خمینی آمد...
طرح از اسد بیناخواهی
https://tavaana.org/fa/KhomCom
#خمینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از اسد بیناخواهی
https://tavaana.org/fa/KhomCom
#خمینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13💯2👍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
آزار و اذیت و مجبور کردن مخالفان به حذف محتوای اعتراضی پس از تهدید خانوادهها در داخل ایران
جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که سرکوب برایش مرز جغرافیایی ندارد. وقتی دیگر نه زندان کافی است، نه فیلترینگ، نه پروندهسازی، مستقیم میرود سراغ خانوادهها. تهدید، احضار، فشار امنیتی و ارعاب نزدیکان در داخل ایران به ابزار رسمی حکومت برای خاموشکردن صدای مخالفان در خارج از کشور تبدیل شده است. این دیگر برخورد امنیتی نیست؛ بلکه گروگانگیری آشکار است
🔹برای مثال، دو بلاگر ایرانی ساکن تورنتو، که در هفتههای گذشته بهطور مداوم جنایت، سرکوب و کشتار مردم ایران را مستند و بازنشر میکردند، بهیکباره تمام فعالیت اعتراضی خود را متوقف کردند. نه توضیحی، نه شفافیتی؛ فقط چند استوری کوتاه و خاموشی کامل. سکوتی که کاملا مشخص است از «انتخاب» نیامده، بلکه از تهدید زاده شده است.
این اتفاق، یک مورد استثنایی یا تصادفی نیست. سالهاست جمهوری اسلامی برای ساکتکردن مخالفان خارج از کشور، همان الگوی تکراری را اجرا میکند: ترور، قتل، یا اگر به خود فرد دسترسی ندارد، خانوادهاش را تحت فشار میگذارد؛ احضار، تهدید، ایجاد پرونده، محدودیتهای شغلی و حتی تهدید جانی، ابزارهایی هستند که حکومت بدون هیچ شرمی از آن برای افراد خانوادهها استفاده میکند تا پیامش را منتقل کند:
🔹اما تجربه سالها سرکوب نشان داده که تهدید، ارعاب و اجبار هرگز پاسخ نداده و نخواهد داد. جمهوری اسلامی بارها کوشیده با شیوههای قرون وسطایی فشار بر خانوادهها و خاموشکردن اجباری صداها، حقیقت را پنهان کند، اما هر بار نتیجه معکوس گرفته است. حقیقت با حذف پست و بستن صفحه از بین نمیرود.
💸 tavaanatech
جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که سرکوب برایش مرز جغرافیایی ندارد. وقتی دیگر نه زندان کافی است، نه فیلترینگ، نه پروندهسازی، مستقیم میرود سراغ خانوادهها. تهدید، احضار، فشار امنیتی و ارعاب نزدیکان در داخل ایران به ابزار رسمی حکومت برای خاموشکردن صدای مخالفان در خارج از کشور تبدیل شده است. این دیگر برخورد امنیتی نیست؛ بلکه گروگانگیری آشکار است
🔹برای مثال، دو بلاگر ایرانی ساکن تورنتو، که در هفتههای گذشته بهطور مداوم جنایت، سرکوب و کشتار مردم ایران را مستند و بازنشر میکردند، بهیکباره تمام فعالیت اعتراضی خود را متوقف کردند. نه توضیحی، نه شفافیتی؛ فقط چند استوری کوتاه و خاموشی کامل. سکوتی که کاملا مشخص است از «انتخاب» نیامده، بلکه از تهدید زاده شده است.
این اتفاق، یک مورد استثنایی یا تصادفی نیست. سالهاست جمهوری اسلامی برای ساکتکردن مخالفان خارج از کشور، همان الگوی تکراری را اجرا میکند: ترور، قتل، یا اگر به خود فرد دسترسی ندارد، خانوادهاش را تحت فشار میگذارد؛ احضار، تهدید، ایجاد پرونده، محدودیتهای شغلی و حتی تهدید جانی، ابزارهایی هستند که حکومت بدون هیچ شرمی از آن برای افراد خانوادهها استفاده میکند تا پیامش را منتقل کند:
«یا ساکت میشوی، یا هزینهاش را عزیزانت میدهند».
