This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روی خاکی کهن ایستادهایم؛
قرن ها گذشته، اما روحـ.ـمان همچنان استوار و
هر قدم ما ادامه یک حماسه است
در دل سنگ ها و ستون ها قصه هایی نهفته است
که هنوز الهام بخش دل های ماست.
اینجا شکست معنی ندارد
این سرزمین همیشه برای ایستادن ساخته شده
قرن ها گذشته، اما روحـ.ـمان همچنان استوار و
هر قدم ما ادامه یک حماسه است
در دل سنگ ها و ستون ها قصه هایی نهفته است
که هنوز الهام بخش دل های ماست.
اینجا شکست معنی ندارد
این سرزمین همیشه برای ایستادن ساخته شده
❤28🔥5👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چارلز بوکوفسکی
از «هیچ» میگوید!
بهقول #خیام
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از مرگ چه ماند باقی
عشق است و محبت است و باقی همه هیچ…
@ShearZii
از «هیچ» میگوید!
بهقول #خیام
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
دانی که پس از مرگ چه ماند باقی
عشق است و محبت است و باقی همه هیچ…
@ShearZii
❤12👍1
از آن چرم کاهنگران پشت پای
بپوشند هنگام زخم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همان گه ز بازار برخاست گرد
فردوسی / شـــعر پارسی
بپوشند هنگام زخم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همان گه ز بازار برخاست گرد
فردوسی / شـــعر پارسی
❤34👏6
❤42👍7😭5🔥1
❤33😭2
❤15😭6
👍20🕊11❤9
اگر خورشید شد خاموش، ماه و اختری هم هست
وگر آتش شود خاکستر آن زیر اخگری هم هست
اگر شرِ جهان بیدار، خیرش هم نخوابیده ست
زمان زیر لحاف فتنه اش لابد سری هم هست
شهریار / شـــعر پارسی
وگر آتش شود خاکستر آن زیر اخگری هم هست
اگر شرِ جهان بیدار، خیرش هم نخوابیده ست
زمان زیر لحاف فتنه اش لابد سری هم هست
شهریار / شـــعر پارسی
❤17👍3😁2
❤27👍4🕊1
بشنو اکنون که زیرِ زخمِ تبر
این درخت جوان چه میگوید:
هر نهالی که برکَنند، به جاش
جنگلی سرکشیده میروید
های! جلادِ سروهای جوان!
ای رفیقِ همیشهی تیشه
باش تا برکَنیمت از ریشه...!
حسین منزوی / شـــعر پارسی
این درخت جوان چه میگوید:
هر نهالی که برکَنند، به جاش
جنگلی سرکشیده میروید
های! جلادِ سروهای جوان!
ای رفیقِ همیشهی تیشه
باش تا برکَنیمت از ریشه...!
حسین منزوی / شـــعر پارسی
🕊20❤11🔥4👌2
از خون جوانان وطن لاله دمیده
هنگام می و فصل گل و گشت و چمن شد
دربار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطهٔ ری رشگ ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایۀ گل بلبل ازین غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانۀ ویران
یا رب بستان داد فقیران ز امیران
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشۀ ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
از دست عدو نالۀ من از سر درد است
اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است
جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
عارف ز ازل تکیه بر ایام ندادهست
جز جام به کس دست چو خیام ندادهست
دل جز به سر زلف دلارام ندادهست
صد زندگی ننگ به یک نام ندادهست
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
-عارف قزوینی
هنگام می و فصل گل و گشت و چمن شد
دربار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطهٔ ری رشگ ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایۀ گل بلبل ازین غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کجرفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانۀ ویران
یا رب بستان داد فقیران ز امیران
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشۀ ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
از دست عدو نالۀ من از سر درد است
اندیشه هر آن کس کند از مرگ، نه مرد است
جانبازی عشاق نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ!
عارف ز ازل تکیه بر ایام ندادهست
جز جام به کس دست چو خیام ندادهست
دل جز به سر زلف دلارام ندادهست
صد زندگی ننگ به یک نام ندادهست
چه کج رفتاری ای چرخ! چه بد کرداری ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ! نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ
-عارف قزوینی
❤26😭15🔥2🕊1