طنز تلخ: پیامی از آینده
41 subscribers
512 photos
266 videos
18 files
864 links
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
Download Telegram
اطلاعیه مشترک شورای مدیریت گذار و شورای ملی تصمیم

با ادای احترام به همه رزمندگان انقلاب پرشکوه “زن، زندگی، آزادی” که این چنین قهرمانانه و فداکارانه در سراسر ایران با نظام جنایت پیشه جمهوری اسلامی نبرد می کنند؛
با گرامی داشت یاد عزیز جوانان و همه انسان هایی که در راه رهایی ایران و پاسداشت شأن و حرمت انسانی جان فدا کردند؛
و با الهام از پیام این خیزش سترگ انقلابی برای شتاب بخشیدن به تلاش ها در راستای همبستگی و یگانگی، موارد زیر را به آگاهی هم میهنان گرامی می رسانیم:
شورای ملی تصمیم و شورای مدیریت گذار نظر به مشابهت در شیوه سازمانگری و نیز آماج سیاسی مشترک، بر آن شدند تا گام هایی عملی و اجرایی در راستای گسترش همکاری ها، پیشبرد پروژه های سیاسی مشترک و نیز تعمیق مناسبات با چشم انداز یگانگی بردارند. آماج مشترک از جمله عبارتند از: حفظ حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی ایران، پذیرش دموکراسی پارلمانی مبتنی بر جدایی دین از دولت، پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های ضمیمه آن، باور قطعی به ضرورت گذر ازکلیت نظام اسلامی و تلاش برای رفع هر گونه تبعیض.
در گام نخست، شورای مدیریت گذار و شورای ملی تصمیم امور اجرایی و پروژه ها را در عرصه های جنبش زنان، مناسبات با نهادها و شخصیت های بین المللی و همچنین بخش های رسانه ای همآهنگ و برنامه ریزی خواهند کرد. کارگروه ها و کمیسیون های مربوطه در این راستا همفکری و تلاش خواهند نمود.
لازم به تاکید است همفکری و راهیابی برای پاسخگویی به نیازها و وظایف سیاسی و راهبردی که انقلاب جاری بر دوش ما می گذارد عرصه مهمی از مناسبات دو جانبه ما را تشکیل می دهد.



دبیرخانه شورای مدیریت گذار
هیئت مدیره شورای ملی تصمیم
۲۲ آذر ۱۴۰۱ ، 13 دسامبر   2022
🌺 ضرورت ائتلاف و همبستگی بین گروه‌های مختلف اپوزیسیون

اطلاعیه مشترک شورای مدیریت گذار و شورای ملی تصمیم؛ از این نظر حایز اهمیت است که در آن بر اصولی تاکید شده است که می‌تواند پایه و اساسی برای همبستگی بین سایر گروه‌های مخالف حکومت اسلامی باشد. این اصول:

۱- حفظ حاکمیت ملی و یکپارچگی سرزمینی ایران،
۲- پذیرش دموکراسی پارلمانی مبتنی بر جدایی دین از دولت،
۳- پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های ضمیمه آن،
۴- باور قطعی به ضرورت گذر ازکلیت نظام اسلامی و تلاش برای رفع هر گونه تبعیض؛


جزئی از منشور همبستگی ملی 👈 https://t.me/TanzeTalkh2/862، پیشنهادی ملانِقی است که سالها پیش، برای ایجاد همبستگی بین گروه‌های مخالف حکومت اسلامی، پیشنهاد کرده بود.

اینجا را هم ببینید 👇
https://t.me/TanzeTalkh2/1576

همینطور اینجا 👇
https://t.me/TanzeTalkh2/1570

-_-

بهرحال، امید است سایر گروه‌هایی که واقعا در فکر آزادی و آبادی ایران پس از براندازی حکومت اسلامی هستند و مطمئنا اصول ذکر شده در بالا، نمی‌تواند مورد قبول آنان نباشند؛ به این ائتلاف بپیوندند.

۲۴ آذر ۲۵۸۱
.
هشداری به گروه‌های مختلف سیاسی،
که فعلا به جااندازی حکومت مورد نظر خود،
پس از براندازی مشغولند.


در شرایطی که جمهوری جهل و جنون و فساد و جنایت؛ اختاپوس‌وار، جان و مال و ناموس ایران و ایرانی را گروگان گرفته و هر روز جوانانی از این مملکت را به طباخ‌خانه ضحاک می‌فرستد؛ سخن از جمهوری‌خواهی یا سلطنت‌طلبی، چه معنی می‌دهد؟ که از قدیم گفته‌اند اول چاه را بکن، بعد منار را بدزد!!

