بنبست اداری در برابر تحصیل مهرداد گریوانی، زندانی سیاسی پذیرفتهشده در دانشگاه
طبق گزارش منتشر شده در صفحه اینستاگرام سپیدهدم، مهرداد گریوانی، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، پس از سالها حبس موفق شد در کنکور سراسری ۱۴۰۴ در رشته مدیریت مالی پذیرفته شود. او تحصیل را راهی برای امیدواری، حفظ انگیزه در شرایط سخت زندان و همچنین آمادگی برای بازسازی ایران در آینده میداند.
با این حال، ثبتنام او در دانشگاه با مانعی جدی روبهرو شده است. دانشگاه از او خواسته وضعیت معافیت سربازیاش مشخص شود، اما پیگیریهای خانواده در بنبست قرار گرفته است: سازمان نظام وظیفه خواستار مراجعه حضوری خود مهرداد است، زندان اوین از صدور نامه رسمی خودداری میکند و دادیار زندان نیز هیچ همکاری نشان نداده است.
این دور باطل، آینده تحصیلی مهرداد را در آستانه نابودی قرار داده و تنها چند روز به پایان مهلت ثبتنام باقی مانده است. خانواده او تأکید دارند که جلوگیری از ثبتنام، نقض آشکار حق تحصیل است و از نهادهای مدنی و حقوق بشری خواستهاند برای حفظ این حق بدیهی صدای مهرداد باشند.
مهرداد گریوانی، شهروند ساکن تهران دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند. وی پیشتر توسط دادگاه انقلاب به پنج سال حبس و مجازات های تکمیلی محکوم شده بود.
مهرداد گریوانی در سال ۱۳۹۵، با اتهام “اجتماع و تبانی” بازداشت شد.
وی در تاریخ یازدهم مردادماه ۱۳۹۶، با تودیع وثیقه آزاد شد.
نهایتا وی در سال ۱۳۹۸ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت» به پنج سال زندان، دو سال محرومیت از عضویت در احزاب سیاسی، شبکههای اجتماعی و مطبوعات و همچنین دو سال ممنوعیت خروج از کشور، محکوم شد. یکی از مصادیق اتهام وی، «همکاری با مدیر آمدنیوز» بود.
آقای گریوانی در تاریخ دوم آذرماه ۱۳۹۹ نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا و پس از آن به زندان اوین منتقل شد.
وی نهایتا با تودیع وثیقه آزاد شد.
آقای گریوانی از شهریور ماه ۱۴۰۲ در پی دریافت احضاریه برای تحمل دوران محکومیت، راهی زندان شد.
مهرداد گریوانی از سال ۱۳۹۵ تا کنون با پروندهسازیهای متعددی مواجه شده است. گفته میشود، در یکی از پروندهها، شاکی خصوصی او «سعید طوسی» قاری قرآن فاسد و البته معتمد علی خامنهای بود.
مهرداد گریوانی اصولاً نباید در زندان باشد، چه رسد به این که برای تحصیل او مانع ایجاد شود.
مرتبط:
روایت مهرداد گریوانی از نوروز در زندان
https://tavaana.org/norouzinprison_gerivani/
#مهرداد_گریوانی #حق_تحصیل #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طبق گزارش منتشر شده در صفحه اینستاگرام سپیدهدم، مهرداد گریوانی، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، پس از سالها حبس موفق شد در کنکور سراسری ۱۴۰۴ در رشته مدیریت مالی پذیرفته شود. او تحصیل را راهی برای امیدواری، حفظ انگیزه در شرایط سخت زندان و همچنین آمادگی برای بازسازی ایران در آینده میداند.
با این حال، ثبتنام او در دانشگاه با مانعی جدی روبهرو شده است. دانشگاه از او خواسته وضعیت معافیت سربازیاش مشخص شود، اما پیگیریهای خانواده در بنبست قرار گرفته است: سازمان نظام وظیفه خواستار مراجعه حضوری خود مهرداد است، زندان اوین از صدور نامه رسمی خودداری میکند و دادیار زندان نیز هیچ همکاری نشان نداده است.
این دور باطل، آینده تحصیلی مهرداد را در آستانه نابودی قرار داده و تنها چند روز به پایان مهلت ثبتنام باقی مانده است. خانواده او تأکید دارند که جلوگیری از ثبتنام، نقض آشکار حق تحصیل است و از نهادهای مدنی و حقوق بشری خواستهاند برای حفظ این حق بدیهی صدای مهرداد باشند.
مهرداد گریوانی، شهروند ساکن تهران دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند. وی پیشتر توسط دادگاه انقلاب به پنج سال حبس و مجازات های تکمیلی محکوم شده بود.
مهرداد گریوانی در سال ۱۳۹۵، با اتهام “اجتماع و تبانی” بازداشت شد.
وی در تاریخ یازدهم مردادماه ۱۳۹۶، با تودیع وثیقه آزاد شد.
نهایتا وی در سال ۱۳۹۸ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی از بابت اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت» به پنج سال زندان، دو سال محرومیت از عضویت در احزاب سیاسی، شبکههای اجتماعی و مطبوعات و همچنین دو سال ممنوعیت خروج از کشور، محکوم شد. یکی از مصادیق اتهام وی، «همکاری با مدیر آمدنیوز» بود.
آقای گریوانی در تاریخ دوم آذرماه ۱۳۹۹ نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا و پس از آن به زندان اوین منتقل شد.
وی نهایتا با تودیع وثیقه آزاد شد.
آقای گریوانی از شهریور ماه ۱۴۰۲ در پی دریافت احضاریه برای تحمل دوران محکومیت، راهی زندان شد.
مهرداد گریوانی از سال ۱۳۹۵ تا کنون با پروندهسازیهای متعددی مواجه شده است. گفته میشود، در یکی از پروندهها، شاکی خصوصی او «سعید طوسی» قاری قرآن فاسد و البته معتمد علی خامنهای بود.
مهرداد گریوانی اصولاً نباید در زندان باشد، چه رسد به این که برای تحصیل او مانع ایجاد شود.
مرتبط:
روایت مهرداد گریوانی از نوروز در زندان
https://tavaana.org/norouzinprison_gerivani/
#مهرداد_گریوانی #حق_تحصیل #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊20❤4👍2
بیانیه جمعی از فعالان سیاسی درباره لزوم آزادی زندانیان سالخورده و بیمار
جمعی از فعالان سیاسی داخل و خارج از ایران که در بین آنها اسامی چند زندانی سیاسی کنونی و سابق به چشم میخورد، با انتشار بیانیهای خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی سالمند و بیمار شدند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
در شرایطی که زندانهای جمهوری اسلامی حتی پاسخگوی ابتداییترین نیازهای انسانی نیستند، تداوم بازداشت زندانیان سیاسی و عقیدتیِ سالخورده و بیمار، چیزی جز نقض آشکار حقوق بشر و نقض صریح قوانین داخلی و بینالمللی نیست.
