شعر پارسی
50.5K subscribers
864 photos
101 videos
3.25K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
از کوچه‌های تاریک چون بیرون می‌آیم
و در رخسارهٔ آفتابیش نظر می‌افکنم
مفهوم آفرینش را
به صراحت در می‌یابم
باشد که همه چیز در حضور او
خوابی‌ست که به چشمان خفتگان می‌گذرد
و خدایان را هراسی آشکار در بر می‌گیرد
از آن که خلق
مبادا بر او نماز بگذارند

و عشق هیچ نیست
مگر او و آفتاب
هیچ نیست
مگر روشنایی تدبیر روزهای بزرگش...

شمس لنگرودی /
شـــعر پارسی
5
بر حُسن مکن تکیه که دوران لطافت
با کس به نمی ماند و هم با تو نماند

خواجوی کرمانی /
شـــعر پارسی
8👍2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی
من چه کردم کاین چنین بی‌اعتبارم می‌کنی

وحشی بافقی /
شـــعر پارسی
16👍3😭2
ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی
غبارِ راه توام تا کی‌ام زنی پایی

بیدل دهلوی /
شـــعر پارسی
8
کارگاه تئوری و عملی زنانه‌نویسی
از سری دوره‌های باشگاه اندیشه‌ی زنان

مدرس: ملیکا شکری
(نویسنده و هنرمند، پژوهشگر بینارشته‌ای ادبیات، تئاتر و سینما)

شش جلسه دو ساعته

🗓 تیر و مرداد ۱۴۰۵

▪️حضوری و آنلاین

🔹 با تخفیف دانشجویی

🎴 درباره‌ی «زنانه‌نویسی»:

در این کارگاه به مفهوم «نوشتار زنانه» می‌پردازیم. مفهومی که در بستر اندیشه‌های قرن بیستم شکل گرفت و با آثار متفکرانی چون هلن سیکسو و لوس ایریگاری به یکی از مهم‌ترین مباحث ادبیات و مطالعات زنان تبدیل شد.

با نوشتن، خواندن متون ادبی و تئوری و همچنین تماشای نمونه‌هایی از سینما و هنر، به این پرسش خواهیم پرداخت که آیا زنان شیوه‌ای متمایز برای روایت کردن دارند و اگر چنین است، این تفاوت چگونه در زبان، روایت و فرم آشکار می‌شود.

این کارگاه برای علاقه‌مندان به ادبیات، هنر، سینما و مطالعات زنان طراحی شده است. همچنین کسانی که می‌خواهند علاوه بر آشنایی با یکی از تأثیرگذارترین نظریه‌های ادبی معاصر، تجربه‌ای عملی از نوشتن داشته باشند.

🛑 برای اطلاعات بیشتر پیام دهید:
‎+۹۸۹۱۰۵۳۹۴۷۳۷
🚦تلگرام:
@Chaos_Art_Group
عضویت در کانال خائوس
https://t.me/Chaos_Art_Group_news
7
کاشکی یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی

عین‌القضات /
شـــعر پارسی
10👏2😭1
میان خـواب و بـیـداری
شبی دیـدم خـیال او

از آن شب واله و حـیران
نـه در خـوابم، نه بیدارم

اوحدی /
شـــعر پارسی
9🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نظر با من مباز این‌سان، مپیچ این‌سان به پرهیزم 
که تابم نیست تا با وسوسه‌های تو بستیزم

لبت زین‌سان که بی‌پروا به مهمانیم می‌خواند
سیاوش نیز اگر باشم ز کف رفته‌ست پرهیزم 

به این آرامشِ غمناک عادت کرده‌ام دیگر
به اغوایی از این‌گونه به طغیان برمَی‌انگیزم 

نگاهت راهِ صد صنعان به یک جولان تواند زد
که باشم من که با این غولِ زیبایی درآویزم؟!

تو از من بگذر ای جادوی چشمِ مار! کز طیفت
من آن گنجشکِ مسحورم که نتوانم که بگریزم

مرا از تو رهایی نیست تا در پرده‌های جان
شباشب با خیالم طرحِ چشمانِ تو می‌ریزم

حسین منزوی /
شـــعر پارسی
12
که ملالم ز همه خلق جهان می‌آید...

سعدی /
شـــعر پارسی
16
باب اول (در سیرت پادشاهان)

حکایت ۵

سرهنگ زاده ای را بر در سرای اُغلَمِش ديدم كه عقل و كياستی و فهم و فراستی زايدالوصـف داشت. هم از عهد خردی آثار بزرگی در ناصيه ی او پيدا.

بالاى سرش ز هوشمندى
مى تافت ستاره بلندى

فی الجمله مقبول سلطان آمد كه جمال صورت و معنی داشت و خردمندان گفته اند توانگرى به هنر است نه به مال و بزرگى به عقل است نه به سال. ابنای جنس او بر منصب او حسد بردند و به خيانتی متهم كردند و در كشتن او سعی بی فايده نمودند.

