شعر پارسی
50.8K subscribers
845 photos
95 videos
3.21K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
خرسند باش تا گذرد خوش دو روز عمر
گرداندن زمانه به دست من و تو نیست

ملک‌الشعرا بهار /
شـــعر پارسی
14👍1🔥1👌1
مبر نام کسی جز با نکویی
اگر اندر فتوت نام جویی

عطار /
شـــعر پارسی
18
به حکم آنک من از خاک درگهت دورم
ز غصّه هر نفسم با زمانه صد جنگ است

ظهیر ‌فاریابی /
شـــعر پارسی
10
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

دِروَد: درو کند.

حافظ /
شـــعر پارسی
18😁2👏1
و گفت: به صحرا شدم عشق باریده بود، و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد، به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می‌شد.

«تذکرةالاولیاء، ذکر بایزید بسطامی»

عطار /
شـــعر پارسی
21
به ناحق‌کشته هم‌چون من بسی داری و می‌ترسم
که نگذارد تو را با من کسی روزِ قیامت هم

هلاکی همدانی /
شـــعر پارسی
13
گویند که یار دگری جوی و ندانند
بایست که قلب دگری داشته باشم

عماد خراسانی /
شـــعر پارسی
19
با صبح ‌گفتم: از چه بهار است خنده‌ات؟
گفت: اندکی تو هم ز تکلف برآ، بخند

بیدل دهلوی /
شـــعر پارسی
13
خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات
مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ‌

ملک‌الشعرا بهار /
شـــعر پارسی
👍122👌1
“دوستت دارم” را
من دلاویزترین شعر جهان یافته‌ام
این گل سرخ من است
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه ی دشمن، که فشانی بر دوست
راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست...

فریدون‌ مشیری / شـــعر پارسی
12👍3
این محتسبان که خسته از رندانند
ما را ز سر بریده می‌ترسانند

گر ما ز سر بریده می‌ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی‌رقصیدیم

شاعر ناشناس /
شـــعر پارسی
23👍2🔥1😁1
ای مردمان بگویید آرام جان من کو؟
راحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من کو؟

انورى /
شـــعر پارسی
24
در خلوتی چنان، که نگنجد کسی در آن
یکبار خلوت خوش جانانم آرزوست

عراقی /
شـــعر پارسی
19
حرفی به تو از بیمِ سخن‌ساز نگویم
صد بار برآرم نفس و باز نگویم

هرگز نرسانم سخنی از تو به انجام
کز شوق ، دگر بار ز آغاز نگویم

اغیار چنان محرم رازند که از بیم
یک حرف به آن پرده برانداز نگویم

از غایت غیرت، من دیوانه به خود هم
حرفی که ازو می‌شنوم ، باز نگویم

هرچند که دارم گله از غیر چو میلی
بهتر که به آن غمزه‌ی غمّاز نگویم

میلی مشهدی / شـــعر پارسی
12
بیاض گردن او گر به دست ما افتد
چه بوسه‌های گلوسوز انتخاب کنیم


صائب
13🔥6😁5👍3
دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت

سعدی /
شـــعر پارسی
16😁4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرامشی ز فراموشی تو می‌خیزد
اگر تو یاد کنی، یاد می‌کنیم ترا

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
9😁4
دریاب که نقشی ماند از طرح وجود من
چون یاد تو می‌آرم خود هیچ نمی‌مانم

سعدی /
شـــعر پارسی
8👏2
می‌آیم
می‌آیم
می‌آیم
و آستانه پر از عشق می‌شود
و من در آستانه به آن‌ها
که دوست می‌دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانه پرعشق ایستاده
سلامی دوباره خواهم داد...

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
8👏1😁1
کاسه نوشیدن به غیر و جرعه پاشیدن به من
می‌زند بر آتشم آبی که می‌سوزد مرا

نثاری تبریزی /
شـــعر پارسی
7😁2