73- «الْخَامِس: عنْ أبي أُمَامَةَ صُدَيَّ بْنِ عَجْلانَ الْباهِلِيِّ رضی الله عنه قال: سَمِعْتُ رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم يَخْطُبُ في حَجَّةِ الْودَاع فَقال: «اتَّقُوا اللَّه، وصَلُّوا خَمْسكُم، وصُومُوا شَهْرَكم، وأَدُّوا زكَاةَ أَمْوَالِكُم، وَأَطِيعُوا أُمَرَاءَكُم، تَدْخُلُوا جَنَّةَ رَبِّكُمْ»» رواه التِّرْمذي، في آخر كتابِ الصلاةِ وقال: حديثٌ حسنٌ صحيح.
73- «از ابو امامه صدی بن عجلان الباهلی رضی الله عنه روایت است که گفت:
خطبهء پیامبر صلی الله علیه وسلم در حجة الوداع را شنیدم که میفرمود: از خدا بترسید و نمازهای پنج وقت خود را بخوانید و ماه روزهء خود را روزه بگیرید، زکات مالهای خویش را بدهید واز امیران خویش اطاعت و فرمانبرداری کنید، به جنت پروردگار خویش داخل میشوید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
73- «از ابو امامه صدی بن عجلان الباهلی رضی الله عنه روایت است که گفت:
خطبهء پیامبر صلی الله علیه وسلم در حجة الوداع را شنیدم که میفرمود: از خدا بترسید و نمازهای پنج وقت خود را بخوانید و ماه روزهء خود را روزه بگیرید، زکات مالهای خویش را بدهید واز امیران خویش اطاعت و فرمانبرداری کنید، به جنت پروردگار خویش داخل میشوید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
3- «وعَنْ عَائِشَة رضی الله عنه قَالَت قالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم : «لا هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحِ، وَلكنْ جِهَادٌ وَنِيَّةٌ، وَإِذَا اسْتُنْفرِتُمْ فانْفِرُوا»» مُتَّفَقٌ عَلَيْه.
وَمَعْنَاه: لا هِجْرَةَ مِنْ مَكَّةَ لأَنَّهَا صَارَتْ دَارَ إِسْلام.
3- «از عائشه رضی الله عنه روایت است که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:
هجرتی بعد از فتح نیست، ولی جهاد و نیت جهاد به حال خود باقیست و هرگاه به جهاد دعوت شدید، آن را لبیک گفته، بسوی آن بشتابید».
معنای حدیث آنست که هجرتی از مکه وجود ندارد، زیرا مکهء مکرمه سرزمین اسلام گردیده است.
ش: در بارهء مفهوم این حدیث امام خطابی گوید: برای مسلمانان در آن وقت به علت اینکه مکه فتح گردیده و مسلمانان برای دینشان نگرانی نداشتهاند هجرتی بسوی مدینه لازم نبود. چون، علت وجوب هجرت در ابتداء نیز بخاطر قلت مسلمین در آن وقت در مدینه بوده تا بدین ترتیب مسلمانان در مدینه زیاد شده و قدرت یابند، که در واقع این هجرت به سوی پیامبر خدا و حمایت از ایشان و تعلیم دین بوده است، اما پس از فتح مکه از این امر بینیازی بوده و مسلمین توان و نیروی حمایت از خویش را داشتهاند. (مترجم)
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
وَمَعْنَاه: لا هِجْرَةَ مِنْ مَكَّةَ لأَنَّهَا صَارَتْ دَارَ إِسْلام.
3- «از عائشه رضی الله عنه روایت است که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:
هجرتی بعد از فتح نیست، ولی جهاد و نیت جهاد به حال خود باقیست و هرگاه به جهاد دعوت شدید، آن را لبیک گفته، بسوی آن بشتابید».
معنای حدیث آنست که هجرتی از مکه وجود ندارد، زیرا مکهء مکرمه سرزمین اسلام گردیده است.
ش: در بارهء مفهوم این حدیث امام خطابی گوید: برای مسلمانان در آن وقت به علت اینکه مکه فتح گردیده و مسلمانان برای دینشان نگرانی نداشتهاند هجرتی بسوی مدینه لازم نبود. چون، علت وجوب هجرت در ابتداء نیز بخاطر قلت مسلمین در آن وقت در مدینه بوده تا بدین ترتیب مسلمانان در مدینه زیاد شده و قدرت یابند، که در واقع این هجرت به سوی پیامبر خدا و حمایت از ایشان و تعلیم دین بوده است، اما پس از فتح مکه از این امر بینیازی بوده و مسلمین توان و نیروی حمایت از خویش را داشتهاند. (مترجم)
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
4- «وعَنْ أبي عَبْدِ اللَّهِ جابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الأَنْصَارِيِّ رضی الله عنه قال:كُنَّا مَع النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم في غَزَاة فَقال: «إِنَّ بِالْمَدِينَةِ لَرِجَالاً مَا سِرْتُمْ مَسِيرا، وَلاَ قَطَعْتُمْ وَادِياً إِلاَّ كانُوا مَعكُم حَبَسَهُمُ الْمَرَضُ» وَفِي روايَةِ: «إِلاَّ شَركُوكُمْ في الأَجْرِ» رَواهُ مُسْلِم.
ورواهُ البُخَارِيُّ عَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه قال:رَجَعْنَا مِنْ غَزْوَةِ تَبُوكَ مَعَ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم فَقَالَ: «إِنَّ أَقْوَامَاً خلْفَنَا بالمدِينةِ مَا سَلَكْنَا شِعْباً وَلاَ وَادِياً إِلاَّ وَهُمْ مَعَنَا، حَبَسَهُمْ الْعُذْرُ»».
4- «از ابی عبد الله جابر بن عبد الله انصاری رضی الله عنه روایت است که فرمود:
ما در جنگی از جنگهای پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم شرکت داشتیم، آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: همانا در مدینه مردانی هستند که شما مسیری را طی نکردید و در هیچ وادیی را سیر ننمودید، مگر اینکه آنان با شما بودند که بیماری آنها را از همراهی با شما باز داشته است و در روایتی آمده است، مگر اینکه آنها در اجر با شما شریکاند.
و بخاری / آن را از انس رضی الله عنه روایت نموده که فرمود: ما از جنگ تبوک با پیامبر صلی الله علیه وسلم بازگشتیم، آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: همانا، در مدینه کسانی را ترک نمودیم که هیچ راه کوهستانی و هیچ وادی را طی نکردیم مگر اینکه آنان با ما بودند و جز عذر، آنها را چیزی از همراهی با ما باز نداشت».
ش: را جع به شرح این حدیث مبارک عاقولی در شرح المصابیح گوید: این حدیث میرساند که آنان در اجر مساوی و شریک بوده و به آیهای کریمهء (لایستوی القاعدون) چون استدلال گردد مفهوم ترجیح جانب غازی بر قاعد را میرساند، و البته این قاعد هم در صورتیکه عذری نداشته باشد و بدون عذر از جهاد باز ماند، بنا براین در میان حدیث مبارک و آیهء کریمهء مذکوره تنافسی دیده نمیشود.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
ورواهُ البُخَارِيُّ عَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه قال:رَجَعْنَا مِنْ غَزْوَةِ تَبُوكَ مَعَ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم فَقَالَ: «إِنَّ أَقْوَامَاً خلْفَنَا بالمدِينةِ مَا سَلَكْنَا شِعْباً وَلاَ وَادِياً إِلاَّ وَهُمْ مَعَنَا، حَبَسَهُمْ الْعُذْرُ»».
4- «از ابی عبد الله جابر بن عبد الله انصاری رضی الله عنه روایت است که فرمود:
ما در جنگی از جنگهای پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم شرکت داشتیم، آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: همانا در مدینه مردانی هستند که شما مسیری را طی نکردید و در هیچ وادیی را سیر ننمودید، مگر اینکه آنان با شما بودند که بیماری آنها را از همراهی با شما باز داشته است و در روایتی آمده است، مگر اینکه آنها در اجر با شما شریکاند.
و بخاری / آن را از انس رضی الله عنه روایت نموده که فرمود: ما از جنگ تبوک با پیامبر صلی الله علیه وسلم بازگشتیم، آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: همانا، در مدینه کسانی را ترک نمودیم که هیچ راه کوهستانی و هیچ وادی را طی نکردیم مگر اینکه آنان با ما بودند و جز عذر، آنها را چیزی از همراهی با ما باز نداشت».
ش: را جع به شرح این حدیث مبارک عاقولی در شرح المصابیح گوید: این حدیث میرساند که آنان در اجر مساوی و شریک بوده و به آیهای کریمهء (لایستوی القاعدون) چون استدلال گردد مفهوم ترجیح جانب غازی بر قاعد را میرساند، و البته این قاعد هم در صورتیکه عذری نداشته باشد و بدون عذر از جهاد باز ماند، بنا براین در میان حدیث مبارک و آیهء کریمهء مذکوره تنافسی دیده نمیشود.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(3): کلمات اذان را دو بار و کلمات اقامه را یک بار، بگوید
192- عَنْ أَنَسٍ (رضي الله عنه) قَالَ: أُمِرَ بِلاَلٌ أَنْ يَشْفَعَ الأَذَانَ، وَيُوتِرَ الإِقَامَةَ، زَادَ يَحْيَى فِي حَدِيثِهِ عَنِ ابْنِ عُلَيَّةَ: فَحَدَّثْتُ بِهِ أَيُّوبَ، فَقَالَ: إِلاَّ الإِقَامَةَ. (م/378)
ترجمه: انس (رضي الله عنه) میگوید: به بلال (رضي الله عنه) دستور داده شد که کلمات اذان را دو بار و کلمات اقامه را یک بار، بگوید. ی ح یی در روایتش از ابن علیه اضافه میکند که: این حدیث را برای ایوب بیان نمودم. او گفت: بجز «قد قامت الصلاة» که دوبار گفته میشود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
192- عَنْ أَنَسٍ (رضي الله عنه) قَالَ: أُمِرَ بِلاَلٌ أَنْ يَشْفَعَ الأَذَانَ، وَيُوتِرَ الإِقَامَةَ، زَادَ يَحْيَى فِي حَدِيثِهِ عَنِ ابْنِ عُلَيَّةَ: فَحَدَّثْتُ بِهِ أَيُّوبَ، فَقَالَ: إِلاَّ الإِقَامَةَ. (م/378)
ترجمه: انس (رضي الله عنه) میگوید: به بلال (رضي الله عنه) دستور داده شد که کلمات اذان را دو بار و کلمات اقامه را یک بار، بگوید. ی ح یی در روایتش از ابن علیه اضافه میکند که: این حدیث را برای ایوب بیان نمودم. او گفت: بجز «قد قامت الصلاة» که دوبار گفته میشود.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(6): فضیلت اذان
195- عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رضي الله عنه) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يُغِيرُ إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ، وَكَانَ يَسْتَمِعُ الأَذَانَ، فَإِنْ سَمِعَ أَذَانًا أَمْسَكَ، وَإِلاَّ أَغَارَ، فَسَمِعَ رَجُلاً يَقُولُ: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) «عَلَى الْفِطْرَةِ». ثُمَّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «خَرَجْتَ مِنَ النَّارِ». فَنَظَرُوا فَإِذَا هُوَ رَاعِي مِعْزًى. (م/382)
ترجمه: انس بن مالک (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام طلوع فجر، حمله را آغاز میکرد. نخست، گوش میداد اگر صدای اذان را میشنید، حمله نمینمود. در غیر اینصورت، حمله میکرد. آنحضرت (صلی الله علیه وآله وسلم) شنید که مردی الله اکبر، الله اکبر میگوید. فرمود: «این شخص بر فطرت (اسلام) است». سپس آن مرد گفت: أشهد ان لا اله الا الله، أشهد ان لا اله الا الله. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «از آتش بیرون رفتی» (نجات یافتی). صحابه نگاه کردند، دیدند چوپانی است.
196- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س: أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاَةِ أَدْبَرَ الشَّيْطَانُ لَهُ ضُرَاطٌ، حَتَّى لاَ يَسْمَعَ التَّأْذِينَ، فَإِذَا قُضِيَ التَّأْذِينُ أَقْبَلَ، حَتَّى إِذَا ثُوِّبَ بِالصَّلاَةِ أَدْبَرَ، حَتَّى إِذَا قُضِيَ التَّثْوِيبُ أَقْبَلَ، حَتَّى يَخْطُرَ بَيْنَ الْمَرْءِ وَنَفْسِهِ يَقُولُ لَهُ: اذْكُرْ كَذَا، وَاذْكُرْ كَذَا، لِمَا لَمْ يَكُنْ يَذْكُرُ مِنْ قَبْلُ، حَتَّى يَظَلَّ الرَّجُلُ مَا يَدْرِي كَمْ صَلَّى». (م/389)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هنگامیکه برای نماز، اذان داده میشود، شیطان فرار میکند و از عقب خود، هوا خارج میکند تا صدای اذان را نشنود. و بعد از اذان، برمیگردد. بار دیگر، هنگام اقامه گفتن، فرار میکند و دوباره، پس از اتمام آن، بر میگردد تا نمازگزاران را دچار وسوسه کند و میگوید: فلان چیز و فلان چیز را به خاطر بیاور؛ یعنی همهی آنچه را که فراموش کرده است به یادش میآورد و او را چنان سرگرم میکند که نداند چند رکعت، نمازخوانده است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
195- عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رضي الله عنه) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يُغِيرُ إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ، وَكَانَ يَسْتَمِعُ الأَذَانَ، فَإِنْ سَمِعَ أَذَانًا أَمْسَكَ، وَإِلاَّ أَغَارَ، فَسَمِعَ رَجُلاً يَقُولُ: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) «عَلَى الْفِطْرَةِ». ثُمَّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «خَرَجْتَ مِنَ النَّارِ». فَنَظَرُوا فَإِذَا هُوَ رَاعِي مِعْزًى. (م/382)
ترجمه: انس بن مالک (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگام طلوع فجر، حمله را آغاز میکرد. نخست، گوش میداد اگر صدای اذان را میشنید، حمله نمینمود. در غیر اینصورت، حمله میکرد. آنحضرت (صلی الله علیه وآله وسلم) شنید که مردی الله اکبر، الله اکبر میگوید. فرمود: «این شخص بر فطرت (اسلام) است». سپس آن مرد گفت: أشهد ان لا اله الا الله، أشهد ان لا اله الا الله. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «از آتش بیرون رفتی» (نجات یافتی). صحابه نگاه کردند، دیدند چوپانی است.
196- عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ س: أَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «إِذَا نُودِيَ لِلصَّلاَةِ أَدْبَرَ الشَّيْطَانُ لَهُ ضُرَاطٌ، حَتَّى لاَ يَسْمَعَ التَّأْذِينَ، فَإِذَا قُضِيَ التَّأْذِينُ أَقْبَلَ، حَتَّى إِذَا ثُوِّبَ بِالصَّلاَةِ أَدْبَرَ، حَتَّى إِذَا قُضِيَ التَّثْوِيبُ أَقْبَلَ، حَتَّى يَخْطُرَ بَيْنَ الْمَرْءِ وَنَفْسِهِ يَقُولُ لَهُ: اذْكُرْ كَذَا، وَاذْكُرْ كَذَا، لِمَا لَمْ يَكُنْ يَذْكُرُ مِنْ قَبْلُ، حَتَّى يَظَلَّ الرَّجُلُ مَا يَدْرِي كَمْ صَلَّى». (م/389)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هنگامیکه برای نماز، اذان داده میشود، شیطان فرار میکند و از عقب خود، هوا خارج میکند تا صدای اذان را نشنود. و بعد از اذان، برمیگردد. بار دیگر، هنگام اقامه گفتن، فرار میکند و دوباره، پس از اتمام آن، بر میگردد تا نمازگزاران را دچار وسوسه کند و میگوید: فلان چیز و فلان چیز را به خاطر بیاور؛ یعنی همهی آنچه را که فراموش کرده است به یادش میآورد و او را چنان سرگرم میکند که نداند چند رکعت، نمازخوانده است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (3): نماز خواندن در لباسي كه آنرا گرد خود پيچيده باشد
229- «عَنْ أُمَّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبِي طَالِبٍ (رض) قَالَتْ: حَدِيْثُ صَلاةِ النَّبيِّ (ص) عَامَ الْفَتْحِ تَقَدَّمَّ، وَفِيْ هَذِهِ الرِّوَايَةِ قَالَتْ: فَصَلَّى ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ مُلْتَحِفًا فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، زَعَمَ ابْنُ أُمِّي أَنَّهُ قَاتِلٌ رَجُلاً قَدْ أَجَرْتُهُ، فُلانَ ابْنَ هُبَيْرَةَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «قَدْ أَجَرْنَا مَنْ أَجَرْتِ يَا أُمَّ هَانِئٍ». قَالَتْ أُمُّ هَانِئٍ: وَذَاكَ ضُحًى». (بخارى:353 ـ 357)
ترجمه: «روایت ام هانی درباره اینكه ایشان در سال فتح مكه، نزد رسول الله (ص) آمد و سلام گفت در حالیكه رسول خدا (ص) مشغول استحمام بود و فاطمه (رض) او را در پرده گرفته بود، قبلا گذشت. در این روایت، ام هانی میافزاید: رسول الله (ص) بعد از غسل و استحمام، در حالی كه خود را در پارچهای پیچیده بود، هشت ركعت نماز خواند. بعد از پایان نماز، عرض كردم: ای پیامبر گرامی (ص)! برادرم ؛علی (رض)؛ میخواهد فلانی فرزند هبیره راكه من پناه دادهام، به قتل برساند. رسول الله (ص) فرمود: «كسی را كه تو پناه دادهای، ما هم پناهش میدهیم». ام هانی میگوید: نمازی را كه رسول الله (ص) خواند، نماز اشراق بود».
230- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ سَائِلا سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) عَنِ الصَّلاةِ فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَوَلِكُلِّكُمْ ثَوْبَانِ»»؟ (بخارى:358)
ترجمه: «از ابوهریره (رض) روایت است كه شخصی از رسول الله (ص) درباره نماز خواندن در یک قطعه پارچه، سؤال كرد. رسول الله (ص) فرمود: «مگر هر كدام از شما دوقطعه پارچه دارد»»؟.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
229- «عَنْ أُمَّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبِي طَالِبٍ (رض) قَالَتْ: حَدِيْثُ صَلاةِ النَّبيِّ (ص) عَامَ الْفَتْحِ تَقَدَّمَّ، وَفِيْ هَذِهِ الرِّوَايَةِ قَالَتْ: فَصَلَّى ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ مُلْتَحِفًا فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، زَعَمَ ابْنُ أُمِّي أَنَّهُ قَاتِلٌ رَجُلاً قَدْ أَجَرْتُهُ، فُلانَ ابْنَ هُبَيْرَةَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «قَدْ أَجَرْنَا مَنْ أَجَرْتِ يَا أُمَّ هَانِئٍ». قَالَتْ أُمُّ هَانِئٍ: وَذَاكَ ضُحًى». (بخارى:353 ـ 357)
ترجمه: «روایت ام هانی درباره اینكه ایشان در سال فتح مكه، نزد رسول الله (ص) آمد و سلام گفت در حالیكه رسول خدا (ص) مشغول استحمام بود و فاطمه (رض) او را در پرده گرفته بود، قبلا گذشت. در این روایت، ام هانی میافزاید: رسول الله (ص) بعد از غسل و استحمام، در حالی كه خود را در پارچهای پیچیده بود، هشت ركعت نماز خواند. بعد از پایان نماز، عرض كردم: ای پیامبر گرامی (ص)! برادرم ؛علی (رض)؛ میخواهد فلانی فرزند هبیره راكه من پناه دادهام، به قتل برساند. رسول الله (ص) فرمود: «كسی را كه تو پناه دادهای، ما هم پناهش میدهیم». ام هانی میگوید: نمازی را كه رسول الله (ص) خواند، نماز اشراق بود».
230- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ سَائِلا سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) عَنِ الصَّلاةِ فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَوَلِكُلِّكُمْ ثَوْبَانِ»»؟ (بخارى:358)
ترجمه: «از ابوهریره (رض) روایت است كه شخصی از رسول الله (ص) درباره نماز خواندن در یک قطعه پارچه، سؤال كرد. رسول الله (ص) فرمود: «مگر هر كدام از شما دوقطعه پارچه دارد»»؟.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (5): اگر لباس، تنگ باشد
233- «عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (رض) قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ، فَجِئْتُ لَيْلَةً لِبَعْضِ أَمْرِي، فَوَجَدْتُهُ يُصَلِّي، وَعَلَيَّ ثَوْبٌ وَاحِدٌ، فَاشْتَمَلْتُ بِهِ، وَصَلَّيْتُ إِلَى جَانِبِهِ، فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ: «مَا السُّرَى يَا جَابِرُ»؟ فَأَخْبَرْتُهُ بِحَاجَتِي، فَلَمَّا فَرَغْتُ قَالَ: «مَا هَذَا الاشْتِمَالُ الَّذِي رَأَيْتُ»؟ قُلْتُ: كَانَ ثَوْبٌ، قَالَ: «فَإِنْ كَانَ وَاسِعًا فَالْتَحِفْ بِهِ، وَإِنْ كَانَ ضَيِّقًا فَاتَّزِرْ بِه»». (بخارى:361)
ترجمه: «جابر بن عبد الله (رض) میگوید: دریكی ازسفرها، همراه رسول خدا (ص) بودم. شبی برای كار شخصی خود، نزد رسول الله (ص) رفتم. آنحضرت (ص) مشغول نماز خواندن بود. من فقط یک قطعه لباس داشتم كه خود را در آن پیچیده بودم. كنارآنحضرت (ص) به نماز ایستادم. پس از اتمام نماز، رسول الله (ص) فرمود: «ای جابر! در این هنگام از شب چرا آمدهای»؟ من منظورم را برای رسول الله (ص) بیان كردم. آنگاه رسول الله (ص) فرمود: «چرا خود را چنین در چادر پیچیدهای»؟ عرض كردم: ای پیامبرخدا! همین یک قطعه پارچه را داشتم. (و چارهای جز این نداشتم). رسول الله (ص) فرمود: «اگر پارچه بزرگ است، آن را دورخود بپیچان و اگر كوچک است، بجای شلوار از آن استفاده كن»».
234- «عَنْ سَهْلٍ (رض) قَالَ: كَانَ رِجَالٌ يُصَلُّونَ مَعَ النَّبِيِّ (ص) عَاقِدِي أُزْرِهِمْ عَلَى أَعْنَاقِهِمْ، كَهَيْئَةِ الصِّبْيَانِ، وَيُقَالُ لِلنِّسَاءِ: «لا تَرْفَعْنَ رُءُوسَكُنَّ حَتَّى يَسْتَوِيَ الرِّجَالُ جُلُوسًا»». (بخارى:362)
ترجمه: «سهل (رض) میگوید: مردانی با رسول الله (ص) نماز میخواندند كه ازارهای خود را (كه بجای شلوار از آنها استفاده میكردند) مانند كودكان بر گردنهای خود، بسته بودند. آنحضرت (ص) خطاب به زنان فرمود: «تا وقتیكه مردان، سر از سجده برنداشتهاند، شما سر از سجده، بر ندارید»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
233- «عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (رض) قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ النَّبِيِّ (ص) فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ، فَجِئْتُ لَيْلَةً لِبَعْضِ أَمْرِي، فَوَجَدْتُهُ يُصَلِّي، وَعَلَيَّ ثَوْبٌ وَاحِدٌ، فَاشْتَمَلْتُ بِهِ، وَصَلَّيْتُ إِلَى جَانِبِهِ، فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ: «مَا السُّرَى يَا جَابِرُ»؟ فَأَخْبَرْتُهُ بِحَاجَتِي، فَلَمَّا فَرَغْتُ قَالَ: «مَا هَذَا الاشْتِمَالُ الَّذِي رَأَيْتُ»؟ قُلْتُ: كَانَ ثَوْبٌ، قَالَ: «فَإِنْ كَانَ وَاسِعًا فَالْتَحِفْ بِهِ، وَإِنْ كَانَ ضَيِّقًا فَاتَّزِرْ بِه»». (بخارى:361)
ترجمه: «جابر بن عبد الله (رض) میگوید: دریكی ازسفرها، همراه رسول خدا (ص) بودم. شبی برای كار شخصی خود، نزد رسول الله (ص) رفتم. آنحضرت (ص) مشغول نماز خواندن بود. من فقط یک قطعه لباس داشتم كه خود را در آن پیچیده بودم. كنارآنحضرت (ص) به نماز ایستادم. پس از اتمام نماز، رسول الله (ص) فرمود: «ای جابر! در این هنگام از شب چرا آمدهای»؟ من منظورم را برای رسول الله (ص) بیان كردم. آنگاه رسول الله (ص) فرمود: «چرا خود را چنین در چادر پیچیدهای»؟ عرض كردم: ای پیامبرخدا! همین یک قطعه پارچه را داشتم. (و چارهای جز این نداشتم). رسول الله (ص) فرمود: «اگر پارچه بزرگ است، آن را دورخود بپیچان و اگر كوچک است، بجای شلوار از آن استفاده كن»».
