باب (4): در مورد فردی از جهنمیان که آسانترین عذاب را میبیند
1978ـ عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ أَهْوَنَ أَهْلِ النَّارِ عَذَابًا مَنْ لَهُ نَعْلاَنِ وَشِرَاكَانِ مِنْنَارٍ، يَغْلِى مِنْهُمَا دِمَاغُهُ، كَمَا يَغْلِى الْمِرْجَلُ مَا يَرَى أَنَّ أَحَدًا أَشَدُّ مِنْهُ عَذَابًا، وَإِنَّهُ لأَهْوَنُهُمْ عَذَابًا». (م/213)
ترجمه: نعمان بن بشیر (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آسانترین عذاب در میان جهنمیان، از آنِ کسی است که دو کفش و دو بند کفش آتشین پوشیده است که مغز سرش از آنهاهمانند به جوش آمدن دیگ میجوشد؛ و او تصور میکند که دچار شدیدترین عذاب شده است؛ حال آنکه او از میان جهنمیان، آسانترین عذاب را دارد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1978ـ عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «إِنَّ أَهْوَنَ أَهْلِ النَّارِ عَذَابًا مَنْ لَهُ نَعْلاَنِ وَشِرَاكَانِ مِنْنَارٍ، يَغْلِى مِنْهُمَا دِمَاغُهُ، كَمَا يَغْلِى الْمِرْجَلُ مَا يَرَى أَنَّ أَحَدًا أَشَدُّ مِنْهُ عَذَابًا، وَإِنَّهُ لأَهْوَنُهُمْ عَذَابًا». (م/213)
ترجمه: نعمان بن بشیر (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «آسانترین عذاب در میان جهنمیان، از آنِ کسی است که دو کفش و دو بند کفش آتشین پوشیده است که مغز سرش از آنهاهمانند به جوش آمدن دیگ میجوشد؛ و او تصور میکند که دچار شدیدترین عذاب شده است؛ حال آنکه او از میان جهنمیان، آسانترین عذاب را دارد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (9): عذاب شکنجه کنندگان مردم
1984ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «صِنْفَانِ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا: قَوْمٌ مَعَهُمْ سِيَاطٌ كَأَذْنَابِالْبَقَرِ يَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ، وَنِسَاءٌ كَاسِيَاتٌ عَارِيَاتٌ مُمِيلاَتٌ مَائِلاَتٌ، رُءُوسُهُنَّ كَأَسْنِمَةِ الْبُخْتِ الْمَائِلَةِ، لاَيَدْخُلْنَ الْجَنَّةَ وَلاَ يَجِدْنَ رِيحَهَا، وَإِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ كَذَا وَكَذَا». (م/2128)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «دو گروه جهنمی هستند که من آنها را ندیدهام: نخست، گروهی هستند که تازیانههایی شبیه دم گاو بدست دارند و مردم رابا آنها میزنند. دوم، گروهی از زنان هستند که به ظاهر، پوشیدهاند؛ ولی در حقیقت، لختاند؛ حرکاتی انجام میدهند که مردان را به سوی خود، جذب میکنند وخودشان نیز بسوی مردان، تمایل دارند؛ سرهایشان مانند کوهان کج شتران قوی هیکل است. این افراد، نه تنها اینکه وارد بهشت نمیشوند؛ بلکه بوی آن نیز به مشامآنان نمیرسد؛ با وجود اینکه بوی بهشت از مسافت بسیار طولانی به مشام میرسد».
1985ـ عَن ابي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «إِنْ طَالَتْ بِكَ مُدَّةٌ، أَوْشَكْتَ أَنْ تَرَى قَوْمًا يَغْدُونَ فِي سَخَطِاللَّهِ، وَيَرُوحُونَ فِي لَعْنَتِهِ، فِي أَيْدِيهِمْ مِثْلُ أَذْنَابِ الْبَقَرِ». (م/2857)
ترجمه: ابو هریره (رضي الله عنه) میگوید: شنیدم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر برای مدتی طولانی، زنده بمانی، بزودی گروهی را مشاهده خواهی کرد که صبح را در خشنودی الله متعال، وشام را در نفرین و لعنت او بسر میبرند؛ آنها تازیانههایی مانند دُم گاو، بدست دارند». (و مردم را کتک میزنند).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
1984ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «صِنْفَانِ مِنْ أَهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا: قَوْمٌ مَعَهُمْ سِيَاطٌ كَأَذْنَابِالْبَقَرِ يَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ، وَنِسَاءٌ كَاسِيَاتٌ عَارِيَاتٌ مُمِيلاَتٌ مَائِلاَتٌ، رُءُوسُهُنَّ كَأَسْنِمَةِ الْبُخْتِ الْمَائِلَةِ، لاَيَدْخُلْنَ الْجَنَّةَ وَلاَ يَجِدْنَ رِيحَهَا، وَإِنَّ رِيحَهَا لَتُوجَدُ مِنْ مَسِيرَةِ كَذَا وَكَذَا». (م/2128)
ترجمه: ابوهریره (رضي الله عنه) میگوید: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «دو گروه جهنمی هستند که من آنها را ندیدهام: نخست، گروهی هستند که تازیانههایی شبیه دم گاو بدست دارند و مردم رابا آنها میزنند. دوم، گروهی از زنان هستند که به ظاهر، پوشیدهاند؛ ولی در حقیقت، لختاند؛ حرکاتی انجام میدهند که مردان را به سوی خود، جذب میکنند وخودشان نیز بسوی مردان، تمایل دارند؛ سرهایشان مانند کوهان کج شتران قوی هیکل است. این افراد، نه تنها اینکه وارد بهشت نمیشوند؛ بلکه بوی آن نیز به مشامآنان نمیرسد؛ با وجود اینکه بوی بهشت از مسافت بسیار طولانی به مشام میرسد».
1985ـ عَن ابي هُرَيْرَةَ (رضي الله عنه) قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) يَقُولُ: «إِنْ طَالَتْ بِكَ مُدَّةٌ، أَوْشَكْتَ أَنْ تَرَى قَوْمًا يَغْدُونَ فِي سَخَطِاللَّهِ، وَيَرُوحُونَ فِي لَعْنَتِهِ، فِي أَيْدِيهِمْ مِثْلُ أَذْنَابِ الْبَقَرِ». (م/2857)
ترجمه: ابو هریره (رضي الله عنه) میگوید: شنیدم که رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «اگر برای مدتی طولانی، زنده بمانی، بزودی گروهی را مشاهده خواهی کرد که صبح را در خشنودی الله متعال، وشام را در نفرین و لعنت او بسر میبرند؛ آنها تازیانههایی مانند دُم گاو، بدست دارند». (و مردم را کتک میزنند).
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
442- «وعن أَنس، رضی الله عنه قال: سمعتُ رسولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم يقول: «قال اللَّه تعالى: يَا ابْنَ آدَمَ إِنَّكَ مَا دَعوْتَني وَرَجوْتَني غَفَرْتُ لَكَ عَلى ما كَانَ مِنكَ ولا أُبَالِي، يا ابن آدم، لَوْ بَلغَتْ ذُنُوبُكَ عَنَانَ السماء، ثم اسْتَغْفَرْتَني غَفَرتُ لَك، يَا ابْنَ آدَم، إِنَّكَ لَو أَتَيْتَني بِقُرابٍ الأَرْضِ خطايا، ثُمَّ لَقِيْتَني لا تُشْرِكُ بِي شَيْئا، لأَتَيْتُكَ بِقُرَابِهَا مَغْفِرَةً»» رواه الترمذی. وقال: حدیث حسن.
442- «انس رضی الله عنه روایت میکند:
از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم میفرمود: خداوند فرمود: ای فرزند آدم تو تا لحظهای که از من بخواهی و امید به من کنی آنچه را که از تو سر زند میآمرزم و باکی ندارد، ای فرزند آدم اگر گناهانت به بلندی آسمان برسد و بعداً از من آمرزش طلبی، آنرا برایت میآمرزم. ای فرزند آدم اگر تو به پُری زمین از گناه نزدم بیائی و در حالی با من روبرو شوی که به من شریک نیاورده باشی، به پُری زمین از آمرزش با تو روبرو میگردم»
@THEHADIIS
442- «انس رضی الله عنه روایت میکند:
از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم میفرمود: خداوند فرمود: ای فرزند آدم تو تا لحظهای که از من بخواهی و امید به من کنی آنچه را که از تو سر زند میآمرزم و باکی ندارد، ای فرزند آدم اگر گناهانت به بلندی آسمان برسد و بعداً از من آمرزش طلبی، آنرا برایت میآمرزم. ای فرزند آدم اگر تو به پُری زمین از گناه نزدم بیائی و در حالی با من روبرو شوی که به من شریک نیاورده باشی، به پُری زمین از آمرزش با تو روبرو میگردم»
@THEHADIIS
441- «وعن جابِر بن عبدِ اللَّه رضی الله عنه ، أَنَّهُ سَمعَ النَبِيَّ صلی الله علیه وسلم ، قَبْلَ موْتِهِ بثلاثَةِ أَيَّامٍ يقول: «لا يموتن أَحَدُكُم إِلاَّ وَهُوَ يُحْسِنُ الظَّنَّ باللَّه عزَّ وَجَلَّ»» رواه مسلم.
441- «جابر بن عبد الله رضی الله عنه روایت میکند:
سه روز قبل از وفات پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم از آنحضرت صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: هرگز نمیرد یکی از شما، مگر اینکه باید گمانش را به الله تعالی نیکو نماید».
@THEHADIIS
441- «جابر بن عبد الله رضی الله عنه روایت میکند:
سه روز قبل از وفات پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم از آنحضرت صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: هرگز نمیرد یکی از شما، مگر اینکه باید گمانش را به الله تعالی نیکو نماید».
@THEHADIIS
538- «عَنْ سالمِ بنِ عبدِ اللَّهِ بنِ عُمَر، عَنْ أَبيهِ عبدِ اللَّه بنِ عُمَر، عَنْ عُمَرَ رضی الله عنه قال: كان رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم يُعْطِيني العطَاء، فَأَقُول: أَعطهِ مَن هو أَفقَرُ إِلَيهِ مِنِّي، فقال: «خُذه، إِذَا جاءَكَ مِن هذا المَالِ شَيء، وَأَنْتَ غَيْرُ مُشْرِفٍ ولا سَائِل، فَخُذْهُ فتَموَّلْهُ فَإِن شِئتَ كُلْه، وإِن شِئْتَ تَصْدَقْ بِه، وَمَا لا، فَلا تُتبِعْهُ نَفْسَكَ» قال سالم: فَكَانَ عَبدُ اللَّه لا يسأَلُ أَحداً شَيْئا، وَلا يَرُدُّ شَيئاً أُعْطِيه». متفقٌ علیه.
538- «از سالم بن عبد الله بن عمر از پدرش عبد الله بن عمر رضی الله عنه روایت شده که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم بمن چیزی میداد و من به او میگفتم: او را بکسی ده که از من نیازمندتر است. آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: بگیر آن را، اگر چیزی از این مال برایت بیاید بدون اینکه تو چشمداشتی از آن داشته باشی، و یا آن را بطلبی، آنرا بگیر و خود بگردان. اگر خواستی آنرا بخور و اگر خواستی آنرا صدقه کن.
