#دعای_شفای_مریض
وقتی رسول الله (صلی الله وآله وصحبه وسلم) مریض شدند؛ جبریل (علیه السلام) نازل شده و دعای زیر را برای شفای رسول الله ﷺخواندند:
" بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ، مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللَّهُ يَشْفِيكَ بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ "
صحیح مسلم ۴۰۶۳
شما نیز میتوانید از این دعا برای شفای بیماران خود استفاده کنید
@THEHADIIS
وقتی رسول الله (صلی الله وآله وصحبه وسلم) مریض شدند؛ جبریل (علیه السلام) نازل شده و دعای زیر را برای شفای رسول الله ﷺخواندند:
" بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ، مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللَّهُ يَشْفِيكَ بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ "
صحیح مسلم ۴۰۶۳
شما نیز میتوانید از این دعا برای شفای بیماران خود استفاده کنید
@THEHADIIS
#حدیث
افرادیکه رفتن بهشت بر انها حرام است
رسول الله ﷺ میفرماید:اللهﷻ ، بهشت را بر سهکس حرام کرده است" که از جملهی آنها، "دیوث" است؛ یعنی کسی که نسبت به ناموس خود بیتفاوت است.
صحيح الجامع، ۳۰۵۲
@THEHADIIS
افرادیکه رفتن بهشت بر انها حرام است
رسول الله ﷺ میفرماید:اللهﷻ ، بهشت را بر سهکس حرام کرده است" که از جملهی آنها، "دیوث" است؛ یعنی کسی که نسبت به ناموس خود بیتفاوت است.
صحيح الجامع، ۳۰۵۲
@THEHADIIS
باب (13): جنب وضو بگيرد، سپس بخوابد
199- «عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ (رض): سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (ص): أَيَرْقُدُ أَحَدُنَا وَهُوَ جُنُبٌ؟ قَالَ: «نَعَمْ إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ فَلْيَرْقُدْ وَهُوَ جُنُبٌ»». (بخارى:287)
ترجمه: «عمر بن خطاب (رض) از رسول الله (ص) پرسید: آیا در حالت جنابت، می توانیم بخوابیم؟ آنحضرت (ص) فرمود: «بلی، اگر وضو بگیرید، میتوانید بخوابید»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
199- «عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ (رض): سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (ص): أَيَرْقُدُ أَحَدُنَا وَهُوَ جُنُبٌ؟ قَالَ: «نَعَمْ إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ فَلْيَرْقُدْ وَهُوَ جُنُبٌ»». (بخارى:287)
ترجمه: «عمر بن خطاب (رض) از رسول الله (ص) پرسید: آیا در حالت جنابت، می توانیم بخوابیم؟ آنحضرت (ص) فرمود: «بلی، اگر وضو بگیرید، میتوانید بخوابید»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (8): خلال كردن موها هنگام غسل
193- «عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا اغْتَسَلَ مِنَ الْجَنَابَةِ، غَسَلَ يَدَيْهِ، وَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلاةِ، ثُمَّ اغْتَسَلَ، ثُمَّ يُخَلِّلُ بِيَدِهِ شَعَرَهُ حَتَّى إِذَا ظَنَّ أَنَّهُ قَدْ أَرْوَى بَشَرَتَهُ، أَفَاضَ عَلَيْهِ الْمَاءَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ غَسَلَ سَائِرَ جَسَدِهِ». (بخارى:272)
ترجمه: «عایشه (رض) میفرماید: هرگاه، رسول الله (ص) غسل جنابت مینمود، نخست دستهایش را میشست. سپس، مانند وضوی نماز، وضو میساخت. بعد از آن، غسل مینمود. آنگاه با دستهایش، موهای سرش را خلال میكرد تا مطمئن شود كه پوست سرش كاملاً خیس شده است. و در پایان، سه بار بر بدنش، آب میریخت و تمام آن را میشست».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
193- «عَنْ عَائِشَةَ (رض) قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا اغْتَسَلَ مِنَ الْجَنَابَةِ، غَسَلَ يَدَيْهِ، وَتَوَضَّأَ وُضُوءَهُ لِلصَّلاةِ، ثُمَّ اغْتَسَلَ، ثُمَّ يُخَلِّلُ بِيَدِهِ شَعَرَهُ حَتَّى إِذَا ظَنَّ أَنَّهُ قَدْ أَرْوَى بَشَرَتَهُ، أَفَاضَ عَلَيْهِ الْمَاءَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ غَسَلَ سَائِرَ جَسَدِهِ». (بخارى:272)
ترجمه: «عایشه (رض) میفرماید: هرگاه، رسول الله (ص) غسل جنابت مینمود، نخست دستهایش را میشست. سپس، مانند وضوی نماز، وضو میساخت. بعد از آن، غسل مینمود. آنگاه با دستهایش، موهای سرش را خلال میكرد تا مطمئن شود كه پوست سرش كاملاً خیس شده است. و در پایان، سه بار بر بدنش، آب میریخت و تمام آن را میشست».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (6): نگاه كردن به سوي آسمان، در نماز
425- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَرْفَعُونَ أَبْصَارَهُمْ إِلَى السَّمَاءِ فِي صَلاتِهِمْ»؟ فَاشْتَدَّ قَوْلُهُ فِي ذَلِكَ، حَتَّى قَالَ: «لَيَنْتَهُنَّ عَنْ ذَلِكَ، أَوْ لَتُخْطَفَنَّ أَبْصَارُهُمْ»». (بخارى:750)
ترجمه: «انس ابن مالک (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «چرا بعضی از مردم، در نماز، به طرف آسمان، نگاه میكنند»؟ و در این باره، سخنان شدیدی بر زبان آورد تا جائیكه فرمود: «یا از این كار خود، باز میآیند یا بیناییشان، ربوده میشود»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
425- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَرْفَعُونَ أَبْصَارَهُمْ إِلَى السَّمَاءِ فِي صَلاتِهِمْ»؟ فَاشْتَدَّ قَوْلُهُ فِي ذَلِكَ، حَتَّى قَالَ: «لَيَنْتَهُنَّ عَنْ ذَلِكَ، أَوْ لَتُخْطَفَنَّ أَبْصَارُهُمْ»». (بخارى:750)
ترجمه: «انس ابن مالک (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «چرا بعضی از مردم، در نماز، به طرف آسمان، نگاه میكنند»؟ و در این باره، سخنان شدیدی بر زبان آورد تا جائیكه فرمود: «یا از این كار خود، باز میآیند یا بیناییشان، ربوده میشود»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (4): خواندن حديث بر عالم و محدث
57- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قال: بَيْنَمَا نَحْنُ جُلُوسٌ مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي الْمَسْجِدِ دَخَلَ رَجُلٌ عَلَى جَمَلٍ، فَأَنَاخَهُ فِي الْمَسْجِدِ، ثُمَّ عَقَلَهُ، ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: أَيُّكُمْ مُحَمَّدٌ؟ وَالنَّبِيُّ (ص) مُتَّكِئٌ بَيْنَ ظَهْرَانَيْهِمْ، فَقُلْنَا: هَذَا الرَّجُلُ الأَبْيَضُ الْمُتَّكِئُ، فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: يَا ابْنَ عَبْدِالْمُطَّلِبِ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (ص): «قَدْ أَجَبْتُكَ» فَقَالَ: إِنِّي سَائِلُكَ فَمُشَدِّدٌ عَلَيْكَ فِي الْمَسْأَلَةِ، فَلا تَجِدْ عَلَيَّ فِي نَفْسِكَ، فَقَالَ: «سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ». فَقَالَ: أَسْأَلُكَ بِرَبِّكَ وَرَبِّ مَنْ قَبْلَكَ آللَّهُ أَرْسَلَكَ إِلَى النَّاسِ كُلِّهِمْ؟ فَقَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ نُصَلِّيَ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي الْيَوْمِ وَاللَّيْلَةِ؟ قَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ نَصُومَ هَذَا الشَّهْرَ مِنَ السَّنَةِ؟ قَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ تَأْخُذَ هَذِهِ الصَّدَقَةَ مِنْ أَغْنِيَائِنَا فَتَقْسِمَهَا عَلَى فُقَرَائِنَا؟ فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «اللَّهُمَّ نَعَمْ». فَقَالَ الرَّجُلُ: آمَنْتُ بِمَا جِئْتَ بِهِ، وَأَنَا رَسُولُ مَنْ وَرَائِي مِنْ قَوْمِي، وَأَنَا ضِمَامُ بْنُ ثَعْلَبَةَ، أَخُو بَنِي سَعْدِ بْنِ بَكْرٍ». (بخارى:63)
ترجمه: «انس بن مالک (رض) میگوید: روزی، خدمت رسول اكرم (ص) در مسجد نشسته بودیم. شتر سواری از راه رسید و شترش را در مسجد، خوابانید و پاهایش را بست و از حاضرین پرسید: كدام یک از شما محمد است؟ رسول الله (ص) در جمع صحابه (رض) تكیه زده و نشسته بود. حاضرین گفتند: او كه تكیه زده است، محمد (ص) است. آن شخص تازه وارد، گفت: ای فرزند عبدالمطلب! رسول الله (ص) فرمود: « بگو چه میخواهی»؟ گفت: من چند سؤال دارم و در آنها سختگیری بخرج میدهم ولی شما به دل نگیرید. رسول الله (ص) فرمود: «هر چه دلت میخواهد، سؤال كن». آن شخص، گفت: تو را به پروردگارت و پروردگار كسانی كه قبل از تو بودهاند، سوگند میدهم، آیا خداوند تو را برای هدایت تمام مردم فرستاده است؟ رسول الله (ص) فرمود: «به خدا سوگند، چنین است». آن شخص گفت: تو را به خدا سوگند، آیا خداوند به تو امر فرموده كه ما، روزانه پنج بار نماز بخوانیم؟ رسول الله (ص) فرمود: «به خدا سوگند، چنین است». آن شخص گفت: تو را به خدا سوگند، آیا خدا به تو دستور داده كه ما ماه رمضان را روزه بگیریم؟ رسول الله (ص) فرمود: «آری، به خدا سوگند». باز پرسید: تو را به خدا سوگند، آیا الله دستور داده است كه از اغنیای ما زكات بگیری و آن را بین فُقرای ما تقسیم كنی؟ رسول الله (ص) فرمود: «آری». آن شخص گفت: به تمام احكامی كه شما آوردهای، ایمان آوردم. قبیلهام مرا فرستاده است. نام من، ضمام بن ثعلبه است و از قبیله بنی سعد بن بكر هستم».
