شعر پارسی
50.4K subscribers
874 photos
101 videos
3.25K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
نه داد عادلان ماند نه ظلم ظالمان ماند
نه جور جابران ماند نه مخدوم و خدم بینی

سنایی /
شـــعر پارسی
10👍3
هاشور نزن قوس دو ابروی کمان را
در گور نلرزان جسد "فرشچیان" را‌

یا پیش من خسته نیا یا که به غمزه
جادو کن و با سحر نگهدار زمان را

تنها نه من از داغ غمت سوخته بودم
آتش زده ای قلب همه پیر و جوان را

بیچاره موذن که تو را دید به مسجد
کافر شد و از نیمه رها کرد اذان را

چشمان تو تلفیق غزل بود و حماسه
کشتند من و حافظ و مهدی اخوان را

گفتیم و نفهمید و  شرر ریخت نگاهم
هیهات اگر چشم کشد بار زبان را

رفتی و غمی نیست خدا کاسب پیری ست
می داند و ارزان ندهد جنس گران را

احمد جم /
شـــعر پارسی
11👏1
بوسه‌ات
چه متن مفصلی بود ...

بیژن الهی /
شـــعر پارسی
12👍1🔥1
جوانی نکو دار کاین مرغ زیبا
نماند در این خانهٔ استخوانی

پروین اعتصامی /
شـــعر پارسی
13
چنان ز عکسِ رخِ دوست دیده پرگل شد
که شاخِ هر مژه آرامگاهِ بلبل شد

کلیم همدانی /
شـــعر پارسی
🔥102
من حلقه‌های زلفش از عشق می‌شمارم
ور نه کجا رسد کس در حد و در شمارش

مولانا /
شـــعر پارسی
17
... از عشق برای زنان هوویی ساختیم
که چشم‌ها را
بر حضور عینی و علمی‌شان
کور کرده است

و عاصی می‌شویم و دیوانه
وقتی عشق را می‌بینیم
که با چادر کج
و زنبیل پر از خِرت و پِرت‌های نازیبا
با مرغ مرده
نفس‌نفس زنان به خانه می‌آید
مرغی که با بدبختی به دست آمده است

واقعیات از تخیلات قوی ترند
و مکرراً تکرار می‌کنیم
که هیچ چیز
خیال انگیزتر از خود واقعیت نیست

پابرهنه به استقبال عشقی بروید
که با زنبیل و مرغ مرده می‌آید
و مادران را دریابید
که اگردیر شود، می‌میرند
و بخشی از ما را
با خود به زیر گِل می‌برند...

نمایشنامه‌ی «چیزی شبیه زندگی»

حسین پناهی /
شـــعر پارسی
10🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از دست رستخیز حوادث کجا رویم؟
ما را میان بادیه باران گرفته است


صائب تبریزی / شـــعر پارسی
12😭5👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ز اول وفا نمودی چندان که دل ربودی
چون مهر سخت کردم، سست آمدی به یاری

سعدی /
شـــعر پارسی
the Lorax (2012)
13👏4😭4
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم

ده سال دور و تنها، تنها به جرم این که
او سرسپرده می خواست، من دل سپرده بودم

ده سال می شد آری، در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم

در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی به جای خورشید من زخم خورده بودم

وقتی غروب می شد، وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم.

محمدعلی بهمنی / شـــعر پارسی
17👏2
تا نگردد خانه زنبور، دل از زخم نیش
نیست ممکن در گلستان جهان نوشت دهند

صائب‌تبریزی /
شـــعر پارسی
8😭3👌2
پای تویی دست تویی
هستی هر هست تویی

بلبل سرمست تویی
جانب گلزار بیا ...

مولانا /
شـــعر پارسی
10👍5
خیال در همه عالم بِرفت و باز آمد
که از حضور تو خوش‌تر ندید جایی را

سعدی /
شـــعر پارسی
19
مزار عاشقان را ماتم افروزی نمی‌باشد
مگر گیسو پریشان کرده باشد بید مجنونی

حزین لاهیجی /
شـــعر پارسی
10
نگار من
امید نوبهار من
لبی به خنده باز کن
ببین چگونه از گلی
خزان باغ ما
بهار می‌شود.

سیاوش کسرایی /
شـــعر پارسی
16😭1
یارب نصیب کن پر و بالی که چون مسیح
زین خاکدان به عالم بالا شویم ما

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
12😭3
باد که می‌آید
خاکِ نشسته بر صندلی بلند می‌شود
می‌چرخد در اتاق
دراز می‌کشد کنار زن،
فکر می‌کند
به روزهایی که لب داشت.

گروس عبدالملکیان /
شـــعر پارسی
9
حُسْنَت بِه اِتِّفاقِ مَلاحَت جهان گرفت؛
آری، بِه اِتِّفاق، جهان می‌توان گرفت

حافظ /
شـــعر پارسی
13🔥3
طریق دلربایی یک جهان نیرنگ می‌خواهد
به حسن محض نتوان پیش بردن نازنینی‌ها

بیدل دهلوی /
شـــعر پارسی
13
بوستان عاشقان سرسبز باد
آفتاب عاشقان تابنده باد

بلبل دل تا ابد سرمست باد
طوطی جان هم شکرخاینده باد

مولانا /
شـــعر پارسی
14