احادیث و سنت نبوی ﷺ
534 subscribers
821 photos
24 videos
1 link
Download Telegram
از ابوسعید رافع بن معلی رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من گفت: «أَلاَ أُعَلِّمُكَ أَعْظَمَ سُورَةٍ في القُرْآن قَبْلَ أنْ تَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِد؟»: «آيا پيش از آن که مسجد را ترک کنی، بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو بياموزم؟» سپس دستم را گرفت؛ هنگامی که می خواستيم از مسجد بيرون برويم، عرض کردم: یا رسول الله، شما فرموديد: بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو می آموزم؟ فرمود: «الحَمْدُ للهِ رَبِّ العَالَمِينَ، هِيَ السَّبْعُ المَثَانِي وَالقُرْآنُ العَظِيمُ الَّذِي أُوتِيتُهُ»: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ - يعنی همان سوره ی «فاتحه» - که دارای هفت آيه می باشد و در هر رکعت نماز تکرار می شود [و شاملِ دو بخش ستايش و دعا می باشد] و همان قرآنِ بزرگی است که به من داده شده است». [صحیح است] [به روایت بخاری]

------

از ابوسعید رافع بن معلی رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمودند: «ألا»؛ این کلمه برای آن ذکر می شود تا مخاطب را متوجه عبارت پس از آن نماید.
"آيا پيش از آن که مسجد را ترک کنی، بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو بياموزم؟" رسول الله صلی الله علیه وسلم پیش از تعلیم این سوره به این صحابی، این عبارت را ذکر می کند تا ذهن او را برای پذیرش چیزی که می خواهد بگوید، بیشتر و بهتر آماده نماید.
"رسول الله صلی الله علیه وسلم دستم را گرفت" یعنی بعد از آنکه آن عبارت را فرمود دستم را گرفت و به راه افتادیم.
"هنگامی که می خواستيم از مسجد بيرون برويم، گفتم: یا رسول الله، شما فرموديد: بزرگ ترين سوره ی قرآن را به تو می آموزم؟" فرمود: «الحمد للّه ربّ العالمين" یعنی: سوره ی فاتحه؛ این سوره بزرگترین سوره است، زیرا تمامی مقاصد و اهداف قرآن کریم در آن گرد آمده است، به همین دلیل است که به آن ام القرآن می گویند. سپس به وجه تمایز این سوره با سوره های دیگر اشاره می کند؛ همان ویژگی که این سوره را به بزرگترین سوره ی قرآن تبدیل نموده است؛ آنجا که می فرماید: "هي السبع المثاني" یعنی: مسمی به السبع المثانی است. «مثانی» جمع «مثناة» و از ریشه «تثنیه» است، زیرا در هر رکعت از نماز تکرار می شود، یا از این جهت چنین نامیده شده که همراه با یک سوره دیگر خوانده می شود. یا چنین نامیده شده چون مشتمل بر دو قسم است: ثنا (ستایش) و دعا. یا دلیل آن این است که هم از فصاحت برخوردار است و هم از بلاغت معانی. یا اینکه پیوسته و با مرور زمان تکرار می شود و تدریس می شود و کهنه نمی شود. یا فواید آن پیوسته در حال تجدید است و انتهایی ندارد. یا جمع «مثناة» از ریشه «ثناء» می باشد چون شامل ثنا و ستایش الله متعال است. گویا الله را با نام ها و صفات نیکش ستایش می کند، یا از ریشه «الثنایا» است، زیرا الله متعال آن را به این امت اختصاص داده است و موارد دیگری که در وجه تسمیه ی آن ذکر شده است.
"والقرآن العظيم" یعنی: یکی دیگر از نام های این سوره «القرآن العظیم» است.
"که به من داده شده است"؛ و نامیده شدن آن به «قرآن العظیم» به دلیل دربرداشتن مواردی است که به موجودات دنیا و آخرت و احکام و عقاید مربوط می شود.

