🍃 بحران مطالعه، گفتوگو و نقد در دانشگاه
مصاحبه با خبرگزاری دانشجو (با اصلاح و افزایش)
دکتر هدایت علویتبار
(استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی)
🔅 خبرگزاری دانشجو: یکی از راهکارهای رشد علوم انسانی، گسترش پژوهش و همچنین ترویج امر مطالعه، گفتوگو، نقد و مناظره میان اساتید دانشگاه است. در این خصوص گرچه تاکنون تبلیغات متعددی صورت گرفته اما آنچنان که باید به یک روند جدی در میان دانشگاهیان ما تبدیل نشده است و استادان مسلم اين رشته از یک سو رغبت زیادی به مطالعۀ آثار جدید فلسفی و از سوی دیگر اقبال چنداني به حضور در جلسات گفتوگو و نقد فلسفی ندارند. در راستای بررسی این مسئله با دکتر هدایت علوی تبار، استاد فلسفۀ دانشگاه علامه طباطبایی به گفتوگو نشستهایم.
🔅از متن: وقتی کلمۀ «مد» را میشنویم معمولاً به یاد لباس و مانند آن میافتیم اما باید دانست که در امور فرهنگی و علمی نیز گاهی با این پدیده مواجه میشویم. گاهی دانشجویان و حتی اساتید بدون آنکه موضوعی برای آنان به صورت مسئله درآمده باشد و در نتیجه دغدغۀ پرداختن به آن را داشته باشند، صرفاً به علت رواج موضوع به آن روی میآورند و در واقع همرنگ جماعت میشوند، غافل از اینکه مطالعه زمانی هدفمند است که در پی حل مسئله باشد. انسانی که مسئله دارد و از طریق مطالعه میخواهد مسایل فکری خود را حل کند میتواند امید داشته باشد که به راه حل دست یابد اما اگر مطالعه فقط برای هماهنگ کردن خود با فضای موجود باشد به نتیجه و راه حل نمیرسد زیرا اصلا مسئلهای مطرح نشده تا راه حلی داشته باشد. از سوی دیگر همانطور که اهل مد گاهی لباسی را که از آن خوششان نمیآید فقط برای اینکه مد شده است میپوشند دانشجویان نیز گاهی برای عقب نماندن از غافله، کتابی را که دوست ندارند میخوانند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
مصاحبه با خبرگزاری دانشجو (با اصلاح و افزایش)
دکتر هدایت علویتبار
(استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی)
🔅 خبرگزاری دانشجو: یکی از راهکارهای رشد علوم انسانی، گسترش پژوهش و همچنین ترویج امر مطالعه، گفتوگو، نقد و مناظره میان اساتید دانشگاه است. در این خصوص گرچه تاکنون تبلیغات متعددی صورت گرفته اما آنچنان که باید به یک روند جدی در میان دانشگاهیان ما تبدیل نشده است و استادان مسلم اين رشته از یک سو رغبت زیادی به مطالعۀ آثار جدید فلسفی و از سوی دیگر اقبال چنداني به حضور در جلسات گفتوگو و نقد فلسفی ندارند. در راستای بررسی این مسئله با دکتر هدایت علوی تبار، استاد فلسفۀ دانشگاه علامه طباطبایی به گفتوگو نشستهایم.
🔅از متن: وقتی کلمۀ «مد» را میشنویم معمولاً به یاد لباس و مانند آن میافتیم اما باید دانست که در امور فرهنگی و علمی نیز گاهی با این پدیده مواجه میشویم. گاهی دانشجویان و حتی اساتید بدون آنکه موضوعی برای آنان به صورت مسئله درآمده باشد و در نتیجه دغدغۀ پرداختن به آن را داشته باشند، صرفاً به علت رواج موضوع به آن روی میآورند و در واقع همرنگ جماعت میشوند، غافل از اینکه مطالعه زمانی هدفمند است که در پی حل مسئله باشد. انسانی که مسئله دارد و از طریق مطالعه میخواهد مسایل فکری خود را حل کند میتواند امید داشته باشد که به راه حل دست یابد اما اگر مطالعه فقط برای هماهنگ کردن خود با فضای موجود باشد به نتیجه و راه حل نمیرسد زیرا اصلا مسئلهای مطرح نشده تا راه حلی داشته باشد. از سوی دیگر همانطور که اهل مد گاهی لباسی را که از آن خوششان نمیآید فقط برای اینکه مد شده است میپوشند دانشجویان نیز گاهی برای عقب نماندن از غافله، کتابی را که دوست ندارند میخوانند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
هدایت علویتبار در مصاحبه با خبرگزاری دانشجو: بحران مطالعه، گفتوگو و نقد در دانشگاه • صدانت
از راهکارهای رشد علوم انسانی، گسترش پژوهش و ترویج مطالعه، گفتوگو، نقد و مناظره است. در راستای بررسی این مسئله با دکتر هدایت علوی تبار ...
🍁 شارلاتانیسم: یک تا هفت
✍️ #کاوه_لاجوردی
🍂 اینها لابد نشانههای قطعیای نیست (و وجودشان هم لازمهی شارلاتانیسم نیست)؛ اینقدر هست که وقتی بیش از سه تا را در کسی میبینم جداً به صداقتاش شک میکنم.
🍂 منظورم از "شارلاتان" کسی است که، با هر قصدی، مدعیِ داشتنِ دانشی است که در واقع ندارد و میداند که ندارد (یا دستکم در اوائلِ کارش میدانست که ندارد). در اینجا با شارلاتانیسم در حیطههای علمی سروکار دارم، نه مثلاً با کسی که به دروغ ادعا میکند میتواند بیماریای را درمان کند یا با روحِ الیزابت تیلر حرف بزند. بعضی از اینها که فهرست میکنم شاید در شخصِ بسیار جوانی هم که تازه با موضوعی آشنا شده و هیجانزده شده است و با معیارهای آکادمیک آشنا نیست بروز بکند؛ اما به نظرم از کسی که عنوانِ "استاد" و "دکتر" دارد (و حتی از دانشجوی بعد از لیسانس) پذیرفته نیست.
🔅یک. در بحثاش مکرراً میگوید که وقت ندارد. حتی بخشِ معتنابهی از وقتاش را صرفِ این میکند که بگوید وقت ندارد که همهی حرفهایش را بگوید—پنجاه دقیقه فرصت دارد صحبت کند (و کسی هم قرار نیست حرفاش را قطع کند)، و در هفت دقیقهی اول میگوید که موضوع جدی و مهم است و حیف که فرصت کم است. اهمیت و جدیبودنِ موضوع را هم توضیح نمیدهد؛ فقط میگوید که موضوع بسیار عمیق است و وقت ندارد.
🔅دو. زیاد اسمپرانی میکند. اسمِ دستکم ده نفر از مشاهیرِ بحث را میآورَد، و به هیچ کدام هم ارجاعِ دقیقی نمیدهد.
🔅سه. از او "نمیدانم" یا "بلد نیستم" یا "نخواندهام" زیاد نمیشنوید (و "قطعاً" و "حتماً" زیاد میشنوید).
🔅چهار. عبارات و جملاتِ غامض بهکار میبرَد، و وقتی هم از او بخواهید که دربارهی فلان عبارت که ظاهراً چونان اصطلاحی فنـّی بهکارش میبرد (مثلاً "پارادایمِ ذهنیِ متافیزیکیِ لاک-سپینوزا") کمی توضیح بدهد، عملاً میگوید که اگر با این اصطلاح/موضوع آشنا نیستید اصلاً حق نداشتهاید که واردِ بحث بشوید. مدعا و طرحِ استدلالاش را هم بهصراحت و بهاختصار نمیگوید، حتی اگر خواهش کنید.
🔅پنج. در بحثاش فراتر از مقدمات نمیرود. مثلاً عنوانِ سخنرانیاش میگوید که ناسازگاریای هست بینِ فلان ایدهی جان ستیوارت میل (که اسمِ مطنطنی هم دارد) و آراءِ جان رالز. برایمان از میل میگوید و از اینکه در کودکی چگونه بوده و زندگیِ خصوصیاش چه بوده و پدرخواندهی راسل بوده و پدرِ معنویِ جامعهی مدرنِ لیبرالِ غرب است و از این قبیل. گریزی میزند به چند اصطلاحِ منطقیِ میل (و میگوید که در این سخنرانی به جنبههای منطقی یا علمیِ میل کاری ندارد). میگوید که رالز کِی مرده است و میگوید که آدمِ مهمی بوده و کتاباش چند بار چاپ شده، و به نقل از دوستی خاطرهای از یکی از کلاسهای رالز میگوید. میگوید که برای رالز انصاف مهم بوده. از علاقهمندیِ خودش به رالز میگوید.
احتمالاً مقداری کارِ "تطبیقی" میکند، در بیانِ اینکه متفکرانِ ما هم البته قرنها پیش از رالز حرفهای مشابهی زدهاند. بعد از همهی اینها، دو دقیقه دربارهی عدالت در نظرِ رالز میگوید، در حدِ چیزی که هر کسی میتواند در ابتدای مدخلِ ویکیپدیا بخواند. بعد ابرازِ تأسف میکند از اینکه وقتاش تمام شده است.
🔅شش. سعی میکند مکاتب و نظریههای مشهوری را فیالمجلس و در پنج دقیقه (یا در یکونیم صفحه) بهکلـّی رد کند.
🔅هفت. بهجای استدلالِ منطقی، شعر میخوانـَد و اقوالِ بزرگان را نقل میکند. نقلهایش از جنسِ چیزهایی است که مثلاً در سایتهایی پیدا میشود که روزی یک جملهی زیبا منتشر میکنند. خیلی که عمیق بشود، میرسد به چیزی از جنسِ "خدا تاسبازی نمیکند".
🌾 @Sedanet
✍️ #کاوه_لاجوردی
🍂 اینها لابد نشانههای قطعیای نیست (و وجودشان هم لازمهی شارلاتانیسم نیست)؛ اینقدر هست که وقتی بیش از سه تا را در کسی میبینم جداً به صداقتاش شک میکنم.
🍂 منظورم از "شارلاتان" کسی است که، با هر قصدی، مدعیِ داشتنِ دانشی است که در واقع ندارد و میداند که ندارد (یا دستکم در اوائلِ کارش میدانست که ندارد). در اینجا با شارلاتانیسم در حیطههای علمی سروکار دارم، نه مثلاً با کسی که به دروغ ادعا میکند میتواند بیماریای را درمان کند یا با روحِ الیزابت تیلر حرف بزند. بعضی از اینها که فهرست میکنم شاید در شخصِ بسیار جوانی هم که تازه با موضوعی آشنا شده و هیجانزده شده است و با معیارهای آکادمیک آشنا نیست بروز بکند؛ اما به نظرم از کسی که عنوانِ "استاد" و "دکتر" دارد (و حتی از دانشجوی بعد از لیسانس) پذیرفته نیست.
🔅یک. در بحثاش مکرراً میگوید که وقت ندارد. حتی بخشِ معتنابهی از وقتاش را صرفِ این میکند که بگوید وقت ندارد که همهی حرفهایش را بگوید—پنجاه دقیقه فرصت دارد صحبت کند (و کسی هم قرار نیست حرفاش را قطع کند)، و در هفت دقیقهی اول میگوید که موضوع جدی و مهم است و حیف که فرصت کم است. اهمیت و جدیبودنِ موضوع را هم توضیح نمیدهد؛ فقط میگوید که موضوع بسیار عمیق است و وقت ندارد.
🔅دو. زیاد اسمپرانی میکند. اسمِ دستکم ده نفر از مشاهیرِ بحث را میآورَد، و به هیچ کدام هم ارجاعِ دقیقی نمیدهد.
