اعدام قائم حسینی، از معترضان دیماه، در پرونده پرابهام «میدان علیخانی» اصفهان
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی، معروف به آرین، تبعه خارجی و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، خبر داده است. این حکم در ارتباط با پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان اجرا شده؛ پروندهای که روند بازداشت، بازجویی و دادرسی متهمان آن با ابهامات جدی و گزارشهایی از شکنجه و محرومیت از حق دسترسی آزادانه به وکیل انتخابی همراه بوده است.
خبرگزاری میزان، ارگان رسانهای قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام قائم حسینی، معروف به آرین، اجرا شده است. او تبعه خارجی و از معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود و نامش در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان قرار داشت.
قوه قضاییه اتهامات قائم حسینی را «کشیدن سلاح و ایجاد رعب و وحشت»، «ایجاد ناامنی عمومی و ناامنی در حد وسیع»، «اقدام علیه تمامیت جسمانی افراد» و اقدام علیه امنیت ملی «به نحوی که موجب اخلال شدید در نظم عمومی» عنوان کرده است.
اجرای حکم اعدام در حالی صورت گرفته که پرونده «میدان علیخانی» از جمله پروندههای پرابهام مرتبط با اعتراضات دیماه است. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره وضعیت متهمان این پرونده، آنان در دوران بازداشت و بازجویی تحت شکنجه و فشار قرار گرفته و از دسترسی آزادانه به وکلای انتخابی خود محروم بودهاند.
چنین شرایطی پرسشهای اساسی درباره اعتبار روند قضایی و مستنداتی ایجاد میکند که مبنای صدور احکام سنگین، بهویژه مجازات برگشتناپذیر اعدام، قرار گرفتهاند. هنگامی که متهم در مرحله بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار دارد، امکان برخورداری آزادانه از وکیل انتخابی ندارد و روند رسیدگی نیز از شفافیت و نظارت مستقل برخوردار نیست، نمیتوان ادعاهای نهادهای امنیتی و قضایی را بدون بررسی مستقل، معادل اثبات جرم در یک دادرسی عادلانه دانست.
در پروندههایی که حکم اعدام در میان است، رعایت دقیق حق دفاع و استانداردهای دادرسی عادلانه اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا پس از اجرای حکم، امکان جبران یک خطای قضایی یا رسیدگی دوباره عملاً از میان میرود.
پرونده «میدان علیخانی» همچنین باید در بستر گستردهتر برخورد امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با معترضان دیماه ۱۴۰۴ دیده شود؛ اعتراضاتی که با سرکوب گسترده، بازداشت شمار زیادی از شهروندان و تشکیل پروندههای امنیتی برای معترضان همراه شد.
اعدام قائم حسینی در چنین شرایطی تنها اجرای یک حکم قضایی نیست؛ گرفتن جان انسانی در پایان فرایندی است که درباره ابتداییترین تضمینهای عادلانهبودن آن، از نحوه بازجویی و اخذ اظهارات تا دسترسی به وکیل و امکان دفاع مؤثر، ابهامات جدی وجود دارد.
مجازات اعدام، فارغ از اتهام فرد، مجازاتی غیرقابل بازگشت است. هنگامی که این مجازات در پروندهای سیاسی و امنیتی و در شرایطی اجرا میشود که گزارشهای شکنجه، فشار بر متهمان و محرومیت از وکیل انتخابی مطرح است، مسئولیت دستگاه قضایی برای پاسخگویی درباره چگونگی رسیدگی به پرونده و اثبات مستقل اتهامات سنگینتر میشود.
با اجرای حکم قائم حسینی، امکان هرگونه بررسی مجدد درباره آنچه در بازداشتگاه، اتاق بازجویی و دادگاه بر او گذشته از منظر قضایی محدودتر شده است؛ اما پرسش درباره شکنجه متهمان پرونده «میدان علیخانی»، محرومیت آنان از وکیل انتخابی و میزان اعتبار احکامی که در چنین فرایندی صادر شدهاند، همچنان باقی است.
#قائم_حسینی #میدان_علبخانی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی، معروف به آرین، تبعه خارجی و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، خبر داده است. این حکم در ارتباط با پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان اجرا شده؛ پروندهای که روند بازداشت، بازجویی و دادرسی متهمان آن با ابهامات جدی و گزارشهایی از شکنجه و محرومیت از حق دسترسی آزادانه به وکیل انتخابی همراه بوده است.
خبرگزاری میزان، ارگان رسانهای قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد حکم اعدام قائم حسینی، معروف به آرین، اجرا شده است. او تبعه خارجی و از معترضان بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود و نامش در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان قرار داشت.
قوه قضاییه اتهامات قائم حسینی را «کشیدن سلاح و ایجاد رعب و وحشت»، «ایجاد ناامنی عمومی و ناامنی در حد وسیع»، «اقدام علیه تمامیت جسمانی افراد» و اقدام علیه امنیت ملی «به نحوی که موجب اخلال شدید در نظم عمومی» عنوان کرده است.
اجرای حکم اعدام در حالی صورت گرفته که پرونده «میدان علیخانی» از جمله پروندههای پرابهام مرتبط با اعتراضات دیماه است. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره وضعیت متهمان این پرونده، آنان در دوران بازداشت و بازجویی تحت شکنجه و فشار قرار گرفته و از دسترسی آزادانه به وکلای انتخابی خود محروم بودهاند.
چنین شرایطی پرسشهای اساسی درباره اعتبار روند قضایی و مستنداتی ایجاد میکند که مبنای صدور احکام سنگین، بهویژه مجازات برگشتناپذیر اعدام، قرار گرفتهاند. هنگامی که متهم در مرحله بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار دارد، امکان برخورداری آزادانه از وکیل انتخابی ندارد و روند رسیدگی نیز از شفافیت و نظارت مستقل برخوردار نیست، نمیتوان ادعاهای نهادهای امنیتی و قضایی را بدون بررسی مستقل، معادل اثبات جرم در یک دادرسی عادلانه دانست.
در پروندههایی که حکم اعدام در میان است، رعایت دقیق حق دفاع و استانداردهای دادرسی عادلانه اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا پس از اجرای حکم، امکان جبران یک خطای قضایی یا رسیدگی دوباره عملاً از میان میرود.
پرونده «میدان علیخانی» همچنین باید در بستر گستردهتر برخورد امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با معترضان دیماه ۱۴۰۴ دیده شود؛ اعتراضاتی که با سرکوب گسترده، بازداشت شمار زیادی از شهروندان و تشکیل پروندههای امنیتی برای معترضان همراه شد.
اعدام قائم حسینی در چنین شرایطی تنها اجرای یک حکم قضایی نیست؛ گرفتن جان انسانی در پایان فرایندی است که درباره ابتداییترین تضمینهای عادلانهبودن آن، از نحوه بازجویی و اخذ اظهارات تا دسترسی به وکیل و امکان دفاع مؤثر، ابهامات جدی وجود دارد.
مجازات اعدام، فارغ از اتهام فرد، مجازاتی غیرقابل بازگشت است. هنگامی که این مجازات در پروندهای سیاسی و امنیتی و در شرایطی اجرا میشود که گزارشهای شکنجه، فشار بر متهمان و محرومیت از وکیل انتخابی مطرح است، مسئولیت دستگاه قضایی برای پاسخگویی درباره چگونگی رسیدگی به پرونده و اثبات مستقل اتهامات سنگینتر میشود.
با اجرای حکم قائم حسینی، امکان هرگونه بررسی مجدد درباره آنچه در بازداشتگاه، اتاق بازجویی و دادگاه بر او گذشته از منظر قضایی محدودتر شده است؛ اما پرسش درباره شکنجه متهمان پرونده «میدان علیخانی»، محرومیت آنان از وکیل انتخابی و میزان اعتبار احکامی که در چنین فرایندی صادر شدهاند، همچنان باقی است.
#قائم_حسینی #میدان_علبخانی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊7❤2
روز پزشک؛ یاد پزشکانی که بر سر حقیقت ایستادند
در روز بزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشک، یاد پزشکانی را زنده نگه میداریم که در پی انجام وظیفه حرفهای و انسانی خود و ایستادگی در برابر پنهانکاری درباره جنایتهای جمهوری اسلامی، جان خود را از دست دادند.
رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک، در آبانماه ۱۳۸۸، پس از آنکه درباره وضعیت و مرگ معترضان بازداشتشده در کهریزک اطلاعاتی داشت و حاضر به سکوت در برابر آنچه رخ داده بود نشد، جان باخت. مقامهای جمهوری اسلامی مرگ او را خودکشی اعلام کردند؛ روایتی که از همان ابتدا با ابهامها و پرسشهای جدی مواجه بود.
یاد آیدا، مهسا، و پزشکان و دانشجویان پزشکی را گرامی میداریم یاد آنانی که در برابر فشار و پنهانکاری ایستادند و بهای سنگینی برای وفاداری به حقیقت و مسئولیت انسانی خود پرداختند.
رامین پوراندرجانی؛ قربانی کهریزک
جان بر سر قسم
https://tavaana.org/ramin_pourandarjani/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در روز بزرگداشت ابوعلی سینا و روز پزشک، یاد پزشکانی را زنده نگه میداریم که در پی انجام وظیفه حرفهای و انسانی خود و ایستادگی در برابر پنهانکاری درباره جنایتهای جمهوری اسلامی، جان خود را از دست دادند.
رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک، در آبانماه ۱۳۸۸، پس از آنکه درباره وضعیت و مرگ معترضان بازداشتشده در کهریزک اطلاعاتی داشت و حاضر به سکوت در برابر آنچه رخ داده بود نشد، جان باخت. مقامهای جمهوری اسلامی مرگ او را خودکشی اعلام کردند؛ روایتی که از همان ابتدا با ابهامها و پرسشهای جدی مواجه بود.
یاد آیدا، مهسا، و پزشکان و دانشجویان پزشکی را گرامی میداریم یاد آنانی که در برابر فشار و پنهانکاری ایستادند و بهای سنگینی برای وفاداری به حقیقت و مسئولیت انسانی خود پرداختند.