58- «عَن ابْنِ عَبَّاسٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) بَعَثَ بِكِتَابِهِ رَجُلاً، وَأَمَرَهُ أَنْ يَدْفَعَهُ إِلَى عَظِيمِ الْبَحْرَيْنِ، فَدَفَعَهُ عَظِيمُ الْبَحْرَيْنِ إِلَى كِسْرَى، فَلَمَّا قَرَأَهُ مَزَّقَهُ، قَالَ: فَدَعَا عَلَيْهِمْ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ يُمَزَّقُوا كُلَّ مُمَزَّقٍ». (بخارى:64)
ترجمه: «از عبدالله بن عباس (رض) روایت است كه رسول الله (ص) نامهاش را توسط شخصی به امیر بحرین فرستاد تا وی آن را به كسری (شاه ایران) برساند. وقتی كسری نامه را خواند، آن را پاره كرد. راوی میگوید: رسول الله آنها را نفرین كرد و دعا كرد تا مملكت آنها تكه پاره شود».
59- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: كَتَبَ النَّبِيُّ (ص) كِتَابًا أَوْ أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ فَقِيلَ لَهُ إِنَّهُمْ لا يَقْرَءُونَ كِتَابًا إِلا مَخْتُومًا، فَاتَّخَذَ خَاتَمًا مِنْ فِضَّةٍ، نَقْشُهُ: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى بَيَاضِهِ فِي يَدِهِ». (بخارى:65)
ترجمه: «از انس بن مالک (رض) روایت است كه نبی اكرم (ص) نامهای نوشت یا میخواست نامهای بنویسد. به حضرتش اطلاع دادند كه آنها (اهل فارس) نامه بدون مهر را نمیخوانند. پس آنحضرت برای خود انگشتری از نقره ساخت كه جمله (محمد رسول الله) بر روی آن حک شده بود. انس میگوید: گویا هم اكنون سفیدی و درخ
57- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قال: بَيْنَمَا نَحْنُ جُلُوسٌ مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي الْمَسْجِدِ دَخَلَ رَجُلٌ عَلَى جَمَلٍ، فَأَنَاخَهُ فِي الْمَسْجِدِ، ثُمَّ عَقَلَهُ، ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: أَيُّكُمْ مُحَمَّدٌ؟ وَالنَّبِيُّ (ص) مُتَّكِئٌ بَيْنَ ظَهْرَانَيْهِمْ، فَقُلْنَا: هَذَا الرَّجُلُ الأَبْيَضُ الْمُتَّكِئُ، فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: يَا ابْنَ عَبْدِالْمُطَّلِبِ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (ص): «قَدْ أَجَبْتُكَ» فَقَالَ: إِنِّي سَائِلُكَ فَمُشَدِّدٌ عَلَيْكَ فِي الْمَسْأَلَةِ، فَلا تَجِدْ عَلَيَّ فِي نَفْسِكَ، فَقَالَ: «سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ». فَقَالَ: أَسْأَلُكَ بِرَبِّكَ وَرَبِّ مَنْ قَبْلَكَ آللَّهُ أَرْسَلَكَ إِلَى النَّاسِ كُلِّهِمْ؟ فَقَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ نُصَلِّيَ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي الْيَوْمِ وَاللَّيْلَةِ؟ قَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ نَصُومَ هَذَا الشَّهْرَ مِنَ السَّنَةِ؟ قَالَ: «اللَّهُمَّ نَعَمْ». قَالَ: أَنْشُدُكَ بِاللَّهِ، آللَّهُ أَمَرَكَ أَنْ تَأْخُذَ هَذِهِ الصَّدَقَةَ مِنْ أَغْنِيَائِنَا فَتَقْسِمَهَا عَلَى فُقَرَائِنَا؟ فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «اللَّهُمَّ نَعَمْ». فَقَالَ الرَّجُلُ: آمَنْتُ بِمَا جِئْتَ بِهِ، وَأَنَا رَسُولُ مَنْ وَرَائِي مِنْ قَوْمِي، وَأَنَا ضِمَامُ بْنُ ثَعْلَبَةَ، أَخُو بَنِي سَعْدِ بْنِ بَكْرٍ». (بخارى:63)
