1444- «عَنْ أَبِي ذَرٍّ رضی الله عنه: أَنَّهُ سَمِعَ النَّبِيَّ صلی الله علیه و سلم يَقُولُ: «لَيْسَ مِنْ رَجُلٍ ادَّعَى لِغَيْرِ أَبِيهِ وَهُوَ يَعْلَمُهُ إِلاَّ كَفَرَ، وَمَنِ ادَّعَى قَوْمًا لَيْسَ لَهُ فِيهِمْ نَسَبٌ، فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»». (بخارى: 3508)
ترجمه: «ابوذر رضی الله عنه میگوید: شنیدم که نبی اکرم صلی الله علیه و سلم میفرمود: «هر مردی که آگاهانه، خود را به غیر از پدرش، نسبت دهد، کفر ورزیده است. و هرکس، خود را به قومی نسبت دهد که از آنها نباشد، جایگاهش را در آتش، آماده سازد»».
@THEHADIIS
ترجمه: «ابوذر رضی الله عنه میگوید: شنیدم که نبی اکرم صلی الله علیه و سلم میفرمود: «هر مردی که آگاهانه، خود را به غیر از پدرش، نسبت دهد، کفر ورزیده است. و هرکس، خود را به قومی نسبت دهد که از آنها نباشد، جایگاهش را در آتش، آماده سازد»».
@THEHADIIS
1443- «عَنْ جُبَيْرِ بْنِ مُطْعِمٍ رضی الله عنه قَالَ: مَشَيْتُ أَنَا وَعُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ رضی الله عنه إِلَي رَسُولِ الله صلی الله علیه و سلم فَقَالَ: يَا رَسُولَ الله، أَعْطَيْتَ بَنِي الْمُطَّلِبِ وَتَرَكْتَنَا وَإِنَّمَا نَحْنُ وَهُمْ مِنْكَ بِمَنْزِلَةٍ وَاحِدَةٍ، فَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و سلم : «إِنَّمَا بَنُو هَاشِمٍ وَبَنُو الْمُطَّلِبِ شَيْءٌ وَاحِدٌ»». (بخارى: 3502)
ترجمه: «جبیر بن مطعم رضی الله عنه میگوید: من و عثمان بن عفان رضی الله عنه نزد رسول خدا صلی الله علیه و سلم رفتیم. عثمان گفت: ای رسول خدا! به فرزندان مطّلب، مال عطا کردی و ما را رها ساختی درحالی که ما و آنان، با شما نسبت یکسانی داریم. نبی اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «بنیهاشم و بنی مطلب، یکی هستند». (یعنی همیشه با هم بودهاند ولی شما اینگونه نبودهاید)».
@THEHADIIS
ترجمه: «جبیر بن مطعم رضی الله عنه میگوید: من و عثمان بن عفان رضی الله عنه نزد رسول خدا صلی الله علیه و سلم رفتیم. عثمان گفت: ای رسول خدا! به فرزندان مطّلب، مال عطا کردی و ما را رها ساختی درحالی که ما و آنان، با شما نسبت یکسانی داریم. نبی اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «بنیهاشم و بنی مطلب، یکی هستند». (یعنی همیشه با هم بودهاند ولی شما اینگونه نبودهاید)».
@THEHADIIS
1495- «عَنْ أَنَسٍ رضی الله عنه قَالَ: كَانَ رَجُلٌ نَصْرَانِيًّا فَأَسْلَمَ، وَقَرَأَ الْبَقَرَةَ وَآلَ عِمْرَانَ، فَكَانَ يَكْتُبُ لِلنَّبِيِّ صلی الله علیه و سلم ، فَعَادَ نَصْرَانِيًّا، فَكَانَ يَقُولُ: مَا يَدْرِي مُحَمَّدٌ إِلاَّ مَا كَتَبْتُ لَهُ، فَأَمَاتَهُ اللَّهُ فَدَفَنُوهُ، فَأَصْبَحَ وَقَدْ لَفَظَتْهُ الأرْضُ، فَقَالُوا: هَذَا فِعْلُ مُحَمَّدٍ وَأَصْحَابِهِ، لَمَّا هَرَبَ مِنْهُمْ نَبَشُوا عَنْ صَاحِبِنَا، فَأَلْقَوْهُ، فَحَفَرُوا لَهُ فَأَعْمَقُوا، فَأَصْبَحَ وَقَدْ لَفَظَتْهُ الأرْضُ، فَقَالُوا: هَذَا فِعْلُ مُحَمَّدٍ وَأَصْحَابِهِ، نَبَشُوا عَنْ صَاحِبِنَا لَمَّا هَرَبَ مِنْهُمْ، فَأَلْقَوْهُ خَارِجَ الْقَبْرِ، فَحَفَرُوا لَهُ وَأَعْمَقُوا لَهُ فِي الأرْضِ مَا اسْتَطَاعُوا، فَأَصْبَحَ وَقَدْ لَفَظَتْهُ الأرْضُ، فَعَلِمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنَ النَّاسِ، فَأَلْقَوْهُ». (بخارى: 3617)
ترجمه: «انس بن مالک رضی الله عنه میگوید: مردی نصرانی، مسلمان شد و سوره بقره و آلعمران را خواند و برای رسول خدا صلی الله علیه و سلم چیزهایی مینوشت. سپس، دوباره، نصرانی شد و میگفت: محمد، چیزی جز آنچه که من برایش نوشتهام، نمیداند. سر انجام، مُرد و او را دفن کردند. صبح روز بعد، زمین او را بیرون انداخته بود. نصرانیها گفتند: این، کار محمد و یاران او است. چون این رفیق ما از دین آنها برگشته بود، او را نبش قبر کرده، بیرون انداختهاند. آنگاه، قبر عمیقتری برایش کندند (و او را دفن کردند). اما باز هم، صبح روز بعد، زمین او را بیرون انداخته بود. دوباره گفتند: «این، کار محمد و یاران اوست. چون رفیق ما از دین آنها برگشته بود، او را نبش قبر کرده و بیرون انداختهاند. سرانجام، تا جایی که میتوانستند قبرش را عمیق کردند. باز هم صبح روز بعد، زمین او را بیرون انداخته بود. در پایان، متوجه شدند که این، کار مردم نیست. لذا او را به حال خود، رها ساختند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
