باب (4): آب ندادن به مسافران، موجب گناه است
1082- «عَنِْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «ثَلاثَةٌ لا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَلا يُزَكِّيهِمْ، وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ: رَجُلٌ كَانَ لَهُ فَضْلُ مَاءٍ بِالطَّرِيقِ فَمَنَعَهُ مِنِ ابْنِ السَّبِيلِ، وَرَجُلٌ بَايَعَ إِمَامًا لا يُبَايِعُهُ إِلاَّ لِدُنْيَا، فَإِنْ أَعْطَاهُ مِنْهَا رَضِيَ، وَإِنْ لَمْ يُعْطِهِ مِنْهَا سَخِطَ، وَرَجُلٌ أَقَامَ سِلْعَتَهُ بَعْدَ الْعَصْرِ، فَقَالَ: وَاللَّهِ الَّذِي لا إِلَهَ غَيْرُهُ لَقَدْ أَعْطَيْتُ بِهَا كَذَا وَكَذَا فَصَدَّقَهُ رَجُلٌ» ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الآيَةَ: : ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَيۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾ [آلعمران: 77]». (بخارى:2358)
ترجمه: «از ابوهریره (رض) روایت است كه رسول الله (ص) فرمود: «خداوند، روز قیامت، به سه گروه، نظر نمیكند و آنها را تزكیه نمینماید و گرفتار عذاب دردناک میگرداند: 1- كسی كه در مسیر راه، قرار دارد و آب اضافه را به مسافر نمیدهد. 2- كسی كه با رهبر خود، صرفاً بخاطر منافع مادی، بیعت كند. بدین معنی كه اگر چیزی به او بدهد، راضی شود. وگرنه، از او برنجد. 3- كسی كه كالایش را بعد از عصر، عرضه نماید و بگوید به خدایی كه غیر از او خدایی وجود ندارد، سوگند یاد میكنم كه من برای این كالا، این قدر و آن قدر دادهام و شخصی او را تصدیق نماید». سپس، رسول خدا (ص) آیه زیر را تلاوت فرمود: : ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَيۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾ [آلعمران: 77]. (یعنی كسانی كه در برابر عهد و پیمان خدا و سوگندهایشان، قیمت اندكی دریافت میكنند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1082- «عَنِْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «ثَلاثَةٌ لا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَلا يُزَكِّيهِمْ، وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ: رَجُلٌ كَانَ لَهُ فَضْلُ مَاءٍ بِالطَّرِيقِ فَمَنَعَهُ مِنِ ابْنِ السَّبِيلِ، وَرَجُلٌ بَايَعَ إِمَامًا لا يُبَايِعُهُ إِلاَّ لِدُنْيَا، فَإِنْ أَعْطَاهُ مِنْهَا رَضِيَ، وَإِنْ لَمْ يُعْطِهِ مِنْهَا سَخِطَ، وَرَجُلٌ أَقَامَ سِلْعَتَهُ بَعْدَ الْعَصْرِ، فَقَالَ: وَاللَّهِ الَّذِي لا إِلَهَ غَيْرُهُ لَقَدْ أَعْطَيْتُ بِهَا كَذَا وَكَذَا فَصَدَّقَهُ رَجُلٌ» ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الآيَةَ: : ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَيۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾ [آلعمران: 77]». (بخارى:2358)
ترجمه: «از ابوهریره (رض) روایت است كه رسول الله (ص) فرمود: «خداوند، روز قیامت، به سه گروه، نظر نمیكند و آنها را تزكیه نمینماید و گرفتار عذاب دردناک میگرداند: 1- كسی كه در مسیر راه، قرار دارد و آب اضافه را به مسافر نمیدهد. 2- كسی كه با رهبر خود، صرفاً بخاطر منافع مادی، بیعت كند. بدین معنی كه اگر چیزی به او بدهد، راضی شود. وگرنه، از او برنجد. 3- كسی كه كالایش را بعد از عصر، عرضه نماید و بگوید به خدایی كه غیر از او خدایی وجود ندارد، سوگند یاد میكنم كه من برای این كالا، این قدر و آن قدر دادهام و شخصی او را تصدیق نماید». سپس، رسول خدا (ص) آیه زیر را تلاوت فرمود: : ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَيۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِيلًا﴾ [آلعمران: 77]. (یعنی كسانی كه در برابر عهد و پیمان خدا و سوگندهایشان، قیمت اندكی دریافت میكنند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(1): وقف اصل زمین و صدقه نمودن درآمد آن
