شعر پارسی
50.4K subscribers
878 photos
102 videos
3.26K links
هزار باده‌ی ناخورده در رگ تاک است ...

فرسته‌ی نخست:
https://t.me/ShearZii/1
Download Telegram
خواهم که ز بیداد تو فریاد برآرم
چندان که دگر طاقت فریاد نباشد

وحشی بافقی / شـــعر پارسی
👏113🔥1🕊1
در صومعه و مدرسه گشتیم بسی
در دهر نبود، هیچ فریادرسی

رندی ز کجا و زهد و سالوس کجا
دین و دنیا بهم ندیده است کسی

رضی‌الدین آرتیمانی / شـــعر پارسی
👍102
گر بی نقاب رخ بنمایی چو ماه و مهر
گردند ماه و مهر ز خجلت سیاه روی

جامی / شـــعر پارسی
9👍2
زمانی میاسای ز آموختن
اگر جان همی خواهی افروختن

فردوسی / شـــعر پارسی
👍7👌32🕊1
کِشان کِشان به بهشتم بَرَند و من نروم!
که دل نمی‌کشد ای دوست جز به سوی توام

منصور حلاج / شـــعر پارسی
10🔥2👍1
از متاع عاریت بر خود دکانی چیده‌ام
وام خود خواهد ز من هر دم طلبکاری جدا

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
👍9
لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های، نپریشی صفای زلفکم را، دست
و آبرویم را نریزی، دل
ای نخورده مست
لحظه دیدار نزدیک است

اخوان ثالث / شـــعر پارسی
👍84🔥1
چو مرد سفر کند پسندیده شود
خاک قدمش سرمه هر دیده شود

سعدی‌ / شـــعر پارسی
8👍2
برخیز و بتاب! ای شرفت شوکت ایران
آیینه‌ی تحسین شده‌ی پاک ضمیران

سرسلسله‌ی ثابتِ مردانِ بشردوست
ای جایگه منزلتت، دوشِ کبیران!

بر خیز! که آهو بچه‌ها، خواب ندارند
روباه فراوان شده در بیشهْ شیران

تا هست؛ به رقص آر، شکوه ازلی را
ترسم به هدر صرف شود عمر دلیران

ای اصل مساوات، تو را حیف نخواندیم
منشور تو، محبوب امیران و فقیران

دردم همه این نیست کز این بیشتر این است
بیگانه تو را ارج نهاده ست، نه ایران

افسوس که در وصف تو ای رسم تو مشهور
چیزی نشنیدیم از این معرکه‌گیران

مجتبی سپید / شـــعر پارسی
8🕊2🔥1
جان بیـــمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

حافظ / شـــعر پارسی
11🔥3👍2
چون در آغوشت گرفتم قالب من جان گرفت
غالباً جان‌‌آفرین جسم تو از جان آفرید

هلالی جغتایی / شـــعر پارسی
11
از بهر روز عید پیش سلطان محمود خلعت هرکس تعیین می‌کردند. چون به طلخک رسید سلطان فرمود پالانی بیاورید و روز عید به وی دهید. چنان کردند.

چون مردم خلعت بپوشیدند طلخک آن پالان بر دوش گرفت و به مجلس سلطان آمد و گفت: ای بزرگان! عنایت سلطان در حق بنده از آن جا معلوم کنید که شما را خلعت از خزانه فرمود دادن و جامه‌ی خاص از تن بدر کرده در من پوشانید.

عبید زاکانی / شـــعر پارسی
😁14👍7
مرا دَفنِ سراشیب‌ها کنید که تنها
نَمی از باران‌ها به من رسد اما
سیلابه‌اش از سر گذر کند
مثل عمری که داشتم.

بیژن الهی / شـــعر پارسی
👍64🕊1
‌گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم؟

قیصر امین‌پور / شـــعر پارسی
👍14🔥2
تا گرفتم خلوتی تاریک، روشن‌تر شدم
قطره‌ای بودم چو رفتم در صدف گوهر شدم

هیچ گل چون من در این گلزار بی‌طاقت نبود
خواب دیدم چون نسیم صبح را، پرپر شدم

خشکسالی‌دیده‌ای در این چمن چون من نبود
ابر را دیدم چون در آهنگِ باران، تر شدم

سهراب سپهری / شـــعر پارسی
👍81
می‌شوند از سردمهری، دوستان از هم جدا
برگ‌ها را می‌کند فصل خزان از هم جدا

صائب تبریزی / شـــعر پارسی
9
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

حافظ / شـــعر پارسی
16👍2
‌وقتی که دیدم زندگی من دیگر
چیزی نبود
هیچ چیز
بجر تیک تاک ساعت دیواری
آنگاه دانستم که باید، باید،
باید
دیوانه‌وار دوست
بدارم...

فروغ فرخزاد / شـــعر پارسی
🕊9👍6
کس پی تعظیم ما از اهل مجلس برنخاست
بهر پاس عزت آخر خود ز جا برخاست

غنی کشمیری / شـــعر پارسی
7🔥2
جهان یادگار است و ما رفتنی
به گیتی نماند به جز گفتنی

به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست

فردوسی / شـــعر پارسی
🕊9🔥62