سالم گوید: از اینرو عبد الله از کسی چیزی نمیطلبید و چیزی را هم که بوی داده میشد رد نمیکرد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
538- «از سالم بن عبد الله بن عمر از پدرش عبد الله بن عمر رضی الله عنه روایت شده که گفت:
رسول الله صلی الله علیه وسلم بمن چیزی میداد و من به او میگفتم: او را بکسی ده که از من نیازمندتر است. آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: بگیر آن را، اگر چیزی از این مال برایت بیاید بدون اینکه تو چشمداشتی از آن داشته باشی، و یا آن را بطلبی، آنرا بگیر و خود بگردان. اگر خواستی آنرا بخور و اگر خواستی آنرا صدقه کن.
سالم گوید: از اینرو عبد الله از کسی چیزی نمیطلبید و چیزی را هم که بوی داده میشد رد نمیکرد».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
462- «وعنه قال: قال رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «يُؤْتِيَ بَأَنْعَمِ أَهْلِ الدُّنْيَا مِن أَهْلِ النَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَيُصْبَغُ في النَّارِ صَبْغَةً ثُمَّ يُقَالُ: يا ابْنَ آدَمَ هَلْ رَأَيْتَ خيراً قَطُّ؟ هَلْ مَرَّ بِكَ نَعيمٌ قَطُّ؟ فيقول: لا واللَّه يارَبِّ. وَيُؤْتِى بأَشَدِّ النَّاسِ بُؤْساً في الدُّنْيَا مِنْ أَهْلِ الجَنَّةِ فَيُصْبَغُ صَبْغَةً في الجَنَّةِ، فَيُقَالُ لَهُ: يا ابْنَ آدَمَ هَلْ رَأَيْتَ بُؤْساً قَطُّ؟ هَلْ مَرَّ بِكَ شِدَّةُ قَطُّ؟ فيقولُ: لا، وَاللَّه، مَا مَرَّ بِي بُؤْسٌ قَطُّ، وَلا رَأَيْتُ شِدَّةً قَطُّ»» رواه مسلم.
462- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: در روز قیامت آسودهترین مردم دنیا که مستحق دوزخ شده، آورده شده و در آتش غوطه داده میشود و سپس به او گفته میشود، آیا هرگز خیری دیدهای؟ آیا هرگز از نعمتی برخوردار شدهای؟
میگوید: نه بخدا، پروردگارا! و باز کسی آورده میشود که از همه بیشتر رنج و زحمت دیده، ولی مستحق بهشت شده است و به جنت درآورده میشود و باز به او گفته میشود، ای فرزند آدم آیا هرگز کدام سختی بر تو گذشته است؟ او میگوید: نه بخدا هیچ دشواری بر من نگذشته است و هیچ سختی ندیدهام.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
462- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: در روز قیامت آسودهترین مردم دنیا که مستحق دوزخ شده، آورده شده و در آتش غوطه داده میشود و سپس به او گفته میشود، آیا هرگز خیری دیدهای؟ آیا هرگز از نعمتی برخوردار شدهای؟
میگوید: نه بخدا، پروردگارا! و باز کسی آورده میشود که از همه بیشتر رنج و زحمت دیده، ولی مستحق بهشت شده است و به جنت درآورده میشود و باز به او گفته میشود، ای فرزند آدم آیا هرگز کدام سختی بر تو گذشته است؟ او میگوید: نه بخدا هیچ دشواری بر من نگذشته است و هیچ سختی ندیدهام.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
10- «وَعَنْ أبي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: «صَلاَةُ الرَّجُلِ في جماعةٍ تزيدُ عَلَى صَلاَتِهِ في سُوقِهِ وَبَيْتِهِ بضْعاً وعِشْرينَ دَرَجَةً، وذلِكَ أَنَّ أَحَدَهُمْ إِذا تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوء، ثُمَّ أَتَى الْمَسْجِد لا يُرِيدُ إِلاَّ الصَّلاَةَ، لا يَنْهَزُهُ إِلاَّ الصَّلاَةُ، لَمْ يَخطُ خُطوَةً إِلاَّ رُفِعَ لَهُ بِها دَرجةٌ، وَحُطَّ عَنْهُ بِهَا خَطيئَةٌ حتَّى يَدْخلَ الْمَسْجِد، فَإِذَا دخل الْمَسْجِدَ كانَ في الصَّلاَةِ مَا كَانَتِ الصَّلاةُ هِيَ التي تحبِسُه، وَالْمَلائِكَةُ يُصَلُّونَ عَلَى أَحَدكُمْ ما دام في مَجْلِسهِ الَّذي صَلَّى فِيه، يقُولُون: اللَّهُمَّ ارْحَمْه، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَه، اللَّهُمَّ تُبْ عَلَيْه، مالَمْ يُؤْذِ فِيه، مَا لَمْ يُحْدِثْ فِيهِ»» متفقٌ عليه
10- «از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: که نماز شخص در جماعت بیست و چند درجه بر نمازش در خانه و بازارش برتری دارد. زیرا هرگاه یکی از شما درست وضوء بسازد و سپس فقط بمنظور ادای نماز به مسجد بیاید، و هیچ امری جز نماز او را به سوی مسجد نراند، هیچ قدمی نمیگذارد مگر اینکه در برابر آن یک درجه مقامش بالا میرود، و یک گناهش کم میشود تا به مسجد برسد، چون به مسجد درآید، تا هنگامی که نماز مانع برآمدنش شود، گویی در نماز میباشد و اجر آن را میبرد، و فرشتگان تا مادامیکه یکی از شما در جای نماز خواندنش نشسته باشد و بر وی دعا میفرستند و میگویند: خدایا بر وی رحمت بفرست، خدایا او را بیامرز، خدایا توبهاش را بپذیر، تا لحظهای که کسی را دران اذیت نکرده، یا بیوضوء نشود».
ش: فضیلتی که در حدیث آمده مختص به نماز جماعتی میباشد که در مسجد اداء گردد. اما نماز در خانه قطعاً بهتر از نماز در بازار بوده، چون نقل گردیده که بازارها محل شیاطین میباشند، و بدون شک نماز با جماعت در بازار و خانه از نماز انفرادی برتر است.
