احادیث و سنت نبوی ﷺ
534 subscribers
821 photos
24 videos
1 link
Download Telegram
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که به عطاء بن ابی رباح گفت: آيا زنی بهشتی به تو نشان ندهم؟ گفتم: بله. ابن عباس رضی الله عنهما گفت: اين زن سياه نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: من صرع دارم؛ وقتی بی هوش می شوم، برهنه می گردم. از الله بخواه تا مرا شفا دهد. پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: «إِن شئْتِ صَبَرْتِ ولكِ الْجنَّةُ، وإِنْ شِئْتِ دعَوْتُ اللَّه تَعالَى أَنْ يُعافِيَكِ»: «اگر می خواهی صبر كن و در عوض، بهشت از آنِ تو خواهد بود. و اگر می خواهی برايت دعا می کنم تا الله تو را شفا دهد». وی گفت: صبر می كنم. ولی (هنگام بیهوشی) برهنه می شوم، از الله بخواه تا بدنم نمايان نشود. و پيامبر صلى الله عليه وسلم برايش در این مورد دعا كرد. [صحیح است] [متفق علیه]

------

در این حدیث آمده که ابن عباس رضی الله عنهما به شاگردش عطاء بن ابی رباح می گوید: «آيا زنی بهشتی به تو نشان ندهم؟ گفتم: بله. ابن عباس رضی الله عنهما گفت: اين زن سياه».
زنی سیاه که کسی به او اهمیت نمی دهد و بیشتر مردم او را نمی شناسند. کسی که دچار صرع شده و بیهوش گشته و برهنه می گردد. رسول الله صلی الله علیه وسلم را در جریان می گذارد و از او می خواهد تا برای شفا یافتنش از صرع و بیهوشی به درگاه باری تعالی دعا کند. اما رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی می گوید: «إِن شئْتِ صَبَرْتِ ولكِ الْجنَّةُ، وإِنْ شِئْتِ دعَوْتُ اللَّه تَعالَى أَنْ يُعافِيَكِ»: «اگر می خواهی صبر كن و در عوض، بهشت از آنِ تو خواهد بود. و اگر می خواهی برايت دعا می کنم تا الله تو را شفا دهد». و این زن سیاه می گوید: صبر می کنم؛ هرچند از این بیماری رنج برده و اذیت می شود؛ ولی جهت کسب بهشت صبر می کند. اما می گوید: ای رسول الله، من به هنگام صرع و بیهوشی برهنه می شوم؛ از الله بخواه که برهنه نشوم؛ و به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه وسلم دعا می کند تا به هنگام بیهوشی برهنه نشود که چنین می شود.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید...
« لا عدوی ولا طيرة ولا هامة ولا صفر ».
«واگیردار بودن بیماری (بدون اراده و خواست الله)، و فال بد زدن بوسیله‌ی پرندگان و منحوس و شوم پنداشتن جغد و ماه صفر هیچکدام حقیقت ندارد».
متفق عليه

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: با رسول الله صلى الله عليه وسلم دو رکعت پيش از فرض ظهر و دو رکعت پس از آن و دو رکعت پس از نماز جمعه و دو رکعت بعد از مغرب و دو رکعت پس از عشا، نمازِ (سنت) خواندم. و در روایتی آمده است: دو رکعت پس از مغرب و عشاء و جمعه را در خانه اش خواندم. و در روایتی آمده که ابن عمر می گوید: حفصه به من گفت: پيامبر صلى الله عليه و سلم هميشه دو رکعت نماز کوتاه بعد از طلوع فجر می خواند و من در اين وقت نزد ايشان نمی رفتم. [صحیح است] [همهٔ روایت های آن متفق علیه است]

