Forwarded from گفتوشنود
نصر حامد ابوزید
قرآنپژوهی با رویکردهای مدرن
مردی که با قرآن مثل یک متن رفتار کرد
اگر یک متن ادبی مقدس شمرده شود، آیا دیگر نمیتوان آن را نقد کرد؟
نصر حامد ابوزید پاسخ داد: نه.
همین یک جمله، زندگیاش را از قاهره به تبعیدی در هلند کشاند و او را در چشم برخی، «مرتد» و در چشم برخی دیگر، کلیدی برای فروپاشی یک ایدئولوژی دینی-سیاسی ساخت.
ابوزید، قرآنپژوه مصری، معتقد بود متون دینی محصولات فرهنگیاند و باید در بستر تاریخی خود خوانده شوند. این ایده در دانشگاههای غربی چیز تازهای نبود، اما در مصر، همان کشور با سابقه طولانی علوم دینی، توهین به مقدسات تعبیر شد.
او در روستایی نزدیک طنطا به دنیا آمد، ابتدا تکنسین بیسیم بود، سپس با رتبه ممتاز لیسانس ادبیات عربی گرفت و دکترای مطالعات اسلامی را در ۱۹۸۱ از دانشگاه قاهره اخذ کرد. آثار مهمش «مفهوم النص» و «نقد الخطاب الدینی» نام دارند.
▪️پرونده ارتداد
در دهه ۹۰ او را به الحاد متهم کردند. دادگاهی مصری حکم به جدایی اجباری او از همسرش، ابتهال یونس، داد؛ به این استدلال که زنی مسلمان نمیتواند همسر مردی «غیرمسلمان» باشد. این حکم آن دو را ناچار به مهاجرت به هلند کرد.
مهدی خلجی روایت میکند یکی از محرکان اصلی تکفیر او، عبدالصبور شاهین، سهامدار یک موسسه مالی اسلامی بود که ابوزید فسادش را نقد کرده بود. اتهام دینی، پوششی برای انتقام شخصی و مالی بود، نه دغدغهای واقعی برای دین.
ابوزید در آخرین مرحله فکریاش نتیجه گرفت قرآن اساسا «متن» نبوده، بلکه گفتارهای شفاهی پیامبر اسلام بوده که بعدها نوشته شده است. این دیدگاه، بنیاد مفهوم «ناسخ و منسوخ» را زیر سوال میبرد و قرآن را از جایگاه مرجع قانونگذاری خارج میکند.
ابوزید در ۲۰۱۰ در سفری به اندونزی درگذشت، بیآنکه هرگز اجازه تدریس در مصر را بازیابد. محمدجواد اکبرین آثار او را «کلید ویرانی بنای جمهوری اسلامی» میداند؛ میراثی که هنوز در محافل روشنفکری مورد بحث است.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«نصر حامد ابوزید: قرآنپژوهی با رویکردهای مدرن»
https://dialog.tavaana.org/nasr-abu-zayd/
#نقد_دین #آزاداندیشی #نصر_حامد_ابوزید #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
قرآنپژوهی با رویکردهای مدرن
مردی که با قرآن مثل یک متن رفتار کرد
اگر یک متن ادبی مقدس شمرده شود، آیا دیگر نمیتوان آن را نقد کرد؟
نصر حامد ابوزید پاسخ داد: نه.
همین یک جمله، زندگیاش را از قاهره به تبعیدی در هلند کشاند و او را در چشم برخی، «مرتد» و در چشم برخی دیگر، کلیدی برای فروپاشی یک ایدئولوژی دینی-سیاسی ساخت.
ابوزید، قرآنپژوه مصری، معتقد بود متون دینی محصولات فرهنگیاند و باید در بستر تاریخی خود خوانده شوند. این ایده در دانشگاههای غربی چیز تازهای نبود، اما در مصر، همان کشور با سابقه طولانی علوم دینی، توهین به مقدسات تعبیر شد.
او در روستایی نزدیک طنطا به دنیا آمد، ابتدا تکنسین بیسیم بود، سپس با رتبه ممتاز لیسانس ادبیات عربی گرفت و دکترای مطالعات اسلامی را در ۱۹۸۱ از دانشگاه قاهره اخذ کرد. آثار مهمش «مفهوم النص» و «نقد الخطاب الدینی» نام دارند.
▪️پرونده ارتداد
در دهه ۹۰ او را به الحاد متهم کردند. دادگاهی مصری حکم به جدایی اجباری او از همسرش، ابتهال یونس، داد؛ به این استدلال که زنی مسلمان نمیتواند همسر مردی «غیرمسلمان» باشد. این حکم آن دو را ناچار به مهاجرت به هلند کرد.
مهدی خلجی روایت میکند یکی از محرکان اصلی تکفیر او، عبدالصبور شاهین، سهامدار یک موسسه مالی اسلامی بود که ابوزید فسادش را نقد کرده بود. اتهام دینی، پوششی برای انتقام شخصی و مالی بود، نه دغدغهای واقعی برای دین.
ابوزید در آخرین مرحله فکریاش نتیجه گرفت قرآن اساسا «متن» نبوده، بلکه گفتارهای شفاهی پیامبر اسلام بوده که بعدها نوشته شده است. این دیدگاه، بنیاد مفهوم «ناسخ و منسوخ» را زیر سوال میبرد و قرآن را از جایگاه مرجع قانونگذاری خارج میکند.
ابوزید در ۲۰۱۰ در سفری به اندونزی درگذشت، بیآنکه هرگز اجازه تدریس در مصر را بازیابد. محمدجواد اکبرین آثار او را «کلید ویرانی بنای جمهوری اسلامی» میداند؛ میراثی که هنوز در محافل روشنفکری مورد بحث است.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«نصر حامد ابوزید: قرآنپژوهی با رویکردهای مدرن»
https://dialog.tavaana.org/nasr-abu-zayd/
#نقد_دین #آزاداندیشی #نصر_حامد_ابوزید #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4👍3
Forwarded from گفتوشنود
تفتیش منزل، ضبط گسترده اموال و بازداشت صریر موقن، شهروند بهایی در اصفهان
صریر موقن، شهروند بهایی ساکن اصفهان، روز سهشنبه ۳ شهریورماه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و به زندان دولتآباد این شهر منتقل شد.
