شعر پارسی
50.4K subscribers
878 photos
102 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
‌در نگاه خاموشم
قصه‌های نگفته‌ای دارم
دارم آن سینه را که او می‌گفت
تکیه گاهی‌ست بهر آلامش
زآنچه دادم به او مرا غم نیست
غیر از آن دل که پر نشد جایش ...

فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
4👍2
گرفته است و رهایم نمی‌کند چشمت
عجیب نیست که کار شراب، گیرایی‌ست

سعید بیابانکی / شـــعر پارسی
👌8👍43
دیگر نه بن‌بستِ باد و نه بلندای دیوارِ بی‌سوال..
من، همین من ساده... باور کن  
برای یک بار برخاستن هزار هزار بار فروافتاده‌ام...

سیدعلی صالحی /
شـــعر پارسی
8👍2
ای گوشه چشمت که شدہ قبله‌نمایِ دل زارم
هرجا که رَوی قبله همانجاست تو ای ماہ و نگارم

حامد حسینی / شـــعر پارسی
👍61🔥1
به پایان‌ آمَد این دفتر اگرچه با هزاران غَم
ولی دِلتنگی ما و غَم دوری تو باقی‌ست

هاتف حضرتی / شـــعر پارسی
👍8
غیر غم ما را نصیبی نیست از این زندگی
شادم از اینکه غمت باما وفا داری نمود

اکرم نورانی / شـــعر پارسی
8
فرق دارد معنی تنهایی و تنها شدن
کوه بی‌فاتح کجا و دشت‌های بی‌سوار

جای پایت را اگرچه برف‌ها پوشانده‌اند
جای زخمت ماند، شد آتشفشانی بی‌قرار

پوریا شیرانی / شـــعر پارسی
10👍2
راز و نیاز عاشق، محتاج گفتگو نیست
وقت نماز عاشق، قبله که روبرو نیست

اردلان سرفراز / شـــعر پارسی
12👍1
مرا از چشم‌ها انداخت خوبی‌های بی‌حدم
که دل را می‌زند چیزی که بی‌اندازه شیرین است

جواد منفرد / شـــعر پارسی
7
مرا به بوی خوشَت جان ببخش و زنده بدار
که از تو چیزی از این بیشتر نمی‌خواهم

حسین‌‌ منزوی / شـــعر پارسی
12👍1🔥1
خانه‌ی ویران دل را می‌برد سیلاب اشک
ابرِ غم آخر چه می‌خواهد، گِلِ خیسیده را

اکرم نورانی / شـــعر پارسی
👍5
خمار آلوده‌ی چشمت نمی‌نوشد شرابِ ناب
هزاران کوکبِ رخشان کجا وُ هاله‌ی مهتاب؟

مریم رضایی حامی / شـــعر پارسی
👍6
هرشب آهسته کمی عشق مرا بخشش کن
تا چو مهتاب کنی کلبه‌ی تاریک مرا

راحم تبریزی / شـــعر پارسی
👍6🕊1
جان فدای او شد و او داد جانم را به باد
در میانِ جان و جانان، بی‌وفا پیداست کیست

سلمان ساوجی / شـــعر پارسی
7👍1🕊1
تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
بی جان شدم ولیک جهان در جهان شدم

زان دم که باختم دل و جان در قمار عشق
از هر چه عقل فرض کند، بیش از آن شدم

شهباز همتم چو پر و بال برگشاد
بالاتر از زمین و زمان و مکان شدم

تا با نشان شوم مگر از یار بی نشان
نام و نشان گذاشتم و بی نشان شدم

چون در فنا ز هستی خود نیست آمدم
در عالم بقا بخدا جاودان شدم

تا گشته ام گدای گدایان کوی تو
در ملک فقر پادشه شه نشان شدم

آزاده چون که گشت اسیری ز قید خویش
مطلق بکوی عشق و جنون داستان شدم...

اسیری لاهیجی / شـــعر پارسی
👍6👏1
ترکِ دنیا به مردم آموزند
خویشتن سیم و غَلّه اندوزند

سعدی / شـــعر پارسی
7👌4👍2
گر چنینی، گر چنانی، جان مایی جانِ جان
هر زبان خواهی بفرما، خسروا، شیرین لبی!
‌‌
مولانا / شـــعر پارسی
5👍4👌1
همه شب با دل دیوانه خود در حرفم
چه کنم، جز دل خود نامه بری نیست مرا

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
🕊7👌3👍1
من نه آن بودم که آسان رفتم اندر دام عشق
آفرین، بر فرطِ استادیِ آن صیاد باد

میرزاده عشقی / شـــعر پارسی
12👍2👌2
مرا با شمع نسبت نیست در سوز
که او شب سوزد وُ من در شب و روز

جامی / شـــعر پارسی
7🔥3👌3👍1