🔅سه. از او "نمیدانم" یا "بلد نیستم" یا "نخواندهام" زیاد نمیشنوید (و "قطعاً" و "حتماً" زیاد میشنوید).
🔅چهار. عبارات و جملاتِ غامض بهکار میبرَد، و وقتی هم از او بخواهید که دربارهی فلان عبارت که ظاهراً چونان اصطلاحی فنـّی بهکارش میبرد (مثلاً "پارادایمِ ذهنیِ متافیزیکیِ لاک-سپینوزا") کمی توضیح بدهد، عملاً میگوید که اگر با این اصطلاح/موضوع آشنا نیستید اصلاً حق نداشتهاید که واردِ بحث بشوید. مدعا و طرحِ استدلالاش را هم بهصراحت و بهاختصار نمیگوید، حتی اگر خواهش کنید.
🔅پنج. در بحثاش فراتر از مقدمات نمیرود. مثلاً عنوانِ سخنرانیاش میگوید که ناسازگاریای هست بینِ فلان ایدهی جان ستیوارت میل (که اسمِ مطنطنی هم دارد) و آراءِ جان رالز. برایمان از میل میگوید و از اینکه در کودکی چگونه بوده و زندگیِ خصوصیاش چه بوده و پدرخواندهی راسل بوده و پدرِ معنویِ جامعهی مدرنِ لیبرالِ غرب است و از این قبیل. گریزی میزند به چند اصطلاحِ منطقیِ میل (و میگوید که در این سخنرانی به جنبههای منطقی یا علمیِ میل کاری ندارد). میگوید که رالز کِی مرده است و میگوید که آدمِ مهمی بوده و کتاباش چند بار چاپ شده، و به نقل از دوستی خاطرهای از یکی از کلاسهای رالز میگوید. میگوید که برای رالز انصاف مهم بوده. از علاقهمندیِ خودش به رالز میگوید.
احتمالاً مقداری کارِ "تطبیقی" میکند، در بیانِ اینکه متفکرانِ ما هم البته قرنها پیش از رالز حرفهای مشابهی زدهاند. بعد از همهی اینها، دو دقیقه دربارهی عدالت در نظرِ رالز میگوید، در حدِ چیزی که هر کسی میتواند در ابتدای مدخلِ ویکیپدیا بخواند. بعد ابرازِ تأسف میکند از اینکه وقتاش تمام شده است.
🔅شش. سعی میکند مکاتب و نظریههای مشهوری را فیالمجلس و در پنج دقیقه (یا در یکونیم صفحه) بهکلـّی رد کند.
🔅هفت. بهجای استدلالِ منطقی، شعر میخوانـَد و اقوالِ بزرگان را نقل میکند. نقلهایش از جنسِ چیزهایی است که مثلاً در سایتهایی پیدا میشود که روزی یک جملهی زیبا منتشر میکنند. خیلی که عمیق بشود، میرسد به چیزی از جنسِ "خدا تاسبازی نمیکند".
🌾 @Sedanet
🍁 ارزیابی میراث جان رالز در کوشش برای آشتی دادن لیبرالیسم و عدالت اجتماعی
🗞 گفتوگوی مجله آگاهی نو با #موسی_اکرمی
به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد جان رالز
🔅از هابز که بگذریم آغاز آنچه را مشخصاً لیبرالیسم به مثابۀ یک دستگاه گسترده در فلسفۀ سیاسی با همسازی نسبی مینامیم باید در فلسفۀ جان لاک دانست. من بی آن که بخواهم درگیر بحث از جزئیات آموزههای لیبرالیسم و تفاوت بنیادگذاران و پیشبرندگان آن بشوم تنها از برجستهترین لیبرالهای تاریخ اندیشۀ سیاسی نام میبرم: جان لاک، اسپینوزا، مونتسکیو، ژان ژاک روسو، رهبران انقلاب آمریکا (از جورج واشنگتن و بنجامین فرنکلین و تامس جفرسون و جیمز مدیسون تا تامس پین)، بسیاری از رهبران انقلاب فرانسه، آدم اسمیت، ایمانوئل کانت، سودمندباورانی چون جرمی بنتم و جان استوارت میل، آلکسی دو توکویل، تامس هیل گرین، و نیز چهرههای تأثیرگذاری در سدۀ بیستم چون جان مینارد کینز، فریدریش فون هایک، و آیزایا برلین و بسیاری دیگر تا سرانجام به جان رالز به مثابۀ اوج لیبرالیسم نظری میرسیم که ...
🌐 مطالعه کامل این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🌾 @Musa_Akrami
🗞 گفتوگوی مجله آگاهی نو با #موسی_اکرمی
به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد جان رالز
🔅از هابز که بگذریم آغاز آنچه را مشخصاً لیبرالیسم به مثابۀ یک دستگاه گسترده در فلسفۀ سیاسی با همسازی نسبی مینامیم باید در فلسفۀ جان لاک دانست. من بی آن که بخواهم درگیر بحث از جزئیات آموزههای لیبرالیسم و تفاوت بنیادگذاران و پیشبرندگان آن بشوم تنها از برجستهترین لیبرالهای تاریخ اندیشۀ سیاسی نام میبرم: جان لاک، اسپینوزا، مونتسکیو، ژان ژاک روسو، رهبران انقلاب آمریکا (از جورج واشنگتن و بنجامین فرنکلین و تامس جفرسون و جیمز مدیسون تا تامس پین)، بسیاری از رهبران انقلاب فرانسه، آدم اسمیت، ایمانوئل کانت، سودمندباورانی چون جرمی بنتم و جان استوارت میل، آلکسی دو توکویل، تامس هیل گرین، و نیز چهرههای تأثیرگذاری در سدۀ بیستم چون جان مینارد کینز، فریدریش فون هایک، و آیزایا برلین و بسیاری دیگر تا سرانجام به جان رالز به مثابۀ اوج لیبرالیسم نظری میرسیم که ...
🌐 مطالعه کامل این گفتوگو
🌾 @Sedanet
🌾 @Musa_Akrami
صدانت
ارزیابی میراث جان رالز در کوشش برای آشتی دادن لیبرالیسم و عدالت اجتماعی؛ گفتوگوی مجله آگاهی نو با موسی اکرمی، به مناسبت یکصدمین…
جایگاه جان رالز در فلسفه سیاسی و فلسفه اخلاق قرن بیستم تقریباً بینظیر است. او نامی بلند آوازه در گسترۀ لیبرالیسم سیاسی ...
🍁 درسگفتارهای فلسفهی قرون وسطی
👤 #احمد_رجبی
🔅تاریخ فلسفهی قرون وسطی، عرصهی گستردهای در تاریخ اندیشه محسوب میشود، هم از حیث گسترهی زمانی و هم از جهت گستردگی و درهمتنیدگیِ سنتهای گوناگون فکری برخاسته از فلسفهی یونان باستان و یونانیمأب و رمی، و به ویژه تأثیر مسیحیت و دین وحیانی، و همچنین از این حیث که فلسفهی قرون وسطی، نقطهی تلاقی و تقاطعی میان فلسفهی یونان، الهیات و عرفان و فلسفهی اسلامی و یهودی و مسیحی، و نیز زمینهی نضج گرفتن اندیشهی مدرن و فاصله گرفتنِ فلسفه از خاستگاه یونانی آن است. پرداختن به تمامی این وجوه، در یک درس چهار واحدی ناممکن و نامطلوب است و به ناچار باید دست به گزینش زد؛ در این درس کوشیده میشود پیوستگیِ چند مسألهی عمدهی فلسفی، با تمرکز بر چند فیلسوف شاخص، هم با توجه به متونشان و هم با توجه به تأثیرپذیری آنها از فلسفهی باستان و نیز تأثیرگذاریشان بر فلسفهی مدرن برگزیده و بحث شود. تمرکز اصلی در تمام مباحث، بر هستیشناسی و امکان بنیانگذاریِ فلسفه به مثابه مابعدالطبیعه خواهد بود. سرفصلهای کلیِ مباحث از جهت مسائل و اشخاص و آثار چنین خواهد بود:
۱- بحثی مقدماتی دربارهی جایگاه و معنای فلسفه در نسبت با دین وحیانی و الهیات وحیانی یهودی-مسیحی: در این بخش به فقراتی از متون عهد عتیق و عهد جدید توجه میشود که با بحث دربارهی آنها و تفاسیر آباء کلیسا امکان فلسفه در قرون وسطی شکل میگیرد.
۲- مسألهی شکاکیت مطلق و غلبه بر آن و احیاء نوین فلسفه به واسطهی تعریف جدیدی از رابطهی شناخت و هستی، حقیقت و خداوند: در این بخش، بیش از همه، تمرکز بر مباحث و متونی از آگوستینوس خواهد بود و پیوند بنیانگذاری جدید فلسفه در اندیشهی وی با معرفتشناسی، هستیشناسی، خداشناسی و به ویژه بحث جاودانگی و زمان پی گرفته خواهد شد.
۳- مسألهی کلیات: در این بخش، با ارجاعی نسبتاً تفصیلی به اندیشهی ارسطو و تفسیر او از امر کلی و مشترک در فلسفهی افلاطون، به نزاع فلسفی در این بحث، در آثار بوئتیوس، آبلار و رئالیستهای قرون وسطی پرداخته میشود.
۴- مسألهی وجود خدا و اثبات آن: این بحث با رجوع به متن آنسلم و تقریر برهان او و جایگاه این بحث در نسبت با بنیانگذاری فلسفه و نقد و تأثیر آن تا فلسفهی مدرن پی گرفته میشود.
۵- هستیشناسی توماس آکویینی: این بحث، تفصیلیترین بخش خواهد بود و با رجوع به متون توماس و ارجاع به ارسطو و ابن سینا و ابن رشد مباحث ذیل طرح خواهد شد: بداهت وجود، اشتراک و آنالوژی وجود، تعینات استعلایی وجود، تمایز وجود و ماهیت، فعل وجود.
۶- مسألهی تفرد و ارادهگرایی الهیاتی، فروپاشی امکان عقلانیت فلسفی با نومینالیسم: این بحث، واپسین بخش ما خواهد بود و با ارجاع به مباحثی پیوسته از دونس اسکوتوس و اوکام، چگونگی توجه به مسألهی تفرد و از میان رفتنِ امر کلی و ایدهی افلاطونی ذیل سیطره نومینالیسم، و در پیوند با آن سربرآوردن ارادهگراییِ الهیاتی پی گرفته خواهد شد و بحث در اینکه چگونه از دل برجسته ساختن تفرد ارسطویی و ارادهی الهی، نظام عقلانی فلسفهی قرون وسطی فرومیپاشد و شکاکیتی که زمینهساز فلسفهی مدرن است پدید میآید.