ترجمه: «انس بن مالک (رض) میگوید: روزی، خدمت رسول اكرم (ص) در مسجد نشسته بودیم. شتر سواری از راه رسید و شترش را در مسجد، خوابانید و پاهایش را بست و از حاضرین پرسید: كدام یک از شما محمد است؟ رسول الله (ص) در جمع صحابه (رض) تكیه زده و نشسته بود. حاضرین گفتند: او كه تكیه زده است، محمد (ص) است. آن شخص تازه وارد، گفت: ای فرزند عبدالمطلب! رسول الله (ص) فرمود: « بگو چه میخواهی»؟ گفت: من چند سؤال دارم و در آنها سختگیری بخرج میدهم ولی شما به دل نگیرید. رسول الله (ص) فرمود: «هر چه دلت میخواهد، سؤال كن». آن شخص، گفت: تو را به پروردگارت و پروردگار كسانی كه قبل از تو بودهاند، سوگند میدهم، آیا خداوند تو را برای هدایت تمام مردم فرستاده است؟ رسول الله (ص) فرمود: «به خدا سوگند، چنین است». آن شخص گفت: تو را به خدا سوگند، آیا خداوند به تو امر فرموده كه ما، روزانه پنج بار نماز بخوانیم؟ رسول الله (ص) فرمود: «به خدا سوگند، چنین است». آن شخص گفت: تو را به خدا سوگند، آیا خدا به تو دستور داده كه ما ماه رمضان را روزه بگیریم؟ رسول الله (ص) فرمود: «آری، به خدا سوگند». باز پرسید: تو را به خدا سوگند، آیا الله دستور داده است كه از اغنیای ما زكات بگیری و آن را بین فُقرای ما تقسیم كنی؟ رسول الله (ص) فرمود: «آری». آن شخص گفت: به تمام احكامی كه شما آوردهای، ایمان آوردم. قبیلهام مرا فرستاده است. نام من، ضمام بن ثعلبه است و از قبیله بنی سعد بن بكر هستم».
58- «عَن ابْنِ عَبَّاسٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) بَعَثَ بِكِتَابِهِ رَجُلاً، وَأَمَرَهُ أَنْ يَدْفَعَهُ إِلَى عَظِيمِ الْبَحْرَيْنِ، فَدَفَعَهُ عَظِيمُ الْبَحْرَيْنِ إِلَى كِسْرَى، فَلَمَّا قَرَأَهُ مَزَّقَهُ، قَالَ: فَدَعَا عَلَيْهِمْ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَنْ يُمَزَّقُوا كُلَّ مُمَزَّقٍ». (بخارى:64)
ترجمه: «از عبدالله بن عباس (رض) روایت است كه رسول الله (ص) نامهاش را توسط شخصی به امیر بحرین فرستاد تا وی آن را به كسری (شاه ایران) برساند. وقتی كسری نامه را خواند، آن را پاره كرد. راوی میگوید: رسول الله آنها را نفرین كرد و دعا كرد تا مملكت آنها تكه پاره شود».
59- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) قَالَ: كَتَبَ النَّبِيُّ (ص) كِتَابًا أَوْ أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ فَقِيلَ لَهُ إِنَّهُمْ لا يَقْرَءُونَ كِتَابًا إِلا مَخْتُومًا، فَاتَّخَذَ خَاتَمًا مِنْ فِضَّةٍ، نَقْشُهُ: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى بَيَاضِهِ فِي يَدِهِ». (بخارى:65)
ترجمه: «از انس بن مالک (رض) روایت است كه نبی اكرم (ص) نامهای نوشت یا میخواست نامهای بنویسد. به حضرتش اطلاع دادند كه آنها (اهل فارس) نامه بدون مهر را نمیخوانند. پس آنحضرت برای خود انگشتری از نقره ساخت كه جمله (محمد رسول الله) بر روی آن حک شده بود. انس میگوید: گویا هم اكنون سفیدی و درخ
شندگی آن انگشتر را در دست (مبارک) رسول خدا (ص) مشاهده مینمایم».