رامین پوراندرجانی؛ قربانی کهریزک
جان بر سر قسم
https://tavaana.org/ramin_pourandarjani/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔35❤8
نقدی بر اظهار امیدواری رییس کل بانک مرکزی در مورد آینده اقتصاد ایران
خوشخیالی روی آوارهای گرانی و معیشت
رئیسکل بانک مرکزی میگوید به آینده اقتصاد ایران امیدوار است. اما امید، وقتی با واقعیت زندگی روزمره مردم همخوانی نداشته باشد، دیگر امیدواری نیست، توهم و بیاعتنایی به رنج جامعه است.
عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، سکه در آستانهٔ ۲۲۵ میلیون، طلا بالای ۲۲ میلیون در هر گرم ، اینها فقط ارقام بازار نیستند، دماسنج فروپاشی قدرت خرید خانوارند.
وقتی شاخص فلاکت به ۹۶ میرسد و تورم خوراکیها ۱۲۸ درصد است، یعنی سفره اکثریت مردم دیگر «نگرانکننده» نیست، بلکه در حال جمعشدن است.
کاهش مصرف لبنیات و پروتئین به کف چند دهه، خودش گزارشی پزشکی از وضعیت تغذیه یک ملت است، نه فقط یک آمار اقتصادی.
حالا این ارقام را کنار حداقل دستمزد ۱۶ میلیونی بگذارید، دستمزدی که حتی با مزایا برای خانوار دوفرزندی به ۲۵ میلیون میرسد، در برابر سبد معیشت ۹۰ میلیونی یک خانوار کوچک.
فاصله میان دستمزد و هزینه بقا دیگر شکاف نیست، پرتگاه است.
بازنشستگان با حقوقهای ثابت و کارگرانی که هرساله دستمزدشان عقبتر از تورم واقعی تعیین میشود، اولین قربانیان این معادلهاند.
صادرات نفت صفر شده، تجارت خارجی در رکود است، و موج تازهای از تحریمها بر این وضعیت افزوده میشود.
در چنین بستری، سخن از «امیدواری» بدون تشریح سازوکار مشخص و برنامه عملی خروج از بحران، بیشتربازی با افکار عمومی است تا تحلیل اقتصادی.
مسئولیت سیاستگذار پولی، واقعبینی بدون رتوش است، نه تکرار جملات کلی درباره آینده. مردمی که دستمزدشان را با سبد معیشت مقایسه میکنند، به وعده نیاز ندارند، به برنامه مشخص، شفاف و قابلسنجش نیاز دارند.
بر این اساس فاصله میان گفتمان رسمی و زندگی واقعی کارگر و بازنشسته، خود بزرگترین نقد بر این «امیدواری» است.
#تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
خوشخیالی روی آوارهای گرانی و معیشت
رئیسکل بانک مرکزی میگوید به آینده اقتصاد ایران امیدوار است. اما امید، وقتی با واقعیت زندگی روزمره مردم همخوانی نداشته باشد، دیگر امیدواری نیست، توهم و بیاعتنایی به رنج جامعه است.
عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، سکه در آستانهٔ ۲۲۵ میلیون، طلا بالای ۲۲ میلیون در هر گرم ، اینها فقط ارقام بازار نیستند، دماسنج فروپاشی قدرت خرید خانوارند.
وقتی شاخص فلاکت به ۹۶ میرسد و تورم خوراکیها ۱۲۸ درصد است، یعنی سفره اکثریت مردم دیگر «نگرانکننده» نیست، بلکه در حال جمعشدن است.
کاهش مصرف لبنیات و پروتئین به کف چند دهه، خودش گزارشی پزشکی از وضعیت تغذیه یک ملت است، نه فقط یک آمار اقتصادی.
حالا این ارقام را کنار حداقل دستمزد ۱۶ میلیونی بگذارید، دستمزدی که حتی با مزایا برای خانوار دوفرزندی به ۲۵ میلیون میرسد، در برابر سبد معیشت ۹۰ میلیونی یک خانوار کوچک.
فاصله میان دستمزد و هزینه بقا دیگر شکاف نیست، پرتگاه است.
بازنشستگان با حقوقهای ثابت و کارگرانی که هرساله دستمزدشان عقبتر از تورم واقعی تعیین میشود، اولین قربانیان این معادلهاند.
صادرات نفت صفر شده، تجارت خارجی در رکود است، و موج تازهای از تحریمها بر این وضعیت افزوده میشود.
در چنین بستری، سخن از «امیدواری» بدون تشریح سازوکار مشخص و برنامه عملی خروج از بحران، بیشتربازی با افکار عمومی است تا تحلیل اقتصادی.
مسئولیت سیاستگذار پولی، واقعبینی بدون رتوش است، نه تکرار جملات کلی درباره آینده. مردمی که دستمزدشان را با سبد معیشت مقایسه میکنند، به وعده نیاز ندارند، به برنامه مشخص، شفاف و قابلسنجش نیاز دارند.
بر این اساس فاصله میان گفتمان رسمی و زندگی واقعی کارگر و بازنشسته، خود بزرگترین نقد بر این «امیدواری» است.
#تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی بازنشستگان مخابرات در تهران؛ اعتراض به فقر و بیعدالتی
گروهی از بازنشستگان مخابرات روز دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ در تهران تجمع کردند و با سردادن شعارهایی از جمله «این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی» و «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن»، نسبت به وضعیت معیشتی و مطالبات خود اعتراض کردند.
تجمع بازنشستگان در شرایطی ادامه دارد که تورم و گرانی روزافزون، قدرت خرید بخش بزرگی از مردم را کاهش داده و زندگی بازنشستگان را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. افزایش هزینههای ضروری زندگی در کنار درآمدهای ناکافی، بسیاری از بازنشستگان را برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود با مشکل مواجه کرده است.
اعتراضهای مداوم بازنشستگان، کارگران و دیگر گروههای اجتماعی نشان میدهد بحران معیشت، فقر و کاهش قدرت خرید، زندگی میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی مطالبه حقوق و برخورداری از یک زندگی شایسته، حداقلیترین حق شهروندان است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گروهی از بازنشستگان مخابرات روز دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ در تهران تجمع کردند و با سردادن شعارهایی از جمله «این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی» و «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن»، نسبت به وضعیت معیشتی و مطالبات خود اعتراض کردند.
تجمع بازنشستگان در شرایطی ادامه دارد که تورم و گرانی روزافزون، قدرت خرید بخش بزرگی از مردم را کاهش داده و زندگی بازنشستگان را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. افزایش هزینههای ضروری زندگی در کنار درآمدهای ناکافی، بسیاری از بازنشستگان را برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود با مشکل مواجه کرده است.
اعتراضهای مداوم بازنشستگان، کارگران و دیگر گروههای اجتماعی نشان میدهد بحران معیشت، فقر و کاهش قدرت خرید، زندگی میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی مطالبه حقوق و برخورداری از یک زندگی شایسته، حداقلیترین حق شهروندان است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤15🕊4
مینا کشورکمال؛ فمنیست و بنیانگذار اولین تشکل مستقل زنان افغانستان
«من زنم که دیگر بیدار گشتهام
من راه خود را بازیافتهام و هرگز برنمیگردم»
او متولد ۱۳۳۳ بود و بنیانگذار و رهبر اولین تشکل مستقل زنان افغانستان به نام «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» یا «راوا» بود. هدف این سازمان، تلاش برای احقاق حقوق زنان و ترویج دموکراسی سکولار بود. «راوا» هر گونه بنیادگرایی مذهبی را مطرود میدانست و بر مبارزه علیه هر گونه افراطگرایی مذهبی تاکید میکرد.
مینا در ساختن یک بیمارستان و آموزشگاه پرستاری و یک کارگاه و دو مدرسه در پاکستان برای زنان مهاجر افغانستانی نقش بهسزایی ایفا کرد. او معتقد بود با وجود سایه شوم جهالت بنیادگرایی و ابتذال و فساد بیانتهای بیگانهپرستان بر زنان افغانستان، زیر نام به اصطلاح آزادی و برابری، سرانجام نیم جامعه که زنان باشند بیدار میشوند و در نتیجه افغانستان بیدار میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/meena_keshwar_kamal/
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زنان #افغانستان
@Tavaana_TavaanaTech
«من زنم که دیگر بیدار گشتهام
من راه خود را بازیافتهام و هرگز برنمیگردم»
او متولد ۱۳۳۳ بود و بنیانگذار و رهبر اولین تشکل مستقل زنان افغانستان به نام «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» یا «راوا» بود. هدف این سازمان، تلاش برای احقاق حقوق زنان و ترویج دموکراسی سکولار بود. «راوا» هر گونه بنیادگرایی مذهبی را مطرود میدانست و بر مبارزه علیه هر گونه افراطگرایی مذهبی تاکید میکرد.
مینا در ساختن یک بیمارستان و آموزشگاه پرستاری و یک کارگاه و دو مدرسه در پاکستان برای زنان مهاجر افغانستانی نقش بهسزایی ایفا کرد. او معتقد بود با وجود سایه شوم جهالت بنیادگرایی و ابتذال و فساد بیانتهای بیگانهپرستان بر زنان افغانستان، زیر نام به اصطلاح آزادی و برابری، سرانجام نیم جامعه که زنان باشند بیدار میشوند و در نتیجه افغانستان بیدار میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/meena_keshwar_kamal/
#نه_به_جمهوری_اسلامی #زنان #افغانستان
@Tavaana_TavaanaTech
❤12💯1
⭕️ پیوستن زندان نور به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و سیوپنجم و گسترش کارزار به ۶۱ زندان
در این روزها شرایط اقتصادی مردم به خاطر ناکارآمدی، سیاستهای ضد مردمی و بحرانزا بودن حکومت، روز به روز وخیمتر میشود. از طرفی، حکومت به جای حل بحران، کاری جز سرکوب جامعه ندارد. آنها برای جلوگیری از اعتراضات، دست از اعدام -بهویژه اعدام جوانان معترض و زندانیان سیاسی- برنمیدارند و هر روز شاهد اعدام یکی از این عزیزان هستیم.
در هفته گذشته، دو زندانی سیاسی اعتراضات دیماه به نامهای قائم حسینی در زندان اصفهان و مجید آدینه در زندان مرکزی کرج به دار آویخته شدند. همزمان، احکام اعدام برای چندین زندانی سیاسی دیگر صادر یا تایید گردیده است؛ از جمله تایید حکم اعدام ارغوان فلاحی در زندان زنان اوین، رسول رضایی در زندان وکیلآباد مشهد و محمدرضا مجیدیاصل که از زندان تهران بزرگ به قزلحصار منتقل شده است. این انتقال ناگهانی به قزلحصار که مرکز اعدامهای استان تهران و یکی از قتلگاههای حکومت میباشد، نگرانی خانواده وی را بهشدت افزایش داده است. روند دادرسی این عزیزان -که بیم خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدامشان وجود دارد- همچون بسیاری دیگر از زندانیان، بسیار ناعادلانه و غیرشفاف بوده است.