234- «عَنْ سَهْلٍ (رض) قَالَ: كَانَ رِجَالٌ يُصَلُّونَ مَعَ النَّبِيِّ (ص) عَاقِدِي أُزْرِهِمْ عَلَى أَعْنَاقِهِمْ، كَهَيْئَةِ الصِّبْيَانِ، وَيُقَالُ لِلنِّسَاءِ: «لا تَرْفَعْنَ رُءُوسَكُنَّ حَتَّى يَسْتَوِيَ الرِّجَالُ جُلُوسًا»». (بخارى:362)
ترجمه: «سهل (رض) میگوید: مردانی با رسول الله (ص) نماز میخواندند كه ازارهای خود را (كه بجای شلوار از آنها استفاده میكردند) مانند كودكان بر گردنهای خود، بسته بودند. آنحضرت (ص) خطاب به زنان فرمود: «تا وقتیكه مردان، سر از سجده برنداشتهاند، شما سر از سجده، بر ندارید»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
651- «وعنها أَنَّ قريشاً أَهَمَّهُم شَأْنُ المرأةِ المَخزُومِية التي سَرقَت فقالوا: من يُكلِّمُ فيها رسولَ اللَّه صلی الله علیه وسلم ؟ فقالوا: مَن يجتَرِيءُ عليهِ إلا أُسامةُ بنُ زيدٍ حِبُّ رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم ؟ فَكَلًَّمهُ أُسامةُ، فقالِ رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم : «أَتَشفعُ في حدٍّ مِن حُدُودِ اللَّهِ تعالى ؟،» ثم قامَ فَاخْتَطَبَ ثم قال: «إنما أهْلَكَ من قبلكُم أنَّهُم كانُوا إذَا سرقَ فِيهِم الشَّريفُ تَركُوه، وإذا سرق فِيهمِ الضَّعِيفُ أَقامُوا عليهِ الحدَّ، وايْمُ اللَّه، لو أنَّ فاطمَة بنت محمدٍ سرقَتْ لقَطَعْتُ يَدهَا»» متفقٌ علیه.
651- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که:
چون حالت زن مخزومی ایکه دزدی کرده بود، قریش را بخود مشغول داشت، با خود گفتند کدام کس در بارهء او با رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن میگوید و گفتند: کدام شخص بر او جرئت میکند، بجز اسامه بن زید، محبوب رسول الله صلی الله علیه وسلم . سپس اسامه رضی الله عنه با آنحضرت صلی الله علیه وسلم صحبت نمود. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آیا در حدی از حدود خدا شفاعت میکنی؟! سپس برخاسته خطبه خوانده فرمود: مردمی را که پیش از شما بودند این چیز هلاک ساخت که چون شخص شریف و بزرگ زادهای در میانشان دزدی میکرد، او را فرو میگذاشتند و چون شخص ضعیف و ناتوان در میانشان دزدی میکرد، حد را بر او جاری میساختند و سوگند به خدا که اگر فاطمه بنت محمد صلی الله علیه وسلم دزدی میکرد، حتماً دستش را قطع میکردم».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
651- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که:
چون حالت زن مخزومی ایکه دزدی کرده بود، قریش را بخود مشغول داشت، با خود گفتند کدام کس در بارهء او با رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن میگوید و گفتند: کدام شخص بر او جرئت میکند، بجز اسامه بن زید، محبوب رسول الله صلی الله علیه وسلم . سپس اسامه رضی الله عنه با آنحضرت صلی الله علیه وسلم صحبت نمود. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آیا در حدی از حدود خدا شفاعت میکنی؟! سپس برخاسته خطبه خوانده فرمود: مردمی را که پیش از شما بودند این چیز هلاک ساخت که چون شخص شریف و بزرگ زادهای در میانشان دزدی میکرد، او را فرو میگذاشتند و چون شخص ضعیف و ناتوان در میانشان دزدی میکرد، حد را بر او جاری میساختند و سوگند به خدا که اگر فاطمه بنت محمد صلی الله علیه وسلم دزدی میکرد، حتماً دستش را قطع میکردم».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
652- «وعن أنس رضی الله عنه أن النبي صلی الله علیه وسلم رَأَى نُخامَةً في القِبلةِ . فشقَّ ذلكَ عَلَيهِ حتَّى رُؤِي في وجهِه، فَقَامَ فَحَكَّهُ بيَدِهِ فقال: «إن أحَدكم إذا قَام في صَلاتِه فَإنَّهُ يُنَاجِي ربَّه، وإنَّ ربَّهُ بَينَهُ وبَينَ القِبْلَةِ، فلا يَبْزُقَنَّ أَحدُكُم قِبلَ القِبْلَةِ، ولكِن عَنْ يَسَارِهِ أوْ تحْتَ قدَمِهِ» ثُمَّ أخَذَ طرفَ رِدائِهِ فَبصقَ فِيه، ثُمَّ ردَّ بَعْضَهُ على بعْضٍ فقال: «أَو يَفْعَلُ هكذا»» متفقٌ علیه.
652- «از انس رضی الله عنه روایت شده که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم کثافتی (بلغم و اخلاط) را در قبله دیدند، این امر بر ایشان گران آمده و در چهرهء مبارک اثر نمود. سپس برخاسته و با دست خود آن را پاک کرده و فرمود: هرگاه یکی از شما برای ادای نمازش برمیخیزد، همانا او با خدایش راز میگوید و اینکه پروردگارش در میان او و قبله است. پس هیچکدام از شما بطرف قبله تف نکند، و لیکن بطرف چپ یا زیر پایش آنرا بیندازد. سپس گوشهء ردای خود را گرفته و در آن تف نموده و قسمتی را بر بالای قسمتی دیگر گردانیده و فرمود: یا اینطور بکند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
652- «از انس رضی الله عنه روایت شده که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم کثافتی (بلغم و اخلاط) را در قبله دیدند، این امر بر ایشان گران آمده و در چهرهء مبارک اثر نمود. سپس برخاسته و با دست خود آن را پاک کرده و فرمود: هرگاه یکی از شما برای ادای نمازش برمیخیزد، همانا او با خدایش راز میگوید و اینکه پروردگارش در میان او و قبله است. پس هیچکدام از شما بطرف قبله تف نکند، و لیکن بطرف چپ یا زیر پایش آنرا بیندازد. سپس گوشهء ردای خود را گرفته و در آن تف نموده و قسمتی را بر بالای قسمتی دیگر گردانیده و فرمود: یا اینطور بکند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
15- «وعنْ أبي حَمْزَةَ أَنَس بن مَالِكٍ الأَنْصَارِيِّ خَادِمِ رسول الله صلی الله علیه وسلم قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: للَّهُ أَفْرحُ بتْوبةِ عَبْدِهِ مِنْ أَحَدِكُمْ سقطَ عَلَى بعِيرِهِ وقد أَضلَّهُ في أَرضٍ فَلاةٍ» متفقٌ عليه.
