1👍14
عبید زاکانی میفرماید: واعظی در بلخ، منبر میگفت که ای مردم، هر که نماز خواند به بهشت اندر شود و او را آنجا حوری دهند چنان باریکمیان و بلندبالا که سرش در بلخ باشد و پایش در بغداد!
روستاییای در مسجد بود. برخاست و گفت: ای شیخ، من آن نماز نخوانم و بدان بهشت نروم و آن قحبه نخواهم که ندانم چون به بلخ او را ببوسم، چه کسی در بغداد او را بگاید!
عبید زاکانی / شـــعر پارسی
روستاییای در مسجد بود. برخاست و گفت: ای شیخ، من آن نماز نخوانم و بدان بهشت نروم و آن قحبه نخواهم که ندانم چون به بلخ او را ببوسم، چه کسی در بغداد او را بگاید!
عبید زاکانی / شـــعر پارسی
1😁27🤣18❤2👍1
❤13
زیباترین حرفت را بگو
شکنجهی پنهان سکوتت را آشکار کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانهای بیهوده میخوانید.-
چراکه ترانهی ما
ترانهی بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید
به خاطر فردای ما
اگر
بر ماش منتی است؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است.
احمد شاملو / شـــعر پارسی
شکنجهی پنهان سکوتت را آشکار کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانهای بیهوده میخوانید.-
چراکه ترانهی ما
ترانهی بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتی بگذار آفتاب نیز برنیاید
به خاطر فردای ما
اگر
بر ماش منتی است؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است.
احمد شاملو / شـــعر پارسی
1❤10😁2👍1
عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست
هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست
نتواند ز سر راه ملامت برخاست
سعدی / شـــعر پارسی
کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست
هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست
نتواند ز سر راه ملامت برخاست
سعدی / شـــعر پارسی
1🔥7👍2❤1
دلتنگم و دیدار تو درمان من است
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است
مولانا / شـــعر پارسی
بی رنگ رخت زمانه زندان من است
بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان من است
مولانا / شـــعر پارسی
2👍11❤5
در میان اشکها، پرسیدمش:
«خوشترین لبخند چیست؟»
شعلهای در چشم تاریکش شکفت،
جوش خون در گونهاش آتش فشاند،
گفت:
«لبخندی که عشق سربلند
وقت مُردن بر لبِ مردان نشاند!»
من زجا برخاستم،
بوسيدمش...
هوشنگ ابتهاج / شـــعر پارسی
«خوشترین لبخند چیست؟»
شعلهای در چشم تاریکش شکفت،
جوش خون در گونهاش آتش فشاند،
گفت:
«لبخندی که عشق سربلند
وقت مُردن بر لبِ مردان نشاند!»
من زجا برخاستم،
بوسيدمش...
هوشنگ ابتهاج / شـــعر پارسی
2👍15❤4
2🕊10❤6
زنها را از رقصیدن منع کردند
از آواز خواندن،
بوسیدن،
خندیدن،
زنها در پیلههای خود فرو رفتند
و در شعرهایشان وحشیانه رقصیدند
آواز خواندند
عشق ورزیدند
بوسیدند
اما خنده نه
فقط گریستند...!
سیمین بهبهانی / شـــعر پارسی
زنها را از رقصیدن منع کردند
از آواز خواندن،
بوسیدن،
خندیدن،
زنها در پیلههای خود فرو رفتند
و در شعرهایشان وحشیانه رقصیدند
آواز خواندند
عشق ورزیدند
بوسیدند
اما خنده نه
فقط گریستند...!
سیمین بهبهانی / شـــعر پارسی
5❤19👍6🤣3🕊2
مسکین خر اگرچه بیتمیز است
چون بار همی بَرَد عزیز است
گاوان و خران بار بردار
بِه ز آدمیانِ مردمآزار
سعدی / شـــعر پارسی
چون بار همی بَرَد عزیز است
گاوان و خران بار بردار
بِه ز آدمیانِ مردمآزار
سعدی / شـــعر پارسی
1👍11❤3🔥1
گاهی باید رها کرد، همچنانکه شمس تبریزی میگه:
چون در دریا افتادی و شنا نمیدانی،
مُرده شو!
تا آب تو را بر سر نهد ...
شمس تبریزی / شـــعر پارسی
چون در دریا افتادی و شنا نمیدانی،
مُرده شو!
تا آب تو را بر سر نهد ...
شمس تبریزی / شـــعر پارسی
1👍11❤6🕊5🔥1
1🔥5❤2👍1
تو اگر خامی و ما سوخته توفیر بسی است
شعلهی عشق نه گیرندهٔ هر خاروخسی است
هر طبیبی نکند چارهی این مردهدلان
که دوای دلِ ما در کف عیسی نفسی است
ملکالشعرای بهار / شـــعر پارسی
شعلهی عشق نه گیرندهٔ هر خاروخسی است
هر طبیبی نکند چارهی این مردهدلان
که دوای دلِ ما در کف عیسی نفسی است
ملکالشعرای بهار / شـــعر پارسی
1❤8🔥1
1👍5🔥2
هر آن آدم که دارد ضرب دنیا زور هم دارد
ولی هر کس که دارد زور و زر مزدور هم دارد
مخور هرگز فریب زرق و برق زر که میگویند
اگر ویرانه دارد گنج؛ مار و مور هم دارد
مزن نیش ار نداری بهرهای از نوش ای زاهد
که این قدرت.نمایی را بسی زنبور هم دارد
اگر بهرام گور از گور سر آرد برون گوید
که هر صیاد صیادی به نام گور هم دارد
مکن ترک وطن ژولیده بهر خفتن بغداد
که این آب و هوا را صبح نیشابور هم دارد
ژولیده نیشابوری / شـــعر پارسی
ولی هر کس که دارد زور و زر مزدور هم دارد
مخور هرگز فریب زرق و برق زر که میگویند
اگر ویرانه دارد گنج؛ مار و مور هم دارد
مزن نیش ار نداری بهرهای از نوش ای زاهد
که این قدرت.نمایی را بسی زنبور هم دارد
اگر بهرام گور از گور سر آرد برون گوید
که هر صیاد صیادی به نام گور هم دارد
مکن ترک وطن ژولیده بهر خفتن بغداد
که این آب و هوا را صبح نیشابور هم دارد
ژولیده نیشابوری / شـــعر پارسی
1👍9🔥2
16👍10🔥2❤1
1👍4❤1🔥1
شخصی خانهای کرایه گرفته بود .چوبهای سقفش صدا میکرد. به صاحبخانه برای تعمیر آن، سخن به میان آورد.
پاسخ داد: که چوبهای سقف ذکر خداوند میکنند.
گفت: نیک است اما میترسم این ذکر منجر به سجود شود.
عبید زاکانی / شـــعر پارسی
پاسخ داد: که چوبهای سقف ذکر خداوند میکنند.
گفت: نیک است اما میترسم این ذکر منجر به سجود شود.
عبید زاکانی / شـــعر پارسی
1😁19🔥7👏3👍1