شعر پارسی
56.1K subscribers
761 photos
80 videos
2.95K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
مرا گویی که بیداری همه‌ شب
دو چشمِ عاشقان بیدار باید!

سنايى / شـــعر پارسی
10👍2👌2
هر سرِ خاری به مجنون نازِ دیگر می‌کند
ناقهٔ لیلی مگر امروز ازین صحرا گذشت؟

فیاض لاهیجی / شـــعر پارسی
5👍2👌2🕊2
بــا دســت آب خـوردن من نـیتش شــفاست
یـڪ روز دســتهای مرا او گــرفته بــــود

سعید صاحب‌علم / شـــعر پارسی
7👌4😁1
ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی
هر چند که بالغ شدی آخر تو همانی

شکرانه‌ی زورآوری روز جوانی
آن است که قدر پدر پیر بدانی

سعدی / شـــعر پارسی
13👍7
نکند میــلِ دلِ من به تماشایِ چمن
که تماشای دلْ آن‌جاست که دلدار آن‌جاست

سعدی / شـــعر پارسی
10👍3
بلبلانیم که گر لب بگشائیم ای گل
همه آفاق در اوصاف تو مدهوش کنیم

شب هجران چو شود صبح و برآید خورشید
داستان غم دوشینه فراموش کنیم

شهریار / شـــعر پارسی
👍6🕊3
هم ز دل دزدید صبر و هم دل دیوانه را
یارِ ما با خانه می دزدد متاع خانه را

وحشی بافقی / شـــعر پارسی
9👍3
پلکی بزن، بیدار شو صبح است و وقت عاشقی
خورشید از چشمانت آخر رونمایی می‌کند

محمدحسین غضنفری / شـــعر پارسی
6👍3
گرچه خوشبخت است هر کس که پسر دارد ولی
غالباً لطف خدا مشمول دختردارهاست

مظاهر کثیری‌نژاد / شـــعر پارسی
16😁4
عشـق بر كشتن عـشّاق تفأل می‌كرد
اوّلين قرعه كه زد بر من بدنام افتاد

سلمان ساوجی / شـــعر پارسی
8👍4😁1
تا روسری تکاندی من دام یادم افتاد
از دین چشمهایت اسلام یادم افتاد

گفتی که جای بوسه از جان خود گذر کن
چه مطلب ظریفی! برجام یادم افتاد

موگیر مانعم بود تا دزدکی ببینم
از جوخه های مویت اعدام یادم افتاد

دیدم که در سرودن لبهات بی"نظیر"است
تا از تو شعر گفتم"ایهام"یادم افتاد

سر می دهم برایت آواز سامیم را
از اخم ابروانت سرصام یادم افتاد

شاید خودم ندانم کی رفته ام از اینجا
از عکس یک جوان ناکام یادم افتاد ...

رسول مختاری‌پور / شـــعر پارسی
7🔥2👌2👍1
گفتی بخند، گریه بماند برای بعد
در من چه اشک‌ها که پس‌انداز می‌شود

علی کریمان / شـــعر پارسی
13👍7
بوسید سرم را که بگوید نگران بود
دنبال کسی بود که خود غافل از آن بود

دل بود و گرفتار وفایی که به سر نیست
من بودم و یاری که دلش با دگران بود

هرشب جگرم سوخت از این عشق خیالی
این سیل جگرسوز که از دیده روان بود

من ساکن کوی توام و از تو چه دورم !
میسوزم از این عشق که در برزخ جان بود

هرچند بگویم که تو را دوست ندارم
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان بود

نرگس بهارلویی / شـــعر پارسی
13👍4
جانا سرى به دوشم و دستی به دل گذار
آخرغمت، به دوشِ دل و جان کشیده‌ام

شهریار / شـــعر پارسی
😁7🕊63
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم؛ تـــــو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم

سلامی (صمیمی) تر از غـم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

قیصر امین‌پور / شـــعر پارسی
9👍5😁1👌1
چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد

یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم:
غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد

من نظربازم و کم معصیتی نیست ولی
چه‌بسا طعنه‌زدنهای تو بخشیده نشد

ای که مهرت نرسیده ست به من، باور کن
هیچکس قدر من از قهر تو رنجیده نشد

عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعى كردم كه بفهمانم و فهمیده نشد

سجاد سامانی / شـــعر پارسی
👍106😁3🕊1
چون خروس بی‌محل بر تیغ می‌مالد گلو
هر که در بزم بزرگان حرف بیجا می‌زند

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
😁15👍43
از جنون من و حسن تو سخن بسیارست
قصهٔ ما و تو از لیلی و مجنون کم نیست

هلالی جغتایی / شـــعر پارسی
3👍3😁1
مرزها را بسته امٖ احساس امنیت کنی
با خیال راحت از آغوش من لذت ببر

فرامرز عرب‌عامری / شـــعر پارسی
4👌3👍2
دشمنت را همچو میخ خیمه می‌خواهم مدام
تن به خاک و سر به سنگ و ریسمان بر گردنش

صائب تبريزی / شـــعر پارسی
👍10😁3👌2🕊2