وفي رواية لـمُسْلم: «للَّهُ أَشدُّ فرحاً بِتَوْبةِ عَبْدِهِ حِين يتُوبُ إِلْيهِ مِنْ أَحَدِكُمْ كان عَلَى راحِلَتِهِ بِأَرْضٍ فلاةٍ، فانْفلتتْ مِنْهُ وعلَيْها طعامُهُ وشرَابُهُ فأَيِسَ مِنْهَا، فأَتَى شَجَرةً فاضْطَجَعَ في ظِلِّهَا، وقد أَيِسَ مِنْ رَاحِلتِه، فَبَيْنما هوَ كَذَلِكَ إِذْ هُوَ بِها قَائِمة عِنْدَه، فَأَخذ بِخطامِهَا ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الفَرح: اللَّهُمَّ أَنت عبْدِي وأَنا ربُّكَ، أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الفرح»».
15- «از ابوحمزه انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که گفت:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: به تحقیق که خداوند شادتر میشود به توبهء بندهء خود، از یکی از شما که شتر گم شدهاش را در بیابان بیابد.
در روایت دیگر آمده: همانا خداوند شادتر میشود به توبهء بندهاش هنگامی که به درگاه او توبه میکند، از یکی از شما که در بیابان بر شترش سوار بوده، ناگهان شترش از نزدش فرار کرده، در حالیکه طعام و آبش بر بالای شتر باشد و چون از رسیدن به شترش مأیوس و نا امید شده آمده و در سایهء درختی غلطیده است. در این هنگام ناگهان متوجه میشود که شترش در کنارش ایستاده است، و او زمامش را بدست میگیرد و از نهایت شادمانی میگوید: خدایا تو بندهء منی و من خدای تو ام! و از نهایت شادمانی "الفاظ را اشتباه تلفظ میکند"».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
وفي رواية لـمُسْلم: «للَّهُ أَشدُّ فرحاً بِتَوْبةِ عَبْدِهِ حِين يتُوبُ إِلْيهِ مِنْ أَحَدِكُمْ كان عَلَى راحِلَتِهِ بِأَرْضٍ فلاةٍ، فانْفلتتْ مِنْهُ وعلَيْها طعامُهُ وشرَابُهُ فأَيِسَ مِنْهَا، فأَتَى شَجَرةً فاضْطَجَعَ في ظِلِّهَا، وقد أَيِسَ مِنْ رَاحِلتِه، فَبَيْنما هوَ كَذَلِكَ إِذْ هُوَ بِها قَائِمة عِنْدَه، فَأَخذ بِخطامِهَا ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الفَرح: اللَّهُمَّ أَنت عبْدِي وأَنا ربُّكَ، أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الفرح»».
15- «از ابوحمزه انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که گفت:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: به تحقیق که خداوند شادتر میشود به توبهء بندهء خود، از یکی از شما که شتر گم شدهاش را در بیابان بیابد.
در روایت دیگر آمده: همانا خداوند شادتر میشود به توبهء بندهاش هنگامی که به درگاه او توبه میکند، از یکی از شما که در بیابان بر شترش سوار بوده، ناگهان شترش از نزدش فرار کرده، در حالیکه طعام و آبش بر بالای شتر باشد و چون از رسیدن به شترش مأیوس و نا امید شده آمده و در سایهء درختی غلطیده است. در این هنگام ناگهان متوجه میشود که شترش در کنارش ایستاده است، و او زمامش را بدست میگیرد و از نهایت شادمانی میگوید: خدایا تو بندهء منی و من خدای تو ام! و از نهایت شادمانی "الفاظ را اشتباه تلفظ میکند"».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
19- «وعَنْ زِرِّ بْنِ حُبْيشٍ قال: أَتيْتُ صفْوانَ بْنِ عسَّالٍ رضی الله عنه أَسْأَلُهُ عن الْمَسْحِ عَلَى الْخُفَّيْنِ فقال: مَا جَاءَ بِكَ يَا زِر؟ فقُلْت: ابْتغَاءُ الْعِلْم، فقَال: إِنَّ الْملائِكَةَ تَضَعُ أَجْنِحتِها لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضاء بمَا يَطلُب، فَقلْت: إِنَّه قدْ حَكَّ في صدْرِي الـْمسْحُ عَلَى الْخُفَّيْنِ بَعْدَ الْغَائِطِ والْبوْل، وكُنْتَ امْرَءاً مِنْ أَصْحاب النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم، فَجئْت أَسْأَلُك: هَلْ سمِعْتَهُ يذْكرُ في ذَلِكَ شيْئا؟ قال: نعَمْ كانَ يأْمُرنا إذا كُنا سفراً أوْ مُسافِرين أَن لا ننْزعَ خفافَنا ثلاثة أَيَّامٍ ولَيَالِيهنَّ إِلاَّ مِنْ جنَابةٍ، لكِنْ مِنْ غائطٍ وبْولٍ ونْوم. فقُلْت: هَل سمِعتهُ يذكُر في الْهوى شيْئا؟ قال: نعمْ كُنَّا مَع رسول الله صلی الله علیه وسلم في سفر، فبيْنا نحنُ عِنْدهُ إِذ نادَاهُ أَعْرابي بصوْتٍ له جهوري: يا مُحمَّد، فأَجَابهُ رسولُ الله صلی الله علیه وسلم نحْوا مِنْ صَوْتِه: «هاؤُمْ» فقُلْتُ له: وَيْحَكَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ فإِنَّك عِنْد النَّبيِّ صلی الله علیه وسلم وقدْ نُهِيت عَنْ هذا، فقال: واللَّه لا أَغضُض: قَالَ الأَعْرابِي: الْمَرْءُ يُحِبُّ الْقَوم ولَمَّا يلْحق بِهِمْ؟ قال النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم: «الْـمرْءُ مع منْ أَحَبَّ يَوْمَ الْقِيامةِ» فما زَالَ يُحدِّثُنَا حتَّى ذكر باباً من الْمَغْرب مَسيرةُ عرْضِه أوْ يسِير الرَّاكِبُ في عرْضِهِ أَرْبَعِينَ أَوْ سَبْعِينَ عَاماً. قَالَ سُفْيانُ أَحدُ الرُّوَاةِ . قِبل الشَّامِ خلقَهُ اللَّهُ تعالى يوْم خلق السموات والأَرْضَ مفْتوحاً لِلتَّوبة لا يُغلقُ حتَّى تَطلُعَ الشَّمْسُ مِنْهُ»» رواه التِّرْمذی وغیره وقال: حدیث حسن صحیح.
