باب هشتم (در آداب صحبت)- آداب ۶۴
درویش ضعیف حال را در خشکی تنگ سال مپرس که چونی الا بشرط آنکه مرهم ریشش بنهی و معلومی پیشش.
خری که بینی و باری به گل درافتاده
به دل بر او شفقت کن ولی مرو به سرش
کنون که رفتی و پرسیدیش که چون افتاد
میان ببند و چو مردان بگیر دمب خرش
گلستان سعدی / شـــعر پارسی
درویش ضعیف حال را در خشکی تنگ سال مپرس که چونی الا بشرط آنکه مرهم ریشش بنهی و معلومی پیشش.
خری که بینی و باری به گل درافتاده
به دل بر او شفقت کن ولی مرو به سرش
کنون که رفتی و پرسیدیش که چون افتاد
میان ببند و چو مردان بگیر دمب خرش
گلستان سعدی / شـــعر پارسی
❤10👍1
خوش آن عاشق، که خوابش برده باشد در پسِ عمری
چو خیزد ناگهان دیده به روی یار بگشاید
امیرخسرو دهلوی / شـــعر پارسی
چو خیزد ناگهان دیده به روی یار بگشاید
امیرخسرو دهلوی / شـــعر پارسی
❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سازهای سينهٔ ما کمتر از سنتور نيست
همچو آهنگ دلم در کاسهٔ تنبور نيست
گر به نامت شهرۀ عالم شدم از من مرنج
کیست آن عاشق که در روی جهان مشهور نیست
▪️سنتورنوازی زیبای حسین دانشی
@ShearZii
همچو آهنگ دلم در کاسهٔ تنبور نيست
گر به نامت شهرۀ عالم شدم از من مرنج
کیست آن عاشق که در روی جهان مشهور نیست
صوفی غلام نبی عشقری
▪️سنتورنوازی زیبای حسین دانشی
@ShearZii
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای عاقبت رقیبم زد بوسه لعل جانان را
برد اهرمن آخر خاتم سلیمانی
یوسف عزیزم کو ای برادران رحمی
کز غمش به جان آمد حال پیر کنعانی
حافظ / شـــعر پارسی
برد اهرمن آخر خاتم سلیمانی
یوسف عزیزم کو ای برادران رحمی
کز غمش به جان آمد حال پیر کنعانی
حافظ / شـــعر پارسی
❤11
Forwarded from گروه هنری خائوس
❌ شروع کارگاه از جمعه ۱۵ آبان
🔳 کارگاه تاریخ هنر: «روزهای امپرسیون | پیشاامپرسیونیسم، امپرسیونیسم و پساامپرسیونیسم»
▫️مدرس: دکتر محمّد اوحدی حائری
(نویسنده و پژوهشگر، مترجم، استاد دانشگاه)
⏳ ۶ جلسه دو ساعته
♦️ دربارهی کارگاه:
کلاسهای تاریخ هنر ما دوباره شروع شده. اینبار از مفهوم امپرسیون میگوییم. از اینکه چه عواملی به وجودآورندهاش بود، چه مولفههایی تثبیتش کرد و چه شاخصههایی آن را هنوز زنده نگه داشته است و چه از این مفهوم در تاریخ جا ماند و به امروز ما نرسید. مفهوم امپرسیون را در تاریخ نقاشی محدود نمیدانیم و آن را تا امروز پی میگیریم. هر جلسه فیلمها، کتابها، نقاشیها، مجسمهها و تئاترهایی تحلیل میشوند که پیوندی با مفهوم امپرسیون داشتهاند تا نگاه جامعتری از این دیدگاه در جهان کنونی و امروز خود به دست آوریم. صدالبته که در این راه بازنگری کاملی نسبت به تاریخ هنر و روشهای تدریس آن خواهیم داشت...
🛑 برای اطلاعات بیشتر پیام دهید:
+989105394737
🚦تلگرام:
@Chaos_Art_Group
✨عضویت در کانال گروه هنری خائوس:
@Chaos_Art_Group_news
🔳 کارگاه تاریخ هنر: «روزهای امپرسیون | پیشاامپرسیونیسم، امپرسیونیسم و پساامپرسیونیسم»
▫️مدرس: دکتر محمّد اوحدی حائری
(نویسنده و پژوهشگر، مترجم، استاد دانشگاه)
⏳ ۶ جلسه دو ساعته
♦️ دربارهی کارگاه:
کلاسهای تاریخ هنر ما دوباره شروع شده. اینبار از مفهوم امپرسیون میگوییم. از اینکه چه عواملی به وجودآورندهاش بود، چه مولفههایی تثبیتش کرد و چه شاخصههایی آن را هنوز زنده نگه داشته است و چه از این مفهوم در تاریخ جا ماند و به امروز ما نرسید. مفهوم امپرسیون را در تاریخ نقاشی محدود نمیدانیم و آن را تا امروز پی میگیریم. هر جلسه فیلمها، کتابها، نقاشیها، مجسمهها و تئاترهایی تحلیل میشوند که پیوندی با مفهوم امپرسیون داشتهاند تا نگاه جامعتری از این دیدگاه در جهان کنونی و امروز خود به دست آوریم. صدالبته که در این راه بازنگری کاملی نسبت به تاریخ هنر و روشهای تدریس آن خواهیم داشت...
🛑 برای اطلاعات بیشتر پیام دهید:
+989105394737
🚦تلگرام:
@Chaos_Art_Group
✨عضویت در کانال گروه هنری خائوس:
@Chaos_Art_Group_news
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چون دلارام میزند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دوستان در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم
سعدی / شـــعر پارسی
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دوستان در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم
سعدی / شـــعر پارسی
❤12
دیوارها برای کوبیدن سر نازکاند
گریزی نیست.
اندوه به دل ما گیر سهپیج داده است.
باید سر به بیابانها گذاشت!
حسین پناهی / شـــعر پارسی
گریزی نیست.
اندوه به دل ما گیر سهپیج داده است.
باید سر به بیابانها گذاشت!
حسین پناهی / شـــعر پارسی
❤10👍1🔥1
📌 دوره آفلاین تاریخ هنر جهان
| از نخستین نقاشیهای بشر تا هنر مدرن |
▪️ آشنایی تخصصی با سبکها و مکاتب هنری طی ۳۲ جلسه
▪️ بررسی ۵۰۰ اثر از دوران باستان، سدههای میانه و هنر مدرن
▪️ شناخت هنرمندان مهم هر دوره و اصطلاحات تخصصی تاریخ هنر
▪️ با تدریس دکتر احمد ابراهیمیپور
▫️ ارتباط با ادمین: @zibaishenasi_admin
▫️ اطلاعات بیشتر در کانال زیباییشناسی:
@zibaishenasi
@zibaishenasi
| از نخستین نقاشیهای بشر تا هنر مدرن |
▪️ آشنایی تخصصی با سبکها و مکاتب هنری طی ۳۲ جلسه
▪️ بررسی ۵۰۰ اثر از دوران باستان، سدههای میانه و هنر مدرن
▪️ شناخت هنرمندان مهم هر دوره و اصطلاحات تخصصی تاریخ هنر
▪️ با تدریس دکتر احمد ابراهیمیپور
▫️ ارتباط با ادمین: @zibaishenasi_admin
▫️ اطلاعات بیشتر در کانال زیباییشناسی:
@zibaishenasi
@zibaishenasi
ای خوشا روزی که ما معشوق را مهمان کنیم
دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم
گر ز داغ هجر او دردی است در دلهای ما
ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم
مولانا / شـــعر پارسی
دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم
گر ز داغ هجر او دردی است در دلهای ما
ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم
مولانا / شـــعر پارسی
❤11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالها بر تو بگذرد که گذار
نکنی سوی تربت پدرت
تو به جای پدر چه کردی خیر؟
تا همان چشم داری از پسرت
سعدی / شـــعر پارسی
نکنی سوی تربت پدرت
تو به جای پدر چه کردی خیر؟
تا همان چشم داری از پسرت
سعدی / شـــعر پارسی
❤10👏4
من ظلمت و تباهی جاویدم
تو آفتاب روشن امیدی
بر جانم، ای فروغ سعادتبخش
دیر است این زمان، که تو تابیدی
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
تو آفتاب روشن امیدی
بر جانم، ای فروغ سعادتبخش
دیر است این زمان، که تو تابیدی
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
🕊7🔥5
كاجهای زیادی بلند
زاغهای زیادی سیاه
آسمان به اندازه آبی
سنگچینها، تماشا، تجرد
كوچهباغ فرارفته تا هیچ
ناودان مزین به گنجشک
آفتاب صریح
خاك خوشنود
چشم تا كار میكرد
هوش پاییز بود.
ای عجیب قشنگ!
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لكنت سبز یك باغ
چشم هایی شبیه حیای مشبك
پلکهای مردد
مثل انگشتهای پریشان خواب مسافر
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یك مشت خاكستر محرمانه
روی گرمای ادراک پاشیده میشد.
فكر
آهسته بود.
آرزو دور بود
مثل مرغی كه روی درخت حكایت بخواند.
دركجاهای پاییزهایی كه خواهند آمد
یك دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟
سهراب سپهری / شـــعر پارسی
زاغهای زیادی سیاه
آسمان به اندازه آبی
سنگچینها، تماشا، تجرد
كوچهباغ فرارفته تا هیچ
ناودان مزین به گنجشک
آفتاب صریح
خاك خوشنود
چشم تا كار میكرد
هوش پاییز بود.
ای عجیب قشنگ!
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لكنت سبز یك باغ
چشم هایی شبیه حیای مشبك
پلکهای مردد
مثل انگشتهای پریشان خواب مسافر
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یك مشت خاكستر محرمانه
روی گرمای ادراک پاشیده میشد.
فكر
آهسته بود.
آرزو دور بود
مثل مرغی كه روی درخت حكایت بخواند.
دركجاهای پاییزهایی كه خواهند آمد
یك دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟
سهراب سپهری / شـــعر پارسی
❤5