🔅این درسگفتارها در نیمسال مهر ۱۴۰۰ در قالب درس ۴ واحدی کارشناسی فلسفه دانشگاه تهران به صورت مجازی ارائه شده است.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
👤 #احمد_رجبی
🔅تاریخ فلسفهی قرون وسطی، عرصهی گستردهای در تاریخ اندیشه محسوب میشود، هم از حیث گسترهی زمانی و هم از جهت گستردگی و درهمتنیدگیِ سنتهای گوناگون فکری برخاسته از فلسفهی یونان باستان و یونانیمأب و رمی، و به ویژه تأثیر مسیحیت و دین وحیانی، و همچنین از این حیث که فلسفهی قرون وسطی، نقطهی تلاقی و تقاطعی میان فلسفهی یونان، الهیات و عرفان و فلسفهی اسلامی و یهودی و مسیحی، و نیز زمینهی نضج گرفتن اندیشهی مدرن و فاصله گرفتنِ فلسفه از خاستگاه یونانی آن است. پرداختن به تمامی این وجوه، در یک درس چهار واحدی ناممکن و نامطلوب است و به ناچار باید دست به گزینش زد؛ در این درس کوشیده میشود پیوستگیِ چند مسألهی عمدهی فلسفی، با تمرکز بر چند فیلسوف شاخص، هم با توجه به متونشان و هم با توجه به تأثیرپذیری آنها از فلسفهی باستان و نیز تأثیرگذاریشان بر فلسفهی مدرن برگزیده و بحث شود. تمرکز اصلی در تمام مباحث، بر هستیشناسی و امکان بنیانگذاریِ فلسفه به مثابه مابعدالطبیعه خواهد بود. سرفصلهای کلیِ مباحث از جهت مسائل و اشخاص و آثار چنین خواهد بود:
۱- بحثی مقدماتی دربارهی جایگاه و معنای فلسفه در نسبت با دین وحیانی و الهیات وحیانی یهودی-مسیحی: در این بخش به فقراتی از متون عهد عتیق و عهد جدید توجه میشود که با بحث دربارهی آنها و تفاسیر آباء کلیسا امکان فلسفه در قرون وسطی شکل میگیرد.
۲- مسألهی شکاکیت مطلق و غلبه بر آن و احیاء نوین فلسفه به واسطهی تعریف جدیدی از رابطهی شناخت و هستی، حقیقت و خداوند: در این بخش، بیش از همه، تمرکز بر مباحث و متونی از آگوستینوس خواهد بود و پیوند بنیانگذاری جدید فلسفه در اندیشهی وی با معرفتشناسی، هستیشناسی، خداشناسی و به ویژه بحث جاودانگی و زمان پی گرفته خواهد شد.
۳- مسألهی کلیات: در این بخش، با ارجاعی نسبتاً تفصیلی به اندیشهی ارسطو و تفسیر او از امر کلی و مشترک در فلسفهی افلاطون، به نزاع فلسفی در این بحث، در آثار بوئتیوس، آبلار و رئالیستهای قرون وسطی پرداخته میشود.
۴- مسألهی وجود خدا و اثبات آن: این بحث با رجوع به متن آنسلم و تقریر برهان او و جایگاه این بحث در نسبت با بنیانگذاری فلسفه و نقد و تأثیر آن تا فلسفهی مدرن پی گرفته میشود.
۵- هستیشناسی توماس آکویینی: این بحث، تفصیلیترین بخش خواهد بود و با رجوع به متون توماس و ارجاع به ارسطو و ابن سینا و ابن رشد مباحث ذیل طرح خواهد شد: بداهت وجود، اشتراک و آنالوژی وجود، تعینات استعلایی وجود، تمایز وجود و ماهیت، فعل وجود.
۶- مسألهی تفرد و ارادهگرایی الهیاتی، فروپاشی امکان عقلانیت فلسفی با نومینالیسم: این بحث، واپسین بخش ما خواهد بود و با ارجاع به مباحثی پیوسته از دونس اسکوتوس و اوکام، چگونگی توجه به مسألهی تفرد و از میان رفتنِ امر کلی و ایدهی افلاطونی ذیل سیطره نومینالیسم، و در پیوند با آن سربرآوردن ارادهگراییِ الهیاتی پی گرفته خواهد شد و بحث در اینکه چگونه از دل برجسته ساختن تفرد ارسطویی و ارادهی الهی، نظام عقلانی فلسفهی قرون وسطی فرومیپاشد و شکاکیتی که زمینهساز فلسفهی مدرن است پدید میآید.
🔅این درسگفتارها در نیمسال مهر ۱۴۰۰ در قالب درس ۴ واحدی کارشناسی فلسفه دانشگاه تهران به صورت مجازی ارائه شده است.
🌐 دریافت صوت جلسات
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای فلسفهی قرون وسطی از احمد رجبی • صدانت
تاریخ فلسفهی قرون وسطی، عرصهی گستردهای در تاریخ اندیشه محسوب میشود، هم از حیث گسترهی زمانی و هم از جهت گستردگی و درهمتنیدگیِ...
🍁 چرا واکسیناسیون باید اجباری باشد؟
✍️ #پیتر_سینگر
مترجم: کژوان آبهشت
🍂پیتر سینگر، فیلسوف استرالیایی و استاد دانشگاه پرینستن، در این یادداشت کوتاه استدلال میکند که چرا واکسیناسیون باید اجباری باشد. به این منظور به قوانین مربوط به بستن کمربند ایمنی اشاره میکند و بعد منظور خود را توضیح میدهد.
🍂پنجاه سال پیش، وقتی برای نخستین بار قوانینی تصویب شد که بستن کمربند ایمنی را اجباری میکرد، عدهٔ زیادی به مخالفت جدی با آن برخاستند. امروزه اما کسی پیدا نمیشود که به این قاعده، که خود مبتنی بر عقل سلیم است، اعتراضی داشته باشد. دولتها امروزه نیز میتوانند واکسیناسیون علیه کووید-۱۹ را اجباری کنند، آن هم با استناد به همان توجیهاتی که قبلاً بنا به آنها، بستن کمربند ایمنی را اجباری کرده بودند؛ توجیهاتی جهت حفظ امنیت شخص و جامعه...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @EthicsHouse
✍️ #پیتر_سینگر
مترجم: کژوان آبهشت
🍂پیتر سینگر، فیلسوف استرالیایی و استاد دانشگاه پرینستن، در این یادداشت کوتاه استدلال میکند که چرا واکسیناسیون باید اجباری باشد. به این منظور به قوانین مربوط به بستن کمربند ایمنی اشاره میکند و بعد منظور خود را توضیح میدهد.
🍂پنجاه سال پیش، وقتی برای نخستین بار قوانینی تصویب شد که بستن کمربند ایمنی را اجباری میکرد، عدهٔ زیادی به مخالفت جدی با آن برخاستند. امروزه اما کسی پیدا نمیشود که به این قاعده، که خود مبتنی بر عقل سلیم است، اعتراضی داشته باشد. دولتها امروزه نیز میتوانند واکسیناسیون علیه کووید-۱۹ را اجباری کنند، آن هم با استناد به همان توجیهاتی که قبلاً بنا به آنها، بستن کمربند ایمنی را اجباری کرده بودند؛ توجیهاتی جهت حفظ امنیت شخص و جامعه...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @EthicsHouse
صدانت
پیتر سینگر؛ چرا واکسیناسیون باید اجباری باشد؟ • صدانت
پیتر سینگر، فیلسوف استرالیایی و استاد دانشگاه پرینستن، در این یادداشت کوتاه استدلال میکند که چرا واکسیناسیون باید اجباری باشد..
وبسایت فرهنگی صدانت
🍁 چرا واکسیناسیون باید اجباری باشد؟ ✍️ #پیتر_سینگر مترجم: کژوان آبهشت 🍂پیتر سینگر، فیلسوف استرالیایی و استاد دانشگاه پرینستن، در این یادداشت کوتاه استدلال میکند که چرا واکسیناسیون باید اجباری باشد. به این منظور به قوانین مربوط به بستن کمربند ایمنی اشاره…
🍁 سینگر و واکسیناسیون اجباری
✍️ #عباس_عبدی
🍂 اخیرا پیتر سینگر فیلسوف مشهور، یادداشتی را در دفاع از اجباری شدن واکسیناسیون نوشته است و به این منظور به نمونه کمربند ایمنی خودرو اشاره میکند که چگونه ۵۰ سال پیش برای اولینبار در استرالیا اجباری شد، سپس با مخالفت جدی بسیاری از افراد مواجه شد ولی کمکم اجباری شدن آن در جهان پذیرفته شد و اکنون حتی به یک عادت تبدیل شده که اگر جریمه هم نباشد، رانندگان و مسافران با طیبخاطر آن را میبندند.
🍂 وی توضیح میدهد که یکی از برآوردها حاکی از آن است که اجباری شدن کمربند ایمنی در خودرو مانع حدود ۳۷۰ هزار مرگ در امریکا شده است.
🍂 این مقایسه خوب و بجا است، ولی به نظر میرسد که ضرورت و منطق اجباری کردن واکسن فراتر از منطق حاکم بر کمربند ایمنی است. نبستن کمربند ایمنی در بدترین حالت فقط به شخصی که آن را نبسته لطمه میزند. البته شرکتهای بیمه هم میتوانند مدعی زیان شوند. برای مثال بیمه افرادی را که کمربند نمیبندند بیشتر بگیرند زیرا نبستن کمربند ریسک مرگومیر را بالا میبرد. یا پرداخت خسارت جانی را مشروط به بستن کمربند ایمنی کنند یا راننده مقصر در تصادف نیز، پرداخت خسارت را منوط به داشتن کمربند ایمنی کند. ولی در نهایت خسارت اصلی و عوارض نبستن کمربند فقط متوجه شخص است.
🍂 مطالعات در ایران نیز نشان داد که بستن کمربند ایمنی به نحو روشن و معناداری موجب کاهش تلفات ناشی از تصادفات شده است. برای مثال در همان سال اول اجباری شدن کمربند، میزان تصادفات منجر به فوت از حدود ۱۳ درصد تصادفات دارای مجروح و فوتی به حدود ۱۰ درصد کاهش یافت و این دستاورد مهمی بود. اگر همه سرنشینان خودرو نیز کمربند خود را ببندند، کاهش مرگ و میر چشمگیرتر خواهد شد.
🍂 به علت همین دستاوردها است که امروز کمتر کسی پیدا میشود که با اجباری شدن کمربند ایمنی مخالف باشد. پس چرا عدهای با واکسیناسیون مخالف هستند، درحالیکه منطق اجباری کردن واکسیناسیون بسیار قویتر است زیرا اگر عوارض نبستن کمربند ایمنی فقط متوجه همان فرد میشود، عوارض واکسن نزدن، متوجه نقض سلامتی دیگران نیز میشود.
🍂 اگر میتوان برای دفاع از جان فرد او را ملزم به رعایت رفتاری کرد، به طریق اولی میتوان مردم را به زدن واکسن مجبور کرد. هم برای حفظ سلامت خودشان و هم مهمتر از آن برای حفظ سلامت دیگران. این منع را نمیتوان با گزاره محدود کردن آزادی دیگران رد کرد.
🍂 تنها یک پرسش باقی میماند و اینکه دلایل علمی اثربخشی واکسن چیست؟ همان طور که مرگومیر با بستن کمربند ایمنی صفر نمیشود، با زدن واکسن نیز صفر نخواهد شد. همین که به طرز معناداری ابتلا و مرگومیر را کاهش دهد، برای اجباری کردن کافی است.
🍂 مرجع تشخیص این امر نیز مراجع رسمی و پژوهشی معتبر هستند که در مورد واکسیناسیون بهطور قطع در اندازههای بسیار زیادی مرگومیر و ابتلا یا ابتلای حاد منجر به بستری شدن را کاهش میدهد، حداقل تاکنون و بر اساس وضعیت موجود ویروس، واکسن چنین عملکردی داشته است و از این نظر با ذکر چند نمونه که فلانی واکسن زد و مُرد یا مبتلا به کووید۱۹ شد، نمیتوان منطق اجباری کردن واکسیناسیون را مورد سوال و تردید قرار داد.
🌾 @Sedanet
🌾 @Abdiabbas
✍️ #عباس_عبدی
🍂 اخیرا پیتر سینگر فیلسوف مشهور، یادداشتی را در دفاع از اجباری شدن واکسیناسیون نوشته است و به این منظور به نمونه کمربند ایمنی خودرو اشاره میکند که چگونه ۵۰ سال پیش برای اولینبار در استرالیا اجباری شد، سپس با مخالفت جدی بسیاری از افراد مواجه شد ولی کمکم اجباری شدن آن در جهان پذیرفته شد و اکنون حتی به یک عادت تبدیل شده که اگر جریمه هم نباشد، رانندگان و مسافران با طیبخاطر آن را میبندند.
🍂 وی توضیح میدهد که یکی از برآوردها حاکی از آن است که اجباری شدن کمربند ایمنی در خودرو مانع حدود ۳۷۰ هزار مرگ در امریکا شده است.
🍂 این مقایسه خوب و بجا است، ولی به نظر میرسد که ضرورت و منطق اجباری کردن واکسن فراتر از منطق حاکم بر کمربند ایمنی است. نبستن کمربند ایمنی در بدترین حالت فقط به شخصی که آن را نبسته لطمه میزند. البته شرکتهای بیمه هم میتوانند مدعی زیان شوند. برای مثال بیمه افرادی را که کمربند نمیبندند بیشتر بگیرند زیرا نبستن کمربند ریسک مرگومیر را بالا میبرد. یا پرداخت خسارت جانی را مشروط به بستن کمربند ایمنی کنند یا راننده مقصر در تصادف نیز، پرداخت خسارت را منوط به داشتن کمربند ایمنی کند. ولی در نهایت خسارت اصلی و عوارض نبستن کمربند فقط متوجه شخص است.
🍂 مطالعات در ایران نیز نشان داد که بستن کمربند ایمنی به نحو روشن و معناداری موجب کاهش تلفات ناشی از تصادفات شده است. برای مثال در همان سال اول اجباری شدن کمربند، میزان تصادفات منجر به فوت از حدود ۱۳ درصد تصادفات دارای مجروح و فوتی به حدود ۱۰ درصد کاهش یافت و این دستاورد مهمی بود. اگر همه سرنشینان خودرو نیز کمربند خود را ببندند، کاهش مرگ و میر چشمگیرتر خواهد شد.
🍂 به علت همین دستاوردها است که امروز کمتر کسی پیدا میشود که با اجباری شدن کمربند ایمنی مخالف باشد. پس چرا عدهای با واکسیناسیون مخالف هستند، درحالیکه منطق اجباری کردن واکسیناسیون بسیار قویتر است زیرا اگر عوارض نبستن کمربند ایمنی فقط متوجه همان فرد میشود، عوارض واکسن نزدن، متوجه نقض سلامتی دیگران نیز میشود.
🍂 اگر میتوان برای دفاع از جان فرد او را ملزم به رعایت رفتاری کرد، به طریق اولی میتوان مردم را به زدن واکسن مجبور کرد. هم برای حفظ سلامت خودشان و هم مهمتر از آن برای حفظ سلامت دیگران. این منع را نمیتوان با گزاره محدود کردن آزادی دیگران رد کرد.
🍂 تنها یک پرسش باقی میماند و اینکه دلایل علمی اثربخشی واکسن چیست؟ همان طور که مرگومیر با بستن کمربند ایمنی صفر نمیشود، با زدن واکسن نیز صفر نخواهد شد. همین که به طرز معناداری ابتلا و مرگومیر را کاهش دهد، برای اجباری کردن کافی است.
🍂 مرجع تشخیص این امر نیز مراجع رسمی و پژوهشی معتبر هستند که در مورد واکسیناسیون بهطور قطع در اندازههای بسیار زیادی مرگومیر و ابتلا یا ابتلای حاد منجر به بستری شدن را کاهش میدهد، حداقل تاکنون و بر اساس وضعیت موجود ویروس، واکسن چنین عملکردی داشته است و از این نظر با ذکر چند نمونه که فلانی واکسن زد و مُرد یا مبتلا به کووید۱۹ شد، نمیتوان منطق اجباری کردن واکسیناسیون را مورد سوال و تردید قرار داد.
🌾 @Sedanet
🌾 @Abdiabbas
🍁 انتشار شمارۀ ۱۵۹ فصلنامۀ علمی تخصصی اطلاعات حکمت و معرفت
🍂 سدههای میانه با آگوستین قدیس و توماس آکویناس و سپس با مارتین لوتر که منتقد سرسخت تفاسیر سنتی متون مقدس بود، مسیری از اسپینوزا، لایبنیتس، ولف، آست تا رمانتیسم آلمانی هموار شد که موجبات شکل گیری علم هرمنوتیک مدرن را فراهم ساخت. شلایرماخر پدر الهیات جدید دریافتی همساز از هرمنوتیکی کلی یا عام به دست داد و بدینسان شلایرماخر پایهگذار هرمنوتیک عام یا کلی شد، چنانچه نظریه وی صریحا کلّیت هرمنوتیک را پیش کشید.
🍂 فن یا صناعت فهم به منزله فن فهم هر گفتهای در زبان، به صورت دانشی پدیدار میشود که از حیث روششناختی، هرمنوتیکی است که مطالعه خودِ فهم، رسالت آن است .پس از شلایرماخر، دیلتای احیاگر علاقه به هرمنوتیکی شد که بعد از شلایرماخر به شکل روزافزونی، دست کم در الهیات آلمان به دست فراموشی سپرده شده بود. هرمنوتیک روششناختی دیلتای بنیادی شد که علوم انسانی را از علوم طبیعی متمایز میساخت.
🍂 هایدگر به هرمنوتیک حیثیت هستیشناختی بخشید و وجه فلسفی دور هرمنوتیکی را در برابر روش فهم متن قرار داد. دور هرمنوتیکی پیش از آن جزئی از تفسیرِ واژگانِ متن بود، امّا هایدگر این بینش را نه به عنوان ابزاری روششناختی، بلکه در زمره بنیادیترین وجوه هستی، بنیان نهاد. ویژهنامه شماره ۱۵۹ فصلنامه اطلاعات حکمت و معرفت برگزیده مجموعه مقالاتی از دانشنامه هرمنوتیک راتلج است.
🌐 متن کامل معرفی به همراه سخن دبیر
🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
🍂 سدههای میانه با آگوستین قدیس و توماس آکویناس و سپس با مارتین لوتر که منتقد سرسخت تفاسیر سنتی متون مقدس بود، مسیری از اسپینوزا، لایبنیتس، ولف، آست تا رمانتیسم آلمانی هموار شد که موجبات شکل گیری علم هرمنوتیک مدرن را فراهم ساخت. شلایرماخر پدر الهیات جدید دریافتی همساز از هرمنوتیکی کلی یا عام به دست داد و بدینسان شلایرماخر پایهگذار هرمنوتیک عام یا کلی شد، چنانچه نظریه وی صریحا کلّیت هرمنوتیک را پیش کشید.
🍂 فن یا صناعت فهم به منزله فن فهم هر گفتهای در زبان، به صورت دانشی پدیدار میشود که از حیث روششناختی، هرمنوتیکی است که مطالعه خودِ فهم، رسالت آن است .پس از شلایرماخر، دیلتای احیاگر علاقه به هرمنوتیکی شد که بعد از شلایرماخر به شکل روزافزونی، دست کم در الهیات آلمان به دست فراموشی سپرده شده بود. هرمنوتیک روششناختی دیلتای بنیادی شد که علوم انسانی را از علوم طبیعی متمایز میساخت.
🍂 هایدگر به هرمنوتیک حیثیت هستیشناختی بخشید و وجه فلسفی دور هرمنوتیکی را در برابر روش فهم متن قرار داد. دور هرمنوتیکی پیش از آن جزئی از تفسیرِ واژگانِ متن بود، امّا هایدگر این بینش را نه به عنوان ابزاری روششناختی، بلکه در زمره بنیادیترین وجوه هستی، بنیان نهاد. ویژهنامه شماره ۱۵۹ فصلنامه اطلاعات حکمت و معرفت برگزیده مجموعه مقالاتی از دانشنامه هرمنوتیک راتلج است.
🌐 متن کامل معرفی به همراه سخن دبیر
🌾 @Sedanet
🌾 @Doostanehekmatmarefat
صدانت
معرفی شماره ۱۵۹ نشریه «اطلاعات حکمت و معرفت» • صدانت
سدههای میانه با آگوستین قدیس و توماس آکویناس و سپس با مارتین لوتر که منتقد سرسخت تفاسیر سنتی متون مقدس بود، مسیری از اسپینوزا...
🍁 رسالهخوارها در دانشگاه
👤 #هدایت_علویتبار
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
مصاحبه با روزنامۀ اقتصاد (سال ۱۳۹۵)
🍂 روزنامۀ اقتصاد: سیستم آموزش، فرآیندی از پیش تعیین شده است که بسیاری از ما بدون آنکه نقشی در آن داشته باشیم، مهرههایی هستیم که وارد مقاطع گوناگون آن میشویم. برنامهریزی و سیاستگذاری در مورد ما از بالا صورت میگیرد و بنابراین در اکثر اوقات به درستی وظایف و تکالیف خود را در این سیستم نمیشناسیم و در رابطه با لزوم کنشهایی که انجام میدهیم آگاهی نداریم. این ناآگاهی از وظایف، تکالیف و چرایی انجام امور در کنار نقایص ساختاری سبب شده است تا سیستم آموزشی نتواند مهرههای کارآمدی در اختیار داشته باشد و به اهدافی که از پیش برای خود تعریف کرده است دسترسی پیدا کند. دکتر هدایت علوی تبار در این گفتوگو به پرسشهای «دنیای اقتصاد» در رابطه با شرایط نگارشپایاننامه یا رساله در ایران پاسخ داده است و به تبیین نقشها، انتظارات، کنشها و نقصانهای موجود در این رابطه پرداختهاند. دکتر علوی تبار دانشیار گروه فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی است و پیشتر نیز در مقالهای به آسیبشناسی عملکرد استادان در زمینه نگارش پایاننامه پرداخته است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
👤 #هدایت_علویتبار
دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
مصاحبه با روزنامۀ اقتصاد (سال ۱۳۹۵)
🍂 روزنامۀ اقتصاد: سیستم آموزش، فرآیندی از پیش تعیین شده است که بسیاری از ما بدون آنکه نقشی در آن داشته باشیم، مهرههایی هستیم که وارد مقاطع گوناگون آن میشویم. برنامهریزی و سیاستگذاری در مورد ما از بالا صورت میگیرد و بنابراین در اکثر اوقات به درستی وظایف و تکالیف خود را در این سیستم نمیشناسیم و در رابطه با لزوم کنشهایی که انجام میدهیم آگاهی نداریم. این ناآگاهی از وظایف، تکالیف و چرایی انجام امور در کنار نقایص ساختاری سبب شده است تا سیستم آموزشی نتواند مهرههای کارآمدی در اختیار داشته باشد و به اهدافی که از پیش برای خود تعریف کرده است دسترسی پیدا کند. دکتر هدایت علوی تبار در این گفتوگو به پرسشهای «دنیای اقتصاد» در رابطه با شرایط نگارشپایاننامه یا رساله در ایران پاسخ داده است و به تبیین نقشها، انتظارات، کنشها و نقصانهای موجود در این رابطه پرداختهاند. دکتر علوی تبار دانشیار گروه فلسفه در دانشگاه علامه طباطبایی است و پیشتر نیز در مقالهای به آسیبشناسی عملکرد استادان در زمینه نگارش پایاننامه پرداخته است.
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
هدایت علویتبار در مصاحبه با روزنامۀ اقتصاد؛ رسالهخوارها در دانشگاه • صدانت
سیستم آموزش، فرآیندی از پیش تعیین شده است که بسیاری از ما بدون آنکه نقشی در آن داشته باشیم، مهرههایی هستیم که وارد مقاطع ...
🍁 فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه: اثری کمتر دیدهشده از علامه شعرانی
🗓 فلسفهٔ اولی یا مابعدالطبیعه | نویسنده: ابوالحسن شعرانی طهرانی | پژوهش و تحقیق: سید حسن صالحی
🍂 رسالۀ فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه (چاپ تهران: ۱۳۱۶ شمسی) از آثار کمتر دیدهشدۀ میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی است. شعرانی در این اثر که میتوان آن را از نخستین دستاوردهای آشنایی ایرانیان با دانش و اندیشۀ غربی دانست، با بهرهگیری از منابع اروپایی و با رجوع مستقیم به آثار فیلسوفان، تاریخ مختصری از فلسفۀ غرب (از یونان تا روزگار معاصر) فراهم آورده است. افزون بر این، آراء فیلسوفان غربی و مسلمان در برخی از مهمترین موضوعات فلسفی را به شیوۀ موضوعی مطرح و در خلال آن، اصطلاحات و مفاهیم فلسفۀ غرب و فلسفۀ اسلامی را با یکدیگر مقایسه و تطبیق میکند.
🌐 مطالعه متن کامل
ناشر: کتاب طه | نوبت چاپ: اول ۱۴۰۰
🌾 @Sedanet
🗓 فلسفهٔ اولی یا مابعدالطبیعه | نویسنده: ابوالحسن شعرانی طهرانی | پژوهش و تحقیق: سید حسن صالحی
🍂 رسالۀ فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه (چاپ تهران: ۱۳۱۶ شمسی) از آثار کمتر دیدهشدۀ میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی است. شعرانی در این اثر که میتوان آن را از نخستین دستاوردهای آشنایی ایرانیان با دانش و اندیشۀ غربی دانست، با بهرهگیری از منابع اروپایی و با رجوع مستقیم به آثار فیلسوفان، تاریخ مختصری از فلسفۀ غرب (از یونان تا روزگار معاصر) فراهم آورده است. افزون بر این، آراء فیلسوفان غربی و مسلمان در برخی از مهمترین موضوعات فلسفی را به شیوۀ موضوعی مطرح و در خلال آن، اصطلاحات و مفاهیم فلسفۀ غرب و فلسفۀ اسلامی را با یکدیگر مقایسه و تطبیق میکند.
🌐 مطالعه متن کامل
ناشر: کتاب طه | نوبت چاپ: اول ۱۴۰۰
🌾 @Sedanet
صدانت
فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه: اثری کمتر دیدهشده از علامه شعرانی • صدانت
رسالۀ فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه از آثار کمتر دیدهشدۀ میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی است. شعرانی در این اثر که میتوان آن را از نخستین ...
🍁 جامعهی در حال فروپاشی
👤 #هادی_خانیکی
🍂 امروزه جامعهشناسان بر این عقیدهاند که جامعه ایرانی دچار افول مسئولیت اجتماعی شده است. کاهش مسئولیت اجتماعی بین شهروندان، جامعه را دچار آنومی اجتماعی کرده است. از همین رو جامعهشناسان بر این باورند اگر فکری برای وضعیت اجتماعی ایران نشود، هر روز شاهد آسیبهایی جدیتر خواهیم بود.
🍂 در اصطلاح جامعهشناسان، «آنومی» عبارت است از «حالتی» که در آن «قواعد اجتماعی» برای عاملان، «الزامآور» نیست و «پیروی» از آنها برای افراد «مطلوبیتی» ندارد. به بیان دیگر، آنومی وضعیتی است که در آن نیرویِ محدودکننده قواعد، قادر نیست بر خواستهها و شهوات بشر لگام بزند و «شهوت فزونطلبی» همه حدومرزها را میشکند. ولی وقتی قواعد حاکمند، افراد در مقابل زیادهخواهی و فزونطلبی خود، دچار نوعی رنج و اندوه میشوند و از نظر دورکیم این «بهایی» است که باید برای زندگی در جامعه پرداخت.
🍂 در تبیین آنومی، دورکیم علاوه بر صنعتیشدن شتابان و دگرگونی ساختاری جامعه، بر «سیریناپذیری» انسان و امیال نامحدود او تاکید میکند. او آنومی را «ناتوانی از خودداری ورزیدن» دانسته و بر این باور است که قواعد «اخلاقی» و نه قواعد «اقتصادی»، میتواند آشفتگی و هرجومرج را محدود کند و بر شهوات سیریناپذیر آدمی لگام بزنند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @HadiKhaniki
👤 #هادی_خانیکی
🍂 امروزه جامعهشناسان بر این عقیدهاند که جامعه ایرانی دچار افول مسئولیت اجتماعی شده است. کاهش مسئولیت اجتماعی بین شهروندان، جامعه را دچار آنومی اجتماعی کرده است. از همین رو جامعهشناسان بر این باورند اگر فکری برای وضعیت اجتماعی ایران نشود، هر روز شاهد آسیبهایی جدیتر خواهیم بود.
🍂 در اصطلاح جامعهشناسان، «آنومی» عبارت است از «حالتی» که در آن «قواعد اجتماعی» برای عاملان، «الزامآور» نیست و «پیروی» از آنها برای افراد «مطلوبیتی» ندارد. به بیان دیگر، آنومی وضعیتی است که در آن نیرویِ محدودکننده قواعد، قادر نیست بر خواستهها و شهوات بشر لگام بزند و «شهوت فزونطلبی» همه حدومرزها را میشکند. ولی وقتی قواعد حاکمند، افراد در مقابل زیادهخواهی و فزونطلبی خود، دچار نوعی رنج و اندوه میشوند و از نظر دورکیم این «بهایی» است که باید برای زندگی در جامعه پرداخت.
🍂 در تبیین آنومی، دورکیم علاوه بر صنعتیشدن شتابان و دگرگونی ساختاری جامعه، بر «سیریناپذیری» انسان و امیال نامحدود او تاکید میکند. او آنومی را «ناتوانی از خودداری ورزیدن» دانسته و بر این باور است که قواعد «اخلاقی» و نه قواعد «اقتصادی»، میتواند آشفتگی و هرجومرج را محدود کند و بر شهوات سیریناپذیر آدمی لگام بزنند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @HadiKhaniki
صدانت
هادی خانیکی؛ جامعهی در حال فروپاشی • صدانت
این روزها در جامعه با مشکل افول ارزشها مواجه هستیم، تمام ایدهآلها و آرمانهای انسانی دچار نابسامانی شده است. به نظرم واژه آنومی اجتماعی ...
.
>> شماره چهارم نگاه آفتاب
بهزودی در کتابفروشیهای معتبر سراسر کشور
📌میتوانید این شماره را با ۱۰ درصد تخفیف، به قیمت ٨١ هزارتومان و با ارسال پستی رایگان پیش خرید کنید.
💢 برخی مطالبی که در این شماره خواهید خواند:
> عشق از دیروز تا امروز: میزگردی با حضور حسن محدثی گیلوایی، اردشیر منصوری و محمدرضا سرگلزایی
> دریای معرفت در گفتوگو با نصرالله پورجوادی
> دیدار شمس و مولانا به روایت اپرای عروسکی/ گفتوگو با بهروز غریبپور
> آیا مولانا آفریدگار شمس بود؟ / عبدالحمید ضیایی
> نقد حال مولانای کودکی من و قصه آزادی / مقصود فراستخواه
> گذری به روزگار سپریشده آنه ماری شیمل با جلالالدین مولوی / حسین خندقآبادی
> اهمیت آثار آنه ماری شیمل / گفتوگو با سعید فیروزآبادی
> راه عرفانی عشق از منظر ابنعربی و مولانا / ویلیام چیتیک
و...
------------------
>>> اطلاعات بیشتر:
۰۹۱۹ ۶۷۲ ۱۵۸۶
۰۲۱ ۸۸۴۸ ۷۹۱۲
-------------------
#سروش_مولانا #نگاه_آفتاب
@Negahe_Aftab
@sorooshemewlana
>> شماره چهارم نگاه آفتاب
بهزودی در کتابفروشیهای معتبر سراسر کشور
📌میتوانید این شماره را با ۱۰ درصد تخفیف، به قیمت ٨١ هزارتومان و با ارسال پستی رایگان پیش خرید کنید.
💢 برخی مطالبی که در این شماره خواهید خواند:
> عشق از دیروز تا امروز: میزگردی با حضور حسن محدثی گیلوایی، اردشیر منصوری و محمدرضا سرگلزایی
> دریای معرفت در گفتوگو با نصرالله پورجوادی
> دیدار شمس و مولانا به روایت اپرای عروسکی/ گفتوگو با بهروز غریبپور
> آیا مولانا آفریدگار شمس بود؟ / عبدالحمید ضیایی
> نقد حال مولانای کودکی من و قصه آزادی / مقصود فراستخواه
> گذری به روزگار سپریشده آنه ماری شیمل با جلالالدین مولوی / حسین خندقآبادی
> اهمیت آثار آنه ماری شیمل / گفتوگو با سعید فیروزآبادی
> راه عرفانی عشق از منظر ابنعربی و مولانا / ویلیام چیتیک
و...
------------------
>>> اطلاعات بیشتر:
۰۹۱۹ ۶۷۲ ۱۵۸۶
۰۲۱ ۸۸۴۸ ۷۹۱۲
-------------------
#سروش_مولانا #نگاه_آفتاب
@Negahe_Aftab
@sorooshemewlana
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 خلق اثر هنری ۳۷؛ گفتگو با ایران درودی
سى و هفتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی پژوهش و خلق اثر هنری با عنوان هنر زیبا زیستن به ميزبانى شیوا بیرانوند و با حضور ایران درودی
نشستهاى تخصصى (پژوهش و خلق اثر هنرى) كارى از خانهى هنرمندان ايران
کارشناس، مجری: شيوا بيرانوند
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Iranartists
🌾 @Sedanettv
سى و هفتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی پژوهش و خلق اثر هنری با عنوان هنر زیبا زیستن به ميزبانى شیوا بیرانوند و با حضور ایران درودی
نشستهاى تخصصى (پژوهش و خلق اثر هنرى) كارى از خانهى هنرمندان ايران
کارشناس، مجری: شيوا بيرانوند
مشاهده در یوتیوب
مشاهده در آپارات
🌾 @Iranartists
🌾 @Sedanettv
YouTube
خلق اثر هنری ۳۷؛ گفتگو با ایران درودی
سى و هفتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی پژوهش و خلق اثر هنری با عنوان هنر زیبا زیستن به ميزبانى شیوا بیرانوند و با حضور ایران درودی
🍁 جواد طباطبایی، بهسوی لیبرالیسم یا ناسیونالیسم؟
مؤلف: شهرام اتفاق – آبانماه ۱۴۰۰ / ناشر: مؤسسه فرهنگی صدانت
🍂 در پی فعالیتهای پژوهشیام درباره «مصلحت عمومی»، دوباره به سراغ آثار گرانمایه استاد طباطبایی رفتم تا بار دیگر، قسمت یک روزهای از این بحر نصیبم شود و همچنانکه همواره و بسیار از ایشان آموختهام، بار دگر نیز از این استاد فرزانه بیاموزم.
🍂 رفتن به سراغ آثار طباطبایی به دلخواه و به دست تدبیر است، اما دل کندن از آن دانایی و شیوایی، بسی دشوار و به دست تقدیر است. اینچنین شد که بیش از حد مقرر ماندگار شدم و بنا به ضرورتی، بخشی از فیشبرداریهایم را در قالب آنچه در پی میآید، منسجم و به صورت یک پیشنویس منتشر کردم.
🍂 در این نوشته قصد دارم تا از منظر یکی از مخاطبان آثار طباطبایی که در حال فراگیری آن اندیشه و نظریهها است، نقدی بر آرای او بنویسم و ادعا کنم که در لحظه اکنون، احتمالاً گرایش دستگاه نظری استاد جواد طباطبایی به ناسیونالیسم، بسیار بیش از گرایش آن به لیبرالیسم کلاسیک است.
🍂 به همین سبب، کندوکاو افزونتر در این عرصه را برای مطالعهکنندگان و پژوهشگران هر دو عرصه لیبرالیسم و اندیشه طباطبایی ضروری میدانم.
🍂 تردیدی ندارم که استاد طباطبایی بهسان «افلاطون از قدما و ماکیاوللی از متأخرین»، اندیشه منضبط دارد. در عین حال محتمل است که مواضع نظری طباطبایی در نقطه آغازین، با دعاوی او در نقطه پایانی رفتهرفته تغییر یافته باشد و شاهد یک سیر تدریجی از نخستین آثار او، تا اثر اخیرش با نام «ملت، دولت، حکومت قانون» هستیم. هرچند که این احتمال را نیز از نظر دور نمیدارم – و نشانههایی متفرق سراغ دارم – که شاید اندیشه طباطبایی از همان ابتدا بر همین سیاق بوده است.
🍂 در اینجا کوشیدهام تا هر از گاهی، با یاری جستن از رویکرد مقایسهای، وجوه اشتراک و تمایزات آرای طباطبایی را با سه رویکرد لیبرالیسم، مارکسیسم و ناسیونالیسم نشان دهم تا از رهگذر این مقایسه، ادعایم را توضیح دهم.
🍂 محتمل است که پاسخهایی که از سوی اندیشمندان و صاحبنظران فرهیخنه دریافت خواهم کرد، خطاهایم را معلوم سازد و مسیر درست را نشانم دهد. از سوی دیگر، طباطبایی خود نیز پیشاپیش در استقبال از نقد مخاطبان گفته است که: «هر مناقشهای، با تکیه بر مواد و مصالح جدید و اسلوب علمی، بر نظریه من، میتواند برهان درستی آن باشد، چنانکه من، در چهار دهه گذشته، توانستهام، با بهرهگیری از ایرادهایی که گرفتهاند، برخی ایرادها را رفع و اصل نظریه را دقیقتر کنم.»
🌐 دریافت فایل PDF کامل ویرایش پنجم
🌾 @Sedanet
مؤلف: شهرام اتفاق – آبانماه ۱۴۰۰ / ناشر: مؤسسه فرهنگی صدانت
🍂 در پی فعالیتهای پژوهشیام درباره «مصلحت عمومی»، دوباره به سراغ آثار گرانمایه استاد طباطبایی رفتم تا بار دیگر، قسمت یک روزهای از این بحر نصیبم شود و همچنانکه همواره و بسیار از ایشان آموختهام، بار دگر نیز از این استاد فرزانه بیاموزم.
🍂 رفتن به سراغ آثار طباطبایی به دلخواه و به دست تدبیر است، اما دل کندن از آن دانایی و شیوایی، بسی دشوار و به دست تقدیر است. اینچنین شد که بیش از حد مقرر ماندگار شدم و بنا به ضرورتی، بخشی از فیشبرداریهایم را در قالب آنچه در پی میآید، منسجم و به صورت یک پیشنویس منتشر کردم.
🍂 در این نوشته قصد دارم تا از منظر یکی از مخاطبان آثار طباطبایی که در حال فراگیری آن اندیشه و نظریهها است، نقدی بر آرای او بنویسم و ادعا کنم که در لحظه اکنون، احتمالاً گرایش دستگاه نظری استاد جواد طباطبایی به ناسیونالیسم، بسیار بیش از گرایش آن به لیبرالیسم کلاسیک است.
🍂 به همین سبب، کندوکاو افزونتر در این عرصه را برای مطالعهکنندگان و پژوهشگران هر دو عرصه لیبرالیسم و اندیشه طباطبایی ضروری میدانم.
🍂 تردیدی ندارم که استاد طباطبایی بهسان «افلاطون از قدما و ماکیاوللی از متأخرین»، اندیشه منضبط دارد. در عین حال محتمل است که مواضع نظری طباطبایی در نقطه آغازین، با دعاوی او در نقطه پایانی رفتهرفته تغییر یافته باشد و شاهد یک سیر تدریجی از نخستین آثار او، تا اثر اخیرش با نام «ملت، دولت، حکومت قانون» هستیم. هرچند که این احتمال را نیز از نظر دور نمیدارم – و نشانههایی متفرق سراغ دارم – که شاید اندیشه طباطبایی از همان ابتدا بر همین سیاق بوده است.
🍂 در اینجا کوشیدهام تا هر از گاهی، با یاری جستن از رویکرد مقایسهای، وجوه اشتراک و تمایزات آرای طباطبایی را با سه رویکرد لیبرالیسم، مارکسیسم و ناسیونالیسم نشان دهم تا از رهگذر این مقایسه، ادعایم را توضیح دهم.
🍂 محتمل است که پاسخهایی که از سوی اندیشمندان و صاحبنظران فرهیخنه دریافت خواهم کرد، خطاهایم را معلوم سازد و مسیر درست را نشانم دهد. از سوی دیگر، طباطبایی خود نیز پیشاپیش در استقبال از نقد مخاطبان گفته است که: «هر مناقشهای، با تکیه بر مواد و مصالح جدید و اسلوب علمی، بر نظریه من، میتواند برهان درستی آن باشد، چنانکه من، در چهار دهه گذشته، توانستهام، با بهرهگیری از ایرادهایی که گرفتهاند، برخی ایرادها را رفع و اصل نظریه را دقیقتر کنم.»
🌐 دریافت فایل PDF کامل ویرایش پنجم
🌾 @Sedanet
صدانت
جواد طباطبایی، بهسوی لیبرالیسم یا ناسیونالیسم؟ ۱؛ مؤلف: شهرام اتفاق • صدانت
جواد طباطبایی، بهسوی لیبرالیسم یا ناسیونالیسم؟ ۱ مؤلف: شهرام اتفاق – آبانماه 1400 / ناشر: مؤسسه فرهنگی صدانت مقدمه در پی فعالیتهای پژوهشیام درباره
🍁 شناخت فلسفی یا ستیز ایدئولوژیک
✍️ #محمدمنصور_هاشمی
🍂 آرامش دوستدار از متفکران ایران در روزگار ماست به این معنا که کوشیده است به نسبت تاریخی ایرانیان با دنیای متجدد بیندیشد و به تبیین وضع ما در قبال غرب بپردازد. حاصل این کوشش نقد و نظرهای اوست درباره فرهنگ ایرانی و نظریهای است انعکاس یافته در آثارش. در این نوشتار نخست به معرفی اجمالی دوستدار و آثار و اندیشههایش میپردازم و سپس ملاحظاتی در نقد آثار و نظریه او مطرح میکنم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
✍️ #محمدمنصور_هاشمی
🍂 آرامش دوستدار از متفکران ایران در روزگار ماست به این معنا که کوشیده است به نسبت تاریخی ایرانیان با دنیای متجدد بیندیشد و به تبیین وضع ما در قبال غرب بپردازد. حاصل این کوشش نقد و نظرهای اوست درباره فرهنگ ایرانی و نظریهای است انعکاس یافته در آثارش. در این نوشتار نخست به معرفی اجمالی دوستدار و آثار و اندیشههایش میپردازم و سپس ملاحظاتی در نقد آثار و نظریه او مطرح میکنم...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
صدانت
شناخت فلسفی یا ستیز ایدئولوژیک؛ نوشتاری از محمدمنصور هاشمی دربارهی آرامش دوستدار • صدانت
آرامش دوستدار از متفکران ایران در روزگار ماست به این معنا که کوشیده است به نسبت تاریخی ایرانیان با دنیای متجدد بیندیشد و به تبیین ...
🍁 درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب
👤 #محمدمهدی_اردبیلی | ۲۰ جلسه
🍂 درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب، دورهای از تاریخ فلسفه را بررسی میکند که از اواخر قرن نوزدهم آغاز میشود و تا پایان قرن بیستم ادامه مییابد. در این دوره، محمدمهدی اردبیلی برای دانشجویان مقطع کارشناسی فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی در پاییز و زمستان ۱۳۹۸، آرای ۸ فیلسوف را بهعنوان نمایندگانِ مؤثر نگرشهای فلسفی این دوران از تاریخ فلسفه شرح داده است: نیچه، ویتگنشتاین و فلسفۀ تحلیلی، هوسرل و پدیدارشناسی، هایدگر و اگزیستانسیالیسم، آدورنو و مکتب فرانکفورت، لویناس، باتای و دریدا.
🍂 در این دوره شیوۀ آموزش مبتنی بر دیالوگی میان خوانش قطعاتی از متون اصلی این فیلسوفان و توضیح مفاهیم کلیدی اندیشه آنها بوده است. مدرسان مهمانی هم در برخی از جلسات، جهت ارائه تخصصیتر مطلب و معرفی تفسیری متفاوت به فهم فیلسوف مورد بحث کلاس را همراهی کردند و هرکدام به تدریس مجزای یک جلسه از دوره پرداختند: حسین شقاقی (ویتگنشتاین و فلسفۀ تحلیلی)، فرزاد جابرالانصار (پدیدارشناسی هوسرل)، مسعود حسینی (هایدگر) و آیدین کیخایی (آدورنو).
🌐 دریافت صوت و PDF جلسات
🌾 @Sedanet
👤 #محمدمهدی_اردبیلی | ۲۰ جلسه
🍂 درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب، دورهای از تاریخ فلسفه را بررسی میکند که از اواخر قرن نوزدهم آغاز میشود و تا پایان قرن بیستم ادامه مییابد. در این دوره، محمدمهدی اردبیلی برای دانشجویان مقطع کارشناسی فلسفه دانشگاه علامه طباطبائی در پاییز و زمستان ۱۳۹۸، آرای ۸ فیلسوف را بهعنوان نمایندگانِ مؤثر نگرشهای فلسفی این دوران از تاریخ فلسفه شرح داده است: نیچه، ویتگنشتاین و فلسفۀ تحلیلی، هوسرل و پدیدارشناسی، هایدگر و اگزیستانسیالیسم، آدورنو و مکتب فرانکفورت، لویناس، باتای و دریدا.
🍂 در این دوره شیوۀ آموزش مبتنی بر دیالوگی میان خوانش قطعاتی از متون اصلی این فیلسوفان و توضیح مفاهیم کلیدی اندیشه آنها بوده است. مدرسان مهمانی هم در برخی از جلسات، جهت ارائه تخصصیتر مطلب و معرفی تفسیری متفاوت به فهم فیلسوف مورد بحث کلاس را همراهی کردند و هرکدام به تدریس مجزای یک جلسه از دوره پرداختند: حسین شقاقی (ویتگنشتاین و فلسفۀ تحلیلی)، فرزاد جابرالانصار (پدیدارشناسی هوسرل)، مسعود حسینی (هایدگر) و آیدین کیخایی (آدورنو).
🌐 دریافت صوت و PDF جلسات
🌾 @Sedanet
صدانت
درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب از محمدمهدی اردبیلی • صدانت
درسگفتارهای تاریخ فلسفه معاصر غرب، دورهای از تاریخ فلسفه را بررسی میکند که از اواخر قرن نوزدهم آغاز میشود و تا پایان قرن بیستم ...
🎥 سلسله گفتاری برای یافتن پاسخ به سه پرسش اساسی دربارهی قرآن
👤 در گفتگو با #فرهاد_شفتی
مخاطب قرآن کیست؟ ۲ جلسه
قرآن انحصارگراست یا کثرتانگار؟ ۲ جلسه
قرآن به چه کار امروز ما میآید؟ ۱ جلسه
🌐 دریافت فیلم و صوت جلسات
این مجموعه جلسات به همت موسسه فرهنگی صدانت و به میزبانی محمدکاظم برزگر پنجشنبهها ساعت ۲۱ در صفحه اینستاگرام صدانت برگزار میشوند.
