شعر پارسی
50.4K subscribers
878 photos
102 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی آن کوی، بی‌نشان است

فیض کاشانی / شـــعر پارسی
👍141🔥1
قول بده که خواهی آمد، اما هرگز نیا!
اگر بیایی همه چیز خراب می‌شود.
دیگر نمی‌توانم اینگونه با اشتیاق
به دریا و جاده خیره شوم.
من خو کرده‌ام به این انتظار،
به این پرسه زدن‌ها در اسکله و ایستگاه
اگر بیایی‌
من چشم به راه چه کسی بمانم؟

رسول یونان / شـــعر پارسی
4👍3🔥2
جان من و جهان من، روی سپید تو شده‌ست
عاقبتم چنین شود، مرگ من و بقای تو

از تو برآید از دلم، هر نفس و تنفسم
من نروم ز کوی تو، تا که شوم فنای تو

مولانا / شـــعر پارسی
🔥5👍41
ای دوست چراغ چشم بیدار تویی
معشوق تویی، عاشق دیدار تویی

آشوب جهان، فتنهٔ بازار تویی
خود یوسف مصریّ و خریدار تویی

حزین لاهیجی / شـــعر پارسی
👍54
نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
بی‌تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم

شهریار / شـــعر پارسی
11👍2
مطمئن باش که مهرت نرود از دل من!
مگر آن روز که در خاک شود منزل من

حافظ / شـــعر پارسی
14🔥2
نخورَد هیچ توانگر، غم درویش و فقیر
مگر آن روز که خود، مُفلس و مُضطر گردد

پروین اعتصامی / شـــعر پارسی
👍12🕊21
تو به تحریکِ فلک، فتنه‌یِ دورانِ منی
من به تصدیقِ نظر، محوِ تماشایِ توام

فروغی بسطامی / شـــعر پارسی
🔥10👍2
لایقِ لیلی نباشد دیدهٔ هر بی بَصَر
گوهر نایاب دیدن چشمِ مجنون بایدت

راحم تبریزی / شـــعر پارسی
6👍3
به نام آنکه جان را زندگی داد
طبیعت را به جان پایندگی داد

خداوندیکه حکمت بخش خاکست
کمینه بخشش او جان پاکست

امیرخسرو دهلوی / شـــعر پارسی
7
در صبح بی‌خورشید من مهمان چشمانم شدی
رویای دیرین شبم خورشید تابانم شدی

هما کشتگر / شـــعر پارسی
5👍1
گَر وا نمیکنی گِره‌ای خود گِره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍11
شب نیست که از غمت دلم جوش نکرد
واز بهر تو زهر اندهی نوش نکرد

ای جانِ جهان هیچ نیاوردی یاد
آن را که تو را هیچ فراموش نکرد

سيف فرغانی / شـــعر پارسی
8👍2
ترسم بهشت هم نبَرد خستگی ز من
از بس کـه بارِ محنتِ دنیـا کشیده‌ام

امیری فیروزکوهی / شـــعر پارسی
😭11🕊4👍1
شب که آرام تر از پلک تو را می‌بندم
در دلـم طاقت دیدار تو تا فردا نیست

محمدعلی بهمنی / شـــعر پارسی
👍9
ساقی نداده ساغر چندان نموده مستم
کز خود خبر ندارم در عالمی که هستم

از بس قدح کشیدم در کوی می فروشان
هم جامه را دریدم هم شیشه را شکستم

فروغى بسطامی / شـــعر پارسی
7👍3
آتش است آب دیده‌ی مظلوم
چون روان گشت، خشک و تر سوزد

سیف فرغانی / شـــعر پارسی
🕊63👍3
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهرشناس قابلی

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👌11👍7
در ره عشقش میان جان و دل
منزل اندر آب و آتش کرده‌ام

از وصالش تا طمع ببریده‌ام
با خیالش وقت خود خوش کرده‌ام

عبید زاکانی / شـــعر پارسی
7👍2
ای دیر بدست آمده بـس زود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دود برفتی

چون آرزوی تنگدلان دیـر رسیـدی
چـون دوستی سنگدلان زود برفتی

انوری / شـــعر پارسی
👍8😭5