شعر پارسی
50.5K subscribers
864 photos
101 videos
3.25K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی
چراغ خلوت این عاشق کهن باشی
به سان سبزه پریشان سرگذشت شبم
نیامدی تو که مهتاب این چمن باشی


هوشنگ ابتهاج / شـــعر پارسی
13
بارها گفتم که دل برگیرم از مهرت ولیک
بار عشقت بر دلم این بار باری دیگرست

خواجوی کرمانی
/ شـــعر پارسی
10🕊1
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قله های مه آلود محو و رویایی است

حسین منزوی
/ شـــعر پارسی
10🕊2😭1
هیهات از این خیال محالت
که در سر است ...!

سعدی /
شـــعر پارسی ‌‌     ‌‌    ‌‌     
👍7👏31🕊1
‌تو كه آتشكده‌ی عشق و محبت بودی
چه بلا رفت كه خاكستر خاموش شدی

شهریار /
شـــعر پارسی
11
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دام و دد ملولم و انسانم آرزوست

زین همرهان سست‌ عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

گفتم که یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنچه یافت می‌نشود، آنم آرزوست

مولوی /
شـــعر پارسی
18👌5👏2🕊1
نشاط دهر به زخم ندامت آغشته است
شراب خوردن ما شیشه خوردن است این جا

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
11😁1
چون نیستی تو محض اقرار بود
هستی تو سرمایهٔ انکار بود

هرکس که ز نیستی ندارد بوئی
کافر میرد اگرچه دیندار بود

مولانا /
شـــعر پارسی
8
چگونه فراموش کنم 
که جوانی من 
چطور سرد و خاموش گذشت؟
چه راه‌ها 
دوشادوشِ آن کس رفتم
که اصلا دوستش نداشتم
و چه بارها 
دلم هوای آن کس کرد 
که دوستش داشتم
حالا دیگر راز‌ِ فراموشکاری را از همه‌ی فراموشکاران بهتر آموخته‌ام
دیگر به گذشتِ زمان اعتنایی نمی‌کنم
اما آن بوسه‌های نگرفته و نداده،
آن نگاه‌های نکرده و ندیده را 
چه کسی به من باز خواهد داد؟

آنا آخماتووا | ترجمه‌ی احمد پوری



@ShearZii
😭11👌3
قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست
نامه ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت

صائب تبریزی /
شـــعر پارسی
7😁1👌1
هرکو نظری دارد، با یارِ کمان‌ابرو
باید که سپر باشد، پیش همه پیکان‌ها

گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
می‌‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها

سعدی /
شـــعر پارسی
22🕊2😭1
ناامیدم مکن از سابقه‌ی لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟!!

حافظ /
شـــعر پارسی
17🔥1
باز کن درهای بی روزن
تا نهفته‌ترین پرده‌ها
در رقصِ عطری مست
جان گیرند ...

سهراب سپهری /
شـــعر پارسی
12😁1
ای بانگ نای خوش سمر در بانگ تو طعم شکر
آید مرا شام و سحر از بانگ تو بوی وفا

بار دگر آغاز کن آن پرده‌ها را ساز کن
بر جمله خوبان ناز کن ای آفتاب خوش لقا

مولانا /
شـــعر پارسی
13
نمی‌دانم چرا؟ اما تو را هرجا که می‌بینم
کسی انگار می‌خواهد ز من، تا با تو بنشینم

تن یخ کرده، آتش را که می‌بیند چه می‌خواهد؟
همانی را که می‌خواهم، تو را وقتی که می‌بینم

تو تنها می‌توانی آخرین درمان من باشی
و بی شک دیگران بیهوده می‌جویند تسکینم

تو آن شعری که من جایی نمی‌خوانم، که می‌ترسم
به جانت چشم زخم آید چو می‌گویند تحسینم

زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟
چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟

نباشی تو اگر، ناباوران عشق می‌بینند
که این من، این منِ آرام، در مردن به جز اینم

محمدعلی بهمنی /
شـــعر پارسی
18
ابری که میگذشت به آهنگ گریه گفت
دنیا مکان ماندن ما نیست بگذریم

سجاد سامانی /
شـــعر پارسی
🕊87👌2
ز بیمِ تنگی، اندر حصارِ سینه، دلم
ذخیره‌ی غم و اندوهِ بی‌شمار نهاد

کمال‌الدین اسماعیل اصفهانی /
شـــعر پارسی
4👍1
دویدنِ بی‌پایانِ یکی نقطه بر قوسِ دایره.
تا کی؟
باز باید بیدار شوم، بشنوم، ببینم، باور کنم.
باز باید برای ادامه‌ی بی‌دلیلِ دانایی
تمرینِ استعاره کنم.
همه برای رسیدن به همین دایره
از پیِ دایره می‌دوند.

هی نقطه‌ی مجهول!
مرارتِ مسخره!
مضمونِ بی‌دلیل!
تا کی؟

میز کارم غبار گرفته است
رَخت‌های روی هم ریخته را نَشُسته‌ام
رویاهای بی‌موردِ آب و ماه و ستاره به جایی نمی‌رسند،
شب همان شب وُ
روز همان روز وُ
هنوز هم همان هنوز ...!

من بدهکارِ هزار ساله‌ی بارانم،
آیا کسی لیوانِ آبی دستِ من خواهد داد؟

سیدعلی صالحی /
شـــعر پارسی
16👍2
جهانیان همه گر تشنگان خون من‌اند
چه باک زان همه دشمن چو دوست‌دار تویی

سیمین بهبهانی /
شـــعر پارسی
17
ممنونِ دستِ كوتهِ خويشم كه پيشِ كس
بيرون نكرد سر زِ گريبانِ آستين

غنى كشميرى /
شـــعر پارسی
10