60- «عَنْ أَبِي وَاقِدٍ اللَّيْثِيِّ (رض):أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) بَيْنَمَا هُوَ جَالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ وَالنَّاسُ مَعَهُ إِذْ أَقْبَلَ ثَلاثَةُ نَفَرٍ، فَأَقْبَلَ اثْنَانِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَذَهَبَ وَاحِدٌ، قَالَ: فَوَقَفَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص)،فَأَمَّا أَحَدُهُمَا فَرَأَى فُرْجَةً فِي الْحَلْقَةِ فَجَلَسَ فِيهَا، وَأَمَّا الْآخَرُ فَجَلَسَ خَلْفَهُمْ، وَأَمَّا الثَّالِثُ فَأَدْبَرَ ذَاهِبًا، فَلَمَّا فَرَغَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) قَالَ: «أَلا أُخْبِرُكُمْ عَنِ النَّفَرِ الثَّلاثَةِ أَمَّا أَحَدُهُمْ فَأَوَى إِلَى اللَّهِ، فَآوَاهُ اللَّهُ وَأَمَّا الآخَرُ فَاسْتَحْيَا، فَاسْتَحْيَا اللَّهُ مِنْهُ، وَأَمَّا الآخَرُ فَأَعْرَضَ، فَأَعْرَضَ اللَّهُ عَنْهُ»». (بخارى:66)
ترجمه: «از ابو واقد لیثی (رض) روایت است كه: روزی، رسول الله (ص) با جمعی از صحابه در مسجد نشسته و (مشغول وعظ و ارشاد بود) كه سه نفر، وارد مسجد شدند. دو نفر توقف كردند و سومی برگشت. راوی میگوید: یكی از آن دو، جایی برای خود پیدا كرد و نشست. دومی پشت سر جمع، نشست. رسول الله پس از اتمام وعظ، فرمود: «آیا میخواهید شما را در مورد این سه نفر، آگاه سازم؟ یكی از آنان، بخاطر رضای خدا آمده بود. خداوند او را جای داد. دومی شرم كرد، خداوند را نیز از از آن بنده، شرم آمد (او را بخشید). سومی رو گردانی كرد، خداوند نیز از او اعراض نمود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
60- «عَنْ أَبِي وَاقِدٍ اللَّيْثِيِّ (رض):أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) بَيْنَمَا هُوَ جَالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ وَالنَّاسُ مَعَهُ إِذْ أَقْبَلَ ثَلاثَةُ نَفَرٍ، فَأَقْبَلَ اثْنَانِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَذَهَبَ وَاحِدٌ، قَالَ: فَوَقَفَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص)،فَأَمَّا أَحَدُهُمَا فَرَأَى فُرْجَةً فِي الْحَلْقَةِ فَجَلَسَ فِيهَا، وَأَمَّا الْآخَرُ فَجَلَسَ خَلْفَهُمْ، وَأَمَّا الثَّالِثُ فَأَدْبَرَ ذَاهِبًا، فَلَمَّا فَرَغَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) قَالَ: «أَلا أُخْبِرُكُمْ عَنِ النَّفَرِ الثَّلاثَةِ أَمَّا أَحَدُهُمْ فَأَوَى إِلَى اللَّهِ، فَآوَاهُ اللَّهُ وَأَمَّا الآخَرُ فَاسْتَحْيَا، فَاسْتَحْيَا اللَّهُ مِنْهُ، وَأَمَّا الآخَرُ فَأَعْرَضَ، فَأَعْرَضَ اللَّهُ عَنْهُ»». (بخارى:66)
ترجمه: «از ابو واقد لیثی (رض) روایت است كه: روزی، رسول الله (ص) با جمعی از صحابه در مسجد نشسته و (مشغول وعظ و ارشاد بود) كه سه نفر، وارد مسجد شدند. دو نفر توقف كردند و سومی برگشت. راوی میگوید: یكی از آن دو، جایی برای خود پیدا كرد و نشست. دومی پشت سر جمع، نشست. رسول الله پس از اتمام وعظ، فرمود: «آیا میخواهید شما را در مورد این سه نفر، آگاه سازم؟ یكی از آنان، بخاطر رضای خدا آمده بود. خداوند او را جای داد. دومی شرم كرد، خداوند را نیز از از آن بنده، شرم آمد (او را بخشید). سومی رو گردانی كرد، خداوند نیز از او اعراض نمود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (5): پيامبر (ص) میفرمايد: چه بسا كسي كه تبليغ به او ميرسد از خود مبلِّغ، فهميدهتر باشد