ترجمه: «انس بن مالک رضی الله عنه میگوید: مردی نصرانی، مسلمان شد و سوره بقره و آلعمران را خواند و برای رسول خدا صلی الله علیه و سلم چیزهایی مینوشت. سپس، دوباره، نصرانی شد و میگفت: محمد، چیزی جز آنچه که من برایش نوشتهام، نمیداند. سر انجام، مُرد و او را دفن کردند. صبح روز بعد، زمین او را بیرون انداخته بود. نصرانیها گفتند: این، کار محمد و یاران او است. چون این رفیق ما از دین آنها برگشته بود، او را نبش قبر کرده، بیرون انداختهاند. آنگاه، قبر عمیقتری برایش کندند (و او را دفن کردند). اما باز هم، صبح روز بعد، زمین او را بیرون انداخته بود. دوباره گفتند: «این، کار محمد و یاران اوست. چون رفیق ما از دین آنها برگشته بود، او را نبش قبر کرده و بیرون انداختهاند. سرانجام، تا جایی که میتوانستند قبرش را عمیق کردند. باز هم صبح روز بعد، زمین او را بیرون انداخته بود. در پایان، متوجه شدند که این، کار مردم نیست. لذا او را به حال خود، رها ساختند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1494- «عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رضی الله عنه: أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه و سلم دَخَلَ عَلَى أَعْرَابِيٍّ يَعُودُهُ، قَالَ: وَكَانَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و سلم إِذَا دَخَلَ عَلَى مَرِيضٍ يَعُودُهُ، قَالَ: «لا بَأْسَ طَهُورٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ». فَقَالَ لَهُ: «لا بَأْسَ طَهُورٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ». قَالَ: قُلْتَ: طَهُورٌ؟ كَلاَّ، بَلْ هِيَ حُمَّى تَفُورُ، أَوْ تَثُورُ، عَلَى شَيْخٍ كَبِيرٍ، تُزِيرُهُ الْقُبُورَ، فَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و سلم : «فَنَعَمْ إِذًا»». (بخارى:3616)
ترجمه: «ابن عباس رضی الله عنهما میگوید: نبی اکرم صلی الله علیه و سلم به عیادت مردی بادیه نشین رفت و عادتش این بود که هنگام عیادت مریض، میگفت: «نگران نباش. اگر خدا بخواهد، این بیماری، باعث پاک شدن گناهانت خواهد شد». پس به او نیز فرمود: «نگران نباش، اگر خدا بخواهد، این بیماری، باعث پاک شدن گناهانت خواهد شد». بادیه نشین گفت: فرمودی که باعث پاکی گناهان میشود؟ هرگز، (چنین نخواهد شد) بلکه تبی است که در جسم پیرمردی کهنسال، شعله میزند و او را به قبرستان میبرد. نبی اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «پس بلی، در این صورت، چنین است»».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
ترجمه: «ابن عباس رضی الله عنهما میگوید: نبی اکرم صلی الله علیه و سلم به عیادت مردی بادیه نشین رفت و عادتش این بود که هنگام عیادت مریض، میگفت: «نگران نباش. اگر خدا بخواهد، این بیماری، باعث پاک شدن گناهانت خواهد شد». پس به او نیز فرمود: «نگران نباش، اگر خدا بخواهد، این بیماری، باعث پاک شدن گناهانت خواهد شد». بادیه نشین گفت: فرمودی که باعث پاکی گناهان میشود؟ هرگز، (چنین نخواهد شد) بلکه تبی است که در جسم پیرمردی کهنسال، شعله میزند و او را به قبرستان میبرد. نبی اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: «پس بلی، در این صورت، چنین است»».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (14): اذان روز جمعه
502- «عَنِ السَّائِبِ بْنِ يَزِيدَ (رض) قَالَ: كَانَ النِّدَاءُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَوَّلُهُ إِذَا جَلَسَ الإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ (ص) وَأَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ (رض)، فَلَمَّا كَانَ عُثْمَانُ (رض) وَكَثُرَ النَّاسُ زَادَ النِّدَاءَ الثَّالِثَ عَلَى الزَّوْرَاءِ». (بخارى:912)
ترجمه: «سائب بن یزید (رض) میگوید: در زمان رسول الله (ص)، ابوبكر (رض) و عمر (رض) اذان جمعه همان اذان اوّل بود كه جلوی منبر گفته میشد آنهم وقتی كه امام برای ایراد خطبه، بالای منبر میرفت. امّا در زمان خلافت عثمان (رض) وقتی جمعیت زیاد شد، اذان سوّم بالای زوراءِ گفته شد و اضافه گردید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
502- «عَنِ السَّائِبِ بْنِ يَزِيدَ (رض) قَالَ: كَانَ النِّدَاءُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَوَّلُهُ إِذَا جَلَسَ الإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ (ص) وَأَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ (رض)، فَلَمَّا كَانَ عُثْمَانُ (رض) وَكَثُرَ النَّاسُ زَادَ النِّدَاءَ الثَّالِثَ عَلَى الزَّوْرَاءِ». (بخارى:912)
ترجمه: «سائب بن یزید (رض) میگوید: در زمان رسول الله (ص)، ابوبكر (رض) و عمر (رض) اذان جمعه همان اذان اوّل بود كه جلوی منبر گفته میشد آنهم وقتی كه امام برای ایراد خطبه، بالای منبر میرفت. امّا در زمان خلافت عثمان (رض) وقتی جمعیت زیاد شد، اذان سوّم بالای زوراءِ گفته شد و اضافه گردید».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (1): فرض بودن نماز جمعه
485- «عن أبي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «نَحْنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، بَيْدَ أَنَّهُمْ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِنَا، ثُمَّ هَذَا يَوْمُهُمِ الَّذِي فُرِضَ عَلَيْهِمْ، فَاخْتَلَفُوا فِيهِ، فَهَدَانَا اللَّهُ، فَالنَّاسُ لَنَا فِيهِ تَبَعٌ: الْيَهُودُ غَدًا، وَالنَّصَارَى بَعْدَ غَدٍ»». (بخارى: 876)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «ما در دنیا، آخرین اُمت هستیم ولی در قیامت، پیشاپیش سایر امتها خواهیم بود با وجودی كه آنها قبل از ما صاحب كتاب آسمانی شدهاند. سپس، خداوند روز جمعه را برای اهل كتاب، فرض نمود (تا شعائرشان را در آن انجام دهند) ولی آنان در مورد آن، دچار اختلاف نظر شدند. آنگاه، خداوند ما را بدان (روز جمعه) راهنمایی فرمود و بقیه مردم (اهل كتاب) پشت سر ما قرار دارند؛ شنبه روز عبادت یهود و یكشنبه روز عبادت نصارا است»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
485- «عن أبي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «نَحْنُ الآخِرُونَ السَّابِقُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، بَيْدَ أَنَّهُمْ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِنَا، ثُمَّ هَذَا يَوْمُهُمِ الَّذِي فُرِضَ عَلَيْهِمْ، فَاخْتَلَفُوا فِيهِ، فَهَدَانَا اللَّهُ، فَالنَّاسُ لَنَا فِيهِ تَبَعٌ: الْيَهُودُ غَدًا، وَالنَّصَارَى بَعْدَ غَدٍ»». (بخارى: 876)
ترجمه: «ابوهریره (رض) میگوید: رسول الله (ص) فرمود: «ما در دنیا، آخرین اُمت هستیم ولی در قیامت، پیشاپیش سایر امتها خواهیم بود با وجودی كه آنها قبل از ما صاحب كتاب آسمانی شدهاند. سپس، خداوند روز جمعه را برای اهل كتاب، فرض نمود (تا شعائرشان را در آن انجام دهند) ولی آنان در مورد آن، دچار اختلاف نظر شدند. آنگاه، خداوند ما را بدان (روز جمعه) راهنمایی فرمود و بقیه مردم (اهل كتاب) پشت سر ما قرار دارند؛ شنبه روز عبادت یهود و یكشنبه روز عبادت نصارا است»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «والَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَمُرَّ الرَّجُلُ عَلَی القَبْرِ، فَيَتَمَرَّغَ عَلَيْهِ وَيَقُولُ: يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَكَانَ صَاحِبِ هذَا القَبْرِ، وَلَيْسَ بِهِ الدِّينُ، ما بِهِ إلاَّ البَلاَءُ»: «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، دنيا تمام نمی شود مگر آن که شخصی از کنار قبری می گذرد و آنجا درنگ می کند و می گويد: ای کاش من به جای صاحب اين قبر بودم! انگيزه اش از اين آرزو، دين نيست؛ بلکه فقط به خاطر سختی ها و مصیبت هایی که بر او گذشته، چنين آرزويی می کند». [صحیح است] [متفق علیه]
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در آخر الزمان مردی از کنار قبر دیگری می گذرد و آرزو می کند ای کاش به جای او بود؛ و این به دلیل سختی ها و مشقت های دنیوی و فتنه های زیادی است که به آنها گرفتار شده است؛ آرزو می کند به جای آن صاحب قبر باشد، چون از رنج و سختی های دنیا راحت شده است. این حدیث دلیلی بر آرزوی مرگ نیست بلکه فقط خبر از وقایعی است که در آخر الزمان روی می دهد.
@THEHADIIS
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در آخر الزمان مردی از کنار قبر دیگری می گذرد و آرزو می کند ای کاش به جای او بود؛ و این به دلیل سختی ها و مشقت های دنیوی و فتنه های زیادی است که به آنها گرفتار شده است؛ آرزو می کند به جای آن صاحب قبر باشد، چون از رنج و سختی های دنیا راحت شده است. این حدیث دلیلی بر آرزوی مرگ نیست بلکه فقط خبر از وقایعی است که در آخر الزمان روی می دهد.
@THEHADIIS
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَحْسِرَ الفُرَاتُ عَنْ جَبَلٍ مِنْ ذَهَبٍ يُقْتَتَلُ عَلَيْهِ، فَيُقْتَلُ مِنْ كُلِّ مِئَةٍ تِسْعَةٌ وَتِسْعُونَ، فَيَقُولُ كُلُّ رجُلٍ مِنْهُمْ: لَعَلِّي أنْ أكُونَ أنَا أنْجُو»: «قيامت برپا نمی شود تا آن که فرات، گنجی از طلا آشکار سازد که بر سرِ آن جنگ روی می دهد و از هر صد نفر، نود و نُه نفر کشته می شوند؛ هر کسی می گويد: شايد من همان يک نفری باشم که نجات می يابد». [صحیح است] [متفق علیه]
------
پیامبرمان صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در نزدیکی قیامت رود فرات گنجی از طلا یا کوهی از طلا را نمایان می کند؛ یعنی این گنج همچون کوهی سر بر می آورد؛ و مردم بر سر آن با هم می جنگند و این گنج یکی از فتنه ها و آزمایشات است؛ سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را - در صورت دسترسی به این گنج - از نزدیک شدن به آن نهی می کند چون هیچکس از این فتنه نجات نمی یابد؛ و چه بسا کسانی که به این گنج دسترسی داشته باشند نزد خود معنای این حدیث را تاویل کنند تا سهمی از آن داشته باشند؛ از فتنه ها به الله متعال پناه می بریم.
@THEHADIIS
------
پیامبرمان صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در نزدیکی قیامت رود فرات گنجی از طلا یا کوهی از طلا را نمایان می کند؛ یعنی این گنج همچون کوهی سر بر می آورد؛ و مردم بر سر آن با هم می جنگند و این گنج یکی از فتنه ها و آزمایشات است؛ سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را - در صورت دسترسی به این گنج - از نزدیک شدن به آن نهی می کند چون هیچکس از این فتنه نجات نمی یابد؛ و چه بسا کسانی که به این گنج دسترسی داشته باشند نزد خود معنای این حدیث را تاویل کنند تا سهمی از آن داشته باشند؛ از فتنه ها به الله متعال پناه می بریم.
@THEHADIIS
باب(17): نهی از نماز خواندن هنگام طلوع و غروب آفتاب
210- عَنْ عَائِشَةَ ل قَالَتْ: لَمْ يَدَعْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) الرَّكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعَصْرِ، قَالَ: فَقَالَتْ عَائِشَةُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لاَ تَتَحَرَّوْا طُلُوعَ الشَّمْسِ وَلاَ غُرُوبَهَا فَتُصَلُّوا عِنْدَ ذَلِكَ». (م/833)
ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) روایت میکند که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) خواندن دو رکعت بعد از نماز عصر را ترک نکرد. راوی میگوید: همچنین ام المونین عایشه (رضی الله عنها) گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «تلاش نکنید که هنگام طلوع و غروب آفتاب، نماز بخوانید». « ق ابل یاد آوری است که دو رکعت بعد از نماز عصر، ویژگی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است و کسی دیگر نمیتواند این دو رکعت را بخواند». مترجم
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
210- عَنْ عَائِشَةَ ل قَالَتْ: لَمْ يَدَعْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) الرَّكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعَصْرِ، قَالَ: فَقَالَتْ عَائِشَةُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لاَ تَتَحَرَّوْا طُلُوعَ الشَّمْسِ وَلاَ غُرُوبَهَا فَتُصَلُّوا عِنْدَ ذَلِكَ». (م/833)
ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) روایت میکند که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) خواندن دو رکعت بعد از نماز عصر را ترک نکرد. راوی میگوید: همچنین ام المونین عایشه (رضی الله عنها) گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «تلاش نکنید که هنگام طلوع و غروب آفتاب، نماز بخوانید». « ق ابل یاد آوری است که دو رکعت بعد از نماز عصر، ویژگی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است و کسی دیگر نمیتواند این دو رکعت را بخواند». مترجم
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
ابن عباس رضی الله عنهما در این مورد که الله متعال می فرماید: «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» می گوید: انداد به معنای شرک است که از راه رفتن مورچه بر سنگی سیاه در تاریکی شب پنهان تر است. و مصداق آن این است که بگویی: به خدا سوگند و به حیات تو سوگند و به حیات من سوگند؛ و اینکه بگویی: اگر سگ نمی بود، دزد می آمد. و اگر مرغابی نمی بود دزد می آمد. و اینکه کسی به دیگری بگوید: آنچه که الله و تو بخواهید. و این سخن: اگر الله و فلانی نمی بودند. همه ی این موارد از مصادیق شرک هستند. [صحیح است] [به روایت ابن ابی حاتم]
------
الله متعال می فرماید: «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»: «پس همتایانی برای الله قرار ندهید، درحالی که [حقیقت را] می دانید». الله متعال مردم را از اینکه برای او مثل و مانند و همتا قائل شوند و بخشی از عبادت را برای او انجام دهند، نهی می کند؛ این درحالی است که خود خوب می دانند خالق و رازق فقط الله است و این مثل و مانند و همتایانی که برای الله متعال قائل می شوند، ناتوان و نیازمند بوده و اختیار هیچ کاری را ندارند. ابن عباس رضی الله عنهما "انداد" را به شرک تفسیر می کند و مثال آن را چنین بیان می کند؛ اینکه از راه رفتن مورچه ای بر سنگ سیاه در تاریکی شب پنهان تر است. سپس مصادیق آن را بیان می کند که عبارتند از: قسم خوردن به غیرالله؛ و بزرگ تر از آن اینکه الله متعال با غیرالله یکسان شمرده شود مانند این سوگند: سوگند به الله و زندگی ام؛ یا اینکه فقط سبب مورد توجه قرار گیرد و مسبب نادیده گرفته شود و امور به الله ارجاع داده نشود و گفته شود: اگر سگ نگهبان نمی بود، دزد می آمد. یا این سخن: اگر مرغابی در خانه نمی بود که ما را متوجه آمدن بیگانه کند، دزد می آمد. و از مصادیق شرک این است که کسی به دوستش بگوید: آنچه الله و تو بخواهید. و اینکه گفته شود: اگر الله و فلانی نمی بود. سپس در مورد همه ی این موارد تاکید می کند که مصداق شرک اصغر هستند؛ هرچند اگر گوینده ی این سخنان معتقد باشد فلانی یا مرغابی یا سگ ذاتا موثر هستند، مرتکب شرک اکبر شده است.
@THEHADIIS
------
الله متعال می فرماید: «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»: «پس همتایانی برای الله قرار ندهید، درحالی که [حقیقت را] می دانید». الله متعال مردم را از اینکه برای او مثل و مانند و همتا قائل شوند و بخشی از عبادت را برای او انجام دهند، نهی می کند؛ این درحالی است که خود خوب می دانند خالق و رازق فقط الله است و این مثل و مانند و همتایانی که برای الله متعال قائل می شوند، ناتوان و نیازمند بوده و اختیار هیچ کاری را ندارند. ابن عباس رضی الله عنهما "انداد" را به شرک تفسیر می کند و مثال آن را چنین بیان می کند؛ اینکه از راه رفتن مورچه ای بر سنگ سیاه در تاریکی شب پنهان تر است. سپس مصادیق آن را بیان می کند که عبارتند از: قسم خوردن به غیرالله؛ و بزرگ تر از آن اینکه الله متعال با غیرالله یکسان شمرده شود مانند این سوگند: سوگند به الله و زندگی ام؛ یا اینکه فقط سبب مورد توجه قرار گیرد و مسبب نادیده گرفته شود و امور به الله ارجاع داده نشود و گفته شود: اگر سگ نگهبان نمی بود، دزد می آمد. یا این سخن: اگر مرغابی در خانه نمی بود که ما را متوجه آمدن بیگانه کند، دزد می آمد. و از مصادیق شرک این است که کسی به دوستش بگوید: آنچه الله و تو بخواهید. و اینکه گفته شود: اگر الله و فلانی نمی بود. سپس در مورد همه ی این موارد تاکید می کند که مصداق شرک اصغر هستند؛ هرچند اگر گوینده ی این سخنان معتقد باشد فلانی یا مرغابی یا سگ ذاتا موثر هستند، مرتکب شرک اکبر شده است.
@THEHADIIS
1107- عن عائشة رض أنَّ النَّبيَّ ص كَانَ لا يَدَعُ أرْبَعاً قَبْلَ الظُّهْرِ، وَرَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الغَدَاةِ. [روایت بخاری](٢٠٣٤)
ترجمه: عایشه رض می گوید: پیامبر ص چهار رکعت پیش از فرض ظهر، و دو رکعت پیش از فرض صبح را ترک نمی کرد.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
ترجمه: عایشه رض می گوید: پیامبر ص چهار رکعت پیش از فرض ظهر، و دو رکعت پیش از فرض صبح را ترک نمی کرد.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1110- وعن أبي عبد الله بلالِ بن رَبَاح رض مُؤَذِّن رَسُولِ اللهِ ص : أنَّهُ أتَى رسول الله ص لِيُؤْذِنَهُ بِصَلاةِ الغَدَاةِ، فَشَغَلَتْ عَائِشَةُ بِلالاً بِأَمْرٍ سَأَلَتْهُ عَنْهُ، حَتَّى أصْبَحَ جِدّاً، فَقَامَ بِلالٌ فَآذَنَهُ بِالصَّلاَةِ، وَتَابَعَ أذَانَهُ، فَلَمْ يَخْرُجْ رسول الله ص فَلَمَّا خَرَجَ صَلَّى بِالنَّاسِ، فَأخْبَرَهُ أنَّ عَائِشَةَ شَغَلَتْهُ بِأمْرٍ سَأَلَتْهُ عَنْهُ حَتَّى أصْبَحَ جِدّاً، وَأنَّهُ أبْطَأَ عَلَيْهِ بِالخُرُوجِ، فَقَالَ - يَعْنِي النَّبيَّ ص -: «إنِّي كُنْتُ رَكَعْتُ رَكْعْتَي الفَجْرِ». فقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ، إنَّكَ أصْبَحْتَ جِدّاً؟ فقَالَ: «لَوْ أصْبَحْتُ أكْثَرَ مِمَّا أصْبَحْتُ، لَرَكَعْتُهُمَا، وَأحْسَنْتُهُمَا وَأجْمَلْتُهُمَا». [روایت ابوداود با اِسناد حسن](٢٠٣٧)
ترجمه: از ابوعبدالله، بلال بن رباح رض مؤذن رسول الله ص روایت است که وی برای اعلامِ وقت نماز صبح، نزد رسول الله ص آمد و به خاطرِ کاری که عایشه رض از او خواست، مشغول گردید و هوا خیلی روشن شد. آن گاه بلال رض به رسول الله ص خبر داد که وقتِ نماز است و این کار را تکرار کرد؛ اما رسول الله ص بیرون نیامد. پس از این که بیرون آمد و با مردم نماز گزارد، بلال رض به آن بزرگوار خبر داد که عایشه رض کاری از من خواست که به سببش مشغول شدم و هوا روشن گردید و اظهار داشت که چرا خودِ پیامبر ص نیز دیر بیرون آمدند. پیامبر ص فرمود: «داشتم دو رکعت (سنت) صبح را می خواندم». بلال رض عرض کرد: ای رسول خدا! هوا بسیار روشن شده بود؟! پیامبر ص فرمود: «اگر هوا بیش از این هم روشن می شد، آن دو رکعت را می خواندم و آن را نیک و زیبا به جا می آوردم».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
ترجمه: از ابوعبدالله، بلال بن رباح رض مؤذن رسول الله ص روایت است که وی برای اعلامِ وقت نماز صبح، نزد رسول الله ص آمد و به خاطرِ کاری که عایشه رض از او خواست، مشغول گردید و هوا خیلی روشن شد. آن گاه بلال رض به رسول الله ص خبر داد که وقتِ نماز است و این کار را تکرار کرد؛ اما رسول الله ص بیرون نیامد. پس از این که بیرون آمد و با مردم نماز گزارد، بلال رض به آن بزرگوار خبر داد که عایشه رض کاری از من خواست که به سببش مشغول شدم و هوا روشن گردید و اظهار داشت که چرا خودِ پیامبر ص نیز دیر بیرون آمدند. پیامبر ص فرمود: «داشتم دو رکعت (سنت) صبح را می خواندم». بلال رض عرض کرد: ای رسول خدا! هوا بسیار روشن شده بود؟! پیامبر ص فرمود: «اگر هوا بیش از این هم روشن می شد، آن دو رکعت را می خواندم و آن را نیک و زیبا به جا می آوردم».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب(2): وصیت نباید بیشتر از یک سوم مال را شامل شود