------

این حدیث بیانگر سنت های راتبه در نمازهای پنجگانه می باشد؛ به این ترتیب که نماز ظهر چهار رکعت سنت راتبه دارد، دو رکعت قبل از آن و دو رکعت بعد از آن؛ نماز جمعه و نماز مغرب و نماز عشاء، هریک دو رکعت نماز راتبه بعد از آنها می باشد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم نمازهای راتبه ی نماز مغرب و عشاء و راتبه ی نماز صبح و جمعه را در خانه اش می خواند. ابن عمر رضی الله عنهما به دلیل جایگاهی که خواهرش حفصه رضی الله عنها نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم داشت، به خانه ی پیامبر رفت و آمد می کرد؛ به وقت عبادت پیامبر وارد می شد؛ اما ادب را رعایت کرده و جهت پیروی از رهنمود الهی در برخی ساعات وارد نمی شد؛ آنجا که می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ»: «ای کسانی که ایمان آورده اید، بردگان تان و کسانی از [کودکان] شما که به سن بلوغ نرسیده اند، باید در سه وقت از شما اجازه [ورود] بگیرند: پیش از نماز صبح و نیمروز ـ هنگامی که لباس های تان را بیرون می آوریدـ و پس از نماز عشاء. [این] سه [وقت،] هنگام خلوتِ شماست. جز این [سه وقت،] بر شما و بر آنان هیچ گناهی نیست [که بدون اجازه وارد شوند؛ چرا که] آنان پیرامون تان در رفت و آمدند [و] با یکدیگر [معاشرت می کنید]. الله اینچنین آیات [خود] را برای تان بیان می کند؛ و الله دانای حکیم است». بنابراین قبل از نماز صبح نزد ایشان نمی رفت تا نماز خواندن رسول الله صلی الله علیه وسلم را ببیند، اما از روی اشتیاقی که به علم داشت، از خواهرش حفصه در این مورد پرسید؛ و حفصه رضی الله عنها به وی خبر داد که رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از طلوع فجر دو رکعت نماز کوتاه می خواند که همان دو رکعت سنت نماز صبح می باشند.

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَقَفَتْ الْمَلَائِكَةُ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ يَكْتُبُونَ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ، وَمَثَلُ الْمُهَجِّرِ كَمَثَلِ الَّذِي يُهْدِي بَدَنَةً، ثُمَّ كَالَّذِي يُهْدِي بَقَرَةً، ثُمَّ كَبْشًا، ثُمَّ دَجَاجَةً، ثُمَّ بَيْضَةً، فَإِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ طَوَوْا صُحُفَهُمْ، وَيَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ»: «هنگامی که روز جمعه فرا می رسد، (تعدادی از) ملائکه بر دروازه ی مسجد مستقر می شوند و نام کسانی را که در اول وقت به مسجد می آيند، يکی پس از ديگری می نويسند؛ و مثال کسی که زود به مسجد می آيد، مانند کسی است که شتری قربانی می کند؛ و شخص بعدی، مانند کسی است که گاوی قربانی می نمايد؛ و کسی که بعد از او به مسجد می آيد، مانند کسی است که قوچی قربانی نمايد و فرد بعدی، مانند کسی است که مرغی را قربانی می کند و شخص آخر، مانند کسی است که تخم مرغی را در راه الله صدقه نمايد؛ و چون امام بيرون آيد، ملائکه دفترهای شان را در هم می پيچند و به خطبه گوش می دهند». [صحیح است] [متفق علیه]

------

روز جمعه ملائکه بر دروازه مساجد(ی که نماز جمعه در آنها بر پا می شود) می ایستند و به ترتیب نام کسانی را که وارد مسجد می شوند یادداشت می کنند؛ پاداش کسی که از همه زودتر وارد مسجد شود، همچون پاداش کسی است که شتری را جهت تقرب به الله متعال ذبح نماید؛ پاداش نفر بعدی همچون پاداش کسی است که گاوی را جهت تقرب به الله متعال ذبح نماید؛ پاداش نفر سوم همانند کسی است که قوچی را جهت تقرب به الله متعال ذبح نماید؛ پاداش چهارمین نفر همانند فردی است که مرغی را جهت تقرب به الله متعال ذبح نماید و پاداش نفر بعدی همچون پاداش کسی است که تخم مرغی را جهت تقرب به الله متعال صدقه می دهد؛ و چون امام به مسجد آمده و بالای منبر بنشیند تا خطبه ایراد نماید، ملائکه دفترهایی را که در آنها اسامی شرکت کنندگان در نماز جمعه را به ترتیب می نوشتند، می بندند؛ و پاداش هریک از آنها بر اساس مراتب آنها در لیست تعیین می شود. پس از آن ملائکه نیز می نشینند و همراه مردم به خطبه گوش می دهند.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّهُ لَيأتِي الرَّجُلُ السَّمِينُ العْظِيمُ يَوْمَ الْقِيامةِ لا يزنُ عِنْد اللَّه جنَاحَ بعُوضَةٍ»:

«روز قيامت مردی بزرگ و فربه می آيد که نزد الله به اندازه ی بال پشه ای وزن و ارزش ندارد».

