و هستی را با مهمترین پرسشها درباره خود، دیگری، رابطه و معنای زندگی روبرو میکند.
🌐 صوت این سخنرانی
🌾 @Sedanet
🌾 @TheWorldasISee
👤 #محمود_مقدسی
🔅در این جلسه از «فقدان دیگریِ مهم» صحبت میکنم؛ از معنای این فقدان، از ترسِ آن و از سوگواری ناگزیر برای آن. دیگری مهم کسی است که بخش مهمی از خودمان و جهان را از مسیر اشتیاق او میشناسیم و تجربه میکنیم. ما در کنار او و در نگاه او آرام میگیریم، امن میشویم، قدرت پیدا میکنیم و به زندگیمان معنا میبخشیم. بی نگاه و حضورِ این دیگری مهم، اغلب سرگشتهایم و جهانمان مرکزِ ثقلش را از دست میدهد. این دیگری مهم، الزاماً معشوق ما نیست؛ هر آن کسی است که بیشترین وزن و معنا را در جهان ما دارد. ما، بخشِ مهمی از خودمان را از طریق او ساخته و شناخته ایم و بی او، این بخشِ آشنای ما، بدل به غریبهای میشود که بیش از هر چیز یادآور اوست و ما را با جای خالیِ او روبرو میکند. فقدانِ دیگری مهم، منشأ یکی از مهمترین ترسهای ماست و نبودِ او آزمونی بزرگ پیش روی همه آن چیزی که از خودمان و برای خودمان ساختهایم.
🔅«هستی» شخصیت اصلی رمان راضیه اسلامینسب، در آغاز در خوشیِ حضورِ این دیگری مهم غرق است و تنها گهگاه با ترسِ این فقدان دست و پنجه نرم میکند. امّا جایی در همان آغازِ کتاب، واقعیتِ تدریجی این فقدان (زوال آگاهی حامد در اثر آلزایمر زودترس) به سراغش میآید. این رمان، روایتِ مواجهه تدریجیِ هستی با جای خالی حامد است، جای خالیای که یکباره اتفاق نمی افتد؛ آرام آرام و در دل تجربههای هر روزه بوجود میآید و هستی را با مهمترین پرسشها درباره خود، دیگری، رابطه و معنای زندگی روبرو میکند.
🌐 صوت این سخنرانی
🌾 @Sedanet
🌾 @TheWorldasISee
Telegram
بایگانی صدانت
🎙فقدان دیگریِ مهم
👤 محمود مقدّسی
در آئین رونمایی از رمان «گسست»
۱۸ دی ۹۸- تهران
🌾 @Sedanet
🌾 @TheWorldasISee
👤 محمود مقدّسی
در آئین رونمایی از رمان «گسست»
۱۸ دی ۹۸- تهران
🌾 @Sedanet
🌾 @TheWorldasISee