🔹اما تجربه سالها سرکوب نشان داده که تهدید، ارعاب و اجبار هرگز پاسخ نداده و نخواهد داد. جمهوری اسلامی بارها کوشیده با شیوههای قرون وسطایی فشار بر خانوادهها و خاموشکردن اجباری صداها، حقیقت را پنهان کند، اما هر بار نتیجه معکوس گرفته است. حقیقت با حذف پست و بستن صفحه از بین نمیرود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊11❤2👍2
یک شاهد عینی از سرکوب خونین اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در اسلامشهر و نازیآباد میگوید؛ جایی که نیروهای سرکوبگر با شلیک مستقیم و رگباری به معترضان، تعقیب افراد در کوچهپسکوچهها، و جمعآوری شبانه اجساد، شهر را به صحنهای از کشتار خیابانی تبدیل کردند و حتی مجروحان نیز از تیراندازی در امان نماندند.
متن ارسال شده برای آموزشکده توانا به شرح زیر است:
«درود، امیدوارم حالتان خوب باشد.
خواستم از اوضاع اسلامشهر و نازیآباد برایتان بگویم. شما میتوانید صدای ما باشید و هستید.
من روز ۱۸ دیماه همراه خواهرم و دامادمان به اعتراضات پیوستیم. به نازیآباد رفتیم؛ جمعیت بهشدت زیاد بود، طوری که انتهای آن مشخص نبود. تقریباً تا ساعت ۹ و خردهای فقط از دور گاز اشکآور میزدند و حتی جرأت یورش نداشتند. اما وقتی مردم شروع به پیشروی کردند، کمکم پراکندهسازی آغاز شد.
شدت درگیری بسیار زیاد شد. ما به همراه عدهای دیگر به کوچهای رفتیم و به پارکینگ یک ساختمان پناه بردیم. تا جایی که میشد ساکت ماندیم و همه چراغها را خاموش کردیم. صدای سرکوبگران میآمد که وارد کوچه شدند و بعد از مدتی صدای تیراندازی رگباری شنیده شد. خیلی سریع هم انگار محل را ترک کردند.
وقتی از ساختمان بیرون آمدیم، کوچه پر از افراد تیرخورده و جسد بود؛ بیشترشان از پشت هدف قرار گرفته بودند. یکی از همسایههای همان ساختمان کمک کرد و چند نفر را به پارکینگ منتقل کردیم، بعد سریع رفتیم تا به ماشین برسیم و از آنجا خارج شویم. شیشه ماشین تقریباً شکسته بود، اما بههرحال توانستیم برویم.
این اتفاق مربوط به ۱۸ دیماه است؛ روزی که متأسفانه زنده ماندم، با بار سنگین بازماندن. در حالی که در اسلامشهر، خیلی از دوستانم و آدمهایی که میشناختم از بین رفتند. چند نفر از دوستانم بازداشت شدند و تا آخر هفته، اجسادشان را به خانوادهها تحویل دادند.
روز ۱۹ دیماه هم در اسلامشهر بیرون بودم. از همان ابتدای شب، حوالی ساعت ۸، بیرحمانه تیراندازی میکردند. واوان، قائمیه، باغفیض، زرافشان و بیستمتری کاشانی پر از جمعیت بود. کار به جایی رسید که یک تویوتا با تیربار نصبشده را از سپاه اسلامشهر آوردند.
در واوان، بعد از اینکه مردم کلانتری محل را تصرف کردند، میتوانم بگویم نزدیک ۴۰ تا ۵۰ نفر را به گلوله بستند. شب ۱۹ دی بیشتر تلاشمان این بود که به زخمیها و کسانی که ساچمه خورده بودند کمک کنیم، چون عملاً امکان تجمع نبود. مستقیم تیر میزدند و اگر کسی مجروح میشد، دوباره شلیک میکردند تا مطمئن شوند زنده نمانده است.