1000- عَنِ ابْنِ عُمَرَ ب قَالَ: أَصَابَ عُمَرُ (رضي الله عنه) أَرْضًا بِخَيْبَرَ، فَأَتَى النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَسْتَأْمِرُهُ فِيهَا، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنِّي أَصَبْتُ أَرْضًا بِخَيْبَرَ، لَمْ أُصِبْ مَالاً قَطُّ هُوَ أَنْفَسُ عِنْدِي مِنْهُ، فَمَا تَأْمُرُنِي بِهِ؟ قَالَ: «إِنْ شِئْتَ حَبَسْتَ أَصْلَهَا وَتَصَدَّقْتَ بِهَا». قَالَ فَتَصَدَّقَ بِهَا عُمَرُ: أَنَّهُ لاَ يُبَاعُ أَصْلُهَا، وَلاَ يُبْتَاعُ، وَلاَ يُورَثُ، وَلاَ يُوهَبُ، قَالَ: فَتَصَدَّقَ عُمَرُ فِي الْفُقَرَاءِ، وَفِي الْقُرْبَى، وَفِي الرِّقَابِ، وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَابْنِ السَّبِيلِ، وَالضَّيْفِ، لاَ جُنَاحَ عَلَى مَنْ وَلِيَهَا أَنْ يَأْكُلَ مِنْهَا بِالْمَعْرُوفِ، أَوْ يُطْعِمَ صَدِيقًا، غَيْرَ مُتَمَوِّلٍ فِيهِ. (م/1632)
ترجمه: از ابن عمر ب روایت است که: زمینی از غنایم خیبر به عمر بن خطاب (رضي الله عنه) تعلق گرفت. او برای مشورت نمودن دربارهی آن، نزد نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: یا رسول الله! زمینی در خیبر به من تعلق گرفته است که هرگز زمینی بهتر از آن نداشتهام. شما در مورد آن به من چه دستوری میدهید؟ فرمود: «اگر میخواهی، اصل آنرا وقف نما و درآمد آنرا صدقه کن». ر ا وی میگوید: عمر (رضي الله عنه) هم درآمد آنرا صدقه نمود. به این صورت که خرید و فروش نشود، به ارث برده نشود و به کسی، هبه هم نگردد. و در آمد آن، برای فقرا، خویشاوندان، بردگان (برای آزادی آنان)، مجاهدان، مسافران و مهمانان، انفاق شود. همچنین بر کسی که مسئولیت آنرا به عهده دارد، گناهی نیست که از آن، بخوبی استفاده کند و به دوستانش بخوراند؛ البته حق ذخیره کردن آنرا ندارد.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1000- عَنِ ابْنِ عُمَرَ ب قَالَ: أَصَابَ عُمَرُ (رضي الله عنه) أَرْضًا بِخَيْبَرَ، فَأَتَى النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَسْتَأْمِرُهُ فِيهَا، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنِّي أَصَبْتُ أَرْضًا بِخَيْبَرَ، لَمْ أُصِبْ مَالاً قَطُّ هُوَ أَنْفَسُ عِنْدِي مِنْهُ، فَمَا تَأْمُرُنِي بِهِ؟ قَالَ: «إِنْ شِئْتَ حَبَسْتَ أَصْلَهَا وَتَصَدَّقْتَ بِهَا». قَالَ فَتَصَدَّقَ بِهَا عُمَرُ: أَنَّهُ لاَ يُبَاعُ أَصْلُهَا، وَلاَ يُبْتَاعُ، وَلاَ يُورَثُ، وَلاَ يُوهَبُ، قَالَ: فَتَصَدَّقَ عُمَرُ فِي الْفُقَرَاءِ، وَفِي الْقُرْبَى، وَفِي الرِّقَابِ، وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَابْنِ السَّبِيلِ، وَالضَّيْفِ، لاَ جُنَاحَ عَلَى مَنْ وَلِيَهَا أَنْ يَأْكُلَ مِنْهَا بِالْمَعْرُوفِ، أَوْ يُطْعِمَ صَدِيقًا، غَيْرَ مُتَمَوِّلٍ فِيهِ. (م/1632)
ترجمه: از ابن عمر ب روایت است که: زمینی از غنایم خیبر به عمر بن خطاب (رضي الله عنه) تعلق گرفت. او برای مشورت نمودن دربارهی آن، نزد نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: یا رسول الله! زمینی در خیبر به من تعلق گرفته است که هرگز زمینی بهتر از آن نداشتهام. شما در مورد آن به من چه دستوری میدهید؟ فرمود: «اگر میخواهی، اصل آنرا وقف نما و درآمد آنرا صدقه کن». ر ا وی میگوید: عمر (رضي الله عنه) هم درآمد آنرا صدقه نمود. به این صورت که خرید و فروش نشود، به ارث برده نشود و به کسی، هبه هم نگردد. و در آمد آن، برای فقرا، خویشاوندان، بردگان (برای آزادی آنان)، مجاهدان، مسافران و مهمانان، انفاق شود. همچنین بر کسی که مسئولیت آنرا به عهده دارد، گناهی نیست که از آن، بخوبی استفاده کند و به دوستانش بخوراند؛ البته حق ذخیره کردن آنرا ندارد.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(2): اعمالی که ثواب آنها پس از مرگ به انسان میرسد
1001- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِذَا مَاتَ الإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلاَّ مِنْ ثَلاَثَةٍ: إِلاَّ مِنْ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ، أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ». (م/1631)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر گاه، انسان بمیرد، ثواب اعمالش قطع میشود مگر از سه چیز: 1- صدقهی جاری. 2- علمیکه بعد از مرگ، مورد استفاده قرار گیرد. 3- فرزند نیکوکاری که برایش دعا کند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1001- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِذَا مَاتَ الإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلاَّ مِنْ ثَلاَثَةٍ: إِلاَّ مِنْ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ، أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَهُ». (م/1631)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر گاه، انسان بمیرد، ثواب اعمالش قطع میشود مگر از سه چیز: 1- صدقهی جاری. 2- علمیکه بعد از مرگ، مورد استفاده قرار گیرد. 3- فرزند نیکوکاری که برایش دعا کند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (5): در مورد فتنهها و ویژگیهای آنها
