شعر پارسی
50.4K subscribers
878 photos
102 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
گر خردمند از اوباش جفایی بیند
تا دل خویش نیازارد و درهم نشود

سنگ بی‌قیمت اگر کاسه‌ی زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

سعدی / شـــعر پارسی
8👍4👏1
ای دل، نگفتمت که به چشمش نظر مکن
کز غم، چنان شوی که نبینی به خواب، خواب!

خواجوی کرمانی / شـــعر پارسی
👍10
‌دستهایت را چون خاطره‌ای سوزان
در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش های لب‌های عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد ...!

فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
👍7🔥2
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

ساز در دست تو سوز دل من می گوید
من هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب

مرغ دل در قفس سینه من می‌نالد
بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب

زیر هر پرده ساز تو هزاران راز است
بیم آنست که از پرده فتد راز امشب

گرد شمع رخت ای شوخ من سوخته جان
پر چو پروانه کنم باز به پرواز امشب

شهریار / شـــعر پارسی
14👍4
من دوش قضا یار و قدر پشتم بود
نارنج زنخدان تو در مشتم بود

دیدم که همی گزم لب شیرینش
بیدار چو گشتم سر انگشتم بود

سعدی / شـــعر پارسی
🕊84👍1
درود دوستان. جهت تبلیغ و تبادل در دو کانال «شعر پارسی» و «ویر (از رودکی تا نیما)» می‌توانید با آیدی زیر در ارتباط باشید:

@Rodin66
@Rodin66
از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

فردوسی / شـــعر پارسی
👍18🕊53
به هجر و وصل، مرا تابِ آرميدن نيست
يكی‌ست شنبه و آدينه‌اى كه من دارم

رهى معيرى / شـــعر پارسی
5👍3
یک جو وفا ندیدم از روی خوب هرگز
دیدم تمام هرکس این دارد آن ندارد

هاتف اصفهانی / شـــعر پارسی
👍9🔥3😁1
هزار جامه‌ى پرهيز دوختيم و هنوز
نظر زِ روىِ تو بردوختن ميسر نيست

اوحدى / شـــعر پارسی
👌52👍2
من بی خود و تو بی خود، ما را که بَرَد خانه
من چـند تـو را گفتم کم خور دو سه پیمانه؟

مولانا / شـــعر پارسی
11👍2🕊1
ديد خورشيد رُخَش، وز سرِ انصاف به ماه
گفت: من سايه‌ى او بودم و خورشيد اين است

سيف فرغانى / شـــعر پارسی
5👍2
هر که از دامنِ او دستِ مرا کوته کرد
دارم امید که دستش به گریبان نرسد

صائب تبريزى / شـــعر پارسی
8👍5
تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاب
از آتش دل، ز دیده می ریزم آب

اکنون چه کنم که بخت برگشته من
گفتار به نامه کرد و دیدار بخواب

اثیر اخسیکتی / شـــعر پارسی
6👍1
شخصی دعوی خدایی می‌کرد. او را پیش خلیفه بردند.
او را گفت: پارسال اینجا یکی دعوی پیغمبری می کرد او را بکشتند.
گفت: نیک کرده‌اند که من او را نفرستاده بودم!

عبید زاکانی / شـــعر پارسی
😁27
آسودگی کجا دل بیتاب من کجا
شوق سفر کجا و قرار وطن کجا

در پرده جذبه گر نشود رهنمای شوق
یوسف کجا و رایحه پیرهن کجا

ابر است و گل شکفته و گلزار تازه روی
ساقی کجا پیاله کجا انجمن کجا

دیوانه نیستیم که پیمانه بشکنیم
ما از کجا و توبه پیمان‌شکن کجا

باور نمی‌کنم سخن التفات او
دیده است چشم او به غلط سوی من کجا

افسانه‌ای است گفت و شنید لبش به ما
راهِ سخن کجا و مجال سخن کجا

گر عاشقی اسیر چرا دل شکسته‌ای
آشفتگی کجا و هوای چمن کجا

اسیر شهرستانی / شـــعر پارسی
👍73
نامه چون مار به پاىِ قلمم مى‌پيچد
چه كنم حرفِ سرِ زلفِ تو در طومار است

طالب آملى / شـــعر پارسی
8
زهى جماعتِ كوته‌نظر كه سروِ سهى را
گمان برند كه چون قدِ دلرباىِ تو باشد

اميرخسرو دهلوى / شـــعر پارسی
👍5
بر گیر شراب طرب‌انگیز و بیا
پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا

مشنو سخن خصم که بنشین و مرو
بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا

حافظ / شـــعر پارسی
👍83😭3
پس از عمرى كه مى‌گردد به كامم يك نفس گردون
نمى‌دانم كه مى سازد همان ساعت پشيمانش

هاتف اصفهانى / شـــعر پارسی
👍9