982- عَنْ سَعْدِ بنِ أَبِي وقاصٍ (رضي الله عنه) قَالَ: عَادَنِي رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ، مِنْ وَجَعٍ أَشْفَيْتُ مِنْهُ عَلَى الْمَوْتِ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ بَلَغَنِي مَا تَرَى مِنْ الْوَجَعِ، وَأَنَا ذُو مَالٍ، وَلاَ يَرِثُنِي إِلاَّ ابْنَةٌ لِي وَاحِدَةٌ، أَفَأَتَصَدَّقُ بِثُلُثَيْ مَالِي؟ قَالَ: «لاَ». قَالَ: قُلْتُ: أَفَأَتَصَدَّقُ بِشَطْرِهِ؟ قَالَ: «لاَ، الثُّلُثُ، وَالثُّلُثُ كَثِيرٌ، إِنَّكَ أَنْ تَذَرَ وَرَثَتَكَ أَغْنِيَاءَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَذَرَهُمْ عَالَةً يَتَكَفَّفُونَ النَّاسَ، وَلَسْتَ تُنْفِقُ نَفَقَةً تَبْتَغِي بِهَا وَجْهَ اللَّهِ إِلاَّ أُجِرْتَ بِهَا، حَتَّى اللُّقْمَةُ تَجْعَلُهَا فِي فِي امْرَأَتِكَ». قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أُخَلَّفُ بَعْدَ أَصْحَابِي؟ قَالَ: «إِنَّكَ لَنْ تُخَلَّفَ فَتَعْمَلَ عَمَلاً تَبْتَغِي بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِلاَّ ازْدَدْتَ بِهِ دَرَجَةً وَرِفْعَةً، وَلَعَلَّكَ تُخَلَّفُ حَتَّى يُنْفَعَ بِكَ أَقْوَامٌ وَيُضَرَّ بِكَ آخَرُونَ، اللَّهُمَّ أَمْضِ لأَِصْحَابِي هِجْرَتَهُمْ وَلاَ تَرُدَّهُمْ عَلَى أَعْقَابِهِمْ، لَكِنْ الْبَائِسُ سَعْدُ بْنُ خَوْلَةَ». قَالَ: رَثَى لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) مِنْ أَنْ تُوُفِّيَ بِمَكَّةَ. (م/1628)
ترجمه: سعد بن ابی وقاص (رضي الله عنه) میگوید: سال حجه الوداع، به شدت بیمار شدم تا جایی که نزدیک بود بمیرم. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به عیادت من آمد. عرض کردم: همینطور که مشاهده میفرمایید من به شدت بیمارم و ثروت زیادی دارم و بجز تنها دخترم، وارث دیگری ندارم؛ آیا میتوانم دو سوم سرمایهام را صدقه دهم؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «خیر». گفتم: نصف سرمایهام را چطور؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «خیر». سپس، فرمود: «یک سوم آنرا صدقه بده؛ اگر چه این هم زیاد است». و افزود: «اگر وارثانت را پس از (مرگ) خود، بی نیاز بگذاری، بهتر است از اینکه آنها را فقیر رها کنی تا دست گدایی پیش این و آن، دراز کنند؛ هرچه که تو به خاطر خوشنودی الله برای زیردستان خود، انفاق کنی، اجر خواهی برد حتی لقمه نانی را که در دهن همسرت قرار میدهی». عرض کردم: یا رسول الله! آیا من پس از یارانم، زنده میمانم؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر چنین بشود، هر عملی را که انجام میدهی، موجب رفع درجات تو خواهد شد. و شاید اگر زنده بمانی، گروهی از تو نفع ببرند و گروهی دیگر (مشرکان وکافران) متضرر شوند. پروردگارا! هجرت یارانم را بپذیر و آنان را دوباره به کفر وگمراهی برنگردان؛ اما بیچاره سعد بن خوله. . . ». رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) با این جمله، برای سعد بن خوله، اظهار تأسف نمود؛ زیرا وی در مکه ماند و همانجا درگذشت و موفق نشد که هجرت کند.
983- عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ب قَالَ: لَوْ أَنَّ النَّاسَ غَضُّوا مِنْ الثُّلُثِ إِلَى الرُّبُعِ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «الثُّلُثُ، وَالثُّلُثُ كَثِيرٌ». (م/1629)
ترجمه: ابن عباس ب گفت: اگر مردم، یک سوم را به یک چهارم، کاهش میدادند، بسیار خوب بود؛ زیرا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «یک سوم مالت را صدقه کن و یک سوم هم زیاد است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
982- عَنْ سَعْدِ بنِ أَبِي وقاصٍ (رضي الله عنه) قَالَ: عَادَنِي رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ، مِنْ وَجَعٍ أَشْفَيْتُ مِنْهُ عَلَى الْمَوْتِ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ بَلَغَنِي مَا تَرَى مِنْ الْوَجَعِ، وَأَنَا ذُو مَالٍ، وَلاَ يَرِثُنِي إِلاَّ ابْنَةٌ لِي وَاحِدَةٌ، أَفَأَتَصَدَّقُ بِثُلُثَيْ مَالِي؟ قَالَ: «لاَ». قَالَ: قُلْتُ: أَفَأَتَصَدَّقُ بِشَطْرِهِ؟ قَالَ: «لاَ، الثُّلُثُ، وَالثُّلُثُ كَثِيرٌ، إِنَّكَ أَنْ تَذَرَ وَرَثَتَكَ أَغْنِيَاءَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَذَرَهُمْ عَالَةً يَتَكَفَّفُونَ النَّاسَ، وَلَسْتَ تُنْفِقُ نَفَقَةً تَبْتَغِي بِهَا وَجْهَ اللَّهِ إِلاَّ أُجِرْتَ بِهَا، حَتَّى اللُّقْمَةُ تَجْعَلُهَا فِي فِي امْرَأَتِكَ». قَالَ: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أُخَلَّفُ بَعْدَ أَصْحَابِي؟ قَالَ: «إِنَّكَ لَنْ تُخَلَّفَ فَتَعْمَلَ عَمَلاً تَبْتَغِي بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِلاَّ ازْدَدْتَ بِهِ دَرَجَةً وَرِفْعَةً، وَلَعَلَّكَ تُخَلَّفُ حَتَّى يُنْفَعَ بِكَ أَقْوَامٌ وَيُضَرَّ بِكَ آخَرُونَ، اللَّهُمَّ أَمْضِ لأَِصْحَابِي هِجْرَتَهُمْ وَلاَ تَرُدَّهُمْ عَلَى أَعْقَابِهِمْ، لَكِنْ الْبَائِسُ سَعْدُ بْنُ خَوْلَةَ». قَالَ: رَثَى لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) مِنْ أَنْ تُوُفِّيَ بِمَكَّةَ. (م/1628)
ترجمه: سعد بن ابی وقاص (رضي الله عنه) میگوید: سال حجه الوداع، به شدت بیمار شدم تا جایی که نزدیک بود بمیرم. رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به عیادت من آمد. عرض کردم: همینطور که مشاهده میفرمایید من به شدت بیمارم و ثروت زیادی دارم و بجز تنها دخترم، وارث دیگری ندارم؛ آیا میتوانم دو سوم سرمایهام را صدقه دهم؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: «خیر». گفتم: نصف سرمایهام را چطور؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «خیر». سپس، فرمود: «یک سوم آنرا صدقه بده؛ اگر چه این هم زیاد است». و افزود: «اگر وارثانت را پس از (مرگ) خود، بی نیاز بگذاری، بهتر است از اینکه آنها را فقیر رها کنی تا دست گدایی پیش این و آن، دراز کنند؛ هرچه که تو به خاطر خوشنودی الله برای زیردستان خود، انفاق کنی، اجر خواهی برد حتی لقمه نانی را که در دهن همسرت قرار میدهی». عرض کردم: یا رسول الله! آیا من پس از یارانم، زنده میمانم؟ رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر چنین بشود، هر عملی را که انجام میدهی، موجب رفع درجات تو خواهد شد. و شاید اگر زنده بمانی، گروهی از تو نفع ببرند و گروهی دیگر (مشرکان وکافران) متضرر شوند. پروردگارا! هجرت یارانم را بپذیر و آنان را دوباره به کفر وگمراهی برنگردان؛ اما بیچاره سعد بن خوله. . . ». رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) با این جمله، برای سعد بن خوله، اظهار تأسف نمود؛ زیرا وی در مکه ماند و همانجا درگذشت و موفق نشد که هجرت کند.
983- عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ب قَالَ: لَوْ أَنَّ النَّاسَ غَضُّوا مِنْ الثُّلُثِ إِلَى الرُّبُعِ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) قَالَ: «الثُّلُثُ، وَالثُّلُثُ كَثِيرٌ». (م/1629)
ترجمه: ابن عباس ب گفت: اگر مردم، یک سوم را به یک چهارم، کاهش میدادند، بسیار خوب بود؛ زیرا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «یک سوم مالت را صدقه کن و یک سوم هم زیاد است».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS