طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
‏اشرف ربیعی دانشجوی ۱۸ساله دانشگاه صنعتی آریامهر، شریف کنونی، در سال ۱۳۴۸
و
اشرف ربیعی مجاهد ۲۹ساله در سال ۱۳۵۹
بدون تفسیر
https://t.co/U9ijFCAwl4‌‎
😉 طنز تلخ

فردای پیروزی انقلاب اسلامی، کمیته‌ی امداد امام خمینی تأسیس شد.

۲۳ بهمن، سالروز تأسیس کمیته امداد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوهای منتشرشده از سفر اخیر ابراهیم رئیسی به عراق نشان می‌دهد او علی‌رغم تحصیل در حوزه علمیه، به زبان عربی تسلط ندارد و هنگام صحبت یک جمله را به عربی و آن هم به غلط بیان می‌کند



https://t.me/IranintlTV/75542
‏۲۲ اسفند ۵۷ دستگیرش کردند. بعد آزادش کردند اما اموالش را مصادره کردند.او که اعتراض کرد؛ دوباره دستگیر و به اعدام محکومش کردند و در روز ۳۱خرداد ۶۰ تیربارانش کردند.

‎#از_شما_بیزاریم ‎#انقلاب_۵۷

زندگی‌نامه👇

‎#علی‌اصغر_امیرانی
روزنامه‌نگاری که تیرباران شد
https://t.co/aeB5l5HZKr‎
https://t.co/QdDYXgqupz‌‎

-_-


https://t.me/TanzeTalkh2

.
🗣‍ فروید می‌گوید:
«تمدن از آنجا آغاز شد که انسان به جای سنگ، کلمه پرتاب کرد.»

انگار انسان متمدن فهمیده بود سنگ‌ها به‌اندازه کافی دردناک نیستند و دیگر پاسخگوی پرخاشگری او نخواهند بود.
کلمات
متنوع‌تر از سنگ‌ها بودند،
می‌شد قبل از پرت کردن، انتخاب کرد که چقدر دردآور یا ویرانگر باشند.

از سنگ‌ها می‌شد گریخت اما از کلمات نه.

درد سنگ‌ها و کبودی‌شان فقط تا چند روز باقی می‌ماندند اما کلمات می‌توانستند تا آخر عمر همراه روز و شب و خواب و بیداری باشند و چنان چسبنده و پنهان در گوشه‌ای از روانمان زندگی کنند که دست هیچ روان‌درمانگری در هیچ جلسه درمانی به آن‌ها نرسد.

کدام سنگ چنین قدرتمند بود؟؟؟؟

ما سنگ‌هایمان را پشت درهای تمدن جا گذاشتیم،
اما آموختیم که چگونه آن حجم از خشونت و بیزاری و نفرت را در ابزار دقیق‌ترمان که کلمات بودند، بگنجانیم.

انسان متمدن امروز در برابر کلمات بی‌دفاع‌تر است
چون دیگر سپری در کار نیست.

یادمان باشد
قبل از پرتاب سنگ‌ها، به این فکر کنیم که هیچ انسانی رویین‌روان نیست!
حرف باد هوا نیست،

حرف آسیب می‌زند.
حرف می‌کشد و‌
زنده می‌کند

با همین کلمات به قول حمید مصدق :
«می‌توانی تو به من زندگانی بخشی، یا بگیری از من آنچه را می‌بخشی»

کلمات را به‌دقت، بااحتیاط و مشفقانه انتخاب کنیم...

خشونت کلامی مخرب‌تر از خشونت فیزیکی است.

🆔 https://t.me/sh_counseling/2124
سرنوشت ایران ‏- آرزویی برای وطنم

فروردین ۱۴۸۰

... خیلی علاقمند شدم بدانم، از زمانی که در حالت انجماد بودم، چه بر سر کشورم و مردم آن آمده است. پس از این اندیشه، متن زیر بر صفحه‌ی «همراهِ من» نقش بست. (در اینجا باید بگویم که دستگاه همراهِ من این قابلیت را داشت که مطالب را به‌صورت صدا و تصویر یا ترکیبی از همه‌ی رسانه‌ها نمایش دهد، اما من ترجیح داده بودم که نوشته‌ها را بخوانم):

پس از اینکه اعتراضات مردم به حکومت خودکامه‌ی جمهوری اسلامی؛ که نه اثری از جمهوری و نه اثری از اسلام در آن بود؛ به‌جایی نرسید و همه‌ی اعتراضات مردمی؛ که در ابتدا به فاصله‌ی چندین سال، و در این اواخر به فاصله‌ی چند هفته برگزار می‌شد؛ با وحشیانه‌ترین شکل ممکن و به‌صورت خونین سرکوب ‌شد، و کشور ایران در آستانه‌ی نابودی کامل قرار گرفته بود؛ سرانجام در نیمه‌شب سوم اسفند 1399 خورشیدی، یکی از جوانمردان ایران به‌نام «ایراندوست» که در سپاه پاسداران خدمت می‌کرد، با همکاری عده‌ای از یاران راستین خود، با عنوان «گروه ایران یاوران»، برعلیه حکومتگران کودتا کرد. در همان ساعات اولیه‌ی کودتا، با برنامه‌ریزی قبلی؛
o رادیو و تلویزیون، به اشغال «ایران یاوران» درآمد و با حذف برنامه‌های استحماری، کار خود را مطابق معمول ادامه داد،
o همه‌ی مرزهای زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل شدید قرار گرفت،
o همه‌ی سران حکومت و فرماندهان سپاه و ارتش، توسط پاسدارانشان تحت نظر قرار گرفته و کسانی که در خانه‌ نبودند، تحت حفاظت به خانه برده شده و در حصر خانگی قرار گرفتند،
o حساب‌های بانکی همه‌ی سران مسدود شده و حق برداشت از آنان گرفته شد،
o حکم به آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی و عقیدتی داده شد و با قاضی‌های دست‌نشانده‌ی حکومت، نیز مطابق با سران رفتار شد،
o برای هر وزارتخانه‌ای، وزیری معین شد،
o ....
با فرا رسیدن صبح، مردم متوجه‌ی هیچ چیز غیرعادی نشدند. تنها کسانی که بیننده و شنونده‌ی ثابت رادیو و تلویزیون‌ بودند، از اینکه می‌دیدند، برخلاف معمول در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، نامی از صدا و سیمای مقدس جمهوری اسلامی برده نمی‌شود و از تبلیغات مذهبی، تقدس‌آفرینی و اخبار سرتاپا دروغ و... خبری نیست؛ شگفت‌زده شدند. همچنین فعالان فضای مجازی از اینکه می‌دیدند فیلترینگ اینترنت برداشته ‌شده، در پوست خود نمی‌گنجیدند.

در اخبار بامدادی اعلام شد که مقام رهبری را کسالتی عارض شده و بهمین جهت دفتر ایشان، تا اطلاع ثانوی، کلیه‌ی دیدارهای برنامه‌ریزی شده قبلی را لغو کرده است. در این بخش از اخبار همچنین اعلام شد که «ایران تصمیم به تعلیق‌ تمام فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی خود گرفته‌ است و از تمام کشورها درخواست نمود که در جهت لغو تحریم‌ها اقدام نمایند». یکی دیگر از خبرهای این بخش خبری این بود: «دیوانعالی دادگستری، طی بخشنامه‌ای تمامی قوانین مغایر با اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر را لغو شده اعلام کرد».
کارمندانی که مطابق معمول به سر کارشان رفته بودند، متوجه‌ی هیچ چیز غیرعادی نشدند؛ اما وقتی که خبر کسالت رهبر را شنیدند و متوجه تغییر برخی از سیاست‌های کلی کشور شدند؛ با دلگرمی تمام به کار مشغول شده و کاری را که می‌خواستند ظرف چند روز آینده انجام دهند، در مدت کمتر از دو ساعت به انجام رساندند.

مردم وقتی شنیدند که در اخبار عصرگاهی اعلام شد: «در ساعت 8 شب، سردار ایراندوست، مطالب مهمی را به‌عرض ملت ستم‌دیده‌ی ایران خواهد رساند» و پس از اخبار نیز شاهد برگزار‌ی مناظره‌ای با شرکت چند تن از فعالان سیاسی زندانی، بودند؛ دیگر یقین کردند که در کشور اتفاقات عجیب و خوشایندی رخ داده است. در این مناظره؛ صحبت از تشکیل مجلس مؤسسان، تعیین نوع حکومت ایران و تدوین قانون اساسی جدید بود. پس از آن بود که کم‌کم خیابان‌ها پر شد از مردمی که به رقص و پایکوبی و شادمانی مشغول بودند.
در این میان، چهره‌ی آخوندها و افراد متصب مذهبی دیدنی بود. آنها از اینکه مردم را در حالتی می‌‌دیدند که برایشان خوشایند نبود و در مقابلِ سیل پر جوش و خروش مردم هم هیچ کاری از دستشان برنمی‌آمد؛ بشدت عصبی شده و خون خونشان را می‌خورد. عده‌ای از آخوندها که کمی عاقل‌تر بودند و عده‌ای نیز از سر فرصت‌طلبی، خود را خلع‌لباس کرده، به‌میان مردم رفته و همراه با آنان به رقص و پایکوبی پرداختند.
نمایشگرهای تبلیغاتی در میدان‌های شهرها نیز برنامه‌های تلویزیونی را نمایش می‌دادند.👇👇
👆👆
رأس ساعت 8 شب، سردار ایراندوست بر صفحه‌ی نمایش ظاهر شد و سخنانی را بدین ترتیب به‌عرض ملت ستمدیده‌ی ایران رسانید:
‏به نام آنکه جان را فکرت آموخت.‏
با درود به همه هموطنان عزیز و ‏گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در 42 ‏سال‌ِ سیاه ‏گذشته همه‌گونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود ‏به همه جان‌فدایان راه آزادی و عزت سرزمین‌مان ‏ایران.‏
‏ نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ‏ عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد‏
قبل از هر چیز باید بگویم که بنده خود و گروه «ایران یاوران» را به‌طور موقت رییس کشور، برای ‏گذر دادن کشور از یک حکومت خودکامه به ‏یک حکومت واقعاً ‏مردمی، می‌دانیم. البته نه از آن موقت‌هایی که سی سال و اندی طول بکشد.‏
اصول برنامه‌هایی که برای دوران گذار قصد انجامش را داریم به این ‏صورت است که خدمتتان عرض می‌کنم:

o ‏اصل اول، قانون اساسی و شکل حکومت: در اولین فرصت، مجلس مؤسسان برای تدوین قانون اساسی با انتخاب مردم ‏تشکیل خواهد شد. ‏از نظر ما (من و یارانم) شکل حکومت، جمهوری یا پادشاهی، اهمیتی به مراتب ‏کمتر از محتوای حکومت ‏دارد و محتوای حکومت هم در قانون اساسی ‏متبلور است که باید مبتنی بر آزادی، عدالت و مردم‌سالاری باشد. ‏هیچ ‏قانونی نمی‌تواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.‏
یکی از وظایف حکومت آینده ایران، کمک به گروه‌ها و رسانه‌هایی ‏است که در جهت آگاهی بخشی اجتماعی ‏فعالیت می‌کنند.‏
و اما، تمام جلسات مجلس مؤسسان، بطور ‏مستقیم از شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی ‏پخش خواهد شد و ‏همزمان با آن صدا و سیما موظف است جلسات مناظره برای بحث و ‏تبادل نظر درباره موارد ‏مورد بحث در مجلس را برگزار نماید. ‏همه‌ی هموطنان و صاحبنظران بدون هیچ قید و شرطی می‌توانند در ‏این ‏مناظرات حضور داشته باشند.‏
پس از تدوین قانون اساسی، تصویب آن طی رفراندومی بعهده ‏هموطنانم خواهد بود. تا تصویب قانون اساسی ‏جدید، قانون اساسی ‏فعلی قابل اجرا خواهد بود با این تفاوت که: ‏
اولاً گروه ایران یاوران، به‌عنوان رییس موقت کشور، در مقابل اختیاراتی که دارد و وظایفی که به عهده‌اش ‏است ‏در برابر تمامی احزاب و ‏گروه‌ها و بطور کلی در برابر تمامی افراد کشور پاسخگو خواهد بود.‏
دوم اینکه؛ تمامی اصولی از قانون اساسی که با اعلامیه جهانی حقوق ‏بشر مغایرت دارد، قابل اجرا نخواهند بود.‏

o اصل دوم، دین و مذهب: از این پس در کشور هیچ دین رسمی وجود ‏ندارد و تمامی ادیان و مذاهب توسط مردم ‏کشورمان مورد احترام قرار ‏خواهند گرفت. البته همانگونه که می‌دانیم، دین و مذهب یک انتخاب ‏و عقیده ‏شخصی است که به ارتباط شخص با خداوند متعال مربوط ‏می‌شود و نوع ارتباط نیز در افراد مختلف متفاوت است ‏و به عبارت ‏دیگر، دینِ هیچ دو نفری مانند هم نیست. ‏مطابق اعلامیه جهانی ‏حقوق بشر، همه افراد در انتخاب دین آزادند و هیچکس را نمی‌توان به ‏پذیرش دینی ‏مجبور کرد و یا از پذیرش آن منع کرد. ‏
به این ترتیب امیدوارم در حکومت آینده ایران دین از سیاست ‏جدا باشد و هیچ ارگان و کانون دینی و مذهبی حتی ‏یک ریال از ‏خزانه مملکت دریافت نکند. بنظرم، روحانیون مذهبی هم چنانچه ‏علاقمند به گسترش دین و مذهب ‏خود هستند؛ تبلیغ دین را باید بدون ‏دریافت هیچگونه دستمزدی انجام دهند. در این مورد، شادروان حاج ‏علی ‏منتظری، پدر مرحوم آیت‌الله منتظری الگوی بسیار خوبی برای ‏آنان می‌تواند باشد. آن شادروان، روزها به کار ‏کشاورزی مشغول بود و ‏از این راه امرار معاش می‌کرد و شب‌ها به هنگام نماز، به پیشنمازی ‏می‌ایستاد و پس از ‏نماز بر روی صندلی، مردم را موعظه می‌کرد و ‏احکام دینی را برایشان بیان می‌نمود.‏
o اصل سوم، آزادی: تمام زندانیان سیاسی و همه آنانی که به جرم واهی ‏توهین به مقدسات و تشویش اذهان ‏عمومی و غیره زندانی شده‌اند؛ بلااستثنا آزاد شده‌اند و در اسرع وقت از آنها اعاده حیثیت خواهد شد. در دوره‌ی گذار، آزادی ‏بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و ‏امیدوارم یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده هم این ‏موضوع باشد. خط قرمز ‏آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است که البته اهانت و ‏ناسزاگویی، در فرهنگ ‏اصیل ایرانی وجود ندارد و از اخلاق انسانی ‏نیز به دور است.‏ یکی از موضوعات مهمی که در قانون اساسی آینده باید مد نظر قرار گیرد، آزادی تشکیل احزاب است و همه‌ی فعالیت‌های سیاسی مردم در چارچوب احزاب سیاسی انجام خواهد شد.👇👇
‏ 👆👆

در اینجا لازم است توضیح دهم که بعضی‌ها ممکن است نقد و سوال ‏از موضوعی را که خود مقدس می‌دانند، ‏بعنوان اهانت تلقی کنند؛ اما ‏ناگفته واضح است؛ همانطور که فیلسوف بزرگ، نیچه، بیان داشته: «هیچ چیز و ‏هیچکس آنقدر مقدس نیست که نتوان آن را مورد ‏نقد و بررسی قرار داد. از این پس در کشور تنها چیزی که ‏مقدس ‏است، کرامت انسانی است که نباید خدشه‌دار شود. از همه‌ی هموطنانم ‏عاجزانه تقاضا دارم این موضوع را ‏سرلوحه زندگی خود قرار دهند.‏
o اصل چهارم، سیاست خارجی: ضمن اعلام دوستی و داشتن روابط سیاسی ‏عادلانه با همسایگان و همه ‏کشورهای جهان، از این پس هیچکس و ‏هیچ ارگانی حق ندارد حتی یک ریال از اموال و سرمایه کشور را ‏به ‏کشورهای دیگر بذل و بخشش کند. در دنیا، وام‌دار هیچ کس و ‏هیچ کشوری نیستیم.‏
o اصل پنجم، عدالت و برابری: همه درآمدها و بودجه کشور باید بطور ‏عادلانه صرف تأمین رفاه و امنیت مردم ‏ایران شود. بجای مساوات روی موضوع ‏عدالت تاکید می‌کنم، زیرا معتقدم که بجای توزیع ‏مساوی امکانات بین ‏همه افراد، باید امکانات بطور عادلانه، یعنی به ‏هر کس به اندازه نیازش، بین افراد توزیع گردد. مسئول توزیع ‌‏عادلانه هم باید خود مردم باشند، بدین معنی که مردم با نصب‌العین ‏قرار دادن کرامت انسانی، امکانات را بین خود ‏توزیع نمایند. ‏برخلاف سال‌های پیش که عده‌ای خاص بر سر سفره‌ی انقلاب نشسته ‏بودند، از این پس همه‌ی ‏هموطنانم باید بر سر سفره امکانات بنشینند، ‏سفره‌ای که خودشان در گستردن آن نقش دارند.‏
o اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوه‌ی قضائیه یا دادگستری باید زیر ‏نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی ‏قاضی با سابقه و خوشنام ‏تشکیل می‌شود، اداره شود.‏
همه‌ی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شده‌اند و ‏اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران ‏خطاهای خود دارند، ‏مشمول عفو عمومی می‌شوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و ‏عنوان باعث ‏جنایت، قتل و غارت و حیف‌ومیل اموال عمومی شده‌اند، باید در دادگاه‌های ‏عادلانه محاکمه و مجازات شوند. ‏اموالی از کشور را که به ناحق تصرف ‏کرده‌اند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن خون بیگناهان و ‏اموال عمومی ‏باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.‏
بنظرم در قانون اساسی آینده، باید لغو مجازات اعدام مد نظر قرار ‏گیرد. زیرا معتقدم، جانی را خداوند به بنده‌اش ‏عطا کرده، هیچکس ‏حق ندارد آن را بگیرد...»
...
و بدین‌گونه بود که ایران در عرض چند سال توانست همردیف با کشورهای متمدن و پیشرفته به‌دنیای جدید گام بگذارد و ...

برگرفته از داستان «ذهن گویا» نوشته‌ی ایمان علیپور

به‌مناسبت یکصدمین سالگرد معجزه‌ی بزرگ قرن؛
کودتای سوم اسفند توسط رضاشاه کبیر برعلیه حکومت فاسد قاجاریه

http://namadmali.blogspot.com/2021/02/blog-post.html
‍ ‍ ‍«چرخش آمریکا در گوادِلوپ»

یادداشتی از : مهدی تدینی (تاریخ پژوه )

درست یک ماه پیش از پیروزی انقلاب ۵۷، به میزبانی رئیس‌جمهور فرانسه، ژیسکار دِستَن، کنفرانسی در جزایر گوادلوپ (در دریای کارائیب) برگزار شد که با نام «کنفرانس گوادلوپ» معروف است.

در بحث‌ها دربارۀ رخدادهای مهم منتهی به انقلاب، همواره از کنفرانس گوادلوپ هم نام می‌برند.

کسانی که عادت دارند بیرون از مرزهای ایران دنبال عوامل انقلاب بگردند، علاقۀ فراوانی دارند دربارۀ این کنفرانس و تأثیرگذاری آن را بزرگنمایی کنند.

کنفرانس گوادلوپ نمی‌توانست عامل یا مانعی سرنوشت‌ساز برای انقلاب ایران باشد، اما بحث‌های مطرح‌شده در آن می‌تواند دانسته‌های مفیدی در مورد موضع کشورهای غربی دربارۀ برداشتشان از اوضاع ایران به دست دهد.

مهم‌ترین نکتۀ کنفرانس گوادلوپ این بود که تغییر نظر آمریکا ــ یا بهتر است بگوییم کارتر ــ در مورد شاه و وقایع ایران را نشان می‌دهد.

ژیسکار دستَن، رئیس‌جمهور فرانسه و میزبان نشست، در کتاب خود، «قدرت و زندگی»، در این باره می‌نویسد:

«پرزیدنت جیمی کارتر در کمال غافلگیری ما اعلام کرد ایالات متحد تصمیم گرفته است دیگر از رژیم شاه حمایت نکند.

بدون پشتیبانی ایالات متحد، این رژیم ازدست‌رفته است.
من گزارش میشل پونیاتوفسکی را در یاد داشتم که به اطلاعم رسانده بود، شاه کاملاً توانایی عمل دارد، البته لبریز از اندوه، خسته و توهم‌زدوده است.

شاه مبنا را بر این نهاده بود که ایالات متحد همچنان از او حمایت خواهد کرد.
اما در عرض یک هفته جهت باد تغییر کرده بود.
جیمی کارتر ادامۀ روند [آتی ایران] را برای ما توضیح داد. [
گفت] ارتش قدرت را به دست خواهد گرفت و نظم را دوباره در کشور برقرار خواهد کرد.
[می‌گفت] رهبران ارتش همگی طرفدار غربند، بیش‌تر آن‌ها در آمریکا آموزش دیده‌اند.»

مسئلۀ اصلی در کنفرانس گوادلوپ همین نکته‌ای است که ژیسکار دستن نقل می‌کند. کم‌تر از یک ماه پیش از این، دستن فرستادۀ ویژه‌ای ــ همان پونیاتوفسکی که در نقل‌قول نامش آمد ــ به ایران می‌فرستد که با شاه دیدار می‌کند و در گزارش خود از بیماری و درماندگی شاه خبر می‌دهد. در واقع، کارتر با چرخش خود در گوادلوپ سران سه کشور غربی دیگر ــ ژیسکار دستن، جیمز کالاهان، هلموت اشمیت ــ را در عمل انجام‌شده قرار داد. البته بوی این چرخش آمریکا از مدت‌ها پیش‌تر می‌آمد.

ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در تهران، نهم نوامبر ۱۹۷۸ (۱۸ آبان ۵۷)، در تلگرافی به واشنگتن شرح داده بود می‌توان به چیزی که فکرش را نمی‌شود کرد فکر کرد.
منظور او این بود که می‌توان به این ایده فکر کرد که نوعی اتحاد میان نظامیان (ارتش) و روحانیان شکل بگیرد، طبعاً با رهبری سیاسی (یا معنوی) آیت‌الله خمینی.
دلیل این ایدۀ سالیوان، ترس دیرینه و اساسی آمریکا بود:
کمونیسم و اتحاد شوروی..

در آن سال‌ها، تنور جنگ سرد هنوز داغ بود و طبق معمول، چنانکه پیش‌تر داغِ آن دامان کره و ویتنام را گرفته بود، بعید نبود بی‌ثباتی در ایران پای شوروی را به این سوی مرزها باز کند.
از نظر سالیوان ارتش و روحانیون دو نیروی ضدکمونیست اصلی بودند.

بحث دربارۀ گوادلوپ بسیار است و بسنده می‌کنم به واپسین نکتۀ مغفول‌مانده.
چهار روز پس از کنفرانس، یعنی ۱۱ ژانویه (۲۱ دی ۵۷)، آناتولی دوبرینین، مردی که ۲۴ سال سفیر شوروی در واشنگتن بود، سفیر آلمان را به محل اقامت خود دعوت می‌کند و از نتایج کنفرانس گوادلوپ می‌پرسد.
او در مورد مسئلۀ ایران، به سفیر آلمان یادآوری می‌کند، طبق قرارداد دوستی میان ایران و شوروی که در ۱۹۲۱ (۱۳۰۰ شمسی) منعقد شده بود، شوروی اجازه داشت در صورت مداخلۀ نظامی قدرتی ثالث، وارد خاک ایران شود و دست به اقدام نظامی بزند (نقل از اسناد وزارت خارجۀ آلمان).
معنای این حرف سفیر شوروی روشن‌تر از آن است که نیاز به توضیح باشد.

در فصل ششم معاهدۀ دوستی ایران و شوروی آمده است:
«طرفین... موافقت کردند هر گاه ممالک ثالثی بخواهند به وسیله دخالت مسلحه سیاست غاصبانه را در خاک ایران مجری دارند یا خاک ایران را مرکز حملات نظامی بر ضد روسیه قرار دهند...
دولت شوروی حق خواهد داشت قشون خود را به خاک ایران وارد نماید تا اینکه برای دفاع از خود اقدام‌های لازم نظامی را به عمل آورد...»

#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
.

📣. تکمله 👇👇👇

💥 سال ۵۷ ٬ شورش یا انقلاب
و نقش شاه، غربی‌ها و کمونیست‌ها در ایجاد آن


👈 نگاهی گذرا به جریانات سیاسی سال ۵۷ و قبل از آن
👇👇
🆔 https://t.me/TanzeTalkh2/929

-_-

در دوران رویدادهای سال ۵۷، یکی از دغدغه‌های اصلی شاه، افتادن مملکت بدست کسانی بود که از آنها بعنوان مرتجعین، شامل روحانیون و کمونیست‌ها، نام می‌برد. این موضوع را بارها در سخنرانی‌هایش با عنوان اتحاد ارتجاع سرخ و سیاه ذکر کرده بود (بند ۱۲ و ۱۳ یادداشت فوق 👉🆔).

در مقابل اما، کشورهای غربی، تنها نگرانی‌شان کمونیسم بود که از آن بعنوان ابرقدرت شرق و رقیبی برای کشورهای خود، واهمه داشتند (هرچند کمونیسم سالها بود که از محتوای اصلی موردنظر بنیانگذارانش خالی شده و تنها نامی از آن بجا مانده بود؛ یادآور ابرقدرت شرق، چین و شوروی). کشورهای غربی، برخلاف نظر شاه، قدرت‌گیری روحانیون را در جهت منافع خود و در راستای مقابله با کمونیسم می‌دانستند (بند ۱۶ یادداشت فوق 👉🆔).

خالی کردن پشت شاه توسط کارتر در کنفرانس گوادلوپ، سران دیگر کشورهای غربی را شگفت‌زده کرد (یادداشتی از مهدی تدینی). 👇👇
🆔👉 https://t.me/TanzeTalkh2/1258


ملانِقی
اسفند ۱۳۹۹
‏سە روز از حمله آمریکا به سپاه در سوریه گذشته و تاکنون خامنەای، حسین سلامی، اسمعیل قآانی که از هر فرصتی برای رجزخوانی علیه آمریکا استفاده میکردند کماکان ساکتند

‏خامنەای چند روز پیشتر گفته بود دیگر به حرف آمریکا اعتماد ندارد فقط منتظر عمل امریکا است
‏البتە منظور خامنەای از عمل رفع تحریمها بود نە حملە

‏حالا ماندەاست با این «عملگرایی بدفهمانه» آمریکا چە کند


https://t.me/HemnSeyedi/3270
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴آخوند حيدرى اعتراف ميكند كه قرآن در حوزه هاى علميه بين ٢ تا ٥٪؜ مورد اعتماد و اعتبار قرار ميگيرد و بيشترين تكيه و آموزش بر روايات و احاديث است!

حیدری در ادامه اضافه ميكند كه تمامى احكام شرعى در قرنهاى بعدى ساخته شده اند و مخالفت و يا حتى حرف زدن در مورد آنها جزو خطوط قرمز ميباشد.
حيدرى در ادامه ميگويد آخوندها حتى افرادى مانند طباطبائى را تكفير ميكنند بخاطر اعتقاد به نظريات ابن عربى
🆔 @sedaiazadi
.

مشکل ما مسلمانان و بخصوص آخوندها، همین است که قرآن، کلام خدا، که بقول خودشان از هرگونه تحریفی مصون مانده، را ول کرده‌اند و رفته‌اند سراغ احادیث و روایاتی که تازه چندصد سال بعد از رحلت پیغمبر مکتوب شده‌اند؛ و در این چندصد سال هم که احادیث و روایات، سینه به سینه نقل شده‌اند؛ خدا می‌داند چه تغییراتی (چه سلیقه‌ای و چه به عمد و یا غیر عمد) در متن روایت داده شده است.!


تازه برای تفسیر و تأویل احادیث
و
شناخت جعلی بودن یا ضعیف و قوی بودن احادیث هم دکان جدیدی درست کرده‌اند بنام علم حدیث.

و از این نکته‌ی مهم و اساسی غافل شده‌اند که:

((بنا به اعتقاد مسلمانان، قرآن کتابی آسمانی است که برای هدایت بشر، بر پیغمبر نازل گردیده است. به این جهت منطقی است که آیات قرآن به‌قدری ساده باشد که برای عموم مردم، بدون نیاز به‌تفسیر، قابل فهم و درک باشد. در قرآن نیز حداقل شش‌بار به این موضوع اشاره شده است: «این قرآن را آسان کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده‌ای هست؟»)) .

https://t.me/KetaabKhane_Binesh/182
شاید. خیلی‌ها ندانند که چرا ۸ مارس روز جهانی زن است؟

هشتم مارس سال ۱۹۰۸ میلادی بعد از گذشت بیش از پنجاه سال، کارگران زن کارخانه‌ی نساجی کتان در شهر نیویورک به دلیل حقوق پایین و تبعیض نژادی دست به اعتصاب زدند،
صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان بخاطر جلوگیری از همبستگی کارگران بخش‌های دیگر با اعتصاب‌گران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر ،
این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت
و بعدا به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی ۱۲۹ تن از زنان کارگر در این آتش سوختند....

به همین دلیل روز هشتم مارس بطور سنتی بنام روز مبارزه زنان علیه
بی‌عدالتی و فشار علیه زنان در خاطره‌ها باقی ماند....

روز هشتم مارس صرفا متعلق به همسر و یا مادرانمان نیست...
بلکه به منظور مبارزه با بی عدالتی علیه جنس زن نامگذاری شده است.

#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxyFmzRqfJG52Q

-_-

روز جهانی زن در دنیا یادآور خاطره مبارزه زنان بخاطر کسب برابری جنسیتی است،
در حکومت اسلامی، اما، روز زن یادآور کودک‌همسری و اطاعت محض زنان از همسرانشان است؛ روز تولد فاطمه، دختر پیامبر، که در نه سالگی به عقد علی در آمد و در ۱۸ سالگی پس از زادن ۴ فرزند، از دنیا رخت بربست.

روز جهانی زن بر همه‌ی شیرزنان مبارز راه آزادی و برابری مبارک باد.


.
VID-20210308-WA0008.mp4
2.6 MB
دست آیت‌الله‌ها در جیب مردم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نفرسوم این مسابقه کاری که جمهوری اسلامی با ایران کرد را نشون میده.😃
رضاشاه ، محمدرضا شاه و جمهوری اسلامی
تحریم‌ها بیشتر به ضرر ملت ایران بود یا حکومت اسلامی؟!
_____


اصلاح‌طلب و اصولگرا هر دو طرفدار بقای نظام،
یکی کاسب تحریم و آن یکی، مخالف تحریم!

پس؛ تحریم برای حکومت علی‌السویه است!


ملت اما غیرمستقیم 👇 زیر فشار تحریم، کمر خم کرده؛ بدلیل سیری‌ناپذیری و جیب گشاد حکومت،
۱- صدور دارو، برق، گاز، میوه و موادغذایی و غیره در اوج کمبود آن‌ها در داخل کشور!
۲- اصرار بر انرژی هسته‌ای بدون هیچ توجیه منطقی؛
* پس از سونامی ژاپن، کشورهای غربی در پی تعطیل کردن تدریجی نیروگاه‌های اتمی هستند،
* کشورهایی همچون پاکستان و کره شمالی، با وجودِ داشتن سلاح اتمی، نه تنها جزو کشورهای قدرتمند جهان نیستند، بلکه .....


اگر اصرار بر انرژی هسته‌ای نبود، تحریم هم نبود!!


.
📝📝📝حکایت "ما" و آن‌ها

✍️هادی قابل

✅من در عجبم از اینکه عراق که یک کشور شیعی و مذهبی است، و حوزه علمیه بزرگ نجف اشرف با قدمت بیش از ۱۲۰۰ سال، وجود مراجع بزرگ، علما، طلاب و خطبا که اغلبشان سنتی هم هستند، چگونه در برابر پاپ عده‌ای زن و مرد عراقی دست در دست هم می‌رقصند!

✅هیچ واکنشی از حوزه نشان داده نمیشه؟!
درسها تعطیل نمیشه؟! کفن‌پوش راه نمی‌افته؟!راهپیمایی نمی‌کنند؟! علیه دولت بیانیه و شعار نمی‌دهند؟!

✅یعنی حوزه‌ها، مراجع، و روحانیون در عراق دین و ایمانشان ضعیفتر از مراجع، حوزه‌ها و روحانیون در ایران است؟!

✅یا اونطرف قرآن و احادیث و قواعد فقهی چیزی هست که مراجع و علمای عراق می‌دانند و به طلاب و مردم آموخته‌اند؟! و مراجع و علمای ایران یا می‌دانند و به مردم نگفته‌اند! یا نمی‌دانند؟!

✅راستی چرا تا کنون بین مراجع و حوزه‌های عراق، لبنان و ایران و سایر کشورها نشستهای هم‌اندیشی برگزار نشده و نمی‌شود؟! چرا در حوزه‌های شیعی کشورهای مختلف وحدت رویه وجود ندارد؟!

✅مگر همشان از منابعی یکسان کلامی، علمی، فکری، فقهی و اخلاقی بهره نمی‌گیرند؟!
از آرشیو دلنوشته ها:

✍ صفهای سیاسی

ما ایرانیها، صفهای سیاسی‌مون هم مثل صفهای عادی دیگه‌مونه. صف نون، صف شیر، صف تره بار و بقیه صفها. نه سرش معلومه نه ته‌اش. نه معلومه کی تو صفه، نه معلومه کی نیس. نه مشخصه کی جلوتر از کیه و کی پشت سر کی.

صفهای گروههای سیاسی‌مون هم مثل این صفهاست. الان از نظر تئوری دو صف مشخص سیاسی داریم که هر کدوم هدف مشخصی دارند ولی گروههای سیاسی ما مشخص نیست تو کدومیک از این صفها هستند. یه گروه بعضی وقتها حرکتی می‌کنه و بیانیه‌ای میده که آدم فکر میکنه تو صف دوم وایستاده ولی بعد از مدتی یه حرفی میزنه که آدم مطمئن میشه اون تو صف اوله.

هدف صف اول مشخصاً حفظ نظام حکومت اسلامیست، به هر قیمت و هزینه‌ای. اونهایی که معلومه مشخصا تو این صفند، از سیدعلی خامنه‌ای تا امثال میرحسین موسوی (البته قبل از حصر خانگی و قطع ارتباطش با رسانه ها) را در بر میگیره. افراد این صف به راهها و روشهای گوناگونی برای رسیدن به اهدافشان استفاده میکنن که آخرینش پروژه هاشمی درمانی و مظلوم نمایی هاشمی رفسنجانی است که قطعاً در این صفه.

هدف صف دوم هم مشخصاً براندازی حکومت اسلامی است. اما وقتی به گروههای مدعیِ بودن در این صف نگاه میکنیم میبینیم که بعضیهاشون طوری تو صف وایستادن که آدم فکر میکنه اون جزو نفرات صف اوله. حالا بگذریم که توهمین صف دوم کسایی واستادن که نگاهشون به جلوی صف اوله! کسایی که به دنبال براندازی حکومت اسلامیند ولی هدفشون ایجاد یه حکومت ایدئولوژیک مثل حکومت اسلامی فعلی است. مثلاً با تمام احترامی که برای مخالف خودم قائلم، ببینین بیش از 34 ساله که مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدینه! یعنی بیش از یک و نیم برابر رهبریه امام خامنه‌ای! یا بیش از سی ساله که خانم مریم رجوی به قول خودشون رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومته! یعنی چیزی بیشتر از ریاست جمهوری مبارک و قذافی و بن‌علی و سیدعلی و بشار و همه رئیس جمهورای برگزیده مادام‌العمر کشورهای دیکتاتور زده و به اصطلاح مردمی! حداقل تو روسیه اگه میخوان یک رئیس جمهورو مادام‌العمر کنن، دوره اش که تموم شد، اونو میکنن نخست وزیر و تموم اختیارات رئیس جمهور رو هم میدن بهش تا بعد از 4 سال دوباره اونو بکنن رئیس جمهور و همون آش و کاسه قبلی.

در آخر میگم: آی گروههای سیاسی! تورو به خدا، تو رو به هرکی که قبول دارید و براتون عزیزه، بیاین درست کردن صفهامونا با درست کردن صفهای سیاسی شروع کنیم. مواضعمونو واضح و شفاف کنیم.

فکر می‌کنم اگه صفها منظم بشه و معلوم بشه که هرکی تو کدوم صفه، بالاخره میشه با مذاکره و تعامل، صفهایی که هدفشون نزدیک به همه رو حداقل به طور تاکتیکی به هم متصل کرد و برای رسیدن به هدف تلاش کرد. مثلا حالا که کسایی پیدا شدن و یه منشوری رو تدوین کرده‌اند (که تدوین یک منشور همبستگی ملی آرزوی چندین و چند ساله من بوده) بیاین با هم بشینین و بندهای منشور رو با تعامل و گفتگو تعدیل کنین که بشه واقعا یه منشور همبستگی ملی که مورد توافق همه ملت باشه؛ چه اون دسته از مردمی که اصلا بدنبال براندازیند و چه اونایی که با اینکه با اصل جمهوری اسلامی موافقند، از عملکرد سران حکومت ناراضیند و به دنبال یک تغییرند.

پنجشنبه ۶ مهر ۱۳۹۱

http://namadmali.blogspot.jp/2012/09/blog-post.html
.

✍ ‏یک هفته پیش از روی کار آمدن بایدن، می‌گفتند که بایدن ظرف چند هفته به برجام بازمی‌گردد. رویایی که زود رنگ باخت.

آمریکایی‌ها حالا از توافق جدید می‌گویند و اینکه باج نمی‌دهند.

فردا که بلینکن و بایدن درباره ایران سخن گفتند؛ چشمان‌تان را ببندید، صدای پمپئو و ترامپ را می‌شنوید.

-_-

سگ زردِ سیاست، برادر شغاله؛

چه در ایران، چه در آمریکا!

.