@THEHADIIS
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ اللهَ يَرْفَعُ بِهَذَا الكِتَابِ أقْوَاماً وَيَضَعُ بِهِ آخرِينَ»: «الله با اين کتاب (=قرآن)، برخی از مردم را بلند و گروهی ديگر را خوار و زبون می کند». [صحیح است] [به روایت مسلم]

------

از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الله با اين کتاب (قرآن)، برخی از مردم را بلند نموده و گروهی ديگر را خوار و زبون می کند»؛ یعنی: عده ای از مردم به این قرآن روی آورده و آن را تلاوت نموده و می خوانند؛ الله متعال مرتبه ی برخی از آنان را در دنیا و آخرت بلند می گرداند و برخی را توسط قرآن در دنیا و آخرت خوار و زبون می نماید. هرکس به این قرآن عمل کند و اخبار آن را تصدیق کند و اوامر آن را اجرا نماید و از نواهی آن دوری کند و به روش آن اقتدا نموده و به اخلاق قرآنی که همه اش نیکوست، آراسته شود، الله متعال در دنیا و آخرت او را بلند می دارد؛ زیرا قرآن اصل و منبع و کل علم است و الله متعال می فرماید: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» [مجادله: 11] «الله مقام [و درجاتِ] کسانی از شما را که ایمان آورده اند و کسانی را که علم داده شده اند بالا می برد»؛ و در آخرت، به وسیله ی آن، مقام اقوامی را در بهشت های پر نعمت بالا می برد. اما کسانی که توسط قرآن خوار و زبون می شوند، گروهی هستند که قرآن را به خوبی قرائت می کنند، اما از آن روی گردانده و - پناه بر الله - اخبارش را تصدیق نمی کنند و با عناد و سرکشی به احکام آن عمل نکرده و اخبار آن، از جمله بیان داستان پیامبران گذشته، روز قیامت و امثال آن را انکار می کنند و - پناه بر الله - در آن تردید نموده و بدان ایمان نمی آورند. و چه بسا قرآن را تلاوت نموده و همزمان آن را انکار نمایند. و نه اوامر آن را اجرا نموده و نه از نواهی آن اجتناب می کنند. اینها کسانی هستند که الله متعال در دنیا و آخرت ایشان را خوار و زبون می دارد. والعیاذ بالله.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید...

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «إِنَّ الشَّمْسَ لَمْ تُحْبَسْ عَلَى بَشَرٍ إِلَّا لِيُوشَعَ لَيَالِيَ سَارَ إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ»: «خورشید برای بشری جز یوشع از حرکت باز نایستاده است؛ و آن در یکی از شب هایی بوده که به سوی بیت المقدس در حرکت بوده است». [صحیح است] [به روایت احمد]

------

الله متعال حرکت خورشید را برای هیچ بشری جز یوشع بن نون متوقف نکرده است. یوشع همان جوانی است که با موسی به سوی خضر سفر نمود. و این واقعه در زمانی بوده که یوشع به سوی بیت المقدس در حرکت بوده است؛ و در روز جمعه اتفاق افتاده است؛ چون یوشع ترس آن داشت که قبل از ورود وی به بیت المقدس، خورشید غروب کند و اگر خورشید غروب می کرد روز شنبه فرامی رسید که جنگ در آن حرام بود. بنابراین به خورشید گفت: تو ماموری و من مامور هستم؛ یا الله حرکتش را متوقف کن؛ بنابراین حرکت خورشید متوقف شد تا اینکه یوشع وارد بیت المقدس شد.

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم در نماز صبحِ روز جمعه سوره های «الم تَنْزِيلُ السَّجْدَةَ» و «هَلْ أتى على الإنسَان» را قرائت می کرد. [صحیح است] [متفق علیه]

------

عادت رسول الله صلى الله عليه وسلم این بود که در نماز صبح روز جمعه، در رکعت اول بعد از فاتحه، سوره ی سجده را به طور کامل می خواند؛ و در رکعت دوم بعد از فاتحه، سوره ی انسان را به طور کامل می خواند؛ تا به این ترتیب وقایای بزرگی را یادآور شود که این دو سوره در بر دارند و برخی از آنها رخ داده و برخی در آینده رخ می دهند. مانند خلقت آدم و ذکر معاد و حشر بندگان و احوال قیامت و سایر موارد.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید.....

@THEHADIIS
از ابوامامه رضی الله عنه روایت است که به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته شد: کدامين دعا به اجابت نزديک تر است؟ فرمود: «جَوْفَ اللَّيْلِ الآخِرِ، وَدُبُرَ الصَّلَواتِ المَكْتُوباتِ»: «دعا در دلِ نيمه ی پايانيِ شب و دعا در پايان نمازهای فرض». [حسن است] [به روایت ترمذی]

------

از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسیده شد: کدامین دعا به اجابت نزدیک تر است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد دعایی که در پایان شب باشد و دعایی که در پایان نمازهای فرض باشد. مراد از «دبر الصلوات» پایان نماز و قبل از سلام دادن است. هرچند این بر خلاف چیزی است که به ذهن خطور می کند. اما اینکه الله متعال در پایان نماز ذکری را قرار داده و رسول الله صلی الله علیه وسلم بین تشهد و سلام دادن دعا می کردند، موید این دیدگاه می باشد.
پایبندی به دعا بعد از نماز فرض و همچنین نافله، سنت نیست بلکه بدعت است. چون محافظت بر این دعا، آن را در جایگاه سنت راتبه قرار می دهد، چه قبل از اذکار وارده بعد از نماز باشد یا بعد از آنها؛ اما اینکه گاها بعد از نماز فرض دعا شود اشکالی ندارد هرچند ترک آن بهتر است. چراکه الله متعال بعد از نماز چیزی جز ذکر و یاد او تشریع نکرده است چنانکه می فرماید: «فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ»: «هرگاه نماز را به پایان بردید، الله را یاد کنید». و رسول الله صلی الله علیه وسلم به دعای بعد از نماز توصیه نکرده است بلکه توصیه ی ایشان به دعای بعد از تشهد و قبل از سلام بوده است. بنابراین چنانکه این مساله منقول است، سزاوارتر به عمل هم می باشد تا نمازگزار پروردگارش را در حین مناجات با او در نماز و قبل از خارج شدن از نماز بخواند.

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يُسْتَجَابُ لأَحَدِكُمْ مَا لَمْ يَعْجَلْ، يقُولُ: قَدْ دَعْوتُ رَبِّي، فَلَمْ يسْتَجب لِي»: «دعای هريک از شما پذيرفته می شود مادامی که عجله نکند و نگويد: دعا کردم و دعايم پذيرفته نشد».
و در روایت مسلم آمده است: «لا يَزالُ يُسْتَجَابُ لِلعَبْدِ مَا لَمْ يَدْعُ بإثْمٍ، أَوْ قَطيعَةِ رحِمٍ، مَا لَمْ يَسْتَعْجِلْ»: «دعای بنده همواره پذيرفته می شود؛ مادامی که درخواستش حاويِ گناه يا قطع رابطه ی خويشاوندی نباشد و عجله نکند». پرسيدند: ای رسول خدا، عجله چيست؟ فرمود: «يَقُولُ: قَدْ دَعوْتُ، وَقَدْ دَعَوْتُ، فَلَمْ أرَ يسْتَجِيبُ لي، فَيَسْتحْسِرُ عِنْدَ ذَلِكَ وَيَدَعُ الدُّعَاءَ»: «اينکه دعاکننده می گويد: بارها دعا کردم و نديدم که دعايم پذيرفته شود؛ بدين سان مانده و رنجور می گردد و دست از دعا می کشد». [صحیح است] [متفق علیه]

------

رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که دعای بنده اجابت می شود مادامی که برای گناه و معصیت یا قطع پیوند خویشاوندی دعا نکند و برای اجابت دعایش عجله نکرده و صبور باشد؛ گفته شد: ای رسول خدا، کیفیت عجله ای که مانع اجابت دعا می شود چیست؟ فرمود: اینکه دعا کننده می گوید: دعا کردم و دعا کردم و بارها دعا کردم اما دعایم اجابت نشد؛ و به این ترتیب عجله می کند و دعا کردن را ترک می کند.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
باب (10): درباره‌ی کسی که مسئولیتی به عهده گرفت و سخت یا آسان گرفت


1208ـ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ شُمَاسَةَ قَالَ: أَتَيْتُ عَائِشَةَ أَسْأَلُهَا عَنْ شَىْءٍ، فَقَالَتْ: مِمَّنْ أَنْتَ؟ فَقُلْتُ: رَجُلٌ مِنْ أَهْلِمِصْرَ، فَقَالَتْ: كَيْفَ كَانَ صَاحِبُكُمْ لَكُمْ فِي غَزَاتِكُمْ هَذِهِ؟ فَقَالَ: مَا نَقَمْنَا مِنْهُ شَيْئًا، إِنْ كَانَ لَيَمُوتُ لِلرَّجُلِمِنَّا الْبَعِيرُ، فَيُعْطِيهِ الْبَعِيرَ، وَالْعَبْدُ، فَيُعْطِيهِ الْعَبْدَ، وَيَحْتَاجُ إِلَى النَّفَقَةِ، فَيُعْطِيهِ النَّفَقَةَ، فَقَالَتْ: أَمَاإِنَّهُ لاَ يَمْنَعُنِى الَّذِي فَعَلَ فِي مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ، أَخِى، أَنْ أُخْبِرَكَ مَا سَمِعْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ فِي بَيْتِىهَذَا: «اللَّهُمَّ مَنْ وَلِىَ مِنْ أَمْرِ أُمَّتِي شَيْئًا فَشَقَّ عَلَيْهِمْ فَاشْقُقْ عَلَيْهِ، وَمَنْ وَلِىَ مِنْ أَمْرِ أُمَّتِي شَيْئًا فَرَفَقَبِهِمْ فَارْفُقْ بِهِ». (م/1828)


ترجمه: عبدالرحمن بن شماسه می‌گوید: نزد ام المونین عایشه (رضی الله عنها) رفتم تا از او مسئله‌ای بپرسم. ام المونین عایشه (رضی الله عنها) گفت: شما کی هستید؟ گفتم: از اهل مصرم. گفت: امیر شما در این جنگ، چگونه باشما رفتار نمود؟ گفتم: ما امر ناپسندی از او مشاهده نکردیم؛ اگر شتر کسی می‌مرد، به او شتر می‌داد. و اگر برده‌ی کسی فوت می‌نمود به او برده می‌داد. و اگرکسی نیاز به نفقه داشت به او نفقه می‌داد. ام المونین عایشه (رضی الله عنها) گفت: رفتار او با برادرم؛ محمد بن ابوبکر؛ (کشتن او) باعث نمی‌شود که من حدیث رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را برای شما بیان نکنم؛ من از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیدم که درهمین خانه‌ی من می‌فرمود: «بار الها! هرکس، کاری از امتم را به عهده گرفت و سخت گیری کرد، تو بر او سخت گیری کن. و هرکس کاری از امتم را به عهده گرفت و آسانگرفت، تو بر او آسان بگیر».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (22): شنیدن و اطاعت از کسی که به کتاب الهی عمل کند


1224ـ عَنْ يَحْيَى بْنِ حُصَيْنٍ عَنْ جَدَّتِهِ أُمِّ الْحُصَيْنِ قَالَ: سَمِعْتُهَا تَقُولُ: حَجَجْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) حَجَّةَ الْوَدَاعِقَالَتْ: فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَوْلاً كَثِيرًا، ثُمَّ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «إِنْ أُمِّرَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ مُجَدَّعٌ ـ حَسِبْتُهَا قَالَتْ ـأَسْوَدُ، يَقُودُكُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ، فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِيعُوا». (م/1838)


ترجمه: یحیی بن حُصَین می‌گوید: شنیدم که مادر بزرگم ام حُصَین می‌گفت: در حجة الوداع، همراه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حج نمودم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) صحبت‌های زیادی نمود؛ در آن میانشنیدم که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرمود: «اگر برده‌ای مثله شده ـ به گمان من گفت: ـ و سیاه به عنوان امیر شما تعیین گردید و شما را با کتاب الهی، رهبری می‌نمود، ازاو حرف شنوی داشته باشید واطاعت کنید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید...

@THEHADIIS
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «تَعَاهَدُوا هَذَا القُرْآنَ، فَوَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَهُوَ أشَدُّ تَفَلُّتاً مِنَ الإبلِ فِي عُقُلِهَا»: «در حفظ اين قرآن (با مداومت بر تلاوتش) بکوشيد؛ سوگند به ذاتی که جانِ محمد در دستِ اوست، قرآن از شتری که زانويش بسته باشد، فرّارتر است (و از حافظه ی انسان می گريزد)». [صحیح است] [متفق علیه]

------

«تَعَاهَدُوا القُرْآنَ» یعنی بر قرائت و تلاوت قرآن پایبندی داشته و مواظبت کنید.
و «تَفَلُّتاً» به معنای «تخلصاً»: «رهایی» می باشد.
و «عُقُلِ» جمع عقال به معنای ریسمانی است که با آن شتر را از قسمت زانویش می بندند.
قرآنی که در قلب انسان جای می گیرد، به شتری تشبیه شده که زانویش بسته است و قصد فرار دارد.
الله متعال با لطف و رحمت خود، نعمت بزرگ حفظ قرآن را نصیب حافظان آن می کند، لذا شایسته ی هر حافظ قرآنی است که از این حفظ مراقبت و مواظبت نماید و در این زمینه با برنامه پیش رفته و روزانه بخشی از قرآن را تلاوت داشته باشد تا حفظش را فراموش نکند؛ اما کسی که بدون کوتاهی در مراقبت از حفظ خود، قرآن را از یاد ببرد، زیانی متوجه او نمی شود؛ اما کسی که در این زمینه کوتاهی نموده و غفلت کند، بعد از اینکه الله متعال چنین نعمت بزرگی را نصیب او کرده است، ترس مجازاتِ او وجود دارد؛ بنابراین شایسته این است که با تلاوت قرآن، نسبت به حفظ آن حریص باشیم تا جای آن در قلب ما خالی نشود؛ و همچنین با عمل به قرآن در حفظ آن کوشا باشیم چون عمل به چیزی منجر به حفظ و بقای آن می شود.

@THEHADIIS
از عثمان بن عفان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «خَيرُكُم من تعلَّمَ القرآنَ وعلَّمَهُ»: «بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد». [صحیح است] [به روایت بخاری]

------

«بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و به دیگران بیاموزد» این یک خطاب عمومی برای امت است؛ پس بهترین مردم کسی است که این دو صفت را در خود گرد آورده باشد: 1- قرآن را بیاموزد. 2- قرآن را آموزش دهد. آن را از دیگران بیاموزد و به دیگران آموزش دهد. زیرا یادگیری قرآن از شریفترین علوم است. و یادگیری و آموزش، شامل آموزش لفظ و معنا می شود؛ کسی که قرآن را حفظ می کند و به مردم تلاوت آن را می آموزد و آنان را در حفظ کردن قرآن کمک می کند، این عمل هم از مصادیق تعلیم و آموزش است و همچنین کسی که به این صورت قرآن را فرا می گیرد، عمل وی از مصادیق تعلم و فراگیری قرآن می باشد. و نوع دوم، آموزش معنا می باشد یعنی: آموزش تفسیر قرآن به مردم. پس اگر کسی به دیگران چگونگی تفسیر قرآن و قواعد تفسیر آن را بیاموزد، این کار وی از مصادیق تعلیم و آموزش می باشد.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید


@THEHADIIS
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم در هر حالی الله را ذکر می کرد. [صحیح است] [بخاری آن را به صورت معلق با صیغهٔ جزم روایت کرده است]

------

«رسول الله صلى الله عليه وسلم در هر حالی الله را ذكر می كرد»؛ منظور از ذکر، تمام انواع ذکر است، از جمله: سبحان الله و لاإله الا الله و الله اکبر و الحمدلله و تلاوت قرآن نیز از مصادیق آن است؛ چون قرآن نیز ذکر الله و بلکه برترین انواع ذکر است.
و اینکه می فرماید: در هر حال؛ یعنی: رسول الله صلی الله علیه وسلم در تمامی اوقات، حتی در صورتی که دچار حدث اصغر و یا اکبر بود، ذکر و یاد الله می نمود. اما علما تلاوت قرآن در زمان جنابت را از این عموم استثنا نموده اند؛ چنانکه فرد جنب به هیچ وجه نمی تواند در حال جنابت، چه از رو و چه از حفظ قرآن را بخواند؛ و دلیل آن حدیث علی رضی الله عنه می باشد که می گوید: «رسول الله صلی الله علیه وسلم در شرایطی که جنب نبود، برای ما قرآن می خواند». به روایت احمد و صاحبان سنن چهارگانه.
علما در مورد فردی که دچار حیض و یا نفاس است با یکدیگر اختلاف دارند که آیا اینها نیز به شخص جنب ملحق می شوند یا خیر؟ قول راجح این است که می توانند قرآن را از حفظ تلاوت نمایند، زیرا مدت زمان حیض و نفاس طولانی است و همانند جنابت نیست که اختیاری داشته باشند.
همچنین از جواز قرائت قرآن در هر حالی، قرائت آن در حال ادرار و مدفوع و همبستری و نیز قرائت آن در مکان هایی که شایسته ی عظمت آن نیست، مانند حمام و دستشویی و دیگر مکان های ناپاک، استثنا شده است.

@THEHADIIS
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بِئْسَ مَا لأَحَدِهِمْ أَنْ يَقُولَ: نَسِيتُ آيَةَ كَيْتَ وَكَيْتَ، بَلْ نُسِّيَ، وَاسْتَذْكِرُوا الْقُرْآنَ، فَإِنَّهُ أَشَدُّ تَفَصِّيًا مِنْ صُدُورِ الرِّجَالِ مِنَ النَّعَمِ»: «چقدر بد است برای كسی كه می گويد: فلان و فلان آيه را فراموش كرده ام. بلكه فراموش می شود. قرآن را زياد تلاوت كنيد زيرا قرآن، سريع تر از فرار كردن شتر، از سينه ی مردم می گريزد». [صحیح است] [متفق علیه]