19- «از زر بن حبیش رضی الله عنه روایت است که گفت:
نزد صفوان ابن عسال رضی الله عنه آمدم در موضوع مسح بر روی کفش بپرسم وی گفت:ای زر چه چیزی ترا آورد؟
گفتم: به طلب علم آمدم.
گفت: فرشتگان بالهای خود را برای طالب علم میگسترانند، از بسکه از درخواست و طلب وی راضی میباشند.
گفتم: مسئلهء مسح بر کفش بعد از رفع ضرورت (بول و براز) بر دلم گذشت، در حالیکه یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم بودی و آمدم بپرسم آیا در این مورد از آنحضرت صلی الله علیه وسلم چیزی شنیدهای؟
گفت: بلی. آنحضرت صلی الله علیه وسلم امر مینمودند که هرگاه در سفر باشیم برای سه شبانه روز کفشهای (موزهها) مان را بیرون نیاوریم مگر اینکه جنب شویم، لیکن غائط و بول و خواب، و روی آنها را مسح کنیم.
گفتم: آیا از وی در مورد دوستی چیزی شنیدهای؟
گفت: بلی. ما با پیامبر صلی الله علیه وسلم در سفر بودیم که ناگهان اعرابیی با صدای بسیار بلند صدا زد، ای محمد، پیامبر صلی الله علیه وسلم با صدای بلند مثل او گفتند: بلی. گفتم: وای بر تو، آهسته داد زن، آیا نمیدانی که تو در کنار پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار داری و از صدا بلند کردن منع شده ای؟ گفت: آهسته صدا نمیزنم.
اعرابی گفت: کسی قومی را دوست میدارد در حالیکه هنوز به آنها نپیوسته است؟
آنحضرت فرمود: هر شخص روز قیامت با کسی دمخور و محشور میشود که او را دوست میدارد.
همین گونه صحبت نمود، تا از دروازهای صحبت کرد که به سمت مغرب وجود دارد و گذشتن از پهنای آن و در روایتی سواره پهنای آن را در چهل یا هفتاد سال طی میکند.
سفیان یکی از روایت کنندگان حدیث میگوید: این دروازه به طرف شام قرار دارد، در روز آفرینش آسمان و زمین آن را نیز آفریده است تا لحظهای که آفتاب از آن طلوع نماید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
19- «از زر بن حبیش رضی الله عنه روایت است که گفت:
نزد صفوان ابن عسال رضی الله عنه آمدم در موضوع مسح بر روی کفش بپرسم وی گفت:ای زر چه چیزی ترا آورد؟
گفتم: به طلب علم آمدم.
گفت: فرشتگان بالهای خود را برای طالب علم میگسترانند، از بسکه از درخواست و طلب وی راضی میباشند.
گفتم: مسئلهء مسح بر کفش بعد از رفع ضرورت (بول و براز) بر دلم گذشت، در حالیکه یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم بودی و آمدم بپرسم آیا در این مورد از آنحضرت صلی الله علیه وسلم چیزی شنیدهای؟
گفت: بلی. آنحضرت صلی الله علیه وسلم امر مینمودند که هرگاه در سفر باشیم برای سه شبانه روز کفشهای (موزهها) مان را بیرون نیاوریم مگر اینکه جنب شویم، لیکن غائط و بول و خواب، و روی آنها را مسح کنیم.
گفتم: آیا از وی در مورد دوستی چیزی شنیدهای؟
گفت: بلی. ما با پیامبر صلی الله علیه وسلم در سفر بودیم که ناگهان اعرابیی با صدای بسیار بلند صدا زد، ای محمد، پیامبر صلی الله علیه وسلم با صدای بلند مثل او گفتند: بلی. گفتم: وای بر تو، آهسته داد زن، آیا نمیدانی که تو در کنار پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار داری و از صدا بلند کردن منع شده ای؟ گفت: آهسته صدا نمیزنم.
اعرابی گفت: کسی قومی را دوست میدارد در حالیکه هنوز به آنها نپیوسته است؟
آنحضرت فرمود: هر شخص روز قیامت با کسی دمخور و محشور میشود که او را دوست میدارد.
همین گونه صحبت نمود، تا از دروازهای صحبت کرد که به سمت مغرب وجود دارد و گذشتن از پهنای آن و در روایتی سواره پهنای آن را در چهل یا هفتاد سال طی میکند.
سفیان یکی از روایت کنندگان حدیث میگوید: این دروازه به طرف شام قرار دارد، در روز آفرینش آسمان و زمین آن را نیز آفریده است تا لحظهای که آفتاب از آن طلوع نماید».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
Forwarded from احادیث و سنت نبوی ﷺ (Suma Co)
باب (22): خاموش نشستن وگوش فرا دادن به خطبه امام در روز جمعه
513- «عَنِ أبي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِذَا قُلْتَ لِصَاحِبِكَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ: أَنْصِتْ، وَالإِمَامُ يَخْطُبُ، فَقَدْ لَغَوْتَ»». (بخارى:934)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «اگر روز جمعه كه امام مشغول ایراد خطبه است، به كسی كه در مجاورت، نشسته است، بگویی: ساكت باش، سخن بیهودهای گفتهای»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
513- «عَنِ أبي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِذَا قُلْتَ لِصَاحِبِكَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ: أَنْصِتْ، وَالإِمَامُ يَخْطُبُ، فَقَدْ لَغَوْتَ»». (بخارى:934)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «اگر روز جمعه كه امام مشغول ایراد خطبه است، به كسی كه در مجاورت، نشسته است، بگویی: ساكت باش، سخن بیهودهای گفتهای»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
Forwarded from احادیث و سنت نبوی ﷺ (Suma Co)
آداب روز جمعه
غسل کردن و استعمال عطر و مواد خوشبوکننده:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«مسلمانی که روز جمعه غسل نموده و در حد توان نظافت کرده؛ و با استعمال روغن و عطر از خانهاش بیرون رود و میان دو نفر (در صفهای مسجد) فاصله نیندازد و هر مقدار نماز-به عنوان تحیة المسجد-که برایش مقدر بود، به جاى آورد، و هنگام سخنرانی امام ساکت باشد، گناهان میان این جمعه و جمعه بعدش آمرزیده می شود.
[صحيح البخاري]
پوشیدن بهترین لباس:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«شایسته هر مسلمانی است که در صورت امکان، غیر از لباس کار یا لباس عادیاش، یک دست لباس برای روز جمعه داشته باشد.