61- «عْن أَبِي بَكْرَةَ (رض) قال: قَعَدَ النَّبِيَّ (ص) عَلَى بَعِيرِهِ وَأَمْسَكَ إِنْسَانٌ بِخِطَامِهِ ـ أَوْ: بِزِمَامِهِ ـ قَالَ: «أَيُّ يَوْمٍ هَذَا»؟ فَسَكَتْنَا حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُسَمِّيهِ سِوَى اسْمِهِ. قَالَ: «أَلَيْسَ يَوْمَ النَّحْرِ»؟ قُلْنَا بَلَى. قَالَ: «فَأَيُّ شَهْرٍ هَذَا»؟ فَسَكَتْنَا حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُسَمِّيهِ بِغَيْرِ اسْمِهِ. فَقَالَ: «أَلَيْسَ بِذِي الْحِجَّةِ»؟ قُلْنَا: «بَلَى». قَالَ: «فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ بَيْنَكُمْ حَرَامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا، فِي شَهْرِكُمْ هَذَا، فِي بَلَدِكُمْ هَذَا، لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ فَإِنَّ الشَّاهِدَ عَسَى أَنْ يُبَلِّغَ مَنْ هُوَ أَوْعَى لَهُ مِنْهُ»». (بخارى:67)
ترجمه: «ابوبكره (رض) میگوید: روزی، رسول الله (ص) سوار شتر بود و شخصی مهار آن را در دست داشت. رسول الله (ص) خطاب به صحابه، فرمود: «امروز، چه روزی است»؟ راوی میگوید: همه ما سكوت نموده، تصور كردیم كه رسول الله (ص)، نام دیگری سوای این نام، برایش در نظر دارد. آنحضرت (ص) فرمود: «آیا امروز، روز قربانی نیست»؟ گفتیم: آری. بعد فرمود: «این كدام ماه است»؟ همه سكوت كردیم و تصور نمودیم ممكن است رسول الله (ص) اسم دیگری برای این ماه، تعیین كند. بعد فرمود: «آیا این ماه، ذوالحجه نیست»؟ گفتیم: آری. بعد رسول الله (ص) فرمود: «همانا مال و جان شما، مانند این روز و این ماه و این سرزمین، محترم هستند و كسی حق ندارد كه به ناحق، حرمت مال و جان برادر مسلمان خود را پایمال كند. هر یک از شما حاضرین، این احكام را به كسانی كه حضور ندارند، برساند. چه بسا فرد غایب از شخص حاضر، مطلب را بهتر دریابد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
61- «عْن أَبِي بَكْرَةَ (رض) قال: قَعَدَ النَّبِيَّ (ص) عَلَى بَعِيرِهِ وَأَمْسَكَ إِنْسَانٌ بِخِطَامِهِ ـ أَوْ: بِزِمَامِهِ ـ قَالَ: «أَيُّ يَوْمٍ هَذَا»؟ فَسَكَتْنَا حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُسَمِّيهِ سِوَى اسْمِهِ. قَالَ: «أَلَيْسَ يَوْمَ النَّحْرِ»؟ قُلْنَا بَلَى. قَالَ: «فَأَيُّ شَهْرٍ هَذَا»؟ فَسَكَتْنَا حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُسَمِّيهِ بِغَيْرِ اسْمِهِ. فَقَالَ: «أَلَيْسَ بِذِي الْحِجَّةِ»؟ قُلْنَا: «بَلَى». قَالَ: «فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ بَيْنَكُمْ حَرَامٌ كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا، فِي شَهْرِكُمْ هَذَا، فِي بَلَدِكُمْ هَذَا، لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ فَإِنَّ الشَّاهِدَ عَسَى أَنْ يُبَلِّغَ مَنْ هُوَ أَوْعَى لَهُ مِنْهُ»». (بخارى:67)
ترجمه: «ابوبكره (رض) میگوید: روزی، رسول الله (ص) سوار شتر بود و شخصی مهار آن را در دست داشت. رسول الله (ص) خطاب به صحابه، فرمود: «امروز، چه روزی است»؟ راوی میگوید: همه ما سكوت نموده، تصور كردیم كه رسول الله (ص)، نام دیگری سوای این نام، برایش در نظر دارد. آنحضرت (ص) فرمود: «آیا امروز، روز قربانی نیست»؟ گفتیم: آری. بعد فرمود: «این كدام ماه است»؟ همه سكوت كردیم و تصور نمودیم ممكن است رسول الله (ص) اسم دیگری برای این ماه، تعیین كند. بعد فرمود: «آیا این ماه، ذوالحجه نیست»؟ گفتیم: آری. بعد رسول الله (ص) فرمود: «همانا مال و جان شما، مانند این روز و این ماه و این سرزمین، محترم هستند و كسی حق ندارد كه به ناحق، حرمت مال و جان برادر مسلمان خود را پایمال كند. هر یک از شما حاضرین، این احكام را به كسانی كه حضور ندارند، برساند. چه بسا فرد غایب از شخص حاضر، مطلب را بهتر دریابد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1781- «عَنْ أبي هُريْرةَ رضی الله عنه قَال: قَال رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم : «إنَّ اللَّه تَعَالى يَرضي لَكُمْ ثلاثا، وَيَكْرَه لَكُمْ ثَلاثا: فَيَرضي لَكُمْ أنْ تَعْبُدوه، وَلا تُشركُوا بِهِ شَيْئا، وَأنْ تَعْتَصِموا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا، ويَكْرهُ لَكُم: قِيلَ وَقَال، وَكَثْرَةَ السُّؤال، وإضَاعَةَ المَالِ»» رواه مسلم، وتقدَّم شرحه.