1992ـ عَن ابي إِدْرِيسَ الْخَوْلاَنِىَّ كَانَ يَقُولُ: قَالَ حُذَيْفَةُ بْنُ الْيَمَانِ س: وَاللَّهِ إِنِّي لأَعْلَمُ النَّاسِ بِكُلِّ فِتْنَةٍ هِيَكَائِنَةٌ، فِيمَا بَيْنِي وَبَيْنَ السَّاعَةِ، وَمَا بِي إِلاَّ أَنْ يَكُونَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَسَرَّ إِلَيَّ فِي ذَلِكَ شَيْئًا، لَمْ يُحَدِّثْهُغَيْرِى، وَلَكِنْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ، وَهُوَ يُحَدِّثُ مَجْلِسًا أَنَا فِيهِ عَنِ الْفِتَنِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَهُوَ يَعُدُّ الْفِتَنَ:«مِنْهُنَّ ثَلاَثٌ لاَ يَكَدْنَ يَذَرْنَ شَيْئًا، وَمِنْهُنَّ فِتَنٌ كَرِيَاحِ الصَّيْفِ، مِنْهَا صِغَارٌ وَمِنْهَا كِبَارٌ» قَالَ حُذَيْفَةُ: فَذَهَبَأُولَئِكَ الرَّهْطُ كُلُّهُمْ غَيْرِى. (م/2891)
ترجمه: ابو ادریس خولانی میگوید: حذیفه بن یمان (رضي الله عنه) گفت: سوگند به الله، شناخت من نسبت به هر فتنهای که از هم اکنون تا قیام قیامت، اتفاق میافتد از همهی مردم، بیشتراست؛ علت آن هم این است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رازهایی را در این زمینه، به من گفت که از دیگران، دریغ ورزید. البته رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در مجلسی که من نیز در آن، حضور داشتمدر مورد فتنهها صحبت نمود و در اثنای برشمردن آنها فرمود: «سه فتنه هستند که چه بسا هیچ چیز نگذارند (همه چیز را نابود کنند. ) و برخی از این فتنهها مانندبادهای تابستانی هستند؛ (از شدت اندکی برخوردارند. ) بعضی از آنها کوچک، و بعضی دیگر، بزرگ هستند». حذیفه میگوید: بجز من، تمام اهل آن مجلس، از دنیا رفتهاند.
1993ـ عَنْ حُذَيْفَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَامَ فِينَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) مَقَامًا، مَا تَرَكَ شَيْئًا يَكُونُ فِي مَقَامِهِ ذَلِكَ إِلَى قِيَامِ السَّاعَةِ، إِلاَّحَدَّثَ بِهِ، حَفِظَهُ مَنْ حَفِظَهُ وَنَسِيَهُ مَنْ نَسِيَهُ، قَدْ عَلِمَهُ أَصْحَابِى هَؤُلاَءِ، وَإِنَّهُ لَيَكُونُ مِنْهُ الشَّىْءُ قَدْ نَسِيتُهُفَأَرَاهُ فَأَذْكُرُهُ، كَمَا يَذْكُرُ الرَّجُلُ وَجْهَ الرَّجُلِ إِذَا غَابَ عَنْهُ، ثُمَّ إِذَا رَآهُ عَرَفَهُ. (م/2891)
ترجمه: حذیفه (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان ما ایستاد (و به سخنرانی پراخت) و هر چیزی را که تا قیامت اتفاق میافتد، برای ما بیان نمود. بعضیها سخنانش را حفظ نمودندو برخی دیگر، فراموش کردند. این دوستانم که در اینجا حضور دارند، ایستادن نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را به خاطر دارند. و چه بسا که یکی از اموری را که من فراموش کردهام، اتفاقمیافتد؛ پس با دیدن آن، به یادم میآید؛ همانگونه که یک شخص، فردی را میبیند و بعد از غیابش، او را فراموش میکند؛ اما هنگامی که او را میبیند، به خاطرمیآورد.
1994ـ عَنْ حُذَيْفَةَ (رضي الله عنه) أَنَّهُ قَالَ: أَخْبَرَنِى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) بِمَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ، فَمَا مِنْهُ شَىْءٌ إِلاَّ قَدْسَأَلْتُهُ، إِلاَّ أَنِّي لَمْ أَسْأَلْهُ: مَا يُخْرِجُ أَهْلَ الْمَدِينَةِ مِنَ الْمَدِينَةِ. (م/2891)
ترجمه: حذیفه (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا از فتنههایی که تا قیام قیامت، اتفاق میافتد، باخبر ساخت؛ من در مورد همهی فتنهها از ایشان، پرسیدم؛ فقط سؤال نکردم که چهچیزی باعث بیرون رفتن مردم مدینه از شهر مدینه میشود.
1995ـ عَن ابي زَيْدٍ يَعْنِى عَمْرَو بْنَ أَخْطَبَ (رضي الله عنه) قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) الْفَجْرَ، وَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حَتَّى حَضَرَتِالظُّهْرُ، فَنَزَلَ فَصَلَّى، ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَخَطَبَنَا حَتَّى حَضَرَتِ الْعَصْرُ، ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّى ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَخَطَبَنَاحَتَّى غَرَبَتِ الشَّمْسُ، فَأَخْبَرَنَا بِمَا كَانَ وَبِمَا هُوَ كَائِنٌ، فَأَعْلَمُنَا أَحْفَظُنَا. (م/2892)
ترجمه: ابو زید (عمرو بن اخطب) (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز صبح را برای ما امامت نمود و بالای منبر رفت و تا ظهر برای ما سخنرانی نمود. آنگاه، از منبر پایین آمد ونماز خواند و دوباره
1992ـ عَن ابي إِدْرِيسَ الْخَوْلاَنِىَّ كَانَ يَقُولُ: قَالَ حُذَيْفَةُ بْنُ الْيَمَانِ س: وَاللَّهِ إِنِّي لأَعْلَمُ النَّاسِ بِكُلِّ فِتْنَةٍ هِيَكَائِنَةٌ، فِيمَا بَيْنِي وَبَيْنَ السَّاعَةِ، وَمَا بِي إِلاَّ أَنْ يَكُونَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) أَسَرَّ إِلَيَّ فِي ذَلِكَ شَيْئًا، لَمْ يُحَدِّثْهُغَيْرِى، وَلَكِنْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ، وَهُوَ يُحَدِّثُ مَجْلِسًا أَنَا فِيهِ عَنِ الْفِتَنِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَهُوَ يَعُدُّ الْفِتَنَ:«مِنْهُنَّ ثَلاَثٌ لاَ يَكَدْنَ يَذَرْنَ شَيْئًا، وَمِنْهُنَّ فِتَنٌ كَرِيَاحِ الصَّيْفِ، مِنْهَا صِغَارٌ وَمِنْهَا كِبَارٌ» قَالَ حُذَيْفَةُ: فَذَهَبَأُولَئِكَ الرَّهْطُ كُلُّهُمْ غَيْرِى. (م/2891)
ترجمه: ابو ادریس خولانی میگوید: حذیفه بن یمان (رضي الله عنه) گفت: سوگند به الله، شناخت من نسبت به هر فتنهای که از هم اکنون تا قیام قیامت، اتفاق میافتد از همهی مردم، بیشتراست؛ علت آن هم این است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) رازهایی را در این زمینه، به من گفت که از دیگران، دریغ ورزید. البته رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در مجلسی که من نیز در آن، حضور داشتمدر مورد فتنهها صحبت نمود و در اثنای برشمردن آنها فرمود: «سه فتنه هستند که چه بسا هیچ چیز نگذارند (همه چیز را نابود کنند. ) و برخی از این فتنهها مانندبادهای تابستانی هستند؛ (از شدت اندکی برخوردارند. ) بعضی از آنها کوچک، و بعضی دیگر، بزرگ هستند». حذیفه میگوید: بجز من، تمام اهل آن مجلس، از دنیا رفتهاند.
1993ـ عَنْ حُذَيْفَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَامَ فِينَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) مَقَامًا، مَا تَرَكَ شَيْئًا يَكُونُ فِي مَقَامِهِ ذَلِكَ إِلَى قِيَامِ السَّاعَةِ، إِلاَّحَدَّثَ بِهِ، حَفِظَهُ مَنْ حَفِظَهُ وَنَسِيَهُ مَنْ نَسِيَهُ، قَدْ عَلِمَهُ أَصْحَابِى هَؤُلاَءِ، وَإِنَّهُ لَيَكُونُ مِنْهُ الشَّىْءُ قَدْ نَسِيتُهُفَأَرَاهُ فَأَذْكُرُهُ، كَمَا يَذْكُرُ الرَّجُلُ وَجْهَ الرَّجُلِ إِذَا غَابَ عَنْهُ، ثُمَّ إِذَا رَآهُ عَرَفَهُ. (م/2891)
ترجمه: حذیفه (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در میان ما ایستاد (و به سخنرانی پراخت) و هر چیزی را که تا قیامت اتفاق میافتد، برای ما بیان نمود. بعضیها سخنانش را حفظ نمودندو برخی دیگر، فراموش کردند. این دوستانم که در اینجا حضور دارند، ایستادن نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را به خاطر دارند. و چه بسا که یکی از اموری را که من فراموش کردهام، اتفاقمیافتد؛ پس با دیدن آن، به یادم میآید؛ همانگونه که یک شخص، فردی را میبیند و بعد از غیابش، او را فراموش میکند؛ اما هنگامی که او را میبیند، به خاطرمیآورد.
1994ـ عَنْ حُذَيْفَةَ (رضي الله عنه) أَنَّهُ قَالَ: أَخْبَرَنِى رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) بِمَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ، فَمَا مِنْهُ شَىْءٌ إِلاَّ قَدْسَأَلْتُهُ، إِلاَّ أَنِّي لَمْ أَسْأَلْهُ: مَا يُخْرِجُ أَهْلَ الْمَدِينَةِ مِنَ الْمَدِينَةِ. (م/2891)
ترجمه: حذیفه (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا از فتنههایی که تا قیام قیامت، اتفاق میافتد، باخبر ساخت؛ من در مورد همهی فتنهها از ایشان، پرسیدم؛ فقط سؤال نکردم که چهچیزی باعث بیرون رفتن مردم مدینه از شهر مدینه میشود.
