شعر پارسی
50.4K subscribers
878 photos
102 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
پاشو ای مست که دنیا همه دیوانه توست
همه آفاق پر از نعره مستانه تست

درِ دکان همه باده‌فروشان تخته است
آن که باز است همیشه درِ میخانه توست

دست مشاطه طبع تو بنازم که هنوز
زیورِ زلفِ عروسانِ سخن شانه توست

ای زیارتگه رندانِ قلندر برخیز
توشهٔ من همه در گوشهٔ انبانه توست

شهریار / شـــعر پارسی
7👍2🔥1
در آب‌های جهان قایقی است
و من، مسافر قایق، هزارها سال است
 سرود زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنه‌های فصول می‌خوانم
 و پیش می‌رانم
مرا سفر به کجا می‌برد؟

سهراب سپهری / شـــعر پارسی
👍91🕊1
خرد شاه باید، زوان پهلوان
چو خواهی که بی‌رنج باشد جهان

فردوسی / شـــعر پارسی
👍111👌1
و گاهی
  دلم دیوانه‌ای می‌شود که می‌خواهم،
لباسِ تمامِ
  فالگیرهای جهان را بپوشم.
و در تمام خیابان‌هایی که
  تو از آنجا عبور می‌کنی
ساعت‌ها بایستم ...
   تو بیایی
دستهایت را بگیرم
   به کف دستهایت نگاه کنم
و دَمِ گوشَت، آهسته بگویم:
          بهَ بهَ چقدر به هم می‌آییم ...

امید آذر / شـــعر پارسی
4👍4😁1
‌دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود

رسم عاشق‌کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

حافظ / شـــعر پارسی
5👍5
‌می‌خواهمت چنان که شب خسته خواب را
می‌جویمت چنان که لب تشنه آب را

محو توام چنان که ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده‌ دمان آفتاب را

بی‌تابم آنچنان که درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را

  بایسته‌ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بال پریدن عقاب را

  حتی اگر نباشی، می‌آفرینمت
چونانکه التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی‌تر ز پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

قیصر امین‌پور / شـــعر پارسی
9👍6🕊1
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

خیام / شـــعر پارسی
13👍4
‌دریاب اگر اهل دلی، پیشتر از صبح
چون غنچه نشکفته نسیم سحری را

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
7
دلم ز کف سر زلف تو را رها نکند
دل از کمند تو وارستگی خدا نکند

اگرچه خون مرا بی‌گنه بریخت ولیک
کسی مطالبه از یار خون‌بها نکند

هر آنکه از کف معشوق جامِ می گیرد
نظر به جانب جام جهان‌نما نکند

بسوخت سینه ندیدم اثر ز آه سحر
ز من گذشت، کسی بعد از این دعا نکند

به بلبلان چمن از زبان من گویید
به خواب ناز گلم رفته کس صدا نکند

تو بوسه ده که مَنَت جان نثار خواهم کرد
کسی معامله بهتر از این دو تا نکند

بگفتمش که دلت جای عارف است بگفت
کسی به دیر شهان فرش بوریا نکند

عارف قزوینی / شـــعر پارسی
8
پندی از جناب ایرج میرزا:

ای مجرد که بُوَد خوابگهت بستر گرم
بستر راحت و نرم

زن مگیر؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
من گرفتم تو نگیر

ایرج میرزا / شـــعر پارسی
😁22👍5
زنی از طلحک پرسید که دروازه‌ی شیرینی‌فروشی کجاست؟

گفت: در میانِ تنبانِ خاتون!

عبید زاکانی / شـــعر پارسی
😁24🔥2👍1
دلم ز صومعه بگرفت و خِرقِهٔ سالوس
کجاست دِیرِ مُغان و شرابِ ناب کجا

حافظ / شـــعر پارسی
👍94
اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب
هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

سعدی / شـــعر پارسی
👍84
ای چشمِ تو چشم چشمه هر چشمِ همه
بی چشمِ تو نور نیست در چشمِ همه

چشمِ همه را نظر به چشمِ تو بُوَد
از چشمِ تو چشمه‌هاست در چشمِ همه

ابوسعید ابوالخیر / شـــعر پارسی
👍95🕊1
ای شب نکنی اینهمه پرخاش که دوش
راز دل من مکن چنان فاش که دوش

دیدی چه دراز بود دوشینه شبم
هان ای شب وصل آنچنان باش که دوش

عنصری / شـــعر پارسی
👍10👏3
جهان را به آهن نشایدش بستن
به زنجیر حکمت ببند این جهان را

ناصرخسرو قبادیانی / شـــعر پارسی
👍113
تا دیده بر آن عارض گلگون افتاد
چشمم ز سرشک چشمه خون افتاد

هر راز، که در پرده دل پنهان بود
با خون دلم ز پرده بیرون افتاد

عمعق بخاری / شـــعر پارسی
👍93
خواهم که ز بیداد تو فریاد برآرم
چندان که دگر طاقت فریاد نباشد

وحشی بافقی / شـــعر پارسی
👏113🔥1🕊1
در صومعه و مدرسه گشتیم بسی
در دهر نبود، هیچ فریادرسی

رندی ز کجا و زهد و سالوس کجا
دین و دنیا بهم ندیده است کسی

رضی‌الدین آرتیمانی / شـــعر پارسی
👍102
گر بی نقاب رخ بنمایی چو ماه و مهر
گردند ماه و مهر ز خجلت سیاه روی

جامی / شـــعر پارسی
9👍2