احادیث و سنت نبوی ﷺ
534 subscribers
821 photos
24 videos
1 link
Download Telegram
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «رَأَى عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَجُلاً يَسْرِقُ، فَقَالَ لَهُ: أَسَرَقْتَ؟ قَالَ: كَلاَّ وَاللَّهِ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ. فَقَالَ عِيسَى: آمَنْتُ بِاللَّهِ، وَكَذَّبْتُ عَيْنِي»: «عيسی بن مريم علیهما السلام مردی را ديد كه دزدی می كرد. به او گفت: دزدی كردی؟ گفت: سوگند به خدايی كه معبود بر حقی جز او وجود ندارد، هرگز دزدی نكرده ام. عيسی گفت: به الله ايمان دارم و چشمم را تكذيب می كنم». [صحیح است] [متفق علیه]

------

عیسی بن مریم علیهما السلام مردی را در حال دزدی می بیند، به او می گوید: آیا دزدی کردی؟ پس وی به الله که معبود بر حقی جز او نیست سوگند یاد می کند که دزدی نکرده است؛ بنابراین عیسی علیه السلام می گوید: به الله ایمان دارم و چشمانم را تکذیب می کنم. یعنی کسی را که به الله سوگند یاد نمود، تصدیق نمودم و دزدی ای را که شاهد بودم، تکذیب می کنم. شاید این شخص چیزی را برداشته که حقی در آن داشته است یا با اجازه ی صاحبش آن را برداشته یا قصد وی غصب و تصاحب آن نبوده یا برداشته تا به آن نگاه کند یا هر احتمال دیگری؛ و این رفتار عیسی علیه السلام از باب تعظیم الله متعال از سوی پیامبران می باشد.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَن دَعَا إلى هُدى، كَان لَه مِنَ الأَجر مِثل أُجُور مَن تَبِعَه، لاَ يَنقُصُ ذلك مِن أُجُورِهِم شَيئًا، ومَنْ دَعَا إلى ضَلاَلَة، كان عَلَيه مِن الإِثْم مِثل آثَامِ مَن تَبِعَه، لاَ يَنقُصُ ذلك مِن آثَامِهِم شَيْئًا»: «هرکس به سوی هدايت فرا بخواند، برای او پاداشی همچون پاداش کسانی خواهد بود که از او پيروی کنند؛ و اين چيزی از پاداش آنها نمی کاهد. و هرکس به سوی ضلالت و گمراهی فرابخواند، گناهش همانند گناه کسانی خواهد بود که از او پيروی نمايند؛ و اين چيزی از گناه آنها کم نمی کند». [صحیح است] [به روایت مسلم]

------

ابوهریره رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هرکس به سوی هدایت فرا خوانده و دعوت کند، برای او پاداشی همچون پاداش تمام کسانی خواهد بود که از آن پیروی کنند؛ و این چیزی از پاداش آنانی که از هدایت مذکور پیروی می کنند نمی کاهد». به عبارت دیگر: هرکس هدایت را برای مردم بیان نماید و آنان را به آن فرا بخواند، مثلا برای مردم بیان کند که دو رکعت نماز چاشت سنت است و شایسته است هر مسلمانی به وقت چاشت دو رکعت نماز بخواند؛ و مردم در این زمینه از وی پیروی کنند و نماز چاشت بخوانند، برای وی پاداشی همچون پاداش آنها خواهد بود بدون اینکه چیزی از پاداش آنها کاسته شود؛ چون فضل الله وسیع و گسترده است. یا مثلا به مردم بگوید: وتر را آخرین نمازتان در شب قرار دهید. و بعد از نماز وتر بخوابید مگر اینکه بخواهید در پایان شب برای نماز برخاسته و وتر را آخرین نماز شب تان قرار دهید. و مردم در این زمینه از وی پیروی کنند؛ در این صورت برای او پاداشی همچون پاداش آنها منظور خواهد شد. به عبارت دیگر هرگاه یکی از آنها به این ترتیب وتر بخواند، درواقع الله متعال او را به وسیله ی وی، به این مساله هدایت کرده است، بنابراین پاداشی همچون پاداش او برای وی خواهد بود. و در مورد سایر اعمال نیک، وضع به همین ترتیب می باشد.
و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «هرکس به سوی ضلالت و گمراهی فراخواند، برای او گناهی همچون گناه تمام کسانی خواهد بود که از آن پیروی می کنند و این چیزی از گناه آنها کم نمی کند» به این معناست که: هرگاه کسی به سوی گناه و آنچه با گناه همراه است، فرا بخواند و دعوت دهد، مثلا مردم را به لهو یا باطل یا آواز یا ربا یا سایر اموری فرا بخواند که در شریعت حرام هستند، هر کسی که از دعوت وی متاثر شود، همچون گناه او برای وی نیز نوشته می شود؛ چون دیگران را به گناه دعوت نموده و فراخوانده است.
دعوت به هدایت و دعوت به گناه، هم می تواند با گفتن باشد چنانکه کسی بگوید: چنین و چنان می کنم. و هم می تواند با عمل باشد، به ویژه از سوی کسانی که مردم به آنها اقتدا می کنند؛ اگر چنین کسانی که مردم به آنها اقتدا می کنند، عملی انجام دهند، گویا مردم را به انجام آن عمل دعوت می کنند؛ و چنین است که به عمل وی استدلال نموده و آن را حجت می دانند و می گویند: عمل فلانی چنین بوده، لذا جایز است؛ یا می گویند: فلانی فلان چیز را ترک نمود، پس ترک آن جایز است.

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند«إِنَّ الله تَعَالى يَقُول يَوْمَ القِيَامَة: أَيْنَ المُتَحَابُّونَ بِجَلاَلِي؟ اليَوم أُظِلُّهُم فِي ظِلِّي يَوْمَ لاَ ظِلَّ إِلاَّ ظِلِّي»: «روز قيامت الله متعال می فرمايد: کسانی که به خاطر عظمت من (و در جهت اطاعت از من) با يکديگر دوستی و محبت داشته اند، کجا هستند؟ امروز که سايه ای جز سايه ی من وجود ندارد، آنان را در سايه ی خود جای می دهم». [صحیح است] [به روایت مسلم]

------

الله متعال در روز قیامت و در میان کسانی که در صحرای محشر گرد آمده اند، ندا می دهد: «أَيْنَ المُتَحَابُّونَ بِجَلاَلِي؟»: «کسانی که به خاطر عظمت من با يکديگر دوستی و محبت داشته اند، کجا هستند؟». الله متعال درحالی این سوال را مطرح می کند که جایگاه آنان را می داند و از اوضاع و احوال آنها کاملا آگاه است؛ اما به این ترتیب فضل آنها را بیان نموده و آشکار می نماید؛ و به این معناست: کجایند کسانی که فقط به خاطر بزرگی و عظمت من و نه هیچ هدف دیگری از اهداف دنیوی با هم محبت و دوستی کرده اند؟
سپس می فرماید: «اليَوم أُظِلُّهُم فِي ظِلِّي»: «امروز آنها را در سایه ی خود جای می دهم». نسبت داده شدن سایه به الله متعال، از باب بیان بزرگی و شرف آن می باشد و مراد از آن سایه ی عرش است؛ چنانکه در روایات دیگر آمده است: «ظِلِّ عَرْشِي»: «سایه ی عرشم».
«يَوْمَ لاَ ظِلَّ إِلاَّ ظِلِّي»: یعنی در آن روز هیچ سایه ای جز سایه ی عرش خداوند رحمن وجود ندارد.


@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إذا توضَّأ أحدُكُم فَليَجعَل في أنفِه ماءً، ثم ليَنتَنْثِر، ومن اسْتَجمَر فَليُوتِر، وإذا اسْتَيقَظَ أَحَدُكُم من نومِه فَليَغسِل يَدَيه قبل أن يُدْخِلهُما في الإِنَاء ثلاثًا، فإِنَّ أَحدَكُم لا يَدرِي أين بَاتَت يده»: «هرگاه يكی از شما وضو می گيرد، باید آب در بينی کند و [جهت تمیز شدن بینی] آن را با فشار از بینی خارج کند. و هركس با سنگ استنجا می كند، باید عدد فرد را رعايت نمايد. و هرگاه کسی از شما از خواب بيدار شد، باید قبل از داخل كردن دست ها در ظرف آب، سه بار آنها را بشويد. زيرا نمی داند به هنگام خواب دستش با چه چيز و كجا در تماس بوده است». [صحیح است] [به روایت مسلم]

------

این حدیث شامل سه مساله می باشد که هریک حکم مخصوص به خود را دارد؛
1- ابتدا به این مساله می پردازد: کسی که می خواهد وضو بگیرد از اولین کارهایی که انجام می دهد وارد کردن آب در بینی است، سپس آن را خارج می کند؛ و این همان استنشاق و استنثار مذکور در حدیث می باشد؛ زیرا بینی بخشی از صورت است که به شستن آن در وضو امر شده است و احادیث زیادی بر مشروعیت آن دلالت دارند؛ چون از مصادیق نظافت مطلوب شریعت می باشد.
2- سپس این مساله را ذکر می کند که هرکس می خواهد پلیدی خارج شده از خود را با سنگ تمیز کند، از سنگ ها به صورت فرد استفاده کند که کمترین آنها سه سنگ و بیشترین آنها به مقدار نیاز جهت پاکیزگی بستگی دارد؛
3- همچنین به این مساله اشاره دارد که چون کسی از خواب بیدار شد، دستش را در ظرف آب فرو نبرد یا تماسی با آب درون ظرف نداشته باشد تا اینکه سه بار دستانش را بشوید؛ زیرا غالبا خواب شب طولانی است و در این مدت دستش در جسمش در حال حرکت است و چه بسا که ندانسته با پلیدی هایی در تماس بوده باشد، لذا شستن آنها جهت رعایت نظافت مشروعیت یافته است.
@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَوْ أَنَّ امْرَأً اطَّلَعَ عَلَيْكَ بِغَيْرِ إِذْنكَ، فَخَذَفْتَهُ بِعَصَاةٍ، فَفَقَأْتَ عَيْنَهُ: ما كان عَلَيْكَ جُنَاحٌ»: «اگر کسی بدون اجازه ات سرک کشید و به داخل خانه ات نگاه کرد و تو سنگ ریزه ای به سوی او پرتاب کردی و سبب کور شدن چشمش شدی، گناهی بر تو نیست». [صحیح است] [متفق علیه]

------

رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که اگر کسی بدون اجازه ی دیگری از پشت درِ خانه اش یا از بالای دیوارش یا به هر طریق دیگری او را بِپاید و سرک بکشد و صاحب خانه با پرتاب سنگ ریزه ای سبب کور شدن چشم آن شخص گردد یا آهنی در چشم او فرو کند، گناه و قصاصی ندارد، چون تعدی و تجاوز از سوی کسی بوده که سرک می کشیده و با این عمل جنایتکار بوده است.
@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید


@THEHADIIS
باب (3): هر شرابی که نشئه آور باشد، حرام است


1265ـ عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَنِ الْبِتْعِ؟ فَقَالَ رسول الله: «كُلُّ شَرَابٍ أَسْكَرَ فَهُوَ حَرَامٌ». (م/2001)


ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) می‌گوید: از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد شراب عسل پرسیدند. فرمود: «هر شرابی که مستی و نشئه آورد، حرام است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
باب (15): معالجه با شراب


1279ـ عَن وَائِلٍ الْحَضْرَمِيِّ: أَنَّ طَارِقَ بْنَ سُوَيْدٍ الْجُعْفِىَّ: سَأَلَ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) عَنِ الْخَمْرِ؟ فَنَهَا ـ أَوْ كَرِهَ ـ أَنْيَصْنَعَهَا، فَقَالَ: إِنَّمَا أَصْنَعُهَا لِلدَّوَاءِ، فَقَالَ: «إِنَّهُ لَيْسَ بِدَوَاءٍ، وَلَكِنَّهُ دَاءٌ». (م/1984)


ترجمه: وائل حضرمی می‌گوید: طارق بن سوید جعفیس از نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره‌ی ساختن شراب پرسید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) او را منع فرمود و یا اینکه این کارش را ناپسند دانست. طارقگفت: این کار من، استفاده‌ی دارویی دارد. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «شراب، دوا نیست؛ بلکه بیماری است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید....


@THEHADIIS
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: شخصی که شراب خورده بود نزد پيامبر صلى الله عليه و سلم آوردند؛ پيامبر صلى الله عليه و سلم او را با شاخه ی نخل، چهل ضربه شلاق زد. [صحیح است] [متفق علیه]

------

مردی در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم شراب خورده بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم با شاخه ی نخل حدود چهل شلاق به وی زد. همچنین ابوبکر رضی الله عنه در زمان خلافتش، کسی را که شراب خورده بود همچون پیامبر صلی الله علیه وسلم چهل ضربه شلاق زد. زمانی که نوبت به خلافت عمر رضی الله عنه رسید و فتوحات زیادی برای مسلمانان به دست آمد و مسلمانان با غیر مسلمانان آمیخته شدند، شراب خواری زیاد شد؛ لذا عمر رضی الله عنه بنا بر عادتی که در امور مهم و مسائل اجتهادی داشت، با صحابه رضی الله عنهم در مورد حدی مشورت کرد که باید بر آنها اقامه شود تا آنان را از این کار بازدارد؛ چون در زمان وی شراب خواران زیاد شدند؛ این بود که عبدالرحمن بن عوف گفت: حد شراب خواری را به اندازه ی کمترین حدود یعنی حد قاذف برابر با هشتاد ضربه شلاق قرار بده؛ بنابراین عمر رضی الله عنه حد کسی را که شراب بخورد، هشتاد ضربه قرارداد؛ و این چهل ضربه ی اضافه، تعزیر است که به رای و نظر امام بازمی گردد.

@THEHADIIS
از براء بن عازب رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم ما را به انجام هفت كار امر فرمود و از انجام هفت كار ديگر منع كرد. ما را به این موارد امر كرد: 1ـ عيادت مريض 2ـ تشييع جنازه 3ـ جواب عطسه 4ـ عمل به سوگند و عهد يا اجابت کسی که سوگند ياد می کند. 5- كمك و ياری مظلوم 6ـ قبول دعوت 7- ترویج سلام.
و ما را از این موارد منع كرد: 1ـ انگشتر طلا 2ـ نوشیدن از ظروف نقره ای 3ـ استفاده از زین و پالان ابريشمی 4ـ استفاده از قسی (نوعی لباس كه ابريشم در آن بكار رفته است) 5- استفاده از لباس ابریشمی 6- استفاده از استبرق (پارچه ای ابريشمی و كلفت). 7- ديباج (نوعی پارچه ابريشمی). [صحیح است] [متفق علیه]

------

رسول الله صلى الله عليه وسلم جهت به کمال رساندن مکارم اخلاقی مبعوث گردید؛ به همین دلیل است که به هر عمل و اخلاق نیکی تشویق نموده و از هر عمل زشت و قبیحی نهی می کند. مواردی که در این حدیث به آنها امر می کند عبارتند از:
عیادت بیمار که رعایت حق مسلمان است و باعث شادی وی بوده و با دعا برای او همراه است.
تشییع جنازه که با اجر و پاداش برای تشییع کننده و دعا برای جنازه و سلام کردن بر اهل قبور و پند و عبرت گرفتن همراه است.
جواب دادن عطسه که چون عطسه زننده الحمدلله بگوید، در جواب به او گفته می شود: یرحمک الله.
پاسخ مثبت دادن به سوگند و درخواست دیگری؛ زمانی که از انسان چیزی بخواهد و ضرری برای انسان به دنبال نداشته باشد تا باعث پرداختن کفاره از سوی آنکه سوگند خورده نشود و خواسته ی وی اجابت شده و دلش به دست آید.
یاری نمودن مظلوم در برابر ظالم؛ چون با رد ظلم و ستم و دفع تجاوزگر و بازداشتن او از شر و بدی و نهی از منکر همراه است.
پذیرفتن دعوت کسی که انسان را دعوت می کند. و این باعث نزدیک شدن قلب ها به هم و پاک شدن نفوس می شود چنانکه ثمره ی بی توجهی به این مساله، نفرت و از هم دور شدن است. اگر دعوت به مراسم ازدواج باشد، پذیرفتن آن واجب است و اگر برای امر دیگری باشد، مستحب می باشد.
ترویج سلام و آشکار نمودن آن که ادای سنت و دعای مسلمانان برای یکدیگر و جلب مودت و محبت یکدیگر می باشد.
اما مواردی که در این حدیث از آنها نهی شده عبارتند از:
استفاده از انگشتر طلا برای مردان، چون شباهت به زنان و کنار گذاشتن مردانگی است.
نوشیدن از ظرف نقره چون اسراف و تکبر است. وقتی نوشیدن از ظرف نقره با وجود نیاز به آن، منع شده، استفاده از چنین ظرفی در موارد دیگر سزاوارتر به منع و تحریم است.
و استفاده از انواع پارچه های ابریشمی برای مردان که سبب رفاه طلبی می شود؛ حال آنکه مرد نیاز به نشاط و صلابت و جوانی و جوانمردی دارد تا همواره برای دفاع از دین و حریم و وطن خود آماده باشد.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از اشعث بن قيس کندی روایت است که می گوید: بين من و مردی در مورد چاهی اختلاف بود؛ اختلاف خود را نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم برديم و رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «شَاهِدَاكَ أَوْ يَمِينُهُ»: «دو شاهدت را بياور يا اينکه او سوگند بخورد». گفتم: او سوگند می خورد و اهميتی نمی دهد. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «مَنْ حَلَفَ عَلَى يَمِينٍ صَبرٍ، يَقْتَطِعُ بِهَا مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، هُوَ فِيهَا فَاجِرٌ؛ لَقِيَ اللهَ وَهُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانُ»: «هرکس با سوگند دروغ خود را وادار به تصاحب مال مسلمانی کند، درحالی الله متعال را ملاقات می کند که بر او خشمگين است». [صحیح است] [متفق علیه]

------

حدیث مذکور بیانگر داستان اشعث بن قیس می باشد که بر سر چاهی با کسی اختلاف دارد و برای قضاوت به رسول الله صلی الله علیه وسلم مراجعه می کنند و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «یا دو شاهدت را بیاور یا او سوگند بخورد». اشعث بن قیس که می داند طرف دعوای او از سوگند خوردن باکی ندارد و به گناه آن اهمیتی نمی دهد، رسول الله صلی الله علیه وسلم را در جریان این مساله قرار می دهد؛ و ایشان حدیث مذکور را بیان می فرماید که با وعید شدیدی برای کسی همراه است که مال دیگری را به ناحق و با ادعا و سوگند دروغ و ارتکاب گناه و معصیت تصاحب می کند؛ چنین کسی الله متعال را درحالی ملاقات می کند که بر او خشمگین است و هرکس خشم الله متعال متوجه او گردد، هلاک و نابود می گردد.

@THEHADIIS
از ابوبرده هانئ بن نيار بلوی رضى الله عنه روایت است که از رسول الله صلى الله عليه و سلم شنيده که فرمودند: «لا يُجْلَدُ فَوْقَ عَشَرَةِ أَسْوَاطٍ إلاَّ فِي حَدٍّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ»: «به هيچکس بيش از ده ضربه تازيانه زده نمی شود مگر در مجازاتی که خداوند تعيين کرده باشد». [صحیح است] [متفق علیه]

------

مراد از حدود الله اوامر و نواهی خداوند متعال می باشد. در این موارد مجازات هایی بازدارنده مشخص شده که مقدار برخی از آنها معین می باشند مانند مجازات زنا و تهمت زنا (قذف)؛ و مقدار برخی از آنها به طور مشخص بیان نشده مانند افطار کردن در روز رمضان و نپرداختن زکات؛ و سایر مواردی که به ارتکاب محرمات و ترک واجبات بازمی گردد. و تادیب ها و تعزیراتی برای زنان و کودکان وجود دارد که به خاطر معصیت و نافرمانی الله، بر ایشان اعمال نمی گردد، بلکه جهت تربیت و حرکت آنها در مسیر مستقیم انجام می شوند. در این موارد تنبیه آنها نباید به بیش از ده تازیانه برسد، مادامی که واجبی از واجبات دین شان را ترک نکنند یا امری از امور حرام را مرتکب نشوند.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم وارد مسجد شد. بعد از ايشان، شخص ديگری آمد و نماز خواند و آنگاه آمد و به رسول الله صلى الله عليه وسلم سلام كرد. رسول الله صلى الله عليه وسلم به او فرمود: «ارْجِعْ فَصَلِّ، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ»: «بازگرد و نماز بخوان که تو نماز نخواندی». آن شخص برگشت و همانطور كه نماز خوانده بود، نماز خواند. دوباره آمد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم سلام كرد که رسول الله صلی الله علیه وسلم [دوباره] به او فرمود: «ارْجِعْ فَصَلِّ، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ»: «بازگرد و نماز بخوان که تو نماز نخواندی». بار سوم نيز چنين كرد. آنگاه گفت: سوگند به ذاتی كه تو را به حق فرستاده است، من بهتر از اين نمی دانم چگونه نماز بخوانم. به من [درست نماز خواندن را] بیاموز. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «إِذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلاةِ فَكَبِّرْ، ثُمَّ اقْرَأْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ، ثُمَّ ارْكَعْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ رَاكِعًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّى تَعْتَدِلَ قَائِمًا، ثُمَّ اسْجُدْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ سَاجِدًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ جَالِسًا، وَافْعَلْ ذَلِكَ فِي صَلاتِكَ كُلِّهَا»: «هرگاه خواستی نماز بخوانی، نخست تكبير بگو. سپس آنچه از قرآن برايت ميسر است بخوان. سپس ركوع كن، در رکوع آرام بگیر و پس از برداشتن سر از ركوع، کاملا راست بايست و اندكی مكث كن. سرانجام سجده كن و در سجده آرام بگیر. پس از برداشتن سر از سجده، اندكی بنشين. و همين شيوه را در تمام نمازهايت رعايت كن». [صحیح است] [متفق علیه]

------

رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد مسجد شد و پس از ایشان یکی از صحابه به نام "خَلّاد بن رافع" وارد مسجد شد و نمازی کوتاه و ناقص در افعال و اقوال خواند؛ چون از نمازش فارغ شد، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و سلام کرد و رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از پاسخ دادن به سلامش به وی فرمود: «بازگرد و نماز بخوان که تو نماز نخواندی». آن شخص برگشت و دوباره نمازی مثل همان نماز قبلی خواند؛ سپس نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد که باز هم به ایشان فرمود: «بازگرد و نماز بخوان که تو نماز نخواندی». و این مساله سه بار تکرار شد؛ در بار سوم آن شخص گفت: سوگند به کسی که تو را به حق مبعوث کرده است، عملی بهتر از آنچه انجام دادم نمی دانم؛ شیوه ی درستِ نماز خواندن را به من بیاموز. زمانی که مشتاق کسب علم شد و نفسش بدان روی آورد و آماده ی پذیرفتن آن شد و احتمال فراموش کردن آموزش، بعد از تکرار چند بار نماز خواندن از بین رفت، رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی فرمود: «چون برای نماز برخاستی، تکبیرة الاحرام بگو، بعد از خواندن سوره ی فاتحه، مقداری از قرآن که برایت میسر است بخوان، آنگاه رکوع نموده و در رکوع آرام بگیر، سپس از رکوع برخاسته و کاملا بایست و کمی در این حالت درنگ کن، آنگه به سجده برو و در سجده آرام بگیر، سپس سر از سجده بردار و کاملا بنشین؛ و به همین شیوه در تمام نمازهایت عمل کن؛ جز تکبیرة الاحرام که فقط در آغاز نماز در رکعت اول گفته می شود.
و اینکه مراد از آنچه میسر است حداقل سوره ی فاتحه می باشد، برگرفته از روایات مختلف و دلایل دیگری است که در این زمینه وارد شده است.

@THEHADIIS
از براء بن عازب رضی الله عنهما روایت است که می گوید: نماز محمد صلی الله علیه وسلم را زير نظر گرفتم؛ متوجه شدم که قيام، رکوع، اعتدال بعد از رکوع، سجده، نشستن ميان دو سجده، سجده ی دوم و نشستن ميان سلام گفتن و روی برگرداندن رسول الله صلی الله علیه وسلم همه [از نظر زمانی] نزدیک به هم بود. و در روایتی آمده است: جز مدت زمان قيام و قعود يعنی تشهد، نزدیک به هم بود. [این دو طولانی تر بودند.] [صحیح است] [متفق علیه]

------

براء بن عازب رضی الله عنهما روش نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم را توصیف می کند؛ و بیان می کند که نماز ایشان را با تامل زیر نظر گرفته تا کیفیت آن را درک نموده و از آن پیروی نماید؛ وی در این بررسی می گوید: اجزای نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم متناسب و نزدیک به هم بود؛ چنانکه قرائت و نشستن ایشان برای تشهد مناسب با رکوع و اعتدال و سجده ی ایشان بود؛ به عنوان مثال چنین نبود که قیام نماز را طولانی کند و رکوع را کوتاه انجام دهد یا سجده را طولانی کند و قیام یا تشهد را مختصر کند؛ بلکه هر رکنی مناسب با رکن دیگر بود. و این بدان معنا نیست که قیام و نشستن برای تشهد به اندازه ی رکوع و سجده بوده است بلکه به این معناست که یکی از آنها را کوتاه نمی خواند و دیگری را طولانی.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید


@THEHADIIS