احادیث و سنت نبوی ﷺ
532 subscribers
821 photos
24 videos
1 link
Download Telegram
باب (5): خواب ديدن در روز


2157- «عَنْ أَنَسِ بْنَ مَالِكٍ t يَقُولُ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ r يَدْخُلُ عَلَى أُمِّ حَرَامٍ بِنْتِ مِلْحَانَ، وَكَانَتْ تَحْتَ عُبَادَةَ بْنِ الصَّامِتِ، فَدَخَلَ عَلَيْهَا يَوْمًا، فَأَطْعَمَتْهُ، وَجَعَلَتْ تَفْلِي رَأْسَهُ، فَنَامَ رَسُولُ اللَّهِ r، ثُمَّ اسْتَيْقَظَ، وَهُوَ يَضْحَكُ، قَالَتْ: فَقُلْتُ: مَا يُضْحِكُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «نَاسٌ مِنْ أُمَّتِي، عُرِضُوا عَلَيَّ غُزَاةً فِي سَبِيلِ اللَّهِ، يَرْكَبُونَ ثَبَجَ هَذَا الْبَحْرِ مُلُوكًا عَلَى الأَسِرَّةِ ـ أَوْ مِثْلَ الْمُلُوكِ عَلَى الأَسِرَّةِ». قَالَتْ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنْهُمْ. فَدَعَا لَهَا رَسُولُ اللَّهِ r. ثُمَّ وَضَعَ رَأْسَهُ، ثُمَّ اسْتَيْقَظَ، وَهُوَ يَضْحَكُ. فَقُلْتُ: مَا يُضْحِكُكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «نَاسٌ مِنْ أُمَّتِي عُرِضُوا عَلَيَّ غُزَاةً فِي سَبِيلِ اللَّهِ» كَمَا قَالَ فِي الأُولَى. قَالَتْ: فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَنِي مِنْهُمْ. قَالَ: «أَنْتِ مِنَ الأَوَّلِينَ». فَرَكِبَتِ الْبَحْرَ فِي زَمَانِ مُعَاوِيَةَ بْنِ أَبِي سُفْيَانَ فَصُرِعَتْ عَنْ دَابَّتِهَا حِينَ خَرَجَتْ مِنَ الْبَحْرِ، فَهَلَكَتْ». (بخارى: 7002)


ترجمه: «انس بن مالک (رض) می‌گوید: گاهی رسول خدا (ص) نزد‌‌ام حرام دختر ملحان که همسر عباده بن صامت بود، می‌رفت. روزی، رسول اکرم (ص) به خانه‌ی ایشان رفت و او بعد از پذیرایی، شرو ع به خاراندن سر مبارک رسول اکر م (ص) نمود تا اینکه آنحضرت (ص) خواب رفت. سپس بیدار شد در حالی که می‌خندید. ام حرام می‌گوید: گفتم: ای رسول خدا! چرا می‌خندی؟ فرمود: «گروهی از امتیانم به من عرضه شدند که در راه خدا جهاد می‌کنند. آنان بر پشت این دریا سوار می‌شوند و مانند پادشاهانی هستند که بر تختها نشسته‌اند». ام حرام می‌گوید: گفتم: ای رسول خدا! از خداوند بخواه که مرا جزو آنان قرار دهد. پیا مبر اکرم (ص) هم برایش دعا کرد. دوباره آنحضرت (ص) سرش را گذاشت (خوابید). و هنگامی که بیدار شد، می‌خندید. ام حرام می‌گوید: گفتم: ای رسول خدا! چرا می‌خندی؟ فرمود: «گروهی از امتیانم به من عرضه شدند که در راه خدا جهاد می‌کنند. . . » و همان سخنان اول را تکرار کرد. گفتم: ای رسول خدا! از خداوند بخواه که مرا نیز جزو آنان قرار دهد. فرمود: «تو از گروه نخست هستی». راوی می‌گوید: آنگاه ام حرام در دوران معاویه بن ابی سفیان به دریا سفر کرد و هنگامی که از دریا بیرون آمد از سواری‌اش به زمین افتاد و فوت کرد».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
باب (9): بيرون آمدن آتش


2172- «عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ t: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ r قَالَ: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَخْرُجَ نَارٌ مِنْ أَرْضِ الْحِجَازِ تُضِيءُ أَعْنَاقَ الإِبِلِ بِبُصْرَى»». (بخارى: 7118)


ترجمه: «از ابوهریره (رض) روایت است که رسول الله (ص) فرمود: «تا زمانی که آتشی از سرزمین حجاز پیدا نشود و روشنایی آن، گردن شترها را در بصری فرا نگیرد، قیا مت برپا نخواهد شد»».


2173- «وَعَنْهُ t قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ r: «يُوشِكُ الْفُرَاتُ أَنْ يَحْسِرَ عَنْ كَنْزٍ مِنْ ذَهَبٍ، فَمَنْ حَضَرَهُ فَلا يَأْخُذْ مِنْهُ شَيْئا»». (بخارى: 7119)


ترجمه: «ابوهریره (رض) می‌گوید: رسول الله (ص) فرمود: «بزودی، فرات گنجی از طلا، آشکار خواهد ساخت. پس هرکس، آنجا حضور پیدا کرد، چیزی از آن برندارد»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
سنت های رسول الله ﷺ....


@THEHADIIS
594- «وعن عائشةَ رضی الله عنه ، قالت: كانَ لأبي بَكْرٍ الصَّدِّيق، رضی الله عنه غُلامٌ يُخْرِجُ لَهُ الخَراجَ وكانَ أَبو بَكْرٍ يَأْكُلُ مِنْ خَرَاجِه، فَجَاءَ يَوماً بِشَيء، فَأَكَلَ مِنْهُ أَبُو بَكْر، فَقَالَ لَهُ الغُلام: تَدْرِي مَا هَذا؟ فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: ومَا هُو؟ قال: كُنْتُ تَكَهَّنْتُ لإِنْسَانٍ في الجاهِلِيَّةِ ومَا أُحْسِن الكَهَانَةَ إِلاَّ أَنِّي خَدَعْتُه، فَلَقِيني، فَأَعْطَاني بِذلكَ هَذَا الذي أَكَلْتَ مِنْه، فَأَدْخَلَ أَبُو بَكْرٍ يَدَه فَقَاءَ كُلَّ شَيءٍ في بَطْنِه»، رواه البخاری.

594- «از عائشه رضی الله عنه روایت شده که گفت:
ابوبکر رضی الله عنه غلامی داشت که برایش خراج میآورد. – خراج این است که سید به غلامش بگوید روزانه بمن اینقدر پول بده و بقیه برای خودت است - . و ابوبکر رضی الله عنه از خراج او می‌خورد. روزی چیزی را آورد و ابوبکر رضی الله عنه از آن خورد. غلام به او گفت: میدانی که این چیست؟
ابوبکر رضی الله عنه گفت: چیست؟
گفت: من در جاهلیت برای شخصی کهانت کرده بودم، در حالیکه کهانت را خوب یاد نداشتم، جز اینکه او را فریب دادم. امروز مرا دید و برایم چیزی را داد که تو از آن خوردی. ابوبکر رضی الله عنه دست خود را به دهان نموده و همه چیزی را که فرو برده بود، قی نمود».

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید


@THEHADIIS
باب (3): بعد از تكبير تحريمه، چه بايد خواند؟


421- «عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض): أَنَّ النَّبِيَّ (ص) وَأَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَ (رض) كَانُوا يَفْتَتِحُونَ الصَّلاةَ بِـ: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾». (بخارى: 743)


ترجمه: «انس ابن مالک (رض) می‌گوید: رسول‏ الله (ص) و ابوبكر و عمر (رض)، نماز را با فاتحه شروع می‏كردند».


422- «عن أبي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَسْكُتُ بَيْنَ التَّكْبِيرِ وَبَيْنَ الْقِرَاءَةِ إِسْكَاتَةً، فَقُلْتُ: بِأَبِي وَأُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِسْكَاتُكَ بَيْنَ التَّكْبِيرِ وَالْقِرَاءَةِ مَا تَقُولُ؟ قَالَ: «أَقُولُ: اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِي مِنَ الْخَطَايَا كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْ خَطَايَايَ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ»». (بخارى: 744)


ترجمه: «ابوهریره (رض) می‌گوید: رسول الله (ص) بین تكبیر تحریمه و قرائت، اندكی سكوت می‏كرد. ابوهریره (رض) می‌گوید: عرض كردم: ای پیامبر گرامی (ص)! پدر و مادرم فدایت باد، در این میان، چه می‌خوانی؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: «می‏گویم: اللَّهُمَّ بَاعِدْ بَيْنِي وَبَيْنَ خَطَايَايَ كَمَا بَاعَدْتَ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، اللَّهُمَّ نَقِّنِي مِنَ الْخَطَايَا كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، اللَّهُمَّ اغْسِلْ خَطَايَايَ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ». خدایا! میان من و گناهانم فاصله بیانداز همانطور كه میان مشرق و مغرب فاصله انداختی. خدایا‍‍‍‍‍‍‍‍‍!‌ همچنانكه پارچه سفید، از پلیدی و چرک، پاک و صاف می‌گردد، گناهانم را پاک و صاف بگردان. خدایا! گناهانم را به وسیله آب، یخ و تگرگ بشوی و پاک گردان»».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
باب(19): در بیان این فرموده‌ی‌ الله متعال: +تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ_


821- عَنْ عَائِشَةَ ل قَالَتْ: كُنْتُ أَغَارُ عَلَى اللاَّتِي وَهَبْنَ أَنْفُسَهُنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ ص، وَأَقُولُ: وَتَهَبُ الْمَرْأَةُ نَفْسَهَا؟ فَلَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ ﻷ: ﴿تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ وَتُ‍ٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُۖ وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ﴾ [الأحزاب: 51] قَالَتْ: قُلْتُ: وَاللَّهِ مَا أَرَى رَبَّكَ إِلاَّ يُسَارِعُ لَكَ فِي هَوَاكَ. (م/1464)


ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) می‌گوید: من نسبت به زنانی که خود را به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) هبه می‌کردند، به غیرت می‌آمدم و می‌گفتم: چگونه یک زن، خودش را هبه می‌کند؟ پس هنگامی‌که الله متعال این آیه را نازل فرمود: ﴿تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ وَتُ‍ٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُۖ وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ﴾ [الأحزاب: 51] یعنی هر کدام را که خواستی، از او دوری کن. و هر کدام را که خواستی، نزد خود، جای بده. و اگر یکی از آنها را که از او دوری کرده‌ای، انتخاب نمایی، گناهی بر تو نیست. گ ف تم: می‌بینم که پروردگارت برای برآورده ساختن خواسته‌هایت می‌شتابد.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید...

@THEHADIIS
276- «وعن عَمْرو بنِ الأَحْوَصِ الجُشميِّ رضی الله عنه أَنَّهُ سمِعَ النبي صلی الله علیه وسلم في حَجِّةِ الْوَداع يقُولُ بعد أَنْ حَمِدَ اللَّه تعالى، وَأَثنَى علَيْهِ وذكَّر ووعظ، ثُمَّ قال: «أَلا واسْتَوْصوا بِالنِّساءِ خَيْرا، فَإِنَّمَا هُنَّ عَوانٍ عَنْدَكُمْ لَيْس تمْلكُونَ مِنْهُنَّ شَيْئاً غيْرَ ذلِكَ إِلاَّ أَنْ يأْتِينَ بِفَاحشةٍ مُبيِّنةٍ، فإِنْ فَعلْنَ فَاهْجُروهُنَّ في المضَاجع، واضْربُوهنَّ ضَرْباً غيْر مُبرِّح، فإِنْ أَطعنَكُمْ فَلا تبْغُوا عَلَيْهِنَّ سبيلا، أَلا إِنَّ لَكُمْ عَلَى نِسائِكُمْ حَقًّا، ولِنِسائِكُمْ عَلَيْكُمْ حقًّا، فَحَقُّكُمْ عَلَيْهنَّ أَن لا يُوطِئْنَ فُرُشكمْ منْ تَكْرهون، وَلا يأْذَنَّ في بُيُوتكمْ لِمن تكْرهون، أَلا وحقُّهُنَّ عَلَيْكُمْ أَن تُحْسنُوا إِليْهنَّ في كِسْوتِهِنَّ وَطعامهنَّ»». رواه الترمذى وقال: حدیث حسن صحیح.

276- «از عمرو بن الاحوص الجشمی رضی الله عنه روایت است که:
او در حجة الوداع از پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از اینکه حمد و ثنای او تعالی را گفته و پند داد و نصیحت کرد، شنید که می‌فرمود: آگاه باشید و در مورد زنان وصیت به خیر نمایید، زیرا آنها نزد شما اسیرند، شما از آنها هیچ چیزی را بجز استمتاع مالک نیستید، مگر اینکه عمل فحشاء را آشکار مرتکب شدند. اگر چنین کردند همبستری با آنان را ترک کنید، و باز آنها را بزنید، زدنی که نه چندان سخت باشد. اگر فرمان شما بردند، بر آنها راهی را جستجو مکنید. با خبر باشید، که همانا شما بر زنان‌تان حقی دارید، و زنان شما بر شما حقی دارند. حق شما بر آنان اینست که بر فرش شما کسانی را ننشانند که از آنها بد می‌برید، و در خانهء‌تان به کسی اجازهء ورود ندهند که شما از آنان متنفرید. و آگاه باشید که حق آنها بر شما اینست که به آنها در لباس‌شان و طعام‌شان نیکی و احسان کنید».

@THEHADIIS
273- «وعن أبي هريرة رضی الله عنه قال: قال رسول ُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «اسْتوْصُوا بِالنِّساءِ خيْرا، فإِنَّ المرْأَةَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلَع، وَإِنَّ أَعْوجَ ما في الضِّلعِ أَعْلاه، فَإِنْ ذَهبتَ تُقِيمُهُ كَسرْتَه، وإِنْ تركتَه، لمْ يزلْ أَعوج، فاستوْصُوا بِالنِّسَاءِ»» متفقٌ علیه.
وفي رواية في الصحيحين: «الـمرْأَةُ كالضلعِ إِنْ أَقَمْتَها كسرْتَهَا، وإِنِ استَمتعْت بِهَا، اسْتَمتعْت وفِيها عَوجٌ».
وفي رواية لـمسلم: إِنَّ الـمرْأَةَ خُلِقتْ مِن ضِلَع، لَنْ تَسْتقِيمَ لكَ علَى طريقةٍ، فَإِنْ استمتعْت بِهَا، اسْتَمتَعْتَ بِهَا وفِيها عَوج، وإِنْ ذَهَبْتَ تُقيمُها كسرتَهَا، وَكَسْرُهَا طلاقُها».

273- «از ابو هریره رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: خواهان رفتار نیک با زنان شوید. زیرا زن از استخوان پهلوی چپ آفریده شده، و کجترین استخوانهای پهلو بالاتر آنست، اگر خواسته باشی راستش کنی، می‌شکنی، و اگر بگذاری، همیشه کج است. پس در مورد زنان همدیگر را وصیت به خیر نمائید.
و در روایتی در صحیحین آمده که: زن مانند استخوان پهلو است، اگر راستش کنی، آنرا شکسته‌ای و اگر از آن استفاده کنی با کجی‌اش از آن باید استفاده کنی.
در روایتی از مسلم آمده: زن از استخواهای پهلو آفریده شده، که هرگز به هیچ شکل برایت راست نمی‌شود، اگر از آن استفاده کنی باید با کجی از آن استفاده کنی و اگر بروی که راستش کنی، آنرا می‌شکنی و شکستن آن طلاق است».

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
باب(15): درباره‌ی پناه خواستن، هنگام دیدن ابر و باد، و خوشحال شدن از دیدن باران


449- عَنْ عَائِشَةَ ل أَنَّهَا قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه وآله وسلم) إِذَا عَصَفَت الرِّيحُ قَالَ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَهَا وَخَيْرَ مَا فِيهَا، وَخَيْرَ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهَا وَشَرِّ مَا فِيهَا، وَشَرِّ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ». قَالَتْ: وَإِذَا تَخَيَّلَتْ السَّمَاءُ تَغَيَّرَ لَوْنُهُ، وَخَرَجَ وَدَخَلَ، وَأَقْبَلَ وَأَدْبَرَ، فَإِذَا مَطَرَتْ سُرِّيَ عَنْهُ فَعَرَفْتُ ذَلِكَ فِي وَجْهِهِ، قَالَتْ عَائِشَةُ ل: فَسَأَلْتُهُ، فَقَالَ: «لَعَلَّهُ يَا عَائِشَةُ كَمَا قَالَ قَوْمُ عَادٍ: ﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ قَالُواْ هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَاۚ﴾ [الأحقاف: 24].


ترجمه: ام المونین عایشه (رضی الله عنها) می‌گوید: هرگاه، هوا طوفانی می‌شد، نبی اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَهَا وَخَيْرَ مَا فِيهَا، وَخَيْرَ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهَا وَشَرِّ مَا فِيهَا، وَشَرِّ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ». «بار الها! من خیر آن و خیر چیزی را که در آن، وجود دارد و خیر آنچه را که بخاطر آن، فرستاده شده است از تو مسئلت می‌نمایم. و از بدی آن و بدی آنچه که در آن، وجود دارد و بدی آنچه که بخاطر آن فرستاده شده است، به تو پناه می‌برم». ع ا یشه ل می‌گوید: همچنین هنگامی‌که هوا خوب ابری و آماده‌ی بارندگی می‌شد، چهره‌ی مبارک رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دگرگون می‌شد، از خانه، بیرون می‌رفت و دوباره برمی‌گشت و به جلو و عقب می‌رفت. و همین که باران می‌بارید، این حالتش برطرف می‌گردید. من این چیز را از چهره‌اش متوجه می‌شدم. ع ا یشه ل می‌گوید: من علتش را جویا شدم. فرمود: «ای عایشه! شاید این، مانند همان ابری باشد که قوم عاد هنگام دیدنش گفتند: ﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ قَالُواْ هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَاۚ﴾ [الأحقاف: 24]. «این، ابری است که اکنون بر ما می‌بارد. ) (ولی در واقع، عذاب بود به همین خاطر، من می‌ترسم».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
باب (1): آنچه درباره نماز وتر آمده است


532- «عَنِ ابْنِ عُمَرَ (رض): أَنَّ رَجُلا سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) عَنْ صَلاةِ اللَّيْلِ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «صَلاةُ اللَّيْلِ مَثْنَى مَثْنَى، فَإِذَا خَشِيَ أَحَدُكُمُ الصُّبْحَ صَلَّى رَكْعَةً وَاحِدَةً، تُوتِرُ لَهُ مَا قَدْ صَلَّى»». (بخارى:990)


ترجمه: «ابن عمر (رض) می‌گوید: شخصی از رسول الله (ص) درباره نماز شب، سؤال كرد. آنحضرت (ص) فرمود: «نماز شب، دو ركعت، دو ركعت خوانده شود. اگر كسی احتمال داد كه طلوع فجر نزدیک است، یک ركعت بخواند تا نمازهایی را كه خوانده است، وتر شوند»».


533- «عَنْ عَائِشَةَ ل: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ يُصَلِّي إِحْدَى عَشْرَةَ رَكْعَةً، كَانَتْ تِلْكَ صَلاتَهُ-تَعْنِي بِاللَّيْلِ- فَيَسْجُدُ السَّجْدَةَ مِنْ ذَلِكَ قَدْرَ مَا يَقْرَأُ أَحَدُكُمْ خَمْسِينَ آيَةً، قَبْلَ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ، وَيَرْكَعُ رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ صَلاةِ الْفَجْرِ، ثُمَّ يَضْطَجِعُ عَلَى شِقِّهِ الايْمَنِ حَتَّى يَأْتِيَهُ الْمُؤَذِّنُ لِلصَّلاةِ». (بخارى:994)


ترجمه: «ام المومنین ؛عایشه (رض)؛ می‏فرماید: رسول الله (ص) یازده ركعت، نماز شب می‏خواند و سجده را در آنها به اندازه‌ای كه یک نفر از شما پنجاه آیه بخواند، طولانی می‌كرد. و قبل از نماز فجر، دو ركعت می‌خواند. سپس، به پهلوی راست، دراز می‌كشید. تا اینكه مؤذن می‌آمد و او را برای نماز صبح، فرا می‌خواند».
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی

@THEHADIIS
باب (4): خواندن نماز وتر بر سواري


536- «عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ (رض) قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ يُوتِرُ عَلَى الْبَعِيرِ». (بخارى: 999)


ترجمه: «عبدالله بن عمر (رض) می‌گوید: رسول الله (ص) سوار بر شتر، نماز وتر را می‏خواند.
ارسال از طریق برنامه موبایل صحیح مسلم به زبان فارسی
@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
209- «وعن أَبِي حُميْد عبْدِ الرَّحْمن بنِ سعدٍ السَّاعِدِيِّ رضی الله عنه قال: اسْتعْملَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم رَجُلاً مِن الأَزْدِ يُقَالُ لَه: ابْـنُ اللُّتْبِيَّةِ عَلَى الصَّدقَةِ، فَلَمَّا قَدِمَ قال: هَذَا لَكُمْ، وَهَذَا أُهدِيَ إِلَيَّ فَقَامَ رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم على الْمِنبر، فَحمِدَ اللَّه وأَثْنَى عَلَيْه، ثُمَّ قال: «أَمَّا بعْدُ فَإِنِّي أَسْتعْمِلُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ على الْعمَلِ مِمَّا ولاَّنِي اللَّه، فَيَأْتِي فَيَقُول: هَذَا لَكُمْ، وَهَذَا هَدِيَّةٌ أُهْدِيَت إِلَي، أَفَلا جلس في بيتِ أَبيهِ أَوْ أُمِّهِ حتَّى تأْتِيَهُ إِنْ كَانَ صادقاً، واللَّه لا يأْخُذُ أَحدٌ مِنْكُمْ شَيْئاً بِغَيْرِ حقِّهِ إلاَّ لَقِيَ اللَّه تَعالَى، يَحْمِلُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، فَلا أَعْرفَنَّ أَحداً مِنْكُمْ لَقِيَ اللَّه يَحْمِلُ بعِيراً لَهُ رغَاء، أَوْ بَقرة لَهَا خُوار، أَوْ شاةً تيْعَرُ ثُمَّ رفَعَ يَديْهِ حتَّى رُؤِيَ بَياضُ إبْطيْهِ فقال: «اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ» ثلاثا»، متفقٌ علیه.

209- «از ابو حمید عبد الرحمن بن سعد ساعدی رضی الله عنه روایت شده که گفت:
پیامبر صلی الله علیه وسلم مردی از قبیلهء ازد را که ابن لتیبه نام داشت، مأمور جمع آوری صدقات نمود و چون آمد، گفت: این مال از شما است و این برایم بخشش داده شده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم به منبر برآمده بعد از حمد و ثنای خداوند فرمود:
اما بعد، پس من طبق وظیفه‌ای که دارم، یکی از شما را بوظیفه‌ای می‌گمارم، او می‌آید و می‌گوید: این مال از شما است و این برایم بخشش داده شده است. اگر درست می‌گوید، چرا به خانهء پدر یا مادرش ننشست تا این هدیه بوی برسد؟ بخدا هیچ یک از شما چیزی را بدون حقش نمی‌گیرد، مگر اینکه با خدا بحالتی روبرو می‌شود که آن را بر دوش دارد، پس نبینم یکی از شما را که با خدا ملاقی شود، در حالیکه شتر و گاو و گوسفندی را بر دوش دارد که هر کدام از آنها آواز می‌نماید صدا می‌کند، سپس دستهایش را بالا نمود، طوری که سفیدی بغل‌شان دیده شد و فرمود: بار خدایا آیا رساندم آیا تبلیغ نمودم؟ و این سخن را سه بار تکرار فرمود».

@THEHADIIS
183- «الثَّالث: عَنْ أَنَس رضی الله عنه عن النبيِّ صلی الله علیه وسلم قال: «لاَ يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ» متفقٌ علیه.

183- «از انس رضی الله عنه روایت است که:
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: مؤمن شمرده نمی‌شود یکی از شما تا دوست داشته باشد برای برادرش آنچه را برای خویش دوست می‌دارد.

@THEHADIIS
رسول الله ﷺمیفرماید

@THEHADIIS
222- «وعن أَبي موسى رضی الله عنه قال: قال رسول اللَّه صلی الله علیه وسلم : «الْمُؤْمنُ للْمُؤْمِن كَالْبُنْيَانِ يَشدُّ بعْضُهُ بَعْضاً» وَشَبَّكَ بَيْنَ أَصَابِعِه». متفق علیه.

222- «از ابو موسی رضی الله عنه روایت شده که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: مسلمان برای مسلمان (یعنی رابطهء مسلمانها با همدیگر در تعاون و همکاری) چون ساختمانی است که برخی، برخی دیگر را محکم می‌سازد. سپس آنحضرت صلی الله علیه وسلم انگشت‌های خود را به همدیگر در آوردند (شبکه کردند)».

@THEHADIIS
224- «وعن النُّعْمَانِ بنِ بشِيرٍ رضی الله عنه قال: قال رسولُ اللَّه صلی الله علیه وسلم : «مثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وتَرَاحُمِهِمْ وتَعاطُفِهِم، مَثَلُ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَداعَى لهُ سائِرُ الْجسدِ بالسهَرِ والْحُمَّى»» متفقٌ علیه.

224- «از نعمان بن بشیر رضی الله عنه روایت است که:
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: مثل مسلمانها در محبت و رحمت و مهربانی‌شان به همدیگر مانند یک جسد است، که هرگاه عضوی از آن بدرد آید، دیگر اعضای جسد در تب و بیدار خوابی با آن همراهی می‌کنند».
@THEHADIIS