همچنین از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون ۳۷۸ تن اعدام شدهاند و از زمان روی کار آمدن دولت پزشکیان، این آمار از مرز ۴۰۰۰ تن گذشته است. حکومت مستبد حاکم در هفته اخیر، تغییراتی در دستگاه قضاییه تحت امر «ولایت فقیه» صورت داده است. این تغییرات با پیشنهاد و دخالت مستقیم نهادهای امنیتی انجام شده و خطری جدی برای زندانیان و محکومان به اعدام است؛ چرا که هیچ نهاد مستقلی برای بررسی و رسیدگی به پرونده آنها وجود ندارد و این افراد حتی از داشتن حق وکیل انتخابی نیز محروم هستند.
اما در مقابل، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و زندانیان مقاوم، همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه میدهند. در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان گیلان به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند. این زندانیان تنها امیدشان را به توان جمعی خود، مردم و وجدانهای بیداری پیوند زدهاند که بدون توقف، در مقابل ماشین کشتار ایستادهاند و میجنگند.
ما از بازنشستگان و تمامی کسانی که در تجمعات و در کوی و برزن، صدای «نه به اعدام» را به گوش همگان میرسانند نیز صمیمانه سپاسگزاریم. فراخوان «نه به اعدام» معلمان نیز باید مورد حمایت کارگران و سایر نیروهای اجتماعی قرار گیرد. ما از معلمانی که در بازنمایی و ادامه این مسیر، پیشرو و پیشگام بودهاند، قدردانی میکنیم. در هر کلاس درس باید به کودکان یاد داد که اصالت همواره با حق حیات و زندگی است، نه مرگ و اعدام.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در روز سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ و در هفته صدوسیوپنجم، در ۶۱ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران و زندان نور.
هفته صدو سی و پنجم
سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
در این روزها شرایط اقتصادی مردم به خاطر ناکارآمدی، سیاستهای ضد مردمی و بحرانزا بودن حکومت، روز به روز وخیمتر میشود. از طرفی، حکومت به جای حل بحران، کاری جز سرکوب جامعه ندارد. آنها برای جلوگیری از اعتراضات، دست از اعدام -بهویژه اعدام جوانان معترض و زندانیان سیاسی- برنمیدارند و هر روز شاهد اعدام یکی از این عزیزان هستیم.
در هفته گذشته، دو زندانی سیاسی اعتراضات دیماه به نامهای قائم حسینی در زندان اصفهان و مجید آدینه در زندان مرکزی کرج به دار آویخته شدند. همزمان، احکام اعدام برای چندین زندانی سیاسی دیگر صادر یا تایید گردیده است؛ از جمله تایید حکم اعدام ارغوان فلاحی در زندان زنان اوین، رسول رضایی در زندان وکیلآباد مشهد و محمدرضا مجیدیاصل که از زندان تهران بزرگ به قزلحصار منتقل شده است. این انتقال ناگهانی به قزلحصار که مرکز اعدامهای استان تهران و یکی از قتلگاههای حکومت میباشد، نگرانی خانواده وی را بهشدت افزایش داده است. روند دادرسی این عزیزان -که بیم خطر اجرای قریبالوقوع حکم اعدامشان وجود دارد- همچون بسیاری دیگر از زندانیان، بسیار ناعادلانه و غیرشفاف بوده است.
همچنین از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون ۳۷۸ تن اعدام شدهاند و از زمان روی کار آمدن دولت پزشکیان، این آمار از مرز ۴۰۰۰ تن گذشته است. حکومت مستبد حاکم در هفته اخیر، تغییراتی در دستگاه قضاییه تحت امر «ولایت فقیه» صورت داده است. این تغییرات با پیشنهاد و دخالت مستقیم نهادهای امنیتی انجام شده و خطری جدی برای زندانیان و محکومان به اعدام است؛ چرا که هیچ نهاد مستقلی برای بررسی و رسیدگی به پرونده آنها وجود ندارد و این افراد حتی از داشتن حق وکیل انتخابی نیز محروم هستند.
اما در مقابل، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و زندانیان مقاوم، همچنان به ایستادگی و پایداری خود ادامه میدهند. در این هفته نیز جمعی از زندانیان زندان نور در استان گیلان به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» پیوستند. این زندانیان تنها امیدشان را به توان جمعی خود، مردم و وجدانهای بیداری پیوند زدهاند که بدون توقف، در مقابل ماشین کشتار ایستادهاند و میجنگند.
ما از بازنشستگان و تمامی کسانی که در تجمعات و در کوی و برزن، صدای «نه به اعدام» را به گوش همگان میرسانند نیز صمیمانه سپاسگزاریم. فراخوان «نه به اعدام» معلمان نیز باید مورد حمایت کارگران و سایر نیروهای اجتماعی قرار گیرد. ما از معلمانی که در بازنمایی و ادامه این مسیر، پیشرو و پیشگام بودهاند، قدردانی میکنیم. در هر کلاس درس باید به کودکان یاد داد که اصالت همواره با حق حیات و زندگی است، نه مرگ و اعدام.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در روز سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ و در هفته صدوسیوپنجم، در ۶۱ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران و زندان نور.
هفته صدو سی و پنجم
سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13👌2💔1
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، جمهوری اسلامی ایران را حکومتی رو به زوال توصیف کرد که بخشهای بزرگی از نیروهای نظامی خود را بیسرپرست گذاشته و در عین حال معترضان را در سطوحی بیسابقه سرکوب و قتلعام میکند. او این وضعیت را یک «بحران انسانی در ابعاد حماسی» خواند و تأکید کرد که این شرایط باید فوراً متوقف شود.
دونالد ترامپ با انتشار متنی در تروث سوشال نوشت:
«جمهوری اسلامی ایران رو به زوال، حقوق بخشهای بزرگی از ارتش خود را پرداخت نمیکند، در عین حال معترضان را، حتی زمانی که اعتراض نمیکنند، در سطوحی که قبلا دیده نشده است، میکشد. این یک بحران انسانی در ابعاد حماسی است و باید همین حالا متوقف شود.»
"The failing Islamic Republic of Iran is not paying large segments of their military, while at the same time killing protesters, even when they are not protesting, at levels not seen before. It is a humanitarian crisis of epic proportions, and must be stopped, NOW. President DONALD J. TRUMP."
#نه_به_جمهوری_اسلامی
دونالد ترامپ با انتشار متنی در تروث سوشال نوشت:
«جمهوری اسلامی ایران رو به زوال، حقوق بخشهای بزرگی از ارتش خود را پرداخت نمیکند، در عین حال معترضان را، حتی زمانی که اعتراض نمیکنند، در سطوحی که قبلا دیده نشده است، میکشد. این یک بحران انسانی در ابعاد حماسی است و باید همین حالا متوقف شود.»
"The failing Islamic Republic of Iran is not paying large segments of their military, while at the same time killing protesters, even when they are not protesting, at levels not seen before. It is a humanitarian crisis of epic proportions, and must be stopped, NOW. President DONALD J. TRUMP."
#نه_به_جمهوری_اسلامی
👌11💯3❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده، در واکنش به اعمال دور جدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی و اعلام سیاست موسوم به «عملیات طرد اقتصادی»، هشداری صریح و بیسابقه به حامیان مالی تهران داد.
بسنت با اشاره به تغییر رویکرد واشنگتن در قبال فعالیتهای منطقهای و اقتصادی مرتبط با ایران، تأکید کرد:
«امروز، به دستور رئیسجمهور ترامپ، وزارت خزانهداری ایالات متحده «عملیات انزوای اقتصادی» (Operation Economic Outcast) را آغاز کرده است... هدف ما قطع تمامی شریانهای اقتصادی است که این رژیم استبدادی را سرپا نگه میدارند، تا زمانی که تهران کاملاً تنها و منزوی بماند.»
«ایران اکنون با یک انتخاب بسیار روشن روبهروست و تنها دو مسیر پیش روی آن قرار دارد: انزوای کامل جهانی و یک اقتصاد در حد امرار معاش، یا مسیری برای بازگشت به شرایط عادی و فرصتی برای پیوستن دوباره به اقتصاد جهانی.
امروز، ما «عملیات انزوای اقتصادی» (Operation Economic Outcast) را آغاز میکنیم تا تمامی گزینههای دیگر پیش روی رژیم ایران را مسدود کنیم.»
«رئیسجمهور ترامپ اقدامی را انجام داده است که پیشینیان او مدتها از انجام آن طفره رفته بودند، و تحت رهبری او، آمریکا دیگر صرفاً تهدید ایران را مدیریت نمیکند، ما در حال پایان دادن به این تهدید هستیم...
قدرت اقتصاد آمریکا در دوران رئیسجمهور ترامپ به ما امکان میدهد این عملیات مالیِ مستمر را به پیش ببریم.»
«آخرین پناهگاه این رژیم، محاسبه اشتباه کشورهایی است که همچنان تهدید ایران را تأمین مالی میکنند، به این امید که خود از آن در امان بمانند. دیگر فعالیت در مناطق خاکستری این مناقشه قابل قبول نیست.»
این موضعگیری نشاندهنده ورود فشارهای اقتصادی ایالات متحده به فازی جدید است که در آن، کشورها و بازیگرانی که پیشتر از خلاءهای قانونی یا دیپلماتیک (منطقه خاکستری) برای تعاملات مالی با شبکه منطقهای ایران استفاده میکردند، هدف اصلی و مستقیم تحریمهای ثانویه و تنبیهی قرار خواهند گرفت.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بسنت با اشاره به تغییر رویکرد واشنگتن در قبال فعالیتهای منطقهای و اقتصادی مرتبط با ایران، تأکید کرد:
«امروز، به دستور رئیسجمهور ترامپ، وزارت خزانهداری ایالات متحده «عملیات انزوای اقتصادی» (Operation Economic Outcast) را آغاز کرده است... هدف ما قطع تمامی شریانهای اقتصادی است که این رژیم استبدادی را سرپا نگه میدارند، تا زمانی که تهران کاملاً تنها و منزوی بماند.»