------

در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم کسی را که می گوید: فلان و فلان آیه را فراموش کردم، نکوهش می کند، زیرا این سخن نشان از تساهل و غفلت در مراقبت از حفظ قرآن دارد؛ بلکه وی دچار فراموشی شده است، یعنی: بخاطر تساهل و کوتاهی در تکرار قرآن، با فراموشی آن مجازات شده است. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم به مواظبت و استمرار بر تلاوت و تکرار و مدارسه ی قرآن فرمان می دهد؛ زیرا قرآن زودتر از شتر، از سینه های مردم می رود. دلیل ذکر شتر این است که شتر بیش از تمام حیوانات اهلی، اهل فرار و گریز است و دست یافتن به شتر پس از فرار کردن آن بسیار مشکل است


@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید...

@THEHADIIS
از واثلة بن اسقع رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ مِنْ أَعْظَمِ الفِرَى أَنْ يَدَّعِيَ الرَّجُلُ إِلَى غَيْرِ أبِيْهِ، أوْ يُرِيَ عَيْنهُ مَالم تَرَ، أوْ يقولَ عَلَى رسولِ اللّه - صلى الله عليه وسلم - مَا لَمْ يَقُلْ»: «از بزرگ ترين دروغ ها، اين است که شخصی خودش را به غيرِ پدرش نسبت دهد يا مدّعیِ ديدن خوابی شود که نديده است يا سخنی را به رسول الله صلى الله عليه وسلم نسبت دهد که ایشان نگفته است». [صحیح است] [به روایت بخاری]

------

از بدترین مصادیق دروغ بستن به الله متعال این است که شخصی خود را به کسی جز پدرش نسبت دهد یا شخصی او را به کسی جز پدرش نسبت دهد و او این مساله را تایید کند؛ این از بدترین انواع دروغ می باشد. و از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که کسی ادعا کند در خواب چیزی را دیده که هرگز ندیده است؛ همچنین از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که سخن یا عمل یا تاییدی به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت داده شود که ایشان از آن بری می باشد


@THEHADIIS
از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً، وَحَدِّثُوا عَنْ بَنِي إسْرَائِيلَ وَلا حَرَجَ، وَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»: «از طرف من ابلاغ کنید هرچند يک آيه (=يک مسأله) باشد و گناهی ندارد که از بنی اسرائيل (آنچه مطابق شريعت اسلام است) نقل نماييد و هرکس عمدا دروغی به من ببندد، باید جایگاهش را در دوزخ آماده ببیند». [صحیح است] [به روایت بخاری]

------

حدیث مذکور به این معناست که علمِ به جا مانده از من به عنوان میراث که شامل کتاب و سنت است، برای مردم نقل کنید هرچند آنچه ابلاغ می کنید اندک باشد مانند آیه ای از قرآن؛ به شرطی که امانتداری در نقل کاملا رعایت شود؛ و اگر امر تبیلغ به طور مشخص به کسی سپرده شده باشد، بر او واجب است این کار را انجام دهد؛ اما در مورد کسی که امر تبلیغ به وی سپرده نشده، تبلیغ نمودن واجب نیست؛ به عنوان مثال اگر کسی در شهری است که دعوتگرانی مشغول آموزش مردم و روشنگری در امور دین شان هستند، تبلیغ کردن بر او واجب نیست، بلکه در این وضعیت برای او مستحب است.
و هیچ اشکالی ندارد و گناهی بر شما نیست که از وقایا و رخدادهایی سخن بگویید که واقعا برای بنی اسرائیل اتفاق افتاده است؛ مانند نزول آتش از آسمان برای بلعیدن آنچه جهت تقرب به الله متعال در نظر می گرفتند؛ و مانند حکایت کشتن خطاکاران جهت توبه از عبادت گوساله؛ یا تفصیل داستان هایی که در قرآن کریم ذکر شده اند و حاوی عبرت و پند و اندرز هستند.
و هرکس به من دروغ ببندد، باید منزل و جایگاهی برای خود در آتش برگزیند؛ چون دروغ بستن بر رسول الله صلی الله علیه وسلم مانند دروغ بستن بر سایر مردم نیست. دروغ بستن به ایشان، درحقیقت دروغ بستن به الله عزوجل می باشد علاوه بر اینکه مصداق دروغ بستن به شریعت است. چون وحی ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن خبر می دهد، همان شریعت الهی است؛ بنابراین مجازات وی بسیار شدیدتر می باشد.
@THEHADIIS