آموزشکده توانا
54.7K subscribers
32.6K photos
38.1K videos
2.55K files
19.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
با توجه به ویدیوها و تصاویر زیبای چهارشنبه‌سوری، یادی کنیم از جاویدنام مریم سلیمیان، هنرمندی که این تصویر زیبا را خلق کرده بود.
او در شرح این تصویر نوشته بود:


«من، خدانور لجه‌ای رو اینجوری به یاد میارم؛ رها و رقصان دور آتشی که قاتلانش رو بلعیده و میسوزونه!
که رقص ما گلوله‌ست تو صورت ستم…
.
.
ما سرانجام شبی، مست و مدهوش و کمی ژولیده، با بدن‌های به خون غلتیده، بر مزار نجس و نحس شما میرقصیم!
.
پ.ن: اگر هرکدوممون رفتیم، اونی که مونده بلندتر بخنده و بجنگه. و روز آزادی، به جامون برقصه..»


مریم نقاش معترضی بود که در تظاهرات نیز شرکت می‌کرد، او برای داشتن زندگی بهتر و پیشرفت در زندگی به سوی کشور اتریش در حال مهاجرت بود تا اینکه پس از تلاش فراوان و اخذ ویزا در فرودگاه با ممنوع‌الخروجی خود مواجه شد.

پس از آن شب، مریم به طور مبهمی جان باخت، خبرها درباره نحوه مرگ او با ابهامات زیادی روبرو بود، عده‌ای نوشتند او خودکشی کرده است.

خانواده مریم به دلیل فشارها و تهدیدات هیچ‌گاه درباره او به طور شفاف سخن نگفتند و اطلاع‌رسانی نکردند.
شمار زیادی از خانواده‌های معترضان کشته‌شده تحت فشار و ارعاب هستند تا اطلاع‌رسانی نکنند.
مریم بدون حجاب اجباری و با پوشش اختیاری در خیابان حاضر می‌شد و حضور فعالی در جریان انقلاب ملی «زن، زندگی، آزادی» داشت.

#خدانور_لجه_ای #مریم_سلیمیان #مهسا_امینی #چهارشنبه_سوری #زن_زندگی_آزادی #جمعه_خونین_زاهدان
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
سپهر شریفی‌طرقبه از جان‌باختگان انقلاب ملی ایران در سال ۱۴۰۱ است. او با شلیک مستقیم گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی در شهرک دانشگاه تهران کشته شد.
پس از قتل سپهر، خانواده او را تحت فشارهای شدید امنیتی قرار دادند.

اکنون اطلاعات جدیدی از سپهر شریفی‌طرقبه منتشر شده است:

«این جوان ۲۲ ساله، از اهالی طرقبه مشهد بود که با خانواده‌اش در شهرک دانشگاه تهران زندگی می‌کرد.
سپهر استعداد زیادی در فیلم‌برداری و صدا‌برداری داشت او تک‌فرزند خانواده بود و به شدت به مادرش وابسته بود. خانواده‌اش هم به او دل‌بسته بودند.

۱۵ مهر ۱۴۰۱، درست زمانی که سپهر قرار بود روز بعد به دانشگاه برود، به طرز وحشیانه‌ای توسط بسیجی‌های مسلح مورد حمله قرار گرفت. او که پس از جشن تولدش در حال بازگشت به خانه بود، با ۲۸ گلوله کشته شد.
پدر سپهر، که علیه این جنایت افشاگری کرد، به همین دلیل دستگیر شد و در شب چهلم فرزندش در زندان بود.»


#مهسا_امینی
#سپهر_شریفی
#یاری_مدنی_توانا
#نوروز

@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام مهسا (ژینا) امینی دقایقی پیش این متن. ا به مناسبت نوروز در استوری اینستاگرام خود منتشر کرد:

«سال سختی بود، روزایی که دلمون گرفت، اشک‌هایی که پنهانی ریختیم، حرف‌هایی که توی گلو موند... اما هیچ زمستونی تا ابد نمی‌مونه...
بهار میاد، حتی اگه دیر، حتی اگه زخمی...

نوروز یعنی یادمون نره زندگی ادامه داره، که امید هنوز تو دل همین خاک نفس می‌کشه، که زخم‌ها یه روز خوب می‌شن و دستای مهربونی هنوز هستن که درد رو سبک کنن...

بیایید این سال رو با امید شروع کنیم، با آرزوی روزایی که شادی از پس غصه‌ها قد علم کنه، روزایی که لبخند جای اشک رو بگیره و روزایی که این سرزمین دوباره جون بگیره...

نوروزتون مبارک، دلتون سبز، روزگارتون روشن

با نهایت عشق، مژگان افتخاری»

#مهسا_امینی #ژینا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نوروز #نوروز۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا 

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر مهسا امینی، ساعاتی پس از تحویل سال نو و به مناسبت نوروز، تصاویری از شادی و رقص مردم در جشن‌های نوروزی را منتشر کرد؛ تصاویری که تصویر دخترش نیز در میان آن‌ها نقش بسته است. ویدیویی که با آهنگ جاودانۀ "نوروز" از حسن زیرک همراه شده و تلخ‌ترین حقیقت را به تصویر می‌کشد؛ دختری که اگر می‌گذاشتند زنده بماند، این روزها در جشن نوروز سقز، هم‌پای دیگر زنان و مردان سرزمینش می‌رقصید و نوروز را جشن می‌گرفت.
اما او را از زندگی، از رقص، از خنده و از نوروز محروم کردند.
مادرش، در میان چهره‌های خندان و گام‌های رقصان دختران دیگر، انگار مهسا را می‌بیند؛ گویی دخترش هنوز زنده است، در آن میان می‌چرخد، دستانش را به سوی آسمان بلند می‌کند، با نسیم بهاری می‌رقصد، و در شادمانی مردم، حضوری جاودان دارد.
دختری که کشتند، اما از میان ما نرفت...
نوروز را از او گرفتند، اما یادش در هر جشن، در هر خنده، در هر رقص زنده است.

#مهسا_امینی #ژینا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نوروز #نوروز۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا 

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

فرزانه مؤیدی، مادر جاویدنام امید مؤیدی، در این ویدیو ضمن تبریک سال نو، آرزو می‌کند که بهار آزادی از راه برسد و ایران آباد و آزاد شود.

امید مویدی دانشجوی ۲۰ ساله رشته تربیت بدنی دانشگاه باهنر شیراز بود که هنگام بازگشت از تمرین در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱با شلیک مستقیم ماموران کشته شد.


روز ۲۴ آبان ۱۴۰۱، پسر جوانی معترض روی زمین افتاده است، تعدادی مأمور مسلح او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، مردم قصد کمک دارند، اما ماموران با شلیک تیرهوایی ایجاد رعب و وحشت می‌کنند تا برای کمک به معترض جلوتر نیایند، امید مؤیدی، دانشجوی سال آخر تربیت‌بدنی شیراز جلوتر می‌آید تا به جوانی که کتک می‌خورد؛ کمک کند، ماموران از پشت امید را هدف گلوله قرار می‌دهند، تیری به طرف کمر او شلیک می‌کنند، امید روی زمین می‌افتد، اما گویی این برای ماموران کافی نیست، دوباره شلیک می‌کنند، این بار تیر خلاص است به پیشانی امید.


#شیراز #مهسا_امینی #انقلاب_۱۴۰۱ #امید_مؤیدی #دادخواهی #نوروز #نوروز۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانواده جاویدنام مهسا موگویی، سفره هفت‌سین‌شان را بر سر مزار او گذاشتند و سرود ملی و میهنی «ای ایران» را طنین انداز کردند.

میلاد موگویی، ضمن انتشار این ویدئو، نوشت:

«بنام خدای بهار آفرین
بهار آفرین را هزار آفرین
به جمشید و آیین پاکش درود
که نوروز از او مانده در یادبود

جشن نوروز نشانه هویت ما ایرانیان است و پاسدار آیین پیشینیان و اجداد خود هستیم.
انتهای روز‌های سخت و سرد زمستان همیشه بهار منتظر است
به امید تغییرات بزرگ در سال جدید و بهاری که پیش روست
زمستان هرچقدر سخت و طاقت فرسا باشد نمیتواند جلوی رویش جوانه‌ها و تغییرات را بگیرد
هر آغازی پایانی دارد و زمستان هم میگذرد
غم عزیزان ما همچون خنجری در قلب ماست تا زنده‌ایم
اما همچنان استوار و سربلند نام آنها را فریاد میزنیم و افتخار میکنیم
که در افکار و رگهای ما عشق به وطن و امید و آزادگی جریان دارد
امیدواریم به روزهای روشن همراه با سلامتی و شادی برای ایران و ایرانیان»

#مهسا_موگویی #بانوی_سردار #نوروز۲۵۸۴ #نوروز_باستانی #جشن_ایرانی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالگرد جان‌باختن جاویدنام حسین آل‌علی است.

حسین آل‌علی، معترض ۳۱ ساله، پس از مدتی که تحت تعقیب ماموران امنیتی بود، هفته آخر اسفند ماه با هجوم ماموران به سکونتگاهش در بندرعباس از طبقه چهارم ساختمان به پایین پرتاب شده و پس از یک هفته بستری شدن، روز یکم فروردین جان خود را از دست داد.
به گفته منابع نزدیک به خانواده آل‌علی، او در جریان خیزش انقلابی حضوری فعال در اعتراضات داشت و به دلیل تحت تعقیب بودن، دو ماه پایانی سال ۱۴۰۱ را به صورت مخفیانه زندگی می‌کرد.
مراسم خاکسپاری پیکر حسین آل‌علی روز پنجشنبه، سوم فروردین، در آرامستان سعدی شیراز برگزار شد.
حسین آل‌علی، شهروند اهل شیراز بود و در چند سال گذشته در بندرعباس سکونت داشت و در این شهر به کافه‌داری مشغول بود.
 
#حسین_آل_علی #مهسا_امینی #بندرعباس #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مژگان افتخاری، مادر جاویدنام مهسا امینی، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:

«هرکه شود صید عشق
کی شود او صید مرگ
چون سپرش مه بود
کی رسدش زخم تیر
جمله جان‌های پاک
گشته اسیران خاک
عشق فروریخت زر
تا برهاند اسیر»


#مهسا_امینی #ژینا_امینی #زن_زندگی_آزادی #نوروز #سقز #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
الهه جامه‌بررگ، خواهر جاویدنام محمد جامه‌بزرگ این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:

بهار می‌آید، این سرزمین غارت زده نفس خواهد کشید، آزادی بر آسمان ایران سایه می‌گستراند و سرزمین ما تا ابد از زنجیر غارت و اشغال رها خواهد شد.
امسال سال دیگری است...»


۳۱ شهریور ۱۴۰۱ ملارد صحنه اعتراضات مردمی بود، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامه‌بزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامه‌بزرگ می‌گوید:
فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ‌شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم  و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ می‌کردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشک‌آور داخل خانه. ما می‌خواستیم برویم داخل اما بابا نمی‌آمد و می‌گفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»

پس از تهدید شفاهی محمد جامه‌بزرگ در روز اول مهرماه،  او تصور می‌کند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را می‌زنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشت‌بام به خانه همسایه پناه می‌برند و مقتول به پشت‌بام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا می‌کنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمی‌شود، در این لحظه تهدید می‌شود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما می‌آیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه می‌شود.
همسر محمد جامه‌بزرگ نیز به شرق گفته بود: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمه‌ای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»

#محمد_جامه_بزرگ
#مهسا_امینی
#عرفان_خزایی
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
برگزاری زادروز محمد جامه‌‌‌بزرگ، از جان‌باختگان انقلاب مهسا

۳۱ شهریور ۱۴۰۱ ملارد صحنه قبام مردمی بود، آن هم درست در خیابانی که مغازه و خانه محمد جامه‌بزرگ در آن قرار دارد، مسعود پسر جاویدنام محمد جامه‌بزرگ می‌گوید:
فاصله خانه ما تا مغازه، عرض خیابان است، با شلوغ‌شدن خیابان مغازه را بستم و راهی خانه شدم، جلوی در خانه که رسیدم، یک نفر دست انداخت و لباس من را کشید. اول فکر کردم یکی از دوستانم است، دستش را پس زدم  و برگشتم و دیدم یک فرد دیگر است. گفت با من بیا، تو شلوغ می‌کردی. یکباره تعداد ماموران زیاد شد، بابا (مقتول) با بیل به طرفشان آمد، من به خانه پناه بردم و در را بستم.ماموران شروع کردند به شکستن شیشه در و انداختن گاز اشک‌آور داخل خانه. ما می‌خواستیم برویم داخل اما بابا نمی‌آمد و می‌گفت این کارها غیرقانونی است، حق ندارند این کارها را بکنند.»

پس از تهدید شفاهی محمد جامه‌بزرگ در روز اول مهرماه،  او تصور می‌کند که موضوع پایان یافته اما بامداد ۲ مهر، همه چیز رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد. ساعت ۳ صبح، تعدادی مأمور ماسک زده زنگ در را می‌زنند، در را باز نکردیم اما خودشان از بالای دیوار پریدند و در را باز کردند، پسران محمد از پشت‌بام به خانه همسایه پناه می‌برند و مقتول به پشت‌بام، ماموران در لحظه آخر او را پیدا می‌کنند، محمد بدون حکم قضایی حاضر به رفتن با ماموران نمی‌شود، در این لحظه تهدید می‌شود اگر با ما نیایی، گروهی دیگر مامور به قصد کشتن شما می‌آیند، و بعد از چند دقیقه دسته دوم امدند، همسر محمد را در خانه زندانی و پس از چند دقیقه همسر او با پیکر خونین و صورتش مواجه می‌شود.
همسر محمد جامه‌بزرگ نیز به شرق گفته بود: «به چشم او شلیک شده بود. بعدها و با بررسی پزشکی قانونی مشخص شد که از فاصله نزدیک به چشم او گلوله ساچمه‌ای شلیک شده و در مغزش پخش شده است.»

#محمد_جامه_بزرگ
#مهسا_امینی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech