شعر پارسی
50.4K subscribers
878 photos
102 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
اينهمه مرگ
اينهمه پاييز
از طاقت ما بيرون است...

احمدرضا احمدی / شـــعر پارسی
😭13🔥2
در شبِ تار پیِ دزد دويدن جهل است
دل اگر برد زِ من زلف، حلالش کردم

صائب‌ تبریزی / شـــعر پارسی
🕊16🔥1
‌دستِ زاهد ز چه بوسیم که این دست تهی
نه به چنگ و نه به تار و نه به پیمانه رسید!

عماد خراسانی / شـــعر پارسی
11👍3
از بس جراحتم همه، مِى در وجود من
چون آبِ در زمينِ خراشيده مى‌رود

طالب آملی / شـــعر پارسی
🔥11
دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!
من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پی خوابی شاید،
پی نوری، ریگی، لبخندی...

سهراب سپهری / شـــعر پارسی
🕊13👌43👍1
گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست؛
هم‌چنانش در میانِ جانِ شیرین، منزل‌ست..!

سعدی / شـــعر پارسی
15🔥2👍1
هرگز دلِ پر خون را خرّم نکنی، دانم
مجروحِ توام، دانی؛ مرهم نکنی، دانم

عطار نیشابوری / شـــعر پارسی
9🔥3
آری، او با یک نفس
تمام آسمان را در سینهٔ خود
حبس کرده ست!

ای نوازنده‌ی تار صوتی قوها!
چمدانی که از دریا
به دریا
می‌بندی
در وقتِ مرگ
از خورشید ورم خواهد کرد.

بیژن الهی / شـــعر پارسی
7👍3🔥1
مکن دوستی با دروغ آزمای
همان نیز با مرد ناپاک رای

فردوسی / شـــعر پارسی
👍10🔥4
درد را درمان کند دندان فشردن بر جگر
از طبیبان چند جست‌وجو کنی درمان خویش؟!

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍15🔥1
ما خاکِ ز جا بردهٔ سیلابِ جنونیم
سرمایهٔ صد خانه خراب است دل ما

بیدل دهلوی / شـــعر پارسی
👍10🕊2
دو زلف یار به هم آنقدر نمی‌ماند
که روز ما و شب ما به یکدگر ماند!

نهاده‌ام به جگر داغِ عشق و می‌ترسم
 جگر نماند و این داغ بر جگر ماند!

طالب‌ آملی / شـــعر پارسی
🔥10👍3
ریاست به دست کسانی خطاست
که از دستشان دست‌ها بر خداست

سعدی / شـــعر پارسی
👍16🔥4
گر عمارت را بری بر آسمان
عاقبت زیرِ زمین گردی نهان

عطار / شـــعر پارسی
12👌4🔥1
به صد سال یک دوست آید به دست
به یک روز توان کرد دشمن به شصت

سعدی / شـــعر پارسی
13👍8
معلومِ دلی و
مجهول ِ چشم
ای همه‌ی من!

حسين پناهى / شـــعر پارسی
11👍2
ای صاحب فتوا، ز تو پرکارتریم
با این‌ همه مستی، از تو هشیارتریم

تو خونِ کسان خوری و ما خونِ رَزان
انصاف بده، کدام خون‌خوارتریم؟

خیام / شـــعر پارسی
24👍4🔥1😭1
آن گیاهیم که بر هر لبِ جویی ندمیم
تشنه‌ی چشمه‌ی خورشید بُود ریشه‌ی ما

آتش اصفهانی / شـــعر پارسی
9👍3🔥2
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست

حسین منزوی / شـــعر پارسی
🔥9👍31
صافی و تیرگی آب ز سرچشمه بود
بی دلِ پاک، سخن پاک نگردد هرگز‌

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍14🔥3