1995ـ عَن ابي زَيْدٍ يَعْنِى عَمْرَو بْنَ أَخْطَبَ (رضي الله عنه) قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) الْفَجْرَ، وَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَخَطَبَنَا حَتَّى حَضَرَتِالظُّهْرُ، فَنَزَلَ فَصَلَّى، ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَخَطَبَنَا حَتَّى حَضَرَتِ الْعَصْرُ، ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّى ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ، فَخَطَبَنَاحَتَّى غَرَبَتِ الشَّمْسُ، فَأَخْبَرَنَا بِمَا كَانَ وَبِمَا هُوَ كَائِنٌ، فَأَعْلَمُنَا أَحْفَظُنَا. (م/2892)
ترجمه: ابو زید (عمرو بن اخطب) (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز صبح را برای ما امامت نمود و بالای منبر رفت و تا ظهر برای ما سخنرانی نمود. آنگاه، از منبر پایین آمد ونماز خواند و دوباره
، بالای منبر رفت و تا نماز عصر، سخنرانی نمود. بعد از آن، پایین آمد و نماز خواند و بار دیگر، بالای منبر رفت و تا هنگام غروب خورشید برایما سخنرانی نمود و ما را از آنچه که اتفاق افتاده است و آنچه که اتفاق خواهد افتاد، با خبر ساخت. فردی از ما این چیزها را بهتر میداند که از حافظهی بهتریبرخوردار است.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@QURABA_SLAM
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@QURABA_SLAM
باب (4): شیطان لشکریانش را میفرستد تا مردم را دچار فتنه کنند
1991ـ عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ إِبْلِيسَ يَضَعُ عَرْشَهُ عَلَى الْمَاءِ، ثُمَّ يَبْعَثُ سَرَايَاهُ، فَأَدْنَاهُمْ مِنْهُمَنْزِلَةً أَعْظَمُهُمْ فِتْنَةً، يَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ: فَعَلْتُ كَذَا وَكَذَا، فَيَقُولُ: مَا صَنَعْتَ شَيْئًا، قَالَ، ثُمَّ يَجِيءُ أَحَدُهُمْفَيَقُولُ: مَا تَرَكْتُهُ حَتَّى فَرَّقْتُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ امْرَأَتِهِ، قَالَ: فَيُدْنِيهِ مِنْهُ وَيَقُولُ: نِعْمَ أَنْتَ» قَالَ الأَعْمَشُ: أُرَاهُقَالَ «فَيَلْتَزِمُهُ». (م/2813)
ترجمه: جابر (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ابلیس تختش را روی آب میگذارد؛ سپس لشکریانش را میفرستد (تا مردم را دچار فتنه کنند. ) و کسی از میان آنها به او نزدیکتراست که فتنهی بزرگتری ایجاد کند. بعد از آن، یکی از لشکریانش میآید و میگوید: فلان و فلان کار را انجام دادم. ابلیس به او میگوید: هیچکاری انجام ندادهای. سپس یکی دیگر از لشکریانش میآید و میگوید: فلانی را رها نکردم تا اینکه او و همسرش را از یکدیگر جدا ساختم. ابلیس او را به خودش، نزدیک میکند و میگوید: چهفرد نیکی هستی». و در روایت اعمش آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آنگاه ابلیس او را در بغل میگیرد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1991ـ عَنْ جَابِرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ إِبْلِيسَ يَضَعُ عَرْشَهُ عَلَى الْمَاءِ، ثُمَّ يَبْعَثُ سَرَايَاهُ، فَأَدْنَاهُمْ مِنْهُمَنْزِلَةً أَعْظَمُهُمْ فِتْنَةً، يَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ: فَعَلْتُ كَذَا وَكَذَا، فَيَقُولُ: مَا صَنَعْتَ شَيْئًا، قَالَ، ثُمَّ يَجِيءُ أَحَدُهُمْفَيَقُولُ: مَا تَرَكْتُهُ حَتَّى فَرَّقْتُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ امْرَأَتِهِ، قَالَ: فَيُدْنِيهِ مِنْهُ وَيَقُولُ: نِعْمَ أَنْتَ» قَالَ الأَعْمَشُ: أُرَاهُقَالَ «فَيَلْتَزِمُهُ». (م/2813)
ترجمه: جابر (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ابلیس تختش را روی آب میگذارد؛ سپس لشکریانش را میفرستد (تا مردم را دچار فتنه کنند. ) و کسی از میان آنها به او نزدیکتراست که فتنهی بزرگتری ایجاد کند. بعد از آن، یکی از لشکریانش میآید و میگوید: فلان و فلان کار را انجام دادم. ابلیس به او میگوید: هیچکاری انجام ندادهای. سپس یکی دیگر از لشکریانش میآید و میگوید: فلانی را رها نکردم تا اینکه او و همسرش را از یکدیگر جدا ساختم. ابلیس او را به خودش، نزدیک میکند و میگوید: چهفرد نیکی هستی». و در روایت اعمش آمده است که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آنگاه ابلیس او را در بغل میگیرد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1458- «وعنْ حُذيفةَ وأَبي ذرٍّ رضی الله عنه أَنَّ رسُول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم كانَ إِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ قال: «باسْمِكَ اللَّهُمَّ أَحْيَا وَأَمُوتُ»». رواه البخاري.
1458- «از حذیفه و ابو ذر رضی الله عنه روایت است که:
چون رسول الله صلی الله علیه وسلم به بسترشان قرار میگرفت، میفرمود: باسمك... بنام تو بار خدایا! زندگی میکنم و میمیرم».
@THEHADIIS
1458- «از حذیفه و ابو ذر رضی الله عنه روایت است که:
چون رسول الله صلی الله علیه وسلم به بسترشان قرار میگرفت، میفرمود: باسمك... بنام تو بار خدایا! زندگی میکنم و میمیرم».
@THEHADIIS
1461- «وعنْ عائشةَ رضی الله عنه ، أَنَّ رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم كان إِذَا أَخَذَ مضْجعَهُ نَفَثَ في يدَيْه، وَقَرَأَ بالْمُعَوِّذاتِ ومَسح بِهمَا جَسَدَ،» متفقٌ علیه.
وفي رواية لهما: «أَنَّ النبيَّ صلی الله علیه وسلم كَانَ إِذَا أَوى إِلى فِرَاشِهِ كُلَّ لَيْلةٍ جمَع كَفَّيْهِ ¬ ثُمَّ نفَثَ فيهما فَقَرأَ فِيهما: قُلْ هُوَ اللَّه أَحَد، وقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفلَق، وَقُلْ أَعُوذُ بِربِّ النَّاس، ثُمَّ مَسَحَ بِهِمَا ما اسْتطاعَ مِن جسَدِه، يبْدَأُ بِهما عَلَى رَأْسِهِ وَوجهِه، وما أَقبلَ مِنْ جَسَدِه، يَفْعَلُ ذلكَ ثَلاَثَ مرَّات» متفقٌ علیه.
1461- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که:
چون پیامبر صلی الله علیه وسلم در خوابگاهشان قرار میگرفت، در دستهایش دمیده و معوذات را خوانده و با آنها بدن خویش را مسح مینمود.
و در روایتی از بخاری و مسلم آمده که چون پیامبر صلی الله علیه وسلم هر شب به بسترش قرار میگرفت، کفهای دستهایش را جمع نموده و بعد در آن میدمید و در آن قُلْ هُوَ اللَّه أَحَد، وقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفلَق، وَقُلْ أَعُوذُ بِربِّ النَّاسِ را میخواند و بعد آنچه از بدنش را که میتوانست، مسح میفرمود، از سرو رویش و پیش روی بدنش آغاز نموده و این کار را سه بار انجام میداد».
@THEHADIIS
وفي رواية لهما: «أَنَّ النبيَّ صلی الله علیه وسلم كَانَ إِذَا أَوى إِلى فِرَاشِهِ كُلَّ لَيْلةٍ جمَع كَفَّيْهِ ¬ ثُمَّ نفَثَ فيهما فَقَرأَ فِيهما: قُلْ هُوَ اللَّه أَحَد، وقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفلَق، وَقُلْ أَعُوذُ بِربِّ النَّاس، ثُمَّ مَسَحَ بِهِمَا ما اسْتطاعَ مِن جسَدِه، يبْدَأُ بِهما عَلَى رَأْسِهِ وَوجهِه، وما أَقبلَ مِنْ جَسَدِه، يَفْعَلُ ذلكَ ثَلاَثَ مرَّات» متفقٌ علیه.
1461- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که:
چون پیامبر صلی الله علیه وسلم در خوابگاهشان قرار میگرفت، در دستهایش دمیده و معوذات را خوانده و با آنها بدن خویش را مسح مینمود.
و در روایتی از بخاری و مسلم آمده که چون پیامبر صلی الله علیه وسلم هر شب به بسترش قرار میگرفت، کفهای دستهایش را جمع نموده و بعد در آن میدمید و در آن قُلْ هُوَ اللَّه أَحَد، وقُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفلَق، وَقُلْ أَعُوذُ بِربِّ النَّاسِ را میخواند و بعد آنچه از بدنش را که میتوانست، مسح میفرمود، از سرو رویش و پیش روی بدنش آغاز نموده و این کار را سه بار انجام میداد».
@THEHADIIS
1464- «وعنْ حُذيْفَة رضی الله عنه ، أَنَّ رسُول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم كَانَ إِذا أَرَاد أَنْ يرْقُد، وضَع يَدهُ اليُمنَى تَحْتَ خَدِّه، ثُمَّ يقُول: «اللَّهمَّ قِني عَذَابكَ يوْمَ تَبْعثُ عِبادَكَ»» رواهُ الترمِذيُّ وقال: حديثٌ حَسن.
وَرَواهُ أَبو داودَ مِنْ رِوایةِ حفْصة ل، وَفیهِ: «أَنَّهُ كَانَ یقُولهُ ثَلاثَ مَرَّات».
1464- «از حذیفه رضی الله عنه روایت است که:
چون رسول الله صلی الله علیه وسلم میخواست بخوابد، دست راست خود را زیر رخسارهاش گذاشته و سپس میفرمود: اللهم قنی... پروردگارا! مرا در روزیکه بندگانت را بر میانگیزی از عذابت نگهدار.
و ابوداود آن را از حفصه ل روایت نموده و در آن آمده که این دعا را سه بار مینمود».
@THEHADIIS
وَرَواهُ أَبو داودَ مِنْ رِوایةِ حفْصة ل، وَفیهِ: «أَنَّهُ كَانَ یقُولهُ ثَلاثَ مَرَّات».
1464- «از حذیفه رضی الله عنه روایت است که:
چون رسول الله صلی الله علیه وسلم میخواست بخوابد، دست راست خود را زیر رخسارهاش گذاشته و سپس میفرمود: اللهم قنی... پروردگارا! مرا در روزیکه بندگانت را بر میانگیزی از عذابت نگهدار.
و ابوداود آن را از حفصه ل روایت نموده و در آن آمده که این دعا را سه بار مینمود».
@THEHADIIS
عن أبي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «نَحْنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، بَيْدَ أَنَّهُمْ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِنَا، ثُمَّ هَذَا يَوْمُهُمِ الَّذِي فُرِضَ عَلَيْهِمْ، فَاخْتَلَفُوا فِيهِ، فَهَدَانَا اللَّهُ، فَالنَّاسُ لَنَا فِيهِ تَبَعٌ: الْيَهُودُ غَدًا، وَالنَّصَارَى بَعْدَ غَدٍ». (بخارى:876)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «ما در دنيا، آخرين اُمت هستيم ولي در قيامت، پيشاپيش ساير امتها خواهيم بود با وجودي كه آنها قبل از ما صاحب كتاب آسماني شده اند. سپس، خداوند روز جمعه را براي اهل كتاب، فرض نمود (تا شعائرشان را در آن انجام دهند) ولي آنان در مورد آن، دچار اختلاف نظر شدند. آنگاه، خداوند ما را بدان (روز جمعه) راهنمايي فرمود و بقيه مردم (اهل كتاب) پشت سر ما قرار دارند؛ شنبه روز عبادت يهود و يكشنبه روز عبادت نصارا است».