بنا بر گزارشها، حدود ساعت هشت صبح همان روز، مأموران اداره اطلاعات به منزل خانواده موقن در اصفهان مراجعه و اقدام به تفتیش محل کردند.
پس از پایان تفتیش، خانم موقن بازداشت و به زندان دولتآباد منتقل شد.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این شهروند بهایی با تأیید خبر بازداشت گفت در جریان این تفتیش، تمامی وسایل الکترونیکی موجود در منزل و بخش قابل توجهی از اموال خانواده از جمله پول نقد، طلا و یک دستگاه پیانو توسط مأموران ضبط شده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعی درباره دلیل بازداشت یا اتهامات احتمالی علیه خانم موقن منتشر نشده و نهادهای امنیتی در این باره توضیحی ارائه نکردهاند.
گفتنی است صریر موقن پیش از این نیز هدف برخورد نهادهای امنیتی و آموزشی قرار گرفته بود. وی که دانشجوی رشته معماری دانشگاه آزاد اصفهان بود، در سال ۱۳۹۷ و تنها یک ترم مانده به فارغالتحصیلی، به دلیل باور به آیین بهایی از ادامه تحصیل محروم و با مسدودشدن پورتال آموزشی از دانشگاه اخراج شد. این اقدام، که بهطور مستقیم با انگیزه مذهبی صورت گرفت، در گزارشهای نهادهای حقوق بشری بهعنوان نمونهای از سیاست نظاممند محرومیت شهروندان بهایی از حق تحصیل مستند شده است.
#صریر_موقن #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صریر موقن، شهروند بهایی ساکن اصفهان، روز سهشنبه ۳ شهریورماه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و به زندان دولتآباد این شهر منتقل شد.
بنا بر گزارشها، حدود ساعت هشت صبح همان روز، مأموران اداره اطلاعات به منزل خانواده موقن در اصفهان مراجعه و اقدام به تفتیش محل کردند.
پس از پایان تفتیش، خانم موقن بازداشت و به زندان دولتآباد منتقل شد.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این شهروند بهایی با تأیید خبر بازداشت گفت در جریان این تفتیش، تمامی وسایل الکترونیکی موجود در منزل و بخش قابل توجهی از اموال خانواده از جمله پول نقد، طلا و یک دستگاه پیانو توسط مأموران ضبط شده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعی درباره دلیل بازداشت یا اتهامات احتمالی علیه خانم موقن منتشر نشده و نهادهای امنیتی در این باره توضیحی ارائه نکردهاند.
گفتنی است صریر موقن پیش از این نیز هدف برخورد نهادهای امنیتی و آموزشی قرار گرفته بود. وی که دانشجوی رشته معماری دانشگاه آزاد اصفهان بود، در سال ۱۳۹۷ و تنها یک ترم مانده به فارغالتحصیلی، به دلیل باور به آیین بهایی از ادامه تحصیل محروم و با مسدودشدن پورتال آموزشی از دانشگاه اخراج شد. این اقدام، که بهطور مستقیم با انگیزه مذهبی صورت گرفت، در گزارشهای نهادهای حقوق بشری بهعنوان نمونهای از سیاست نظاممند محرومیت شهروندان بهایی از حق تحصیل مستند شده است.
#صریر_موقن #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊6💔5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زهیر باقرزاده با انتشار پستی در اینستاگرام، از صعود به قله دماوند به یاد صدرا سلطانی خبر داد.
جاویدنام صدرا سلطانی، متولد ۱۹ بهمن ۱۳۸۰ در تهران، دانشآموخته معماری بود. او بهتازگی تحصیل در مقطع کارشناسی را به پایان رسانده و کارشناسی ارشد معماری داخلی را آغاز کرده بود. صدرا به موسیقی و هنر نیز علاقه داشت. گیتار مینواخت، در کلاسهای آواز شرکت میکرد و گاهی با دوستانش به همنوازی و خواندن میپرداخت.
پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، صدرا همراه پدر و مادرش در تجمع اعتراضی مردم در محله نارمک تهران حضور داشت. با آغاز تیراندازی نیروهای امنیتی، تلاش کرد پدر و مادرش را از محل دور کند، اما در همان لحظات از پشت و از ناحیه کمر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
پدر صدرا آن لحظه را چنین روایت کرد:
«تکتیرانداز میان من و صدرا، پسرم را انتخاب کرد.»
زهیر باقرزاده نیز در نوشته خود آورده است:
«از دامنه تا قله دماوند، در کنار صدرا کوه را نوردیدم. به یاد او و تمام جاویدنامان راه آزادی، که نامشان در آسمان ایران و بر قلههایش جاودانه است.»
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام صدرا سلطانی، متولد ۱۹ بهمن ۱۳۸۰ در تهران، دانشآموخته معماری بود. او بهتازگی تحصیل در مقطع کارشناسی را به پایان رسانده و کارشناسی ارشد معماری داخلی را آغاز کرده بود. صدرا به موسیقی و هنر نیز علاقه داشت. گیتار مینواخت، در کلاسهای آواز شرکت میکرد و گاهی با دوستانش به همنوازی و خواندن میپرداخت.
پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، صدرا همراه پدر و مادرش در تجمع اعتراضی مردم در محله نارمک تهران حضور داشت. با آغاز تیراندازی نیروهای امنیتی، تلاش کرد پدر و مادرش را از محل دور کند، اما در همان لحظات از پشت و از ناحیه کمر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
پدر صدرا آن لحظه را چنین روایت کرد:
«تکتیرانداز میان من و صدرا، پسرم را انتخاب کرد.»
زهیر باقرزاده نیز در نوشته خود آورده است:
«از دامنه تا قله دماوند، در کنار صدرا کوه را نوردیدم. به یاد او و تمام جاویدنامان راه آزادی، که نامشان در آسمان ایران و بر قلههایش جاودانه است.»
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زهیر باقرزاده با انتشار پستی در اینستاگرام، از صعود به قله دماوند به یاد صدرا سلطانی خبر داد.
جاویدنام صدرا سلطانی، متولد ۱۹ بهمن ۱۳۸۰ در تهران، دانشآموخته معماری و عضو یک خانواده چهار نفره بود. او بهتازگی تحصیل در مقطع کارشناسی را به پایان رسانده و کارشناسی ارشد معماری داخلی را آغاز کرده بود. صدرا به موسیقی و هنر نیز علاقه داشت. گیتار مینواخت، در کلاسهای آواز شرکت میکرد و گاهی با دوستانش به همنوازی و خواندن میپرداخت.
پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، صدرا همراه پدر و مادرش در تجمع اعتراضی مردم در محله نارمک تهران حضور داشت. با آغاز تیراندازی نیروهای امنیتی، تلاش کرد پدر و مادرش را از محل دور کند، اما در همان لحظات از پشت و از ناحیه کمر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
پدر صدرا آن لحظه را چنین روایت کرد:
«تکتیرانداز میان من و صدرا، پسرم را انتخاب کرد.»
زهیر باقرزاده نیز در نوشته خود آورده است:
«از دامنه تا قله دماوند، در کنار صدرا کوه را نوردیدم. به یاد او و تمام جاویدنامان راه آزادی، که نامشان در آسمان ایران و بر قلههایش جاودانه است.»
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام صدرا سلطانی، متولد ۱۹ بهمن ۱۳۸۰ در تهران، دانشآموخته معماری و عضو یک خانواده چهار نفره بود. او بهتازگی تحصیل در مقطع کارشناسی را به پایان رسانده و کارشناسی ارشد معماری داخلی را آغاز کرده بود. صدرا به موسیقی و هنر نیز علاقه داشت. گیتار مینواخت، در کلاسهای آواز شرکت میکرد و گاهی با دوستانش به همنوازی و خواندن میپرداخت.
پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، صدرا همراه پدر و مادرش در تجمع اعتراضی مردم در محله نارمک تهران حضور داشت. با آغاز تیراندازی نیروهای امنیتی، تلاش کرد پدر و مادرش را از محل دور کند، اما در همان لحظات از پشت و از ناحیه کمر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
پدر صدرا آن لحظه را چنین روایت کرد:
«تکتیرانداز میان من و صدرا، پسرم را انتخاب کرد.»
زهیر باقرزاده نیز در نوشته خود آورده است:
«از دامنه تا قله دماوند، در کنار صدرا کوه را نوردیدم. به یاد او و تمام جاویدنامان راه آزادی، که نامشان در آسمان ایران و بر قلههایش جاودانه است.»
@Tavaana_TavaanaTech
❤15🕊2
Forwarded from گفتوشنود
آزاداندیشی و آموزش
چرا نظامهای آموزشی ایدئولوژیک، پرسشگری را میکشند؟
پائولو فریره، مربی و نظریهپرداز برزیلی، در کتاب «آموزش ستمدیدگان» (۱۹۶۸) مفهوم «آموزش بانکی» را مطرح کرد: نظامی که در آن معلم اطلاعات را همچون سپرده در ذهن خالی دانشآموز «واریز» میکند و دانشآموز فقط دریافتکننده منفعل است. فریره استدلال کرد این مدل، نهفقط روشی آموزشی، بلکه شکلی از رابطه قدرت است که پرسیدن را به رفتاری نامطلوب بدل میکند، چون هر پرسش، اقتدار منبع دانش را به چالش میکشد.
هانا آرنت در مقاله «بحران در آموزش» (۱۹۵۸) هشدار داد وقتی نظام آموزشی بهجای آشنا کردن کودک با جهان واقعی و پیچیده، او را صرفا برای پذیرش یک ایدئولوژی از پیش تعیینشده آماده میکند، در واقع کودک را از توانایی «فکر کردن» -نه فقط «دانستن»- محروم میکند. تواناییای که آرنت آن را شرط لازم برای مسئولیتپذیری اخلاقی فرد بزرگسال میدانست.
پژوهش روانشناس آموزشی کارول دوک، دانشگاه استنفورد، در کتاب «ذهنیت» (۲۰۰۶) نشان داد دانشآموزانی که در محیطی پرورش مییابند که اشتباهکردن را مجازات میکند، تدریجا «ذهنیت ثابت» پیدا میکنند و از ریسک پرسیدن یا امتحانکردن ایدههای تازه پرهیز میکنند، برخلاف کودکانی که در محیط با «ذهنیت رشد» بزرگ شده و خطا را بخشی طبیعی از یادگیری تجربه کردهاند.
نمونه مستندی از این پویایی، تحلیل تاریخی نظامهای آموزشی آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی است. مورخانی مانند لیزا پاین در پژوهشهای خود نشان دادهاند که در هر دو نظام، برنامه درسی تاریخ و علوم اجتماعی بهشدت گزینشی بازنویسی شد و معلمانی که در چارچوب روایت رسمی پرسش مطرح میکردند، با تنبیه شغلی روبهرو میشدند، ساختاری که در دهههای بعد، شماری از تحلیلگران آن را یکی از عوامل مؤثر در تداوم بلندمدت اقتدار ایدئولوژیک در آن جوامع دانستند.
شاید بتوان گفت آنچه از میان این پژوهشها بیرون میآید، تصویری از پرسشگری است نه بهعنوان مهارتی جانبی در کنار محتوای درسی، بلکه بهعنوان تواناییای که یا در کلاس درس رشد میکند، یا همانجا خاموش میشود.
#آموزش_ایدئولوژیک #آزاداندیشی #پرسشگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا نظامهای آموزشی ایدئولوژیک، پرسشگری را میکشند؟
پائولو فریره، مربی و نظریهپرداز برزیلی، در کتاب «آموزش ستمدیدگان» (۱۹۶۸) مفهوم «آموزش بانکی» را مطرح کرد: نظامی که در آن معلم اطلاعات را همچون سپرده در ذهن خالی دانشآموز «واریز» میکند و دانشآموز فقط دریافتکننده منفعل است. فریره استدلال کرد این مدل، نهفقط روشی آموزشی، بلکه شکلی از رابطه قدرت است که پرسیدن را به رفتاری نامطلوب بدل میکند، چون هر پرسش، اقتدار منبع دانش را به چالش میکشد.
هانا آرنت در مقاله «بحران در آموزش» (۱۹۵۸) هشدار داد وقتی نظام آموزشی بهجای آشنا کردن کودک با جهان واقعی و پیچیده، او را صرفا برای پذیرش یک ایدئولوژی از پیش تعیینشده آماده میکند، در واقع کودک را از توانایی «فکر کردن» -نه فقط «دانستن»- محروم میکند. تواناییای که آرنت آن را شرط لازم برای مسئولیتپذیری اخلاقی فرد بزرگسال میدانست.
پژوهش روانشناس آموزشی کارول دوک، دانشگاه استنفورد، در کتاب «ذهنیت» (۲۰۰۶) نشان داد دانشآموزانی که در محیطی پرورش مییابند که اشتباهکردن را مجازات میکند، تدریجا «ذهنیت ثابت» پیدا میکنند و از ریسک پرسیدن یا امتحانکردن ایدههای تازه پرهیز میکنند، برخلاف کودکانی که در محیط با «ذهنیت رشد» بزرگ شده و خطا را بخشی طبیعی از یادگیری تجربه کردهاند.
نمونه مستندی از این پویایی، تحلیل تاریخی نظامهای آموزشی آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی است. مورخانی مانند لیزا پاین در پژوهشهای خود نشان دادهاند که در هر دو نظام، برنامه درسی تاریخ و علوم اجتماعی بهشدت گزینشی بازنویسی شد و معلمانی که در چارچوب روایت رسمی پرسش مطرح میکردند، با تنبیه شغلی روبهرو میشدند، ساختاری که در دهههای بعد، شماری از تحلیلگران آن را یکی از عوامل مؤثر در تداوم بلندمدت اقتدار ایدئولوژیک در آن جوامع دانستند.
شاید بتوان گفت آنچه از میان این پژوهشها بیرون میآید، تصویری از پرسشگری است نه بهعنوان مهارتی جانبی در کنار محتوای درسی، بلکه بهعنوان تواناییای که یا در کلاس درس رشد میکند، یا همانجا خاموش میشود.
#آموزش_ایدئولوژیک #آزاداندیشی #پرسشگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍1
گشایش پروندهای برای توقیف و مصادره اموال جواد علیکردی در مشهد
بر اساس اطلاعات دریافتی، پروندهای تازه علیه جواد علیکردی، وکیل دادگستری و زندانی سیاسی محبوس در مشهد، در یکی از شعب دادگاه انقلاب مشهد تشکیل شده است؛ پروندهای که موضوع آن توقیف و مصادره اموال این وکیل دادگستری عنوان شده است.
جواد علیکردی، برادر خسرو علیکردی، وکیل دادگستری درگذشته، پیشتر در پروندهای سیاسی با حکم سنگین حبس و تبعید مواجه شده و در حال حاضر دوران محکومیت خود را سپری میکند.
همچنین گزارش شده است که سمیه زندی، همسر جواد علیکردی که دارای تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق است، طی دو تا سه سال گذشته با وجود قبولی در آزمونهای مربوط به ورود به حرفه وکالت، از دریافت پروانه وکالت و آغاز فعالیت حرفهای محروم مانده است.
در بخش دیگری از اطلاعات دریافتی، آمده که طی ماههای گذشته افرادی منتسب به نهادهای قضایی و امنیتی، سمیه زندی را تحت فشار قرار داده و در مواردی از او خواستهاند از همسرش طلاق بگیرد.
تشکیل پرونده مرتبط با اموال جواد علیکردی در حالی گزارش میشود که او و خانوادهاش پیش از این نیز با پیامدهای قضایی و شغلی پروندههای سیاسی مواجه بودهاند.
#جواد_علیکردی #خسرو_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، پروندهای تازه علیه جواد علیکردی، وکیل دادگستری و زندانی سیاسی محبوس در مشهد، در یکی از شعب دادگاه انقلاب مشهد تشکیل شده است؛ پروندهای که موضوع آن توقیف و مصادره اموال این وکیل دادگستری عنوان شده است.
جواد علیکردی، برادر خسرو علیکردی، وکیل دادگستری درگذشته، پیشتر در پروندهای سیاسی با حکم سنگین حبس و تبعید مواجه شده و در حال حاضر دوران محکومیت خود را سپری میکند.
همچنین گزارش شده است که سمیه زندی، همسر جواد علیکردی که دارای تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق است، طی دو تا سه سال گذشته با وجود قبولی در آزمونهای مربوط به ورود به حرفه وکالت، از دریافت پروانه وکالت و آغاز فعالیت حرفهای محروم مانده است.
در بخش دیگری از اطلاعات دریافتی، آمده که طی ماههای گذشته افرادی منتسب به نهادهای قضایی و امنیتی، سمیه زندی را تحت فشار قرار داده و در مواردی از او خواستهاند از همسرش طلاق بگیرد.
تشکیل پرونده مرتبط با اموال جواد علیکردی در حالی گزارش میشود که او و خانوادهاش پیش از این نیز با پیامدهای قضایی و شغلی پروندههای سیاسی مواجه بودهاند.
#جواد_علیکردی #خسرو_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
❤8🕊2
Forwarded from گفتوشنود
جامعه جهانی بهایی خبرداد:
«سرقت حکومتی» از بهائیان ایران
از پول نقد، حلقه ازدواج تا اسباببازی کودکان در یورش به هفت استان
جامعه جهانی بهائی در بیانیهای اعلام کرد از ۳۱ مرداد تا ۳ شهریور ۱۴۰۵، مأموران حکومت ایران در هفت استان به خانهها و محلهای کار شهروندان بهائی یورش برده و اموال شخصی آنان را ضبط کردهاند.
بنا بر این بیانیه، ماموران بدون ارائه حکم قضایی، اتهام یا دلیل مشخص، خودرو، جواهرات، پول نقد، رایانه، ابزار کار، سازهای موسیقی، لوازم خانه و حتی اسباببازی کودکان را با خود بردند.
در یک مورد، ۱۴ مامور با پنج خودرو و همراه نماینده دادستانی برای بازداشت یک زن به منزل او یورش بردند. تنها دلیل اعلامشده به همه این افراد این بوده: «چون بهائی هستید».
بر اساس این گزارش، ۱۱ نفر در برابر چشمان خانوادههایشان بازداشت شدند. در یکی از یورشها، خودروی یک خانواده همراه با وسایل ارزشمند و ابزار کار ضبط شد؛ در موردی دیگر، آلات موسیقی و تجهیزات یک کارگاه سازسازی مصادره و محل کسب پلمب شد.
در اصفهان، بیش از ۲۰ مامور لباسشخصی همزمان به خانههای سه عضو خانواده «طبیانیفرد» یورش بردند، در حضور کودکی دوساله رفتار خشونتآمیز داشتند، اطلاعات موبایلها را استخراج کردند و لپتاپ، پول نقد، جواهرات، دوربین حرفهای و سازهای دستساز (پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، کمانچه، گیتار، کلارینت) را ضبط و فروشگاه سازهای این خانواده را پلمب کردند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در ژنو، این اقدامات را «سرقت حکومتی در روز روشن» خواند و گفت نزدیک به پنج دهه است حکومت ایران اموال بهائیان را به نام دولت مصادره میکند؛ روندی که طی یک سال گذشته دو برابر شده است. وی افزود مقاماتی که اموال را ضبط میکنند، همان کسانی هستند که کنترل دادگاهها و مسیرهای دادخواهی را نیز در دست دارند و بهائیان عملاً راه مؤثری برای احقاق حق ندارند.
این بیانیه، این اقدامات را ادامه سیاست چهاردههای مصادره اموال بهائیان از سال ۱۳۵۷ و استناد فزاینده به اصل ۴۹ قانون اساسی میداند و خواستار توقف فوری این روند از سوی جامعه جهانی شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«سرقت حکومتی» از بهائیان ایران
از پول نقد، حلقه ازدواج تا اسباببازی کودکان در یورش به هفت استان
جامعه جهانی بهائی در بیانیهای اعلام کرد از ۳۱ مرداد تا ۳ شهریور ۱۴۰۵، مأموران حکومت ایران در هفت استان به خانهها و محلهای کار شهروندان بهائی یورش برده و اموال شخصی آنان را ضبط کردهاند.
بنا بر این بیانیه، ماموران بدون ارائه حکم قضایی، اتهام یا دلیل مشخص، خودرو، جواهرات، پول نقد، رایانه، ابزار کار، سازهای موسیقی، لوازم خانه و حتی اسباببازی کودکان را با خود بردند.
در یک مورد، ۱۴ مامور با پنج خودرو و همراه نماینده دادستانی برای بازداشت یک زن به منزل او یورش بردند. تنها دلیل اعلامشده به همه این افراد این بوده: «چون بهائی هستید».
بر اساس این گزارش، ۱۱ نفر در برابر چشمان خانوادههایشان بازداشت شدند. در یکی از یورشها، خودروی یک خانواده همراه با وسایل ارزشمند و ابزار کار ضبط شد؛ در موردی دیگر، آلات موسیقی و تجهیزات یک کارگاه سازسازی مصادره و محل کسب پلمب شد.
در اصفهان، بیش از ۲۰ مامور لباسشخصی همزمان به خانههای سه عضو خانواده «طبیانیفرد» یورش بردند، در حضور کودکی دوساله رفتار خشونتآمیز داشتند، اطلاعات موبایلها را استخراج کردند و لپتاپ، پول نقد، جواهرات، دوربین حرفهای و سازهای دستساز (پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، کمانچه، گیتار، کلارینت) را ضبط و فروشگاه سازهای این خانواده را پلمب کردند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در ژنو، این اقدامات را «سرقت حکومتی در روز روشن» خواند و گفت نزدیک به پنج دهه است حکومت ایران اموال بهائیان را به نام دولت مصادره میکند؛ روندی که طی یک سال گذشته دو برابر شده است. وی افزود مقاماتی که اموال را ضبط میکنند، همان کسانی هستند که کنترل دادگاهها و مسیرهای دادخواهی را نیز در دست دارند و بهائیان عملاً راه مؤثری برای احقاق حق ندارند.
این بیانیه، این اقدامات را ادامه سیاست چهاردههای مصادره اموال بهائیان از سال ۱۳۵۷ و استناد فزاینده به اصل ۴۹ قانون اساسی میداند و خواستار توقف فوری این روند از سوی جامعه جهانی شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔9🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز پنج شنبه ۵ شهریو، مراسم چهلم سربدار جاویدنام « عارف خوشکار »، در قطعه ۳۰۰ بهشت زهرا تهران با حضور خانواده و جمعیت از زندانیان سابق سیاسی برگزار شد
عارف خوشکار، از بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود، که حکم اعدام او ۲۴ تیر ماه جاری در زندان قزلحصار اجرا شد.
خوشکار ۲۰ تیر به سوئیت ۳۵ زندان قزلحصار منتقل شده بود و خانوادهاش ۲۱ تیر آخرین ملاقات را با او انجام دادند.
خانواده خوشکار با درخواست اعطای مهلتی یکماهه و برگزاری جلسهای برای جلب رضایت خانواده مقتول، در تلاش برای توقف اجرای حکم بودند، اما این تلاشها به نتیجه نرسید. با وجود وعده مقامهای مسئول برای برگزاری این جلسه، در نهایت هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفت.
دادگاه انقلاب خوشکار را با اتهام «محاربه از طریق حمل و استفاده از سلاح» و قتل یک عضو بسیج به اعدام محکوم کرده بود.
وکیل او پیشتر با اشاره به ابهامهای پرونده گفته بود محل وقوع قتل که دادگاه به آن استناد کرده، دوربین مداربسته نداشته و ادله کافی برای اثبات اتهامها نیز وجود نداشته است.
منابع نزدیک به پرونده از اعتراف اجباری، شکنجه، محرومیت خوشکار از وکیل منتخب و ابهامهای جدی در روند دادرسی او خبر دادهاند.
عارف خوشکار در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید جسمی و روانی قرار داشت و برای پذیرش مسئولیت قتل یکی از نیروهای بسیج شکنجه شده بود.
ماموران امنیتی برادر کوچکتر او را بازداشت کرده و با تهدید به «تعرض جنسی» علیه او، خوشکار را برای اعتراف تحت فشار قرار داده بودند.
وکیل خوشکار تسخیری بود و او بدون دسترسی آزادانه به وکیل منتخب و بدون برخورداری از امکان دفاع موثر محاکمه شد.
رسیدگی به پرونده بهصورت علنی و شفاف انجام نشد و خوشکار فرصت کافی برای دفاع از خود نداشت.
عارف خوشکار ۲۰ آبان ۱۴۰۱، حدود یک ماه پس از کشته شدن سلمان امیراحمدی، از نیروهای بسیج، در جریان اعتراضات محله فلاح تهران بازداشت و اواخر آذر همان سال با اتهام «قتل عمد» به زندان رجاییشهر منتقل شد.
پس از تعطیلی زندان رجاییشهر، او به زندان قزلحصار کرج انتقال یافت و تا زمان اجرای حکم در این زندان نگهداری میشد.
#عارف_خوشکار #دادخواهی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
عارف خوشکار، از بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود، که حکم اعدام او ۲۴ تیر ماه جاری در زندان قزلحصار اجرا شد.
خوشکار ۲۰ تیر به سوئیت ۳۵ زندان قزلحصار منتقل شده بود و خانوادهاش ۲۱ تیر آخرین ملاقات را با او انجام دادند.
خانواده خوشکار با درخواست اعطای مهلتی یکماهه و برگزاری جلسهای برای جلب رضایت خانواده مقتول، در تلاش برای توقف اجرای حکم بودند، اما این تلاشها به نتیجه نرسید. با وجود وعده مقامهای مسئول برای برگزاری این جلسه، در نهایت هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفت.
دادگاه انقلاب خوشکار را با اتهام «محاربه از طریق حمل و استفاده از سلاح» و قتل یک عضو بسیج به اعدام محکوم کرده بود.
وکیل او پیشتر با اشاره به ابهامهای پرونده گفته بود محل وقوع قتل که دادگاه به آن استناد کرده، دوربین مداربسته نداشته و ادله کافی برای اثبات اتهامها نیز وجود نداشته است.
منابع نزدیک به پرونده از اعتراف اجباری، شکنجه، محرومیت خوشکار از وکیل منتخب و ابهامهای جدی در روند دادرسی او خبر دادهاند.
عارف خوشکار در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید جسمی و روانی قرار داشت و برای پذیرش مسئولیت قتل یکی از نیروهای بسیج شکنجه شده بود.
ماموران امنیتی برادر کوچکتر او را بازداشت کرده و با تهدید به «تعرض جنسی» علیه او، خوشکار را برای اعتراف تحت فشار قرار داده بودند.
وکیل خوشکار تسخیری بود و او بدون دسترسی آزادانه به وکیل منتخب و بدون برخورداری از امکان دفاع موثر محاکمه شد.
رسیدگی به پرونده بهصورت علنی و شفاف انجام نشد و خوشکار فرصت کافی برای دفاع از خود نداشت.
عارف خوشکار ۲۰ آبان ۱۴۰۱، حدود یک ماه پس از کشته شدن سلمان امیراحمدی، از نیروهای بسیج، در جریان اعتراضات محله فلاح تهران بازداشت و اواخر آذر همان سال با اتهام «قتل عمد» به زندان رجاییشهر منتقل شد.
پس از تعطیلی زندان رجاییشهر، او به زندان قزلحصار کرج انتقال یافت و تا زمان اجرای حکم در این زندان نگهداری میشد.
#عارف_خوشکار #دادخواهی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤6
Forwarded from گفتوشنود
حق بیان و حد آن
مرز میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی از نگاه حقوق بشر
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) اصل مشهور «آسیب» را اینگونه نوشت: تنها دلیل موجه برای محدود کردن آزادی بیان یک فرد، جلوگیری از آسیب مستقیم به دیگران است، نه صرف ناخوشایند یا آزاردهنده بودن آن عقیده برای اکثریت.
میل هشدار میداد سرکوب یک عقیده، حتی اگر غلط به نظر برسد، جامعه را از فرصت آزمودن و تقویت حقیقت محروم میکند.
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، که در سال ۱۹۶۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، در ماده ۱۹ آزادی بیان را حقی بنیادین میشناسد، اما در مادهی ۲۰ صراحتا «هرگونه ترغیب به نفرت ملی، نژادی یا مذهبی که مشوق تبعیض، خصومت یا خشونت باشد» را از دایره این حمایت خارج میکند.
این دو ماده، در کنار هم، همان مرز حقوقیای را ترسیم میکنند که در ادبیات حقوق بشر «تعادل میان دو حق» نامیده میشود.
سوزان بنش، پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه هاروارد، در «چارچوب خطر» (۲۰۱۲) پنج معیار برای تشخیص گفتار خطرناک از گفتار صرفا آزاردهنده پیشنهاد داد. از جمله جایگاه و نفوذ گوینده بر مخاطب، وجود بستر اجتماعی از پیش متشنج، و اینکه آیا خود کلام مستقیما مخاطب را به عمل علیه گروهی دیگر فرا میخواند یا نه.
بنش تاکید داشت صرف تندی یا زننده بودن یک سخن، بهخودیخود آن را در ردیف نفرتپراکنی قابل تعقیب قرار نمیدهد.
نمونه مستندی از این تمایز، رای دیوان اروپایی حقوق بشر در پرونده «ژرسیلد علیه دانمارک» (۱۹۹۴) است، دیوان حکم داد (ژرسلید) روزنامهنگاری که مصاحبهای حاوی اظهارات نژادپرستانه افراد دیگر را پخش کرده بود، خودش مرتکب نفرتپراکنی نشده، چون هدف گزارش، افشای آن پدیده برای افکار عمومی بود، نه ترویج آن.
آنچه از این مبانی حقوقی و فلسفی برمیآید، نشان میدهد خط میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی، نه یک قاعده ساده و همیشگی، بلکه ارزیابیای وابسته به بافت، نیت، و پیامد محتمل هر سخن در بستر خاص خودش است.
#آزادی_بیان #نفرت_پراکنی #توهین #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مرز میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی از نگاه حقوق بشر
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) اصل مشهور «آسیب» را اینگونه نوشت: تنها دلیل موجه برای محدود کردن آزادی بیان یک فرد، جلوگیری از آسیب مستقیم به دیگران است، نه صرف ناخوشایند یا آزاردهنده بودن آن عقیده برای اکثریت.
میل هشدار میداد سرکوب یک عقیده، حتی اگر غلط به نظر برسد، جامعه را از فرصت آزمودن و تقویت حقیقت محروم میکند.
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، که در سال ۱۹۶۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، در ماده ۱۹ آزادی بیان را حقی بنیادین میشناسد، اما در مادهی ۲۰ صراحتا «هرگونه ترغیب به نفرت ملی، نژادی یا مذهبی که مشوق تبعیض، خصومت یا خشونت باشد» را از دایره این حمایت خارج میکند.
این دو ماده، در کنار هم، همان مرز حقوقیای را ترسیم میکنند که در ادبیات حقوق بشر «تعادل میان دو حق» نامیده میشود.
سوزان بنش، پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه هاروارد، در «چارچوب خطر» (۲۰۱۲) پنج معیار برای تشخیص گفتار خطرناک از گفتار صرفا آزاردهنده پیشنهاد داد. از جمله جایگاه و نفوذ گوینده بر مخاطب، وجود بستر اجتماعی از پیش متشنج، و اینکه آیا خود کلام مستقیما مخاطب را به عمل علیه گروهی دیگر فرا میخواند یا نه.
بنش تاکید داشت صرف تندی یا زننده بودن یک سخن، بهخودیخود آن را در ردیف نفرتپراکنی قابل تعقیب قرار نمیدهد.
نمونه مستندی از این تمایز، رای دیوان اروپایی حقوق بشر در پرونده «ژرسیلد علیه دانمارک» (۱۹۹۴) است، دیوان حکم داد (ژرسلید) روزنامهنگاری که مصاحبهای حاوی اظهارات نژادپرستانه افراد دیگر را پخش کرده بود، خودش مرتکب نفرتپراکنی نشده، چون هدف گزارش، افشای آن پدیده برای افکار عمومی بود، نه ترویج آن.
آنچه از این مبانی حقوقی و فلسفی برمیآید، نشان میدهد خط میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی، نه یک قاعده ساده و همیشگی، بلکه ارزیابیای وابسته به بافت، نیت، و پیامد محتمل هر سخن در بستر خاص خودش است.
#آزادی_بیان #نفرت_پراکنی #توهین #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5❤2💯1
صدور حکم اعدام برای حسین نظری، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه
حسین نظری، شهروند ۲۵ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد، به اعدام محکوم شده است.
به گزارش «هرانا» این حکم از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد صادر شده و در تیرماه سال جاری به حسین نظری ابلاغ شده است. او با اتهامهایی از جمله «ارتباط با دول و گروههای متخاصم» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» مواجه شده است.
حسین نظری، متولد ۱۳۸۰، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و پس از طی مراحل بازجویی و رسیدگی قضایی، به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد. او همچنان در این زندان نگهداری میشود.
جزئیات بیشتری درباره روند دادرسی و نحوه رسیدگی به پرونده او منتشر نشده است.
صدور حکم اعدام برای یکی دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، در حالی صورت میگیرد که درباره روند رسیدگی به پروندههای معترضان و رعایت تضمینهای دادرسی عادلانه نگرانیهای جدی مطرح شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
حسین نظری، شهروند ۲۵ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد، به اعدام محکوم شده است.
به گزارش «هرانا» این حکم از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد صادر شده و در تیرماه سال جاری به حسین نظری ابلاغ شده است. او با اتهامهایی از جمله «ارتباط با دول و گروههای متخاصم» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» مواجه شده است.
حسین نظری، متولد ۱۳۸۰، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و پس از طی مراحل بازجویی و رسیدگی قضایی، به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد. او همچنان در این زندان نگهداری میشود.
جزئیات بیشتری درباره روند دادرسی و نحوه رسیدگی به پرونده او منتشر نشده است.
صدور حکم اعدام برای یکی دیگر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، در حالی صورت میگیرد که درباره روند رسیدگی به پروندههای معترضان و رعایت تضمینهای دادرسی عادلانه نگرانیهای جدی مطرح شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊5
سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در بیانیهای درباره احتمال گسترش نارضایتیهای عمومی و شکلگیری دور تازهای از اعتراضات در ایران هشدار داد.
اطلاعات سپاه در بیانیهای که عصر پنجشنبه پنجم شهریور منتشر شد، مدعی شد آمریکا و اسرائیل پس از «ناکامی در تلاش برای تغییر حکومت ایران از طریق حملات نظامی»، در حال دنبالکردن برنامهای برای «اعمال فشار از درون» هستند و «مخالفان جمهوری اسلامی در حال تغییر راهبرد خود هستند».
اطلاعات سپاه همچنین «بزرگنمایی و سوءاستفاده از برخی ضعفها، کمبودها و محدودیتهای داخلی برای اداره کشور» و «تحریک مردم برای تسری نارضایتیها به خیابان» را از دیگر محورهای مورد ادعای خود عنوان کرد.
این موضعگیری در شرایطی منتشر شده که افزایش قیمت دلار، کمبود بنزین و تشدید فشارهای اقتصادی، بر مشکلات معیشتی مردم افزوده است.
حمایت جهانی از مردم معترض ایران نباید تنها پس از وقوع خشونت و کشتار آغاز شود؛ جامعه جهانی باید پیش از شکلگیری موج تازه سرکوب، نسبت به تهدیدهای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی واکنش نشان دهد و حق مردم ایران برای اعتراض مسالمتآمیز را به رسمیت بشناسد.
@Tavaana_TavaanaTech
اطلاعات سپاه در بیانیهای که عصر پنجشنبه پنجم شهریور منتشر شد، مدعی شد آمریکا و اسرائیل پس از «ناکامی در تلاش برای تغییر حکومت ایران از طریق حملات نظامی»، در حال دنبالکردن برنامهای برای «اعمال فشار از درون» هستند و «مخالفان جمهوری اسلامی در حال تغییر راهبرد خود هستند».
اطلاعات سپاه همچنین «بزرگنمایی و سوءاستفاده از برخی ضعفها، کمبودها و محدودیتهای داخلی برای اداره کشور» و «تحریک مردم برای تسری نارضایتیها به خیابان» را از دیگر محورهای مورد ادعای خود عنوان کرد.
این موضعگیری در شرایطی منتشر شده که افزایش قیمت دلار، کمبود بنزین و تشدید فشارهای اقتصادی، بر مشکلات معیشتی مردم افزوده است.
حمایت جهانی از مردم معترض ایران نباید تنها پس از وقوع خشونت و کشتار آغاز شود؛ جامعه جهانی باید پیش از شکلگیری موج تازه سرکوب، نسبت به تهدیدهای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی واکنش نشان دهد و حق مردم ایران برای اعتراض مسالمتآمیز را به رسمیت بشناسد.
@Tavaana_TavaanaTech
👍7❤2
صدور حکم ۳۰ ماه حبس برای دو بازداشتشده اعتراضات دیماه در سمنان
مهدی باغانی و احسان محمدی، دو شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، هر یک توسط شعبه اول دادگاه انقلاب سمنان به ۳۰ ماه حبس محکوم شدند. بخش دیگری از پرونده این دو شهروند همچنان در دادگاه کیفری سمنان در حال رسیدگی است و تاکنون حکمی در این بخش صادر نشده است.
به گزارش «هرانا» مهدی باغانی، شهروند اهل سبزوار، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ و احسان محمدی، شهروند اهل شاهرود، بامداد ۱۹ دیماه توسط نیروهای اطلاعات سپاه در سمنان بازداشت شدند. هر دو پس از مدتی با تودیع وثیقه آزاد شدند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، به باغانی و محمدی گفته شده است که در صورت اعتراض به حکم صادرشده، ممکن است میزان مجازات حبس آنان تا یکسوم افزایش یابد.
در چنین شرایطی، اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت بازداشتشدگان و محکومان اهمیت ویژهای دارد. سکوت و بیخبری، امکان اعمال فشار بیشتر بر زندانیان و خانوادههای آنان را افزایش میدهد.
@Tavaana_TavaanaTech
مهدی باغانی و احسان محمدی، دو شهروند بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، هر یک توسط شعبه اول دادگاه انقلاب سمنان به ۳۰ ماه حبس محکوم شدند. بخش دیگری از پرونده این دو شهروند همچنان در دادگاه کیفری سمنان در حال رسیدگی است و تاکنون حکمی در این بخش صادر نشده است.
به گزارش «هرانا» مهدی باغانی، شهروند اهل سبزوار، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ و احسان محمدی، شهروند اهل شاهرود، بامداد ۱۹ دیماه توسط نیروهای اطلاعات سپاه در سمنان بازداشت شدند. هر دو پس از مدتی با تودیع وثیقه آزاد شدند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، به باغانی و محمدی گفته شده است که در صورت اعتراض به حکم صادرشده، ممکن است میزان مجازات حبس آنان تا یکسوم افزایش یابد.
در چنین شرایطی، اطلاعرسانی درباره نام و وضعیت بازداشتشدگان و محکومان اهمیت ویژهای دارد. سکوت و بیخبری، امکان اعمال فشار بیشتر بر زندانیان و خانوادههای آنان را افزایش میدهد.
@Tavaana_TavaanaTech
❤4
بر اساس آمار رسمی بانک مرکزی، تورم نقطهبهنقطه در مردادماه ۱۴۰۵ به ۸۴.۴ درصد رسیده است؛ یعنی خانوارها برای خرید سبدی مشابه از کالاها و خدمات، نسبت به مرداد سال گذشته بهطور متوسط ۸۴.۴ درصد بیشتر هزینه کردهاند. این رقم در تیرماه ۸۳.۹ درصد بود و در یک ماه افزایش یافته است.
وضعیت در بخش کالاها نگرانکنندهتر است. تورم نقطهبهنقطه کالا در مردادماه به ۱۲۱.۵ درصد و تورم سالانه کالاها به ۹۲.۲ درصد رسیده است.
این ارقام تنها بخشی از فشار اقتصادی بر مردم را نشان میدهد. میانگینهای آماری لزوما تجربه واقعی خانوارهایی را که بخش بزرگی از درآمدشان صرف خوراک، مسکن، درمان و سایر نیازهای ضروری میشود، منعکس نمیکند و فشار اقتصادی بر خانوارهای کمدرآمد میتواند بسیار سنگینتر باشد.
سیاستهای ناکارآمد اقتصادی جمهوری اسلامی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، بیثباتی بازار ارز و تصمیمهای اقتصادی حکومت، در کنار پیامدهای جنگ و آنچه مقامهای جمهوری اسلامی «جنگ اقتصادی» مینامند، هزینه سنگینی بر مردم تحمیل کرده است.
@Tavaana_TavaanaTech
وضعیت در بخش کالاها نگرانکنندهتر است. تورم نقطهبهنقطه کالا در مردادماه به ۱۲۱.۵ درصد و تورم سالانه کالاها به ۹۲.۲ درصد رسیده است.
این ارقام تنها بخشی از فشار اقتصادی بر مردم را نشان میدهد. میانگینهای آماری لزوما تجربه واقعی خانوارهایی را که بخش بزرگی از درآمدشان صرف خوراک، مسکن، درمان و سایر نیازهای ضروری میشود، منعکس نمیکند و فشار اقتصادی بر خانوارهای کمدرآمد میتواند بسیار سنگینتر باشد.
سیاستهای ناکارآمد اقتصادی جمهوری اسلامی، کسری بودجه، رشد نقدینگی، بیثباتی بازار ارز و تصمیمهای اقتصادی حکومت، در کنار پیامدهای جنگ و آنچه مقامهای جمهوری اسلامی «جنگ اقتصادی» مینامند، هزینه سنگینی بر مردم تحمیل کرده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💯3