1781- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: خداوند سه چیز را برای شما پسندیده و سه چیز را برای شما زشت داشته است. برای شما میپسندد که او را پرستیده و به وی چیزی را شریک نگردانیده و همه به ریسمان خدا چنگ زده و پراکنده نشوید و برای شما گفتگوی بسیار و زیاد سؤال نمودن و ضایع کردن مال را زشت میدارد». شرحش قبلا گذشت.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1781- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: خداوند سه چیز را برای شما پسندیده و سه چیز را برای شما زشت داشته است. برای شما میپسندد که او را پرستیده و به وی چیزی را شریک نگردانیده و همه به ریسمان خدا چنگ زده و پراکنده نشوید و برای شما گفتگوی بسیار و زیاد سؤال نمودن و ضایع کردن مال را زشت میدارد». شرحش قبلا گذشت.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1782- «وَعَنْ وَرَّادٍ كَاتِبِ المُغِيرَةِ بن شُعْبَة قال: أمْلَى عَلَيَّ المُغِيرَةُ بنُ شُعبةَ في كتاب إلى مُعَاويَةَ رضی الله عنه ، أنَّ النبيِّ صلی الله علیه وسلم كَانَ يَقُول في دبُرِ كُلِّ صَلاةٍ مَكْتُوبَة: «لاَ إلَهَ إلاَّ اللَّه وَحدَهُ لاَ شَرِيكَ لَه، لَهُ المُلْكُ وَله الْحَمْد وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِير، اللَّهُمَّ لاَ مانِعَ لِمَا أعْطَيْت، وَلاَ مُعْطِيَ لِمَا مَنَعْت، وَلاَ ينْفَعُ ذَا الجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ» وَكَتَبَ إلَيْهِ أنَّهُ «كَانَ يَنْهَى عَنْ قِيل وقَال، وإضَاعَةِ المَال، وَكَثْرةِ السُّؤَال، وَكَانَ يَنْهَى عَنْ عُقُوقِ الأمهَّاتِ، ووأْدِ الْبَنَاتِ، وَمَنْعٍ وهَاتِ»» متفقٌ عَلَيْه، وسبق شرحه.
1782- «از ورّاد کاتب مغیره روایت شده که گفت:
مغیره بن شعبه در نوشتهء برای معاویه رضی الله عنه بر من املاء نمود که پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از هر نماز مفروضه میگفت: لا اله الا الله وحده لا شریک... و به وی نوشت که وی صلی الله علیه وسلم از بگومگو و ضایع ساختن مال و زیاد سؤال کردن منع مینمود و هم از نافرمانی مادران و بگور کردن دختران و منع کردن حق و طلب کردن بدون حق منع میفرمود».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1782- «از ورّاد کاتب مغیره روایت شده که گفت:
مغیره بن شعبه در نوشتهء برای معاویه رضی الله عنه بر من املاء نمود که پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از هر نماز مفروضه میگفت: لا اله الا الله وحده لا شریک... و به وی نوشت که وی صلی الله علیه وسلم از بگومگو و ضایع ساختن مال و زیاد سؤال کردن منع مینمود و هم از نافرمانی مادران و بگور کردن دختران و منع کردن حق و طلب کردن بدون حق منع میفرمود».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1688- «عنِ ابْنِ عُمَر رضی الله عنه : قَالَ سمِعْتُ رسُولَ اللَّه صلی الله علیه وسلم يَقُول: «من اقْتَنى كَلْباً إلا كَلْب صَيْدٍ أوْ مَاشِيةٍ فإنَّهُ يَنْقُصُ مِنْ أجْرِهِ كُلَّ يوْمٍ قِيراطَانِ»» متفقٌ علیه.
وفي رواية: «قِيرَاطٌ».
1688- «از ابن عمر رضی الله عنه روایت شده که:
از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: آنکه سگی را جز سگ شکار یا سگ گله نگهدارد، روزانه دو پیمانهء بزرگ از مزدش کم میشود.
و در روایتی یک پیمانه آمده است».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
وفي رواية: «قِيرَاطٌ».
1688- «از ابن عمر رضی الله عنه روایت شده که:
از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: آنکه سگی را جز سگ شکار یا سگ گله نگهدارد، روزانه دو پیمانهء بزرگ از مزدش کم میشود.
و در روایتی یک پیمانه آمده است».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1679- «وعَنْ عَائِشَةَ رضی الله عنه قَالَت: قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم مِنْ سَفَرٍ وَقَدْ سَتَرْتُ سَهْوَةً لي بِقِرَامٍ فيهِ تماثيل، فَلَمَّا رَآهُ رسُولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم تَلوَّنَ وجْهُه وقَال: يا عَائِشَةُ أشدُّ الناسِ عَذاباً عِنْدَ اللَّه يَوْم الْقِيامةِ الَّذِينَ يُضَاهُون بخَلْقِ اللَّه،» قَالَت: فَقَطَعْنَاه، فَجَعَلنا مِنْهُ وِسادةً أوْ وِسادَتَيْن». متفقٌ علیه.
