«خودکامگان در برابر این حقیقت ساده که آرزوی آزادی در نهاد انسان نهفته است ایستادگی میکنند. این آرزو خاموشناشدنی است؛ نه با پروپاگاندا میتوان آن را فرونشاند، نه با سانسور، و نه هر آینه با زور.
از همینرو، میدانم که پیروزی از آنِ آزادی خواهد بود، خودکامگان به زانو در خواهند آمد و ما هرگز نباید از پای بنشینیم.»
گولوگ جیگمه، راهب بودایی تبتی، فیلمساز و مدافع حقوق بشر
مقاله «قدرت، کارآمدی و شایستگی» نوشته لری دایموند را با ترجمه آرش جودکی، اینجا بخوانید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
از همینرو، میدانم که پیروزی از آنِ آزادی خواهد بود، خودکامگان به زانو در خواهند آمد و ما هرگز نباید از پای بنشینیم.»
گولوگ جیگمه، راهب بودایی تبتی، فیلمساز و مدافع حقوق بشر
مقاله «قدرت، کارآمدی و شایستگی» نوشته لری دایموند را با ترجمه آرش جودکی، اینجا بخوانید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
💯5
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
زانو نمیزنیم، ۳- به نام زندگی، به نام انسانیت (کتاب شنیداری)
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند.
اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟
کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»، که پیشتر به شکل نوشتاری از آموزشکده توانا منتشر شد، دربرگیرنده مجموعهای از نامهها و پیامهای زندانیان سیاسی از زمستان ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۳ است. اکنون با هدف بازتاب هرچه بیشتر صدای قربانیان نقض حقوق بشر، این روایات دست اول به شکل شنیداری و در چهار بخش ارائه میشود.
این بخش سوم است با عنوان «به نام زندگی، به نام انسانیت». با نامههایی از وریشه مرادی، آرش صادقی، گلرخ ایرایی، احمدرضا حائری، مهران رئوف، حورا نیکبخت و نامهای از ۱۲ زندانی سیاسی، و نامهای از مجید کاظمی، سعید یعقوبی و صالح میرهاشمی.
سایت
یوتیوب
ساندکلاود
کستباکس
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانیان_سیاسی
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند.
اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟
کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»، که پیشتر به شکل نوشتاری از آموزشکده توانا منتشر شد، دربرگیرنده مجموعهای از نامهها و پیامهای زندانیان سیاسی از زمستان ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۳ است. اکنون با هدف بازتاب هرچه بیشتر صدای قربانیان نقض حقوق بشر، این روایات دست اول به شکل شنیداری و در چهار بخش ارائه میشود.
این بخش سوم است با عنوان «به نام زندگی، به نام انسانیت». با نامههایی از وریشه مرادی، آرش صادقی، گلرخ ایرایی، احمدرضا حائری، مهران رئوف، حورا نیکبخت و نامهای از ۱۲ زندانی سیاسی، و نامهای از مجید کاظمی، سعید یعقوبی و صالح میرهاشمی.
سایت
یوتیوب
ساندکلاود
کستباکس
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانیان_سیاسی
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
زانو نمیزنیم، ۳- به نام زندگی، به نام انسانیت (کتاب شنیداری) - توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند. اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟ کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تندیس شنی جاویدنام سر به دار، امیرحسین حاتمی
جاویدنام امیرحسین حاتمی، از معترضان بازداشتی در پرونده آتشسوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود، که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله بود.
پرونده او و سایر همپروندهایهایش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمنماه صادر شد.
بر اساس روایت رسمی، این افراد به آتشزدن یک پایگاه بسیج در شرق تهران متهم شدند. اما وکلای پرونده با استناد به ویدیوهای موجود، روایت کاملا متفاوتی ارائه میدهند: در این تصاویر، نیروهای لباسشخصی دیده میشوند که مردم را به داخل ساختمان هل داده، درها را قفل میکنند و سپس محل را به آتش میکشند. صدای فریاد «هل نده» و درخواست بازکردن در، در این ویدیوها بهوضوح شنیده میشود.
افرادی که داخل ساختمان گرفتار شده بودند، پس از مهار آتش توسط نیروهای آتشنشانی، بازداشت شدند و به اعدام محکوم شدند.
این پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بدنام، ابوالقاسم صلواتی، ارجاع شده و تنها یک ماه پس از بازداشت، حکم اعدام برای متهمان صادر شده است. به گفته وکیل، در این مرحله، متهمان عملا از داشتن وکیل مستقل محروم بوده و اعترافات تحت شکنجه از آنها گرفته شده است.
با ورود وکلای حقوق بشری، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و یکی از قضات با استناد به شواهد، حکم را تأیید نکرد. با این حال، گزارشها حاکی است که با فشار نهادهای امنیتی، تلاش برای گرفتن تأیید حکم اعدام از مسیرهای دیگر ادامه یافت.
هنرمند ایرانی، فرهاد پوریاری، تندیس شنی امیرحسین حاتمی را در سواحل عمان ساخته است.
#امیرحسین_حاتمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام امیرحسین حاتمی، از معترضان بازداشتی در پرونده آتشسوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود، که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله بود.
پرونده او و سایر همپروندهایهایش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمنماه صادر شد.
بر اساس روایت رسمی، این افراد به آتشزدن یک پایگاه بسیج در شرق تهران متهم شدند. اما وکلای پرونده با استناد به ویدیوهای موجود، روایت کاملا متفاوتی ارائه میدهند: در این تصاویر، نیروهای لباسشخصی دیده میشوند که مردم را به داخل ساختمان هل داده، درها را قفل میکنند و سپس محل را به آتش میکشند. صدای فریاد «هل نده» و درخواست بازکردن در، در این ویدیوها بهوضوح شنیده میشود.
افرادی که داخل ساختمان گرفتار شده بودند، پس از مهار آتش توسط نیروهای آتشنشانی، بازداشت شدند و به اعدام محکوم شدند.
این پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بدنام، ابوالقاسم صلواتی، ارجاع شده و تنها یک ماه پس از بازداشت، حکم اعدام برای متهمان صادر شده است. به گفته وکیل، در این مرحله، متهمان عملا از داشتن وکیل مستقل محروم بوده و اعترافات تحت شکنجه از آنها گرفته شده است.
با ورود وکلای حقوق بشری، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و یکی از قضات با استناد به شواهد، حکم را تأیید نکرد. با این حال، گزارشها حاکی است که با فشار نهادهای امنیتی، تلاش برای گرفتن تأیید حکم اعدام از مسیرهای دیگر ادامه یافت.
هنرمند ایرانی، فرهاد پوریاری، تندیس شنی امیرحسین حاتمی را در سواحل عمان ساخته است.
#امیرحسین_حاتمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته خبری تلخ به ما رسید. احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، به زندگی خود پایان داد
او چندی پیش، ویدیویی از محل کشته شدن همسرش برای ما فرستاده بود و روایت کشته شدن همسرش را تعریف کرده بود.
احمد خدایی، در طی مدت پس از قتل همسرش توسط مأموران وزارت اطلاعات، به شدت تحت فشار بود. در این خصوص در پست دیگری توضیح خواهیم داد.
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
ماموران اسلحه روی سر احمد میگذارند و میگویند یا خودت و دخترت را میکشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقهای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفهای احمد اطلاع داشت، پیام داد که جریان چیز دیگری است.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانهاش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه میگفت.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
او چندی پیش، ویدیویی از محل کشته شدن همسرش برای ما فرستاده بود و روایت کشته شدن همسرش را تعریف کرده بود.
احمد خدایی، در طی مدت پس از قتل همسرش توسط مأموران وزارت اطلاعات، به شدت تحت فشار بود. در این خصوص در پست دیگری توضیح خواهیم داد.
در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناختهشده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه کوچکشان را به خارج کردن ساچمهها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آنها تازه ازدواج کرده بودند، خانهشان بوی زندگی میداد، احمد از ازدواج قبلیاش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.
چند روز بعد، شب ۲۲ دیماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.
با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضربوشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفهکن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
ماموران اسلحه روی سر احمد میگذارند و میگویند یا خودت و دخترت را میکشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی.
پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.
در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقهای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفهای احمد اطلاع داشت، پیام داد که جریان چیز دیگری است.
خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند.
پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانهاش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک میریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه میگفت.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت زندهیاد احمد خدایی، از تعرض به پیکر بیجان همسرش صالحه اکبری توسط مأموران و شکنجه روانی و آزار احمد خدایی
احمد خدایی در واقع به قتل رسید
مزدوران حکومت و قاتلان بیشرافت صالحه اکبری، با آزار آنلاین احمد خدایی، با فحشها و نسبتهای رکیک به جاویدنام صالحه اکبری، نقش زیادی در فروپاشی روانی احمد خدایی داشتند.
آنها پرای دسترسی به محتوای گوشی موبایل صالحه، به سردخانه رفتند تا با اثر انگشت او گوشی را باز کنند. تصاویر شخصی او را برای همسرش ارسال میکردند و از الفاظ رکیک استفاده میکردند.
این صدای دردمند را گوش کنید، ببینید ماموران وزارت اطلاعات چه کار کثیفی کردند و به احمد چه گفتند ...
آنها گفتند در سردخانه به فلانجای همسرت دست زدیم....
احمد خدایی چند بار بازداشت شده بود و در یکی از بازداشتها دچار شکستگی دنده و خونریزی کلیه در اثر شکنجه شده بود. او میگوید این شکنجه روانی و آزار جنسی آنلاین بدتر از شکنجهها در بازداشتگاه بود و باعث فروپاشی روانی او شده بود.
خواسته احمد خدایی این بوده که صدای مظلومیت او و همسرش باشیم.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
احمد خدایی در واقع به قتل رسید
مزدوران حکومت و قاتلان بیشرافت صالحه اکبری، با آزار آنلاین احمد خدایی، با فحشها و نسبتهای رکیک به جاویدنام صالحه اکبری، نقش زیادی در فروپاشی روانی احمد خدایی داشتند.
آنها پرای دسترسی به محتوای گوشی موبایل صالحه، به سردخانه رفتند تا با اثر انگشت او گوشی را باز کنند. تصاویر شخصی او را برای همسرش ارسال میکردند و از الفاظ رکیک استفاده میکردند.
این صدای دردمند را گوش کنید، ببینید ماموران وزارت اطلاعات چه کار کثیفی کردند و به احمد چه گفتند ...
آنها گفتند در سردخانه به فلانجای همسرت دست زدیم....
احمد خدایی چند بار بازداشت شده بود و در یکی از بازداشتها دچار شکستگی دنده و خونریزی کلیه در اثر شکنجه شده بود. او میگوید این شکنجه روانی و آزار جنسی آنلاین بدتر از شکنجهها در بازداشتگاه بود و باعث فروپاشی روانی او شده بود.
خواسته احمد خدایی این بوده که صدای مظلومیت او و همسرش باشیم.
#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔26
به گزارش میزان، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی خواهان اجرای سریع احکام اعدام و مصادره اموال متهمان شد. او دستور داد رسیدگی به پروندههای متهمان به «همکاری با دشمن» خارج از روال عادی و بهصورت فوقالعاده انجام شود.
محسنی اژهای تاکید کرده است اگر پروندهای صبح برای تکمیل تحقیقات به ضابط سپرده شود، همان روز بعدازظهر پس گرفته شود و بازپرسان برای تسریع در تنظیم کیفرخواست، مستقیما در زندان با متهمان مواجه شوند.
در یک ماه اخیر، موج گسترده بازداشتها ادامه داشته و تنها در یک مورد، سازمان اطلاعات سپاه از بازداشت ۱۲۷ نفر در سه استان خبر داده بود.
همچنین در جریان جنگ با آمریکا، دستکم ۱۴ نفر به اتهام همکاری با دشمن اعدام شدهاند.
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/fa/Dialogue_Ejhei
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
محسنی اژهای تاکید کرده است اگر پروندهای صبح برای تکمیل تحقیقات به ضابط سپرده شود، همان روز بعدازظهر پس گرفته شود و بازپرسان برای تسریع در تنظیم کیفرخواست، مستقیما در زندان با متهمان مواجه شوند.
در یک ماه اخیر، موج گسترده بازداشتها ادامه داشته و تنها در یک مورد، سازمان اطلاعات سپاه از بازداشت ۱۲۷ نفر در سه استان خبر داده بود.
همچنین در جریان جنگ با آمریکا، دستکم ۱۴ نفر به اتهام همکاری با دشمن اعدام شدهاند.
طرح از رضا عقیلی
https://tavaana.org/fa/Dialogue_Ejhei
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساخت تندیس شنی جاویدنام سربهدار علی فهیم
علی فهیم از بازداشتشدگان دی ماه ۱۴۰۴ بود که در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم شد و حکم اعدام او چندی پیش اجرا شد.
هنوز پیکر او و سایر اعدامشدگان را به خانوادهها تحویل ندادهاند.
فرهاد پوریاری، هنرمند ایرانی، در سواحل عمان تندیس شنی او را ساخته است.