زندانیانی چون ابوالفضل قدیانی، کیوان رحیمیان، فریبا کمالآبادی، فاطمه سپهری، ماشاالله کرمی، کاظم علینژاد، ناهید شیرپیشه، رضا سلمانزاده، علی معزی، علیاصغر حسنی، اسدالله هادی، محمد نوریزاد، رضا اکبریمنفرد، یوسف یونسی، معصومه عسکری، هاشم خواستار، جواد لعلمحمدی، عباس واحدیان شاهرودی، عبدالرسول مرتضوی، ابوالحسن منتظر، کمال جعفری یزدی، محمد باقر بختیار، ناهید خداجو، نسرین جوادی، آذر کوروندی موسیزاده، مولود صفایی، کبری بیگی، مینا خواجوی، زهرا صفایی، مهران رئوف، محمدباقر بختیار و بسیاری زندانیان دیگر، یا در سنین بالا هستند یا به بیماریهای مزمن و جدی دچارند. محرومکردن آنان از حق درمان، در حقیقت نوعی «اعدام خاموش» است که به تدریج جان و سلامتی آنان را میگیرد.
قوانین ایران نیز بر «حق دسترسی به درمان مناسب برای همه زندانیان» تأکید دارد. جمهوری اسلامی حتی به همین قوانین خود نیز پایبند نیست. امروز خانوادههای بسیاری در نگرانی و اضطراب دائمی بهسر میبرند، زیرا عزیزانشان با وجود بیماریهای قلبی، ریوی، کلیوی و یا شرایط جسمی خاص، در زندان رها شده و از دارو و مراقبت پزشکی محرومند.
در حال حاضر اکثریت زندانیان سیاسی به مشکلات گوارشی و بیماریهایی مانند دردهای مفصلی، مشکلات بینایی، مشکلات دندان، اعصاب و روان که بر اثر شکنجهها و فشارهای شدید امنیتی ایجاد شده، دچار هستند.
ما تأکید میکنیم که آزادی فوری این زندانیان نه فقط یک ضرورت انسانی بلکه یک مطالبه حقوقی و مدنی است. زندانیکردن افراد به خاطر عقیده و اعتراض، خود غیرقانونی است؛ اما زندانیکردن بیماران و سالخوردگان و محرومکردن آنان از درمان، مصداق روشن شکنجه است.
از جامعه مدنی، نهادهای حقوق بشری، و وجدانهای بیدار میخواهیم که بر این خواسته پافشاری کنند:
آزادی فوری زندانیان سالخورده و بیمار، پیش از آنکه دیر شود.
امضاکنندگان:
زهره سرو
گلاره عباسی
پریوش مسلمی
مسعود وظیفه
پیام باستانی
سامان رضایی
عبدالله عالیجانی اردشیر
حامد وظیفه
خلیل جعفری
مینو روزهدار
پرفسور سیف اهدایی
دکتر نیما بهرامی
دکتر ندا پلار
سرهنگ پولاد علیآبادی
هاشم امینی
مظاهر حیدری
ابراهیم رحیمی
کامران چاهتل
ژیلا عمرانی
اریاسب باوند
محمد رضا خسروی
روح الله سلیمانی دشتکی
سیروس کرکی
سینا مالکی
آرش مرادی
#زندانی_سیاسی #حق_درمان #آزادی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جمعی از فعالان سیاسی داخل و خارج از ایران که در بین آنها اسامی چند زندانی سیاسی کنونی و سابق به چشم میخورد، با انتشار بیانیهای خواستار آزادی فوری زندانیان سیاسی سالمند و بیمار شدند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
در شرایطی که زندانهای جمهوری اسلامی حتی پاسخگوی ابتداییترین نیازهای انسانی نیستند، تداوم بازداشت زندانیان سیاسی و عقیدتیِ سالخورده و بیمار، چیزی جز نقض آشکار حقوق بشر و نقض صریح قوانین داخلی و بینالمللی نیست.
زندانیانی چون ابوالفضل قدیانی، کیوان رحیمیان، فریبا کمالآبادی، فاطمه سپهری، ماشاالله کرمی، کاظم علینژاد، ناهید شیرپیشه، رضا سلمانزاده، علی معزی، علیاصغر حسنی، اسدالله هادی، محمد نوریزاد، رضا اکبریمنفرد، یوسف یونسی، معصومه عسکری، هاشم خواستار، جواد لعلمحمدی، عباس واحدیان شاهرودی، عبدالرسول مرتضوی، ابوالحسن منتظر، کمال جعفری یزدی، محمد باقر بختیار، ناهید خداجو، نسرین جوادی، آذر کوروندی موسیزاده، مولود صفایی، کبری بیگی، مینا خواجوی، زهرا صفایی، مهران رئوف، محمدباقر بختیار و بسیاری زندانیان دیگر، یا در سنین بالا هستند یا به بیماریهای مزمن و جدی دچارند. محرومکردن آنان از حق درمان، در حقیقت نوعی «اعدام خاموش» است که به تدریج جان و سلامتی آنان را میگیرد.
قوانین ایران نیز بر «حق دسترسی به درمان مناسب برای همه زندانیان» تأکید دارد. جمهوری اسلامی حتی به همین قوانین خود نیز پایبند نیست. امروز خانوادههای بسیاری در نگرانی و اضطراب دائمی بهسر میبرند، زیرا عزیزانشان با وجود بیماریهای قلبی، ریوی، کلیوی و یا شرایط جسمی خاص، در زندان رها شده و از دارو و مراقبت پزشکی محرومند.
در حال حاضر اکثریت زندانیان سیاسی به مشکلات گوارشی و بیماریهایی مانند دردهای مفصلی، مشکلات بینایی، مشکلات دندان، اعصاب و روان که بر اثر شکنجهها و فشارهای شدید امنیتی ایجاد شده، دچار هستند.
ما تأکید میکنیم که آزادی فوری این زندانیان نه فقط یک ضرورت انسانی بلکه یک مطالبه حقوقی و مدنی است. زندانیکردن افراد به خاطر عقیده و اعتراض، خود غیرقانونی است؛ اما زندانیکردن بیماران و سالخوردگان و محرومکردن آنان از درمان، مصداق روشن شکنجه است.
از جامعه مدنی، نهادهای حقوق بشری، و وجدانهای بیدار میخواهیم که بر این خواسته پافشاری کنند:
آزادی فوری زندانیان سالخورده و بیمار، پیش از آنکه دیر شود.
امضاکنندگان:
زهره سرو
گلاره عباسی
پریوش مسلمی
مسعود وظیفه
پیام باستانی
سامان رضایی
عبدالله عالیجانی اردشیر
حامد وظیفه
خلیل جعفری
مینو روزهدار
پرفسور سیف اهدایی
دکتر نیما بهرامی
دکتر ندا پلار
سرهنگ پولاد علیآبادی
هاشم امینی
مظاهر حیدری
ابراهیم رحیمی
کامران چاهتل
ژیلا عمرانی
اریاسب باوند
محمد رضا خسروی
روح الله سلیمانی دشتکی
سیروس کرکی
سینا مالکی
آرش مرادی
#زندانی_سیاسی #حق_درمان #آزادی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍23❤8
Forwarded from گفتوشنود
آرش صادقی،فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق، در آستانه سالگرد تحصیلی جدید و با اشاره به وضعیت دانشآموزان بهائی در حساب کاربری خود نوشت:
در روزهایی که داوطلبان کنکور با شور و شوق برای آگاهی از رتبه و تراز و انتخاب رشته تلاش میکنند، یادی کنیم از شهروندان بهایی که بیش از چهار دهه است که از تحصیلات عالی محروم هستند و این در حالی است که طبق اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی"دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای "همه ملت" تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را برای "تمام افراد جامعه" به طور رایگان گسترش دهد.
نکته جالب توجه این است که شهروندان بهایی هم مثل همه افراد جامعه مالیات پرداخت میکنند ولی از بسیاری از حقوق شهروندی از جمله حق تحصیل ، حق کار در بسیاری از مشاغل و حتی حق دفن اموات خود در قبرستان نیز محرومند.
۳۸ سال بعد از تاسیس موسسه علمی آزاد بهاییان، همچنان استادان و مدرسان این موسسه زندانی میشوند.
این موسسه در سال ۱۳۶۶ با هدف تامین نیازهای تحصیلی جوانان بهایی تاسیس شد که پس از انقلاب از ورود به دانشگاههای محروم شدند.
با تعدادی از استادان و مدرسان این دانشگاه در زندان همبند بودم.
نکته جالب این بود که تقریبا تمام این افراد پس از ماهها انفرادی تنها دو یا سه روز پس از انتقال به بند عمومی با اعلام امادگی برای تدریس و شوقی وصف ناپذیر شروع به آموزش دروس مختلف به زندانیان(سیاسی و غیر سیاسی) میکردند.
همیشه تعهد و عشق این افراد به آحاد جامعه، برایم ستودنی بود و تلاش کردم این مولفه ها را از آنها بیاموزم.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #حق_تحصیل #بهائی_بودن_جرم_نیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آرش صادقی،فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی سابق، در آستانه سالگرد تحصیلی جدید و با اشاره به وضعیت دانشآموزان بهائی در حساب کاربری خود نوشت:
در روزهایی که داوطلبان کنکور با شور و شوق برای آگاهی از رتبه و تراز و انتخاب رشته تلاش میکنند، یادی کنیم از شهروندان بهایی که بیش از چهار دهه است که از تحصیلات عالی محروم هستند و این در حالی است که طبق اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی"دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای "همه ملت" تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را برای "تمام افراد جامعه" به طور رایگان گسترش دهد.
نکته جالب توجه این است که شهروندان بهایی هم مثل همه افراد جامعه مالیات پرداخت میکنند ولی از بسیاری از حقوق شهروندی از جمله حق تحصیل ، حق کار در بسیاری از مشاغل و حتی حق دفن اموات خود در قبرستان نیز محرومند.
۳۸ سال بعد از تاسیس موسسه علمی آزاد بهاییان، همچنان استادان و مدرسان این موسسه زندانی میشوند.
این موسسه در سال ۱۳۶۶ با هدف تامین نیازهای تحصیلی جوانان بهایی تاسیس شد که پس از انقلاب از ورود به دانشگاههای محروم شدند.
با تعدادی از استادان و مدرسان این دانشگاه در زندان همبند بودم.
نکته جالب این بود که تقریبا تمام این افراد پس از ماهها انفرادی تنها دو یا سه روز پس از انتقال به بند عمومی با اعلام امادگی برای تدریس و شوقی وصف ناپذیر شروع به آموزش دروس مختلف به زندانیان(سیاسی و غیر سیاسی) میکردند.
همیشه تعهد و عشق این افراد به آحاد جامعه، برایم ستودنی بود و تلاش کردم این مولفه ها را از آنها بیاموزم.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #حق_تحصیل #بهائی_بودن_جرم_نیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍23🕊5💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تحقق حق دادخواهی، نیازمند وجود نظامی دموکراتیک است
«حق دادخواهی از حقوق اساسی فردی است که در اسناد بینالمللی به رسمیت شناخته شده و ضمانت اجرایی هم دارد. میتوانیم اسناد و مدارک دقیق و متقن را به کمیسیون کشف حقیقت انتقال دهیم. این کمیسیونها موظف به رسیدگی به شکایات افرادی هستند که توسط جمهوری اسلامی مورد جنایت قرار گرفتهاند.»
نیره انصاری، حقوقدان، در برنامه بگو-بشنو ۵۹ با عنوان «هیئت مرگ و دیگریسازی برای حذف» میگوید: «تحقق حق دادخواهی، نیازمند وجود نظامی دموکراتیک است.»
این برنامه دوم خرداد ۱۴۰۳ با حضور مجید محمدی، جامعهشناس، نیره انصاری، حقوقدان، و شماری از صاحبنظران و کنشگران در اتاق کلابهاوس آموزشکده توانا برگزار شده است.
لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/justice-democratic-system/
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/01W0bqfInJk
#گفتگو_توانا #دادخواهی #حقوق_بشر #حق_دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
«حق دادخواهی از حقوق اساسی فردی است که در اسناد بینالمللی به رسمیت شناخته شده و ضمانت اجرایی هم دارد. میتوانیم اسناد و مدارک دقیق و متقن را به کمیسیون کشف حقیقت انتقال دهیم. این کمیسیونها موظف به رسیدگی به شکایات افرادی هستند که توسط جمهوری اسلامی مورد جنایت قرار گرفتهاند.»
نیره انصاری، حقوقدان، در برنامه بگو-بشنو ۵۹ با عنوان «هیئت مرگ و دیگریسازی برای حذف» میگوید: «تحقق حق دادخواهی، نیازمند وجود نظامی دموکراتیک است.»
این برنامه دوم خرداد ۱۴۰۳ با حضور مجید محمدی، جامعهشناس، نیره انصاری، حقوقدان، و شماری از صاحبنظران و کنشگران در اتاق کلابهاوس آموزشکده توانا برگزار شده است.
لینک وبسایت:
https://dialog.tavaana.org/justice-democratic-system/
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/01W0bqfInJk
#گفتگو_توانا #دادخواهی #حقوق_بشر #حق_دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤11💯9
مسمومیت بیش از نیمی از زندانیان در زندان شیبان اهواز بر اثر غذای فاسد
بر اساس گزارشها، بیش از نیمی از زندانیان زندان مرکزی اهواز (شیبان) به دلیل مصرف غذای آلوده دچار مسمومیت شدید، همراه با اسهال و استفراغ، شدهاند.
منابع داخل زندان میگویند که در هفتههای اخیر تنها مرغ بهعنوان غذای اصلی بین زندانیان توزیع شده، اما مرغها ظاهری غیرعادی داشتهاند؛ رنگ آنها تیره و متمایل به قهوهای بوده و به گفته زندانیان احتمالاً از مرغهای بیمار یا حتی مرده استفاده شده است. همین موضوع منجر به مسمومیت گسترده شده است.
زندان شیبان که از بدنامترین زندانهای ایران محسوب میشود، سالهاست با بحرانهایی چون غذای ناسالم، آب آشامیدنی آلوده و نبود خدمات درمانی کافی روبهرو است. با وجود جمعیت نزدیک به چهار هزار زندانی، تنها یک پزشک زندانی، یک پزشک اداری و یک بهدار در بهداری حضور دارند؛ کمبودی که رسیدگی به وضعیت مسمومان را بسیار دشوار کرده و بحران را شدت بخشیده است.
زندانیان پیشتر بارها نسبت به شرایط بهداشتی و غذایی اعتراض کرده بودند، اما گزارشهای تازه نشان میدهد اوضاع به مرحله بحرانی رسیده و جان هزاران نفر در معرض خطر جدی قرار گرفته است.
زندهیاد عادل کیانپور، چندسال پیش در همین زندان شیبان جانش را در اثر اعتصاب غذا و عدم رسیدگی پزشکی در دوران کرونا از دست داد.
#زندان_شیبان
#حق_زندانی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشها، بیش از نیمی از زندانیان زندان مرکزی اهواز (شیبان) به دلیل مصرف غذای آلوده دچار مسمومیت شدید، همراه با اسهال و استفراغ، شدهاند.
منابع داخل زندان میگویند که در هفتههای اخیر تنها مرغ بهعنوان غذای اصلی بین زندانیان توزیع شده، اما مرغها ظاهری غیرعادی داشتهاند؛ رنگ آنها تیره و متمایل به قهوهای بوده و به گفته زندانیان احتمالاً از مرغهای بیمار یا حتی مرده استفاده شده است. همین موضوع منجر به مسمومیت گسترده شده است.
زندان شیبان که از بدنامترین زندانهای ایران محسوب میشود، سالهاست با بحرانهایی چون غذای ناسالم، آب آشامیدنی آلوده و نبود خدمات درمانی کافی روبهرو است. با وجود جمعیت نزدیک به چهار هزار زندانی، تنها یک پزشک زندانی، یک پزشک اداری و یک بهدار در بهداری حضور دارند؛ کمبودی که رسیدگی به وضعیت مسمومان را بسیار دشوار کرده و بحران را شدت بخشیده است.
زندانیان پیشتر بارها نسبت به شرایط بهداشتی و غذایی اعتراض کرده بودند، اما گزارشهای تازه نشان میدهد اوضاع به مرحله بحرانی رسیده و جان هزاران نفر در معرض خطر جدی قرار گرفته است.
زندهیاد عادل کیانپور، چندسال پیش در همین زندان شیبان جانش را در اثر اعتصاب غذا و عدم رسیدگی پزشکی در دوران کرونا از دست داد.
#زندان_شیبان
#حق_زندانی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤3🕊3
سمیه رشیدی در اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ هنگام شعارنویسی روی دیوارهای محله جوادیه تهران بازداشت شد؛ مأموران او را به بازداشتگاه منتقل کردند و پس از مدتی به بند زنان زندان اوین و پس از حمله اسراییل همراه با سایر زنان زندانی به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
طی ماههای پس از بازداشت گزارشها حاکی از آنست که سمیه بارها دچار تشنج شد اما با کمتوجهی مسئولان زندان و تأخیر در اعزام به بیمارستان روبه رو گردید؛ امری که بار دیگر نشان میدهد بیتوجهی به سلامت زندانیان، رویه همیشگی مسئولان است.
سرانجام اعزام دیرهنگام و کم توجهی مداوم، وضعیت جسمی او را به مرحله ای بحرانی رساند؛ در حال حاضر در کما و با سطح هوشیاری بسیار پایین در بیمارستان بستری است و پزشکان وضعیت او را بحرانی توصیف کردهاند.
امروز در حالی که صدای خانواده و کنشگران تنها سنگر دفاع از جان اوست یادآوری این حقیقت ضروری ست
آنان که در سکوت و گمنامی با شعارنویسی بر دیوارهای شهر روح مبارزه را زنده نگه میدارند با هر خط جوهری که بر بتن سرد میکشند خود چراغ مقاومتاند حتی اگر در سایه ایستاده باشند...
از استوری اینستاگرام مریم بحیوی، زندانی سیاسی سابق
#سمیه_رشیدی #حق_درمان #زندان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طی ماههای پس از بازداشت گزارشها حاکی از آنست که سمیه بارها دچار تشنج شد اما با کمتوجهی مسئولان زندان و تأخیر در اعزام به بیمارستان روبه رو گردید؛ امری که بار دیگر نشان میدهد بیتوجهی به سلامت زندانیان، رویه همیشگی مسئولان است.
سرانجام اعزام دیرهنگام و کم توجهی مداوم، وضعیت جسمی او را به مرحله ای بحرانی رساند؛ در حال حاضر در کما و با سطح هوشیاری بسیار پایین در بیمارستان بستری است و پزشکان وضعیت او را بحرانی توصیف کردهاند.
امروز در حالی که صدای خانواده و کنشگران تنها سنگر دفاع از جان اوست یادآوری این حقیقت ضروری ست
آنان که در سکوت و گمنامی با شعارنویسی بر دیوارهای شهر روح مبارزه را زنده نگه میدارند با هر خط جوهری که بر بتن سرد میکشند خود چراغ مقاومتاند حتی اگر در سایه ایستاده باشند...
از استوری اینستاگرام مریم بحیوی، زندانی سیاسی سابق
#سمیه_رشیدی #حق_درمان #زندان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊3❤1
در سالگرد آغاز جنگ ایران و عراق، روایت تلخی از وضعیت محمدباقر بختیار، از فرماندهان و جانبازان جنگ منتشر شد؛ روایتی به قلم رحیم قمیشی، دیگر جانباز جنگ، که از دیدار تعدادی از رزمندگان جنگ با محمدباقر بختیار که در اثر مخاطرات دوران زندان در بیمارستان بستری شده، نوشته شده است.
آقای قمیشی نوشته؛
«حالا که عوارض شیمیاییاش عود کردهاند! تمام بدنش تاول شده، یک آمپول اشتباهی هر دو پایش را نیمه فلج کرده، از زانو به پایین هیچ حسی ندارد.
✅در سالگرد آغاز جنگ، رفتهام دیدن یکی از یادگارهای آن دوران.
میگویم باقر اگر استخوانهایمان برگشته بود، لابد خیلی احترام داشتیم!
هر دو بغض میکنیم. باقر تازه از زندان اوین آمده بیرون، نمیتواند بخندد، آنهم حالا که عوارض شیمیاییاش عود کردهاند!
تمام بدنش تاول شده، یک آمپول اشتباهی هر دو پایش را نیمه فلج کرده، از زانو به پایین هیچ حسی ندارد.
✅میگوید سوزنی فرو کن تا متوجه شوی دیگر هیچ حسی ندارند.
مگر دلم میآید!
✅موقع عکس یادگاری خواهش میکنم کمی بخندد. نمیتواند!
درکش میکنم. دلش مانده همان زندان.
پیش آنها که کسی به فکرشان نیست.
باقر امروز یاد روزهای جبهه افتاده.
میگوید رحیم، اگر بچهها نبودند من مُرده بودم. ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، مهدی محمودیان از جان برای او مایه گذاشتهاند. میگفت وقتی افتاده بودم و آنها باید به تاولهایم میرسیدند خجالت میکشیدم.
✅همه دوستانی که آمدهاند ملاقاتش از بچههای قدیمی جنگ هستند. بعضی هایشان مثل باقر طعم زندانی پس از پایان جنگ را هم چشیدهاند!
آن که همراه شهید داوود کریمی مظلوم در زندان بوده، میگوید بختیار! تو که وقت خوبی رفتی زندان، اگر آن موقع رفته بودی چه میکردی!؟
آهی میکشد و میگوید حیف داوود اجازه نداده بگویم در آن زندانها چه کشید! هفتهها بدون یک ساعت خواب!
✅میگویم باقر، تو خوب میشوی، میآیی بیرون، بچههای دیگر هم آزاد میشوند، کوچهها را چراغانی میکنیم، خانهها را پر میکنیم از گلهای رز.
نمیدانم چرا باقر بهجای خنده، اشک میریزد.
چطور باید او را بخندانم؟
اتاق بیمارستان پر شده از گل، پر شده از دوستانش.
میگوید قبل از اینکه حکم آزادیام بیاید چهار مامور در بیمارستان همراهم کرده بودند، مراقبم باشند، فرار نکنم، آخر کجا میتوانم بروم من! با این پاها.
آتش است که از سینهاش بیرون میریزد.
میگویم باقر در عراق هم وقتی برای هر کدام از ما اسیرهای بیمار یا مجروح، دو مامور میگذاشتند، میگفتیم چقدر میترسند!
حالا چه بگوییم؟!
✅هر چند دقیقه یک پرستار میآید و آمپولی میزند، میخواهم به پرستارها بگویم شما را بهخدا کمی آرامتر، او جای سالمی ندارد. او دلش شکسته است.
این هفته برای تجلیل از او بوده.
خجالت میکشم.
نمیخواهم جلوی باقر دلگیریام معلوم شود. میگویم کاری دارم، باید زودتر بروم...
باقر نگاهم میکند.
رحیم! ما که نخواستیم وضع مردم این شود!
رحیم! ما که دلمان نمیخواست زندان جای آزادیخواهان باشد.
رحیم! ما که نخواستیم این روزها را
✅بی خداحافظی میآیم بیرون.
باید خانهاش را آماده کنیم.
باید خانوادهاش جشن بگیرند.
با همان دلهای شکسته.
باقر آزاد شده
اگر چه پاهایش حرکت ندارند...
✅چرا خجالت نکشیدند
بچههای جنگ را بخاطر عقایدشان بردند زندان
چرا خجالت نکشیدند
وقتی دستشان به جاسوسهای اسرائیل
به دزدهای بیتالمال نمیرسد
دست از سر دلسوزان منتقد بردارند
چرا خجالت نمیکشند
باقر بختیار را وقتی رها کنند
که تمام بدنش را تاول پوشانده
و پاهایش دیگر حرکت ندارند!
چرا خجالت نمیکشند
شادی را از مردم میگیرند...
✅چرا خجالت نمیکشند
دیگران را آزاد نمیکنند!
ایران را رها نمیکنند...»
ـ لازم به ذکر است که اگرچه محکومیت آقای بختیار روز ۱۳ مهرماه به پایان میرسید، اما به دلیل وخامت جسمانی ناشی از عوارض شیمیایی جنگ و آسیبهای دوران زندان، در حالی که در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود، برای او مرخصی استعلاجی متصل به آزادی صادر شد.
#محمدباقر_بختیار #حق_درمان #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آقای قمیشی نوشته؛
«حالا که عوارض شیمیاییاش عود کردهاند! تمام بدنش تاول شده، یک آمپول اشتباهی هر دو پایش را نیمه فلج کرده، از زانو به پایین هیچ حسی ندارد.
✅در سالگرد آغاز جنگ، رفتهام دیدن یکی از یادگارهای آن دوران.
میگویم باقر اگر استخوانهایمان برگشته بود، لابد خیلی احترام داشتیم!
هر دو بغض میکنیم. باقر تازه از زندان اوین آمده بیرون، نمیتواند بخندد، آنهم حالا که عوارض شیمیاییاش عود کردهاند!
تمام بدنش تاول شده، یک آمپول اشتباهی هر دو پایش را نیمه فلج کرده، از زانو به پایین هیچ حسی ندارد.
✅میگوید سوزنی فرو کن تا متوجه شوی دیگر هیچ حسی ندارند.
مگر دلم میآید!
✅موقع عکس یادگاری خواهش میکنم کمی بخندد. نمیتواند!
درکش میکنم. دلش مانده همان زندان.
پیش آنها که کسی به فکرشان نیست.
باقر امروز یاد روزهای جبهه افتاده.
میگوید رحیم، اگر بچهها نبودند من مُرده بودم. ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، مهدی محمودیان از جان برای او مایه گذاشتهاند. میگفت وقتی افتاده بودم و آنها باید به تاولهایم میرسیدند خجالت میکشیدم.
✅همه دوستانی که آمدهاند ملاقاتش از بچههای قدیمی جنگ هستند. بعضی هایشان مثل باقر طعم زندانی پس از پایان جنگ را هم چشیدهاند!
آن که همراه شهید داوود کریمی مظلوم در زندان بوده، میگوید بختیار! تو که وقت خوبی رفتی زندان، اگر آن موقع رفته بودی چه میکردی!؟
آهی میکشد و میگوید حیف داوود اجازه نداده بگویم در آن زندانها چه کشید! هفتهها بدون یک ساعت خواب!
✅میگویم باقر، تو خوب میشوی، میآیی بیرون، بچههای دیگر هم آزاد میشوند، کوچهها را چراغانی میکنیم، خانهها را پر میکنیم از گلهای رز.
نمیدانم چرا باقر بهجای خنده، اشک میریزد.
چطور باید او را بخندانم؟
اتاق بیمارستان پر شده از گل، پر شده از دوستانش.
میگوید قبل از اینکه حکم آزادیام بیاید چهار مامور در بیمارستان همراهم کرده بودند، مراقبم باشند، فرار نکنم، آخر کجا میتوانم بروم من! با این پاها.
آتش است که از سینهاش بیرون میریزد.
میگویم باقر در عراق هم وقتی برای هر کدام از ما اسیرهای بیمار یا مجروح، دو مامور میگذاشتند، میگفتیم چقدر میترسند!
حالا چه بگوییم؟!
✅هر چند دقیقه یک پرستار میآید و آمپولی میزند، میخواهم به پرستارها بگویم شما را بهخدا کمی آرامتر، او جای سالمی ندارد. او دلش شکسته است.
این هفته برای تجلیل از او بوده.
خجالت میکشم.
نمیخواهم جلوی باقر دلگیریام معلوم شود. میگویم کاری دارم، باید زودتر بروم...
باقر نگاهم میکند.
رحیم! ما که نخواستیم وضع مردم این شود!
رحیم! ما که دلمان نمیخواست زندان جای آزادیخواهان باشد.
رحیم! ما که نخواستیم این روزها را
✅بی خداحافظی میآیم بیرون.
باید خانهاش را آماده کنیم.
باید خانوادهاش جشن بگیرند.
با همان دلهای شکسته.
باقر آزاد شده
اگر چه پاهایش حرکت ندارند...
✅چرا خجالت نکشیدند
بچههای جنگ را بخاطر عقایدشان بردند زندان
چرا خجالت نکشیدند
وقتی دستشان به جاسوسهای اسرائیل
به دزدهای بیتالمال نمیرسد
دست از سر دلسوزان منتقد بردارند
چرا خجالت نمیکشند
باقر بختیار را وقتی رها کنند
که تمام بدنش را تاول پوشانده
و پاهایش دیگر حرکت ندارند!
چرا خجالت نمیکشند
شادی را از مردم میگیرند...
✅چرا خجالت نمیکشند
دیگران را آزاد نمیکنند!
ایران را رها نمیکنند...»
ـ لازم به ذکر است که اگرچه محکومیت آقای بختیار روز ۱۳ مهرماه به پایان میرسید، اما به دلیل وخامت جسمانی ناشی از عوارض شیمیایی جنگ و آسیبهای دوران زندان، در حالی که در بخش مراقبتهای ویژه بستری بود، برای او مرخصی استعلاجی متصل به آزادی صادر شد.
#محمدباقر_بختیار #حق_درمان #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔43❤8
Forwarded from گفتوشنود
چرا باید نافش دیده شود؟!
ریشههای روانی نفرت از دیگری
پیام همراهان
در سالهای اخیر، واکنشهای تند به پوشش متفاوت زنان در جامعه بسیار دیده میشود؛ جملههایی از این دست که «چرا باید نافش معلوم باشد؟ چرا موهایش بیرون باشد؟» در سطح ظاهر، رنگ و بوی مذهبی دارد، اما ریشهیابی روانشناختی و اجتماعی نشان میدهد که مسئله پیچیدهتر از یک اختلاف دینی ساده است.
اضطراب و فرافکنی
روانشناسان میگویند زمانی که افراد نتوانند میلهای طبیعی انسانی را بپذیرند، آنها را سرکوب میکنند. مواجهه با پوشش متفاوت این میلهای سرکوبشده را فعال میکند و به اضطراب میانجامد. برای کاهش اضطراب، فرد ناخودآگاه تقصیر را متوجه دیگری میسازد و او را عامل «فساد» معرفی میکند. این مکانیسم روانی همان فرافکنی است.
مرزبندی هویتی
برای برخی افراد، دینداری بیش از آنکه تجربهای شخصی باشد، هویت اجتماعی است. هر تفاوتی در پوشش یا سبک زندگی، مرز این هویت را تهدید میکند و واکنش دفاعی ایجاد میکند. از همین رو، اختلاف در ظاهر، گاه به نفرت و طرد اجتماعی میانجامد.
وسواس اخلاقی و اضطراب دینی
برخی دیگر گرفتار نوعی وسواس مذهبیاند؛ ذهن وسواسی تحمل پیچیدگی ندارد و بهدنبال راهحلهای ساده است. در این نگاه، کوچکترین اختلاف با معیارهای دینی بهمعنای سقوط اخلاقی تلقی میشود و حذف دیگری سادهترین راه برای بازگرداندن آرامش روانی است.
میراث فرهنگی
باید توجه داشت که این حساسیت تنها از دین ناشی نمیشود. در بسیاری از فرهنگها، بدن زن قرنها میدان نزاع بر سر قدرت و اخلاق بوده است. کنترل بدن زن بهمثابه کنترل جامعه تلقی میشده و همین پیشینه تاریخی حساسیت افراطی به پوشش را تقویت کرده است.
نتیجه
اگر دینداری قرار است منبع آرامش باشد، باید بر شفقت، همدلی و مسؤولیت فردی تأکید کند، نه بر کنترل دیگری. شاید پرسش اصلی این نباشد که «چرا نافش دیده میشود»، بلکه این است که «چرا دیدن دیگری تا این اندازه ما را ناآرام میکند؟»
دینی که قرار است راهی به سوی رحمت و معنویت باشد، اگر صرفاً بر جزئیات بدن دیگری متمرکز شود، بیش از آنکه به آسمان متصل باشد، بازتابی از روان ناآرام انسان خواهد بود.
#پوشش_اختیاری #حق_انتخاب #دین #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا باید نافش دیده شود؟!
ریشههای روانی نفرت از دیگری
پیام همراهان
در سالهای اخیر، واکنشهای تند به پوشش متفاوت زنان در جامعه بسیار دیده میشود؛ جملههایی از این دست که «چرا باید نافش معلوم باشد؟ چرا موهایش بیرون باشد؟» در سطح ظاهر، رنگ و بوی مذهبی دارد، اما ریشهیابی روانشناختی و اجتماعی نشان میدهد که مسئله پیچیدهتر از یک اختلاف دینی ساده است.
اضطراب و فرافکنی
روانشناسان میگویند زمانی که افراد نتوانند میلهای طبیعی انسانی را بپذیرند، آنها را سرکوب میکنند. مواجهه با پوشش متفاوت این میلهای سرکوبشده را فعال میکند و به اضطراب میانجامد. برای کاهش اضطراب، فرد ناخودآگاه تقصیر را متوجه دیگری میسازد و او را عامل «فساد» معرفی میکند. این مکانیسم روانی همان فرافکنی است.
مرزبندی هویتی
برای برخی افراد، دینداری بیش از آنکه تجربهای شخصی باشد، هویت اجتماعی است. هر تفاوتی در پوشش یا سبک زندگی، مرز این هویت را تهدید میکند و واکنش دفاعی ایجاد میکند. از همین رو، اختلاف در ظاهر، گاه به نفرت و طرد اجتماعی میانجامد.
وسواس اخلاقی و اضطراب دینی
برخی دیگر گرفتار نوعی وسواس مذهبیاند؛ ذهن وسواسی تحمل پیچیدگی ندارد و بهدنبال راهحلهای ساده است. در این نگاه، کوچکترین اختلاف با معیارهای دینی بهمعنای سقوط اخلاقی تلقی میشود و حذف دیگری سادهترین راه برای بازگرداندن آرامش روانی است.
میراث فرهنگی
باید توجه داشت که این حساسیت تنها از دین ناشی نمیشود. در بسیاری از فرهنگها، بدن زن قرنها میدان نزاع بر سر قدرت و اخلاق بوده است. کنترل بدن زن بهمثابه کنترل جامعه تلقی میشده و همین پیشینه تاریخی حساسیت افراطی به پوشش را تقویت کرده است.
نتیجه
اگر دینداری قرار است منبع آرامش باشد، باید بر شفقت، همدلی و مسؤولیت فردی تأکید کند، نه بر کنترل دیگری. شاید پرسش اصلی این نباشد که «چرا نافش دیده میشود»، بلکه این است که «چرا دیدن دیگری تا این اندازه ما را ناآرام میکند؟»
دینی که قرار است راهی به سوی رحمت و معنویت باشد، اگر صرفاً بر جزئیات بدن دیگری متمرکز شود، بیش از آنکه به آسمان متصل باشد، بازتابی از روان ناآرام انسان خواهد بود.
#پوشش_اختیاری #حق_انتخاب #دین #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12❤2👌1
واکنش آمریکا به مرگهای زنجیرهای در زندان قرچک؛
به استفاده ابزاری از عدم رعایت حق درمان زندانیان برای سرکوب مخالفان پایان دهید
صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به مرگ چند زندانی در زندان قرچک نوشت:
«تنها در طول ۱۴ روز، سه زن، سمیه رشیدی، جمیله عزیزی و سودابه اسدی، قربانی محرومیت بیرحمانه رژیم از مراقبتهای پزشکی شدند و به طرز اسفباری در زندان قرچک ورامین جان خود را از دست دادند. متأسفانه، این مرگها به دنبال درگذشت فرزانه بیژنپور در ژانویه رخ داد. در پی از دست دادن این قربانیان، ۴۵ زندانی سیاسی زن در زندان قرچک ورامین با صدور بیانهای، رفتار غیرانسانی با سمیه و سایر زندانیان را محکوم کردند. عدم ارائه مراقبتهای بهداشتی تنها یکی از راههای رژیم برای سرکوب مخالفان استفاده شده است. ممانعت از درمان معترضان مجروح، وادار کردن پزشکان به سکوت، و جعل گزارشهای کالبد شکافی جهت پنهانکردن جنایات خود از موارد دیگر میباشد. ایالات متحده این تخلفات هولناک را به شدت محکوم میکند و از ایران میخواهد که حقوق زندانیان را رعایت کرده و به استفاده ابزاری از مراقبتهای پزشکی با هدف سرکوب مخالفان پایان دهد.»
ـ لازم به ذکر است، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی به ویژه خدمات تخصصی در همه زندانها جریان دارد و جانهای زیادی در معرض خطر قرار دارد. بسیاری از آسیبهای زندانیان در اثر شکنجه در دوران بازجویی یا شرایط ناگوار و ناسالم زندان به وجود میآید و فعالان حقوق بشر بارها در این زمینه هشدار دادهاند.
هم اکنون تعدادی از زندانیان سیاسی در اعتراض به محرومیت از درمان یا شرایط نامناسب زندان در اعتصاب غذا به سر میبرند.
۱۹ نفر از زندانیان زن در زندان قرچک نیز اعلام کردهاند در اعتراض به این شرایط دو روز اعتصاب غذا خواهند کرد.
@USABehFarsi
#سمیه_رشیدی #حق_درمان #زندان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به استفاده ابزاری از عدم رعایت حق درمان زندانیان برای سرکوب مخالفان پایان دهید
صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به مرگ چند زندانی در زندان قرچک نوشت:
«تنها در طول ۱۴ روز، سه زن، سمیه رشیدی، جمیله عزیزی و سودابه اسدی، قربانی محرومیت بیرحمانه رژیم از مراقبتهای پزشکی شدند و به طرز اسفباری در زندان قرچک ورامین جان خود را از دست دادند. متأسفانه، این مرگها به دنبال درگذشت فرزانه بیژنپور در ژانویه رخ داد. در پی از دست دادن این قربانیان، ۴۵ زندانی سیاسی زن در زندان قرچک ورامین با صدور بیانهای، رفتار غیرانسانی با سمیه و سایر زندانیان را محکوم کردند. عدم ارائه مراقبتهای بهداشتی تنها یکی از راههای رژیم برای سرکوب مخالفان استفاده شده است. ممانعت از درمان معترضان مجروح، وادار کردن پزشکان به سکوت، و جعل گزارشهای کالبد شکافی جهت پنهانکردن جنایات خود از موارد دیگر میباشد. ایالات متحده این تخلفات هولناک را به شدت محکوم میکند و از ایران میخواهد که حقوق زندانیان را رعایت کرده و به استفاده ابزاری از مراقبتهای پزشکی با هدف سرکوب مخالفان پایان دهد.»
ـ لازم به ذکر است، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی به ویژه خدمات تخصصی در همه زندانها جریان دارد و جانهای زیادی در معرض خطر قرار دارد. بسیاری از آسیبهای زندانیان در اثر شکنجه در دوران بازجویی یا شرایط ناگوار و ناسالم زندان به وجود میآید و فعالان حقوق بشر بارها در این زمینه هشدار دادهاند.
هم اکنون تعدادی از زندانیان سیاسی در اعتراض به محرومیت از درمان یا شرایط نامناسب زندان در اعتصاب غذا به سر میبرند.
۱۹ نفر از زندانیان زن در زندان قرچک نیز اعلام کردهاند در اعتراض به این شرایط دو روز اعتصاب غذا خواهند کرد.
@USABehFarsi
#سمیه_رشیدی #حق_درمان #زندان_قرچک #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤31
جان ابوالحسن منتظر، زندانی سیاسی ۶۶ ساله، در خطر است
ریما شیرمحمدی در خصوص شرایط او نوشت:
«چند روز پیش، ابوالحسن منتظر دچار تب و لرز شدید و مداوم شد. پس از مراجعه به بهداری زندان، آزمایش اورژانسی نشان داد که پلاکت خون او به سطح خطرناک ۳۸ هزار واحد رسیده است (حد نرمال بین ۱۵۰ تا ۴۵۰ هزار).
بهدلیل وخامت وضعیت، وی به بیمارستان امام علی کرج اعزام شد.
علیرغم فوریت پزشکی، به دلیل اعلام «نبود تخت»، وی بهمدت ۲۴ ساعت روی صندلی و با دستبند نگه داشته میشود. در این مدت هیچ پزشکی او را معاینه نمیکند و غذایی هم به وی داده نمیشود. بالاخره پس از ۲۴ ساعت، منتظر بستری میشود.
آزمایشهای جدید نشان داد که پلاکت خون باز هم کاهش یافته است. پزشک دستور تزریق ۱۰ واحد پلاکت را صادر کرد، اما بیمارستان به دلیل کمبود ذخیره خون، بهمدت سه روز از تزریق خودداری نمود. در این فاصله، حال جسمی او بهشدت وخیم شد:
- خونریزی شدید بینی بهمدت شش ساعت که راه تنفس او را مسدود کرده بود.
- خونریزی زیرجلدی در دستها و دفع خون از مقعد با منشأ نامعلوم.
- از دست دادن هوشیاری و توهمهای شدید.
پس از پنج روز، فقط ۵ واحد پلاکت به او تزریق شد و عدد پلاکت به ۱۰۴ هزار رسید؛ همچنان پایینتر از حد نرمال (حد نرمال بین ۱۵۰ تا ۴۵۰ هزار). پزشک دو آمپول حیاتی برای افزایش پلاکت تجویز کرد، اما زندان از تأمین دارو امتناع کرد. بیمارستان نیز مسئولیت را نپذیرفت و درمان بهصورت نیمهکاره رها شد.
در این شرایط و علیرغم توافق اولیه بر عدم استفاده از پابند، در دو روز اول بستری، پابند بر پای او بسته شد. پزشک آزمایشهای تخصصی خارج از بیمارستان را ضروری دانست، ولی زندان از صدور مجوز جلوگیری کرد، حتی زمانی که اعلام کرد که خود او هزینه های درمانی را پرداخت خواهد کرد.
بر اساس مستندات موجود، رفتار نهادهای مسئول با آقای ابوالحسن منتظر، مصداق روشن بیتوجهی به حق حیات و سلامت، و رفتار غیرانسانی است. تأخیر عامدانه در درمان، استفاده غیرضروری از پابند، و عدم تأمین دارو و خدمات پزشکی، همه در راستای محرومسازی سیستماتیک از حقوق اولیه انسانها ارزیابی میشود.»
آقای منتظر به بیماریهای قلبی، ریوی، کلیه، مجاری ادراری و آرتروز مبتلاست به رسیدگی تخصصی پزشکی نیاز دارد.
او یک بار عمل سنگین جراحی قلب باز انجام داده است.
لازم به ذکر است، آقای منتظر ۶۶ ساله و زندانی سیاسی محکوم به اعدام است.
او پیشتر در سال ۱۳۹۷ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و چندی بعد آزاد شد. در نهایت توسط دادگاه انقلاب تهران به پنج سال حبس محکوم شد. آقای منتظر در سال ۹۹ جهت تحمل حبس به زندان منتقل شد و در فروردین ماه سال ۱۴۰۲ پس از تحمل ۳ سال حبس به دنبال صدور بخشنامه عفو از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.
او مجددا در دی ماه ۱۴۰۲ بازداشت شد و در آذر ماه ۱۴۰۳ توسط قاضی ایمان افشاری به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
ابوالحسن منتظر، ۶۶ ساله و از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است و سه سال و شش ماه زندانی بود.
#ابوالحسن_منتظر #حق_درمان #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ریما شیرمحمدی در خصوص شرایط او نوشت:
«چند روز پیش، ابوالحسن منتظر دچار تب و لرز شدید و مداوم شد. پس از مراجعه به بهداری زندان، آزمایش اورژانسی نشان داد که پلاکت خون او به سطح خطرناک ۳۸ هزار واحد رسیده است (حد نرمال بین ۱۵۰ تا ۴۵۰ هزار).
بهدلیل وخامت وضعیت، وی به بیمارستان امام علی کرج اعزام شد.
علیرغم فوریت پزشکی، به دلیل اعلام «نبود تخت»، وی بهمدت ۲۴ ساعت روی صندلی و با دستبند نگه داشته میشود. در این مدت هیچ پزشکی او را معاینه نمیکند و غذایی هم به وی داده نمیشود. بالاخره پس از ۲۴ ساعت، منتظر بستری میشود.
آزمایشهای جدید نشان داد که پلاکت خون باز هم کاهش یافته است. پزشک دستور تزریق ۱۰ واحد پلاکت را صادر کرد، اما بیمارستان به دلیل کمبود ذخیره خون، بهمدت سه روز از تزریق خودداری نمود. در این فاصله، حال جسمی او بهشدت وخیم شد:
- خونریزی شدید بینی بهمدت شش ساعت که راه تنفس او را مسدود کرده بود.
- خونریزی زیرجلدی در دستها و دفع خون از مقعد با منشأ نامعلوم.
- از دست دادن هوشیاری و توهمهای شدید.
پس از پنج روز، فقط ۵ واحد پلاکت به او تزریق شد و عدد پلاکت به ۱۰۴ هزار رسید؛ همچنان پایینتر از حد نرمال (حد نرمال بین ۱۵۰ تا ۴۵۰ هزار). پزشک دو آمپول حیاتی برای افزایش پلاکت تجویز کرد، اما زندان از تأمین دارو امتناع کرد. بیمارستان نیز مسئولیت را نپذیرفت و درمان بهصورت نیمهکاره رها شد.
در این شرایط و علیرغم توافق اولیه بر عدم استفاده از پابند، در دو روز اول بستری، پابند بر پای او بسته شد. پزشک آزمایشهای تخصصی خارج از بیمارستان را ضروری دانست، ولی زندان از صدور مجوز جلوگیری کرد، حتی زمانی که اعلام کرد که خود او هزینه های درمانی را پرداخت خواهد کرد.
بر اساس مستندات موجود، رفتار نهادهای مسئول با آقای ابوالحسن منتظر، مصداق روشن بیتوجهی به حق حیات و سلامت، و رفتار غیرانسانی است. تأخیر عامدانه در درمان، استفاده غیرضروری از پابند، و عدم تأمین دارو و خدمات پزشکی، همه در راستای محرومسازی سیستماتیک از حقوق اولیه انسانها ارزیابی میشود.»
آقای منتظر به بیماریهای قلبی، ریوی، کلیه، مجاری ادراری و آرتروز مبتلاست به رسیدگی تخصصی پزشکی نیاز دارد.
او یک بار عمل سنگین جراحی قلب باز انجام داده است.
لازم به ذکر است، آقای منتظر ۶۶ ساله و زندانی سیاسی محکوم به اعدام است.
او پیشتر در سال ۱۳۹۷ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و چندی بعد آزاد شد. در نهایت توسط دادگاه انقلاب تهران به پنج سال حبس محکوم شد. آقای منتظر در سال ۹۹ جهت تحمل حبس به زندان منتقل شد و در فروردین ماه سال ۱۴۰۲ پس از تحمل ۳ سال حبس به دنبال صدور بخشنامه عفو از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.
او مجددا در دی ماه ۱۴۰۲ بازداشت شد و در آذر ماه ۱۴۰۳ توسط قاضی ایمان افشاری به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
ابوالحسن منتظر، ۶۶ ساله و از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است و سه سال و شش ماه زندانی بود.
#ابوالحسن_منتظر #حق_درمان #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤15💔14🕊3