«ایران اکنون با یک انتخاب بسیار روشن روبهروست و تنها دو مسیر پیش روی آن قرار دارد: انزوای کامل جهانی و یک اقتصاد در حد امرار معاش، یا مسیری برای بازگشت به شرایط عادی و فرصتی برای پیوستن دوباره به اقتصاد جهانی.
امروز، ما «عملیات انزوای اقتصادی» (Operation Economic Outcast) را آغاز میکنیم تا تمامی گزینههای دیگر پیش روی رژیم ایران را مسدود کنیم.»
«رئیسجمهور ترامپ اقدامی را انجام داده است که پیشینیان او مدتها از انجام آن طفره رفته بودند، و تحت رهبری او، آمریکا دیگر صرفاً تهدید ایران را مدیریت نمیکند، ما در حال پایان دادن به این تهدید هستیم...
قدرت اقتصاد آمریکا در دوران رئیسجمهور ترامپ به ما امکان میدهد این عملیات مالیِ مستمر را به پیش ببریم.»
«آخرین پناهگاه این رژیم، محاسبه اشتباه کشورهایی است که همچنان تهدید ایران را تأمین مالی میکنند، به این امید که خود از آن در امان بمانند. دیگر فعالیت در مناطق خاکستری این مناقشه قابل قبول نیست.»
این موضعگیری نشاندهنده ورود فشارهای اقتصادی ایالات متحده به فازی جدید است که در آن، کشورها و بازیگرانی که پیشتر از خلاءهای قانونی یا دیپلماتیک (منطقه خاکستری) برای تعاملات مالی با شبکه منطقهای ایران استفاده میکردند، هدف اصلی و مستقیم تحریمهای ثانویه و تنبیهی قرار خواهند گرفت.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👌1
صدور حکم اعدام برای علی پیشهورزاده، ورزشکار جوان و از بازداشتشدگان ۱۴۰۴
علی پیشهورزاده، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در رشت، بر اساس گزارش منابع حقوق بشری از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی محمدعلی درویشگفتار به اعدام محکوم شده است. این حکم در مرحله بدوی صادر شده است.
پیشهورزاده در جریان اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل شد. او در دهه ۹۰ عضو تیم واترپلوی چوکای گیلان بوده و بهعنوان نجاتغریق نیز فعالیت داشته است.
با وجود صدور حکم اعدام، تاکنون عنوان دقیق اتهام، تاریخ برگزاری دادگاه و جزئیات روند رسیدگی به پرونده بهطور رسمی اعلام نشده است. همچنین اطلاعات روشنی درباره دسترسی او به وکیل انتخابی در مراحل بازپرسی و دادگاه وجود ندارد.
پیشتر رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی ویدیویی با عنوان «اعترافات» از پیشهورزاده منتشر کردند و آتشزدن چند ساختمان در رشت را به او نسبت دادند؛ اما در این گزارشها مدارک مشخصی برای اثبات این ادعاها ارائه نشده است.
برخی منابع حقوق بشری نیز اعلام کردهاند که او برای اعتراف علیه خود تحت شکنجه و فشار قرار گرفته است. شماری از زندانیانی که او را در درمانگاه زندان دیدهاند، از مشاهده آثار آسیب جسمی و لرزش مداوم پاهای او خبر دادهاند.
#علی_پیشه_ور_زاده #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
علی پیشهورزاده، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در رشت، بر اساس گزارش منابع حقوق بشری از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی محمدعلی درویشگفتار به اعدام محکوم شده است. این حکم در مرحله بدوی صادر شده است.
پیشهورزاده در جریان اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل شد. او در دهه ۹۰ عضو تیم واترپلوی چوکای گیلان بوده و بهعنوان نجاتغریق نیز فعالیت داشته است.
با وجود صدور حکم اعدام، تاکنون عنوان دقیق اتهام، تاریخ برگزاری دادگاه و جزئیات روند رسیدگی به پرونده بهطور رسمی اعلام نشده است. همچنین اطلاعات روشنی درباره دسترسی او به وکیل انتخابی در مراحل بازپرسی و دادگاه وجود ندارد.
پیشتر رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی ویدیویی با عنوان «اعترافات» از پیشهورزاده منتشر کردند و آتشزدن چند ساختمان در رشت را به او نسبت دادند؛ اما در این گزارشها مدارک مشخصی برای اثبات این ادعاها ارائه نشده است.
برخی منابع حقوق بشری نیز اعلام کردهاند که او برای اعتراف علیه خود تحت شکنجه و فشار قرار گرفته است. شماری از زندانیانی که او را در درمانگاه زندان دیدهاند، از مشاهده آثار آسیب جسمی و لرزش مداوم پاهای او خبر دادهاند.
#علی_پیشه_ور_زاده #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊2
زنگ خطر بحران آب؛
۴۵ درصد از ظرفیت سدهای ایران همچنان خالی است
با وجود افزایش بارندگیها در سال آبی جاری، سایه سنگین بحران کمآبی همچنان بر سر منابع آبی کشور سنگینی میکند. بر اساس تازهترین گزارش شرکت مدیریت منابع آب ایران تا ۲۴ مردادماه، حدود ۴۵ درصد از ظرفیت مخازن سدها خالی است و میزان پرشدگی آنها تنها طی یک هفته با کاهشی ۲ درصدی از ۵۷ درصد به ۵۵ درصد رسیده است.
▪️ارقام کلیدی در یک نگاه
میزان پرشدگی کل: ۵۵ درصد (معادل ۲۸.۷۲ میلیارد مترمکعب).
ورودی آب به سدها: ۴۶.۲۵ میلیارد مترمکعب (نشاندهنده رشد ۶۹ درصدی نسبت به سال گذشته).
خروجی آب: ثبت افزایش ۱۸ درصدی در میزان مصارف و تخلیه مخازن نسبت به مدت مشابه سال قبل.
بارشهای تجمعی: رسیدن میزان بارش کشور به ۲۳۷.۵ میلیمتر (نزدیک به میانگین بلندمدت).
▪️شکاف عمیق منطقهای و چرایی تداوم بحران
وضعیت منابع آب در نقاط مختلف کشور یکسان نیست:
سدهای بحرانی: میزان پرشدگی مخازن استراتژیکی همچون لار، دوستی، طرق، پانزده خرداد، بارزو و ساوه به کمتر از ۱۰ درصد رسیده است.
سدهای پرآب: در نقطه مقابل، سدهای جگین، آزادی، دویرج و ایلام تقریباً به ظرفیت کامل رسیدهاند.
کارشناسان معتقدند که با وجود رشد ورودی آب و نزدیک شدن بارشها به میانگین بلندمدت، افزایش ۱۸ درصدی خروجی آب و تداوم الگوی مصرف ناپایدار، بهسرعت منابع ورودی را میبلعد. این کاهش سریع ذخایر نشان میدهد که بارشهای فصلی بهتنهایی برای ترمیم بحران کافی نیست و اصلاح فوری مدیریت مصرف امری حیاتی است.
#بحران_آب #بحران_انرژی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
۴۵ درصد از ظرفیت سدهای ایران همچنان خالی است
با وجود افزایش بارندگیها در سال آبی جاری، سایه سنگین بحران کمآبی همچنان بر سر منابع آبی کشور سنگینی میکند. بر اساس تازهترین گزارش شرکت مدیریت منابع آب ایران تا ۲۴ مردادماه، حدود ۴۵ درصد از ظرفیت مخازن سدها خالی است و میزان پرشدگی آنها تنها طی یک هفته با کاهشی ۲ درصدی از ۵۷ درصد به ۵۵ درصد رسیده است.
▪️ارقام کلیدی در یک نگاه
میزان پرشدگی کل: ۵۵ درصد (معادل ۲۸.۷۲ میلیارد مترمکعب).
ورودی آب به سدها: ۴۶.۲۵ میلیارد مترمکعب (نشاندهنده رشد ۶۹ درصدی نسبت به سال گذشته).
خروجی آب: ثبت افزایش ۱۸ درصدی در میزان مصارف و تخلیه مخازن نسبت به مدت مشابه سال قبل.
بارشهای تجمعی: رسیدن میزان بارش کشور به ۲۳۷.۵ میلیمتر (نزدیک به میانگین بلندمدت).
▪️شکاف عمیق منطقهای و چرایی تداوم بحران
وضعیت منابع آب در نقاط مختلف کشور یکسان نیست:
سدهای بحرانی: میزان پرشدگی مخازن استراتژیکی همچون لار، دوستی، طرق، پانزده خرداد، بارزو و ساوه به کمتر از ۱۰ درصد رسیده است.
سدهای پرآب: در نقطه مقابل، سدهای جگین، آزادی، دویرج و ایلام تقریباً به ظرفیت کامل رسیدهاند.
کارشناسان معتقدند که با وجود رشد ورودی آب و نزدیک شدن بارشها به میانگین بلندمدت، افزایش ۱۸ درصدی خروجی آب و تداوم الگوی مصرف ناپایدار، بهسرعت منابع ورودی را میبلعد. این کاهش سریع ذخایر نشان میدهد که بارشهای فصلی بهتنهایی برای ترمیم بحران کافی نیست و اصلاح فوری مدیریت مصرف امری حیاتی است.
#بحران_آب #بحران_انرژی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤1🕊1
مجید آدینه سالها در زمینه حمایت از کودکان و خانوادههای کمبرخوردار فعالیت داشت
انتشار جزئیات تازهای از زندگی و پرونده مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که حکم اعدام او از سوی جمهوری اسلامی اجرا شد، نشان میدهد که او نزدیک به دو دهه در زمینه حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست، خانوادههای کمبرخوردار و افراد بیخانمان فعالیت میکرد.
بر اساس این گزارشها، مجید آدینه، نظامی بازنشسته، با هزینه شخصی ابتدا مؤسسه «فدک» در سرآسیاب فردیس و سپس مؤسسه «آبشار سبز عاطفهها» در محمدشهر را راهاندازی کرده بود. این مجموعه با همراهی خیرین از حدود ۵۰ خانواده در زمینه تأمین مواد غذایی، لوازمتحریر و دیگر نیازهای ضروری حمایت میکرد.