مردم هم در کف خیابان، فارغ از هرگونه گرایش سیاسی، بدنبال براندازی این حکومت هستند. در حالی که در میان آنان؛ عده‌ای سلطنت‌طلب، عده‌ای جمهوریخواه، عده‌ای کمونیست و سوسیالیست، عده‌ای طرفدار فدرالیسم و عده‌ای هم طرفدار سبک‌ها و گرایشات سیاسی دیگر هستند.
برای اینها نمی‌توان درصدی تعیین کرد، مگر اینکه پس از براندازی، در دوران گذار (یا بقول شاهزاده: پس از تشکیل دولت موقت)، و در یک فضای باز سیاسی (که الان وجود ندارد)، و در یک انتخابات کاملا آزاد درصد طرفداران هر نوع گرایش سیاسی را بتوان مشخص کرد.
بنابراین تنها در چنان فضایی است که تبلیغ و تبیین انواع گرایشات سیاسی معنا می‌دهد و باید انجام شود. مطمئنا در چنین فضایی ممکن است کسی که الان طرفدار کمونیسم است، به جرگه‌ی سلطنت‌طلبان بپیوندد و یا بالعکس.

همچنین است بحث رفراندوم، که دغدغه بسیاری از این گروه‌ها بوده است.

ادامه‌ی مطلب را در اینجا بخوانید 👇

https://t.me/TanzeTalkh2/1620


آذرماه ۲۵۸۱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاظم علمداری، نویسنده و جامعه‌شناس: بدون شکل گرفتن رهبری و تشکیلات، پیش به سوی پیروزی یک جنبش انقلابی بسیار بسیار بعید است
@iranintltv
🗃 از آرشیو دلنوشته‌ها

۴ آبان ۱۳۹۶

✍ قرآن دو جلدی (۱)

قرآن شامل دو جلدکاملاً مجزا از هم بوده که بطرز ناشیانه‌ای توسط عثمان درهم آمیخته شده*:

جلد اول: آیاتی که در مکه نازل! شده و شامل آیاتی برای هدایت اعراب بدوی به یکتاپرستی بوده است. در این جلد از قرآن صحبت از تساهل و تسامح است و هیچ اثری از خشونت، تَحَکّم، تبعیض و... در آن نیست؛

جلد دوم: آیاتی که در مدینه به محمد وحی! شده و می‌توان آن را #یاسای_محمدی برای اداره و گسترش دولت بدوی تازه تأسیس توسط محمد، نامید. شاید بتوان این مجموعه را بهترین قوانین برای اداره‌ی اعراب بدوی آن دوره و زمانه دانست.

‏✍ دو نوع اسلام

😔‏ این دو جلد قرآن (قرآن مکی و قرآن مدنی)، راهنما شدند برای ایجاد دو نوع اسلام ‏متفاوت و بعضاً متضاد با هم: اسلام هدایت‌گر و اسلام حکومت‌گر.‏

‏✅ اسلام هدایت‌گر ، در واقع یک دین است برای هدایت بشر به راه راست؛ و ‏قرآنش راهنمای بشر برای زندگی سعادتمندانه در این دنیا و به تبع آن رستگاری دنیوی ‏و اُخروی.
اسلام هدایت‌گر؛ مانند همه‌ی دین‌ها، اعتقاد و باور انسان‌ها را امری شخصی ‏می‌داند، وظیفه‌ی خود را تنها ابلاغ و نشان دادن راه درست به انسان‌ها می‌داند و از آن ‏فراتر نمی‌رود، انسان را در پذیرفتن و یا نپذیرفتن دین مخیّر می‌گرداند.
اسلام هدایت‌گر، مخصوص همان قوم و قبیله‌ای است که از آن نشأت ‏گرفته و از آن فراتر نمی‌رود.
بطور خلاصه اسلام رحمانی که بعضی‌ها مدعی آن ‏هستند، همین اسلام است.‏

‏❌ اسلام حکومت‌گر؛ اما، یک روش و منش سیاسی است برای به دست گرفتن ‏قدرت و حکومت کردن بر مردم، به هر روش و طریقی. هدف اسلام ‏حکومت‌گر، مسلمان کردن اجباری همه‌ی مردمِ تحت حکومتش است.‏
دایره نفوذ و سلطه‌ی این نوع اسلام، از خورد و خوراک و پوشش افراد گرفته تا ‏خصوصی‌ترین وجوه زندگی آن‌ها را در بر می‌گیرد. اسلام است که تعیین می‌کند، افراد ‏چه بخورند و چه نخورند، چه بپوشند و چه نپوشند، کی شاد باشند و کی غمگین، زن و ‏شوهر چه ساعاتی می‌توانند با هم همخوابه شوند و چه ساعاتی نباید! تعجب نکنید، ‏همه‌ی این‌ها را در قالب ثواب و گناه بر پیروان خود حُقنه و تحمیل می‌کند.‏
اسلام حکومت‌گر، مردم را به دو دسته‌ی مومن و کافر تقسیم می‌کند.
اسلام حکومت‌گر با وعده‌ی بهشت در آخرت، زندگی دنیوی پیروانش را جهنم ‏می‌کند.‏

پیامبر اسلام، که بنیانگذار اسلام هدایت‌گر در بیت‌الله الحرام بود در مدت ۱۳ سال ‏فعالیت و تبلیغ، نتوانست بجز اندکی از مردم را پیرو خود نماید. سران شهر و حتی ‏بزرگان قبیله او همچنان مخالف دینی بودند که او مدعی پیامبریش بود.‏

پیامبر با هجرت به مدینه، اسلام حکومت‌گر را بنیان گذاشت. با ترتیب دادن غزوات ‏و جنگ‌های متعدد، و با به دست آوردن غنایمی از این جنگ‌ها، توان مالی حکومتش را ‏افزایش داد. همچنین با بخشیدن بخش بزرگی از غنایم به غنیمت گیرنده، پیروان خود ‏و در نتیجه نیروی نظامی حکومت خود را افزایشی روزافزون داد؛ تا جایی که در آخرین ‏سال حکومتش در مدینه، موفق به فتح مکه و مسلمان کردن اجباری بزرگان مکه شد. ‏

پس از فوت پیامبر، جانشینانش شیوه و روش حکومت‌گری او را ادامه داده و با ‏لشگرکشی به کشورهای همسایه و مسلمان کردن اجباری مردم، این نوع اسلام را ‏گسترش دادند.‏

پس از اینکه اسلام‌گستری خلفای اسلامی با مقاومت کشورهای غیرمسلمان، ‏متوقف شد؛ خلفا و حاکمان اسلامی به فکر تلفیق اسلام هدایت‌گر با اسلام حکومت‌گر ‏افتادند و اسلامی را پایه گذاشتند که اسلام هدایت‌گر را با اجبار و تبلیغ تنها به مردم ‏تحت حکومت خود حُقنه و تحمیل می‌کند.‏
نمونه‌ی بارز این نوع حکومت در دنیای امروز، حکومت آل سعود در عربستان است. ‏این حکومت، در کنار تحمیل اسلام به مردم، سعی می‌کند تا حد امکان، رفاه نسبی و ‏یک زندگی حداقلی را نیز برای مردم خود فراهم کند.‏

-----

* پ.ن. شایان ذکر است که تا زمان حکومت عثمان قرآن عبارت بود از نوشته‌هایی بر روی پوست حیوانات یا استخوان کتف شتر که بصورت پراکنده نزد اشخاص مختلف (بقول مسلمانان: کاتبان وحی) نگهداری می‌شده است. در میان این نوشته‌ها، بعضاً آیات تکراری و حتی متفاوت با یکدیگر هم وجود داشته است. عثمان هیئتی را برای گردآوری این نوشته‌ها و تدوین قرآنی یگانه تشکیل می‌دهد که قران کنونی موجود نزد مسلمانان، حاصل کار این هیئت است. در این قرآن سوره‌ها نه به‌ترتیب نزول آیات، بلکه به‌ترتیب بلندی طول سوره‌ها! منظم شده است.

ادامه 👇👇
👆👆👆

✍ قرآن دوجلدی (۲)

تا پیش از انقلاب و شورش ۵۷، «جلد اول قرآن» مورد استناد اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان جهان بود؛ بجز اقلیت کوچکی که در بعضی از کشورها به گروه‌های تندرو و تجزیه‌طلب معروف بودند و استنادشان به «جلد دوم قرآن» بود. این گروه‌ها در بین مردم و دولت‌ها جایی نداشتند و بیشتر جیره‌خوار شوروی بودند (مانند سازمان مجاهدین خلق در ایران و گروه‌های انقلابی در الجزایر و...).
اما کمی قبل از انقلاب، این گروه‌ها کم‌کم رشد کردند که یکی از عوامل رشد این گروه‌ها، بخصوص در افغانستان سرنگونی ظاهرشاه در افغانستان در اثر کودتای کمونیستی در آن کشور و سپس دو «کودتا در کودتا»ی دیگر بود. کودتاهای پیاپی در افغانستان باعث رشد گروه‌های جهادی برای مقابله با کودتاگران شد.
در ایران هم خمینی و یارانش که استنادشان «جلد دوم قرآن» بود و از سال ۴۱ (بعد از انقلاب سفید شاه و متعاقب آن سرکوبی قیام ۱۵ خرداد) در پستوها خزیده بودند؛ با بروز اتفاقات جدید در منطقه از یک طرف و عزم غرب برای جلوگیری از اقدامات «استقلال‌طلبانه شاه به‌کمک ابزار نفت» از طرف دیگر؛ جانی تازه گرفته و توانستند اکثریت مردم و حتی بسیاری از روشنفکران مخالف شاه را با شعارهای عوامفریبانه علیه شاه بسیج کنند.
پس از انقلاب، کمک حاکمان ایران به اقلیت‌های مسلمان تندرو در سراسر دنیا، باعث رشد این گروه‌ها و پیدایش گروه‌های تروریستی‌ای همچون طالبان، القاعده، بوکوحرام، حزب‌الله، داعش و ... گردید که تماماً استنادشان به «جلد دوم قرآن» بوده و هست.

—---
ویرایش سی آذر ۲۵۸۱

👈👈 قسمت سوم 👉👉
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جبهه‌ای به نام «هفت آبان» از برگزاری یک نشست با حضور احزاب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و با هدف ایجاد هم‌گرایی بین آنها برای آزادی ایران در محل پارلمان اروپا برگزار خواهد کرد

گفت‌وگوی مصدق پارسا خبرنگار ایران اینترنشنال با سعید بشیرتاش از اعضای ارشد گروه هفت‌ آبان


@iranintltv
👆👆👆

قرآن دوجلدی (۳)

امروزه، کسی که می‌خواهد مسلمان باشد؛ بیشتر از دو راه در پیش رو ندارد:

۱- جلد اول قرآن را بعنوان کتاب آسمانی برگزیند، به خدای یگانه و پیامبری محمد و معاد باور داشته باشد، دین را امری شخصی بداند و تمام تلاش خود را به کار بندد تا بتواند ضمن گذران یک زندگی شرافتمندانه، با انجام عبادات و اعمال نیکوکارانه، در روز قیامت هم در پیشگاه خداوند سرفراز باشد.
در جلد اول قرآن، نه‌تنها احکامی از قبیل خمس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر وجود ندارد، بلکه خداوند هم به پیامبر توصیه می‌کند: کار تو ابلاغ دین است و چنانچه کسی آن را نپذیرفت، او را به من واگذار.

۲- با برگزیدن جلد دوم قرآن؛ به گروه‌هایی چون القاعده، طالبان، داعش و ... بپیوندد و برای برقراری حکومت اسلامی مطابق آن قرآن، و گسترش اسلام به سراسر دنیا تلاش نماید. بدین ترتیب حتی اگر در این دنیا هم به اهدافش نرسید، در آن دنیا به بهشت موعود رفته و از زندگی (بخوانید مردگی) سراسر خوشی و لذت، برخوردار خواهد شد.
البته حساب جمهوری اسلامی (جاعش)، از حساب گروه‌های فوق‌الذکر جداست! جاعش با تلفیق اصول ماکیاولیسم با جلد دوم قرآن، نظام جدیدی بنیان گذاشته که بطور کلی با اسلام متفاوت است. به همین جهت است که گاهی اوقات، طالبان، القاعده و داعش نیز از بعضی از کارهای جاعش انتقاد می‌کنند و جاعش نیز با آنان بر سر جنگ و ستیز است.

-_-

در این میان؛ اگر کسی بخواهد تمامی قرآن را ملاک عمل خود قرار دهد با تناقضات زیادی مواجه خواهد شد. تناقضاتی همچون:

🔹 آیه‌ی «لکم دینکم و لی‌الدین» در مقابل آیه‌ی «و قاتلوهم ائمة‌الکفر»،

🔹 خداوند رحمان و رحیم ، (بخشنده و مهربان) و دانا در مقابل خداوند جبار، منتقم و حیله‌گر و فریبکار (خیر الماکرین).

🔹 خداوندی که به بشر اختیار انتخاب داده؛ کافران را مجازات می‌کند و به مومنان پاداش می‌دهد در مقابل خداوندی که هر که را بخواهد هدایت می‌کند و هرکه را بخواهد گمراه می‌کند، به هرکه بخواهد عزت می‌دهد و هر که را بخواهد ذلیل می‌کند.

ملانِقی
بهمن‌ماه ۲۵۸۱
طنز تلخ: پیامی از آینده
👆👆👆 قرآن دوجلدی (۳) امروزه، کسی که می‌خواهد مسلمان باشد؛ بیشتر از دو راه در پیش رو ندارد: ۱- جلد اول قرآن را بعنوان کتاب آسمانی برگزیند، به خدای یگانه و پیامبری محمد و معاد باور داشته باشد، دین را امری شخصی بداند و تمام تلاش خود را به کار بندد تا بتواند…
.


🔺‌طعنه طالبان به جمهوری اسلامی درباره حقوق زنان: ابتدا شما به خواهران معترض خود قناعت دهید

▪️طالبان و جمهوری اسلامی بر سر حقوق زنان در دو کشور افعانستان و ایران جنگ لفظی دارند. در تازه‌ترین واکنش، طالبان به وزارت خارجه ایران واکنش نشان داد و نوشت «بهتر است ابتدا خواهران معترض و ناراضی خود را قناعت دهند.»

⬇️ بیشتر بخوانید:
https://ir.voanews.com/a/6891472.html?nocache=1
✍ تذکری برای اصلاح یک اشتباه


یکی از شعارهای مردم،

خامنه‌ای ضحاک، می‌کشیمت زیر خاک

است.
بجای آن باید گفت:

خامنه‌ای ضحاک، می‌کنیمت زیر خاک

اولی حکایت از این دارد که ما زیر خاک هستیم و جلاد را هم زیر خاک می‌کشیم☺

در حالی که باید فریاد زد؛

ما در حالی که روی خاک هستیم، ضحاک و جلاد را به زیر خاک می‌کنیم 😊


آنقدر فوروارد کنید تا این شعار به شکل درستش تغییر کند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کریم سجادپور این روزها با تمام شخصیت‌های سرشناس اپوزیسیون از نزدیک در تماس است؛ نظر او درباره‌ی «شورای ائتلاف» را بشنوید.
حرف آخر با پوریا زراعتی
#مهسا_امینی

@iranintltv
.

🌺🌸🌺🌸🌺

در آستانه سال نوی میلادی،

یک سورپرایز عالی برای ملت ایران،

و

یک هماهنگی بی‌نظیر بین مخالفان حکومت اسلامی در خارج از کشور؛

👏👏👏👏👏


خار چشم کسانی که با عناوین مختلف به نفرت‌پراکنی🤮 بر علیه آنها مشغولند.

-_-

آغاز سال ۲۰۲۳، طلیعه‌ی پیروزی انقلاب مردم ایران، بر همه‌ی ایرانیان خجسته باد

🌸🌺🌸🌺🌸
📚 آرشیو طنز تلخ


😂 می‌خواهیم سرش رو بگیریم، تهش در میره!

☸ می‌خواهیم انرژی هسته‌ای تولید کنیم، تحریم می‌شویم و نفت و گازمان را نمی‌خرند.

☸ می‌خواهیم نفت و گاز و برق‌مان را یواشکی به کشورهای دوست بفروشیم، می‌فروشیم ولی اونها پولش را نمی‌دهند.

☸ می‌خواهیم گاز صادر کنیم، نیروگاه‌هایمان بدون گاز می‌مانند.

☸ می‌خواهیم مازوت‌مان را صادر کنیم، نه تنها کسی آن را نمی‌خرد، بلکه مجانی هم نمی‌برند و انبارهایمان پر می‌شود.

☸ می‌خواهیم در نیروگاه‌هایمان مازوت مصرف کنیم، آلودگی هوا از مرز هشدار (قرمز) هم رد می‌شود و به وضعیت بنفش (با روباه بنفش اشتباه نشود) می‌رسد.

☸ می‌خواهیم اسراییل در ۲۵ سال آینده از بین برود، می‌بینیم که اونها در واکسیناسیون کرونا برای مردمش در دنیا مقام اول را بدست می‌آورد؛ و اتفاقا از همان واکسنی استفاده می‌کند که ما آن را زیانبار اعلام کرده و برای مردم خودمان حرام کرده‌ایم. از این می‌ترسیم که به جای اسراییل، تشیع ۲۵ سال آینده را نبیند.

☸ می‌خواهیم با حذف غربالگریِ دوران بارداری، مانع از سقط «جنین‌های مشکل‌دار» شویم تا جمعیت شیعه زیادتر شود، می‌ترسیم جمعیت شیعیان آینده مونگول‌تر از شیعیان کنونی شوند.


☸ می‌خواهیم یواشکی نرمش قهرمانانه کرده و با آمریکا مذاکره کنیم، اسراییل گندِ قضیه‌مان در می‌آورد و مجبور می‌شویم ممولی خودمان، (ظریف) را گوشمالی دهیم.

☸ می‌خواهیم با کمک ارباب پوتین و از طریق سوریه به اسراییل فشار بیاوریم، ناگهان ارباب هم پشت‌مان را خالی می‌کند.

☸ می‌خواهیم .....

بخش‌های از درد  دل‌های شبانه رهبر عظما با خجسته خانم.

دیماه ۱۳۹۹

رهبر عظما بداند که:

«مملکت‌داری مانند سواری گرفتن از اسبِ سرکش است؛

سواری گرفتن از الاغ رام را همگان دانند
»
🔵 خبری که محمد مخبر، معاون اول رییس‌جمهور  در خصوص «ثابت نگه‌داشتن قیمت کالاهای اساسی برای دو سال» اعلام کرد، دست‌مایه‌ی ریشخند طنازان ساحت سیاست شد.

سلمان کدیور نوشت: دولت در عمل سیاستی رو اتخاذ کرد که مدتها بر علیه‌اش کار و تبلیغ کرده بود.
بیچاره این ملت که شکم‌شان همواره زیر تیغ جراحی‌های بی‌حاصل این حضرات پاره شده است.

صادق‌الحسینی نیز به ماجرای شرط‌بندی دو نفر بر روی مرگ یا زندگی کاراکتر قهرمان فیلمی اشاره کرد که نتیجه کارشان را در توییت همرسان‌شده بالا خواهید دید!

به نظر می‌آید سیر تحولات در حوزه ایران چنان است که، اولاً جامعه‌شناسان را بیکار کرده و در حوزه اقتصادی نیز دیگه مدتهاست سیاستگذاری در اقتصاد ایران رو نمیشه با تئوری و توضیح علمی تبیین کرد.

فقط با طنز تلخ میشه وخامت شرایط رو بازگو کرد.


https://t.me/mahdavifar2021/51403
👨‍🎓 مشاور رهبر - ۱ ☮

مدت زیادی است که در شبکه‌های اجتماعی با نام مستعار ایمان علیپور، فعالیت می‌کنم. شبکه‌هایی مانند فیسبوک، تلگرام، توییتر و... که در ایران فیلتر هستند و کار کردن با آنها، بدون فیلترشکن امکانپذیر نیست. قبل از آن هم چند سایت و وبلاگ اینترنتی را اداره می‌کردم.
از همان ابتدا، سعی می‌کردم نکات ایمنی و امنیتی را تا حد امکان رعایت کنم. هرچند در این شبکه‌ها پیروان (فالوورهای) آنچنانی نداشتم، اما همین پیروان اندک، با بازنشر کردن مطالبم، آنها را در سطح نسبتاً گسترده‌ای منتشر می‌کردند.
بنا به ضرورت کاری، به شهرهای مختلف ایران سفر می‌کنم، با اتومبیل خودم. به تنهائی مسافرت کرده و به همان دلایل امنیتی که گفتم، قوانین رانندگی را بطور کامل رعایت می‌کنم تا به فرمان ایست پلیس راه گرفتار نشوم.
ماجرا از آنجا شروع شد که؛ درحال رانندگی در اتوبان قم به سمت قم بودم که بدون دلیل با فرمان ایست پلیس مواجه شدم. از آنجا که مرتکب هیچ تخلفی نشده بودم، به آن توجهی نکرده و به راه خود ادامه دادم. چون حدس زدم ماموران امنیتی دنبالم هستند، به اولین پل زیرگذر که رسیدم، از اتوبان خارج شده و به زیر پل رفتم. با امکاناتی که برای چنین روزهایی پیش‌بینی کرده بودم، به سرعت رنگ ماشین و پلاک آن را عوض کرده و از همانجا دور زده و به سمت تهران حرکت کردم.
در نزدیکی عوارضی تهران، ترافیک شدید نشان از ایست و بازرسی اتومبیل‌ها داشت.
مطمئن شدم که ماموران بدنبال منند. همانجا کنار اتوبان ماشین را پارک کرده، پیاده شده و کاغذ نوشته‌ای جلوی شیشه گذاشتم که «ماشین خراب شده، بدنبال مکانیک رفته‌ام». پس از قفل کردن ماشین، پیاده به راه افتادم.
به همسرم زنگ زدم و گفتم ماشین فلان جاست، با بچه‌ها بروید ببریدش.
بعد از گذشتن از عوارضی، برای رد گم کردن، به سمت مرقد خمینی حرکت کرده و پس از ورود به محوطه، برگشته و به سمت اتوبان ادامه مسیر دادم.
کنار اتوبان یک تاکسی ایستاده بود. پرسیدم مسافر می‌بری؟ گفت کجا میخوای بری! گفتم تا فلان جا. به عمد، جایی را گفتم که حدود دو کیلومتر با خانه‌ام فاصله داشت. فکر کردم آن مسیر را پیاده یا با تاکسی دیگری بروم. گفت کرایه‌اش ۳۵ تومن میشه. گفتم مساله‌ای نیست و در صندلی عقب نشستم و کمربندم را بستم.
در طول مسیر، راننده، که کامل مردی بود با ته‌ریش چند روزه، شروع کرد به غر غر کردن و از گرانی‌ها نالیدن. گفت تو این خراب شده یکی نیست جلوی گرانی‌ها رو بگیره و قیمت‌ها رو کنترل کنه؟ دلمون خوش بود رئیسی میاد و اوضاع بهتر میشه، که اونم توزرد از آب در اومد. از من پرسید، شما چی فکر می‌کنی؟ تو این اوضاع و احوال بلبشو چیکار باید کرد؟
گفتم: مشکل اینه که قیمت‌ها دست هیچکس نیست که بتونه اونو کنترل کنه. نه ربطی به رئیسی و روحانی داره و نه حتی به رهبر.! تورم یه معضل اقتصادیه که رابطه‌ای با تولید ناخالص ملی داره. هرچه تولید بیشتر باشه، تورم کمتر میشه. سران مملکت هم اگر می‌خواهند تورم را کنترل کنند، باید تولید را بالا ببرند. تولید اصلی کشور هم که نفته! که البته اینها می‌خواهند که تولید را بالا ببرند، ولی چون در اثر تحریمها، نفتمون خریداری نداره؛ تولید بیشتر هم بیفایده‌‌ست! وقتی تولید پایینه، درآمد دلاری هم کمه. وقتی دلار کمه، قیمتش هی میره بالا و ارزش پول ملی هم میاد پایین؛ و نتیجه‌ی همه‌ی اینها میشه تورم روز افزون.
و اما؛ خودِ تحریم‌ها هم که در اثر پافشاری سران کشور، بر دستیابی به انرژی هسته‌ایه.! یعنی سران مملکت به عمد یا ندانسته دست گذاشته‌اند روی چیزی که نه تنها گره‌ای از مشکلات کشور باز نمی‌کنه، که باعث افزایش مشکلات اقتصادی و فقر و بیچارگی مردم شده است.
اینا رو که گفتم، راننده کمی به فکر فرو رفت و انگار حرف‌های منو قبول کرد. بعد صحبت‌ها بیشتر درباره‌ی تحریم‌ها و برجام و موضوعات مرتبط با آن بود.
حین صحبت‌ها، حواسم به پشت‌سر تاکسی هم بود که مبادا کسی ما را تعقیب کند.
به مقصد که رسیدیم، کرایه را دادم و خواستم کمربند را باز کنم و پیاده بشم که دیدم کمربند قفل شده و باز نمی‌شود. به راننده گفتم چرا کمربند باز نمیشه. راننده پس از کلی معذرت خواهی گفت که ظاهراً این کمربند کمی مشکل داره، یه بار دیگه هم اینطور شده بود. جای نگرانی نیست. اون دفعه هم بردم پیش یکی از رفقا، بازش کرد.
سعی کردم کمربند را از بالا کمی شل کرده و خودم را از بین آن آزاد کنم که فایده‌ای نداشت.! خلاصی کمربند کمتر از آن بود که بشود از زیر آن بیرون آمد...

آذر ۱۴۰۰

ادامه دارد...
👨‍🎓 مشاور رهبر - ۲ ☮

...........

راننده باز هم عذرخواهی کرد و اجازه خواست که برای باز کردن قفل، پیش آن رفیقش برویم و گفت زیاد طول نمی‌کشد.
من هم از سر ناچاری رضایت دادم. هرچند به این جریان کمی مشکوک شده بودم، اما ادب راننده، کمی آرامم می‌کرد.
راننده در بزرگراه رسالت به سمت غرب می‌راند. مقدار زیادی از مقصد خود دور شده بودیم و دیگر شستم خبردار شد که در چنگ ماموران امنیتی هستم. در این فاصله، مخفیانه همه‌ی اطلاعات محرمانه را از گوشی همراه خود پاک کردم؛ ضمن آنکه به راننده غر میزدم که چرا تعمیرگاه نزدیک‌تری را انتخاب نکرده است.
بعد از چند دقیقه نرسیده به متروی مصلی، راننده برای ورود به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به سمت راست پیچید.
موقع ورود عبارتی را به نگهبانی گفت که مطمئنا اسم رمز ورود بود.
به راننده گفتم: این بود تعمیرگاه رفیقت که میگفتی؟ با شرمندگی گفت: می‌بخشید که مامورم و معذور، ولی مطمئن باشید که هیچ مشکلی برای شما پیش نمیاد. گفتم اولا می‌دونی من کی‌ام و منو کجا می‌خواهی ببری، ثانیا این کلمه‌ی مامورم هم از اون کلمات تهوع‌آور است. این مامور بودن، یعنی مزدور بودن؛ آخه آدم توانایی مثل تو، چرا باید مزدور کسی باشه؟
گفت: مطابق نشانی‌هایی که به من دادند، شما ایمان علیپور هستی، ماموریت من هم بدون آزار و اذیت شما و تحویل‌تان به یک شخصیت مهم، به پایان خواهد رسید.
پس از عبور از چند خیابان، جلوی در بسته‌ای متوقف شد. پس از چند لحظه در باز شد و ما وارد محوطه‌ای پارکینگ مانند شدیم. در، پشت سر ما بسته شد و راننده به سمت طبقه‌ی پایین حرکت کرد. تا اینجا جهات جغرافیایی را در نظر داشتم و می‌دانستم به کدام جهت حرکت می‌کنیم. وقتی که داخل فضای سرپوشیده شدیم هم سعی کردم جهت را حفظ کنم و در نظر داشته باشم.
در ادامه‌ی صحبت‌هاش گفت: آخه زندگی خیلی سخت شده. آدم بخاطر یه لقمه نون باید سرشو پیش هر کس و ناکسی خم کنه.
همانطور که بطرف پایین می‌رفتیم، دیدم که داریم وارد تونلی می‌شیم و به سمت جنوب می‌رویم.
در جواب گفتم: سختی زندگی یه بهانه و توجیه است برای بسیاری از مردم ما که دست به هرکاری، حتی کارهای خلاف و دون شأن انسانیت، بزنند. کسی که عزت نفس داشته باشد، ولو اینکه هیچ کار و حرفه‌ای بلد نباشد و هیچ درآمدی نداشته باشد؛ حتی اگر از گرسنگی بمیرد، تن به کارهای رذیلانه نمی‌دهد.
تو باید خدا را شاکر باشی که ماشینی برای امرار معاش داری، رانندگی می‌کنی و می‌توانی لقمه‌ای نان در بیاوری؛ حیف نیست که بقول خودت، جلوی هر کس و ناکسی سرخم کنی و مزدور این و آن باشی.
من حرف می‌زدم و کلفت بارش میکردم و او ساکت گوش می‌کرد.
یکبار در میان حرفهام گفت شما مهمان عزیزی هستی و من خود را در مقامی نمی‌بینم که جواب دهم.
همینطور حدود ۱۵ دقیقه در تونل رفتیم تا به یک خروجی سربالایی رسیدیم، در حالی که تونل ادامه داشت.
راننده به سمت راست پیچید و پس از گذشتن از سربالایی، به پشت دری رسید که کمی قبل باز شده بود. پس از بیرون رفتن از تونل وارد محوطه سرسبز و پر درختی شدیم و پس از چند لحظه ماشین جلوی ساختمانی توقف کرد.
راننده پیاده شد و با ادب و احترام درب سمت مرا باز کرده و گفت بفرمایید، تشریف بیاورید. کمربندی را که ساعتی پیش قفل شده به راحتی باز کرده و پیاده شدم. او مرا به طرف ساختمان هدایت کرد.
داخل ساختمان بسیار مجلل و اشرافی بود. به مبلی اشاره کرد و به من گفت بفرمایید بنشینید تا میزبان‌تان بیایند.
چند لحظه بعد، مردی خوش‌تیپ و میانسال وارد شده و با خوشرویی گفت: خیلی خوش اومدین آقای علیپور. من نوذر هستم. امیدوارم که در طول مسیر اذیت نشده باشید.
ضمن اینکه از این برخوردها بسیار متعجب شده بودم، با خود فکر می‌کردم؛ اینها یقیناً مامور امنیتی نیستند، که در این صورت، رفتارشان باید غیر از این می‌بود.
نوذر ادامه داد: ما هویت کامل شما را می‌دانیم ولیکن اجازه دهید شما را با همان اسم و فامیلی مستعار بنامیم.
با تحکم پرسیدم: اینجا کجاست؟ مرا برای چه به اینجا آورده‌اید؟ از جان من چه می‌خواهید؟

آذر ۱۴۰۰

ادامه دارد.....
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امکان ایجاد شورای همبستگی و هماهنگی اپوزیسیون جمهوری اسلامی و راه‌های رسیدن به آن در گفت‌وگو با عمار ملکی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تیلبرگ
@iranintltv