مشكاة المصابيح
مسواک زدن :
پیامبرﷺ فرمودهاند:
« غسل روز جمعه براي هر بالغی مستحب است؛ و نیز مسواک زدن (سواک) و استعمال مواد خوشبوکننده در حد توان».
[صحيح مسلم،٨٤٦/٧ ].
رفتن زودهنگام و بدون تأخیر به مسجد:
در حدیث پیامبرﷺ ثواب رفتن زودهنگام به نماز جمعه معادل قربانی کردن شتری بیان شده است و آنگاه ثواب قربانی کردن یک گاو؛ و سپس قربانی کردن قوچ، و پس از آن قربانی نمودن مرغ، و در نهایت برای کسی که در لحظات پایانی و پیش از خطبه وارد مسجد یا جمع مسلمانان شود، ثواب صدقه دادن تخممرغی ثبت میشود؛ و چون امام برای خطبه حاضر گردد، فرشتگان که مأمور ثبت اين ثوابها هستند، به پند و اندرز امام گوش میسپارند.»
[صحيح البخاري،۸۸۱ ]
جدایی نینداختن میان دو نفر و پرهیز از اذیت و آزار دیگران:
جابر بن عبد الله رضی الله عنهما گوید:
«شخصی روز جمعه وارد مسجد شد و رسول الله ﷺ در حال سخنرانی و ایراد خطبه بودند. آن شخص- برای رساندن خود به صفوف جلو- از روی گردن مردم می گذشت. رسول الله ﷺ به او فرمودند :
«بنشین که دیر آمدی و - به مردم نیز- اذیت و آزار رساندی.»
[سنن ابن ماجه]
قرائت سوره کهف:
پیامبر(ﷺ) فرمودهاند:
«هر کس سوره کهف را در روز جمعه بخواند، فاصله بین دو جمعه (یعنی طول هفته آینده) او نورانی میگردد.»
[رواه ا لحاکم و البیهقی]
کثرت دعا و تلاش برای بهرهمندی از وقت اجابت دعا در روز جمعه:
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«روز جمعه، دوازده بخش زمانی دارد؛ هر بنده مسلمانی که در آن چیزی از الله بخواهد، الله خواستهاش را برآورده میسازد. زمان اجابت دعا را در واپسین ساعت یا بخش پایانی جمعه، بعد از عصر جستجو کنید».
[سنن أبي داود: ١٠٤٨]
به روایت صحیح، صحابه رضی الله عنهم اتفاق نظر داشتند که وقت اجابت دعا در روز جمعه، آخرین ساعت یا بخش پایانی جمعه، - بعد از عصر- میباشد.
الترغيـب والترهيب
کثرت درود و صلوات بر پیامبر (ﷺ):
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«در روز و شب جمعه بر من صلوات بفرستید، و هر کس بر من صلوات بفرستد، خداوند ۱۰ بار بر او صلوات میفرستد.»
[رواه البيهقی
@THEHADIIS
غسل کردن و استعمال عطر و مواد خوشبوکننده:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«مسلمانی که روز جمعه غسل نموده و در حد توان نظافت کرده؛ و با استعمال روغن و عطر از خانهاش بیرون رود و میان دو نفر (در صفهای مسجد) فاصله نیندازد و هر مقدار نماز-به عنوان تحیة المسجد-که برایش مقدر بود، به جاى آورد، و هنگام سخنرانی امام ساکت باشد، گناهان میان این جمعه و جمعه بعدش آمرزیده می شود.
[صحيح البخاري]
پوشیدن بهترین لباس:
پیامبر (ﷺ) میفرماید:
«شایسته هر مسلمانی است که در صورت امکان، غیر از لباس کار یا لباس عادیاش، یک دست لباس برای روز جمعه داشته باشد.
مشكاة المصابيح
مسواک زدن :
پیامبرﷺ فرمودهاند:
« غسل روز جمعه براي هر بالغی مستحب است؛ و نیز مسواک زدن (سواک) و استعمال مواد خوشبوکننده در حد توان».
[صحيح مسلم،٨٤٦/٧ ].
رفتن زودهنگام و بدون تأخیر به مسجد:
در حدیث پیامبرﷺ ثواب رفتن زودهنگام به نماز جمعه معادل قربانی کردن شتری بیان شده است و آنگاه ثواب قربانی کردن یک گاو؛ و سپس قربانی کردن قوچ، و پس از آن قربانی نمودن مرغ، و در نهایت برای کسی که در لحظات پایانی و پیش از خطبه وارد مسجد یا جمع مسلمانان شود، ثواب صدقه دادن تخممرغی ثبت میشود؛ و چون امام برای خطبه حاضر گردد، فرشتگان که مأمور ثبت اين ثوابها هستند، به پند و اندرز امام گوش میسپارند.»
[صحيح البخاري،۸۸۱ ]
جدایی نینداختن میان دو نفر و پرهیز از اذیت و آزار دیگران:
جابر بن عبد الله رضی الله عنهما گوید:
«شخصی روز جمعه وارد مسجد شد و رسول الله ﷺ در حال سخنرانی و ایراد خطبه بودند. آن شخص- برای رساندن خود به صفوف جلو- از روی گردن مردم می گذشت. رسول الله ﷺ به او فرمودند :
«بنشین که دیر آمدی و - به مردم نیز- اذیت و آزار رساندی.»
[سنن ابن ماجه]
قرائت سوره کهف:
پیامبر(ﷺ) فرمودهاند:
«هر کس سوره کهف را در روز جمعه بخواند، فاصله بین دو جمعه (یعنی طول هفته آینده) او نورانی میگردد.»
[رواه ا لحاکم و البیهقی]
کثرت دعا و تلاش برای بهرهمندی از وقت اجابت دعا در روز جمعه:
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«روز جمعه، دوازده بخش زمانی دارد؛ هر بنده مسلمانی که در آن چیزی از الله بخواهد، الله خواستهاش را برآورده میسازد. زمان اجابت دعا را در واپسین ساعت یا بخش پایانی جمعه، بعد از عصر جستجو کنید».
[سنن أبي داود: ١٠٤٨]
به روایت صحیح، صحابه رضی الله عنهم اتفاق نظر داشتند که وقت اجابت دعا در روز جمعه، آخرین ساعت یا بخش پایانی جمعه، - بعد از عصر- میباشد.
الترغيـب والترهيب
کثرت درود و صلوات بر پیامبر (ﷺ):
پیامبر (ﷺ) فرمودهاند:
«در روز و شب جمعه بر من صلوات بفرستید، و هر کس بر من صلوات بفرستد، خداوند ۱۰ بار بر او صلوات میفرستد.»
[رواه البيهقی
@THEHADIIS