خیلی از مردم اسلامشهر نتوانستند پیکر عزیزانشان را تحویل بگیرند، چون مبالغ زیادی مطالبه میشد و در نهایت آنها را بهعنوان بسیجی دفن کردند. هر دو شبی که در اسلامشهر کشتار انجام شد، مزدوران با وانت جسدها را جمع میکردند و خیابانها را میشستند.
حتی در روزهای ۲۰ و ۲۱ دی، عصرها مأموران به خیابان میآمدند و تهدید میکردند که اگر در خیابان باشید، حکم داریم و میکشیم. اگر به آنها نزدیک میشدی، موبایل را چک میکردند و بازداشت میکردند.
خواهش میکنم نگذارید این اتفاقات عادی شود. هر کاری که میتوانید بکنید. ما بازماندهها با چیزهایی که دیدهایم، واقعاً شب و روز نداریم.»
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
متن ارسال شده برای آموزشکده توانا به شرح زیر است:
«درود، امیدوارم حالتان خوب باشد.
خواستم از اوضاع اسلامشهر و نازیآباد برایتان بگویم. شما میتوانید صدای ما باشید و هستید.
من روز ۱۸ دیماه همراه خواهرم و دامادمان به اعتراضات پیوستیم. به نازیآباد رفتیم؛ جمعیت بهشدت زیاد بود، طوری که انتهای آن مشخص نبود. تقریباً تا ساعت ۹ و خردهای فقط از دور گاز اشکآور میزدند و حتی جرأت یورش نداشتند. اما وقتی مردم شروع به پیشروی کردند، کمکم پراکندهسازی آغاز شد.
شدت درگیری بسیار زیاد شد. ما به همراه عدهای دیگر به کوچهای رفتیم و به پارکینگ یک ساختمان پناه بردیم. تا جایی که میشد ساکت ماندیم و همه چراغها را خاموش کردیم. صدای سرکوبگران میآمد که وارد کوچه شدند و بعد از مدتی صدای تیراندازی رگباری شنیده شد. خیلی سریع هم انگار محل را ترک کردند.
وقتی از ساختمان بیرون آمدیم، کوچه پر از افراد تیرخورده و جسد بود؛ بیشترشان از پشت هدف قرار گرفته بودند. یکی از همسایههای همان ساختمان کمک کرد و چند نفر را به پارکینگ منتقل کردیم، بعد سریع رفتیم تا به ماشین برسیم و از آنجا خارج شویم. شیشه ماشین تقریباً شکسته بود، اما بههرحال توانستیم برویم.
این اتفاق مربوط به ۱۸ دیماه است؛ روزی که متأسفانه زنده ماندم، با بار سنگین بازماندن. در حالی که در اسلامشهر، خیلی از دوستانم و آدمهایی که میشناختم از بین رفتند. چند نفر از دوستانم بازداشت شدند و تا آخر هفته، اجسادشان را به خانوادهها تحویل دادند.
روز ۱۹ دیماه هم در اسلامشهر بیرون بودم. از همان ابتدای شب، حوالی ساعت ۸، بیرحمانه تیراندازی میکردند. واوان، قائمیه، باغفیض، زرافشان و بیستمتری کاشانی پر از جمعیت بود. کار به جایی رسید که یک تویوتا با تیربار نصبشده را از سپاه اسلامشهر آوردند.
در واوان، بعد از اینکه مردم کلانتری محل را تصرف کردند، میتوانم بگویم نزدیک ۴۰ تا ۵۰ نفر را به گلوله بستند. شب ۱۹ دی بیشتر تلاشمان این بود که به زخمیها و کسانی که ساچمه خورده بودند کمک کنیم، چون عملاً امکان تجمع نبود. مستقیم تیر میزدند و اگر کسی مجروح میشد، دوباره شلیک میکردند تا مطمئن شوند زنده نمانده است.