در این مراکز همچنین برای کودکان کلاسهای آموزشی، زبان، ورزش، شنا، موسیقی، تئاتر، شاهنامهخوانی، نقاشی و کامپیوتر برگزار میشد. منابع حقوق بشری به نقل از خانواده او گزارش دادهاند که آدینه دو بار برای شماری از زوجهای دارای معلولیت و سندرم داون مراسم ازدواج برگزار کرده بود.
مجید آدینه شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات حضور داشت و پس از متفرقشدن جمعیت، همراه مهدی حصاری، از جوانان مرتبط با مرکز خیریه، در مسیر بازگشت بازداشت شد.
به روایت خانواده، مأموران روز بعد با یورش به خانه و محل خیریه، یک ارهبرقی متعلق به وسایل باغبانی مجموعه را نیز ضبط کردند؛ وسیلهای که بعداً در پرونده او مورد استناد قرار گرفت. خانواده آدینه تأکید کردهاند که او شب بازداشت بدون خودرو بوده و این وسیله همراه او نبوده است.
خانوادههای مجید آدینه و مهدی حصاری پس از بازداشت تحت فشار و تهدید قرار گرفتند و برای مدتی اطلاعاتی از وضعیت آدینه در دسترس نبود. همچنین گزارش شده است که او در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و از ناحیه کتف دچار آسیب جدی شده بود.
با وجود معرفی چهار وکیل برای پیگیری پرونده، خانواده مجید آدینه تنها صبح روز اجرای حکم از اعدام او مطلع شدند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی پس از اجرای حکم، مجید آدینه را به «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل و آمریکا و گروههای متخاصم و همکاری با آنها علیه امنیت و منافع ملی» متهم کرد. منابع حقوق بشری و نزدیکان او این اتهامات و روایت رسمی از پرونده را رد کردهاند.
انتشار سابقه فعالیتهای اجتماعی آدینه پس از اعدام او، در حالی صورت گرفته که رسانههای حکومتی پیشتر از فعالیتهای خیرخواهانه او تقدیر کرده بودند؛ اما پس از بازداشت و اعدام، تصویری کاملاً متفاوت از او ارائه کردند.
مجید آدینه نزدیک به دو دهه از زندگی خود را صرف حمایت از کودکان و خانوادههای محروم کرده بود؛ سابقهای که اکنون نزدیکان و او میخواهند که در برابر روایت رسمی جمهوری اسلامی از پرونده و اعدام او نیز دیده و ثبت شود.
#مجید_آدینه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
انتشار جزئیات تازهای از زندگی و پرونده مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ که حکم اعدام او از سوی جمهوری اسلامی اجرا شد، نشان میدهد که او نزدیک به دو دهه در زمینه حمایت از کودکان بیسرپرست و بدسرپرست، خانوادههای کمبرخوردار و افراد بیخانمان فعالیت میکرد.
بر اساس این گزارشها، مجید آدینه، نظامی بازنشسته، با هزینه شخصی ابتدا مؤسسه «فدک» در سرآسیاب فردیس و سپس مؤسسه «آبشار سبز عاطفهها» در محمدشهر را راهاندازی کرده بود. این مجموعه با همراهی خیرین از حدود ۵۰ خانواده در زمینه تأمین مواد غذایی، لوازمتحریر و دیگر نیازهای ضروری حمایت میکرد.
در این مراکز همچنین برای کودکان کلاسهای آموزشی، زبان، ورزش، شنا، موسیقی، تئاتر، شاهنامهخوانی، نقاشی و کامپیوتر برگزار میشد. منابع حقوق بشری به نقل از خانواده او گزارش دادهاند که آدینه دو بار برای شماری از زوجهای دارای معلولیت و سندرم داون مراسم ازدواج برگزار کرده بود.
مجید آدینه شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات حضور داشت و پس از متفرقشدن جمعیت، همراه مهدی حصاری، از جوانان مرتبط با مرکز خیریه، در مسیر بازگشت بازداشت شد.
به روایت خانواده، مأموران روز بعد با یورش به خانه و محل خیریه، یک ارهبرقی متعلق به وسایل باغبانی مجموعه را نیز ضبط کردند؛ وسیلهای که بعداً در پرونده او مورد استناد قرار گرفت. خانواده آدینه تأکید کردهاند که او شب بازداشت بدون خودرو بوده و این وسیله همراه او نبوده است.
خانوادههای مجید آدینه و مهدی حصاری پس از بازداشت تحت فشار و تهدید قرار گرفتند و برای مدتی اطلاعاتی از وضعیت آدینه در دسترس نبود. همچنین گزارش شده است که او در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و از ناحیه کتف دچار آسیب جدی شده بود.
با وجود معرفی چهار وکیل برای پیگیری پرونده، خانواده مجید آدینه تنها صبح روز اجرای حکم از اعدام او مطلع شدند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی پس از اجرای حکم، مجید آدینه را به «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل و آمریکا و گروههای متخاصم و همکاری با آنها علیه امنیت و منافع ملی» متهم کرد. منابع حقوق بشری و نزدیکان او این اتهامات و روایت رسمی از پرونده را رد کردهاند.
انتشار سابقه فعالیتهای اجتماعی آدینه پس از اعدام او، در حالی صورت گرفته که رسانههای حکومتی پیشتر از فعالیتهای خیرخواهانه او تقدیر کرده بودند؛ اما پس از بازداشت و اعدام، تصویری کاملاً متفاوت از او ارائه کردند.
مجید آدینه نزدیک به دو دهه از زندگی خود را صرف حمایت از کودکان و خانوادههای محروم کرده بود؛ سابقهای که اکنون نزدیکان و او میخواهند که در برابر روایت رسمی جمهوری اسلامی از پرونده و اعدام او نیز دیده و ثبت شود.
#مجید_آدینه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤33💔17🕊8
تورم خوراکیها بالای ۱۲۰ درصد؛ تشدید فقر و بحران معیشت مردم
سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس با استناد به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرد که تورم خوراکیها در سه ماه اخیر به بالای ۱۲۰ درصد رسیده است.
او همچنین گفت تورم کالاهای اساسی به ۷۷ درصد رسیده است.
افزایش سرسامآور قیمت خوراکیها تاثیر مستقیمی بر وضعیت معیشتی مردم گذاشته، پشت هر درصد، میلیونها انسانی قرار دارند که هر روز بخش بیشتری از درآمد خود را صرف تامین ابتداییترین نیازهای زندگی میکنند. برای بسیاری از ایرانیان تامین غذای کافی به دغدغهای جدی تبدیل شده است.
فقر و بحران معیشتی مردم حاصل سالها سیاستگذاری نادرست، فساد ساختاری، ناکارآمدی اقتصادی و سیاستهای پرهزینه ایدئولوژیک ویرانگر جمهوری اسلامی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس با استناد به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرد که تورم خوراکیها در سه ماه اخیر به بالای ۱۲۰ درصد رسیده است.
او همچنین گفت تورم کالاهای اساسی به ۷۷ درصد رسیده است.
افزایش سرسامآور قیمت خوراکیها تاثیر مستقیمی بر وضعیت معیشتی مردم گذاشته، پشت هر درصد، میلیونها انسانی قرار دارند که هر روز بخش بیشتری از درآمد خود را صرف تامین ابتداییترین نیازهای زندگی میکنند. برای بسیاری از ایرانیان تامین غذای کافی به دغدغهای جدی تبدیل شده است.
فقر و بحران معیشتی مردم حاصل سالها سیاستگذاری نادرست، فساد ساختاری، ناکارآمدی اقتصادی و سیاستهای پرهزینه ایدئولوژیک ویرانگر جمهوری اسلامی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13💯5❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همسر جاویدنام حمید سلیمیان با انتشار ویدئویی از زادروز همسرش، یاد او را زنده نگه داشته و نوشت:
«اولین تولد توست که سامیار کنار من است،
اما تو نیستی که ببینی چقدر بزرگ شده…
نیستی که بغلش کنی و بگویی پسرم.»
حمید سلیمیان، متأهل و پدر سامیار، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در زرینشهر اصفهان، بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی جان خود را از دست داد. سامیار، اکنون در حالی بزرگ میشود که پدرش فرصت نکرد او را در آغوش بگیرد و شاهد بزرگشدنش باشد.
حمید راننده یکی از شرکتهای فولاد بود و به گفته نزدیکانش، علاقه زیادی به موسیقی داشت و تنبک و سنتور مینواخت.
برای خانوادههای دادخواه، گذر زمان به معنای پایان داغ و دلتنگی نیست. همراهی با آنها، زنده نگهداشتن نام و یاد جانباختگان و شنیدن صدای دادخواهیشان، مسئولیتی اجتماعی در برابر رنجی است که بر آنها تحمیل شده است.
نباید اجازه دهیم نام و سرگذشت حمید سلیمیان و دیگر جانباختگان فراموش شود. کنار خانوادههای دادخواه بایستیم و آنها را در مسیر حقیقتخواهی و دادخواهی تنها نگذاریم.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«اولین تولد توست که سامیار کنار من است،
اما تو نیستی که ببینی چقدر بزرگ شده…
نیستی که بغلش کنی و بگویی پسرم.»
حمید سلیمیان، متأهل و پدر سامیار، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در زرینشهر اصفهان، بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی جان خود را از دست داد. سامیار، اکنون در حالی بزرگ میشود که پدرش فرصت نکرد او را در آغوش بگیرد و شاهد بزرگشدنش باشد.
حمید راننده یکی از شرکتهای فولاد بود و به گفته نزدیکانش، علاقه زیادی به موسیقی داشت و تنبک و سنتور مینواخت.
برای خانوادههای دادخواه، گذر زمان به معنای پایان داغ و دلتنگی نیست. همراهی با آنها، زنده نگهداشتن نام و یاد جانباختگان و شنیدن صدای دادخواهیشان، مسئولیتی اجتماعی در برابر رنجی است که بر آنها تحمیل شده است.
نباید اجازه دهیم نام و سرگذشت حمید سلیمیان و دیگر جانباختگان فراموش شود. کنار خانوادههای دادخواه بایستیم و آنها را در مسیر حقیقتخواهی و دادخواهی تنها نگذاریم.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔26❤1
محمدباقر قالیباف درباره اعلام تحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«این برنامه اصلا شبیه عملیات نورماندی نبود؛ یک استندآپ مضحک در کلاب شبانه بود که در آن حتی دیالوگهای طنز خودت را هم فراموش کردی!»
در حالیکه در دنیای واقعی! و نه صحنه تئاتر کمدی مورد اشاره قالیباف، مردم با فقر و کمبود دارو دستوپنجه نرم میکنند، رئیس مجلس شورای اسلامی، طرح آمریکا موسوم به «طرد اقتصادی ایران» را «یک نمایش کمدی» خواند.
این اظهارنظر در حالی مطرح میشود که پیامدهای سیاستهای جمهوری اسلامی واقعیتی روزمره و ویرانگر است که در سفرههای کوچکشده، گرانی موادغذایی، دشواری تامین دارو و کاهش مداوم قدرت خرید مردم دیده میشود.
مردم ایران هزینه سیاستهای ایدئولوژیک و پرهزینه جمهوری اسلامی، ماجراجوییهای منطقهای و تقابل آن با جامعه جهانی را با زندگی و معیشت خود میپردازند. جنگ و تنشهای تحمیلشده نیز بر این فشارها افزوده و میلیونها نفر را بیش از پیش درگیر ناامنی اقتصادی و نگرانی درباره ابتداییترین نیازهای زندگی کرده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«این برنامه اصلا شبیه عملیات نورماندی نبود؛ یک استندآپ مضحک در کلاب شبانه بود که در آن حتی دیالوگهای طنز خودت را هم فراموش کردی!»
در حالیکه در دنیای واقعی! و نه صحنه تئاتر کمدی مورد اشاره قالیباف، مردم با فقر و کمبود دارو دستوپنجه نرم میکنند، رئیس مجلس شورای اسلامی، طرح آمریکا موسوم به «طرد اقتصادی ایران» را «یک نمایش کمدی» خواند.
این اظهارنظر در حالی مطرح میشود که پیامدهای سیاستهای جمهوری اسلامی واقعیتی روزمره و ویرانگر است که در سفرههای کوچکشده، گرانی موادغذایی، دشواری تامین دارو و کاهش مداوم قدرت خرید مردم دیده میشود.
مردم ایران هزینه سیاستهای ایدئولوژیک و پرهزینه جمهوری اسلامی، ماجراجوییهای منطقهای و تقابل آن با جامعه جهانی را با زندگی و معیشت خود میپردازند. جنگ و تنشهای تحمیلشده نیز بر این فشارها افزوده و میلیونها نفر را بیش از پیش درگیر ناامنی اقتصادی و نگرانی درباره ابتداییترین نیازهای زندگی کرده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍9👌1💯1
حکم اعدام برای معترض ۲۲ ساله؛ دستکم شش زندانی در یک روز اعدام شدند
امیرمحمد مجلل چوبری، ۲۲ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به اعدام محکوم شده است. همزمان گزارشها از ادامه گسترده اجرای احکام مرگ، صدور احکام حبس برای ۱۲ شهروند بهائی و بازداشت شماری از شهروندان در چند استان حکایت دارد.
به گزارش هرانا، امیرمحمد مجلل چوبری که ۱۲ دیماه در تهران بازداشت و به زندان قزلحصار منتقل شده، با حکم اعدام روبهرو شده است. در پرونده او اتهامهایی از جمله «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی»، «شروع به قتل عمدی از طریق اقدام به زیر گرفتن مأموران» و «تمرد نسبت به مأموران» مطرح شده است.
هرانا میگوید این معترض ۲۲ ساله پیش از این سابقه بازداشت یا محکومیت قضایی نداشته است. صدور این حکم در شرایطی گزارش میشود که طی هفتههای اخیر نگرانیها درباره صدور و اجرای احکام اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات دیماه افزایش یافته است.
همزمان، تنها در روز سوم شهریور دستکم شش زندانی در نقاط مختلف ایران اعدام شدند. امید شاهوزهی در زندان زاهدان، علیاصغر سالارزهی در زندان یزد، برادران سعید و حمید نجفی در زندان قزلحصار، زهرا عزیزپور، زن ۴۳ ساله و مادر یک فرزند، در زندان لاکان رشت و سجاد شیرزادی در ندامتگاه مرکزی کرج اعدام شدند. پرونده این افراد سیاسی اعلام نشده است.
در تحولی دیگر، شعبه اول دادگاه انقلاب ساری ۱۲ شهروند بهائی را در مجموع به بیش از ۲۶ سال حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرده است. اتهامات این پرونده به فعالیتهای آموزشی و تبلیغی مرتبط با آیین بهائی مربوط میشود.
گزارشها همچنین از ادامه بازداشتهای امنیتی حکایت دارد. سعدون داستار، رحمان آذرخش و صنعان فراستی در اشنویه و یونس بکری، یاسر هواسی و روحالله غلامی در آسمانآباد ایلام بازداشت شدهاند. هرانا همچنین از بازداشت سه عضو یک خانواده، از جمله نوجوانی ۱۶ ساله، در دیواندره خبر داده است.
درباره اتهامات و محل نگهداری شماری از بازداشتشدگان هنوز اطلاعات روشنی در دست نیست.
#امیرمحمد_مجلل_چوبری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
امیرمحمد مجلل چوبری، ۲۲ ساله و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به اعدام محکوم شده است. همزمان گزارشها از ادامه گسترده اجرای احکام مرگ، صدور احکام حبس برای ۱۲ شهروند بهائی و بازداشت شماری از شهروندان در چند استان حکایت دارد.
به گزارش هرانا، امیرمحمد مجلل چوبری که ۱۲ دیماه در تهران بازداشت و به زندان قزلحصار منتقل شده، با حکم اعدام روبهرو شده است. در پرونده او اتهامهایی از جمله «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «اخلال در نظم عمومی»، «شروع به قتل عمدی از طریق اقدام به زیر گرفتن مأموران» و «تمرد نسبت به مأموران» مطرح شده است.
هرانا میگوید این معترض ۲۲ ساله پیش از این سابقه بازداشت یا محکومیت قضایی نداشته است. صدور این حکم در شرایطی گزارش میشود که طی هفتههای اخیر نگرانیها درباره صدور و اجرای احکام اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات دیماه افزایش یافته است.
همزمان، تنها در روز سوم شهریور دستکم شش زندانی در نقاط مختلف ایران اعدام شدند. امید شاهوزهی در زندان زاهدان، علیاصغر سالارزهی در زندان یزد، برادران سعید و حمید نجفی در زندان قزلحصار، زهرا عزیزپور، زن ۴۳ ساله و مادر یک فرزند، در زندان لاکان رشت و سجاد شیرزادی در ندامتگاه مرکزی کرج اعدام شدند. پرونده این افراد سیاسی اعلام نشده است.
در تحولی دیگر، شعبه اول دادگاه انقلاب ساری ۱۲ شهروند بهائی را در مجموع به بیش از ۲۶ سال حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرده است. اتهامات این پرونده به فعالیتهای آموزشی و تبلیغی مرتبط با آیین بهائی مربوط میشود.
گزارشها همچنین از ادامه بازداشتهای امنیتی حکایت دارد. سعدون داستار، رحمان آذرخش و صنعان فراستی در اشنویه و یونس بکری، یاسر هواسی و روحالله غلامی در آسمانآباد ایلام بازداشت شدهاند. هرانا همچنین از بازداشت سه عضو یک خانواده، از جمله نوجوانی ۱۶ ساله، در دیواندره خبر داده است.
درباره اتهامات و محل نگهداری شماری از بازداشتشدگان هنوز اطلاعات روشنی در دست نیست.
#امیرمحمد_مجلل_چوبری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔35
رضا زنگنه، جوان ۲۷ ساله محبوس در قزلحصار، به اعدام محکوم شده است
رضا زنگنه، جوان ۲۷ ساله اهل روستای کلیلآباد ملایر و ساکن کرج، با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است. پرونده او اکنون برای رسیدگی به فرجامخواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده و در صورت تأیید حکم، این زندانی با خطر اجرای اعدام روبهرو خواهد بود.
بر اساس اطلاعات رسیده، رضا زنگنه روز ۱۳ فروردینماه از ملایر به کرج بازگشت و روز بعد، ۱۴ فروردین، هنگامی که مغازه خود را باز کرده بود، مأموران به محل کار او یورش بردند و او را بازداشت کردند. شماری از مغازهداران و کسبه اطراف شاهد بازداشت او بودهاند.
زنگنه تعمیرکار خودروهای لوکس و خارجی است و هماکنون در زندان قزلحصار کرج نگهداری میشود. او از ابتدای پرونده وکیل تسخیری داشته، اما خانوادهاش در جریان رسیدگی قضایی، وکیل انتخابی نیز برای پیگیری پرونده معرفی کردهاند.
در پرونده رضا زنگنه اتهام «همکاری با موساد» نیز مطرح شده است؛ اتهامی که خانواده و نزدیکان او آن را رد کرده و معتقدند فعالیت شغلی او در زمینه تعمیر خودروهای خارجی و سفرهای متعددش به خارج از کشور، مبنای طرح این اتهام قرار گرفته است.
با این حال، اطلاعات مستقلی درباره روند بازجویی و تحقیقات پرونده، شرایط نگهداری رضا زنگنه در دوران بازداشت، نحوه برگزاری جلسات دادگاه و مستنداتی که مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته، در دست نیست. جزئیات استدلال دادگاه برای انتساب اتهام محاربه و صدور حکم اعدام نیز تاکنون مشخص نشده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، پس از صدور رأی، به خانواده زنگنه ۱۲ روز برای اعتراض به حکم فرصت داده شده است. پرونده اکنون به دیوان عالی کشور ارسال شده و در مرحله فرجامخواهی قرار دارد.
رضا زنگنه چند سال پیش پدر خود را از دست داده و بهتازگی ازدواج کرده است.
#رضا_زنگنه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
رضا زنگنه، جوان ۲۷ ساله محبوس در قزلحصار، به اعدام محکوم شده است
رضا زنگنه، جوان ۲۷ ساله اهل روستای کلیلآباد ملایر و ساکن کرج، با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است. پرونده او اکنون برای رسیدگی به فرجامخواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده و در صورت تأیید حکم، این زندانی با خطر اجرای اعدام روبهرو خواهد بود.
بر اساس اطلاعات رسیده، رضا زنگنه روز ۱۳ فروردینماه از ملایر به کرج بازگشت و روز بعد، ۱۴ فروردین، هنگامی که مغازه خود را باز کرده بود، مأموران به محل کار او یورش بردند و او را بازداشت کردند. شماری از مغازهداران و کسبه اطراف شاهد بازداشت او بودهاند.