@THEHADIIS
10- «از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: که نماز شخص در جماعت بیست و چند درجه بر نمازش در خانه و بازارش برتری دارد. زیرا هرگاه یکی از شما درست وضوء بسازد و سپس فقط بمنظور ادای نماز به مسجد بیاید، و هیچ امری جز نماز او را به سوی مسجد نراند، هیچ قدمی نمیگذارد مگر اینکه در برابر آن یک درجه مقامش بالا میرود، و یک گناهش کم میشود تا به مسجد برسد، چون به مسجد درآید، تا هنگامی که نماز مانع برآمدنش شود، گویی در نماز میباشد و اجر آن را میبرد، و فرشتگان تا مادامیکه یکی از شما در جای نماز خواندنش نشسته باشد و بر وی دعا میفرستند و میگویند: خدایا بر وی رحمت بفرست، خدایا او را بیامرز، خدایا توبهاش را بپذیر، تا لحظهای که کسی را دران اذیت نکرده، یا بیوضوء نشود».
ش: فضیلتی که در حدیث آمده مختص به نماز جماعتی میباشد که در مسجد اداء گردد. اما نماز در خانه قطعاً بهتر از نماز در بازار بوده، چون نقل گردیده که بازارها محل شیاطین میباشند، و بدون شک نماز با جماعت در بازار و خانه از نماز انفرادی برتر است.
@THEHADIIS
9- «وعن أبي بَكْرَة نُفيْعِ بْنِ الْحارِثِ الثَّقفِي رضی الله عنه أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه وسلم قال: «إِذَا الْتقَى الْمُسْلِمَانِ بسيْفيْهِمَا فالْقاتِلُ والمقْتُولُ في النَّارِ» قُلْت: يَا رَسُول اللَّه، هَذَا الْقَاتِلُ فمَا بَالُ الْمقْتُول؟ قَال: «إِنَّهُ كَانَ حَرِيصاً عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ»» متفقٌ عليه.
9- «از ابوبکره نفیع بن حارث ثقفی رضی الله عنه روایت است که:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه دو مسلمان با شمشیرهایشان در برابر هم قرار بگیرند، قاتل و مقتول (کشنده و کشته شده) هر دو در آتشاند. گفتم: ای رسول خدا، این شخص قاتل و کشنده است که به دوزخ میرود، مقتول و کشته شده چرا؟
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: چون او حریص بود که دوستش را بقتل برساند».
ش: این حدیث وعید و تهدید است برای آنانیکه بمنظور دشمنی دنیوی یا طلب حکومت و زمامداری بجنگند، اما آنکه با اهل بغی و سرکشان بجنگد، یا در مقابل متجاوز از خود دفاع کند و کشته شود، داخل این وعید نیست. زیرا شریعت برای او اجازه داده است.
و حدیث دلیل است بر عقوبت آنکه در دلش نیت چیزی را بکند و بر آن مصمم شود، هرچند بر انجام آن قدرت نیابد.
@THEHADIIS
9- «از ابوبکره نفیع بن حارث ثقفی رضی الله عنه روایت است که:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه دو مسلمان با شمشیرهایشان در برابر هم قرار بگیرند، قاتل و مقتول (کشنده و کشته شده) هر دو در آتشاند. گفتم: ای رسول خدا، این شخص قاتل و کشنده است که به دوزخ میرود، مقتول و کشته شده چرا؟
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: چون او حریص بود که دوستش را بقتل برساند».
ش: این حدیث وعید و تهدید است برای آنانیکه بمنظور دشمنی دنیوی یا طلب حکومت و زمامداری بجنگند، اما آنکه با اهل بغی و سرکشان بجنگد، یا در مقابل متجاوز از خود دفاع کند و کشته شود، داخل این وعید نیست. زیرا شریعت برای او اجازه داده است.
و حدیث دلیل است بر عقوبت آنکه در دلش نیت چیزی را بکند و بر آن مصمم شود، هرچند بر انجام آن قدرت نیابد.
@THEHADIIS
باب (7): غبطه خوردن به قاري قرآن
1794- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و سلم قَالَ: «لا حَسَدَ إِلاَّ فِي اثْنَتَيْنِ: رَجُلٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ الْقُرْآنَ، فَهُوَ يَتْلُوهُ آنَاءَ اللَّيْلِ وَآنَاءَ النَّهَارِ، فَسَمِعَهُ جَارٌ لَهُ، فَقَالَ: لَيْتَنِي أُوتِيتُ مِثْلَ مَا أُوتِيَ فُلانٌ فَعَمِلْتُ مِثْلَ مَا يَعْمَلُ. وَرَجُلٌ آتَاهُ اللَّهُ مَالاً، فَهُوَ يُهْلِكُهُ فِي الْحَقِّ، فَقَالَ رَجُلٌ: لَيْتَنِي أُوتِيتُ مِثْلَ مَا أُوتِيَ فُلانٌ فَعَمِلْتُ مِثْلَ مَا يَعْمَلُ»». (بخارى: 5026)
ترجمه: «ابوهریره رضی الله عنه میگوید: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «فقط در مورد دو نفر، میتوان غبطه خورد: نخست، مردی که خداوند به او قرآن، آموخته است و او آنرا شب و روز، تلاوت میکند. پس همسایهاش میشنود و میگوید: ای کاش! به من نعمتی مانند نعمتی که به فلانی عطا شده است، ارزانی میشد. در آن صورت، من هم مانند او قرآن تلاوت میکردم.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1794- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و سلم قَالَ: «لا حَسَدَ إِلاَّ فِي اثْنَتَيْنِ: رَجُلٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ الْقُرْآنَ، فَهُوَ يَتْلُوهُ آنَاءَ اللَّيْلِ وَآنَاءَ النَّهَارِ، فَسَمِعَهُ جَارٌ لَهُ، فَقَالَ: لَيْتَنِي أُوتِيتُ مِثْلَ مَا أُوتِيَ فُلانٌ فَعَمِلْتُ مِثْلَ مَا يَعْمَلُ. وَرَجُلٌ آتَاهُ اللَّهُ مَالاً، فَهُوَ يُهْلِكُهُ فِي الْحَقِّ، فَقَالَ رَجُلٌ: لَيْتَنِي أُوتِيتُ مِثْلَ مَا أُوتِيَ فُلانٌ فَعَمِلْتُ مِثْلَ مَا يَعْمَلُ»». (بخارى: 5026)
ترجمه: «ابوهریره رضی الله عنه میگوید: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: «فقط در مورد دو نفر، میتوان غبطه خورد: نخست، مردی که خداوند به او قرآن، آموخته است و او آنرا شب و روز، تلاوت میکند. پس همسایهاش میشنود و میگوید: ای کاش! به من نعمتی مانند نعمتی که به فلانی عطا شده است، ارزانی میشد. در آن صورت، من هم مانند او قرآن تلاوت میکردم.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
باب (6): تلاوت قرآن باعث آرامش و نزول فرشتگان میشود
1793- «عَنْ أُسَيْدِ بْنِ حُضَيْرٍ رضی الله عنه قَالَ: بَيْنَمَا هُوَ يَقْرَأُ مِنَ اللَّيْلِ سُورَةَ الْبَقَرَةِ، وَفَرَسُهُ مَرْبُوطَةٌ عِنْدَهُ، إِذْ جَالَتِ الْفَرَسُ فَسَكَتَ فَسَكَتَتْ، فَقَرَأَ فَجَالَتِ الْفَرَسُ، فَسَكَتَ وَسَكَتَتِ الْفَرَسُ، ثُمَّ قَرَأَ فَجَالَتِ الْفَرَسُ، فَانْصَرَفَ، وَكَانَ ابْنُهُ يَحْيَى قَرِيبًا مِنْهَا، فَأَشْفَقَ أَنْ تُصِيبَهُ، فَلَمَّا اجْتَرَّهُ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ حَتَّى مَا يَرَاهَا، فَلَمَّا أَصْبَحَ حَدَّثَ النَّبِيَّ صلی الله علیه و سلم ، فَقَالَ: «اقْرَأْ يَا ابْنَ حُضَيْرٍ، اقْرَأْ يَا ابْنَ حُضَيْرٍ». قَالَ: فَأَشْفَقْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَنْ تَطَأَ يَحْيَى وَكَانَ مِنْهَا قَرِيبًا، فَرَفَعْتُ رَأْسِي فَانْصَرَفْتُ إِلَيْهِ، فَرَفَعْتُ رَأْسِي إِلَى السَّمَاءِ، فَإِذَا مِثْلُ الظُّلَّةِ فِيهَا أَمْثَالُ الْمَصَابِيحِ، فَخَرَجَتُ حَتَّى لا أَرَاهَا، قَالَ: «وَتَدْرِي مَا ذَاكَ»؟ قَالَ: لا، قَالَ: «تِلْكَ الْمَلائِكَةُ دَنَتْ لِصَوْتِكَ، وَلَوْ قَرَأْتَ لأَصْبَحَتْ يَنْظُرُ النَّاسُ إِلَيْهَا لا تَتَوَارَى مِنْهُمْ»». (بخارى: 5018)
ترجمه: «از اُسَید بن حُضَیر رضی الله عنه روایت است که او در یکی از شبها، در حالی که اسباش در نزدیکی او بسته شده بود، سوره بقره را تلاوت میکرد. ناگهان، اسب شروع به دست و پا زدن کرد. اسید، سکوت کرد. اسب نیز آرام گرفت. او دوباره، شروع به خواندن قرآن نمود. اسب نیز شروع به دست و پا زدن کرد. دوباره، اسید سکوت کرد و اسب نیز آرام گرفت. بار دیگر، شروع به خواندن قرآن کرد. باز هم اسب، شروع به دست و پا زدن کرد. سرانجام از خواندن قرآن، منصرف شد. زیرا فرزندش؛ یحیی؛ نزدیک اسب قرار داشت و او میترسید که اسب به فرزندش آسیبی برساند. پس هنگامی که فرزندش را از آنجا دور ساخت، سرش را به سوی آسمان، بلند کرد تا اسب را نبیند.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