سوالات خود را دربارهی این موضوعات میتوانید در زیر پستهای مربوط به لایو به صورت کامنت مطرح کنید.
🌾 @Sedanet
🌾 @farhadshafti
👤 در گفتگو با #فرهاد_شفتی
مخاطب قرآن کیست؟ ۲ جلسه
قرآن انحصارگراست یا کثرتانگار؟ ۲ جلسه
قرآن به چه کار امروز ما میآید؟ ۱ جلسه
🌐 دریافت فیلم و صوت جلسات
این مجموعه جلسات به همت موسسه فرهنگی صدانت و به میزبانی محمدکاظم برزگر پنجشنبهها ساعت ۲۱ در صفحه اینستاگرام صدانت برگزار میشوند.
سوالات خود را دربارهی این موضوعات میتوانید در زیر پستهای مربوط به لایو به صورت کامنت مطرح کنید.
🌾 @Sedanet
🌾 @farhadshafti
3danet.net
فرهاد شفتی؛ سلسله گفتاری برای یافتن پاسخ به سه پرسش اساسی دربارهی قرآن
مباحث اصلی مورد نظر در پاسخ به سه پرسش اساسی دربارهی قرآن با فرهاد شفتی: مخاطب قرآن، تکثرگرایی یا انحصارگرایی و قرآن و کاربرد آن برای ما
🍁 آیا در ایران نئولیبرالیسم حاکم است؟
فرار از امر سیاسی با نقد نئولیبرالیسم
✍️ #نظام_بهرامی_کمیل
فصلنامه پویه مهر، بهار و تابستان ۱۴۰۰
🍂 قبل از انقلاب ۵۷؛ جریانها و اندیشمندان چپ، نظام حاکم در ایران را نظامی کاپیتالیستی خوانده و خواهان نابودی آن بودند. همان دسته از چپها، در اوایل انقلاب نهضت آزادی و دولت موقت را لیبرالیستی خوانده و خواهان حذف آنان بودند. در ادامه همین رویکرد بیش از یک دهه است که برخی از اندیشمندان چپ، دولتهای موجود در ایران را «نئولیبرالیستی» خوانده و مخالف برنامههای آنان هستند. از نظر این افراد هر پدیده ناخوشایندی در ایران از دزدی و اختلاس و تخریب محیطزیست گرفته تا گران شدن خدمات آموزشی و بهداشتی و آسیبهای اجتماعی به دلیل حاکم شدن رویکرد نئولیبرالیستی در ایران است.
🍂 این مقاله درباره تایید یا رد نئولیبرالیسم نیست و حتی به نقاط ضعف و یا قوت آن هم اشاره نمیکند؛ بهویژه آنکه بحران سال ۲۰۰۷ به بعد حتی مدافعان این مکتب را با تردیدهای بیشتری روبرو کرده است. (استگر و روی: ۱۳۹۹) پرسش من این است که آیا میتوان حکومت ایران را حکومتی نئولیبرالیستی نامید؟ آیا ویژگیهای یک حکومت نئولیبرالیستی در ایران حاکم است؟ آیا استفاده از این مفهوم در تحلیل مسائل و پدیدههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی راهگشاست؟
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @nambavari
فرار از امر سیاسی با نقد نئولیبرالیسم
✍️ #نظام_بهرامی_کمیل
فصلنامه پویه مهر، بهار و تابستان ۱۴۰۰
🍂 قبل از انقلاب ۵۷؛ جریانها و اندیشمندان چپ، نظام حاکم در ایران را نظامی کاپیتالیستی خوانده و خواهان نابودی آن بودند. همان دسته از چپها، در اوایل انقلاب نهضت آزادی و دولت موقت را لیبرالیستی خوانده و خواهان حذف آنان بودند. در ادامه همین رویکرد بیش از یک دهه است که برخی از اندیشمندان چپ، دولتهای موجود در ایران را «نئولیبرالیستی» خوانده و مخالف برنامههای آنان هستند. از نظر این افراد هر پدیده ناخوشایندی در ایران از دزدی و اختلاس و تخریب محیطزیست گرفته تا گران شدن خدمات آموزشی و بهداشتی و آسیبهای اجتماعی به دلیل حاکم شدن رویکرد نئولیبرالیستی در ایران است.
🍂 این مقاله درباره تایید یا رد نئولیبرالیسم نیست و حتی به نقاط ضعف و یا قوت آن هم اشاره نمیکند؛ بهویژه آنکه بحران سال ۲۰۰۷ به بعد حتی مدافعان این مکتب را با تردیدهای بیشتری روبرو کرده است. (استگر و روی: ۱۳۹۹) پرسش من این است که آیا میتوان حکومت ایران را حکومتی نئولیبرالیستی نامید؟ آیا ویژگیهای یک حکومت نئولیبرالیستی در ایران حاکم است؟ آیا استفاده از این مفهوم در تحلیل مسائل و پدیدههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی راهگشاست؟
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @nambavari
3danet.net
مقاله «آیا در ایران نئولیبرالیسم حاکم است؟» از نظام بهرامی کمیل
بیش از یک دهه است که برخی از اندیشمندان چپ، دولتهای موجود در ایران را «نئولیبرالیستی» خوانده و مخالف برنامههای آنان هستند. از نظر این...
Forwarded from صدانت تیوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فرسایش تمدنی ایران با مهاجرت نخبگان
👤 #محسن_رنانی | ۲۲ آبان ماه ۱۴۰۰
بخشی از نشست «چرا مهاجرت نمیکنم؟» به همت «پویش فکری توسعه » و «انجمن دانش آموختگان دانشکده فنی دانشگاه تهران»
مشاهده این کلیپ در یوتیوب
مشاهده این کلیپ در آپارات
مشاهده فیلم کامل سخنان ایشان در یوتیوب
🌾 @Sedanet
🌾 @pooyeshfekri
🌾 @Renani_Mohsen
👤 #محسن_رنانی | ۲۲ آبان ماه ۱۴۰۰
بخشی از نشست «چرا مهاجرت نمیکنم؟» به همت «پویش فکری توسعه » و «انجمن دانش آموختگان دانشکده فنی دانشگاه تهران»
مشاهده این کلیپ در یوتیوب
مشاهده این کلیپ در آپارات
مشاهده فیلم کامل سخنان ایشان در یوتیوب
🌾 @Sedanet
🌾 @pooyeshfekri
🌾 @Renani_Mohsen
🍁 نظرِ خبرگان یا سوگیریِ باورمندان: روایتی از یک توصیف و دو تبیین
به مناسبت روز جهانی فلسفه
تقدیم به فیلسوفان و اندیشهورزان، خرمگسهایی که اسبِ کرختِ جامعه را هوشیار میکنند!
✍️ #زهیر_میرکریمی
🍂 در سال ۲۰۰۹ میلادی، پایگاه «مقالههایفلسفه» (PhilPapers)، که دِیوید بورژِی و دِیوید چالمِرز سرویراستاران آن هستند، پیمایشی را انجام داد که بیش از ۳۲۰۰ نفر از فیلسوفان دانشگاهی و حرفهای و دانشآموزانِ فلسفه در آن شرکت کردند و به پرسشهای پیمایش پاسخ دادند. هدف از آن پیمایش دستیابی به «باورهای فیلسوفان» دربارهی مهمترین و بنیادیترین پرسشها و مسائل فلسفی بود، البته «بهطور آماری». پیمایش دربردارندهی ۳۰ پرسش در حوزههای گوناگون فلسفه از جمله منطق، معرفتشناسی، متافیزیک، اخلاق، و زیباییشناسی بود. پرسشهایی همچون:
- معرفت پیشینی: آری یا نه؟
- اشیاء انتزاعی: مکتب افلاطونی یا نامگرایی؟
- ارزش زیباییشناختی: عینی یا ذهنی؟
- توجیهِ معرفتی: درونگرایی یا برونگرایی؟
- تفکیک تحلیلی-ترکیبی: آری یا نه؟
- وجود جهان خارج: ایدئالیزم، شکاکیّت، یا واقعگرایی غیرشکاکانه؟
- ارادهی آزاد: همسازگرایی، اختیارگرایی، یا نبودِ ارادهی آزاد؟
- خدا: خداباوری یا خداناباوری؟
- معرفت: تجربهگرایی یا خِرَدگرایی؟
- فرافلسفه: طبیعیگرایی یا ناطبیعیگرایی؟
ذهن: جسمانیانگاری یا غیرجسمانیانگاری؟
- قضاوت اخلاقی: شناختگرایی یا غیرشناختگرایی؟
- انگیزش اخلاقی: درونگرایی یا برونگرایی؟
- اخلاق هنجاری: وظیفهگرایی، پیامدگرایی، یا اخلاق فضیلت؟
- سیاست: جماعتگرایی، مساواتخواهی/برابرخواهی، یا آزادیخواهی؟
- زمان: نظریهی الف یا نظریهی ب؟
- صدق: تطبیقی، فروکاهشی، یا معرفتی؟
🍂 پرسشها بیش از این تعداد است اما همین مقدار برای آشنایی با فضای پرسشها و میزان تخصصیبودن آنها (و در عین حال کلی بودن آنها) کفایت میکند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @anqanotes
به مناسبت روز جهانی فلسفه
تقدیم به فیلسوفان و اندیشهورزان، خرمگسهایی که اسبِ کرختِ جامعه را هوشیار میکنند!
✍️ #زهیر_میرکریمی
🍂 در سال ۲۰۰۹ میلادی، پایگاه «مقالههایفلسفه» (PhilPapers)، که دِیوید بورژِی و دِیوید چالمِرز سرویراستاران آن هستند، پیمایشی را انجام داد که بیش از ۳۲۰۰ نفر از فیلسوفان دانشگاهی و حرفهای و دانشآموزانِ فلسفه در آن شرکت کردند و به پرسشهای پیمایش پاسخ دادند. هدف از آن پیمایش دستیابی به «باورهای فیلسوفان» دربارهی مهمترین و بنیادیترین پرسشها و مسائل فلسفی بود، البته «بهطور آماری». پیمایش دربردارندهی ۳۰ پرسش در حوزههای گوناگون فلسفه از جمله منطق، معرفتشناسی، متافیزیک، اخلاق، و زیباییشناسی بود. پرسشهایی همچون:
- معرفت پیشینی: آری یا نه؟
- اشیاء انتزاعی: مکتب افلاطونی یا نامگرایی؟
- ارزش زیباییشناختی: عینی یا ذهنی؟
- توجیهِ معرفتی: درونگرایی یا برونگرایی؟
- تفکیک تحلیلی-ترکیبی: آری یا نه؟
- وجود جهان خارج: ایدئالیزم، شکاکیّت، یا واقعگرایی غیرشکاکانه؟
- ارادهی آزاد: همسازگرایی، اختیارگرایی، یا نبودِ ارادهی آزاد؟
- خدا: خداباوری یا خداناباوری؟
- معرفت: تجربهگرایی یا خِرَدگرایی؟
- فرافلسفه: طبیعیگرایی یا ناطبیعیگرایی؟
ذهن: جسمانیانگاری یا غیرجسمانیانگاری؟
- قضاوت اخلاقی: شناختگرایی یا غیرشناختگرایی؟
- انگیزش اخلاقی: درونگرایی یا برونگرایی؟
- اخلاق هنجاری: وظیفهگرایی، پیامدگرایی، یا اخلاق فضیلت؟
- سیاست: جماعتگرایی، مساواتخواهی/برابرخواهی، یا آزادیخواهی؟
- زمان: نظریهی الف یا نظریهی ب؟
- صدق: تطبیقی، فروکاهشی، یا معرفتی؟
🍂 پرسشها بیش از این تعداد است اما همین مقدار برای آشنایی با فضای پرسشها و میزان تخصصیبودن آنها (و در عین حال کلی بودن آنها) کفایت میکند...