1679- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم از سفری آمدند، در حالیکه دالان خانهام را به پردهای پوشانده بودم که در آن عکسهای (جانداری بود) و چون رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را دید، چهرهاش دگرگون شد و فرمود: ای عائشه رضی الله عنه سختترین مردم از روی عذاب آنانی هستند که به آفرینش و خلقت خدا شبیه میسازند. گفت: سپس آن را بریده و از آن یک یا دو بالش ساختیم».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1679- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم از سفری آمدند، در حالیکه دالان خانهام را به پردهای پوشانده بودم که در آن عکسهای (جانداری بود) و چون رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را دید، چهرهاش دگرگون شد و فرمود: ای عائشه رضی الله عنه سختترین مردم از روی عذاب آنانی هستند که به آفرینش و خلقت خدا شبیه میسازند. گفت: سپس آن را بریده و از آن یک یا دو بالش ساختیم».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (12): حكم عرق فرد جنب و اينكه مؤمن نجس نميشود
198- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) لَقِيَهُ فِي بَعْضِ طَرِيقِ الْمَدِينَةِ وَهُوَ جُنُبٌ، قال: فَانْخَنَسْتُ مِنْهُ، فَذَهَبتُ فَاغْتَسَلْتُ، ثُمَّ جِئتُ، فَقَالَ: «أَيْنَ كُنْتَ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ»؟ قَالَ: كُنْتُ جُنُبًا فَكَرِهْتُ أَنْ أُجَالِسَكَ وَأَنَا عَلَى غَيْرِ طَهَارَةٍ، فَقَالَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ إِنَّ الْمُسْلِمَ لا يَنْجُسُ»». (بخارى:283)
ترجمه: «ابو هریره (رض) میگوید: نبی اكرم (ص) در یكی از كوچههای مدینه، مرا دید. چون جُنب بودم، خود را عقب كشیدم و از چشم رسول الله (ص) پنهان كردم. و پس از غسل، خدمت رسول خدا (ص) رسیدم. آنحضرت (ص) فرمود: « ابوهریره! كجا بودی»؟ عرض كردم: بعلت جنابت وعدم طهارت، مجالست با شما را مناسب ندانستم. رسول الله (ص) فرمود: « سبحان الله! مؤمن كه نجس نمیشود»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
198- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) لَقِيَهُ فِي بَعْضِ طَرِيقِ الْمَدِينَةِ وَهُوَ جُنُبٌ، قال: فَانْخَنَسْتُ مِنْهُ، فَذَهَبتُ فَاغْتَسَلْتُ، ثُمَّ جِئتُ، فَقَالَ: «أَيْنَ كُنْتَ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ»؟ قَالَ: كُنْتُ جُنُبًا فَكَرِهْتُ أَنْ أُجَالِسَكَ وَأَنَا عَلَى غَيْرِ طَهَارَةٍ، فَقَالَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ إِنَّ الْمُسْلِمَ لا يَنْجُسُ»». (بخارى:283)
ترجمه: «ابو هریره (رض) میگوید: نبی اكرم (ص) در یكی از كوچههای مدینه، مرا دید. چون جُنب بودم، خود را عقب كشیدم و از چشم رسول الله (ص) پنهان كردم. و پس از غسل، خدمت رسول خدا (ص) رسیدم. آنحضرت (ص) فرمود: « ابوهریره! كجا بودی»؟ عرض كردم: بعلت جنابت وعدم طهارت، مجالست با شما را مناسب ندانستم. رسول الله (ص) فرمود: « سبحان الله! مؤمن كه نجس نمیشود»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (11): هنگام غسل، بايد خود را از چشم مردم دور داشت
197- «عَنْ أُمِّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبِي طَالِبٍ (رض) قَالَتْ: ذَهَبْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَامَ الْفَتْحِ، فَوَجَدْتُهُ يَغْتَسِلُ وَفَاطِمَةُ تَسْتُرُهُ، فَقَالَ: «مَنْ هَذِهِ»؟ فَقُلْتُ: أَنَا أُمُّ هَانِئٍ». (بخارى:280)
ترجمه: «امهانی؛ دختر ابو طالب (رض)؛ میگوید: سال فتح مكه، نزد رسول الله (ص) رفتم. ایشان در آن لحظه استحمام میكرد و فاطمه (رض) او را در پوشش نگه داشته بود. رسول الله (ص) فرمود: «این زن كیست»؟ گفتم: ام هانی هستم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
197- «عَنْ أُمِّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبِي طَالِبٍ (رض) قَالَتْ: ذَهَبْتُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) عَامَ الْفَتْحِ، فَوَجَدْتُهُ يَغْتَسِلُ وَفَاطِمَةُ تَسْتُرُهُ، فَقَالَ: «مَنْ هَذِهِ»؟ فَقُلْتُ: أَنَا أُمُّ هَانِئٍ». (بخارى:280)
ترجمه: «امهانی؛ دختر ابو طالب (رض)؛ میگوید: سال فتح مكه، نزد رسول الله (ص) رفتم. ایشان در آن لحظه استحمام میكرد و فاطمه (رض) او را در پوشش نگه داشته بود. رسول الله (ص) فرمود: «این زن كیست»؟ گفتم: ام هانی هستم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS