This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢 بازدید نخست وزیر کانادا از مترو! خوب دقت کنید به پرستیژ نخست وزیر و همچنین نحوهی برخورد با عموم مردم و بعد یه مقایسه بکنید با برخورد کارمند دون پایه یه اداره در ایران، تا معناى كار و رضايت مردم متمدن را ببينيد!
—---—
به کانال 👈 طنز تلخ 👉 از ملانِقی بپیوندید
—---—
به کانال 👈 طنز تلخ 👉 از ملانِقی بپیوندید
از آرشیو طنز تلخ
نوشته شده در ۲اسفند ۱۳۹۵
تفرقه بینداز و حکومت کن
در اوایل به قدرت رسیدن خمینی در ایران، مارگارت تاچر نخست وزیر انگلیس بود. در آن زمان بعضی به شوخی میگفتند: خمینی وقتی میخواهد اسم نخست وزیر انگلیس را بیاورد زبانش نمیچرخد و میگوید مایگریتتیچر که به انگلیسی میشود معلم بزرگ من.
اکنون بعد از سیوچند سال میبینیم که شاگردانِ آن شاگرد، به خوبی سیاستهای استاد و معلم بزرگ را برای حکومتداری اجرا میکنند: تفرقه بینداز و حکومت کن.
اول از همه که این سیاست را در مورد مخالفان حکومت اسلامی در سراسر دنیا به کار بستهاند. سالیان سال است که مبارزه مخالفان حکومت جمهوری اسلامی، چه در خارج و چه در داخل کشور، به هیچ نتیجهای نرسیده و نمیرسد. هرگاه که فرد یا گروهی پیدا میشود و سعی میکند مخالفان حکومت را با هم متحد کند، در داخلِ گروههای مخالف، یکی از اعضا که قطعا عامل حکومت است به بهانهی واهی از متحد شدن با دیگران سرباز میزند.
حالا هم نوبت به مخالفان حکومت سوریه رسیده است که طی ماهها مبارزه و دادن کشتههای فراوان، مخالفان این حکومت به هیچ طریقی نمیتوانند با هم متحد شوند؛ چون پای حکومت اسلامی ایران در میان است.
این یادداشت در 14/8/1391 نوشته شده......
http://namadmali.blogspot.jp/2012/11/blog-post.html
تفرقه بینداز و حکومت کن
امروزه هم به لطف همین سیاست، سربازان سایبری امام زمان فعال شده و خیلی راحت در فضای مجازی این تفرقه را حاکم کردهاند. گاهی پستهایی به طرفداری از احمدی نژاد، رئیسجمهور مشنگ (منتخب شورای نگهبان) و بر علیه روحانی میگذارند؛ زمانی هم طرفدار روحانی میشوند!
اخیراً هم بند کردهاند به میرحسین موسوی! به بخشی از متن منتشرشده در فضای مجازی توجه کنید:
»«نگاهی به کتاب میر حسین موسوی که متاسفانه به دلیل عدم اگاهی کافی برای برخی ها بُتی بزرگ هست
میر حسین موسوی گفته میخواهند استخوان های پوسیده (کوروش...) بیرون آورند و گذشته را مقدس کنند و ارزشهای نظام پیشین بر آن اساس ارزشمند قلمداد میشد و برای فائق شدن بر این فاجعه ملی ( احیای فرهنگ ایرانی برای موسوی یک فاجعه ملی قلمداد میشود) شهید مطهری ها مفتح ها بهشتی قربانی داده ایم !!!!...»«
من بههیچوجه قصد تطهیر میرحسین را ندارم، زیرا چون خودم آخوند هستم، میدانم که این مملکت هرچه کشیده از دست این آخوندها و آخوندصفتان بوده؛ اما:
گیریم که این حرفها مال میرحسین باشه! اولاً اینا مال گذشته است، مگه دیدگاههای آدم قابل تغییر نیست؟ ثانیاً با این نظرات، چرا این بیچاره را بیش از 2000 روز است در حصر نگهداشتهاند؟ و...
از همه اینها گذشته در سوم اسفند 1389، آقای میرحسین موسوی در هماهنگی با کروبی، ویراست دوم منشور جنبش سبز را منتشر کرده است.با نگاهی به این منشور، متوجه نظرات کاملاً متفاوتی با آنچه اخیراً در فضای مجازی منتشر شده است؛ میشویم. این منشور را حداقل برای یکبار بخوانید و به مفاد آن توجه کنید. پس از مطالعه این منشور، شما هم متعجب خواهید شد که چه مطلب غیرقانونی و یا مشوشکننده اذهان عمومی در آن وجود دارد که تهیهکنندگانش بهجرم آن بیش از 2000 روز است در حصر خانگی بسر میبرند؟ کدامیک از این خواستهها برخلاف خواستههای مندرج در قانون اساسی است؟ آیا در حال حاضر احدی از کسانی که دم از اصلاحطلبی میزنند، کسانی امثال هاشمی و روحانی و ...، حاضرند تنها چند بند از این منشور را اجرا کنند؟ و یا کاندیدای اصلاحطلبان قول اجرای آن را در انتخابات آینده بدهند؟
—------------
به کانال 👈 طنز تلخ 👉 از ملانِقی بپیوندید
بپیوندید
نوشته شده در ۲اسفند ۱۳۹۵
تفرقه بینداز و حکومت کن
در اوایل به قدرت رسیدن خمینی در ایران، مارگارت تاچر نخست وزیر انگلیس بود. در آن زمان بعضی به شوخی میگفتند: خمینی وقتی میخواهد اسم نخست وزیر انگلیس را بیاورد زبانش نمیچرخد و میگوید مایگریتتیچر که به انگلیسی میشود معلم بزرگ من.
اکنون بعد از سیوچند سال میبینیم که شاگردانِ آن شاگرد، به خوبی سیاستهای استاد و معلم بزرگ را برای حکومتداری اجرا میکنند: تفرقه بینداز و حکومت کن.
اول از همه که این سیاست را در مورد مخالفان حکومت اسلامی در سراسر دنیا به کار بستهاند. سالیان سال است که مبارزه مخالفان حکومت جمهوری اسلامی، چه در خارج و چه در داخل کشور، به هیچ نتیجهای نرسیده و نمیرسد. هرگاه که فرد یا گروهی پیدا میشود و سعی میکند مخالفان حکومت را با هم متحد کند، در داخلِ گروههای مخالف، یکی از اعضا که قطعا عامل حکومت است به بهانهی واهی از متحد شدن با دیگران سرباز میزند.
حالا هم نوبت به مخالفان حکومت سوریه رسیده است که طی ماهها مبارزه و دادن کشتههای فراوان، مخالفان این حکومت به هیچ طریقی نمیتوانند با هم متحد شوند؛ چون پای حکومت اسلامی ایران در میان است.
این یادداشت در 14/8/1391 نوشته شده......
http://namadmali.blogspot.jp/2012/11/blog-post.html
تفرقه بینداز و حکومت کن
امروزه هم به لطف همین سیاست، سربازان سایبری امام زمان فعال شده و خیلی راحت در فضای مجازی این تفرقه را حاکم کردهاند. گاهی پستهایی به طرفداری از احمدی نژاد، رئیسجمهور مشنگ (منتخب شورای نگهبان) و بر علیه روحانی میگذارند؛ زمانی هم طرفدار روحانی میشوند!
اخیراً هم بند کردهاند به میرحسین موسوی! به بخشی از متن منتشرشده در فضای مجازی توجه کنید:
»«نگاهی به کتاب میر حسین موسوی که متاسفانه به دلیل عدم اگاهی کافی برای برخی ها بُتی بزرگ هست
میر حسین موسوی گفته میخواهند استخوان های پوسیده (کوروش...) بیرون آورند و گذشته را مقدس کنند و ارزشهای نظام پیشین بر آن اساس ارزشمند قلمداد میشد و برای فائق شدن بر این فاجعه ملی ( احیای فرهنگ ایرانی برای موسوی یک فاجعه ملی قلمداد میشود) شهید مطهری ها مفتح ها بهشتی قربانی داده ایم !!!!...»«
من بههیچوجه قصد تطهیر میرحسین را ندارم، زیرا چون خودم آخوند هستم، میدانم که این مملکت هرچه کشیده از دست این آخوندها و آخوندصفتان بوده؛ اما:
گیریم که این حرفها مال میرحسین باشه! اولاً اینا مال گذشته است، مگه دیدگاههای آدم قابل تغییر نیست؟ ثانیاً با این نظرات، چرا این بیچاره را بیش از 2000 روز است در حصر نگهداشتهاند؟ و...
از همه اینها گذشته در سوم اسفند 1389، آقای میرحسین موسوی در هماهنگی با کروبی، ویراست دوم منشور جنبش سبز را منتشر کرده است.با نگاهی به این منشور، متوجه نظرات کاملاً متفاوتی با آنچه اخیراً در فضای مجازی منتشر شده است؛ میشویم. این منشور را حداقل برای یکبار بخوانید و به مفاد آن توجه کنید. پس از مطالعه این منشور، شما هم متعجب خواهید شد که چه مطلب غیرقانونی و یا مشوشکننده اذهان عمومی در آن وجود دارد که تهیهکنندگانش بهجرم آن بیش از 2000 روز است در حصر خانگی بسر میبرند؟ کدامیک از این خواستهها برخلاف خواستههای مندرج در قانون اساسی است؟ آیا در حال حاضر احدی از کسانی که دم از اصلاحطلبی میزنند، کسانی امثال هاشمی و روحانی و ...، حاضرند تنها چند بند از این منشور را اجرا کنند؟ و یا کاندیدای اصلاحطلبان قول اجرای آن را در انتخابات آینده بدهند؟
—------------
به کانال 👈 طنز تلخ 👉 از ملانِقی بپیوندید
بپیوندید
Blogspot
تفرقه بینداز و حکومت کن
در اوایل به قدرت رسیدن خمینی در ایران، مارگارت تاچر نخست وزیر انگلیس بود. در آن زمان بعضی به شوخی میگفتند: خمینی وقتی میخواهد اسم نخست وزیر...
خاطره جالبی از محمد تقی جعفری!
علامه جعفری میگفت:
در یکی از زیارت هام که مشهد رفته بودم، به امام رضا گفتم:
یا امام رضا، دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر شما بشناسم که چه جور منو میبینی! نشونه اش هم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف میزنه، من پیامتو بگیرم...
وارد صحن که شدیم، خانممو گم کردم، اینور بگرد، انور بگرد؛ یه دفعه دیدم داره میره، خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم، که کجایی خانم...؟
روشو که برگردوند، دیدم زن من نیست، بلافاصله بهم گفت: "خیلی خری"!!
حالا منم مات و مبهوت شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه!!
همین جور که نگاش میکردم و تو فکر بودم، فکر کرد دست بردار نیستم، دوباره گفت: " هم خودت خری، هم هفت جد و آبادت"!!!
علامه میگفتن؛ این داستان رو برای شهید مطهری تعریف کردم، ایشان تا بیست دقیقه میخندید...
—---—
به کانال 👈👈 طنز تلخ از ملانِقی👉👉 بپیوندید
بهمن ١٣٩٧
علامه جعفری میگفت:
در یکی از زیارت هام که مشهد رفته بودم، به امام رضا گفتم:
یا امام رضا، دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر شما بشناسم که چه جور منو میبینی! نشونه اش هم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف میزنه، من پیامتو بگیرم...
وارد صحن که شدیم، خانممو گم کردم، اینور بگرد، انور بگرد؛ یه دفعه دیدم داره میره، خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم، که کجایی خانم...؟
روشو که برگردوند، دیدم زن من نیست، بلافاصله بهم گفت: "خیلی خری"!!
حالا منم مات و مبهوت شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه!!
همین جور که نگاش میکردم و تو فکر بودم، فکر کرد دست بردار نیستم، دوباره گفت: " هم خودت خری، هم هفت جد و آبادت"!!!
علامه میگفتن؛ این داستان رو برای شهید مطهری تعریف کردم، ایشان تا بیست دقیقه میخندید...
—---—
به کانال 👈👈 طنز تلخ از ملانِقی👉👉 بپیوندید
بهمن ١٣٩٧
روزی که من رهبر شده بودم
خبر خیلی کوتاه بود و بسرعت در شبکههای مجازی پخش شد وهمه مردم را شوکه کرد.
همهی مردم کار و زندگی خود را ول کرده و به رادیو و تلویزیون چشم و گوش سپرده بودند. رادیو و تلویزیون هم چندین میکروفن و دوربین در مجلس خبرگان مستقر کرده و تصاویر و صدای مجلس خبرگان را از همهی شبکههای رادیویی و تلویزیونی پخش میکرد.
خبر را رئیس مجلس خبرگان اعلام کرد: «روح بلند رهبر انقلاب اسلامی به ملکوت اعلی پیوست.»
.
.
.
.
.
پس از برقراری ارتباط ویدئویی و دستور رییس شروع به صحبت کرده و چنین گفتم:
«به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در سالهای سیاه گذشته همهگونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود به همه جانباختگان راه آزادی و عزت سرزمینمان آیران.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
از اینکه بعنوان رهبر انتخاب شدهام از خداوند منان سپاسگزارم....
اصل اول، قانون اساسی و شکل حکومت: در اولین فرصت سازوکار تعیین کمیسیون بازنگری تغییر قانون اساسی را اعلام خواهم کرد. از نظر من شکل حکومت، جمهوری یا پادشاهی، اهمیتی به مراتب کمتر از محتوای حکومت دارد و محتوای حکومت هم در قانون اساسی متبلور است که باید مبتنی بر آزادی، عدالت و مردمسالاری باشد. هیچ قانونی نمیتواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.
یکی از وظایف حکومت آینده ایران، کمک به گروهها و رسانههایی است که در جهت آگاهی بخشی اجتماعی فعالیت میکنند.....
اصل دوم، دین و مذهب: از این پس در کشور هیچ دین رسمی وجود ندارد و تمامی ادیان و مذاهب توسط مردم کشورمان مورد احترام قرار خواهند گرفت. البته همانگونه که می دانید، دین و مذهب یک انتخاب و عقیده شخصی است که به ارتباط شخص با خداوند متعال مربوط میشود و نوع ارتباط نیز در افراد مختلف متفاوت است و به عبارت دیگر، دینِ هیچ دو نفری مانند هم نیست. ....
اصل سوم، آزادی: تمام زندانیان سیاسی و همه آنانی که به جرم واهی توهین به مقدسات و تشویش اذهان عمومی و غیره زندانی شدهاند باید بلااستثنا آزاد شده و از آنها اعاده حیثیت شود. در دوره رهبری موقت، آزادی بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و امیدوارم یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده هم این موضوع باشد. خط قرمز آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است ...
اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوه قضائیه یا دادگستری باید زیر نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی قاضی با سابقه و خوشنام تشکیل میشود، اداره شود.
همهی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شدهاند و اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران خطاهای خود دارند، مشمول عفو عمومی میشوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و عنوان باعث قتل و غارت و حیف و میل اموال عمومی شدهاند، باید در دادگاههای عادلانه محاکمه و مجازات شوند. اموالی از کشور را که به ناحق تصرف کردهاند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن اموال عمومی باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.....
.
.
.
.
هشتم بهمن 1397
داستان کامل «روزی که من رهبر شده بودم» را در اینجا بخوانید 👇👇
http://namadmali.blogspot.com/2019/02/blog-post.html
____
خبر خیلی کوتاه بود و بسرعت در شبکههای مجازی پخش شد وهمه مردم را شوکه کرد.
همهی مردم کار و زندگی خود را ول کرده و به رادیو و تلویزیون چشم و گوش سپرده بودند. رادیو و تلویزیون هم چندین میکروفن و دوربین در مجلس خبرگان مستقر کرده و تصاویر و صدای مجلس خبرگان را از همهی شبکههای رادیویی و تلویزیونی پخش میکرد.
خبر را رئیس مجلس خبرگان اعلام کرد: «روح بلند رهبر انقلاب اسلامی به ملکوت اعلی پیوست.»
.
.
.
.
.
پس از برقراری ارتباط ویدئویی و دستور رییس شروع به صحبت کرده و چنین گفتم:
«به نام آنکه جان را فکرت آموخت.
با درود به همه هموطنان عزیز و گرامی با هر دین و مذهب و قومیت. درود بر هموطنانی که در سالهای سیاه گذشته همهگونه فشار و سختی را تحمل کردند، و با درود به همه جانباختگان راه آزادی و عزت سرزمینمان آیران.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
از اینکه بعنوان رهبر انتخاب شدهام از خداوند منان سپاسگزارم....
اصل اول، قانون اساسی و شکل حکومت: در اولین فرصت سازوکار تعیین کمیسیون بازنگری تغییر قانون اساسی را اعلام خواهم کرد. از نظر من شکل حکومت، جمهوری یا پادشاهی، اهمیتی به مراتب کمتر از محتوای حکومت دارد و محتوای حکومت هم در قانون اساسی متبلور است که باید مبتنی بر آزادی، عدالت و مردمسالاری باشد. هیچ قانونی نمیتواند و نباید بر این سه اصل محدودیت اعمال کند.
یکی از وظایف حکومت آینده ایران، کمک به گروهها و رسانههایی است که در جهت آگاهی بخشی اجتماعی فعالیت میکنند.....
اصل دوم، دین و مذهب: از این پس در کشور هیچ دین رسمی وجود ندارد و تمامی ادیان و مذاهب توسط مردم کشورمان مورد احترام قرار خواهند گرفت. البته همانگونه که می دانید، دین و مذهب یک انتخاب و عقیده شخصی است که به ارتباط شخص با خداوند متعال مربوط میشود و نوع ارتباط نیز در افراد مختلف متفاوت است و به عبارت دیگر، دینِ هیچ دو نفری مانند هم نیست. ....
اصل سوم، آزادی: تمام زندانیان سیاسی و همه آنانی که به جرم واهی توهین به مقدسات و تشویش اذهان عمومی و غیره زندانی شدهاند باید بلااستثنا آزاد شده و از آنها اعاده حیثیت شود. در دوره رهبری موقت، آزادی بیان بدون هیچ قید و شرطی وجود خواهد داشت و امیدوارم یکی از اصول مهم قانون اساسی آینده هم این موضوع باشد. خط قرمز آزادی بیان، اهانت و ناسزاگویی به اشخاص است ...
اصل ششم، دادگستری: معتقدم قوه قضائیه یا دادگستری باید زیر نظر دیوانعالی دادگستری، که از تعدادی قاضی با سابقه و خوشنام تشکیل میشود، اداره شود.
همهی کسانی که در گذشته مرتکب خطا و جرایم کوچکی شدهاند و اکنون ابراز پشیمانی کرده و سعی در جبران خطاهای خود دارند، مشمول عفو عمومی میشوند. برعکس کسانی که در گذشته بهر شکل و عنوان باعث قتل و غارت و حیف و میل اموال عمومی شدهاند، باید در دادگاههای عادلانه محاکمه و مجازات شوند. اموالی از کشور را که به ناحق تصرف کردهاند باید به خزانه کشور باز گردد و برای هدر دادن اموال عمومی باید مورد مجازات عادلانه قرار گیرند.....
.
.
.
.
هشتم بهمن 1397
داستان کامل «روزی که من رهبر شده بودم» را در اینجا بخوانید 👇👇
http://namadmali.blogspot.com/2019/02/blog-post.html
____
Blogspot
روزی که من رهبر شده بودم
خبر خیلی کوتاه بود و بسرعت در شبکههای مجازی پخش شد وهمه مردم را شوکه کرد. همهی مردم کار و زندگی خود را ول کرده و به رادیو و تلوی...
]
دوست جوان من.
تکنیک بدیهی پدیده
"disinformation"
این است که؛
یکسری اخبار عجیب ولی واقعی را بین انبوهی از چرندیات به خورد شما بدهد.
آمد نیوز نوع زرد آن و کارمندان بیبیسی در توییتر نوع کمی پیشرفته تر آن است.
ما براندازان متاسفانه رسانهای نداریم.
@AiiatNews
کمتر عکسی از رضاشاه بزرگ پیدا میکنید که در حال حرکت نباشد، در حالیکه چکمه به پا نباشد و در وسط کارزار نباشد. تعداد عکسهای رهبری و امام را بدون پتو و مخده بشمارید.
@AiiatNews
این اعتراض معلمان ریشه در دوران طاغوت دارد. اگر زن تحصیل نمیکرد ما نصف این بودجه را برای آموزش و پرورش احتیاج داشتیم و بیشتر میتوانستیم به لبنان و سوریه کمک کنیم و مرقد حضرت رقیه را بیشتر بازسازی کنیم ولی آن پدر و پسر ملعون نگذاشت.
@AiiatNews
-مقدار پولی که بهاییان از ایران اختلاس کردهاند =0$
-مقدار پولی که اسراییل و ترامپ و بنسلمان از ایرانیان اختلاس کردهاند=0$
-مقدار پوای که پیروان ولی فقیه و مسلمان و انقلابیون از مردم ایران اختلاس کردهاند دو برابر فروش نفت از ابتدای کشف آن تا امروز
-دغدغه اصلی بیبیسی؟ خاشوقچی
@AiiatNews
آنها (غربیها) عمدا بدحجابی را ترویج میکنند تا قوه قضائیه معتدل و اصلاحطلب ما بجای برخورد با اختلاسگران مجبور شود اهم فی الاهم کند و دنبال آن دختری باشد که در دزفول سوار موتور شد یا آن زوج بی غیرت در اراک. پس نتیجه میگیریم. #خاشوقچی
@AiiatNews
با تَکرار سید محمد مجلسی اصلاحطلب داریم همچنین روحانی و ظریف اصلاحطلب در قوه مجریه، حالا که #ابرامسهسوت معتمد اصلاحطلبان نیز به قوه قضاییه رفته. هر سه قوا در دست «اعتدال» است. ببینیم تا سال آینده یک ربنا میتوانند پخش کنند تا سقف مطالبات امثال بهنود و بیبیسی منفجر شود!
@AiiatNews
واقعا باید به ضریب هوشی مسلمین نیم کلاج ( ملی مذهبی) تبریک گفت. بلی مسیحیت هم در دوران قرون وسطی خرافات و بیعدالتی را گسترش داد ولی دوست کم شعور من.روشنفکران اروپا صنعت چاپ و رنسانس را رقم زدند و امروز تو در عصراینترنت، هنوز بفکر راهپیمایی اربعین و لیله الرغائب هستی!
@AiiatNews
خوب است دولت و مردم این فشار اقتصادی را تحمل کنند و از مراسم خرافی نوروز منصرف بشوند تا بتوانند پول خود را جمع کرده برای راهپیمایی اربعین مصرف کنند.
@AiiatNews
دوست جوان من.
تکنیک بدیهی پدیده
"disinformation"
این است که؛
یکسری اخبار عجیب ولی واقعی را بین انبوهی از چرندیات به خورد شما بدهد.
آمد نیوز نوع زرد آن و کارمندان بیبیسی در توییتر نوع کمی پیشرفته تر آن است.
ما براندازان متاسفانه رسانهای نداریم.
@AiiatNews
کمتر عکسی از رضاشاه بزرگ پیدا میکنید که در حال حرکت نباشد، در حالیکه چکمه به پا نباشد و در وسط کارزار نباشد. تعداد عکسهای رهبری و امام را بدون پتو و مخده بشمارید.
@AiiatNews
این اعتراض معلمان ریشه در دوران طاغوت دارد. اگر زن تحصیل نمیکرد ما نصف این بودجه را برای آموزش و پرورش احتیاج داشتیم و بیشتر میتوانستیم به لبنان و سوریه کمک کنیم و مرقد حضرت رقیه را بیشتر بازسازی کنیم ولی آن پدر و پسر ملعون نگذاشت.
@AiiatNews
-مقدار پولی که بهاییان از ایران اختلاس کردهاند =0$
-مقدار پولی که اسراییل و ترامپ و بنسلمان از ایرانیان اختلاس کردهاند=0$
-مقدار پوای که پیروان ولی فقیه و مسلمان و انقلابیون از مردم ایران اختلاس کردهاند دو برابر فروش نفت از ابتدای کشف آن تا امروز
-دغدغه اصلی بیبیسی؟ خاشوقچی
@AiiatNews
آنها (غربیها) عمدا بدحجابی را ترویج میکنند تا قوه قضائیه معتدل و اصلاحطلب ما بجای برخورد با اختلاسگران مجبور شود اهم فی الاهم کند و دنبال آن دختری باشد که در دزفول سوار موتور شد یا آن زوج بی غیرت در اراک. پس نتیجه میگیریم. #خاشوقچی
@AiiatNews
با تَکرار سید محمد مجلسی اصلاحطلب داریم همچنین روحانی و ظریف اصلاحطلب در قوه مجریه، حالا که #ابرامسهسوت معتمد اصلاحطلبان نیز به قوه قضاییه رفته. هر سه قوا در دست «اعتدال» است. ببینیم تا سال آینده یک ربنا میتوانند پخش کنند تا سقف مطالبات امثال بهنود و بیبیسی منفجر شود!
@AiiatNews
واقعا باید به ضریب هوشی مسلمین نیم کلاج ( ملی مذهبی) تبریک گفت. بلی مسیحیت هم در دوران قرون وسطی خرافات و بیعدالتی را گسترش داد ولی دوست کم شعور من.روشنفکران اروپا صنعت چاپ و رنسانس را رقم زدند و امروز تو در عصراینترنت، هنوز بفکر راهپیمایی اربعین و لیله الرغائب هستی!
@AiiatNews
خوب است دولت و مردم این فشار اقتصادی را تحمل کنند و از مراسم خرافی نوروز منصرف بشوند تا بتوانند پول خود را جمع کرده برای راهپیمایی اربعین مصرف کنند.
@AiiatNews
گزیدهای از نوشتهی:
چرا خمینی گاندی نشد؟
بقلم: محمد نوری زاد
یک: اکنون که ...
هفت: بروم سروقتِ پیشانیِ نوشته ام. که چرا خمینی گاندی نشد؟ اگر بخواهم راستش را بنویسم و بی جهت به لفاظی نپردارم، می گویم: این پرسش، که چرا خمینی گاندی نشد، یک انکارِ باطنی با خود دارد. انکار باطنی که می گویم، شما تصورتان این باشد که نباید بر مقایسه ی دو نا همجنس اصرار ورزید. شفاف تر بگو! ای بچشم. آنجا که از خود می پرسیم: چرا سیم خاردار گل نشد؟، یا چرا شیشه ی شکسته دل نشد؟، یا چرا لک لک الماس نشد؟، دو جنسِ نا همگون را به مقایسه پرداخته ایم. این پرسش ها، بی پاسخ اند. و یا شاید تنها یک پاسخ دارند. و آن این که: یک سیم خاردار” نمی تواند” گل نیلوفر باشد. یک شیشه ی شکسته “نمی تواند” دل باشد. یک لک لک “نمی تواند” الماس باشد. و بالعکس نیز البته. که یک گل نیلوفر، “نمی تواند” سیم خاردار باشد.
هشت: برای گاندی شدن، باید از هزار قله ی بلند بالا رفت که هر یک از دیگری دشوار تر و پلنگ افکن ترست. بجوری که هزار خمینی را اگر با هم بیامیزند، این هزار خمینیِ یکی شده، استعداد بالا رفتن از تپه ای دو متری را ندارد. چه برسد به بالا رفتن از هزار قله ی پای خراشی که هر یک به پرتگاههای هولناکِ نفسانی بزک شده اند. شاید خواسته ام بگویم: جنس پاهای گاندی برای بالا رفتن از قله های بلند انسانی تربیت شده و جنس پاهای خمینی، بی تربیت شده اند برای پایین رفتن از دره های ژرفِ ژولیدگی و پریشانی. چشمان گاندی رو به ستیغِ قله های ناب بشری ست و چشمان خمینی رو به دخمه های تاریکِ نابودی. گاندی به آینده می نگرد و خمینی به قهقراهای دور.
نه: هزارهزارهزار مردمان می آیند و می روند و تنها یکی از آنان می شود گاندی. گاندی ها، به زمین برکت می افشانند. و خمینی ها، همان برکت نیم بندِ زمین را نیز می پژمرند. نفسِ گاندی ها، بشرِ ترسیده و بی اعتماد را از شفیره ی خود پرداخته اش بدر می آورد تا مردمان ترسیده، از دخمه های ترس و بی اعتمادی بیرون بیایند و نفسی بکشند و زندگی کنند، اما نفس خمینی ها، بشر را می رماند و زندگی را تیره و تارش می کند. خمینی ها، خود برای بشر شفیره می پردازند. تا بشر، چه به دلخواه یا ناگزیر، به دخمه های آن شفیره داخل شود و درها را به روی خود ببندد و با ذره هایی که خمینی ها به داخل دخمه می اندازند، سرگرم باشند و اسم این سرگرمیِ داخل شفیره را بگذارند: زندگی!
ده: آن مردمی که از فرط ترس، یا بضرب فریب، ....
یازده: مردمان ایران می پرسند: پس داستانِ پیمان و پیمانکاری چه می شود؟ پاسخ می شنوند: خودتان می گویید داستان، اساساً ریخت ما خمینی ها و خامنه ای ها به پیمانکار می خورد؟ که مثلاً پیمانی با شما بسته باشیم؟ ما خودِ خودِ خودِ خداییم! ماییم صاحبِ داروندار و مال و جان و ناموس شما. ما ذات هستی هستیم. ما نابِ آفرینشیم. ما اساساً بهانه ی آفرینشگری خداییم. ....
دوازده: گرچه هم خمینی و هم گاندی، بظاهر هر دو آدم بودند، اما خمینی در وسطِ اقیانوس مردم ایستاده بود و بر سرِ صغیر و کبیر عالم می کوفت و سخن از اسلامش می گفت، و گاندی در وسط اقیانوس مردم، سخن از حق مردم می راند. خمینی عاشق اسلام بود و گاندی عاشق مردم. خمینی خودش را نمی دید، و هر چه که می دید، اسلامش بود. گاندی اما بجای هر چه که نمی دید، مردم و حق مردم و رشد مردم را می دید. مردم در اسلام خمینی، هیچ نقشی و سهمی و جایگاهی جز بزغالگی نداشتند.
سیزده: خمینی در لفظ، مردم را “ولی نعمت” می خواند. و حال آنکه این یک دروغ بود. مگر می شود یکی مردم را ولی نعمت خود بداند و بی اجازه ی مردم دست بجیبشان ببرد و بضرب چهار خط نوشته، به سینه ی دیوارشان بسپرد؟ گاندی اما مردم را “صاحب حق” می دانست. فرق است میان ولی نعمت و صاحب حق. .....
سیزده: مردم در چشم خمینی چرخ دنده بودند. برای چرخاندن چیزی که خمینی عاشقش بود. و حال آنکه در مرام گاندی، همه ی هستی، چرخ دنده بود تا مردم از جایگاهی به جایگاهی برتر پای نهند. گاندی با چشم همه ی مردم به دنیا می نگریست. خمینی اما قیفی به صورت بسته بود و همه ی مردم ایران را واداشته بود که از سوراخ تنگ همان قیف به دنیا و به همه ی هستی بنگرند! گام بعدی خمینی، مردمان جهان بود. حسرت اما به دلش ماند. او آروز داشت که مردمان جهان، از سوراخ تنگ همان قیف به خود و به همه ی هستی بنگرند. مرگ چه برکتِ بزرگی ست. گاندی اگر عمر درازی داشت، دنیا را با آرزوهای انسانی اش گلستان می کرد، و خمینی اگر عمر درازی می یافت، دنیا را به جهنمی از آرزوهای ویرانگر و زیرخاکی اش بدل می فرمود. راستی که مرگ چه برکتی ست. گاه به دریغ و گاه به آفرین.
چهارده: نمی شود قیفی به صورت بست و دنیا را از سوراخ تنگِ همان قیف تفسیر فرمود. نمی شود بر کله ی بشر میخ کوفت و برای همان بشر دل سوزاند. اینها نشدنی یا ناشدنی اند. خمینی نه این که نشد که گاندی شود، نخیر، خمینی ” نمی
چرا خمینی گاندی نشد؟
بقلم: محمد نوری زاد
یک: اکنون که ...
هفت: بروم سروقتِ پیشانیِ نوشته ام. که چرا خمینی گاندی نشد؟ اگر بخواهم راستش را بنویسم و بی جهت به لفاظی نپردارم، می گویم: این پرسش، که چرا خمینی گاندی نشد، یک انکارِ باطنی با خود دارد. انکار باطنی که می گویم، شما تصورتان این باشد که نباید بر مقایسه ی دو نا همجنس اصرار ورزید. شفاف تر بگو! ای بچشم. آنجا که از خود می پرسیم: چرا سیم خاردار گل نشد؟، یا چرا شیشه ی شکسته دل نشد؟، یا چرا لک لک الماس نشد؟، دو جنسِ نا همگون را به مقایسه پرداخته ایم. این پرسش ها، بی پاسخ اند. و یا شاید تنها یک پاسخ دارند. و آن این که: یک سیم خاردار” نمی تواند” گل نیلوفر باشد. یک شیشه ی شکسته “نمی تواند” دل باشد. یک لک لک “نمی تواند” الماس باشد. و بالعکس نیز البته. که یک گل نیلوفر، “نمی تواند” سیم خاردار باشد.
هشت: برای گاندی شدن، باید از هزار قله ی بلند بالا رفت که هر یک از دیگری دشوار تر و پلنگ افکن ترست. بجوری که هزار خمینی را اگر با هم بیامیزند، این هزار خمینیِ یکی شده، استعداد بالا رفتن از تپه ای دو متری را ندارد. چه برسد به بالا رفتن از هزار قله ی پای خراشی که هر یک به پرتگاههای هولناکِ نفسانی بزک شده اند. شاید خواسته ام بگویم: جنس پاهای گاندی برای بالا رفتن از قله های بلند انسانی تربیت شده و جنس پاهای خمینی، بی تربیت شده اند برای پایین رفتن از دره های ژرفِ ژولیدگی و پریشانی. چشمان گاندی رو به ستیغِ قله های ناب بشری ست و چشمان خمینی رو به دخمه های تاریکِ نابودی. گاندی به آینده می نگرد و خمینی به قهقراهای دور.
نه: هزارهزارهزار مردمان می آیند و می روند و تنها یکی از آنان می شود گاندی. گاندی ها، به زمین برکت می افشانند. و خمینی ها، همان برکت نیم بندِ زمین را نیز می پژمرند. نفسِ گاندی ها، بشرِ ترسیده و بی اعتماد را از شفیره ی خود پرداخته اش بدر می آورد تا مردمان ترسیده، از دخمه های ترس و بی اعتمادی بیرون بیایند و نفسی بکشند و زندگی کنند، اما نفس خمینی ها، بشر را می رماند و زندگی را تیره و تارش می کند. خمینی ها، خود برای بشر شفیره می پردازند. تا بشر، چه به دلخواه یا ناگزیر، به دخمه های آن شفیره داخل شود و درها را به روی خود ببندد و با ذره هایی که خمینی ها به داخل دخمه می اندازند، سرگرم باشند و اسم این سرگرمیِ داخل شفیره را بگذارند: زندگی!
ده: آن مردمی که از فرط ترس، یا بضرب فریب، ....
یازده: مردمان ایران می پرسند: پس داستانِ پیمان و پیمانکاری چه می شود؟ پاسخ می شنوند: خودتان می گویید داستان، اساساً ریخت ما خمینی ها و خامنه ای ها به پیمانکار می خورد؟ که مثلاً پیمانی با شما بسته باشیم؟ ما خودِ خودِ خودِ خداییم! ماییم صاحبِ داروندار و مال و جان و ناموس شما. ما ذات هستی هستیم. ما نابِ آفرینشیم. ما اساساً بهانه ی آفرینشگری خداییم. ....
دوازده: گرچه هم خمینی و هم گاندی، بظاهر هر دو آدم بودند، اما خمینی در وسطِ اقیانوس مردم ایستاده بود و بر سرِ صغیر و کبیر عالم می کوفت و سخن از اسلامش می گفت، و گاندی در وسط اقیانوس مردم، سخن از حق مردم می راند. خمینی عاشق اسلام بود و گاندی عاشق مردم. خمینی خودش را نمی دید، و هر چه که می دید، اسلامش بود. گاندی اما بجای هر چه که نمی دید، مردم و حق مردم و رشد مردم را می دید. مردم در اسلام خمینی، هیچ نقشی و سهمی و جایگاهی جز بزغالگی نداشتند.
سیزده: خمینی در لفظ، مردم را “ولی نعمت” می خواند. و حال آنکه این یک دروغ بود. مگر می شود یکی مردم را ولی نعمت خود بداند و بی اجازه ی مردم دست بجیبشان ببرد و بضرب چهار خط نوشته، به سینه ی دیوارشان بسپرد؟ گاندی اما مردم را “صاحب حق” می دانست. فرق است میان ولی نعمت و صاحب حق. .....
سیزده: مردم در چشم خمینی چرخ دنده بودند. برای چرخاندن چیزی که خمینی عاشقش بود. و حال آنکه در مرام گاندی، همه ی هستی، چرخ دنده بود تا مردم از جایگاهی به جایگاهی برتر پای نهند. گاندی با چشم همه ی مردم به دنیا می نگریست. خمینی اما قیفی به صورت بسته بود و همه ی مردم ایران را واداشته بود که از سوراخ تنگ همان قیف به دنیا و به همه ی هستی بنگرند! گام بعدی خمینی، مردمان جهان بود. حسرت اما به دلش ماند. او آروز داشت که مردمان جهان، از سوراخ تنگ همان قیف به خود و به همه ی هستی بنگرند. مرگ چه برکتِ بزرگی ست. گاندی اگر عمر درازی داشت، دنیا را با آرزوهای انسانی اش گلستان می کرد، و خمینی اگر عمر درازی می یافت، دنیا را به جهنمی از آرزوهای ویرانگر و زیرخاکی اش بدل می فرمود. راستی که مرگ چه برکتی ست. گاه به دریغ و گاه به آفرین.
چهارده: نمی شود قیفی به صورت بست و دنیا را از سوراخ تنگِ همان قیف تفسیر فرمود. نمی شود بر کله ی بشر میخ کوفت و برای همان بشر دل سوزاند. اینها نشدنی یا ناشدنی اند. خمینی نه این که نشد که گاندی شود، نخیر، خمینی ” نمی
انست” گاندی شود. خمینی و گاندی دو ناهمجنس بودند. خمینی سیم خاردار بود و گاندی گل. خمینی شیشه ی شکسته بود و گاندی دل. افسوسِ هماره ی من، سیل جمعیتی بود که به پیشباز خمینی رفت. در سال پنجاه و هفت، پیکره ی همه ی مردمان ایران به روی خمینی آغوش گشود تا بیاید و گاندی ایران و جهان شود. و خمینی، از آن آغوش گشوده ی پیکره ی همه ی مردم ایران روی برگرداند و به دخمه های خود داخل شد و قیف هماره اش را به صورت بست و تیغ در میان مردم نهاد و داستان خودی و ناخودی بمیان آورد. دوست دارم همه ی نوشته ام را در این یک جمله ی کوتاه خلاصه کنم. این که: گاندی شدن به این سادگی ها شدنی نیست. وگرنه خمینی ها فراوان اند! و این که: دست های خمینی خونی بود اما دست های گاندی برگ گل های شمعدانی خانه اش را نیز پرپر نکرده بود. حالا حکم تفخیذ خمینی و شعبده های دیگرش بجای خود!
محمد نوری زاد
نوزدهم اسفند نود و هفت – شیراز
ارتباط با من:
@NoorizadMohammad1331
@MohammadNoorizad
www.instagram.com/mnourizad
محمد نوری زاد
نوزدهم اسفند نود و هفت – شیراز
ارتباط با من:
@NoorizadMohammad1331
@MohammadNoorizad
www.instagram.com/mnourizad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمال عبدالناصر ۵۰ سال پیش این حرف رو زده .
50 سال پیش!!!
مخاطبینش در تایید می خندند
آنهم در افریقا!!!!
٥٠سال قبل در افریقا خندیدند
ولی در ایران به اجبار اجرا کرده اند
_______
👈👈به کانال طنز تلخ بپیوندید👉👉
50 سال پیش!!!
مخاطبینش در تایید می خندند
آنهم در افریقا!!!!
٥٠سال قبل در افریقا خندیدند
ولی در ایران به اجبار اجرا کرده اند
_______
👈👈به کانال طنز تلخ بپیوندید👉👉
در یک شاهراه بسمت شهری در حرکت بودیم که میگفتند آرمانشهر است.
پیری ظاهرالصلاح گفت از این کوره راه بروید که هم میانبر است و هم مطمئناٌ به آرمانشهر میرسد.
و ما ندانستیم که هیچ کوره راهی به شهر نمیرسد.
اکنون ۴۰ سال است که در کوره راه میرویم و به آرمانشهر که هیچ، شهر که هیچ، به کوره دهی هم که نرسیده ایم هیچ؛
راه برگشت را هم گم کردهایم.
—---—
به کانال
طنز تلخ از ملانِقی.
بپیوندید 👆👆🆔
فروردین ۱۳٩٨
پیری ظاهرالصلاح گفت از این کوره راه بروید که هم میانبر است و هم مطمئناٌ به آرمانشهر میرسد.
و ما ندانستیم که هیچ کوره راهی به شهر نمیرسد.
اکنون ۴۰ سال است که در کوره راه میرویم و به آرمانشهر که هیچ، شهر که هیچ، به کوره دهی هم که نرسیده ایم هیچ؛
راه برگشت را هم گم کردهایم.
—---—
به کانال
طنز تلخ از ملانِقی.
بپیوندید 👆👆🆔
فروردین ۱۳٩٨
محمد نوری زاد:
دوستی برای من نوشت: جناب نوریزاد بفرمائید امروز، در باره حزب توده , فدائیان خلق , مجاهدین خلق , نهضت آزادی , جبهه ملی , نیروهای مائوئیستی مثل پیکار و دیگران چه قضاوتی دارید؟
برایش نوشتم: درود نازنین
من اکنون به این نتیجه رسیده ام که در حوالی سال 57، یک بی شعوریِ نچندان مرموز، در مجاورتِ جهالت، جماعتی از مبارزان و روشنفکران ما را، و البته ذهنِ خیل کثیر مردمان ما را فرا گرفته بود. درختِ این بی شعوریِ آمیخته به جهالت، گرچه از درازنای تاریخ آب می نوشید، خروجی اش اما غرور بود. این غرور هرگز محدود در مجاهدین و توده ای ها و چریک ها و آدمهایی چون شریعتی نبود. جناب خمینی، بقول جوانها اِندِ همین غرور بود.
یعنی در کله و در کف دست جناب خمینی چیزی جز هیچ نبود، اما همان هیچ را چنان برای خویش آذین بسته بود که گویا همه ی اندیشه ها و تفکر ها و خردمندی ها و نیازمندی های فکری و شعوری و معرفتی و عرفانی و فلسفی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی و زمینی و آسمانیِ نه تنها ایرانیان، بل نیازمندی های کل بشریت، در همان کله و در همان کف دستِ هیچ در هیچِ وی است.
من انقلاب سال 57 را غیر ضروری ترین انقلاب بشر می دانم که ریشه ی درختش بر جهالت بود. و البته همین درخت و ریشه ی اینجوری اش، بعدها شاخ و برگ بر آورد و میوه هایی داده و می دهد که میوه هایش قالب دهان و معده ی ملایان سیری ناپذیر ولایی ست. از امروز که به گذشته می نگرم، می بینم هیچ نیازی به انقلاب نبود. که اگر شعوری در کله ی افراد شاخص کشور بود، تلاش می کردند همان رویه ی ملی و جهت و خیز ملی را تقویت کنند و به اصلاحش ناگزیر سازند.
اصلاح رژیم گذشته، بسیار بسیار شدنی تر بود تا اصلاح آدمهای مخ تعطیلی که حتی کلمه ی اصلاح، کهیر بر بدنشان می نشاند. شما آیا می توانید تجسم کنید که مالیخولیایی چون علم الهدی اصلاح شود و مثلاً مودب باشد و بپذیرد که نمی فهمد؟ هرگز. حالا دزدی ها و آدمکشی های ملایان و سرداران و ایرانخواری هایشان بماند.
با احترام
👈👈 طنز تلخ 👉👉
فروردین ۱۳٩٨
دوستی برای من نوشت: جناب نوریزاد بفرمائید امروز، در باره حزب توده , فدائیان خلق , مجاهدین خلق , نهضت آزادی , جبهه ملی , نیروهای مائوئیستی مثل پیکار و دیگران چه قضاوتی دارید؟
برایش نوشتم: درود نازنین
من اکنون به این نتیجه رسیده ام که در حوالی سال 57، یک بی شعوریِ نچندان مرموز، در مجاورتِ جهالت، جماعتی از مبارزان و روشنفکران ما را، و البته ذهنِ خیل کثیر مردمان ما را فرا گرفته بود. درختِ این بی شعوریِ آمیخته به جهالت، گرچه از درازنای تاریخ آب می نوشید، خروجی اش اما غرور بود. این غرور هرگز محدود در مجاهدین و توده ای ها و چریک ها و آدمهایی چون شریعتی نبود. جناب خمینی، بقول جوانها اِندِ همین غرور بود.
یعنی در کله و در کف دست جناب خمینی چیزی جز هیچ نبود، اما همان هیچ را چنان برای خویش آذین بسته بود که گویا همه ی اندیشه ها و تفکر ها و خردمندی ها و نیازمندی های فکری و شعوری و معرفتی و عرفانی و فلسفی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی و زمینی و آسمانیِ نه تنها ایرانیان، بل نیازمندی های کل بشریت، در همان کله و در همان کف دستِ هیچ در هیچِ وی است.
من انقلاب سال 57 را غیر ضروری ترین انقلاب بشر می دانم که ریشه ی درختش بر جهالت بود. و البته همین درخت و ریشه ی اینجوری اش، بعدها شاخ و برگ بر آورد و میوه هایی داده و می دهد که میوه هایش قالب دهان و معده ی ملایان سیری ناپذیر ولایی ست. از امروز که به گذشته می نگرم، می بینم هیچ نیازی به انقلاب نبود. که اگر شعوری در کله ی افراد شاخص کشور بود، تلاش می کردند همان رویه ی ملی و جهت و خیز ملی را تقویت کنند و به اصلاحش ناگزیر سازند.
اصلاح رژیم گذشته، بسیار بسیار شدنی تر بود تا اصلاح آدمهای مخ تعطیلی که حتی کلمه ی اصلاح، کهیر بر بدنشان می نشاند. شما آیا می توانید تجسم کنید که مالیخولیایی چون علم الهدی اصلاح شود و مثلاً مودب باشد و بپذیرد که نمی فهمد؟ هرگز. حالا دزدی ها و آدمکشی های ملایان و سرداران و ایرانخواری هایشان بماند.
با احترام
👈👈 طنز تلخ 👉👉
فروردین ۱۳٩٨
Telegram
طنز تلخ: پیامی از آینده
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
بمناسبت عید مبعث
پیامبر اسلام، دو شخصیت داشت: شخصیت مکی که قرآن هدایت را سرود؛ و شخصیت مدنی که قرآن حکومت را.
محمد در مکه سعی در هدایت قوم خود از کژراهه نادانی بسوی دانایی و مهربانی داشت؛ و اینکه به قوم خود بقبولاند که بت الله از همه بتها بزرگتر است (الله اکبر) و اصل بت دیدنی نیست و در آسمانها جای دارد.
در مدینه اما، همهی تلاشش، صرف بناگذاری یک حکومت و بدست گرفتن رهبری قوم خود شد.
و اما،
قرآن که در زمان محمد شامل دو جلد بود با مطالب و موضوعاتی کاملا متفاوت از یکدیگر ، در زمان عثمان بطور مغرضانهای درهم آمیخته شد و بترتیب بلندی طول سورهها منظم گشت تا در نظر مسلمانان، پیچیده و اسرارآمیز جلوه کند.
—---—
به 👈👈 کانال طنز تلخ 👉👉 از ملانِقی بپیوندید 👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5-UAQdyTX9_6w
پیامبر اسلام، دو شخصیت داشت: شخصیت مکی که قرآن هدایت را سرود؛ و شخصیت مدنی که قرآن حکومت را.
محمد در مکه سعی در هدایت قوم خود از کژراهه نادانی بسوی دانایی و مهربانی داشت؛ و اینکه به قوم خود بقبولاند که بت الله از همه بتها بزرگتر است (الله اکبر) و اصل بت دیدنی نیست و در آسمانها جای دارد.
در مدینه اما، همهی تلاشش، صرف بناگذاری یک حکومت و بدست گرفتن رهبری قوم خود شد.
و اما،
قرآن که در زمان محمد شامل دو جلد بود با مطالب و موضوعاتی کاملا متفاوت از یکدیگر ، در زمان عثمان بطور مغرضانهای درهم آمیخته شد و بترتیب بلندی طول سورهها منظم گشت تا در نظر مسلمانان، پیچیده و اسرارآمیز جلوه کند.
—---—
به 👈👈 کانال طنز تلخ 👉👉 از ملانِقی بپیوندید 👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5-UAQdyTX9_6w
من نمیدانم چرا حکومتیان #جاعش این همه از تروریست شناختن سپاه پاسداران ناراحت شدهاند؟
مگر فراموش کردهاند؛ در زمانی که حجاریان ترور شد، آیتالله تمساح یزدی به استناد بخشی از آیهی ۶۰ سوره انفال (وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ...) که ابتدای این آیه اتفاقا جزو آرم #سپاه_تروریستی_پاسداران است، دربارهی کلمهی «ترهبون» گفت: این کلمه از ریشهی «ارهاب» گرفته شده و به معنی ترور است و گفت در اسلام ترور دشمنان اسلام مجاز دانسته شده است.
مطلب زیر هم عیناً از سایت رهبر حکومت #جاعش (در این آدرس
http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?sid=8&npt=7&aya=60)
گرفته شده است:
«سوره مبارکه الأنفال آیه ۶۰
وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُم ۚ وَما تُنفِقوا مِن شَيءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيكُم وَأَنتُم لا تُظلَمونَ﴿۶۰﴾
هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمیشناسید و خدا آنها را میشناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده میشود، و به شما ستم نخواهد شد!»
ببینید رهبر هم از ترساندن دشمنان بوسیلهی تقویت بنیه دفاعی سخن گفته است! مگر ترور معنایی غیر از این دارد؟!
—---—
به کانال 👈👈 طنز تلخ از ملانِقی 👉👉 بپیوندید 👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59-chluk8bFMQ
...
فروردین ١٣٩٨
مگر فراموش کردهاند؛ در زمانی که حجاریان ترور شد، آیتالله تمساح یزدی به استناد بخشی از آیهی ۶۰ سوره انفال (وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ...) که ابتدای این آیه اتفاقا جزو آرم #سپاه_تروریستی_پاسداران است، دربارهی کلمهی «ترهبون» گفت: این کلمه از ریشهی «ارهاب» گرفته شده و به معنی ترور است و گفت در اسلام ترور دشمنان اسلام مجاز دانسته شده است.
مطلب زیر هم عیناً از سایت رهبر حکومت #جاعش (در این آدرس
http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?sid=8&npt=7&aya=60)
گرفته شده است:
«سوره مبارکه الأنفال آیه ۶۰
وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُم ۚ وَما تُنفِقوا مِن شَيءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إِلَيكُم وَأَنتُم لا تُظلَمونَ﴿۶۰﴾
هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان]، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمیشناسید و خدا آنها را میشناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده میشود، و به شما ستم نخواهد شد!»
ببینید رهبر هم از ترساندن دشمنان بوسیلهی تقویت بنیه دفاعی سخن گفته است! مگر ترور معنایی غیر از این دارد؟!
—---—
به کانال 👈👈 طنز تلخ از ملانِقی 👉👉 بپیوندید 👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI59-chluk8bFMQ
...
فروردین ١٣٩٨
farsi.khamenei.ir
فیشهای مرتبط با سوره مبارکه الأنفال آیه 60
😂😂😂. شفاعت 😳😳😳😳😳
یکی از موضوعات بسیار جالب و مورد توجه مسلمانان، بخصوص شیعیان، موضوع «شفاعت» و واسطه شدن است.
در قرآن بیش از 15 بار دربارهی این موضوع صحبت شده است:
در چند سوره به مردم یادآوری کرده که شفاعت برای آنان سودی ندارد.
در نُه سوره (و جمعاً ده بار) یادآوری کرده که شفاعت را میپذیرد اما شفاعت باید با اجازهی خدا باشد و در مورد هرکه خوشش بیاید آن را میپذیرد.
در سورههای زمر و سجده، شفاعت را فقط مختص خدا دانسته است.
جالبتر اینکه در سورهی یونس، شفاعتگری را برابر شریک قرار دادن برای خدا قلمداد کرده است.
در آیهی85 سورهی نساء هم آمده: «هركس شفاعت پسنديده كند براى وى از آن نصيبى خواهد بود و هركس شفاعت ناپسنديدهاى كند براى او از آن [نيز] سهمى خواهد بود...» یعنی اینکه خداوند هر شفاعتی را میپذیرد منتها سهمی از شفاعت را (چه خوب و چه بد) برای شفاعتکننده در نظر میگیرد.
با این اوصاف بسیاری از شیعیان در دعاهایشان بدنبال پیداکردن «شفیع» هستند و به ارواح کسانی که بهگمان آنان، اولیاءالله یا جانشینان پیامبر هستند؛ متوسل میشوند تا از آنان نزد خداوند شفاعت نمایند تا گناهانشان آمرزیده شود.!!
صرفنظر از اینکه از نظر قرآن «شفاعت» نادرست و یا تحت چه شرایطی، درست است، بنظر میرسد که موضوع شفاعت از آن جهت که «عدالت» خداوندی را زیر سؤال میبرد؛ مورد اشکال باشد.
تصور کنید؛ کسی مرتکب انواع گناه (حتی گناه صغیره) شود و با توسل به کسی، نزد خداوند، گناهانش آمرزیده شود و کس دیگری با گناهان بهمراتب کمتر، برای شفاعت دست به دامان کسی نشود و خداوند او را بخاطر آن گناهان عقوبت کند.!!!
ملانِقی بهشخصه هر وقت کلمه شفاعت را میشنود یاد فیلم سینمایی «کفشهای میرزا نوروز» میافتد. در این فیلم هرگاه خطایی از میرزانوروز سر میزد، بلافاصله تاجر معروف شهر که نزد حاکم مقامی داشت و اتفاقا از بستگان میرزا نوروز هم بود، به حاکم متوسل میشد تا از خطای او چشمپوشی کند و یا در مجازاتش تخفیف داده شود.
از نگاه دیگر؛ ما که اعتقاد داریم خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتر است، چرا برای شفاعت به خود او متوسل نشویم؟ چرا حداقل به پیامبرش که واسطه وحی بین خداوند و مردم بوده متوسل نشویم؟ چرا به کسانی متوسل میشویم که تنها به گمان ما، جانشینان پیامبر بودهاند؟ جالبتر اینکه بعضیها به فرزندان این جانشینان، مثل رقیه و سکینه و عباس نیز توسل میجویند!
توجه داشته باشید که اکثر مسلمانان، بجز پیامبر کس دیگری را معصوم و عاری از گناه نمیدانند.
آی انسانها!...
... اندکی اندیشه
_______
به کانال 👈👈👈👈 طنز تلخ از ملانقی.👉👉👉👉 بپیوندید.
🆔
یکی از موضوعات بسیار جالب و مورد توجه مسلمانان، بخصوص شیعیان، موضوع «شفاعت» و واسطه شدن است.
در قرآن بیش از 15 بار دربارهی این موضوع صحبت شده است:
در چند سوره به مردم یادآوری کرده که شفاعت برای آنان سودی ندارد.
در نُه سوره (و جمعاً ده بار) یادآوری کرده که شفاعت را میپذیرد اما شفاعت باید با اجازهی خدا باشد و در مورد هرکه خوشش بیاید آن را میپذیرد.
در سورههای زمر و سجده، شفاعت را فقط مختص خدا دانسته است.
جالبتر اینکه در سورهی یونس، شفاعتگری را برابر شریک قرار دادن برای خدا قلمداد کرده است.
در آیهی85 سورهی نساء هم آمده: «هركس شفاعت پسنديده كند براى وى از آن نصيبى خواهد بود و هركس شفاعت ناپسنديدهاى كند براى او از آن [نيز] سهمى خواهد بود...» یعنی اینکه خداوند هر شفاعتی را میپذیرد منتها سهمی از شفاعت را (چه خوب و چه بد) برای شفاعتکننده در نظر میگیرد.
با این اوصاف بسیاری از شیعیان در دعاهایشان بدنبال پیداکردن «شفیع» هستند و به ارواح کسانی که بهگمان آنان، اولیاءالله یا جانشینان پیامبر هستند؛ متوسل میشوند تا از آنان نزد خداوند شفاعت نمایند تا گناهانشان آمرزیده شود.!!
صرفنظر از اینکه از نظر قرآن «شفاعت» نادرست و یا تحت چه شرایطی، درست است، بنظر میرسد که موضوع شفاعت از آن جهت که «عدالت» خداوندی را زیر سؤال میبرد؛ مورد اشکال باشد.
تصور کنید؛ کسی مرتکب انواع گناه (حتی گناه صغیره) شود و با توسل به کسی، نزد خداوند، گناهانش آمرزیده شود و کس دیگری با گناهان بهمراتب کمتر، برای شفاعت دست به دامان کسی نشود و خداوند او را بخاطر آن گناهان عقوبت کند.!!!
ملانِقی بهشخصه هر وقت کلمه شفاعت را میشنود یاد فیلم سینمایی «کفشهای میرزا نوروز» میافتد. در این فیلم هرگاه خطایی از میرزانوروز سر میزد، بلافاصله تاجر معروف شهر که نزد حاکم مقامی داشت و اتفاقا از بستگان میرزا نوروز هم بود، به حاکم متوسل میشد تا از خطای او چشمپوشی کند و یا در مجازاتش تخفیف داده شود.
از نگاه دیگر؛ ما که اعتقاد داریم خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتر است، چرا برای شفاعت به خود او متوسل نشویم؟ چرا حداقل به پیامبرش که واسطه وحی بین خداوند و مردم بوده متوسل نشویم؟ چرا به کسانی متوسل میشویم که تنها به گمان ما، جانشینان پیامبر بودهاند؟ جالبتر اینکه بعضیها به فرزندان این جانشینان، مثل رقیه و سکینه و عباس نیز توسل میجویند!
توجه داشته باشید که اکثر مسلمانان، بجز پیامبر کس دیگری را معصوم و عاری از گناه نمیدانند.
آی انسانها!...
... اندکی اندیشه
_______
به کانال 👈👈👈👈 طنز تلخ از ملانقی.👉👉👉👉 بپیوندید.
🆔
✍️ ویرایش قرآن در سدهی چهاردهم
😂. در صفحهی اینترنتی «گفتگوی آزاد نقی» (البته اون نقی با من نقی فرق میکنه) مطلبی جالب در مورد «اشکالات صوری قرآن» خواندم که حیفم آمد آن را با دوستان و همراهانم درمیان نگذارم:
این بحث دربارهی آیهی ۶۴ سورهی اسراء میباشد. ابتدا نگاهی به اصل آیه میاندازیم:
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ «وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ» وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا .
در فارسی این آیه را بدینصورت معنی کردهاند: و از ايشان هر که را توانستى با آواى خود تحريک کن و با سواران و پيادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شرکت کن و به ايشان وعده بده و شيطان جز فريب به آنها وعده نمىدهد.
در این آیه، عبارتی هست که به شیطان میگوید برو هرکاری دلت میخواهد بکن و مردم را فریب بده. به این بخش از آیه دقت کنید: اجلب علیهم بخیلک و رجلک. یعنی بر آن ها فریاد کن به اسبت و مردت.
مفسرین اینگونه تفسیر کردهاند که یعنی سواره نظام و پیاده نظامت را به سوی آنان «گسیل» کن.
اشتباهات دستوری این ترجمه در این است که اولا واژه اجلب یعنی فریاد بزن، در موقعی بهکار میرود که کسی حیوانات را با فریاد میراند (میگویند جلب). اما مفسران این آیه نمیگویند که بر اسبهایت فریاد بزن بلکه میگویند بر آنها فریاد بزن. که اصلا معنی درستی نمیدهد. ثانیاً مگر شیطان اسب سوار و پیاده نظام دارد؟
خوب پس داستان چیست؟
خطی که قرآن با آن نگاشته شده، نقطه نداشته است. بعدها افرادی سعی کردهاند قرآن را به زبان عربی بنگارند. آنها خیلی جاها براثر حدسیات خود واژهها را نقطهگذاری کردهاند. بیایید این آیه را جور دیگری نقطهگذاری کنیم:
(آنچه در متن عربی قرآنهای موجود است) «اجلب علیهم بخیلک و رجلک»
(آنچه پیشنهاد من است) «اخلب علیهم بحیلک و زجلک»، که اینچنین معنی میدهد:
اخلب؛ یعنی با صدای نرم و نازک کسی را فریفتن و دل او را بدست آوردن. حیل؛ جمع حیله یعنی فریبها. زجل؛ کلام مسحور کننده و آهنگین، طرب و غنی.
حالا معنی آیه درست میشود: «ای شیطان با حیله ها و آوازهای مسحور کننده خود آن ها را بفریب». خوب است بدانید که این معنی کاملا با قسمت اول آیه که میگوید: «هرکدام از آنها را که توانستی با صدای خودت تحریک کن» کاملا همخوانی دارد.
میبینید که نویسندگان قرآن در قرون بعد از محمد حتی در نقطهگذاری هم دقت لازم را نداشتهاند.
منبع: www.facebook.com/Free.Speech.Naghi/posts/486047781476127
😂 در این رابطه ظریفی گفت: «قرآن شما مسلمونا رو هم ما کافرا باید ویرایش کنیم» 😳😊
به کانال 👈 طنز تلخ از ملا نِقی👉 بپیوندید
😂. در صفحهی اینترنتی «گفتگوی آزاد نقی» (البته اون نقی با من نقی فرق میکنه) مطلبی جالب در مورد «اشکالات صوری قرآن» خواندم که حیفم آمد آن را با دوستان و همراهانم درمیان نگذارم:
این بحث دربارهی آیهی ۶۴ سورهی اسراء میباشد. ابتدا نگاهی به اصل آیه میاندازیم:
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ «وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ» وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا .
در فارسی این آیه را بدینصورت معنی کردهاند: و از ايشان هر که را توانستى با آواى خود تحريک کن و با سواران و پيادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شرکت کن و به ايشان وعده بده و شيطان جز فريب به آنها وعده نمىدهد.
در این آیه، عبارتی هست که به شیطان میگوید برو هرکاری دلت میخواهد بکن و مردم را فریب بده. به این بخش از آیه دقت کنید: اجلب علیهم بخیلک و رجلک. یعنی بر آن ها فریاد کن به اسبت و مردت.
مفسرین اینگونه تفسیر کردهاند که یعنی سواره نظام و پیاده نظامت را به سوی آنان «گسیل» کن.
اشتباهات دستوری این ترجمه در این است که اولا واژه اجلب یعنی فریاد بزن، در موقعی بهکار میرود که کسی حیوانات را با فریاد میراند (میگویند جلب). اما مفسران این آیه نمیگویند که بر اسبهایت فریاد بزن بلکه میگویند بر آنها فریاد بزن. که اصلا معنی درستی نمیدهد. ثانیاً مگر شیطان اسب سوار و پیاده نظام دارد؟
خوب پس داستان چیست؟
خطی که قرآن با آن نگاشته شده، نقطه نداشته است. بعدها افرادی سعی کردهاند قرآن را به زبان عربی بنگارند. آنها خیلی جاها براثر حدسیات خود واژهها را نقطهگذاری کردهاند. بیایید این آیه را جور دیگری نقطهگذاری کنیم:
(آنچه در متن عربی قرآنهای موجود است) «اجلب علیهم بخیلک و رجلک»
(آنچه پیشنهاد من است) «اخلب علیهم بحیلک و زجلک»، که اینچنین معنی میدهد:
اخلب؛ یعنی با صدای نرم و نازک کسی را فریفتن و دل او را بدست آوردن. حیل؛ جمع حیله یعنی فریبها. زجل؛ کلام مسحور کننده و آهنگین، طرب و غنی.
حالا معنی آیه درست میشود: «ای شیطان با حیله ها و آوازهای مسحور کننده خود آن ها را بفریب». خوب است بدانید که این معنی کاملا با قسمت اول آیه که میگوید: «هرکدام از آنها را که توانستی با صدای خودت تحریک کن» کاملا همخوانی دارد.
میبینید که نویسندگان قرآن در قرون بعد از محمد حتی در نقطهگذاری هم دقت لازم را نداشتهاند.
منبع: www.facebook.com/Free.Speech.Naghi/posts/486047781476127
😂 در این رابطه ظریفی گفت: «قرآن شما مسلمونا رو هم ما کافرا باید ویرایش کنیم» 😳😊
به کانال 👈 طنز تلخ از ملا نِقی👉 بپیوندید
Facebook
Log in or sign up to view
See posts, photos and more on Facebook.
در اینترنت چشمم افتاد به «برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی»؛ که عکس صفحهی اولش را گذاشتم اینجا.
به اعداد و ارقام جدول که نگاه کردم، اول فکر کردم این برنامه ماله توسعهی اقتصادی عراقه! اما پیش خودم حساب کردم اینا (منظورم حکومت اسلامی جاعشه) که اصلاً تو کار کشورای دیگه دخالت نمیکنن!
بعد فکر کردم شاید منظورشان سال 1396 تا 1400 قمریه؛ اما دیدم اون موقع که عبدالله ریاضی رییس مجلس بوده، اونم مجلس شورای ملی، نه مجلس شورای اسلامی!
بعد فکر کردم شاید در ردیف تورم بجای درصد باید مینوشتند «برابر»؛ یعنی مثلا تورم در سال 96، افزایش 8 و 3دهم درصدی نداشته، بلکه 8و 3دهم برابر شده؛ که دیدم باز درست نیست!
خلاصه عقلم بهجایی قد نداد و آخر سر به این نتیجه رسیدم که این برنامه مثل اون حسابهاییه که بقول اون ضربالمثل «کور ه واسه فلانش میکرده»
______
به کانال 👈👈👈طنز تلخ👉👉👉 از ملا نقی بپیوندید
به اعداد و ارقام جدول که نگاه کردم، اول فکر کردم این برنامه ماله توسعهی اقتصادی عراقه! اما پیش خودم حساب کردم اینا (منظورم حکومت اسلامی جاعشه) که اصلاً تو کار کشورای دیگه دخالت نمیکنن!
بعد فکر کردم شاید منظورشان سال 1396 تا 1400 قمریه؛ اما دیدم اون موقع که عبدالله ریاضی رییس مجلس بوده، اونم مجلس شورای ملی، نه مجلس شورای اسلامی!
بعد فکر کردم شاید در ردیف تورم بجای درصد باید مینوشتند «برابر»؛ یعنی مثلا تورم در سال 96، افزایش 8 و 3دهم درصدی نداشته، بلکه 8و 3دهم برابر شده؛ که دیدم باز درست نیست!
خلاصه عقلم بهجایی قد نداد و آخر سر به این نتیجه رسیدم که این برنامه مثل اون حسابهاییه که بقول اون ضربالمثل «کور ه واسه فلانش میکرده»
______
به کانال 👈👈👈طنز تلخ👉👉👉 از ملا نقی بپیوندید
🏹 نقاط ضعف و قوت حکومت 🕷
#اسلام_جاعشی آنقدر قوی و محکم است که با هزاران میلیارد تومان اختلاس، آب از آبش تکان نمیخورد
و از طرفی آنقدر ضعیف است که به تار مویی از زنان بند است!
#اسلام_جاعشی آنقدر قوی و محکم است که اگر خروارها اسناد و مدارک سری و فوق سریاش توسط اسرائیل به سرقت رود، کک هیچکس نمیگزد،
از طرفی آنقدر ضعیف است که امنیتش با فعالیت یک کارشناس محیطزیست در بیابان و دشت به خطر میافتد!
#اسلام_جاعشی آنقدر قوی و محکم است که اگر گروه گروه کارگر حقوق نگرفته و سپردهگذار مالباخته و کشاورز و معلم و زلزلهزده و سیلزده و .... به حکومت معترض باشند، هیچکس را باکی نیست، چونکه پشتش به حشدالشعبی و فاطمیون و حزبالله و غیره گرم است؛
و از طرفی آنقدر ضعیف است که با فعالیت یک نفر در فضای مجازی، ارکان حکومتش به لرزه میافتد. #ستار_بهشتی
—---—
به کانال طنز تلخ از ملانِقی بپیوندید 👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5_DpqrMwE81zA
#اسلام_جاعشی آنقدر قوی و محکم است که با هزاران میلیارد تومان اختلاس، آب از آبش تکان نمیخورد
و از طرفی آنقدر ضعیف است که به تار مویی از زنان بند است!
#اسلام_جاعشی آنقدر قوی و محکم است که اگر خروارها اسناد و مدارک سری و فوق سریاش توسط اسرائیل به سرقت رود، کک هیچکس نمیگزد،
از طرفی آنقدر ضعیف است که امنیتش با فعالیت یک کارشناس محیطزیست در بیابان و دشت به خطر میافتد!