🌐 مطالعه متن کامل
🌾 @Sedanet
🌾 @anqanotes
صدانت
نوشتار زهیر میرکریمی با عنوان «نظرِ خبرگان یا سوگیریِ باورمندان: روایتی از یک توصیف و دو تبیین» • صدانت
در سال ۲۰۰۹ میلادی، پایگاه «مقالههایفلسفه»، که دِیوید بورژِی و دِیوید چالمِرز سرویراستاران آن هستند، پیمایشی را انجام داد که بیش از ...
🍁 درباره کتاب «طبقه و محیط زیست» اثر شهرام اتفاق
✍️ #مجتبی_طباطبایی
🍂 کتاب «طبقه و محیط زیست» جدیدترین اثر شهرام اتفاق است که به تازگی توسط نشر آماره منتشر شده است. کتاب «طبقه و محیط زیست» را میتوان دو کتاب مجزا در درون یک کتاب تلقی کرد. سه فصل اول کتاب کلیدیترین مفاهیم طبقات اجتماعی و سرانجام این تعاریف را شرح میدهد. این بخش از کتاب برای پژوهشگران حوزه اقتصاد سیاسی و علوم اجتماعی و فلسفی جذاب خواهد بود. یک فصل دیگر کتاب نیز از پیوند میان مسائل محیط زیستی و طبقاتی سخن میگوید و علاقهمندان به حوزه محیط زیستی از خواندن آن لذت خواهند برد.
- در مقدمه کتاب میخوانیم:
🍂 در «فصل نخست» این کتاب، مروری بر شکلگیری نظریهی طبقاتی خواهیم داشت و همانجا نیز به واکاوی بحرانهای این نظریه خواهیم پرداخت. این فصل تصویری مقدماتی از زمینههای پیدایش نظریهی طبقاتی، تعاریف پایهی آن، دلایل ناکامی و افول آن و همچنین آرای مخالفاناش را عرضه میدارد.
🍂 در «فصل دوم»، وجوه معرفشناسی و روششناسی نظریههای طبقاتی و به ویژه نظریهی مارکس مورد کنکاش قرار گرفته است. این فصل حاوی زیربناییترین مفاهیم این مجموعه است و بنیانهای فلسفی علوم اجتماعی به طور عام و نظریههای طبقاتی به طور خاص، مورد بررسی قرار گرفتهاند. از آنجا که سخن گفتن از مفاهیم فلسفی، به میانجی مفاهیم متضاد خودشان، بر سهولت کار میافزاید، کوشش شده است تا در غالب بخشهای این فصل، مفاهیم به صورت جفتهای متضاد معرفی شوند: دوگانگی یا چندگانی روششناختی، دوگانگی یا چندگانی منطق، دو تلقی متضاد از انسان، دو فهم متفاوت از دانش، دو رویکرد متعارض از مضمون نظریهی اجتماعی، دو طریقه مختلف در روشِ مطالعهی علوم انسانی و دو نگاه گوناگون به حقوق و اخلاق.
🍂 برخلاف فصل اول که ارجاعاتی به یافتهها و شواهد تجربی دارد، فصل دوم، مبرای از فضای تجربه ، باریکبینی در روش شناخت و امکان تحقق آن را در دستور کار خود قرار داده است.
🍂 ناکامی در کاربست نظریههای طبقاتی، برخی از متفکران چپ را به چارهجویی وا داشته است و از این رو، «فصل سوم» نیز به معرفی مساعی این گروه برای بازسازی نظریه طبقاتی اختصاص یافته است. مطالعه این آراء از اهمیت چندگانهای برخودار است: نخست اینکه از زبان ایشان بشنویم و بدانیم که ناکارآمدی «نظریهی طبقاتی» موضوعی جدی است، دیگر آنکه از تشتت آرای میان صاحبنظران چپ در باب طبقه و تحلیل طبقاتی مطلع شویم. افزون بر این، دریابیم که دیگر مفهوم مستنبط از طبقه یا طبقات اجتماعی در نزد متکلمان علوم انسانی، بر مفهوم مبرهن و یکتایی دلالت نمیکند.
🍂 تا اینجای کتاب، نویسنده قصد دارد تا مفاهیم و مبانی بنیادین مربوط به نظریههای طبقاتی را معرفی کند و مطالب کتاب در چارچوب مفاهیم اقتصاد سیاسی، علوم اجتماعی و مبانی فلسفی میگنجد. اما در فصل چهارم، وجوه محیط زیستی مسئله نمایان میشود. نویسنده درباره این فصل چنین شرح داده است:
🍂 در «فصل چهارم»، به سراغ دعاوی محیط زیستیِ طبقاتی خواهیم رفت و نمونههایی از آنها را بررسی خواهیم کرد. طی چند دههی اخیر، اثرات مخرب ناشی از انواع آلودگیها در خاک، هوا، آب و جو زمین، به بحرانهای متعددی نظیر از بین رفتن تنوع زیستی ، بحران تغییرات اقلیمی و به طور کلی تخریب محیط زیست ، به شکل فزایندهای بدل به یکی از دغهدغههای جدی جامعه انسانی شده است. گزارشهای پیاپی ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ مجمع جهانی اقتصاد دربارهی مهمترین مخاطرات آتی جوامع بشری، حکایت از آن دارد که «محیط زیست» چه از حیث احتمال وقوع و چه از منظر شدت اثرات تخریبی آن ، در صدر مخاطرات جهان ما قرار دارد. اما از سویی دیگر این اوضاع مستمسکی برای دستیابی به اهداف سیاسی نیز شده است و دعاوی «محیط زیستیِ طبقاتی»، یک نمونه از این موارد است. در فصل چهارم، برخی از این نمونهها در قالب پروندههایِ موضوعی بررسی شده است.
🌐 متن کامل معرفی کتاب
🌾 @Sedanet
✍️ #مجتبی_طباطبایی
🍂 کتاب «طبقه و محیط زیست» جدیدترین اثر شهرام اتفاق است که به تازگی توسط نشر آماره منتشر شده است. کتاب «طبقه و محیط زیست» را میتوان دو کتاب مجزا در درون یک کتاب تلقی کرد. سه فصل اول کتاب کلیدیترین مفاهیم طبقات اجتماعی و سرانجام این تعاریف را شرح میدهد. این بخش از کتاب برای پژوهشگران حوزه اقتصاد سیاسی و علوم اجتماعی و فلسفی جذاب خواهد بود. یک فصل دیگر کتاب نیز از پیوند میان مسائل محیط زیستی و طبقاتی سخن میگوید و علاقهمندان به حوزه محیط زیستی از خواندن آن لذت خواهند برد.
- در مقدمه کتاب میخوانیم:
🍂 در «فصل نخست» این کتاب، مروری بر شکلگیری نظریهی طبقاتی خواهیم داشت و همانجا نیز به واکاوی بحرانهای این نظریه خواهیم پرداخت. این فصل تصویری مقدماتی از زمینههای پیدایش نظریهی طبقاتی، تعاریف پایهی آن، دلایل ناکامی و افول آن و همچنین آرای مخالفاناش را عرضه میدارد.
🍂 در «فصل دوم»، وجوه معرفشناسی و روششناسی نظریههای طبقاتی و به ویژه نظریهی مارکس مورد کنکاش قرار گرفته است. این فصل حاوی زیربناییترین مفاهیم این مجموعه است و بنیانهای فلسفی علوم اجتماعی به طور عام و نظریههای طبقاتی به طور خاص، مورد بررسی قرار گرفتهاند. از آنجا که سخن گفتن از مفاهیم فلسفی، به میانجی مفاهیم متضاد خودشان، بر سهولت کار میافزاید، کوشش شده است تا در غالب بخشهای این فصل، مفاهیم به صورت جفتهای متضاد معرفی شوند: دوگانگی یا چندگانی روششناختی، دوگانگی یا چندگانی منطق، دو تلقی متضاد از انسان، دو فهم متفاوت از دانش، دو رویکرد متعارض از مضمون نظریهی اجتماعی، دو طریقه مختلف در روشِ مطالعهی علوم انسانی و دو نگاه گوناگون به حقوق و اخلاق.
🍂 برخلاف فصل اول که ارجاعاتی به یافتهها و شواهد تجربی دارد، فصل دوم، مبرای از فضای تجربه ، باریکبینی در روش شناخت و امکان تحقق آن را در دستور کار خود قرار داده است.
🍂 ناکامی در کاربست نظریههای طبقاتی، برخی از متفکران چپ را به چارهجویی وا داشته است و از این رو، «فصل سوم» نیز به معرفی مساعی این گروه برای بازسازی نظریه طبقاتی اختصاص یافته است. مطالعه این آراء از اهمیت چندگانهای برخودار است: نخست اینکه از زبان ایشان بشنویم و بدانیم که ناکارآمدی «نظریهی طبقاتی» موضوعی جدی است، دیگر آنکه از تشتت آرای میان صاحبنظران چپ در باب طبقه و تحلیل طبقاتی مطلع شویم. افزون بر این، دریابیم که دیگر مفهوم مستنبط از طبقه یا طبقات اجتماعی در نزد متکلمان علوم انسانی، بر مفهوم مبرهن و یکتایی دلالت نمیکند.
🍂 تا اینجای کتاب، نویسنده قصد دارد تا مفاهیم و مبانی بنیادین مربوط به نظریههای طبقاتی را معرفی کند و مطالب کتاب در چارچوب مفاهیم اقتصاد سیاسی، علوم اجتماعی و مبانی فلسفی میگنجد. اما در فصل چهارم، وجوه محیط زیستی مسئله نمایان میشود. نویسنده درباره این فصل چنین شرح داده است:
🍂 در «فصل چهارم»، به سراغ دعاوی محیط زیستیِ طبقاتی خواهیم رفت و نمونههایی از آنها را بررسی خواهیم کرد. طی چند دههی اخیر، اثرات مخرب ناشی از انواع آلودگیها در خاک، هوا، آب و جو زمین، به بحرانهای متعددی نظیر از بین رفتن تنوع زیستی ، بحران تغییرات اقلیمی و به طور کلی تخریب محیط زیست ، به شکل فزایندهای بدل به یکی از دغهدغههای جدی جامعه انسانی شده است. گزارشهای پیاپی ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ مجمع جهانی اقتصاد دربارهی مهمترین مخاطرات آتی جوامع بشری، حکایت از آن دارد که «محیط زیست» چه از حیث احتمال وقوع و چه از منظر شدت اثرات تخریبی آن ، در صدر مخاطرات جهان ما قرار دارد. اما از سویی دیگر این اوضاع مستمسکی برای دستیابی به اهداف سیاسی نیز شده است و دعاوی «محیط زیستیِ طبقاتی»، یک نمونه از این موارد است. در فصل چهارم، برخی از این نمونهها در قالب پروندههایِ موضوعی بررسی شده است.
🌐 متن کامل معرفی کتاب
🌾 @Sedanet
صدانت
درباره کتاب «طبقه و محیط زیست» اثر شهرام اتفاق • صدانت
کتاب «طبقه و محیط زیست» جدیدترین اثر شهرام اتفاق است که به تازگی توسط نشر آماره منتشر شده است. سه فصل اول کلیدیترین مفاهیم طبقات اجتماعی ...