SHAHYAR GHANBARI OFFICIAL
3.17K subscribers
34 photos
50 videos
47 files
144 links
The SEA in MY SONGS. The Only Official Channel Of SHAHYAR GHANBARI
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به یاد دوست : مسعود اسداللهی 💔
همین پنج شنبه. ۲۷ نوامبر. شبترانه ی شهیار❤️
همین پنج شنبه. شبترانه ی شهیار. ۲۷ نوامبر ۲۰۲۵
همین امشب. شبترانه ی شهیار ❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رامش عزیز که تا همیشه با ماست. ❤️
Forwarded from Ali Kaz
«اهمیّتِ اهلِ امروز بودن»

به‌به از بوی مرگ این مرداب! به‌به از کم‌شدن در این تالاب! به‌به از این وقاحت نایاب!
(شهیار قنبری)

در این وانفسای مخدوش که نه حیرت است و نه خشم بلکه هزاران هزار شدیدتر است از بهت و بغض، طلوعِ میلادِ دفتر دوّم ترانه‌های شهیار در شبِ بی‌سحر، نویدبخش و موجبِ دلگرمی‌ست.
شهیار قنبری، تنها پرچم‌دارِ ترانه‌ی بیدار نیست بلکه خود نمادِ بیداری‌ست. آن هم در جامعه‌ای که خواب و خواب‌زدگی منشای هزارتوی گرفتاری‌های ماست. و بدین سبب است که شاعر برای خود رسالتی قائل شده تا همواره نهیبِ بیداری باشد. تا بی‌وقفه از فضیلتِ بیداری بسراید و بگوید و بخواند و بسازد. لزومِ بیداری، بی‌قراری‌ست و بدین منظور شاعر بی‌قرار به قول خود، کودکی‌اش را تا امروز کِش داده تا همچنان نونفس بماند. تا مدام بذرِ هفده‌سالگی بر ترانه بپاشد برای محصولی ناب. شدن. شکفتن. آفریدن.
چندان کار ساده‌ای نیست ماندگار شدن. ترانه‌ی تاریخ‌مصرف‌دار نسرودن! نبضِ زمانه و جامعه را حس و درک کردن و ترانه به مثابه‌ی نقشه‌ی راه سرودن. چرا که اهمیّتِ اهل امروز بودن را بسیار زود دریافته بود تا قادر باشد طبعِ شاعری‌اش را صیقل بزند تا همچون آینه، عیان کند و ما را به خودمان نشان بدهد و یادآوری کند. او موشکافانه در دهه‌ی بیستم زندگی خود، معضل جامعه‌‌ی ایرانی را شناسایی کرده و چنین بانگِ بیداری برمی‌آورد و نهیب می‌زند که:
لالا لالا دیگه بسه گل لاله! بهار سرخ امسال مثل هر ساله/ هنوزم تیر و ترکش قلب و می‌شناسه/ هنوز شب زیر سرب و چکمه می‌ناله
واژه به واژه‌ی این ترانه، همانند دستگاهِ احیا عمل می‌کند. به سانِ شوکِ بی‌وقفه‌ی الکتریکی تا بلکه علائم حیات سرانجام پدیدار شود. مصرع به مصرع این ترانه، گواه سخن است. امّا درد و معضل ما را نزدیک نیم قرن پیش، پیشِ رویمان می‌گذارد:
نذاشتن همصدایی رو بلد باشیم/ نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم/ کتابای سفیدو دوره می‌کردیم/ که فکر شب‌کلاهی از نمد باشیم
و اینجاست که اهمیت شاعر متعهد به چشم می‌آید. چرا که اگر این پیام را پیش‌تر از این‌ها درک و دریافت کرده بودیم، بی‌شک، سپیده امروز با ما بود! سپیده امروز با ما بود.
و یا در ترانه‌ی نجواها که بلاتکلیفی ما را صادقانه تشریح کرده است:
“من و تو کم خواندیم/ من و تو وا ماندیم/ من و تو کم دیدیم/ من و تو کم چیدیم/ من و تو کم گفتیم/ وقتِ بیداری فریاد چه سنگین خفتیم!”
و شهیار بی‌وقفه در کار روشنگری جامعه بوده. آنجا که اشاره به تعهد داشتیم، منظورم نه از ‍آن جنس تعهدهایی‌ست که برخی شاعران روزگاری تنها متعهد به حزب خودشان بودند و بس! چنان که شهیار خطاب به سهراب سپهری همدلانه سروده بود:
شاعر!
بگذار چریک‌های شنبه
پارتیزان‌های نیم‌وقت: سه‌جهانی/ دوجهانی/ افراطی/ معتدل/ اکثریت/ اقلیت/ رویالیست/ فاشیست/ فالانژیست/ ناسیونالیست..
بگذار این همه “چه” که کنار “سن” تولد رفیق ژوزف استالین را به زحمتکشان ایران تبریک می‌گویند: از تو نخوانند!
تو “شاعر مردم” که نیستی! تو مردمِ شعری.
بدینسان نیز شهیار، تعهد، شیوه‌ی زیستش بود. هنرمندی اهل امروز که تنها به سرودن برای سرودن بسنده نمی‌کند. بلکه مدام در حال حرکت بوده و یا آنگونه که خود می‌گوید: مدام در حالِ خطر کردن!
از روزنامه‌نگاری و برنامه‌سازی گرفته تا بازیگری و فیلمسازی. اما امان از شهیارِ آوازخوان!
ساکت من! عید صدا مبارک! وقت خوش ترانه‌ها مبارک! در این شب بی شعر و بی ستاره/ صدای پا صدای پا مبارک
عید صدا مبارک/ دوباره‌ها مبارک
شهیار خطر کرد و صدایش را جاری. دریا دریا داشت صدایش. معرفِ تمامِ ناتمامش. و شنونده میخکوب و متحیر. پس اینگونه هم می‌شود خواند و جذاب و شنیدنی هم بود؟ آلبوم قدغن، طلوعی نوین بود. مخاطره‌ای ارزشمند که پدیدار شد و تا امروز ثبت است بر جریده‌ی عالم دوامش. اثر بکر به مثابه‌ی بیگ‌بنگ عمل می‌کند. همانندِ حیاتی نو. اثر بکر منجر به پیدایش مخاطب تازه می‌شود. سلیقه‌ی نو می‌آفریند. گوش و هوش می‌پرورد. این همان نقطه‌ی عطف تاریخساز است. همان ترانه‌ی بیدار که مخاطب را به پویایی و کنش وا می‌دارد. باعثِ ارتباط‌های جدید می‌شود. خلأ پر می‌کند. بر علیه سکوت و رخوت قیام می‌کند. مکتب و سبک تأسیس می‌کند. از تهِ چاه سکوت، تا بلندای صدا!
این است اهمیت کار شهیار! هیچ کاری خوش‌تر از کار تو نیست/ هیچ یاری مثل شهیار تو نیست!
چیست اکسیر جوانیِ شاعر؟ جوان ماندن. جوانه زدن. پیوسته از نو از نو؟
قطعأ پیوسته آموختن و سخاوتمندانه آموزش دادن. بارور و پربار شدن. از تجربه‌ی آموزگاری برای کودکان ایرانی در فرانسه گرفته تا کارگاه‌های ترانه در فضای مجازی. و مدام مخاطب ِ جوان و نونفس به ساحت خود پذیرفتن. شاعر همواره به جنگِ جمله‌ی “از ما گذشته” رفته است. به سانِ یک مربی پر انرژی که هیچ کوتاه نمی‌آید و خستگی شاگرد را تاب نمی‌آورد. مدام و بی‌وقفه نهیب می‌زند:
Forwarded from Hamila
امروز، پانزدهم آوریل، ، یکصد و بیست و سه سالگیِ ✨حمید قنبری عزيز ✨ نشانی از جشن ماندگاری و شکوه و جاودانگی یک عمر هنر است. در روزگاری که رسانه‌ها اندك بودند، تمام ایران او را می‌دید، صدایش را می‌شنید و با او زندگی می‌کرد، هنرمندی با رفتاری همیشه شریف، درست و مردمی، كه در جای درست ایستاده بود: کنار مردم و در قلب مردم؛ در تمام مسیر حرفه‌ای‌اش با صداقت زیست و دران فصل شوم ، از حرفه خود دست كشيد ، ازخود گذشت تا حرمت هنر و مردمش را نگه دارد .

هنرمندی که از دهه‌ی ۳۰ آغاز کرد و دهه ها، نسلها را با حضور پررنگ و بی‌بدیل خود لبریز ساخت؛ از پرده‌خوانی‌های نخستین تا صحنه‌های تئاتر، از سینمای نوپا تا هزاران نمایشنامه‌ی رادیویی و تیپهای شخصیتی، از آقا فوفول و آقا کوچول تا مستر فرنگ تا پایه‌گذاری دوبله‌ی شخصیت‌محور و جان‌بخشی به جری لوئیس، کاری که تنها یک دوبلور انجام نمی‌دهد؛ این کار یک هنرمند کامل با نبوغ ویژه است. در صحنه، از نخستین خوانندگان سبک پاپ در ایران بود.صدای باریتون - تنور او، صدایی که هم قابلیت کمدی داشت، هم توانایی تیپ‌سازی، هم قدرت بیان رادیویی،هم آوازخوانی ،بی‌نیاز از میکروفن فضا را پر می‌کرد، صدایی که هنوز در گوش نسل‌ها می‌پیچد. همه‌ی این‌ها نه فقط کارنامه‌ی یک هنرمند، که تاریخ یک احساس ملی است، بخشی از میراثی‌ست که هرگز از یاد نمی‌رود امروز، در سالروز زادروزش،؛ ما بخشی از قلب خودمان را جشن می‌گیریم- بخشی که با نام حمید قنبری، برای همیشه روشن مانده است؛ نام او، هنر او و میراث او هرگز فراموش نخواهد شد.♥️🙏
اصلاح می کنم : او امروز ۱۰۲ ساله است. و نه ۱۲۳.
با یک دریا سپاس از « حمیلا » جان که این متن را به زیبایی نوشته است.
سپاس
Forwarded from SHAHYAR GHANBARI OFFICIAL (Shahyar Ghanbari)
Forwarded from داروین صبوری (Darwin sabouri)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸ما بخشی از فاجعه بودیم!
«پیرامون انقلاب ترانه و ترانه‌ی انقلابی»

گفت‌وگوی داروین صبوری با شهیار قنبری


🔺تماشای کامل این گفت‌وگو جمعه، ۱۲ تیرماه از کانال یوتیوب

🆔@DarwinSabouri