شعر پارسی
50.4K subscribers
874 photos
101 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
یاغی نی‌ام ترحمی ای پادشاه حسن
گردن کشیده‌ام که تماشا کنم تورا

معنی زنجانی /
شـــعر پارسی
14🕊1😭1
اول که نامت برده‌ام، صد ضربه از غم خورده‌ام
زآن صد یکی نشمرده‌ام، آخر شوی خرسند از این

سنایی غزنوی /
شـــعر پارسی
14
با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

حافظ /
شـــعر پارسی
13
داده است جفای روزگار ای دلخواه
بر موی سیاه من سپیدی را راه

در من به حقارت نتوان کرد نگاه
یک باز سپید بِه ز صد مرغ سیاه

ادیب صابر
/ شـــعر پارسی
7👍4
صائب چگونه وصف نماید که قاصرست
خورشید با هزار زبان در ثنای صبح

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
12😁1
در طالع من نیست که نزدیک تو باشم
می‌گویمت از دور دعا گر برسانند

سعدی /
شـــعر پارسی
👍133
از برای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگ‌میدانی نبود

پروین اعتصامی /
شـــعر پارسی
🕊123👍3
فریبم می‌دهد آسودگی ای شوق تدبیری
به رنگ غنچه خوابی دیده‌ام ای صبح تعبیری

ندانم دل اسیرکیست اما اینقدر دانم
که در گرد نفس پیچیده است آواز زنجیری

بیدل دهلوی /
شـــعر پارسی
👍93🔥1
آمدی مست و ز نظاره‌ی تو هوش گریخت
تو در آغوش و خیال تو از آغوش گریخت

پند ناصح به دل ما چه اثر خواهد کرد
که از آن گوش درون آمد و زین گوش گریخت

جعفر قزوینی /
شـــعر پارسی
8
بر گریه‌های مستی من شب سبوی می
خندید آنقدر که شکم بر زمین نهاد

حاتم کاشی /
شـــعر پارسی
11
بجز با روی خوبت عشقبازی
حرامست و حرامست و حرامست

مولانا / شـــعر پارسی
👍65
ز نعره کف به لب آورده رود دیوانه
هراز ــ اشتر مست هزار کوهانه ــ

نسیم خیس زدریا وزیده، گاهی نرم
زند به کاکل سبز درخت‌ها، شانه

و گاه در نی سحر آورش ــ به چوپانی ـ
دمان، فتاده پی گله‌های پروانه

هوای درّه‌ی «یوش است»، این که می‌آید
ربوده عطر گل از باغ‌های «افسانه»

مسیر من همه دالان سبز و می‌گذرم،
خموش و می‌کندم این سوال، دیوانه

کزین بهار که من میکنم گذر آیا
به ناگزیر ، خزان می کند گذر یا نه؟
                 

مرا هوای غزل گفتن است و در سفتن
به گوشواری ات ای نازنین دردانه!

ببین که تا دهدم سر به دشت‌و جنگل‌و کوه
مرا ، هوای تــو، بیرون کشیده از خانه

                 

سفر، گریختنی در مه است، سوی امید؟
ویا گریختن از خویش، ناامیدانه؟

زخود چگونه گریزم که بار خویشتنم
امانتی است هم از سرنوشت بر شانه

حسین منزوی / شـــعر پارسی
👍75😭1
خـاکی که به زیر پای هر نادانی است
کفّ صـنـمیّ و چــهرهٔ جانـانــی است

هــر خشت که بر کنـگرهٔ ایوانـی است
انگــشت وزیــر یا سر سلطانـی است

خيام /
شـــعر پارسی
👍155
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
صبح را با تمام وجود
نفس خواهم کشید.
خستگی ام را در
رختخواب رخوت خواهم پیچید.
کفش هایم را به صبح های
تازه آشنا خواهم کرد.

من هم صدا با همه پرنده ها
به خوشبختی لبخند خواهم زد.
آغوشم را از آرامش
صبح پر می‌کنم
تا آغاز شوم مانند روزهای آفتابی
من به صبح ، نزدیک تر از
همه آفتاب ها هستم ...

فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
11👍4
بَسَم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مَجالی

سعدی /
شـــعر پارسی
😁167😭2
حضرت عشق بفرما که دلم خانه توست
سر عقل آمده هر بنده که دیوانه توست

مولانا /
شـــعر پارسی
16🕊1
چـــــه کرده ای تو با دلـــ♡ـــم
‌که نـــــــاز تـــــــو نیـــــــاز مـــاست

مولانا /
شـــعر پارسی
13😁1
از دل نمی‌رسد نفس عاشقان به لب
بلبل ز بی غمی است که فریاد می‌زند

صائب‌ تبریزی /
شـــعر پارسی
16👍1😁1
و ما به دست خودمان ابرهای مسموم می‌سازیم
و به دور از چشم خورشید،
در سایة باران‌های مسمومش همه‌چیز را مغشوش می‌کنیم.

حسین پناهی /
شـــعر پارسی
7🕊1
بی‌قراری ز رگِ جانِ حریصان نرود
بر سر گنج بُوَد مار و همان تاب خورَد

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
12👍1😁1