[صحیح است] [متفق علیه]



در روز قیامت مردی تنومند می آید که در دنیا خود را برتر و بزرگ تر از دیگران می دیده و تکبر و فخرفروشی در گفتار و کردار از صفات وی بوده است؛ اما به اندازه ی بال پشه ای ارزش نداشته و هیچ جایگاه و منزلتی ندارد.

@THEHADIIS
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ أَصابَتْهُ فَاقَةٌ فَأَنْزَلَهَا بِالنَّاسِ لَمْ تُسَدَّ فاقَتُه، وَمَنْ أَنْزَلَهَا باللَّه، فَيُوشِكُ اللَّه لَهُ بِرِزقٍ عاجِلٍ أَوْ آجِلِ»: «هرکس دچار فقر و فاقه شود و آن را نزد مردم ببرد، فقرش از ميان نخواهد رفت؛ اما هرکس فقرش را نزد الله ببرد - و برطرف شدن فقرش را از الله بخواهد - الله متعال روزیِ زودرس يا ديررسی به او می دهد (و فقرش را برطرف می سازد)».

[صحیح است] [به روایت ترمذی]

------

ابن مسعود رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ أَصابَتْهُ فَاقَةٌ» یعنی کسی که دچار نیاز شدیدی شد؛ این واژه بیشتر در مورد فقر و زندگی سخت و دشوار به کار می رود. «فَأَنْزَلَهَا بِالنَّاسِ»: و نیاز خود را با مردم در میان بگذارد و از این مساله شکایت داشته و برطرف کردن آن را از ایشان بخواهد. نتیجه این می شود که: «لَمْ تُسَدَّ فاقَتُه»: نیازش برطرف نمی شود و فقر وی از بین نمی رود و هرگاه نیاز وی برطرف شود، نیاز شدیدتری از آن گریبانش را می گیرد؛ «وَمَنْ أَنْزَلَهَا باللَّه»: اما کسی که به مولای خود اعتماد کند و نیاز خود را تنها با او در میان بگذارد و از او گشایش طلب کند «يُوشِكُ اللَّه لَهُ بِرِزقٍ عاجِلٍ أَوْ آجِلِ»: الله متعال او را با روزی زودرس در همین دنیا، با فراهم کردن مالی برای او و ثروتمند کردنش یا با روزی دیرسی در آخرت، بی نیاز می گرداند و فقرش را برطرف می کند.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «هَذَا الَّذِي تَحَرَّكَ لَهُ الْعَرْشُ، وَفُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ، وَشَهِدَهُ سَبْعُونَ أَلْفًا مِنْ الْمَلَائِكَةِ، لَقَدْ ضُمَّ ضَمَّةً، ثُمَّ فُرِّجَ عَنْهُ»: «اين (سعد بن معاذ) کسی است که برای مرگش عرش الله به لرزه درآمد و دروازه های آسمان گشوده شد و برای تشييع جنازه اش، هفتادهزار ملک شرکت داشتند. (ولی با وجود اين همه مناقب و فضائل) لحظه ای قبر او را بهم فشرد و بلافاصله رها کرد». [صحیح است] [به روایت نسائی]

------

رسول الله صلی الله علیه وسلم در این حدیث شریف از مناقب صحابی جلیل القدر سعد بن معاذ رضی الله عنه می گوید، کسی که عرش الله رحمان بخاطر شادمانی از قدومش به لرزه درآمد و درهای آسمان برای او باز شد، تا رحمت های الله نازل گشته و ملائکه به زمین آیند و برای ورود او و استقبال از روحش آماده شوند؛ زیرا بهشت محل ارواح مؤمنان است که بالای آسمان هفتم قرار دارد. همچنین از جمله فضایل این صحابی بزرگ این است که هفتاد هزار ملک جهت بزرگداشت او در تشییع جنازه اش حاضر بودند.
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم با وجود بیان این همه فضیلت برای سعد و بیان جایگاه والای او نزد پروردگار، به این مساله اشاره می کند که قبر او را فشرد و سپس رهایش نمود. و این فشردن چیزی است که همه تجربه خواهند نمود و اگر قرار بود کسی از آن نجات یابد، سعد بن معاذ نجات می یافت، چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند.

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «عَلَى أَنْقَابِ الْمَدِينَةِ مَلائِكَةٌ لا يَدْخُلُهَا الطَّاعُونُ، وَلا الدَّجَّالُ»: «بر راه های ورودی مدينه ملائکه ای قرار دارند كه مانع ورود طاعون و دجال به آن می شوند». [صحیح است] [متفق علیه]

------

در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم یکی از فضایل مدینه منوره را ذکر می کند؛ اینکه: در ورودی ها و راه های مدینه ملائکه ای مقرر شده که از این شهر نگهبانی می کنند، در نتیجه طاعون - همان وبا است که با سرعت منتشر می شود و مرگ سریع و گسترده را در پی دارد - و دجال وارد آن نمی شوند.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید


@THEHADIIS
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَأُخْرِجَنَّ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى مِنْ جَزِيرَةِ الْعَرَبِ حَتَّى لَا أَدَعَ إِلَّا مُسْلِمًا»: «حتماً يهود و نصارا را از شبه جزيره ی عرب بيرون خواهم کرد و فقط کسی را که مسلمان باشد، در آن باقی می گذارم».

[صحیح است] [به روایت مسلم]



عمر رضی الله عنه از تصمیم رسول الله صلی الله علیه وسلم جهت بیرون کردن یهود و نصاری از جزیرة العرب خبر می دهد تا دو دین در آن نباشد و جزیره با توحید آباد باقی بماند و نشانه و رد پایی از شرک در آن نباشد؛ چون مجاورت با کفار و معاشرت با آنها شر است و منجر به شرارت های بزرگی می شود؛ و ترس مشابهت به آنها و نیک شمردن عقایدشان و تمایل به تقلید از آنان از سوی مسلمانان ساده لوح و کسانی می رود که درک وسیعی ندارند؛ بنابراین واجب است مسلمانان متمایز بوده و از نگاه سرزمین استقلال داشته باشند و از آمیخته شدن با دیگرانی دور باشند که در عقیده با ایشان مخالف هستند؛ بنابراین بیرون کردن یهود و نصاری و مجوسیان و سایر کفار از جزیرة العرب واجب است. و جزیرة العرب باید تنها مخصوص مسلمانان باشد؛ و عرب ها اصحاب رسالت محمدی می باشند و سرزمین آنها محل نزول وحی بوده است؛ بنابراین به هیچ وجه درست نیست غیر مسلمانان در آن اقامت کنند.

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ لِلَّهِ تِسْعَةً وَتِسْعِينَ اسْمًا مِائَةً إِلاَّ وَاحِدًا، مَنْ أَحْصَاهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ»: «الله نود و نه اسم دارد؛ يعنی يكی كمتر از صد؛ هركس آنها را برشمارد، وارد بهشت می شود».

[صحیح است] [متفق علیه]


حدیث مذکور بیانگر این مطلب است که اسامی نیکوی الله متعال نود و نه اسم هستند که هرکس آنها را حفظ کند و به آنها ایمان بیاورد و به مدلول آنها در مواردی که مخصوص الله متعال نیست، عمل کند، پاداش وی بهشت خواهد بود.
قسم خوردن به هریک از این اسم ها جایز است و منعقد می گردد؛ سوگندی که اگر کسی در آن حانث شود، کفاره در آن واجب می باشد، سوگندی است که به الله متعال و الرحمن و الرحیم یا صفتی از صفات الله متعال مانند وجه و عظمت و جلال و عزت باری تعالی یاد شود.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید...

@THEHADIIS
از عبدالله بن جعفر رضی الله عنهما روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم پس از گذشتِ سه روز از شهادت جعفر نزد خانواده ی وی آمد و فرمود: «لا تَبْكُوا عَلَى أخِي بَعْدَ اليَوْمِ»: «از امروز به بعد بر برادرم گريه نکنيد»؛ سپس فرمود: «ادْعُوا لِي بَنِي أَخِي»: «پسران برادرم را نزدم بياوريد». ما را که مانند بچه های پرندگان - موهای آشفته ای داشتيم - آوردند. فرمود: «ادْعُوا لِي الحَلاّقَ»: «سلمانی را به نزدم فراخوانيد». و آنگاه به سلمانی دستور داد که سرهای ما را بتراشد و او هم اين کار را انجام داد.


[صحیح است] [به روایت نسائی]



زمانی که جعفر بن ابی طالب در غزوه ی موته شهید شد، رسول الله صلی الله علیه وسلم سه روز خانواده ی جعفر را رها کرد تا غم و اندوه از دست دادن جعفر را پشت سر گذاشته و دل های شان آرام بگیرد، سپس به آنها فرمود: «از امروز به بعد بر برادرم گريه نکنيد». یعنی آنها را از گریه کردن بعد از سه روز نهی کرد؛ تا مصیبت و زمان غم و اندوه طولانی نشود و تداوم نیابد.
در اینجا نهی تنزیهی است و بیانگر مباح بودن گریه بیش از سه روز می باشد مادامی که مقرون به امری حرام نباشد. سپس می فرماید: «پسران برادرم را نزدم بياوريد». و آنها عبارت بودند از محمد و عبدالله و عوف؛ عبدالله می گوید: ما را که مانند بچه های پرندگان - موهای آشفته ای داشتيم - آوردند. و این وضعیت به خاطر غم و اندوه از دست دادن پدرشان بود. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «سلمانی را به نزدم فراخوانيد». و به سلمانی دستور داد سرهای ما را بتراشد و او هم اين کار را انجام داد.
به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه وسلم به تراشیدن موی سرشان دستور می دهد و سرهای شان تراشیده می شود؛ چون می بیند که مادرشان اسماء دختر عمیس رضی الله عنها به مصیبت از دست دادن شوهرش در راه الله مشغول است و شرایط تمیز کردن و رسیدگی به نظافت بچه ها برای جلوگیری از کثیفی و شپش زدگی را ندارد؛ بنابراین دلش به حال آنها می سوزد و سرشان را می تراشد تا نظافت کرده باشند و کمکی به مادرشان باشد که در چنین شرایطی فرصت رسیدگی به آنها را ندارد.
نکته: تراشیدن مو به هنگام مصیبت جایز نیست؛ چنانکه در حدیث آمده است: «لَعَنَ الرسول صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ الصَّالِقَةِ، والحَالِقَةِ، والشَّاقَّةِ»: «رسول الله صلی الله علیه وسلم صالقه و حالقه و شاقه را لعنت کرده است». «حالقه» کسی است که به هنگام مصیبت موهایش را می تراشد. «شاقه» کسی است که به هنگام مصیبت لباسش را می درد. و «صالقه» کسی است که به هنگام مصیبت صدایش را بالا می برد. اما تراشیدن موهای فرزندان جعفر از باب اعتراض به مرگ وی نبود، بلکه هدف از آن بعد از مرگ جعفر رضی الله عنه، کمک به مادر این بچه ها بود که در ایام مصیبت شرایط رسیدگی به نظافت بچه ها را نداشت؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم برای جلوگیری از شپش زدگی به تراشیدن سرهای شان دستور داد و تراشیدن موهای آنها تحت تاثیر مصیبت نبود.

@THEHADIIS
از علی رضی الله عنه روایت است که می گوید: در قبرستان "بقيع الغرقد" مشغول تشييع جنازه ای بوديم که رسول الله صلى الله عليه وسلم نزدمان آمد و نشست. و ما نيز پيرامونش نشستيم. آن بزرگوار سرش را پايين انداخت و با عصایی که با خود داشت، به زمين می زد؛ آنگاه فرمود: «مَا مِنْكُمْ مِنْ أحَدٍ إِلا وَقَدْ كُتِبَ مَقْعَدُهُ مِنَ النَّارِ وَمَقْعَدُهُ مِنَ الجَنَّةِ»: «هيچيک از شما (و هيچ انسانی) وجود ندارد، مگر اينکه جايگاهش در بهشت يا دوزخ مشخص شده است». گفتند: ای رسول خدا، اگر چنین است آیا (عمل را کنار نگذاريم و) به سرنوشت خود دل نسپاريم؟ فرمود: «اعْمَلُوا؛ فكلٌّ مُيَسرٌ لِمَا خُلِقَ لَهُ»: «(خير؛ بلكه) عمل کنيد. زيرا هرکس در مسيری قرار می گيرد که برای آن آفريده شده است». و سپس همه ی حديث را ذکر کرد.

[صحیح است] [متفق علیه]



صحابه رضی الله عنهم برای تشییع جنازه یکی از اصحاب در قبرستان بقیع جمع شدند؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان اصحاب خود نشست، درحالی که عصایی در دست داشت؛ ایشان همچون فرد اندوهگینی که در حال فکر کردن است، سرش را پایین انداخته و تکان می داد و با عصایش به زمین می زد، سپس فرمود: الله متعال تقدیر مردم و جایگاه آنها در بهشت و دوزخ را نوشته است.
وقتی صحابه رضی الله عنهم این سخن را از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدند گفتند: وقتی قضا و قدر ما تعیین شده و اشخاص بدبخت و خوشبخت تعیین شده اند و جهنمی ها و بهشتی ها مشخص و معین هستند، بنظر شما بهتر نیست عمل را کنار بگذاریم؟ زیرا دیگر عمل کردن هیچ فایده ای ندارد. چون هر چیزی مکتوب و مقدر است.
ایشان در پاسخ فرمود: شما عمل کنید و به خیر و یا شری که الله برای شما مقدر کرده دل نسپارید، بلکه فرامین الله متعال را اجرا نموده و از نواهی او باز آیید، زیرا بهشت و دوزخ جز با عمل به دست نمی آیند و جز کسی که عمل اهل بهشت را انجام دهد، وارد بهشت نمی شود و جز آنکه عمل اهل دوزخ را انجام دهد، وارد جهنم نمی شود. و هر کسی در مسیری از خیر یا شر قرار می گیرد که برای آن آفریده شده است؛ بنابراین آنکه اهل سعادت و خوشبختی باشد، الله متعال عمل سعادتمندان را برای او مسیر می کند و کسی که اهل شقاوت و بدبختی باشد، الله متعال عمل شقاوتمندان و بدبختان را برای او مسیر می گرداند.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از عمران بن حصین رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله عليه وسلم در دست مردی حلقه ای از مس ديد، فرمود: اين چيست؟ وی گفت: به خاطر دردی است كه در بازو يا دست ايجاد می شود، اين را بسته ام تا بهبود يابد. رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: «انْزِعْهَا فَإِنَّهَا لَا تَزِيدُكَ إِلَّا وَهْنًا؛ فَإِنَّكَ لَوْ مُتَّ وَهِيَ عَلَيْكَ مَا أَفْلَحْتَ أَبَدًا»: «آن را بيرون كن، چرا كه جز ضعف و بيماری چيزی به تو نمی افزايد؛ و اگر درحالی بميری كه اين حلقه در دستت باشد، هرگز رستگار نخواهی شد». [حسن است] [به روایت ابن ماجه]

------

عمران بن حصین رضی الله عنهما یکی از موضع گیری های رسول الله صلی الله علیه وسلم در جنگ با شرک و پاک نمودن مردم از آن را یادآور می شود؛ چنانکه وقتی مردی را می بیند که حلقه ای از مس در دست دارد، انگیزه ی پوشیدن آن را جویا می شود؟ پاسخ وی این است که آن را پوشیده تا از درد وی کاسته شود؛ در این هنگام دستور می دهد که آن را درآورد و به وی خبر می دهد که آن حلقه هیچ سود و منفعتی برایش ندارد، بلکه ثمره ی آن چیزی جز ضرر و زیان نیست و بر بیماری اش می افزاید؛ و بدتر از آن اینکه اگر به پوشیدن آن تا زمان مرگ اصرار داشته باشد، از رستگاری در آخرت نیز محروم می شود.

@THEHADIIS