زنگنه تعمیرکار خودروهای لوکس و خارجی است و هماکنون در زندان قزلحصار کرج نگهداری میشود. او از ابتدای پرونده وکیل تسخیری داشته، اما خانوادهاش در جریان رسیدگی قضایی، وکیل انتخابی نیز برای پیگیری پرونده معرفی کردهاند.
در پرونده رضا زنگنه اتهام «همکاری با موساد» نیز مطرح شده است؛ اتهامی که خانواده و نزدیکان او آن را رد کرده و معتقدند فعالیت شغلی او در زمینه تعمیر خودروهای خارجی و سفرهای متعددش به خارج از کشور، مبنای طرح این اتهام قرار گرفته است.
با این حال، اطلاعات مستقلی درباره روند بازجویی و تحقیقات پرونده، شرایط نگهداری رضا زنگنه در دوران بازداشت، نحوه برگزاری جلسات دادگاه و مستنداتی که مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته، در دست نیست. جزئیات استدلال دادگاه برای انتساب اتهام محاربه و صدور حکم اعدام نیز تاکنون مشخص نشده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، پس از صدور رأی، به خانواده زنگنه ۱۲ روز برای اعتراض به حکم فرصت داده شده است. پرونده اکنون به دیوان عالی کشور ارسال شده و در مرحله فرجامخواهی قرار دارد.
رضا زنگنه چند سال پیش پدر خود را از دست داده و بهتازگی ازدواج کرده است.
#رضا_زنگنه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤6
لیلا ابوالحسنی، مادر دو دختر نوجوان، در اصفهان به اعدام محکوم شده است
لیلا ابوالحسنی، شهروند ۴۳ ساله و مادر دو دختر نوجوان، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شاهینشهر اصفهان، با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است. پرونده او پس از اعتراض به رأی صادرشده، اکنون برای رسیدگی در دیوان عالی کشور قرار دارد.
بر اساس اطلاعات رسیده، لیلا ابوالحسنی روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شاهینشهر بازداشت شد. بنا بر روایت نزدیکان او، ابوالحسنی هنگام بازداشت در حال تصویربرداری از آتشگرفتن یکی از فروشگاههای افق کورش بوده است.
او پس از بازداشت به زندان دولتآباد اصفهان منتقل شد و از آن زمان تاکنون در این زندان نگهداری میشود.
پرونده لیلا ابوالحسنی در اردیبهشتماه در شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی وحید همتنژاد مورد رسیدگی قرار گرفت و دادگاه او را با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، در پرونده ادعا شده است که ابوالحسنی خود در آتشزدن فروشگاه نقش داشته است؛ ادعایی که با روایت نزدیکان او در تعارض است. نزدیکان این زندانی میگویند او عامل آتشسوزی نبوده و هنگام بازداشت صرفاً از محل حادثه و فروشگاه در حال سوختن تصویربرداری میکرده است.
پس از صدور حکم اعدام، به رأی دادگاه اعتراض شده و پرونده برای رسیدگی به فرجامخواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده است. در حال حاضر نتیجه بررسی پرونده در دیوان عالی مشخص نیست.
لیلا ابوالحسنی ۴۳ سال دارد و مادر دو دختر نوجوان است. او بیش از هفت ماه است که در بازداشت به سر میبرد و با توجه به صدور حکم محاربه، در صورت تأیید رأی در دیوان عالی کشور با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو خواهد بود.
#لیلا_ابوالحسنی #اصفهان #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
لیلا ابوالحسنی، شهروند ۴۳ ساله و مادر دو دختر نوجوان، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در شاهینشهر اصفهان، با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است. پرونده او پس از اعتراض به رأی صادرشده، اکنون برای رسیدگی در دیوان عالی کشور قرار دارد.
بر اساس اطلاعات رسیده، لیلا ابوالحسنی روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شاهینشهر بازداشت شد. بنا بر روایت نزدیکان او، ابوالحسنی هنگام بازداشت در حال تصویربرداری از آتشگرفتن یکی از فروشگاههای افق کورش بوده است.
او پس از بازداشت به زندان دولتآباد اصفهان منتقل شد و از آن زمان تاکنون در این زندان نگهداری میشود.
پرونده لیلا ابوالحسنی در اردیبهشتماه در شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی وحید همتنژاد مورد رسیدگی قرار گرفت و دادگاه او را با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، در پرونده ادعا شده است که ابوالحسنی خود در آتشزدن فروشگاه نقش داشته است؛ ادعایی که با روایت نزدیکان او در تعارض است. نزدیکان این زندانی میگویند او عامل آتشسوزی نبوده و هنگام بازداشت صرفاً از محل حادثه و فروشگاه در حال سوختن تصویربرداری میکرده است.
پس از صدور حکم اعدام، به رأی دادگاه اعتراض شده و پرونده برای رسیدگی به فرجامخواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده است. در حال حاضر نتیجه بررسی پرونده در دیوان عالی مشخص نیست.
لیلا ابوالحسنی ۴۳ سال دارد و مادر دو دختر نوجوان است. او بیش از هفت ماه است که در بازداشت به سر میبرد و با توجه به صدور حکم محاربه، در صورت تأیید رأی در دیوان عالی کشور با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو خواهد بود.
#لیلا_ابوالحسنی #اصفهان #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤4🕊1
ورق بزنید
سلولهای تاریک بلاروس؛ سرنوشت مخالفان آخرین دیکتاتور اروپا
بلاروس، که از آن به عنوان آخرین دیکتاتوری اروپا یاد میشود، از پیشبینیهای خوشبینانه برای گذار دموکراتیک فاصله دارد.
بلاروس تحت رهبری الکساندر لوکاشنکو، نابرابری سیاسی، سرکوب فعالان سیاسی و مدنی و نقض فاحش حقوق بشر را تجربه کرده است.
میتوان درسهای مهمی از بلاروس آموخت و آنها را همچون راهنمایی درباره سایر کشورهایی که رژیمهای استبدادی و زندانیهای سیاسی دارند، بهویژه ایران، به کار بست.
انقلاب ۱۳۵۷ در حالی رخ داد که رهبران آن انقلاب به ایرانیان وعده داده بودند که پس از سرنگونی پادشاهی، کشور بر اساس اصول آزادی، عدالت و برابری اداره خواهد شد. با این حال، مانند بلاروس، حاکمان تازه تحمیلشده به ملت، ایران را به تمامیتخواهی و جباریتی کشاندند که در آن هزاران شهروند به دلایل سیاسی دستگیر شده و میشوند.
به رایگان دانلود کنید و بخوانید:
https://tavaana.org/political-prisoners-of-belarus/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سلولهای تاریک بلاروس؛ سرنوشت مخالفان آخرین دیکتاتور اروپا
بلاروس، که از آن به عنوان آخرین دیکتاتوری اروپا یاد میشود، از پیشبینیهای خوشبینانه برای گذار دموکراتیک فاصله دارد.
بلاروس تحت رهبری الکساندر لوکاشنکو، نابرابری سیاسی، سرکوب فعالان سیاسی و مدنی و نقض فاحش حقوق بشر را تجربه کرده است.
میتوان درسهای مهمی از بلاروس آموخت و آنها را همچون راهنمایی درباره سایر کشورهایی که رژیمهای استبدادی و زندانیهای سیاسی دارند، بهویژه ایران، به کار بست.
انقلاب ۱۳۵۷ در حالی رخ داد که رهبران آن انقلاب به ایرانیان وعده داده بودند که پس از سرنگونی پادشاهی، کشور بر اساس اصول آزادی، عدالت و برابری اداره خواهد شد. با این حال، مانند بلاروس، حاکمان تازه تحمیلشده به ملت، ایران را به تمامیتخواهی و جباریتی کشاندند که در آن هزاران شهروند به دلایل سیاسی دستگیر شده و میشوند.
به رایگان دانلود کنید و بخوانید:
https://tavaana.org/political-prisoners-of-belarus/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊11👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز پنج شنبه ۵ شهریو، مراسم چهلم سربدار جاویدنام « عارف خوشکار »، در قطعه ۳۰۰ بهشت زهرا تهران با حضور خانواده و جمعیت از زندانیان سابق سیاسی برگزار شد
عارف خوشکار، از بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود، که حکم اعدام او ۲۴ تیر ماه جاری در زندان قزلحصار اجرا شد.
خوشکار ۲۰ تیر به سوئیت ۳۵ زندان قزلحصار منتقل شده بود و خانوادهاش ۲۱ تیر آخرین ملاقات را با او انجام دادند.
خانواده خوشکار با درخواست اعطای مهلتی یکماهه و برگزاری جلسهای برای جلب رضایت خانواده مقتول، در تلاش برای توقف اجرای حکم بودند، اما این تلاشها به نتیجه نرسید. با وجود وعده مقامهای مسئول برای برگزاری این جلسه، در نهایت هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفت.
دادگاه انقلاب خوشکار را با اتهام «محاربه از طریق حمل و استفاده از سلاح» و قتل یک عضو بسیج به اعدام محکوم کرده بود.
وکیل او پیشتر با اشاره به ابهامهای پرونده گفته بود محل وقوع قتل که دادگاه به آن استناد کرده، دوربین مداربسته نداشته و ادله کافی برای اثبات اتهامها نیز وجود نداشته است.
منابع نزدیک به پرونده از اعتراف اجباری، شکنجه، محرومیت خوشکار از وکیل منتخب و ابهامهای جدی در روند دادرسی او خبر دادهاند.
عارف خوشکار در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید جسمی و روانی قرار داشت و برای پذیرش مسئولیت قتل یکی از نیروهای بسیج شکنجه شده بود.
ماموران امنیتی برادر کوچکتر او را بازداشت کرده و با تهدید به «تعرض جنسی» علیه او، خوشکار را برای اعتراف تحت فشار قرار داده بودند.
وکیل خوشکار تسخیری بود و او بدون دسترسی آزادانه به وکیل منتخب و بدون برخورداری از امکان دفاع موثر محاکمه شد.
رسیدگی به پرونده بهصورت علنی و شفاف انجام نشد و خوشکار فرصت کافی برای دفاع از خود نداشت.
عارف خوشکار ۲۰ آبان ۱۴۰۱، حدود یک ماه پس از کشته شدن سلمان امیراحمدی، از نیروهای بسیج، در جریان اعتراضات محله فلاح تهران بازداشت و اواخر آذر همان سال با اتهام «قتل عمد» به زندان رجاییشهر منتقل شد.
پس از تعطیلی زندان رجاییشهر، او به زندان قزلحصار کرج انتقال یافت و تا زمان اجرای حکم در این زندان نگهداری میشد.
#عارف_خوشکار #دادخواهی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
عارف خوشکار، از بازداشتشدگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» بود، که حکم اعدام او ۲۴ تیر ماه جاری در زندان قزلحصار اجرا شد.
خوشکار ۲۰ تیر به سوئیت ۳۵ زندان قزلحصار منتقل شده بود و خانوادهاش ۲۱ تیر آخرین ملاقات را با او انجام دادند.
خانواده خوشکار با درخواست اعطای مهلتی یکماهه و برگزاری جلسهای برای جلب رضایت خانواده مقتول، در تلاش برای توقف اجرای حکم بودند، اما این تلاشها به نتیجه نرسید. با وجود وعده مقامهای مسئول برای برگزاری این جلسه، در نهایت هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفت.
دادگاه انقلاب خوشکار را با اتهام «محاربه از طریق حمل و استفاده از سلاح» و قتل یک عضو بسیج به اعدام محکوم کرده بود.
وکیل او پیشتر با اشاره به ابهامهای پرونده گفته بود محل وقوع قتل که دادگاه به آن استناد کرده، دوربین مداربسته نداشته و ادله کافی برای اثبات اتهامها نیز وجود نداشته است.
منابع نزدیک به پرونده از اعتراف اجباری، شکنجه، محرومیت خوشکار از وکیل منتخب و ابهامهای جدی در روند دادرسی او خبر دادهاند.
عارف خوشکار در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید جسمی و روانی قرار داشت و برای پذیرش مسئولیت قتل یکی از نیروهای بسیج شکنجه شده بود.
ماموران امنیتی برادر کوچکتر او را بازداشت کرده و با تهدید به «تعرض جنسی» علیه او، خوشکار را برای اعتراف تحت فشار قرار داده بودند.
وکیل خوشکار تسخیری بود و او بدون دسترسی آزادانه به وکیل منتخب و بدون برخورداری از امکان دفاع موثر محاکمه شد.
رسیدگی به پرونده بهصورت علنی و شفاف انجام نشد و خوشکار فرصت کافی برای دفاع از خود نداشت.
عارف خوشکار ۲۰ آبان ۱۴۰۱، حدود یک ماه پس از کشته شدن سلمان امیراحمدی، از نیروهای بسیج، در جریان اعتراضات محله فلاح تهران بازداشت و اواخر آذر همان سال با اتهام «قتل عمد» به زندان رجاییشهر منتقل شد.
پس از تعطیلی زندان رجاییشهر، او به زندان قزلحصار کرج انتقال یافت و تا زمان اجرای حکم در این زندان نگهداری میشد.
#عارف_خوشکار #دادخواهی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔23❤6
وقتی بازگشت به وطن به امتیاز حکومت تبدیل میشود
بازگشت محسن نامجو به ایران را نمیتوان صرفاً تصمیم شخصی یک هنرمند برای زندگی در وطنش دانست.
در شرایطی عادی، اساساً نباید درباره بازگشت او بحثی وجود داشته باشد. هر ایرانی حق دارد به کشور خود بازگردد. اما مسئله دقیقاً اینجاست که جمهوری اسلامی این حق را برای همه ایرانیان به رسمیت نمیشناسد.
امروز بسیاری از مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و شهروندانی که در اعتراضات یا فعالیتهای خارج از کشور حضور داشتهاند، نمیدانند در صورت بازگشت چه سرنوشتی در انتظارشان است. برخی ناچار به مهاجرت شدهاند، برخی سالهاست در تبعید زندگی میکنند و حکومت حتی فعالان رسانهای خارج از کشور را آشکارا تهدید کرده است.
در چنین وضعیتی، وقتی برای یک چهره مشهور امکان بازگشت امن فراهم میشود، نمیتوان فقط گفت: «او هم حق داشت به وطنش برگردد.»
باید پرسید:
چرا این حق برای او قابل استفاده است، اما برای بسیاری دیگر میتواند به زندان منتهی شود؟
این پرسش در شرایط امروز ایران سنگینتر هم میشود.
هنوز خون قربانیان کشتار دیماه خشک نشده است. خانوادههای بسیاری داغدارند، شمار زیادی از معترضان در زنداناند و صدور و اجرای احکام اعدام ادامه دارد. بسیاری نیز در نتیجه سرکوب، تهدید و ناامنی مجبور به ترک کشور شدهاند.
درست در چنین شرایطی، حکومت از «تسهیل بازگشت» برخی چهرههای خارج از کشور سخن میگوید.
اینجا دیگر با یک حق برابر شهروندی روبهرو نیستیم؛ با توزیع گزینشی امکانی روبهرو هستیم که باید حق همه باشد.
حکومت ابتدا بازگشت را برای مخالفان ناامن میکند و سپس بازشدن همان در برای افراد منتخب میتواند به نشانه «مدارا» و «عادیشدن اوضاع» تبدیل شود.
به همین دلیل، انتخاب محسن نامجو نیز از زمینه سیاسی آن جدا نیست.
یک چهره عمومی نمیتواند انتظار داشته باشد جامعه فقط خودِ عبور او از مرز را ببیند و زندانیان، اعدامشدگان، تبعیدیان و کسانی را که همان مرز برایشان خطر بازداشت دارد، نبیند.
از این منظر، پذیرفتن چنین امکان گزینشی در اوج سرکوب را میتوان بهشدت نقد کرد؛ زیرا خواهناخواه به روایتی کمک میکند که حکومت به آن نیاز دارد: اینکه ایران به وضعیت عادی بازگشته و مخالفان خارج از کشور نیز میتوانند برگردند.
در حالی که واقعیت برای بسیاری کاملاً متفاوت است.
مسئله فقط این نیست که محسن نامجو چرا برگشت.
مسئله این است که چه ساختاری تعیین میکند چه کسی میتواند به وطنش بازگردد و چه کسی باید میان تبعید و زندان یکی را انتخاب کند.
وقتی بازگشت به وطن به رضایت قدرت وابسته میشود، دیگر با اجرای برابر یک حق روبهرو نیستیم؛ با امتیازی سیاسی روبهرو هستیم که حکومت میتواند آن را به برخی بدهد و از دیگران دریغ کند.
و پذیرفتن چنین امتیازی در روزهایی که دیگران هزینه مخالفت با همان حکومت را با زندان، اعدام و تبعید میپردازند، دیگر صرفاً یک «انتخاب شخصی» نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
بازگشت محسن نامجو به ایران را نمیتوان صرفاً تصمیم شخصی یک هنرمند برای زندگی در وطنش دانست.
در شرایطی عادی، اساساً نباید درباره بازگشت او بحثی وجود داشته باشد. هر ایرانی حق دارد به کشور خود بازگردد. اما مسئله دقیقاً اینجاست که جمهوری اسلامی این حق را برای همه ایرانیان به رسمیت نمیشناسد.
امروز بسیاری از مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و شهروندانی که در اعتراضات یا فعالیتهای خارج از کشور حضور داشتهاند، نمیدانند در صورت بازگشت چه سرنوشتی در انتظارشان است. برخی ناچار به مهاجرت شدهاند، برخی سالهاست در تبعید زندگی میکنند و حکومت حتی فعالان رسانهای خارج از کشور را آشکارا تهدید کرده است.
در چنین وضعیتی، وقتی برای یک چهره مشهور امکان بازگشت امن فراهم میشود، نمیتوان فقط گفت: «او هم حق داشت به وطنش برگردد.»
باید پرسید:
چرا این حق برای او قابل استفاده است، اما برای بسیاری دیگر میتواند به زندان منتهی شود؟
این پرسش در شرایط امروز ایران سنگینتر هم میشود.
هنوز خون قربانیان کشتار دیماه خشک نشده است. خانوادههای بسیاری داغدارند، شمار زیادی از معترضان در زنداناند و صدور و اجرای احکام اعدام ادامه دارد. بسیاری نیز در نتیجه سرکوب، تهدید و ناامنی مجبور به ترک کشور شدهاند.
درست در چنین شرایطی، حکومت از «تسهیل بازگشت» برخی چهرههای خارج از کشور سخن میگوید.
اینجا دیگر با یک حق برابر شهروندی روبهرو نیستیم؛ با توزیع گزینشی امکانی روبهرو هستیم که باید حق همه باشد.
حکومت ابتدا بازگشت را برای مخالفان ناامن میکند و سپس بازشدن همان در برای افراد منتخب میتواند به نشانه «مدارا» و «عادیشدن اوضاع» تبدیل شود.
به همین دلیل، انتخاب محسن نامجو نیز از زمینه سیاسی آن جدا نیست.
یک چهره عمومی نمیتواند انتظار داشته باشد جامعه فقط خودِ عبور او از مرز را ببیند و زندانیان، اعدامشدگان، تبعیدیان و کسانی را که همان مرز برایشان خطر بازداشت دارد، نبیند.
از این منظر، پذیرفتن چنین امکان گزینشی در اوج سرکوب را میتوان بهشدت نقد کرد؛ زیرا خواهناخواه به روایتی کمک میکند که حکومت به آن نیاز دارد: اینکه ایران به وضعیت عادی بازگشته و مخالفان خارج از کشور نیز میتوانند برگردند.
در حالی که واقعیت برای بسیاری کاملاً متفاوت است.
مسئله فقط این نیست که محسن نامجو چرا برگشت.
مسئله این است که چه ساختاری تعیین میکند چه کسی میتواند به وطنش بازگردد و چه کسی باید میان تبعید و زندان یکی را انتخاب کند.
وقتی بازگشت به وطن به رضایت قدرت وابسته میشود، دیگر با اجرای برابر یک حق روبهرو نیستیم؛ با امتیازی سیاسی روبهرو هستیم که حکومت میتواند آن را به برخی بدهد و از دیگران دریغ کند.
و پذیرفتن چنین امتیازی در روزهایی که دیگران هزینه مخالفت با همان حکومت را با زندان، اعدام و تبعید میپردازند، دیگر صرفاً یک «انتخاب شخصی» نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
👍15❤6💯2👌1