شعر پارسی
50.4K subscribers
874 photos
101 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
از منظر من نیست نکویی جز تو
مهتاب رخِ سلسله مویی جز تو

گفتی که به فکر آرزوهایت باش
دنبال کنم چه آرزویی جز تو

کرامت نعمت‌زاده /
شـــعر پارسی
12
من به تنگ آمده‌ام از همه چیز،
بگذارید، هَواری بزنم...!

فریدون مشیری /
شـــعر پارسی

تصویر "فریاد"
اثر گرافیست معاصر David Schol
🔥8👏2👍1
ای که گفتی:
«جان بده تا باشدت آرام جان»
جان به غم هایش سپردم
نیست آرامم هنوز ...

حافظ /
شـــعر پارسی
16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده‌ست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
 
خيام /
شـــعر پارسی
18
ز همراهان جدایی مصلحت نیست
سفر بی‌روشنایی مصلحت نیست

چو ملک و پادشاهی دیده باشی
پس شاهی گدایی مصلحت نیست

مولانا /
شـــعر پارسی
10🔥2
از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی است
من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد

شهریار /
شـــعر پارسی
16
به بویِ نافه‌ای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید
ز تابِ جعدِ مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

حافظ /
شـــعر پارسی
16
ذکرِ تو از زبانِ من، فکرِ تو از خیالِ من
چون بِرود؟ که رفته‌ای، در رگ و در مفاصلم

سعدی /
شـــعر پارسی
12🕊1
سوزِ دل عاشقان شررها دارد
درد دل بی‌دلان اثرها دارد

نشنیدستی که آه دلسوختگان
بر حضرت رحمت گذرها دارد

مولانا /
شـــعر پارسی
15
هر که تشویش سر زلف پریشان تو دید
تا ابد از دل او فکر پریشان ننشست

مولانا /
شـــعر پارسی
21
جانم فدای زلفِ
تو آن‌دم که پُرسمَت:

این چیست مویِ بافته؟
گویی که "دامِ توست"

امیرخسرو دهلوی /
شـــعر پارسی
15
شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اولِ شب درِ صبح باز باشد

عجب است اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

سعدی /
شـــعر پارسی
27
خوشتر از سوزش چه باشد
چون تو دلسوزی کنی


مولانا / شـــعر پارسی
17
از خموشی لب اظهار به هم چسبیدن
حجت ناطق شیرینی گفتار دل است

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
13😭3
از قیل و قالِ مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و مِی کنم

حافظ /
شـــعر پارسی
14👏2
اگر موهایت نبود
باد را چگونه نقاشی می‌کردم ...

احسان پرسا /
شـــعر پارسی
11
اما من آن‌ها را دوست دارم
که از صمیمیت تب می‌کنند.

سهراب سپهری /
شـــعر پارسی
15
اگر چه شد ز روانی چو آب گفتهٔ ما
ز وصف قد تو چون بگذریم تنگ آید

اوحدی /
شـــعر پارسی
🔥8
روز را می‌گذرانی
و طاقت می‌آوری
اما شب،
شب قصه‌ی خودش را دارد عزیز من...
غمت به‌خیر، شبت نیز

حمید سلیمی /
شـــعر پارسی
13
خواب دیدم که ما را بُریدند
و به کارخانه‌ی چوب‌بُری بردند
آنکه عاشق بود، پنجره شد!
آنکه بی‌رحم بود، چوبه‌ی دار!
از من اما
دری ساختند
برای گذشتن!


-پل الوار

عکس: جواد گنجعلی
🕊15👏2