#علی_فهیم #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
علی فهیم از بازداشتشدگان دی ماه ۱۴۰۴ بود که در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم شد و حکم اعدام او چندی پیش اجرا شد.
هنوز پیکر او و سایر اعدامشدگان را به خانوادهها تحویل ندادهاند.
فرهاد پوریاری، هنرمند ایرانی، در سواحل عمان تندیس شنی او را ساخته است.
#علی_فهیم #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10❤5
روایت یک فعال سیاسی از یورش مأموران امنیتی؛ خونریزی مغزی حمید آصفی پس از ضربوشتم شدید
حمید آصفی، فعال سیاسی و پژوهشگر اقتصادی، در یادداشتی از یورش بدون حکم قضایی مأموران وزارت اطلاعات به منزلش و ضربوشتم شدید خود خبر داده؛ رخدادی که به گفته او با خونریزی مغزی و آسیبهای جدی جسمی همراه بوده است.
به گفته آصفی، این حادثه در چهاردهم اسفندماه رخ داده؛ زمانی که شش مأمور مسلح در غیاب او با شکستن درِ خانه، وارد منزلش شدند. او مینویسد پس از اطلاع از این موضوع و حرکت به سمت خانه، در نزدیکی محل سکونتش هدف ضربهای سنگین با پشت اسلحه قرار گرفته و سپس با خشونت به داخل خانه کشیده شده است. به روایت او، در داخل منزل، مأموران با مشت و لگد و ضربات پیدرپی به سر، صورت و دیگر نقاط بدنش حمله کردهاند؛ ضرباتی که در نهایت به بیهوشی او انجامیده است.
این فعال سیاسی همچنین اعلام کرده که پس از این واقعه، به یکی از مراکز امنیتی منتقل شده و در آنجا نیز بار دیگر مورد ضربوشتم قرار گرفته و با اتهاماتی از جمله «امضای بیانیه گذار از جمهوری اسلامی» و «ارتباط با دولت اسرائیل» مواجه شده است. او تأکید کرده که پس از رد این اتهامات، مأموران بازداشت او را «اشتباه اداری» توصیف کردهاند.
آصفی با رد این ادعا، این رخداد را حامل «پیامی سیاسی» دانسته و نوشته است: «این خشونت تنها متوجه من نبود، بلکه پیامی برای نیروهای ملی، دموکراتیک و جمهوریخواه است تا در شرایط بحرانی کشور سکوت کنند.»
او همچنین از پیامدهای جسمی این حمله پرده برداشته و گفته است که سه هفته پس از حادثه، به دلیل سردردهای شدید و علائم نگرانکننده به پزشک مراجعه کرده و مشخص شده که دچار خونریزی در دو ناحیه از مغز شده است.
آصفی هدف از انتشار این روایت را «ثبت یک هشدار» عنوان کرده و افزوده است که در چنین ساختاری، خشونت اعمال میشود، سپس انکار میشود و بدون پاسخگویی ادامه مییابد؛ چرخهای که به باور او باید متوقف شود.
#حمید_آصفی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
حمید آصفی، فعال سیاسی و پژوهشگر اقتصادی، در یادداشتی از یورش بدون حکم قضایی مأموران وزارت اطلاعات به منزلش و ضربوشتم شدید خود خبر داده؛ رخدادی که به گفته او با خونریزی مغزی و آسیبهای جدی جسمی همراه بوده است.
به گفته آصفی، این حادثه در چهاردهم اسفندماه رخ داده؛ زمانی که شش مأمور مسلح در غیاب او با شکستن درِ خانه، وارد منزلش شدند. او مینویسد پس از اطلاع از این موضوع و حرکت به سمت خانه، در نزدیکی محل سکونتش هدف ضربهای سنگین با پشت اسلحه قرار گرفته و سپس با خشونت به داخل خانه کشیده شده است. به روایت او، در داخل منزل، مأموران با مشت و لگد و ضربات پیدرپی به سر، صورت و دیگر نقاط بدنش حمله کردهاند؛ ضرباتی که در نهایت به بیهوشی او انجامیده است.
این فعال سیاسی همچنین اعلام کرده که پس از این واقعه، به یکی از مراکز امنیتی منتقل شده و در آنجا نیز بار دیگر مورد ضربوشتم قرار گرفته و با اتهاماتی از جمله «امضای بیانیه گذار از جمهوری اسلامی» و «ارتباط با دولت اسرائیل» مواجه شده است. او تأکید کرده که پس از رد این اتهامات، مأموران بازداشت او را «اشتباه اداری» توصیف کردهاند.
آصفی با رد این ادعا، این رخداد را حامل «پیامی سیاسی» دانسته و نوشته است: «این خشونت تنها متوجه من نبود، بلکه پیامی برای نیروهای ملی، دموکراتیک و جمهوریخواه است تا در شرایط بحرانی کشور سکوت کنند.»
او همچنین از پیامدهای جسمی این حمله پرده برداشته و گفته است که سه هفته پس از حادثه، به دلیل سردردهای شدید و علائم نگرانکننده به پزشک مراجعه کرده و مشخص شده که دچار خونریزی در دو ناحیه از مغز شده است.
آصفی هدف از انتشار این روایت را «ثبت یک هشدار» عنوان کرده و افزوده است که در چنین ساختاری، خشونت اعمال میشود، سپس انکار میشود و بدون پاسخگویی ادامه مییابد؛ چرخهای که به باور او باید متوقف شود.
#حمید_آصفی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊1
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد محمد (نیما) معصومشاهی و حامد ولیدی، دو زندانی سیاسی، بامداد روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵، اعدام شدهاند. در گزارش منتشرشده از سوی این رسانه، اتهام این دو «جاسوسی برای اسرائیل» عنوان شده است.
این در حالی است که پیشتر کانون حقوق بشر ایران از انتقال این دو زندانی به مکانی نامعلوم خبر داده و نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام آنان هشدار داده بود. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این دو نفر در اردیبهشتماه سال گذشته در تهران بازداشت شده بودند.
گزارشها حاکی از آن است که ولیدی و معصومشاهی در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفتهاند؛ موضوعی که همواره یکی از محورهای نگرانی نهادهای حقوق بشری درباره روند دادرسی در پروندههای امنیتی در ایران بوده است.
بر پایه گزارش منابع رسمی، این دو زندانی اوایل مهرماه ۱۴۰۴ در شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج به اتهامهایی از جمله «محاربه»، «عضویت در گروه مجرمانه» و «تبلیغ علیه نظام» به اعدام محکوم شدند. همچنین در این پرونده، ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بهعنوان یکی از محورهای اتهامی مطرح شده بود.
حامد ولیدی، متولد ۱۳۵۹، اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، مهندس عمران و دارای یک فرزند دختر بود.
محمد (نیما) معصومشاهی نیز متولد ۱۳۶۶، اهل تهران و ساکن کرج، بهعنوان کارگر فنی فعالیت میکرد.
از جزئیات پرونده این دو زندانی سیاسی اطلاعاتی در دست نیست.
اجرای حکم اعدام این دو زندانی در حالی صورت گرفته که گزارشهای متعدد از نبود دسترسی مؤثر به وکیل، فشار برای اعترافگیری و ابهام در روند رسیدگی قضایی، نشان میدهد که اصول دادرسی عادلانه در این پرونده نیز رعایت نشده است.
#حامد_ولیدی #نیما_معصوم_شاهی #نیما_شاهی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این در حالی است که پیشتر کانون حقوق بشر ایران از انتقال این دو زندانی به مکانی نامعلوم خبر داده و نسبت به خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدام آنان هشدار داده بود. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این دو نفر در اردیبهشتماه سال گذشته در تهران بازداشت شده بودند.
گزارشها حاکی از آن است که ولیدی و معصومشاهی در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری قرار گرفتهاند؛ موضوعی که همواره یکی از محورهای نگرانی نهادهای حقوق بشری درباره روند دادرسی در پروندههای امنیتی در ایران بوده است.
بر پایه گزارش منابع رسمی، این دو زندانی اوایل مهرماه ۱۴۰۴ در شعبه سوم دادگاه انقلاب کرج به اتهامهایی از جمله «محاربه»، «عضویت در گروه مجرمانه» و «تبلیغ علیه نظام» به اعدام محکوم شدند. همچنین در این پرونده، ارتباط با سازمان مجاهدین خلق بهعنوان یکی از محورهای اتهامی مطرح شده بود.
حامد ولیدی، متولد ۱۳۵۹، اهل کرمانشاه و ساکن اصفهان، مهندس عمران و دارای یک فرزند دختر بود.
محمد (نیما) معصومشاهی نیز متولد ۱۳۶۶، اهل تهران و ساکن کرج، بهعنوان کارگر فنی فعالیت میکرد.
از جزئیات پرونده این دو زندانی سیاسی اطلاعاتی در دست نیست.
اجرای حکم اعدام این دو زندانی در حالی صورت گرفته که گزارشهای متعدد از نبود دسترسی مؤثر به وکیل، فشار برای اعترافگیری و ابهام در روند رسیدگی قضایی، نشان میدهد که اصول دادرسی عادلانه در این پرونده نیز رعایت نشده است.
#حامد_ولیدی #نیما_معصوم_شاهی #نیما_شاهی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سودا اکرمیفرد، دختر ۱۶ ساله اهل نورآباد، در پی فراخوانهای اعتراضی، به همراه مادرش در تجمعات مارلیک ملارد حضور یافت و در کنار دیگر مردم ایران علیه آنچه «سیستم سرکوبگر جمهوری اسلامی» خوانده میشود، به خیابان رفت.
در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، او در جریان تیراندازی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد؛ رویدادی که همزمان با اوجگیری خشونتها در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد. بنا بر گزارشها، در این دو روز شمار زیادی از شهروندان کشته، مجروح یا بازداشت شدند.
به گفته سمیرا عینی، مادر دادخواه سودا، در یک تماس تلفنی: «آن روز انگار سودا میدانست که دیگر برنمیگردد. با من و خانوادهاش طوری خداحافظی کرد که گویی از همه دل میکند. ما را در آغوش گرفت... او هیچ خواستهای برای خودش نداشت، جز آزادی ایران. تا آخرین لحظه جنگید و شعار داد.»
او همچنین افزود: «دو روز قبل از این اتفاق، پولی را که برای خرید لباس به او داده بودم نگرفت و گفت نگهش دار، برای وقتی که ایران آزاد شد و شاهزاده برگشت بتواند لباسهای بیشتری بخرد.»
پس از کشته شدن سودا، فشارهای گستردهای بر مادر او وارد شد تا روایت رسمی حکومت مبنی بر «بسیجی بودن» و «کشته شدن توسط معترضان» را بپذیرد. با این حال، او از پذیرش این خواسته سر باز زد و در نهایت مجبور به ترک ایران شد.
در چنین شرایطی، همراهی و حمایت از خانوادههای دادخواه، یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است.
سودا اکرمیفرد و دیگر جانباختگان این رویدادها، بهعنوان نمادهایی از آرمانخواهی، با از دست دادن جان خود، خواستههایی را نمایندگی کردند که همچنان در جامعه زنده است. یاد و نام آنان، در روایتهای مردمی، بهعنوان بخشی از مسیر پرهزینه آزادی، باقی خواهد ماند.
#سودا_اکرمی_فرد
#مادران_دادخواه
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، او در جریان تیراندازی نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد؛ رویدادی که همزمان با اوجگیری خشونتها در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد. بنا بر گزارشها، در این دو روز شمار زیادی از شهروندان کشته، مجروح یا بازداشت شدند.
به گفته سمیرا عینی، مادر دادخواه سودا، در یک تماس تلفنی: «آن روز انگار سودا میدانست که دیگر برنمیگردد. با من و خانوادهاش طوری خداحافظی کرد که گویی از همه دل میکند. ما را در آغوش گرفت... او هیچ خواستهای برای خودش نداشت، جز آزادی ایران. تا آخرین لحظه جنگید و شعار داد.»
او همچنین افزود: «دو روز قبل از این اتفاق، پولی را که برای خرید لباس به او داده بودم نگرفت و گفت نگهش دار، برای وقتی که ایران آزاد شد و شاهزاده برگشت بتواند لباسهای بیشتری بخرد.»
پس از کشته شدن سودا، فشارهای گستردهای بر مادر او وارد شد تا روایت رسمی حکومت مبنی بر «بسیجی بودن» و «کشته شدن توسط معترضان» را بپذیرد. با این حال، او از پذیرش این خواسته سر باز زد و در نهایت مجبور به ترک ایران شد.
در چنین شرایطی، همراهی و حمایت از خانوادههای دادخواه، یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است.
سودا اکرمیفرد و دیگر جانباختگان این رویدادها، بهعنوان نمادهایی از آرمانخواهی، با از دست دادن جان خود، خواستههایی را نمایندگی کردند که همچنان در جامعه زنده است. یاد و نام آنان، در روایتهای مردمی، بهعنوان بخشی از مسیر پرهزینه آزادی، باقی خواهد ماند.
#سودا_اکرمی_فرد
#مادران_دادخواه
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8❤7