#اسلام_جاعشی آنقدر قوی و محکم است که اگر گروه گروه کارگر حقوق نگرفته و سپردهگذار مالباخته و کشاورز و معلم و زلزلهزده و سیلزده و .... به حکومت معترض باشند، هیچکس را باکی نیست، چونکه پشتش به حشدالشعبی و فاطمیون و حزبالله و غیره گرم است؛
و از طرفی آنقدر ضعیف است که با فعالیت یک نفر در فضای مجازی، ارکان حکومتش به لرزه میافتد. #ستار_بهشتی
—---—
به کانال طنز تلخ از ملانِقی بپیوندید 👇👇
🆔 https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5_DpqrMwE81zA
Telegram
طنز تلخ
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
@Alipoor_Iman
@Alipoor_Iman
سرگرمیهای مقامات نظام
سال۸۳: هاشمی شاهرودی، لایحه حقوق شهروندی را ابلاغ کرد.
سال۹۵: به دستور روحانی، منشور حقوق شهروندی ابلاغ شد.
سال۹۸: رئیسی دستور داد لایحه حقوق شهروندی تهیه شود.
توییتر رضا حقیقتنژاد
_____
به این بهانه نگاهی میکنیم به مطالبی که در سال ۹۵ درباره #حقوق_شهروندی منتشر شده بود.
👇👇👇
سال۸۳: هاشمی شاهرودی، لایحه حقوق شهروندی را ابلاغ کرد.
سال۹۵: به دستور روحانی، منشور حقوق شهروندی ابلاغ شد.
سال۹۸: رئیسی دستور داد لایحه حقوق شهروندی تهیه شود.
توییتر رضا حقیقتنژاد
_____
به این بهانه نگاهی میکنیم به مطالبی که در سال ۹۵ درباره #حقوق_شهروندی منتشر شده بود.
👇👇👇
👎 منشور حقوق شهروندی-1
بالاخره پس از سهسال و نیم تلاش بیوقفه و بیشائبه رئیسجمهور محترم حکومت اسلامی، #منشور_حقوق_شهروندی تدوین شد و برای اطلاع عموم مردم منتشر گردید. رئیسجمهور محترم زحمت کشیده خبر آن را برای تمامی مردم ایران بصورت پیامک ارسال کردند تا در صورت تمایل آن را از اینترنت دانلود کرده و بخوانند.
اما از آنجا که اکثر مردم هم به اینترنت دسترسی ندارند و هم آنچنان اهل مطالعه نیستند تا حوصله کنند و 21 صفحه منشور را بخوانند؛ ما زحمت کشیده آن را خلاصه کرده و ذیلاً به اطلاع میرسانیم.
منشور حقوق شهروندی در 22 بخش و 120 ماده تدوین گردیده که خلاصهی هر بخش به این شرح میباشد:
👍 الف- حق حیات، سلامت و کیفیت زندگی: همهی مردم حق حیات دارند مگر آنانکه بهموجب قانون به اعدام محکوم میشوند و یا کسانی که در اثر سوانح رانندگی و یا سوانح طبیعی جان به جانآفرین تسلیم میکنند. همچنین همهی مردم حق دارند زندگیای با کیفیت و در شأن یک مملکت بر روی نفت خوابیده داشته باشند و در کمال سلامت و شادابی زندگی کنند. در این رابطه توصیه میشود در هوای آلوده بیرون نروند، غذاهای آلوده به انواع مواد صنعتی نخورند، تا حد امکان از امواج پارازیتی که برای اختلال بر امواج ماهوارهها صادر میشود؛ دوری کنند. هیچکس حق تعرض و آزار جنسی کودکان را ندارد مگر آنکه فاعل قاری قرآن باشد و یا مفعول قول دهد به قوه قضائیه شکایت نکند (ماده 4).
👍 ب- حق کرامت و برابري انسانی: همهی انسانها با هم برابرند. البته آنانکه جای مهر بر پیشانی دارند و یا محاسن بلندی دارند و از چفیه استفاده میکنند برابرترند. همگان موظفند کرامت یکدیگر را رعایت کنند مخصوصاً ارباب رجوع ادارات باید به کارمندان ادارات احترام بگذارند تا آنان بتوانند سر فرصت کار ارباب رجوع را راه بیاندازند. اعمال هرگونه تبعیض ناروا بهویژه در دسترسی شهروندان به خدمات عمومی نظیر خدمات بهداشتی و فرصتهاي شغلی و آموزشی ممنوع است (ماده 8) مگر آنکه بر سر #سفرهی_انقلاب ننشسته باشد..
پ- حق آزادي و امنیت شهروندی: همهی مردم آزادند هر کاری دلشان خواست بکنند فقط باید سعی کنند از چارچوب قانون خارج نشوند بحمدلله این چارچوب آنقدر گل و گشاد هست که محدودیتی برای کسی ایجاد نکند. امنیت هم حق هرشهروند است. خدارو شکر الان در مملکت امنیت کامل برقرار است و ما این امنیت را مدیون #سردار_سلیمانی هستیم. شهروندان حق دارند در صورت «تعرض غیرقانونی» به آزادي و امنیت خود، در حداقل زمان ممکن و با نهایت سهولت به مراجع و مأموران تأمین کننده امنیت عمومی، دسترسی داشته باشند (ماده 14). شهروندان در صورتی که مورد «تعرض قانونی» قرار بگیرند، حق هیچگونه اعتراضی ندارند.
👍 ت- حق مشارکت در تعیین سرنوشت: همه حق دارند در تعیین سرنوشت خود مشارکت داشته باشند و به شخص موردنظر خود که توسط شورای نگهبان تأیید شده است رأی بدهند. شهروندان میتوانند این حق مشارکت را از طریق همهپرسی یا انتخابات آزاد و منصفانه که توسط حکومت و با نظارت شورای نگهبان اجرا میشود، اعمال کنند.
... ادامه دارد ...
به کانال: طنز تلخ بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5_DpqrMwE81zA
بالاخره پس از سهسال و نیم تلاش بیوقفه و بیشائبه رئیسجمهور محترم حکومت اسلامی، #منشور_حقوق_شهروندی تدوین شد و برای اطلاع عموم مردم منتشر گردید. رئیسجمهور محترم زحمت کشیده خبر آن را برای تمامی مردم ایران بصورت پیامک ارسال کردند تا در صورت تمایل آن را از اینترنت دانلود کرده و بخوانند.
اما از آنجا که اکثر مردم هم به اینترنت دسترسی ندارند و هم آنچنان اهل مطالعه نیستند تا حوصله کنند و 21 صفحه منشور را بخوانند؛ ما زحمت کشیده آن را خلاصه کرده و ذیلاً به اطلاع میرسانیم.
منشور حقوق شهروندی در 22 بخش و 120 ماده تدوین گردیده که خلاصهی هر بخش به این شرح میباشد:
👍 الف- حق حیات، سلامت و کیفیت زندگی: همهی مردم حق حیات دارند مگر آنانکه بهموجب قانون به اعدام محکوم میشوند و یا کسانی که در اثر سوانح رانندگی و یا سوانح طبیعی جان به جانآفرین تسلیم میکنند. همچنین همهی مردم حق دارند زندگیای با کیفیت و در شأن یک مملکت بر روی نفت خوابیده داشته باشند و در کمال سلامت و شادابی زندگی کنند. در این رابطه توصیه میشود در هوای آلوده بیرون نروند، غذاهای آلوده به انواع مواد صنعتی نخورند، تا حد امکان از امواج پارازیتی که برای اختلال بر امواج ماهوارهها صادر میشود؛ دوری کنند. هیچکس حق تعرض و آزار جنسی کودکان را ندارد مگر آنکه فاعل قاری قرآن باشد و یا مفعول قول دهد به قوه قضائیه شکایت نکند (ماده 4).
👍 ب- حق کرامت و برابري انسانی: همهی انسانها با هم برابرند. البته آنانکه جای مهر بر پیشانی دارند و یا محاسن بلندی دارند و از چفیه استفاده میکنند برابرترند. همگان موظفند کرامت یکدیگر را رعایت کنند مخصوصاً ارباب رجوع ادارات باید به کارمندان ادارات احترام بگذارند تا آنان بتوانند سر فرصت کار ارباب رجوع را راه بیاندازند. اعمال هرگونه تبعیض ناروا بهویژه در دسترسی شهروندان به خدمات عمومی نظیر خدمات بهداشتی و فرصتهاي شغلی و آموزشی ممنوع است (ماده 8) مگر آنکه بر سر #سفرهی_انقلاب ننشسته باشد..
پ- حق آزادي و امنیت شهروندی: همهی مردم آزادند هر کاری دلشان خواست بکنند فقط باید سعی کنند از چارچوب قانون خارج نشوند بحمدلله این چارچوب آنقدر گل و گشاد هست که محدودیتی برای کسی ایجاد نکند. امنیت هم حق هرشهروند است. خدارو شکر الان در مملکت امنیت کامل برقرار است و ما این امنیت را مدیون #سردار_سلیمانی هستیم. شهروندان حق دارند در صورت «تعرض غیرقانونی» به آزادي و امنیت خود، در حداقل زمان ممکن و با نهایت سهولت به مراجع و مأموران تأمین کننده امنیت عمومی، دسترسی داشته باشند (ماده 14). شهروندان در صورتی که مورد «تعرض قانونی» قرار بگیرند، حق هیچگونه اعتراضی ندارند.
👍 ت- حق مشارکت در تعیین سرنوشت: همه حق دارند در تعیین سرنوشت خود مشارکت داشته باشند و به شخص موردنظر خود که توسط شورای نگهبان تأیید شده است رأی بدهند. شهروندان میتوانند این حق مشارکت را از طریق همهپرسی یا انتخابات آزاد و منصفانه که توسط حکومت و با نظارت شورای نگهبان اجرا میشود، اعمال کنند.
... ادامه دارد ...
به کانال: طنز تلخ بپیوندید
https://t.me/joinchat/AAAAAEAzI5_DpqrMwE81zA
Telegram
طنز تلخ
افاضات ملا نِقی و مریدان و مرادان
@Alipoor_Iman
@Alipoor_Iman