آموزشکده توانا
50.4K subscribers
40.4K photos
41.5K videos
2.57K files
21.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک هموطن از داخل ایران، در پیامی صوتی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از وضعیت این روزهای کشور پس از اعلام آتش‌بس در پی جنگ حدود ۴۰ روزه میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی می‌گوید؛ روایتی از شوک، سردرگمی و تداوم فشارهای داخلی.

او می‌گوید که اعلام آتش‌بس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچ‌کس اصلاً انتظار آتش‌بس را نداشت. همه فکر می‌کردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتش‌بس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»

به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشته‌شدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساخت‌ها، بسیاری از مردم با تحمل هزینه‌های سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساخت‌ها نابود شد. با همه این‌ها مردم تحمل کردند تا به نتیجه‌ای که می‌خواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید می‌کند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیری‌ها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگی‌مان هیچ‌چیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی می‌توان برای لحظاتی وصل شد.»

به گفته او، نه‌تنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده، بلکه خشن‌تر شده. صراحتاً گفته‌اند اعدام‌ها باید سریع‌تر انجام شود. اینترنت را قطع کرده‌اند، ایست‌های بازرسی زیاد شده، گوشی‌ها را چک می‌کنند و فضا کاملاً امنیتی است.»

او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفه‌کننده» توصیف می‌کند و از نوعی شوک جمعی سخن می‌گوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خسته‌اند، هم سردرگم. کمتر حرف می‌زنند، کمتر واکنش نشان می‌دهند. هیچ‌کس نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»

این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بی‌نتیجه ماندن هزینه‌های سنگینی که مردم پرداخت کرده‌اند سخن می‌گوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساخت‌ها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»

او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیت‌های اجتماعی نیز اشاره می‌کند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایست‌های بازرسی هست، به حجاب گیر می‌دهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد می‌کنند.»

به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که قدرت‌های خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»

او در پایان، از جامعه جهانی می‌خواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختی‌ها هنوز شرافتمندانه زندگی می‌کنیم و مبارزه می‌کنیم. سال‌هاست در برابر دیکتاتوری ایستاده‌ایم و با وجود همه هزینه‌ها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»

#جنگ‌ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran‌

@Tavaana_TavaanaTech
7💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری که این روزها از خیابان‌های تهران منتشر شده، حاوی یک قاب عجیب و یک تناقض عریان است. زنانی با اسلحه‌های جنگی، سوار بر موتور و جیپ، در حالی به نمایش گذاشته می‌شوند که همین حکومت، در همین شهر، زنان را به‌خاطر ساده‌ترین حقوق‌شان بازداشت می‌کند، جریمه می‌کند یا حتی به قتل می‌رساند.

در جمهوری اسلامی، زنان هنوز از حق دریافت گواهینامه موتور محروم‌اند، اما ناگهان همان زن، اگر در خدمت نمایش قدرت و پروپاگاندا باشد، می‌تواند پشت موتور با اسلحه صورتی! بنشیند و تبدیل به «نماد» شود.

این دوگانه اتفاقی نیست. این یک سیاست است: تحقیر سیستماتیک زنان در زندگی واقعی، و استفاده ابزاری از آن‌ها در ویترین تبلیغاتی. زنِ مورد نظر حکومت، نه شهروند است و نه صاحب حق؛ او مطیع است و ابزار.

این تصاویر نه نشانه قدرت زنان، بلکه نشانه بی‌اعتباری حکومتی است که سال‌ها ابتدایی‌ترین حقوق زنان را سلب کرده و حالا همان زنان را، با ظاهری نمایشی و سلاح در دست، برای پوشاندن همین تبعیض به خیابان می‌فرستد.

این استفاده ابزاری، چیزی جز تحقیر دوباره زنان نیست.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
8👍4
«خودکامگان در برابر این حقیقت ساده که آرزوی آزادی در نهاد انسان نهفته است ایستادگی می‌کنند. این آرزو خاموش‌ناشدنی است؛ نه با پروپاگاندا می‌توان آن را فرو‌نشاند، نه با سانسور، و نه هر‌ آینه با زور.
از‌‌ همین‌رو، می‌دانم که پیروزی از آنِ آزادی خواهد بود، خودکامگان به زانو در‌ خواهند آمد و ما هرگز نباید از پای بنشینیم.»
گولوگ جیگمه، راهب بودایی تبتی، فیلمساز و مدافع حقوق بشر

مقاله «قدرت، کارآمدی و شایستگی» نوشته لری دایموند را با ترجمه آرش جودکی، اینجا بخوانید.


#نه_به_جمهوری_اسلامی
#دموکراسی

@Tavaana_TavaanaTech
💯5
زانو نمی‌زنیم، ۳- به نام زندگی، به نام انسانیت (کتاب شنیداری)

هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادی‌خواهان را به خاموشی می‌کشاند.
اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟
کتاب «زانو نمی‌زنیم؛ نامه‌هایی از زندان»، که پیش‌تر به شکل نوشتاری از آموزشکده توانا منتشر شد، دربرگیرنده مجموعه‌ای از نامه‌ها و پیام‌های زندانیان سیاسی از زمستان ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۳ است. اکنون با هدف بازتاب هرچه بیش‌تر صدای قربانیان نقض حقوق بشر، این روایات دست اول به شکل شنیداری و در چهار بخش ارائه می‌شود.
این بخش سوم است با عنوان «به نام زندگی، به نام انسانیت». با نامه‌هایی از وریشه مرادی، آرش صادقی، گلرخ ایرایی، احمدرضا حائری، مهران رئوف، حورا نیک‌بخت و نامه‌ای از ۱۲ زندانی سیاسی، و نامه‌ای از مجید کاظمی، سعید یعقوبی و صالح میرهاشمی.

سایت
یوتیوب
ساندکلاود
کست‌باکس

#نه_به_جمهوری_اسلامی   #زندانیان_سیاسی

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تندیس شنی جاویدنام سر به دار، امیرحسین حاتمی

جاویدنام امیرحسین حاتمی، از معترضان بازداشتی در پرونده آتش‌سوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بود، که توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.
امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله بود.

پرونده او و سایر هم‌پرونده‌ای‌هایش در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آن‌ها ۱۸ بهمن‌ماه صادر شد.

بر اساس روایت رسمی، این افراد به آتش‌زدن یک پایگاه بسیج در شرق تهران متهم شدند. اما وکلای پرونده با استناد به ویدیوهای موجود، روایت کاملا متفاوتی ارائه می‌دهند: در این تصاویر، نیروهای لباس‌شخصی دیده می‌شوند که مردم را به داخل ساختمان هل داده، درها را قفل می‌کنند و سپس محل را به آتش می‌کشند. صدای فریاد «هل نده» و درخواست بازکردن در، در این ویدیوها به‌وضوح شنیده می‌شود.

افرادی که داخل ساختمان گرفتار شده بودند، پس از مهار آتش توسط نیروهای آتش‌نشانی، بازداشت شدند و به اعدام محکوم شدند.

این پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بدنام، ابوالقاسم صلواتی، ارجاع شده و تنها یک ماه پس از بازداشت، حکم اعدام برای متهمان صادر شده است. به گفته وکیل، در این مرحله، متهمان عملا از داشتن وکیل مستقل محروم بوده و اعترافات تحت شکنجه از آن‌ها گرفته شده است.

با ورود وکلای حقوق بشری، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و یکی از قضات با استناد به شواهد، حکم را تأیید نکرد. با این حال، گزارش‌ها حاکی است که با فشار نهادهای امنیتی، تلاش برای گرفتن تأیید حکم اعدام از مسیرهای دیگر ادامه یافت.

هنرمند ایرانی، فرهاد پوریاری، تندیس شنی امیرحسین حاتمی را در سواحل عمان ساخته است.
#امیرحسین_حاتمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته خبری تلخ به ما رسید. احمد خدایی، همسر جاویدنام صالحه اکبری، به زندگی خود پایان داد

او چندی پیش، ویدیویی از محل کشته شدن همسرش برای ما فرستاده بود و روایت کشته شدن همسرش را تعریف کرده بود.

احمد خدایی، در طی مدت پس از قتل همسرش توسط مأموران وزارت اطلاعات، به شدت تحت فشار بود. در این خصوص در پست دیگری توضیح خواهیم داد.

در روزهای پر شور دی ماه خونین ۱۴۰۴ زمانی که هنوز اینترنت قطع نشده بود، احمد خدایی، کوهنورد و مربی شناخته‌شده اردبیلی، در صفحه اینستاگرام خود از افرادی که در جریان اعتراضات آسیب دیده بودند خواست در صورت نیاز به خدمات درمانی و نگرانی از مراجعه به مراکز رسمی، با او تماس بگیرند. همسر احمد خدایی، صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل بود و یک اتاق خانه‌ کوچکشان را به خارج کردن ساچمه‌ها و پانسمان مجروحان اختصاص داده بودند. آن‌ها تازه ازدواج کرده بودند، خانه‌شان بوی زندگی می‌داد، احمد از ازدواج قبلی‌اش دختری داشت که با صالحه رابطه خیلی خوبی داشت.

چند روز بعد، شب ۲۲ دی‌ماه و حوالی ساعت ۱۰، مأموران امنیتی به منزل این زوج مراجعه کردند. هدف، بازداشت احمد خدایی عنوان شده بود، اما در زمان ورود مأموران، او در خانه حضور نداشت و برای خرید لوازم پانسمان و دارو به خارج از خانه رفته بود. مأموران در داخل منزل منتظر ماندند تا او بازگردد.

با بازگشت احمد خدایی، در بدو ورود به آپارتمان، ناگهان با حمله مأموران مواجه شد. او در برابر چشمان همسرش با شوکر، مشت و لگد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت. در این میان، صالحه اکبری، که او هم مثل همسرش کوهنورد بود، برای دفاع از همسرش با کلنگ کوهنوردی به سمت مأموران رفت. در همان لحظه، یکی از مأموران با سلاحی مجهز به صداخفه‌کن به قلب او شلیک کرد. گلوله از بدنش عبور کرد و او در همان محل جان باخت.
ماموران اسلحه روی سر احمد می‌گذارند و می‌گویند یا خودت و دخترت را می‌کشیم، یا باید سناریوی ما را اعلام کنی.

پس از این واقعه، پیکر او از خانه خارج شد و احمد خدایی نیز بازداشت و برای یازده روز در بازداشت نگه داشته شد.

در زمان بازداشت احمد، ماموران با رئیس فدراسیون کوهنوردی تماس گرفتند، احمد پشت تلفن به ناچار سناریوی سقوط از کوه را گفت، ولی عمدا منطقه‌ای را اعلام کرد که غیرممکن است که کسی از آنجا سقوط کند و بدین وسیله به رئیس فدراسیون که نسبت به دانش کوهنوردی حرفه‌ای احمد اطلاع داشت، پیام‌ داد که جریان چیز دیگری است.

خانواده صالحه و به خصوص پدر او، که طرفدار حکومت است، روایتی دروغ مبنی بر خودکشی دخترش را بیان کردند.

پس از آزادی، احمد خدایی با تهدیدهایی مواجه شد تا سکوت کند. پیکر همسرش را در اطراف اراک به خاک سپردند(صالحه اصالتا اراکی بود). احمد در خانه‌اش با خاک مزار همسرش مکانی برای سوگواری درست کرده و در تنهایی از غم هجران همسرش اشک می‌ریخت و از قصدش برای پیوستن به صالحه می‌گفت.

#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔201🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت زنده‌یاد احمد خدایی، از تعرض به پیکر بی‌جان همسرش صالحه اکبری توسط مأموران و شکنجه روانی و آزار احمد خدایی

احمد خدایی در واقع به قتل رسید

مزدوران حکومت و قاتلان بی‌شرافت صالحه اکبری، با آزار آنلاین احمد خدایی، با فحش‌ها و نسبت‌های رکیک به جاویدنام صالحه اکبری، نقش زیادی در فروپاشی روانی احمد خدایی داشتند.

آن‌ها پرای دسترسی به محتوای گوشی موبایل صالحه، به سردخانه رفتند تا با اثر انگشت او گوشی را باز کنند. تصاویر شخصی او را برای همسرش ارسال می‌کردند و از الفاظ رکیک استفاده می‌کردند.
این صدای دردمند را گوش کنید، ببینید ماموران وزارت اطلاعات چه کار کثیفی کردند و به احمد چه گفتند ...

آن‌ها گفتند در سردخانه به فلان‌جای همسرت دست زدیم....

احمد خدایی چند بار بازداشت شده بود و در یکی از بازداشت‌ها دچار شکستگی دنده و خونریزی کلیه در اثر شکنجه شده بود. او می‌گوید این شکنجه روانی و آزار جنسی آنلاین بدتر از شکنجه‌ها در بازداشتگاه بود و باعث فروپاشی روانی او شده بود.

خواسته احمد خدایی این بوده که صدای مظلومیت او و همسرش باشیم.

#احمد_خدایی #صالحه_اکبری #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔25
به گزارش میزان، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی خواهان اجرای سریع احکام اعدام و مصادره اموال متهمان شد. او دستور داد رسیدگی به پرونده‌های متهمان به «همکاری با دشمن» خارج از روال عادی و به‌صورت فوق‌العاده انجام شود.

محسنی اژه‌ای تاکید کرده است اگر پرونده‌ای صبح برای تکمیل تحقیقات به ضابط سپرده شود، همان روز بعدازظهر پس گرفته شود و بازپرسان برای تسریع در تنظیم کیفرخواست، مستقیما در زندان با متهمان مواجه شوند.

در یک ماه اخیر، موج گسترده بازداشت‌ها ادامه داشته و تنها در یک مورد، سازمان اطلاعات سپاه از بازداشت ۱۲۷ نفر در سه استان خبر داده بود.

همچنین در جریان جنگ با آمریکا، دست‌کم ۱۴ نفر به اتهام همکاری با دشمن اعدام شده‌اند.
طرح از رضا عقیلی

https://tavaana.org/fa/Dialogue_Ejhei

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔9🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساخت تندیس شنی جاویدنام سر‌به‌دار علی فهیم

علی فهیم از بازداشت‌شدگان دی ماه ۱۴۰۴ بود که در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم شد و حکم اعدام او چندی پیش اجرا شد.

هنوز پیکر او و سایر اعدام‌شدگان را به خانواده‌ها تحویل نداده‌اند.

فرهاد پوریاری، هنرمند ایرانی، در سواحل عمان تندیس شنی او را ساخته است.

#علی_فهیم #نه_به‌_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊105
روایت یک فعال سیاسی از یورش مأموران امنیتی؛ خونریزی مغزی حمید آصفی پس از ضرب‌وشتم شدید

حمید آصفی، فعال سیاسی و پژوهشگر اقتصادی، در یادداشتی از یورش بدون حکم قضایی مأموران وزارت اطلاعات به منزلش و ضرب‌وشتم شدید خود خبر داده؛ رخدادی که به گفته او با خونریزی مغزی و آسیب‌های جدی جسمی همراه بوده است.

به گفته آصفی، این حادثه در چهاردهم اسفندماه رخ داده؛ زمانی که شش مأمور مسلح در غیاب او با شکستن درِ خانه، وارد منزلش شدند. او می‌نویسد پس از اطلاع از این موضوع و حرکت به سمت خانه، در نزدیکی محل سکونتش هدف ضربه‌ای سنگین با پشت اسلحه قرار گرفته و سپس با خشونت به داخل خانه کشیده شده است. به روایت او، در داخل منزل، مأموران با مشت و لگد و ضربات پی‌درپی به سر، صورت و دیگر نقاط بدنش حمله کرده‌اند؛ ضرباتی که در نهایت به بیهوشی او انجامیده است.

این فعال سیاسی همچنین اعلام کرده که پس از این واقعه، به یکی از مراکز امنیتی منتقل شده و در آنجا نیز بار دیگر مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته و با اتهاماتی از جمله «امضای بیانیه گذار از جمهوری اسلامی» و «ارتباط با دولت اسرائیل» مواجه شده است. او تأکید کرده که پس از رد این اتهامات، مأموران بازداشت او را «اشتباه اداری» توصیف کرده‌اند.

آصفی با رد این ادعا، این رخداد را حامل «پیامی سیاسی» دانسته و نوشته است: «این خشونت تنها متوجه من نبود، بلکه پیامی برای نیروهای ملی، دموکراتیک و جمهوری‌خواه است تا در شرایط بحرانی کشور سکوت کنند.»

او همچنین از پیامدهای جسمی این حمله پرده برداشته و گفته است که سه هفته پس از حادثه، به دلیل سردردهای شدید و علائم نگران‌کننده به پزشک مراجعه کرده و مشخص شده که دچار خونریزی در دو ناحیه از مغز شده است.

آصفی هدف از انتشار این روایت را «ثبت یک هشدار» عنوان کرده و افزوده است که در چنین ساختاری، خشونت اعمال می‌شود، سپس انکار می‌شود و بدون پاسخگویی ادامه می‌یابد؛ چرخه‌ای که به باور او باید متوقف شود.

#حمید_آصفی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊1