شعر پارسی
50.4K subscribers
878 photos
102 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
غیابِ من
تا همیشه
با تو سخن خواهم گفت ...

سیدعلی صالحی / شـــعر پارسی
👍91😭1
‌چنین می‌اندیشم
عشق به انسان
هر قدرتی را از پای در خواهد آورد

خوشا روزگارانی که
چشم‌ها بر لب‌ها حق اولویت داشتند ...

حسین پناهی / شـــعر پارسی
👍91🔥1
تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه‌ی معشوقه‌ی خود میگذرم

شهریار / شـــعر پارسی
14🔥1
ای که از کوچه‌ی معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

حافظ / شـــعر پارسی
9🔥2
و از او [ابوبکر واسطی] می‌‌آید که یک روز در بیمارستانی شد. دیوانه‌‌ای دید، های‌ و هو می‌‌کرد و نعره می‌‌زد. گفت: «آخر چنین بندی گران بر پای تو نهاده‌اند، چه جای نشاط است و های‌ و هو؟» گفت: «ای غافل! بند بر پای من است نه بر دل من.»

تذکرة‌الاولیاء عطار / شـــعر پارسی
👍121🔥1
مِی‌خواهم و معشوق و زمینی و زمانی
کو باشد و من باشم و اغیار نباشد

سعدی / شـــعر پارسی
12👍2🔥1
جز نقش تو در نظر نیامد ما را
جز کوی تو رهگذر نیامد ما را

خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت
حقّــا که به چشم در نیامد ما را

حافظ / شـــعر پارسی
👍83🔥1
ز هم جدا نبود نوش و نیش این گلشن
که وقت چیدن گل، باغبان شود پیدا

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍7🔥1
واى، باران
باران؛
شيشه‌ى پنجره را باران شست
از دل من اما
چه كسى نقش تو را خواهد شست؟

حميد مصدق / شـــعر پارسی
🔥10👍2👏1
عجب از چشم تو دارم که شبانش تا روز
خواب می‌گیرد و شهری ز غمت بیدارند

سعدی / شـــعر پارسی
👏6👍1
بگذار در پناه شب از ماه بار بردارم
بگذار پُر شَوَم
از قطره‌های کوچک باران
از قلب‌های رشد نکرده
از حجم کودکان به دنیا نیامده
بگذار پُر شَوَم
شاید که عشق من
گهواره ی تولد عیسای دیگری باشد.

فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
👍6👏1
غربت امان عقربه‌ها را بریده است
هر ثانیه به ساعت ناکوک خیره‌ام

مثل لباس پهن شده روی بند رخت
با باد در نبرد و گلاویزِ گیره‌ام

امید صباغ نو / شـــعر پارسی
👍4
خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز
کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت

حافظ / شـــعر پارسی
5👍5
ز نیک و بدی‌ها به یزدان گرای
چو خواهی که نیکی‌ت مانَد به جای

فردوسی / شـــعر پارسی
👍95
آزاده را جفای فلک بیش می‌رسد
اول بلا به عاقبت‌اندیش می‌رسد

امیری‌فیروز‌کوهی / شـــعر پارسی
👍8
ملامت از دل سعدی فرو نشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود که خود رنگ است

سعدی / شـــعر پارسی
7👍1
ما گرچه مردِ تلخ شنیدن نه‌ایم، لیک
تلخی که از زبان تو آید، شنیدنی است

طالب آملی / شـــعر پارسی
4🔥1
بی‌تو آوارم و
در خویش فرو ریخته‌ام...

حسین منزوی / شـــعر پارسی
5👍1🔥1
از آن مرد دانا دهان دوخته است
که بیند که شمع از زبان سوخته است

سعدی / شـــعر پارسی
7🔥1
تویی بهانه‌ی ابرها که می‌گریند
بیا که صاف شود این هوای بارانی

قیصر امین‌پور / شـــعر پارسی
6🔥1