@THEHADIIS
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص) فرمود: «ما در دنيا، آخرين اُمت هستيم ولي در قيامت، پيشاپيش ساير امتها خواهيم بود با وجودي كه آنها قبل از ما صاحب كتاب آسماني شده اند. سپس، خداوند روز جمعه را براي اهل كتاب، فرض نمود (تا شعائرشان را در آن انجام دهند) ولي آنان در مورد آن، دچار اختلاف نظر شدند. آنگاه، خداوند ما را بدان (روز جمعه) راهنمايي فرمود و بقيه مردم (اهل كتاب) پشت سر ما قرار دارند؛ شنبه روز عبادت يهود و يكشنبه روز عبادت نصارا است».
@THEHADIIS
باب (2): استفاده از عطر و مواد خوشبو در روز جمعه
486 عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) قَالَ: أَشْهَدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَالَ: «الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ، وَأَنْ يَسْتَنَّ، وَأَنْ يَمَسَّ طِيبًا إِنْ وَجَدَ». (بخارى: 880)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: گواهي مي دهم بر اينكه رسول الله (ص) فرمود: «غسل روز جمعه و مسواك زدن، بر هر فرد بالغ و مسلمان، واجب است. و اگر به مواد خوشبو، دسترسي داشت، استفاده كند».
@THEHADIIS
486 عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ (رض) قَالَ: أَشْهَدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) قَالَ: «الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ، وَأَنْ يَسْتَنَّ، وَأَنْ يَمَسَّ طِيبًا إِنْ وَجَدَ». (بخارى: 880)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: گواهي مي دهم بر اينكه رسول الله (ص) فرمود: «غسل روز جمعه و مسواك زدن، بر هر فرد بالغ و مسلمان، واجب است. و اگر به مواد خوشبو، دسترسي داشت، استفاده كند».
@THEHADIIS
باب (3): فضيلت روز جمعه
487 عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنِ اغْتَسَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ رَاحَ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَدَنَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّانِيَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَقَرَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّالِثَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ كَبْشًا أَقْرَنَ، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الرَّابِعَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ دَجَاجَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الْخَامِسَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الإِمَامُ حَضَرَتِ الْمَلائِكَةُ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ».
ترجمه: ابو هريره (رض) روايت مي كند كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس، روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نمايد و اول وقت براي نماز جمعه برود، گويا شتري صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گويا گاوي صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گويا قوچي صدقه نموده است. و هر كس، بعد ازآن، برود، گويا يك مرغ صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گويا يك تخممرغ صدقه نموده است. ولي زماني كه امام براي ايراد خطبه برخيزد، فرشتگان (قلم و كاغذ خود را جمع كرده) به خطبه گوش مي دهند».
@THEHADIIS
487 عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنِ اغْتَسَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ رَاحَ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَدَنَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّانِيَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَقَرَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الثَّالِثَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ كَبْشًا أَقْرَنَ، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الرَّابِعَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ دَجَاجَةً، وَمَنْ رَاحَ فِي السَّاعَةِ الْخَامِسَةِ فَكَأَنَّمَا قَرَّبَ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الإِمَامُ حَضَرَتِ الْمَلائِكَةُ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ».
ترجمه: ابو هريره (رض) روايت مي كند كه رسول الله (ص) فرمود: «هركس، روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نمايد و اول وقت براي نماز جمعه برود، گويا شتري صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گويا گاوي صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گويا قوچي صدقه نموده است. و هر كس، بعد ازآن، برود، گويا يك مرغ صدقه نموده است. و هر كس، بعد از آن، برود، گويا يك تخممرغ صدقه نموده است. ولي زماني كه امام براي ايراد خطبه برخيزد، فرشتگان (قلم و كاغذ خود را جمع كرده) به خطبه گوش مي دهند».
@THEHADIIS
باب(5): مقدار آبی که برای غسل جنابت استفاده میشود
156- عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَائِشَةَ ل أَنَا وَأَخُوهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ، فَسَأَلَهَا عَنْ غُسْلِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) مِنَ الْجَنَابَةِ، فَدَعَتْ بِإِنَاءٍ قَدْرِ الصَّاعِ، فَاغْتَسَلَتْ، وَبَيْنَنَا وَبَيْنَهَا سِتْرٌ، وَأَفْرَغَتْ عَلَى رَأْسِهَا ثَلاَثًا، قَالَ: وَكَانَ أَزْوَاجُ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَأْخُذْنَ مِنْ رُءُوسِهِنَّ حَتَّى تَكُونَ كَالْوَفْرَةِ. (م/320)
ترجمه: ابوسلمه بن عبدالرحمن میگوید: من و برادر رضاعی ام المونین عایشه (رضی الله عنها) به خانهی ام المونین عایشه (رضی الله عنها) رفتیم. او از ام المونین عایشه (رضی الله عنها) در بارهی کیفیت غسل جنابت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) پرسید. عایشه صدیقه ل ظرفی را طلب کرد که به اندازهی یک صاع بود و از آب آن غسل نمود. ایشان سه بار، آب بر سرش ریخت؛ البته بین ما و او پردهای وجود داشت. راوی میگوید: همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) موهای سرشان را کوتاه میکردند طوریکه موهایشان مانند وفره بودند. شرح: امام نووی / علیه میگوید: وفره بیشتر از لمه است و لمه به مویی گفته میشود که روی شانهها افتاده باشد. آنچه گذشت سخن اصمعی بود. اما دیگران میگویند: وفره به مویی گفته میشود که روی گوشها قرار دارد. قاضی عیاض / علیه میگوید: مشهور است که زنان عرب، گیسو داشتند. شاید ازواج مطهرات بعد از وفات رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) چون دیگر نیازی به زینت و موی بلند نداشتند، موهایشان را کوتاه میکردند. این سخن قاضی عیاض را دیگران نیز گفتهاند و درست هم همین است؛ زیرا گمان نمیرود که آنها در حیات رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) این کار را میکردند. و این حدیث دلیل بر این است که زنان میتوانند موهایشان را کم کنند (مقداری کوتاه نمایند). قابل یاد آوری است که کوتاه کردن نباید به اندازهای باشد که با مردان مشابهت پیدا کنند؛ زیرا الله متعال زنانی را که خود را شبیه مردان نمایند، لعنت نموده است. (مترجم)
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
156- عَنْ أَبِي سَلَمَةَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى عَائِشَةَ ل أَنَا وَأَخُوهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ، فَسَأَلَهَا عَنْ غُسْلِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) مِنَ الْجَنَابَةِ، فَدَعَتْ بِإِنَاءٍ قَدْرِ الصَّاعِ، فَاغْتَسَلَتْ، وَبَيْنَنَا وَبَيْنَهَا سِتْرٌ، وَأَفْرَغَتْ عَلَى رَأْسِهَا ثَلاَثًا، قَالَ: وَكَانَ أَزْوَاجُ النَّبِيِّ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَأْخُذْنَ مِنْ رُءُوسِهِنَّ حَتَّى تَكُونَ كَالْوَفْرَةِ. (م/320)
ترجمه: ابوسلمه بن عبدالرحمن میگوید: من و برادر رضاعی ام المونین عایشه (رضی الله عنها) به خانهی ام المونین عایشه (رضی الله عنها) رفتیم. او از ام المونین عایشه (رضی الله عنها) در بارهی کیفیت غسل جنابت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) پرسید. عایشه صدیقه ل ظرفی را طلب کرد که به اندازهی یک صاع بود و از آب آن غسل نمود. ایشان سه بار، آب بر سرش ریخت؛ البته بین ما و او پردهای وجود داشت. راوی میگوید: همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) موهای سرشان را کوتاه میکردند طوریکه موهایشان مانند وفره بودند. شرح: امام نووی / علیه میگوید: وفره بیشتر از لمه است و لمه به مویی گفته میشود که روی شانهها افتاده باشد. آنچه گذشت سخن اصمعی بود. اما دیگران میگویند: وفره به مویی گفته میشود که روی گوشها قرار دارد. قاضی عیاض / علیه میگوید: مشهور است که زنان عرب، گیسو داشتند. شاید ازواج مطهرات بعد از وفات رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) چون دیگر نیازی به زینت و موی بلند نداشتند، موهایشان را کوتاه میکردند. این سخن قاضی عیاض را دیگران نیز گفتهاند و درست هم همین است؛ زیرا گمان نمیرود که آنها در حیات رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) این کار را میکردند. و این حدیث دلیل بر این است که زنان میتوانند موهایشان را کم کنند (مقداری کوتاه نمایند). قابل یاد آوری است که کوتاه کردن نباید به اندازهای باشد که با مردان مشابهت پیدا کنند؛ زیرا الله متعال زنانی را که خود را شبیه مردان نمایند، لعنت نموده است. (مترجم)
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(8): نهی از نگاه کردن به عورت مرد و زن
159- عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ س: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «لاَ يَنْظُرُ الرَّجُلُ إِلَى عَوْرَةِ الرَّجُلِ، وَلاَ الْمَرْأَةُ إِلَى عَوْرَةِ الْمَرْأَةِ، وَلاَ يُفْضِي الرَّجُلُ إِلَى الرَّجُلِ فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، وَلاَ تُفْضِي الْمَرْأَةُ إِلَى الْمَرْأَةِ فِي الثَّوْبِ الْوَاحِدِ. (م/338)
ترجمه: ابوسعید خدری (رضي الله عنه) روایت میکند که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مرد به عورت مرد، و زن به عورت زن نگاه نکند. همچنین مرد با مرد، و زن با زن وارد یک پارچه نشود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
159- عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ س: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «لاَ يَنْظُرُ الرَّجُلُ إِلَى عَوْرَةِ الرَّجُلِ، وَلاَ الْمَرْأَةُ إِلَى عَوْرَةِ الْمَرْأَةِ، وَلاَ يُفْضِي الرَّجُلُ إِلَى الرَّجُلِ فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، وَلاَ تُفْضِي الْمَرْأَةُ إِلَى الْمَرْأَةِ فِي الثَّوْبِ الْوَاحِدِ. (م/338)
ترجمه: ابوسعید خدری (رضي الله عنه) روایت میکند که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مرد به عورت مرد، و زن به عورت زن نگاه نکند. همچنین مرد با مرد، و زن با زن وارد یک پارچه نشود».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS