از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إذَا أَكَلَ أَحَدُكُمْ طَعَامًا فَلا يَمْسَحْ يَدَهُ حَتَّى يَلْعَقَهَا، أَوْ يُلْعِقَهَا»: «هرگاه يکی از شما غذايی خورد، تا زمانی که خود، انگشتانش را نليسيده يا - به ديگری- نليسانده است، آنها را پاک نکند». [صحیح است] [متفق علیه]
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم به کسی که غذایی می خورد امر می کند که دستش را پاک نکرده یا نشوید تا اینکه آن را بلیسد یا به دیگری بلیساند. علت این کار در برخی روایات چنین آمده که او نمی داند برکت غذا در کدام بخش آن می باشد. و به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم به لیسیدن انگشتان امر می کند، چه بسا برکت در غذایی باشد که از انگشتان لیسیده می شود.
@THEHADIIS
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم به کسی که غذایی می خورد امر می کند که دستش را پاک نکرده یا نشوید تا اینکه آن را بلیسد یا به دیگری بلیساند. علت این کار در برخی روایات چنین آمده که او نمی داند برکت غذا در کدام بخش آن می باشد. و به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم به لیسیدن انگشتان امر می کند، چه بسا برکت در غذایی باشد که از انگشتان لیسیده می شود.
@THEHADIIS
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إذَا جَمَعَ الله -عَزَّ وَجَلَّ- الأَوَّلِينَ وَالآخَرِينَ: يُرْفَعُ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ، فَيُقَالُ: هَذِهِ غَدْرَةُ فُلانِ بْنِ فُلانٍ»: «وقتی الله عزوجل (در روز قيامت) همه ی بندگان را جمع می کند، برای هر خيانتکاری پرچمی بر افراشته می شود و گفته می شود: اين خيانت فلانی پسر فلانی است». [صحیح است] [متفق علیه]
------
وقتی الله متعال در روز قیامت همه ی بندگان را جمع می کند، خیانتکاران آورده شده و همراه آنها علامتی از خیانت می باشد و آن پرچمی است که به همراه دارند و به این صورت در بین مردم رسوا می شوند.
@THEHADIIS
------
وقتی الله متعال در روز قیامت همه ی بندگان را جمع می کند، خیانتکاران آورده شده و همراه آنها علامتی از خیانت می باشد و آن پرچمی است که به همراه دارند و به این صورت در بین مردم رسوا می شوند.
@THEHADIIS
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَفْضَلُ الْجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عندَ سلْطَانٍ جائِرٍ»: «برترين جهاد، سخن حقّی است که نزد پادشاهی ستم کار گفته می شود». [صحیح است] [به روایت ابن ماجه]
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می کند که بزرگترین جهاد انسان گفتن کلمه ی حق در برابر ظالمی است که قدرت را در دست دارد؛ زیرا ممکن است به این دلیل از وی انتقام بگیرد و او را مورد اذیت و آزار قرار داده یا حتی او را به قتل برساند؛ پس جهاد گاهی با دست می باشد مانند جنگ و قتال با کفار؛ و گاهی با زبان است مانند انکار رفتار و عملکرد ظالمان و گاهی با قلب است مانند جهاد با نفس.
@THEHADIIS
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می کند که بزرگترین جهاد انسان گفتن کلمه ی حق در برابر ظالمی است که قدرت را در دست دارد؛ زیرا ممکن است به این دلیل از وی انتقام بگیرد و او را مورد اذیت و آزار قرار داده یا حتی او را به قتل برساند؛ پس جهاد گاهی با دست می باشد مانند جنگ و قتال با کفار؛ و گاهی با زبان است مانند انکار رفتار و عملکرد ظالمان و گاهی با قلب است مانند جهاد با نفس.
@THEHADIIS
از عایشه رضی الله عنه روایت است که می گوید: «دستِ راستِ رسول الله صلى الله عليه وسلم برای وضو گرفتن و غذا خوردن بود و دستِ چپش برای استنجا و دفع آلودگی». و از حفصه رضی الله عنها روایت است که می گوید: «رسول الله صلى الله عليه وسلم دستِ راستش را برای خوردن، آشاميدن و پوشيدنِ لباس استفاده می کرد و دست چپش را در ساير کارها». [صحیح است] [به روایت ابوداوود]
------
عایشه رضی الله عنها مواردی را بیان می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را با دست راست و دست چپ خود انجام می داد؛ اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم کارهایی که اذیت و آزار به همراه داشته اند با دست چپ انجام می داد مانند استنجاء (تمیز کردن محل ادرار و مدفوع با آب) و استجمار (تمیز کردن محل ادرار و مدفوع با سنگ و امثال آن) و استنشاق (آب در بینی کردن) و استنثار (بیرون آوردن آب از بینی) و موارد مشابه؛ بنابراین در همه ی مواردی که با اذیت و آزار همراه بوده، دست چپ استفاده می شده و در سایر موارد دست راست مورد استفاده قرار می گرفته است. و این به دلیل گرامی داشتن دست راست بوده، چون راست برتر از چپ می باشد.
و این حدیث بیانگر استحباب مقدم داشتن دست راست بر چپ در مواردی است که احترام و بزرگداشت را می طلبد.
اینکه ام المومنین عایشه رضی الله عنها می فرماید: «لطهوره» یعنی زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم وضو می گرفت، از راست آغاز می کرد چنانکه دست راست را قبل از دست چپ و پای راست را قبل از پای چپ می شست؛ اما دو گوش هر دو یک عضو و جزء سر محسوب می شوند؛ و همه با هم مسح می شوند مگر زمانی که توانایی مسح کردن جز با یک دست میسر نباشد؛ در این صورت به سبب ضرورت، از گوش راست آغاز می شود.
و اینکه فرمود: «وطَعَامِهِ» یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم با دست راست غذا می خورد.
«وكانت يده اليسرى لخلائه» و از دست چپ برای دور کردن آلودگی و پلیدی و مواردی مانند استنجا و برداشتن سنگ برای تمیز کردن محل ادرار و مدفوع استفاده می کرد.
«وما كان من أذى» و از دست چپ برای مواردی که اذیت و آزار به همراه داشت مانند تمیز کردن آب دهان و بینی و شپش و موارد مشابه استفاده می کرد.
و حدیث حفصه رضی الله عنها تاکید حدیث عایشه رضی الله عنها در بیان استحباب آغاز کردن اموری با دست راست است که اقتضای احترام و بزرگداشت دارند؛ و تاکید مقدم داشتن دست چپ در مواردی است که با اذیت و آزار و پلیدی همراه هستند مانند استنجا و استجمار و موارد مشابه.
@THEHADIIS
------
عایشه رضی الله عنها مواردی را بیان می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را با دست راست و دست چپ خود انجام می داد؛ اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم کارهایی که اذیت و آزار به همراه داشته اند با دست چپ انجام می داد مانند استنجاء (تمیز کردن محل ادرار و مدفوع با آب) و استجمار (تمیز کردن محل ادرار و مدفوع با سنگ و امثال آن) و استنشاق (آب در بینی کردن) و استنثار (بیرون آوردن آب از بینی) و موارد مشابه؛ بنابراین در همه ی مواردی که با اذیت و آزار همراه بوده، دست چپ استفاده می شده و در سایر موارد دست راست مورد استفاده قرار می گرفته است. و این به دلیل گرامی داشتن دست راست بوده، چون راست برتر از چپ می باشد.
و این حدیث بیانگر استحباب مقدم داشتن دست راست بر چپ در مواردی است که احترام و بزرگداشت را می طلبد.
اینکه ام المومنین عایشه رضی الله عنها می فرماید: «لطهوره» یعنی زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم وضو می گرفت، از راست آغاز می کرد چنانکه دست راست را قبل از دست چپ و پای راست را قبل از پای چپ می شست؛ اما دو گوش هر دو یک عضو و جزء سر محسوب می شوند؛ و همه با هم مسح می شوند مگر زمانی که توانایی مسح کردن جز با یک دست میسر نباشد؛ در این صورت به سبب ضرورت، از گوش راست آغاز می شود.
و اینکه فرمود: «وطَعَامِهِ» یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم با دست راست غذا می خورد.
«وكانت يده اليسرى لخلائه» و از دست چپ برای دور کردن آلودگی و پلیدی و مواردی مانند استنجا و برداشتن سنگ برای تمیز کردن محل ادرار و مدفوع استفاده می کرد.
«وما كان من أذى» و از دست چپ برای مواردی که اذیت و آزار به همراه داشت مانند تمیز کردن آب دهان و بینی و شپش و موارد مشابه استفاده می کرد.
و حدیث حفصه رضی الله عنها تاکید حدیث عایشه رضی الله عنها در بیان استحباب آغاز کردن اموری با دست راست است که اقتضای احترام و بزرگداشت دارند؛ و تاکید مقدم داشتن دست چپ در مواردی است که با اذیت و آزار و پلیدی همراه هستند مانند استنجا و استجمار و موارد مشابه.
@THEHADIIS
باب(4): آنچه که در نماز فجر روز جمعه خوانده میشود
403- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ب: أَنَّ النَّبِيَّ صكَانَ يَقْرَأُ فِي صَلاَةِ الْفَجْرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ: ﴿الٓمٓ١ تَنزِيلُ﴾ السَّجْدَةِ وَ ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ﴾ وَأَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) كَانَ يَقْرَأُ فِي صَلاَةِ الْجُمُعَةِ سُورَةَ الْجُمُعَةِ وَالْمُنَافِقِينَ. (م/879)
ترجمه: ابن عباس ب میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در نماز فجر روز جمعه، سورههای «الم سجده» و «انسان» را میخواند و در نماز جمعه، سورههای جمعه و منافقین را میخواند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
403- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ب: أَنَّ النَّبِيَّ صكَانَ يَقْرَأُ فِي صَلاَةِ الْفَجْرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ: ﴿الٓمٓ١ تَنزِيلُ﴾ السَّجْدَةِ وَ ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ﴾ وَأَنَّ النَّبِيَّ (صلی الله علیه وآله وسلم) كَانَ يَقْرَأُ فِي صَلاَةِ الْجُمُعَةِ سُورَةَ الْجُمُعَةِ وَالْمُنَافِقِينَ. (م/879)
ترجمه: ابن عباس ب میگوید: نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در نماز فجر روز جمعه، سورههای «الم سجده» و «انسان» را میخواند و در نماز جمعه، سورههای جمعه و منافقین را میخواند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(27): گناه ترک نماز جمعه
426- عن الْحَكَمِ بْنِ مِينَاءَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ وَأَبَا هُرَيْرَةَ ب حَدَّثَاهُ: أَنَّهُمَا سَمِعَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ عَلَى أَعْوَادِ مِنْبَرِهِ: «لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ عَنْ وَدْعِهِمْ الْجُمُعَاتِ أَوْ لَيَخْتِمَنَّ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ ثُمَّ لَيَكُونُنَّ مِنْ الْغَافِلِينَ». (م/865)
ترجمه: حکم بن میناء روایت میکند که: عبدالله بن عمر و ابوهریره ب گفتند: شنیدیم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبرش که از چوب ساخته شده بود، میفرمود: «گروههایی از ترک نمازهای جمعه، دست بر میدارند یا اینکه الله بر دلهایشان مهر میزند و آنگاه جزو غافلان بشمار میروند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
426- عن الْحَكَمِ بْنِ مِينَاءَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ وَأَبَا هُرَيْرَةَ ب حَدَّثَاهُ: أَنَّهُمَا سَمِعَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ عَلَى أَعْوَادِ مِنْبَرِهِ: «لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ عَنْ وَدْعِهِمْ الْجُمُعَاتِ أَوْ لَيَخْتِمَنَّ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ ثُمَّ لَيَكُونُنَّ مِنْ الْغَافِلِينَ». (م/865)
ترجمه: حکم بن میناء روایت میکند که: عبدالله بن عمر و ابوهریره ب گفتند: شنیدیم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر منبرش که از چوب ساخته شده بود، میفرمود: «گروههایی از ترک نمازهای جمعه، دست بر میدارند یا اینکه الله بر دلهایشان مهر میزند و آنگاه جزو غافلان بشمار میروند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنّما مَثَلُ صَاحبِ الْقُرْآنِ كَمَثَلِ الإِبِلِ المُعَقَّلَةِ، إنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا أمْسَكَهَا، وَإنْ أطْلَقَهَا ذَهَبَتْ»: «همانا مثال حافظ قرآن مانند صاحب شترِ بسته است که اگر از آن مواظبت کند، می تواند آن را نگه دارد و اگر رهايش نمايد، می رود». [صحیح است] [متفق علیه]
------
مثال حافظ قرآن مانند صاحب شتر بسته شده با افسار می باشد؛ و در ادامه وجه تشابه آنها را بیان می کند: «إنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا» چنانکه اگر دائما با بستن شتر از آن مراقبت کند و بدان توجه داشته باشد، «أمْسَكَهَا» می تواند آن را نگه دارد؛ «وَإنْ أطْلَقَهَا» و اگر افسارش را باز کند، آن را رها کرده و «ذهبت» می رود؛ صاحب قرآن نیز چنین است؛ اگر همواره تلاوت قرآن داشته و حفظ خود را تکرار نموده و مرور کند، قرآن در سینه اش ثبت گشته و باقی می ماند؛ و اگر چنین نکند، قرآن را از خاطر برده و فراموش می کند؛ و در این صورت جز با تحمل سختی و مشقت فراوان قادر به حفظ مجدد آن نخواهد بود؛ بنابراین مادامی که پیگیری و مراقبت وجود داشته باشد، حفظ وی باقی خواهد بود؛ چنانکه تا وقتی شتر بسته باشد، محفوظ است.
و به طور مشخص از شتر یاد شده چون از میان حیوانات اهلی بیش از دیگران می گریزد و بعد از فرار، بازگرداندن آن بسیار دشوار است
@THEHADIIS
------
مثال حافظ قرآن مانند صاحب شتر بسته شده با افسار می باشد؛ و در ادامه وجه تشابه آنها را بیان می کند: «إنْ عَاهَدَ عَلَيْهَا» چنانکه اگر دائما با بستن شتر از آن مراقبت کند و بدان توجه داشته باشد، «أمْسَكَهَا» می تواند آن را نگه دارد؛ «وَإنْ أطْلَقَهَا» و اگر افسارش را باز کند، آن را رها کرده و «ذهبت» می رود؛ صاحب قرآن نیز چنین است؛ اگر همواره تلاوت قرآن داشته و حفظ خود را تکرار نموده و مرور کند، قرآن در سینه اش ثبت گشته و باقی می ماند؛ و اگر چنین نکند، قرآن را از خاطر برده و فراموش می کند؛ و در این صورت جز با تحمل سختی و مشقت فراوان قادر به حفظ مجدد آن نخواهد بود؛ بنابراین مادامی که پیگیری و مراقبت وجود داشته باشد، حفظ وی باقی خواهد بود؛ چنانکه تا وقتی شتر بسته باشد، محفوظ است.
و به طور مشخص از شتر یاد شده چون از میان حیوانات اهلی بیش از دیگران می گریزد و بعد از فرار، بازگرداندن آن بسیار دشوار است
@THEHADIIS
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «لا حَسَدَ إِلاَّ في اثنتينِ: رَجُلٌ آتَاهُ اللَّه مَالاً، فَسَلَّطَه عَلَى هَلَكَتِهِ في الحَقِّ، وَرَجُلٌ آتَاه اللَّه حِكْمَةً، فَهُوَ يَقْضِي بِهَا وَيُعَلِّمَها»: «حسادت جایز نیست مگر در دو مورد: شخصی که الله متعال به او مالی داده و توفیق خرج کردن در راه الله را به وی عنايت کرده است؛ و شخصی که الله به او حکمت و معارف دينی داده و به آن حکم نموده و عمل می کند و - به ديگران نيز - آموزش می دهد». [صحیح است] [هر دو روایت متفق علیه است]
------
در اینجا رسول الله صلى الله عليه وسلم اشاره می کند حسادت انواع مختلفی دارد؛ نوعی از آن در شریعت مذموم و حرام می باشد که عبارت است از اینکه: کسی آروزی از بین رفتن نعمت برادرش را داشته باشد. و نوعی از حسادت مباح است؛ و آن اینکه: انسان دیگری را برخوردار از نعمتی دینوی ببیند و مثل آن را برای خود بخواهد. اما حسادتی که در شریعت محمود و پسندیده می باشد، این است که دیگری را برخوردار از نعمتی دینی ببیند و آن را برای خود نیز بخواهد که آنچه در این حدیث آمده به همین معناست. یعنی حسادت انواعی داشته و هر نوع حکم مخصوص به خود را دارد اما به طور کلی تنها در دو مورد حسادت محمود و مستحب و شرعی می باشد؛ یکی از آنها حسادت به فرد ثروتمندِ با تقوایی است که الله متعال مال حلالی به وی بخشیده و آن را در راه الله انفاق می کند. اگر کسی آرزو کند مثل او باشد و در برابر نعمتی که به وی داده شده غبطه بخورد، جایز و رواست؛ و دیگری فرد عالمی است که الله متعال به وی علمی سودمند عطا نموده و بدان عمل می کند و آن را به دیگران می آموزد و بر مبنای آن بین مردم قضاوت نموده و حکم می کند؛ اگر کسی آرزو کند مثل او باشد، جایز و رواست.
@THEHADIIS
------
در اینجا رسول الله صلى الله عليه وسلم اشاره می کند حسادت انواع مختلفی دارد؛ نوعی از آن در شریعت مذموم و حرام می باشد که عبارت است از اینکه: کسی آروزی از بین رفتن نعمت برادرش را داشته باشد. و نوعی از حسادت مباح است؛ و آن اینکه: انسان دیگری را برخوردار از نعمتی دینوی ببیند و مثل آن را برای خود بخواهد. اما حسادتی که در شریعت محمود و پسندیده می باشد، این است که دیگری را برخوردار از نعمتی دینی ببیند و آن را برای خود نیز بخواهد که آنچه در این حدیث آمده به همین معناست. یعنی حسادت انواعی داشته و هر نوع حکم مخصوص به خود را دارد اما به طور کلی تنها در دو مورد حسادت محمود و مستحب و شرعی می باشد؛ یکی از آنها حسادت به فرد ثروتمندِ با تقوایی است که الله متعال مال حلالی به وی بخشیده و آن را در راه الله انفاق می کند. اگر کسی آرزو کند مثل او باشد و در برابر نعمتی که به وی داده شده غبطه بخورد، جایز و رواست؛ و دیگری فرد عالمی است که الله متعال به وی علمی سودمند عطا نموده و بدان عمل می کند و آن را به دیگران می آموزد و بر مبنای آن بین مردم قضاوت نموده و حکم می کند؛ اگر کسی آرزو کند مثل او باشد، جایز و رواست.
@THEHADIIS
باب (1): آنچه در باره كوتاه خواندن نماز آمده است ومدت اقامتي كه ميتوان در آن، نماز را كوتاه خواند
569- «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ (رض) قَالَ: أَقَامَ النَّبِيُّ (ص) تِسْعَةَ عَشَرَ يَقْصُرُ». (بخارى: 1080)
ترجمه: «ابن عباس (رض) میگوید: رسول الله (ص) نوزده روز، اقامت نمود و نماز را قصر (شكسته) میخواند».
570- «عن أَنَسٍ (رض) قال: خَرَجْنَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ، فَكَانَ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ، حَتَّى رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ. قِيْلَ لَهُ: أَقَمْتُمْ بِمَكَّةَ شَيْئًا؟ قَالَ: أَقَمْنَا بِهَا عَشْرًا». (بخارى: 1081)
ترجمه: «انس (رض) میگوید: همراه رسول الله (ص) از مدینه منوره به مكه رفتیم. آنحضرت (ص) نمازها را شكسته میخواند تا اینكه به مدینه برگشتیم. شخصی پرسید: در مكه چند روز ماندید؟ گفت: ده روز، آنجا ماندیم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
569- «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ (رض) قَالَ: أَقَامَ النَّبِيُّ (ص) تِسْعَةَ عَشَرَ يَقْصُرُ». (بخارى: 1080)
ترجمه: «ابن عباس (رض) میگوید: رسول الله (ص) نوزده روز، اقامت نمود و نماز را قصر (شكسته) میخواند».
570- «عن أَنَسٍ (رض) قال: خَرَجْنَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ، فَكَانَ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ، حَتَّى رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ. قِيْلَ لَهُ: أَقَمْتُمْ بِمَكَّةَ شَيْئًا؟ قَالَ: أَقَمْنَا بِهَا عَشْرًا». (بخارى: 1081)
ترجمه: «انس (رض) میگوید: همراه رسول الله (ص) از مدینه منوره به مكه رفتیم. آنحضرت (ص) نمازها را شكسته میخواند تا اینكه به مدینه برگشتیم. شخصی پرسید: در مكه چند روز ماندید؟ گفت: ده روز، آنجا ماندیم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (3): بشارت دهندها
2154- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ r يَقُولُ: «لَمْ يَبْقَ مِنَ النُّبُوَّةِ إِلاَّ الْمُبَشِّرَاتُ» قَالُوا: وَمَا الْمُبَشِّرَاتُ؟ قَالَ: «الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ»». (بخارى: 6990)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: شنیدم که رسول الله (ص) میفرمود: «از نبوت، چیزی بجز بشارتها، باقی نمانده است». صحابه پرسیدند: بشارتها چه هستند؟ فرمود: «خوابهای خوب»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2154- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ r يَقُولُ: «لَمْ يَبْقَ مِنَ النُّبُوَّةِ إِلاَّ الْمُبَشِّرَاتُ» قَالُوا: وَمَا الْمُبَشِّرَاتُ؟ قَالَ: «الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ»». (بخارى: 6990)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: شنیدم که رسول الله (ص) میفرمود: «از نبوت، چیزی بجز بشارتها، باقی نمانده است». صحابه پرسیدند: بشارتها چه هستند؟ فرمود: «خوابهای خوب»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (3): هر زمان از زمان قبلي، بدتر خواهد بود
2166- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ t وَقَدْ شُكِيَ إلَيْهِ مَا لَقِيَ النَّاسُ مِنَ الْحَجَّاجِ، فَقَالَ: اصْبِرُوا، فَإِنَّهُ لا يَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ إِلاَّ الَّذِي بَعْدَهُ شَرٌّ مِنْهُ حَتَّى تَلْقَوْا رَبَّكُمْ. سَمِعْتُهُ مِنْ نَبِيِّكُمْ r». (بخارى: 7068)
ترجمه: «روایت است که مردم از رفتار حجاج، نزد انس بن مالک (رض) شکایت بردند. گفت: صبر کنید. زیرا از هر زمانی که بر شما میآید، زمان بعدی بدتر خواهد بود. و این تا زمانی ادامه دارد که پروردگارتان را ملاقات کنید. من این مطلب را از پیامبر شما شنیدم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2166- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ t وَقَدْ شُكِيَ إلَيْهِ مَا لَقِيَ النَّاسُ مِنَ الْحَجَّاجِ، فَقَالَ: اصْبِرُوا، فَإِنَّهُ لا يَأْتِي عَلَيْكُمْ زَمَانٌ إِلاَّ الَّذِي بَعْدَهُ شَرٌّ مِنْهُ حَتَّى تَلْقَوْا رَبَّكُمْ. سَمِعْتُهُ مِنْ نَبِيِّكُمْ r». (بخارى: 7068)
ترجمه: «روایت است که مردم از رفتار حجاج، نزد انس بن مالک (رض) شکایت بردند. گفت: صبر کنید. زیرا از هر زمانی که بر شما میآید، زمان بعدی بدتر خواهد بود. و این تا زمانی ادامه دارد که پروردگارتان را ملاقات کنید. من این مطلب را از پیامبر شما شنیدم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (10)
