گویی مرا شبت خوش، خوش کِی به دست آتش؟
آتش بوَد فراقت حقا و زان زیادت
عاشق به شب بمُردی والله که جان نبردی
الا خیال خوبت شب میکند عیادت
مولانا / شـــعر پارسی
آتش بوَد فراقت حقا و زان زیادت
عاشق به شب بمُردی والله که جان نبردی
الا خیال خوبت شب میکند عیادت
مولانا / شـــعر پارسی
❤16
❤22👍2😁2
❤17🔥5
من از بیقدری خار سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمیگردد از این بالا گُزیدنها
افسرکرمانی / شـــعر پارسی
که ناکس، کس نمیگردد از این بالا گُزیدنها
افسرکرمانی / شـــعر پارسی
👏15❤7
👏17❤4
Zemestoon
Afshin Moghadam
😭12🔥6🕊4
پیمانهایست این جان پیمانه این چه داند
از پاک میپذیرد در خاک میرساند
در عشق بیقرارش بنمودنست کارش
از عرش میستاند بر فرش میفشاند
مولانا / شـــعر پارسی
از پاک میپذیرد در خاک میرساند
در عشق بیقرارش بنمودنست کارش
از عرش میستاند بر فرش میفشاند
مولانا / شـــعر پارسی
❤10
❤8
❤9🔥1
صبح خیزان که آستین بر آسمان افشانده اند
پای کوبان دستِ همت بر جهان افشانده اند
پیش از آن کز پر فشاندن مرغِ صبح آید به رقص
بر سماع بلبلان عشق جان افشانده اند
خاقانی / شـــعر پارسی
پای کوبان دستِ همت بر جهان افشانده اند
پیش از آن کز پر فشاندن مرغِ صبح آید به رقص
بر سماع بلبلان عشق جان افشانده اند
خاقانی / شـــعر پارسی
❤12🕊2
تا دم زند ز بیشه زان بیشه همیشه
کان بیشه جان ما را پنهان چه میچراند
این جا پلنگ و آهو نعره زنان که یا هو
ای آه را پناه او ما را که میکشاند
مولانا / شـــعر پارسی
کان بیشه جان ما را پنهان چه میچراند
این جا پلنگ و آهو نعره زنان که یا هو
ای آه را پناه او ما را که میکشاند
مولانا / شـــعر پارسی
❤7
ما را دماغِ جنگ و سَرِ کارزار نیست
وَرنه دلِ دونیم کم از ذوالفقار نیست
پیداست چیست لنگرِ مُشتِ غبارِ ما
در عالَمی که کوهِ گرانْ پایدار نیست
چون ماهیِ ضعیف که افتد در آبِ تند
در اختیارِ خویش مرا اختیار نیست!
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
وَرنه دلِ دونیم کم از ذوالفقار نیست
پیداست چیست لنگرِ مُشتِ غبارِ ما
در عالَمی که کوهِ گرانْ پایدار نیست
چون ماهیِ ضعیف که افتد در آبِ تند
در اختیارِ خویش مرا اختیار نیست!
صائب تبریزی / شـــعر پارسی
❤10😭2👏1
آنچه در من نهفته دریایی ست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین توفانی
کاش یارای گفتنم باشد
فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
😭12❤2
چشم اگر باز کنیم،
چیزی خواهیم دید که تا حالا ندیدهایم.
گوش اگر فرا دهیم،
چیزی خواهیم شنید که تا حالا نشنیدهایم.
راه اگر برویم،
راهی خواهیم رفت که تا حالا نرفتهایم.
رنگی نو، حرفی نو، راهی نو.
نمایشنامه «چیزی شبیه زندگی»
حسین پناهی / شـــعر پارسی
چیزی خواهیم دید که تا حالا ندیدهایم.
گوش اگر فرا دهیم،
چیزی خواهیم شنید که تا حالا نشنیدهایم.
راه اگر برویم،
راهی خواهیم رفت که تا حالا نرفتهایم.
رنگی نو، حرفی نو، راهی نو.
نمایشنامه «چیزی شبیه زندگی»
حسین پناهی / شـــعر پارسی
👍9🕊1
❤21👍2