1793- «عَنْ أُسَيْدِ بْنِ حُضَيْرٍ رضی الله عنه قَالَ: بَيْنَمَا هُوَ يَقْرَأُ مِنَ اللَّيْلِ سُورَةَ الْبَقَرَةِ، وَفَرَسُهُ مَرْبُوطَةٌ عِنْدَهُ، إِذْ جَالَتِ الْفَرَسُ فَسَكَتَ فَسَكَتَتْ، فَقَرَأَ فَجَالَتِ الْفَرَسُ، فَسَكَتَ وَسَكَتَتِ الْفَرَسُ، ثُمَّ قَرَأَ فَجَالَتِ الْفَرَسُ، فَانْصَرَفَ، وَكَانَ ابْنُهُ يَحْيَى قَرِيبًا مِنْهَا، فَأَشْفَقَ أَنْ تُصِيبَهُ، فَلَمَّا اجْتَرَّهُ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ حَتَّى مَا يَرَاهَا، فَلَمَّا أَصْبَحَ حَدَّثَ النَّبِيَّ صلی الله علیه و سلم ، فَقَالَ: «اقْرَأْ يَا ابْنَ حُضَيْرٍ، اقْرَأْ يَا ابْنَ حُضَيْرٍ». قَالَ: فَأَشْفَقْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَنْ تَطَأَ يَحْيَى وَكَانَ مِنْهَا قَرِيبًا، فَرَفَعْتُ رَأْسِي فَانْصَرَفْتُ إِلَيْهِ، فَرَفَعْتُ رَأْسِي إِلَى السَّمَاءِ، فَإِذَا مِثْلُ الظُّلَّةِ فِيهَا أَمْثَالُ الْمَصَابِيحِ، فَخَرَجَتُ حَتَّى لا أَرَاهَا، قَالَ: «وَتَدْرِي مَا ذَاكَ»؟ قَالَ: لا، قَالَ: «تِلْكَ الْمَلائِكَةُ دَنَتْ لِصَوْتِكَ، وَلَوْ قَرَأْتَ لأَصْبَحَتْ يَنْظُرُ النَّاسُ إِلَيْهَا لا تَتَوَارَى مِنْهُمْ»». (بخارى: 5018)
ترجمه: «از اُسَید بن حُضَیر رضی الله عنه روایت است که او در یکی از شبها، در حالی که اسباش در نزدیکی او بسته شده بود، سوره بقره را تلاوت میکرد. ناگهان، اسب شروع به دست و پا زدن کرد. اسید، سکوت کرد. اسب نیز آرام گرفت. او دوباره، شروع به خواندن قرآن نمود. اسب نیز شروع به دست و پا زدن کرد. دوباره، اسید سکوت کرد و اسب نیز آرام گرفت. بار دیگر، شروع به خواندن قرآن کرد. باز هم اسب، شروع به دست و پا زدن کرد. سرانجام از خواندن قرآن، منصرف شد. زیرا فرزندش؛ یحیی؛ نزدیک اسب قرار داشت و او میترسید که اسب به فرزندش آسیبی برساند. پس هنگامی که فرزندش را از آنجا دور ساخت، سرش را به سوی آسمان، بلند کرد تا اسب را نبیند.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
15- «وعنْ أبي حَمْزَةَ أَنَس بن مَالِكٍ الأَنْصَارِيِّ خَادِمِ رسول الله صلی الله علیه وسلم قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: للَّهُ أَفْرحُ بتْوبةِ عَبْدِهِ مِنْ أَحَدِكُمْ سقطَ عَلَى بعِيرِهِ وقد أَضلَّهُ في أَرضٍ فَلاةٍ» متفقٌ عليه.
وفي رواية لـمُسْلم: «للَّهُ أَشدُّ فرحاً بِتَوْبةِ عَبْدِهِ حِين يتُوبُ إِلْيهِ مِنْ أَحَدِكُمْ كان عَلَى راحِلَتِهِ بِأَرْضٍ فلاةٍ، فانْفلتتْ مِنْهُ وعلَيْها طعامُهُ وشرَابُهُ فأَيِسَ مِنْهَا، فأَتَى شَجَرةً فاضْطَجَعَ في ظِلِّهَا، وقد أَيِسَ مِنْ رَاحِلتِه، فَبَيْنما هوَ كَذَلِكَ إِذْ هُوَ بِها قَائِمة عِنْدَه، فَأَخذ بِخطامِهَا ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الفَرح: اللَّهُمَّ أَنت عبْدِي وأَنا ربُّكَ، أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الفرح»».
15- «از ابوحمزه انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که گفت:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: به تحقیق که خداوند شادتر میشود به توبهء بندهء خود، از یکی از شما که شتر گم شدهاش را در بیابان بیابد.
در روایت دیگر آمده: همانا خداوند شادتر میشود به توبهء بندهاش هنگامی که به درگاه او توبه میکند، از یکی از شما که در بیابان بر شترش سوار بوده، ناگهان شترش از نزدش فرار کرده، در حالیکه طعام و آبش بر بالای شتر باشد و چون از رسیدن به شترش مأیوس و نا امید شده آمده و در سایهء درختی غلطیده است. در این هنگام ناگهان متوجه میشود که شترش در کنارش ایستاده است، و او زمامش را بدست میگیرد و از نهایت شادمانی میگوید: خدایا تو بندهء منی و من خدای تو ام! و از نهایت شادمانی "الفاظ را اشتباه تلفظ میکند"».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
وفي رواية لـمُسْلم: «للَّهُ أَشدُّ فرحاً بِتَوْبةِ عَبْدِهِ حِين يتُوبُ إِلْيهِ مِنْ أَحَدِكُمْ كان عَلَى راحِلَتِهِ بِأَرْضٍ فلاةٍ، فانْفلتتْ مِنْهُ وعلَيْها طعامُهُ وشرَابُهُ فأَيِسَ مِنْهَا، فأَتَى شَجَرةً فاضْطَجَعَ في ظِلِّهَا، وقد أَيِسَ مِنْ رَاحِلتِه، فَبَيْنما هوَ كَذَلِكَ إِذْ هُوَ بِها قَائِمة عِنْدَه، فَأَخذ بِخطامِهَا ثُمَّ قَالَ مِنْ شِدَّةِ الفَرح: اللَّهُمَّ أَنت عبْدِي وأَنا ربُّكَ، أَخْطَأَ مِنْ شِدَّةِ الفرح»».
15- «از ابوحمزه انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که گفت:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: به تحقیق که خداوند شادتر میشود به توبهء بندهء خود، از یکی از شما که شتر گم شدهاش را در بیابان بیابد.
در روایت دیگر آمده: همانا خداوند شادتر میشود به توبهء بندهاش هنگامی که به درگاه او توبه میکند، از یکی از شما که در بیابان بر شترش سوار بوده، ناگهان شترش از نزدش فرار کرده، در حالیکه طعام و آبش بر بالای شتر باشد و چون از رسیدن به شترش مأیوس و نا امید شده آمده و در سایهء درختی غلطیده است. در این هنگام ناگهان متوجه میشود که شترش در کنارش ایستاده است، و او زمامش را بدست میگیرد و از نهایت شادمانی میگوید: خدایا تو بندهء منی و من خدای تو ام! و از نهایت شادمانی "الفاظ را اشتباه تلفظ میکند"».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
16- «وعن أبي مُوسى عَبْدِ اللَّهِ بنِ قَيْسٍ الأَشْعَرِي رضی الله عنه ، عن النَّبِيَّ صلی الله علیه وسلم قال: «إِن الله تعالى يبْسُطُ يدهُ بِاللَّيْلِ ليتُوب مُسيءُ النَّهَارِ وَيبْسُطُ يَدهُ بالنَّهَارِ ليَتُوبَ مُسِيءُ اللَّيْلِ حتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِن مغْرِبِها»» رواه مسلم.
16- «از ابو موسی اشعری رضی الله عنه روایت است که:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: خداوند ید (دست) خویش را به شب میگستراند تا توبهء کسی را که در روزگناه نموده قبول نماید و ید خویش را به روز میگستراند تا توبهء گنهکار شب را بپذیرد، تا آفتاب از مغرب طلوع کند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
16- «از ابو موسی اشعری رضی الله عنه روایت است که:
آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: خداوند ید (دست) خویش را به شب میگستراند تا توبهء کسی را که در روزگناه نموده قبول نماید و ید خویش را به روز میگستراند تا توبهء گنهکار شب را بپذیرد، تا آفتاب از مغرب طلوع کند».
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که می گوید: معاویه رضی الله عنه بر حلقه ای در مسجد وارد شد و گفت: چه باعث شده اینجا بنشینید؟ گفتند: نشستیم که ذکر و یاد الله کنیم. معاویه گفت: شما را به الله سوگند علت این مجلس همین است؟ گفتند: چیزی جز ذکر و یاد الله باعث این مجلس نبوده است. معاویه گفت: از روی بدبینی شما را سوگند ندادم؛ و در ميان اصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم کسی نيست که کمتر از من، از آن بزرگوار حديث روايت کرده باشد؛ باری رسول الله صلى الله عليه وسلم به ميان گروهی از يارانش رفت که گردهم آمده بودند و فرمود: «مَا أجْلَسَكُمْ؟»: «چه چيزی موجب نشستن شما شده است؟» گفتند: نشسته ايم و الله را ياد می کنيم و او را می ستاييم که ما را به سوی اسلام رهنمون نمود و چنین بر ما منت نهاد. فرمود: «آللهِ مَا أجْلَسَكُمْ إِلا ذَاكَ؟»: «شما را به الله سوگند که فقط همين امر موجب نشستن شما شده است؟» پاسخ دادند: فقط همين امر موجب نشستن ما شده است. فرمود: «أمَا إنِّي لَمْ أسْتَحْلِفْكُمْ تُهْمَةً لَكُمْ، ولكِنَّهُ أتَانِي جِبرِيلُ فَأخْبَرَنِي أنَّ الله يُبَاهِي بِكُمُ المَلاَئِكَةَ»: «من، شما را از روی بدبينی سوگند ندادم؛ بلکه جبرئيل نزدم آمد و به من خبر داد که الله نزد ملائکه به شما مباهات می کند». [صحیح است] [به روایت مسلم]
------
این حدیث از احادیثی است که بر فضیلت جمع شدن برای ذکر و یاد الله متعال دلالت دارد؛ چنانکه ابوسعید خدری از معاویه رضی الله عنهما روایت می کند که معاویه بر مجلسی در مسجد وارد شد و علت جمع شدن شان را جویا شد؛ آنها در پاسخ گفتند: ذکر و یاد الله می کنیم. پس آنها را سوگند می دهد که جز ذکر و یاد الله چیز دیگری آنها را گرد هم جمع نکرده و باعث این مجلس نشده است؛ و آنها سوگند یاد می کنند که هدفی جز این نبوده است؛ سپس معاویه به آنها می گوید: من از روی بدبینی و شک و تردید در صداقت و راستی شما سوگندتان ندادم، بلکه از این جهت چنین کردم که باری رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که بر عده ای وارد شد؛ و در ادامه وضعیت مشابهی را بیان می کند. و به آنها خبر می دهد که الله متعال نزد ملائکه به آنها مباهات می کند؛ اما این جمع شدن برای ذکر و یاد خداوند چنین نبوده که یک صدا و همزمان ذکر خاصی را بخوانند؛ بلکه ذکر و یاد هر چیزی را مد نظر داشتند که آنها را به یاد الله بیندازد؛ و این در قالب پند و اندرز و ذکر و یا به یاد آوردن نعمت های خداوند متعال بر آنها بوده است؛ از جمله نعمت اسلام که به آنها ارزانی داشته است و همچنین سلامتی و تندرستی و امنیت و موارد مشابهی که به آنها بخشیده است؛ و ذکر و یاد نعمت الهی از مصادیق ذکر الله عزوجل می باشد و این دلیلی بر فضل همنشینی برای گفتگو در مورد نعمت های الهی می باشد.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
------
این حدیث از احادیثی است که بر فضیلت جمع شدن برای ذکر و یاد الله متعال دلالت دارد؛ چنانکه ابوسعید خدری از معاویه رضی الله عنهما روایت می کند که معاویه بر مجلسی در مسجد وارد شد و علت جمع شدن شان را جویا شد؛ آنها در پاسخ گفتند: ذکر و یاد الله می کنیم. پس آنها را سوگند می دهد که جز ذکر و یاد الله چیز دیگری آنها را گرد هم جمع نکرده و باعث این مجلس نشده است؛ و آنها سوگند یاد می کنند که هدفی جز این نبوده است؛ سپس معاویه به آنها می گوید: من از روی بدبینی و شک و تردید در صداقت و راستی شما سوگندتان ندادم، بلکه از این جهت چنین کردم که باری رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که بر عده ای وارد شد؛ و در ادامه وضعیت مشابهی را بیان می کند. و به آنها خبر می دهد که الله متعال نزد ملائکه به آنها مباهات می کند؛ اما این جمع شدن برای ذکر و یاد خداوند چنین نبوده که یک صدا و همزمان ذکر خاصی را بخوانند؛ بلکه ذکر و یاد هر چیزی را مد نظر داشتند که آنها را به یاد الله بیندازد؛ و این در قالب پند و اندرز و ذکر و یا به یاد آوردن نعمت های خداوند متعال بر آنها بوده است؛ از جمله نعمت اسلام که به آنها ارزانی داشته است و همچنین سلامتی و تندرستی و امنیت و موارد مشابهی که به آنها بخشیده است؛ و ذکر و یاد نعمت الهی از مصادیق ذکر الله عزوجل می باشد و این دلیلی بر فضل همنشینی برای گفتگو در مورد نعمت های الهی می باشد.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم از کنار دو قبر گذشت که فرمود: «أَمَا إِنَّهُمَا لَيُعَذَّبَانِ، وَمَا يُعَذَّبَانِ فِي كَبِيرٍ، أَمَّا أَحَدُهُمَا: فَكَانَ لاَ يَسْتَتِرُ مِنْ البَوْل، وَأَمَّا الآخَرُ: فَكَانَ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ»: «آن دو عذاب می شوند به خاطر گناهی كه آن را بزرگ نمی دانستند؛ یکی از آنها به دلیل عدم پرهیز از ادرار و دیگری به سبب سخن چینی عذاب می شود». [صحیح است] [متفق علیه]
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم به همراه تنی چند از صحابه از کنار دو قبر می گذرد که الله متعال پیامبرش را از وضعیت آنها آگاه می کند که در حال عذاب هستند؛ و رسول الله در این مورد به اصحابش خبر می دهد تا هشداری باشد برای امتش؛ هریک از صاحبان این دو قبر به سبب گناهانی عذاب می شدند که ترک نمودن و دوری از آنها برای کسانی که الله متعال به آنها توفیق دهد، آسان است.
یکی از آنها به هنگام قضای حاجت از برخورد ادرار به بدنش پرهیز نمی کرد و بدن و لباسش آغشته به نجاست می شد؛ و دیگری بین مردم سخن چینی می کرد و باعث عداوت و دشمنی میان آنها می شد؛ به ویژه در بین دوستان و خویشاوندان؛ نزد کسی می رفت و سخن دیگری را نقل می کرد و نزد دیگری می رفت و سخن آن یکی را نقل می کرد؛ و به این ترتیب سبب قطع ارتباط و خصومت و دشمنی بین آنها می شد؛ این درحالی است که پیام اسلام ایجاد محبت و الفت میان مردم و خاتمه دادن به اختلافات و کشمکش ها و درگیری ها می باشد.
اما پیامبر بزرگوار و مهربان صلی الله علیه وسلم دلش به حال آنها سوخت و شاخه ی نخل خیسی را برداشت و آن را به دو قسمت تقسیم کرد و هر قسمت را در قبری کاشت؛ چون صحابه در مورد این عمل عجیب از رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال نمودند، فرمود: «لعل الله يخفف عنهما بشفاعتي ما هما فيه في العذاب، ما لم تيبس هاتان الجريدتان»: «امید است تا زمانی که این دو شاخه خشک نشده اند، الله متعال به شفاعت من عذابی را که در آن هستند، تخفیف دهد». یعنی تا مدت زمانی که این دو شاخه نخل تَر هستند؛ ناگفته نماند که این عمل مخصوص رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده است.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS
------
رسول الله صلی الله علیه وسلم به همراه تنی چند از صحابه از کنار دو قبر می گذرد که الله متعال پیامبرش را از وضعیت آنها آگاه می کند که در حال عذاب هستند؛ و رسول الله در این مورد به اصحابش خبر می دهد تا هشداری باشد برای امتش؛ هریک از صاحبان این دو قبر به سبب گناهانی عذاب می شدند که ترک نمودن و دوری از آنها برای کسانی که الله متعال به آنها توفیق دهد، آسان است.
یکی از آنها به هنگام قضای حاجت از برخورد ادرار به بدنش پرهیز نمی کرد و بدن و لباسش آغشته به نجاست می شد؛ و دیگری بین مردم سخن چینی می کرد و باعث عداوت و دشمنی میان آنها می شد؛ به ویژه در بین دوستان و خویشاوندان؛ نزد کسی می رفت و سخن دیگری را نقل می کرد و نزد دیگری می رفت و سخن آن یکی را نقل می کرد؛ و به این ترتیب سبب قطع ارتباط و خصومت و دشمنی بین آنها می شد؛ این درحالی است که پیام اسلام ایجاد محبت و الفت میان مردم و خاتمه دادن به اختلافات و کشمکش ها و درگیری ها می باشد.
اما پیامبر بزرگوار و مهربان صلی الله علیه وسلم دلش به حال آنها سوخت و شاخه ی نخل خیسی را برداشت و آن را به دو قسمت تقسیم کرد و هر قسمت را در قبری کاشت؛ چون صحابه در مورد این عمل عجیب از رسول الله صلی الله علیه وسلم سوال نمودند، فرمود: «لعل الله يخفف عنهما بشفاعتي ما هما فيه في العذاب، ما لم تيبس هاتان الجريدتان»: «امید است تا زمانی که این دو شاخه خشک نشده اند، الله متعال به شفاعت من عذابی را که در آن هستند، تخفیف دهد». یعنی تا مدت زمانی که این دو شاخه نخل تَر هستند؛ ناگفته نماند که این عمل مخصوص رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده است.
ارسال از طریق نرم افزار موبایل
صحیحین به زبان فارسی
@THEHADIIS