2174- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَقْتَتِلَ فِئتَانِ عَظِيمَتَانِ يَكُونُ بَيْنَهُمَا مَقْتَلَةٌ عَظِيمَةٌ، دَعْوَتُهُمَا وَاحِدَةٌ. وَحَتَّى يُبْعَثَ دَجَّالُونَ كَذَّابُونَ قَرِيبٌ مِنْ ثَلاثِينَ، كُلُّهُمْ يَزْعُمُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ، وَحَتَّى يُقْبَضَ الْعِلْمُ، وَتَكْثُرَ الزَّلازِلُ وَيَتَقَارَبَ الزَّمَانُ، وَتَظْهَرَ الْفِتَنُ، وَيَكْثُرَ الْهَرْجُ ـ وَهُوَ الْقَتْلُ ـ وَحَتَّى يَكْثُرَ فِيكُمُ الْمَالُ فَيَفِيضَ، حَتَّى يُهِمَّ رَبَّ الْمَالِ مَنْ يَقْبَلُ صَدَقَتَهُ، وَحَتَّى يَعْرِضَهُ عَلَيْهِ، فَيَقُولَ الَّذِي يَعْرِضُهُ عَلَيْهِ: لا أَرَبَ لِي بِهِ، وَحَتَّى يَتَطَاوَلَ النَّاسُ فِي الْبُنْيَانِ، وَحَتَّى يَمُرَّ الرَّجُلُ بِقَبْرِ الرَّجُلِ فَيَقُولُ: يَا لَيْتَنِي مَكَانَهُ، وَحَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا، فَإِذَا طَلَعَتْ وَرَآهَا النَّاسُ، ـ يَعْنِي ـ آمَنُوا أَجْمَعُونَ، فَذَلِكَ حِينَ ﴿لَا يَنفَعُ نَفۡسًا إِيمَٰنُهَا لَمۡ تَكُنۡ ءَامَنَتۡ مِن قَبۡلُ أَوۡ كَسَبَتۡ فِيٓ إِيمَٰنِهَا خَيۡرٗا﴾ [الأنعام: 158]. وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ نَشَرَ الرَّجُلانِ ثَوْبَهُمَا بَيْنَهُمَا فَلاَ يَتَبَايَعَانِهِ، وَلا يَطْوِيَانِهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدِ انْصَرَفَ الرَّجُلُ بِلَبَنِ لِقْحَتِهِ، فَلاَ يَطْعَمُهُ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَهُوَ يُلِيطُ حَوْضَهُ فَلا يَسْقِي فِيهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ رَفَعَ أُكْلَتَهُ إِلَى فِيهِ فَلا يَطْعَمُهَا»». (بخارى: 7121)
ترجمه: «از ابوهریره (رض) روایت است که رسول الله (ص) فرمود: «تا زمانی که دو گروه بزرگ كه به سوی یک چیز دعوت میدهند، با یکدیگر به جنگ نپردازند و کشتار بزرگی میان آنان رخ ندهد و تا وقتی که نزدیک به سی دجال دروغگو، ظهور نکند که همگی آنان ادعای نبوت میکنند، قیا مت برپا نخواهد شد. همچنین تا زمانی که علم و دانش از میان مردم برداشته نشده و زلزلهها زیاد نشوند و فاصلهها کم نشود و قتل و کشتار، زیاد نگردد و مال به اندازهای زیاد نشود که به فردی که داده میشود، بگوید: من به آن نیازی ندارم و مردم در ساختمانها به یکدیگر، فخر نفروشند، قیامت برپا نخواهد شد. همچنین تا زمانی که یک فرد از کنار فرد دیگری عبور نکند و نگوید: ای کاش! من بجای او میبودم و خورشید از سمت مغرب، طلوع ننماید، قیامت برپا نخوهد شد. پس هنگامی که خورشید از سمت مغرب، طلوع کرد و مردم آنرا دیدند و همگی ایمان آوردند، در این هنگام، ایمان کسی که قبلاً ایمان نیاورده است و یا در همان دوران قبلی که ایمان داشته است، کار نیكی انجام نداده است، به او سودی نخواهد بخشید. و قیامت، چنان ناگهانی فرا میرسد که دو نفر، پارچههایشان را بین یگدیگر پهن میکنند ولی هنوز معاملهای انجام ندادهاند و آنها را جمع نکردهاند که قیامت برپا میشود. و چنان ناگهانی است که شخصی، شترش را میدوشد اما قبل از اینکه شیرش را بنوشد، قیامت برپا میشود. و چنان ناگهانی است که فرد، شکافهای حوضاش را میگیرد اما قبل از اینکه دامهایش را آب بدهد، قیامت برپا میشود. و حتی به اندازهای ناگهانی است که شخصی، لقمهاش را بسوی دهانش میبرد اما موفق به خوردنش نمیشود»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
2174- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَقْتَتِلَ فِئتَانِ عَظِيمَتَانِ يَكُونُ بَيْنَهُمَا مَقْتَلَةٌ عَظِيمَةٌ، دَعْوَتُهُمَا وَاحِدَةٌ. وَحَتَّى يُبْعَثَ دَجَّالُونَ كَذَّابُونَ قَرِيبٌ مِنْ ثَلاثِينَ، كُلُّهُمْ يَزْعُمُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ، وَحَتَّى يُقْبَضَ الْعِلْمُ، وَتَكْثُرَ الزَّلازِلُ وَيَتَقَارَبَ الزَّمَانُ، وَتَظْهَرَ الْفِتَنُ، وَيَكْثُرَ الْهَرْجُ ـ وَهُوَ الْقَتْلُ ـ وَحَتَّى يَكْثُرَ فِيكُمُ الْمَالُ فَيَفِيضَ، حَتَّى يُهِمَّ رَبَّ الْمَالِ مَنْ يَقْبَلُ صَدَقَتَهُ، وَحَتَّى يَعْرِضَهُ عَلَيْهِ، فَيَقُولَ الَّذِي يَعْرِضُهُ عَلَيْهِ: لا أَرَبَ لِي بِهِ، وَحَتَّى يَتَطَاوَلَ النَّاسُ فِي الْبُنْيَانِ، وَحَتَّى يَمُرَّ الرَّجُلُ بِقَبْرِ الرَّجُلِ فَيَقُولُ: يَا لَيْتَنِي مَكَانَهُ، وَحَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا، فَإِذَا طَلَعَتْ وَرَآهَا النَّاسُ، ـ يَعْنِي ـ آمَنُوا أَجْمَعُونَ، فَذَلِكَ حِينَ ﴿لَا يَنفَعُ نَفۡسًا إِيمَٰنُهَا لَمۡ تَكُنۡ ءَامَنَتۡ مِن قَبۡلُ أَوۡ كَسَبَتۡ فِيٓ إِيمَٰنِهَا خَيۡرٗا﴾ [الأنعام: 158]. وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ نَشَرَ الرَّجُلانِ ثَوْبَهُمَا بَيْنَهُمَا فَلاَ يَتَبَايَعَانِهِ، وَلا يَطْوِيَانِهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدِ انْصَرَفَ الرَّجُلُ بِلَبَنِ لِقْحَتِهِ، فَلاَ يَطْعَمُهُ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَهُوَ يُلِيطُ حَوْضَهُ فَلا يَسْقِي فِيهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ رَفَعَ أُكْلَتَهُ إِلَى فِيهِ فَلا يَطْعَمُهَا»». (بخارى: 7121)
ترجمه: «از ابوهریره (رض) روایت است که رسول الله (ص) فرمود: «تا زمانی که دو گروه بزرگ كه به سوی یک چیز دعوت میدهند، با یکدیگر به جنگ نپردازند و کشتار بزرگی میان آنان رخ ندهد و تا وقتی که نزدیک به سی دجال دروغگو، ظهور نکند که همگی آنان ادعای نبوت میکنند، قیا مت برپا نخواهد شد. همچنین تا زمانی که علم و دانش از میان مردم برداشته نشده و زلزلهها زیاد نشوند و فاصلهها کم نشود و قتل و کشتار، زیاد نگردد و مال به اندازهای زیاد نشود که به فردی که داده میشود، بگوید: من به آن نیازی ندارم و مردم در ساختمانها به یکدیگر، فخر نفروشند، قیامت برپا نخواهد شد. همچنین تا زمانی که یک فرد از کنار فرد دیگری عبور نکند و نگوید: ای کاش! من بجای او میبودم و خورشید از سمت مغرب، طلوع ننماید، قیامت برپا نخوهد شد. پس هنگامی که خورشید از سمت مغرب، طلوع کرد و مردم آنرا دیدند و همگی ایمان آوردند، در این هنگام، ایمان کسی که قبلاً ایمان نیاورده است و یا در همان دوران قبلی که ایمان داشته است، کار نیكی انجام نداده است، به او سودی نخواهد بخشید. و قیامت، چنان ناگهانی فرا میرسد که دو نفر، پارچههایشان را بین یگدیگر پهن میکنند ولی هنوز معاملهای انجام ندادهاند و آنها را جمع نکردهاند که قیامت برپا میشود. و چنان ناگهانی است که شخصی، شترش را میدوشد اما قبل از اینکه شیرش را بنوشد، قیامت برپا میشود. و چنان ناگهانی است که فرد، شکافهای حوضاش را میگیرد اما قبل از اینکه دامهایش را آب بدهد، قیامت برپا میشود. و حتی به اندازهای ناگهانی است که شخصی، لقمهاش را بسوی دهانش میبرد اما موفق به خوردنش نمیشود»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
459- حدیث: «أُسَيْدِ بْنِ حُضَيْرٍ، قَالَ: بَيْنَمَا هُوَ يَقْرَأُ مِنَ اللَّيْلِ سُورَةَ الْبَقَرَةِ، وَفَرَسُهُ مَرْبُوطَةٌ عِنْدَهُ، إِذْ جَالَتِ الْفَرَسُ، فَسَكَتَ فَسَكَتَتْ، فَقَرَأَ فَجَالَتِ الْفَرَسُ، فَسَكَتَ وَسَكَتَتِ الْفَرسُ، ثُمَّ قَرَأَ فَجَالَتِ الْفَرَسُ، فَانْصَرَفَ وَكَانَ ابْنُهُ يَحْيَى قَرِيبًا مِنْهَا، فَأَشْفَقَ أَنْ تُصِيبَهُ، فَلَمَّا اجْتَرَّهُ، رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ حتَّى مَا يَرَاهَا، فَلَمَّا أَصْبَحَ حَدَّثَ النَّبِيَّ ج، فَقَالَ: اقْرَأْ يَا ابْنَ حُضَيْرٍ اقْرَأْ يَا ابْنَ حُضَيْرٍ قَالَ فَأَشْفَقْتُ يَا رَسُولَ اللهِ أَنْ تَطَأَ يَحْيَى، وَكَانَ مِنْهَا قَرِيبًا، فَرَفَعْتُ رَأْسِي فَانْصَرَفْتُ إِلَيْهِ، فَرَفَعْتُ رَأْسِي إِلَى السَّمَاءِ فَإِذا مِثْلُ الظُّلَّةِ فِيهَا أَمْثَالُ الْمَصَابِيحِ، فَخَرَجَتْ حَتَّى لاَ أَرَاهَا قَالَ: وَتَدْرِي مَا ذَاكَ قَالَ: لاَ؛ قَالَ: تِلْكَ الْمَلاَئِكَةُ دَنَتْ لِصَوْتِكَ، وَلَوْ قَرَأْتَ لأَصْبَحَتْ يَنْظُرُ النَّاسُ إِلَيْهَا، لاَ تَتَوَارَى مِنْهُمْ»(٥٠٢).
یعنی: «اسید بن حضیر گوید: شبى سوره بقره را در منزل مى خواند، و اسبش را در نزدیکى خود به میخ یا چیز دیگرى بسته بود، ناگاه اسب به هیجان درآمد، همین که او از خواندن قرآن دست برداشت دید که اسبش نیز آرام گردید و وقتى که مجدداً شروع به خواندن قرآن نمود اسب مجدداً به حرکت و جنبش درآمد. اسید سرش را بلند کرد، دید پسرش یحیى در نزدیکى اسب است، ترسید که حیوان، او را لگد زند پسرش را دور نمود، سپس سرش را به سوى آسمان بلند کرد و چیزهاى عجیبى را دید، فردا صبح جریان را براى پیغمبر ص بازگو کرد، پیغمبر ص فرمود: اى پسر حضیر! مى بایستى به قرائت ادامه دهى، اى پسر حضیر! مى بایستى به قرائت ادامه دهى، اسید گفت: اى رسول خدا! یحیى به اسب نزدیک بود ترسیدم که او را لگدکوب کند لذا از خواندن قرآن دست برداشتم و به سوى یحیى رفتم در این هنگام سرم را به سوى آسمان بلند کردم دیدم قطعه ابرى در آسمان است که چیزی هایى مانند چراغ درآن وجود دارد، سپس به طرف بالا عروج کردند تا اینکه آن ها را دیگر ندیدم، پیغمبر ص فرمود: مى دانى که آن ها چه بودند؟ اسید گفت: خیر، پیغمبر
ﷺ فرمود: فرشتگان بودند که به خاطر صداى قرآن خواندن شما فرود آمده بودند، اگر قرائت قرآن را ترک نمى کردى مردم آنهارا تماشا مى کردند واز مردم پنهان نمى شدند». (یعنى این برکت به آنان نیز مى رسید).
@THEHADIIS
یعنی: «اسید بن حضیر گوید: شبى سوره بقره را در منزل مى خواند، و اسبش را در نزدیکى خود به میخ یا چیز دیگرى بسته بود، ناگاه اسب به هیجان درآمد، همین که او از خواندن قرآن دست برداشت دید که اسبش نیز آرام گردید و وقتى که مجدداً شروع به خواندن قرآن نمود اسب مجدداً به حرکت و جنبش درآمد. اسید سرش را بلند کرد، دید پسرش یحیى در نزدیکى اسب است، ترسید که حیوان، او را لگد زند پسرش را دور نمود، سپس سرش را به سوى آسمان بلند کرد و چیزهاى عجیبى را دید، فردا صبح جریان را براى پیغمبر ص بازگو کرد، پیغمبر ص فرمود: اى پسر حضیر! مى بایستى به قرائت ادامه دهى، اى پسر حضیر! مى بایستى به قرائت ادامه دهى، اسید گفت: اى رسول خدا! یحیى به اسب نزدیک بود ترسیدم که او را لگدکوب کند لذا از خواندن قرآن دست برداشتم و به سوى یحیى رفتم در این هنگام سرم را به سوى آسمان بلند کردم دیدم قطعه ابرى در آسمان است که چیزی هایى مانند چراغ درآن وجود دارد، سپس به طرف بالا عروج کردند تا اینکه آن ها را دیگر ندیدم، پیغمبر ص فرمود: مى دانى که آن ها چه بودند؟ اسید گفت: خیر، پیغمبر
ﷺ فرمود: فرشتگان بودند که به خاطر صداى قرآن خواندن شما فرود آمده بودند، اگر قرائت قرآن را ترک نمى کردى مردم آنهارا تماشا مى کردند واز مردم پنهان نمى شدند». (یعنى این برکت به آنان نیز مى رسید).
@THEHADIIS
458- حدیث: «الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ قَرَأَ رَجُلٌ الْكَهْفَ، وَفِي الدَّارِ الدَّابَّةُ، فَجَعَلَتْ تَنْفِرُ، فَسَلَّمَ، فَإِذَا ضَبَابَةٌ أَوْ سَحَابَةٌ غَشِيَتْهُ؛ فَذَكَرَهُ لِلنَّبِيِّ ج، فَقَالَ اقْرَأْ فُلاَن فَإِنَّهَا السَّكِينَةُ نَزَلَتْ لِلْقُرْآنِ أَوْ تَنَزَّلَتْ لِلْقُرْآنِ»(٥٠١).
یعنی: «براء بن عازب گوید: یک نفر از اصحاب سوره کهف را مى خواند، حیوانى که در منزلش بود شروع به جنب و جوش نمود آن صحابى دعا نمود تا آرام شود، ناگاه دید مهى یا ابرى او را در بر گرفته است، و این واقعه را براى پیغمبر ص بازگو کرد، پیغمبر ص فرمود: اى فلانى! به قرائت قرآن ادامه ده این مه یا ابر اطمینان و آرامشى است که به خاطر خواندن قرآن نازل شده است».
@THEHADIIS
یعنی: «براء بن عازب گوید: یک نفر از اصحاب سوره کهف را مى خواند، حیوانى که در منزلش بود شروع به جنب و جوش نمود آن صحابى دعا نمود تا آرام شود، ناگاه دید مهى یا ابرى او را در بر گرفته است، و این واقعه را براى پیغمبر ص بازگو کرد، پیغمبر ص فرمود: اى فلانى! به قرائت قرآن ادامه ده این مه یا ابر اطمینان و آرامشى است که به خاطر خواندن قرآن نازل شده است».
@THEHADIIS