"دشمن چه زند چو مهربان باشد دوست؟"

ملک پرسيد كه موجب خصمی اينان در حق تو چيست؟ گفت: در سايه ی دولت خداوند (دام ملكه) همگنان را راضی كردم مگر حسود را كه راضی نمی شود الا به زَوال نعمت من و اقبال و دولت خداوند باد.

توانم آن كه نيازارم اندرون كسى
حسود را چه كنم كو ز خود به رنج در است

بمير تا برهى اى حسود، كين رنجى است
كه از مشقت آن جز به مرگ نتوان رَست

شوربختان به آرزو خواهند
مُقبلان را زوال نعمت و جاه

گر نبيند به روز، شب پره چشم
چشمه ی آفتاب را چه گناه ؟

راست خواهى هزار چشمِ چنان
كور، بهتر كه آفتاب سياه

گلستان سعدی / شـــعر پارسی
13
حکایات گلستان سعدی
باب اول - حکایت ۵
گلستان سعدی- باب اول- حکایت ۵

گلستان سعدی /
شـــعر پارسی
👏52
افســـانه حیات دو روزی نبـــود بیــــش
آن هم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت

یک روز صـرف بستن دل شـد به این و آن
روز دگـــر به کندن دل زیـن و آن گذشت

کلیم‌ کاشانی /
شـــعر پارسی
15👏1
صبح زد از خنده رویی غوطه در خون شفق
تا چه گلها بشکفد از چهره خندان تُرا

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
5😁3
🗽 کارگاه تئوری و عملی زنانه‌خوانی
خوانش عمیق حضور زنانه در متن، تصویر و اجرا
از سری دوره‌های باشگاه اندیشه‌ی زنان

مدرس: ملیکا شکری
(دانش‌آموخته‌ی ادبیات نمایشی در تهران و فیلمسازی در برلین، نویسنده و هنرمند، پژوهشگر بینارشته‌ای ادبیات، تئاتر و سینما)

شش جلسه دو ساعته

🗓 تیر و مرداد ۱۴۰۵

🔹 با تخفیف دانشجویی

▪️حضوری و آنلاین

🎴 درباره‌ی «زنانه‌خوانی»:
«زنانه‌خوانی» کارگاهی است برای مواجهه‌ای خلاق، تحلیلی و پرسشگر با مفهوم «حضور زنانه» در ادبیات و هنر. در این فضا می‌کوشیم از خلال خوانش آثار ادبی و هنری، امکان‌های متنوع امرِ زنانه را در شیوه‌های روایت، بازنمایی و تجربه‌ی هنری بررسی کنیم. در شش جلسه‌ی دو ساعته، از طریق متن‌خوانی، تماشای فیلم، مطالعه‌ی مقاله و بررسی اجراها و آثار تصویری کلاسیک و معاصر، به این مفاهیم از منظری تحلیلی و خلاق نزدیک می‌شویم؛ مسیری که می‌تواند نقطه‌ی آغازِ ورود جدی‌تر و آگاهانه‌تر به این حوزه باشد.

🛑 برای اطلاعات بیشتر پیام دهید:

‎+۹۸۹۱۰۵۳۹۴۷۳۷
🚦تلگرام:
@Chaos_Art_Group
🚧اینستاگرام:
instagram.com/chaos_theater_group

کانال گروه هنری خائوس
https://t.me/Chaos_Art_Group_news
1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما بی‌غمان مست دل از دست داده‌ایم
همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم

حافظ /
شـــعر پارسی
8🕊6
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را

می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را

خیام /
شـــعر پارسی
11🔥1
از عاقبتِ عشقِ تو اندیشه نکردم
دیوانه دلِ عاقبت اندیش ندارد

سيف فرغانى /
شـــعر پارسی
8🔥2
آه رعنا می‌شود هر چند رعنا می‌شوی
آرزو قد می‌کشد چندان که بالا می‌کشی

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
10😁1
ما زنده‌یِ عشقیم،
نمردیم و نمیریم...!

رهی معیری /
شـــعر پارسی
8🔥1
به تو فکر می‌کنم
و بودن با تو همان قدر دور است
که زمرد در بازار جواهر فروشان

عشق در من ارثیهء پدری بود
مادرم دلباختهء شمعدانی‌های جهان شد
من دلباختهء تو

دوست دارم بدانم
سیاهی چشمانت
به روزگار کدام شاعر ختم می‌شود

از خدا خواستم زودتر بمیرم
تا هرگز زنی زیباتر از تو نبینم
گفتم بر مزارم بنویسند
این جا گریزگاه مردی است
که از تاریکی زندگی
به سیاهی چشمان زنی پناه برد.

جواد گنجعلی /
شـــعر پارسی
7😁1