شعر پارسی
50.4K subscribers
874 photos
101 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
روز را می‌گذرانی
و طاقت می‌آوری
اما شب،
شب قصه‌ی خودش را دارد عزیز من...
غمت به‌خیر، شبت نیز

حمید سلیمی /
شـــعر پارسی
13
خواب دیدم که ما را بُریدند
و به کارخانه‌ی چوب‌بُری بردند
آنکه عاشق بود، پنجره شد!
آنکه بی‌رحم بود، چوبه‌ی دار!
از من اما
دری ساختند
برای گذشتن!


-پل الوار

عکس: جواد گنجعلی
🕊15👏2
عشق قهارست و من مقهور عشق
چون شکر شیرین شدم از شور عشق

برگ کاهم پیش تو ای تند باد
من چه دانم که کجا خواهم فتاد

مولانا /
شـــعر پارسی
16
حکایتِ شبِ هجران که باز داند گفت
مگر کسی که چو سعدی ستاره بشمارد

سعدی /
شـــعر پارسی
13
جانی و دل ای دل و جانم همه تو

مولانا / شـــعر پارسی
14🔥1
هر سر موی ترا با زندگی پیوندهاست
با چنین دلبستگی از خود بریدن مشکل است

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
16😭3
کَشتیِ نوحیم در طوفانِ روح
لاجَرَم‌ بی‌دست و‌ بی‌پا می‌رَویم

هَمچو موج از خود بَرآوَرْدیم سَر
باز هم در خود تماشا می‌رَویم

مولانا /
شـــعر پارسی
🔥124
باران
در تنهایی‌اش بسیار است
دریا
در بسیاری‌اش تنها
من اما با خودم جمع نمی‌شوم
معادله‌ای هستم
که ذهن را زخمی می‌کند
و هر کسی مرا حل کند
تنها خواهد شد!

گروس عبدالملکیان /
شـــعر پارسی
👍11🕊4👏2
درمان ز کسی دگر نجُویم
زیرا ز فراق توست دَردَم

مولانا /
شـــعر پارسی
21
با تو بی‌قرار
و بی‌تو بی‌قرار
وای از آن دمی که
بی‌خبر زِ من برکشی
تو رختِ خویش از این دیار ...

فروغ فرخزاد /
شـــعر پارسی
14🕊4
نیمی از عمر هدر رفت در این شهر و هنوز
به تلف کردن آن نیم دگر مشغولم!

حسین جنتی /
شـــعر پارسی
18😭5👌2
گر هر دو دیده هیچ نبیند به اتفاق
بهتر ز دیده‌ای که نبیند خطای خویش!

سعدی /
شـــعر پارسی
17👏3🔥2
خوابم نمی‌برد بس که تَرَم
‏چرا نمی‌سوزم ازین روشنی
‏که بافته‌ام؟
‏امّا یک شب
‏مادران مرا میانِ علف می‌یابند
‏که شفا یافته‌ام.

بیژن الهی /
شـــعر پارسی
🔥112
چندان‌که بر فراقِ تو شد آشنا دلم
بیگانه‌وار از دلِ من صبر برگذشت

حسن غزنوی /
شـــعر پارسی
13
بسیار گذشتی که نکردی سوی ما چشم
یک دم ننِشستم که به خاطر نگذشتی

سعدی /
شـــعر پارسی
17
اونجا که حافظ میگه:

حافظ ار در گوشه محراب می‌نالد رواست
ای نصیحتگو خدا را آن خم ابرو ببین

حافظ /
شـــعر پارسی
16
دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست
می‌زایَد از تعلّق ما هر غمی که هست

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
12😭2
سخنت شعر است
خاموشی‌ات شعر
و عشقت
آذرخشی میان رگ‌‌هایم
چونان سرنوشت ...

-نزار قبانی
9
نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
راهی به خلوت دلِ جانانم آرزوست

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
14😭2
خون گشته مرا ز هجر یاران دیده
زین غم شده چون سیل بهاران دیده

گر دست به من زنند، می ریزد اشک
مانند درخت‌های باران دیده

درنگ چیست اگر با منت سر جنگ است
بیا که شیشه من نیز عاشق سنگ است

نمی‌رود نگهم بی تو تا سر مژگان
ز بال سر نکشد طایری که دلتنگ است

قپلان بیگ /
شـــعر پارسی
11🕊2👍1