خیلی از مردم اسلامشهر نتوانستند پیکر عزیزانشان را تحویل بگیرند، چون مبالغ زیادی مطالبه میشد و در نهایت آنها را بهعنوان بسیجی دفن کردند. هر دو شبی که در اسلامشهر کشتار انجام شد، مزدوران با وانت جسدها را جمع میکردند و خیابانها را میشستند.
حتی در روزهای ۲۰ و ۲۱ دی، عصرها مأموران به خیابان میآمدند و تهدید میکردند که اگر در خیابان باشید، حکم داریم و میکشیم. اگر به آنها نزدیک میشدی، موبایل را چک میکردند و بازداشت میکردند.
خواهش میکنم نگذارید این اتفاقات عادی شود. هر کاری که میتوانید بکنید. ما بازماندهها با چیزهایی که دیدهایم، واقعاً شب و روز نداریم.»
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤2🕊2
بهادر مؤمنیزاده در شهر رشت بازداشت شد
بهادر مؤمنیزاده، برادر جاویدنام محمد رسول مؤمنیزاده از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، ظهر امروز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ با یورش مأموران به منزل شخصیاش در. شهر رشت بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، مأموران بدون ارائه توضیح رسمی بهادر مؤمنیزاده را بازداشت و از محل منتقل کردهاند. تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ اطلاعی درباره علت بازداشت، اتهامات انتسابی یا محل نگهداری او در دست نیست و هیچ نهاد مسئولی پاسخگو نبوده است.
محمد رسول مؤمنیزاده در جریان خیزش ۱۴۰۱ جان باخت؛ بهادر شاهد لحظه جانباختن برادرش بود و محمد رسول در آغوش او جان خود را از دست داد. پس از آن، بهادر همواره در کنار مادرشان حضور داشته و از او مراقبت میکرده است.
اکنون این مادر، که یک فرزند خود را از دست داده، در پی بازداشت فرزند دیگرش در نگرانی و اضطراب شدید بهسر میبرد.
#بهادر_مؤمنی_زاده #محمدرسول_مومنی_زاده #رشت
@Tavaana_TavaanaTech
بهادر مؤمنیزاده، برادر جاویدنام محمد رسول مؤمنیزاده از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، ظهر امروز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ با یورش مأموران به منزل شخصیاش در. شهر رشت بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، مأموران بدون ارائه توضیح رسمی بهادر مؤمنیزاده را بازداشت و از محل منتقل کردهاند. تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ اطلاعی درباره علت بازداشت، اتهامات انتسابی یا محل نگهداری او در دست نیست و هیچ نهاد مسئولی پاسخگو نبوده است.
محمد رسول مؤمنیزاده در جریان خیزش ۱۴۰۱ جان باخت؛ بهادر شاهد لحظه جانباختن برادرش بود و محمد رسول در آغوش او جان خود را از دست داد. پس از آن، بهادر همواره در کنار مادرشان حضور داشته و از او مراقبت میکرده است.
اکنون این مادر، که یک فرزند خود را از دست داده، در پی بازداشت فرزند دیگرش در نگرانی و اضطراب شدید بهسر میبرد.
#بهادر_مؤمنی_زاده #محمدرسول_مومنی_زاده #رشت
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊3
سید مسعود ناصری در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در قزوین با اصابت گلوله توسط سرکوبگران کشته شد
سیدمسعود ناصری، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در قزوین، شامگاه هجدهم دیماه بین ساعات ۱۰ تا ۱۲ شب، در نزدیکی محل سکونت خود هدف اصابت گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، سید مسعود ناصری فردی خیر و فعال اجتماعی بود که با همکاری دیگر نیکوکاران، در تهیه و توزیع سبدهای کمک معیشتی برای خانوادههای کمبضاعت نقش فعالی داشت. او متولد ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۷، ۴۷ ساله و دارای شغل آزاد بود و یک بوتیک پوشاک را اداره میکرد.
یکی از دوستان او گزارش داده که نیروهای امنیتی تا مدتی از تحویل پیکر وی به خانوادهاش جلوگیری کرده و از آنان خواسته بودند او را بهعنوان عضو بسیج معرفی کنند و برایش کارت بسیج صادر شود.
دوستان و بستگان سید مسعود ناصری تأکید کردهاند که او به هیچ عنوان عضو بسیج نبوده است.
تلاش برای جعل هویت و مصادره کشتهشدهها به نفع رژیم، الگویی است که به صورت سیستماتیک در خصوص کشتهشدهها با گروگان گرفتن پیکر آنها اعمال شده است و یکی از مصادیق نقض حقوق شهروندان است.
#مسعود_ناصری #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
سیدمسعود ناصری، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در قزوین، شامگاه هجدهم دیماه بین ساعات ۱۰ تا ۱۲ شب، در نزدیکی محل سکونت خود هدف اصابت گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، سید مسعود ناصری فردی خیر و فعال اجتماعی بود که با همکاری دیگر نیکوکاران، در تهیه و توزیع سبدهای کمک معیشتی برای خانوادههای کمبضاعت نقش فعالی داشت. او متولد ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۷، ۴۷ ساله و دارای شغل آزاد بود و یک بوتیک پوشاک را اداره میکرد.
یکی از دوستان او گزارش داده که نیروهای امنیتی تا مدتی از تحویل پیکر وی به خانوادهاش جلوگیری کرده و از آنان خواسته بودند او را بهعنوان عضو بسیج معرفی کنند و برایش کارت بسیج صادر شود.
دوستان و بستگان سید مسعود ناصری تأکید کردهاند که او به هیچ عنوان عضو بسیج نبوده است.
تلاش برای جعل هویت و مصادره کشتهشدهها به نفع رژیم، الگویی است که به صورت سیستماتیک در خصوص کشتهشدهها با گروگان گرفتن پیکر آنها اعمال شده است و یکی از مصادیق نقض حقوق شهروندان است.
#مسعود_ناصری #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊4
Forwarded from گفتوشنود
شکیلا قاسمی، شهروند بهائی ساکن کرمان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. این بازداشت پس از تفتیش محل سکونت وی صورت گرفته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با حضور در منزل خانم قاسمی اقدام به بازرسی کامل محل کرده و در جریان این تفتیش، کلیه لوازم الکترونیکی متعلق به او و اعضای خانوادهاش، از جمله تلفنهای همراه و لپتاپها، بدون ارائه توضیح روشن یا مستندات کافی ضبط شده است. این اقدام در حالی انجام شده که هیچگونه اطلاع رسمی درباره اتهامات منتسب، مرجع قضایی رسیدگیکننده یا محل نگهداری این شهروند بهائی به خانواده وی ارائه نشده است.
تفتیش منازل، ضبط گسترده وسایل شخصی و بازداشت شهروندان بهائی بدون رعایت الزامات قانونی، از جمله تفهیم اتهام، دسترسی به وکیل و اطلاعرسانی شفاف به خانواده، مصداق نقض اصول بنیادین دادرسی منصفانه و حقوق شهروندی محسوب میشود. تداوم چنین اقداماتی در قبال شهروندان بهائی، در چارچوب الگوی مستمر فشارهای امنیتی و محدودسازی حقوق مدنی و مذهبی آنان ارزیابی میگردد.
#داستان_ما_یکیست ##بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس اطلاعات دریافتی، ماموران امنیتی با حضور در منزل خانم قاسمی اقدام به بازرسی کامل محل کرده و در جریان این تفتیش، کلیه لوازم الکترونیکی متعلق به او و اعضای خانوادهاش، از جمله تلفنهای همراه و لپتاپها، بدون ارائه توضیح روشن یا مستندات کافی ضبط شده است. این اقدام در حالی انجام شده که هیچگونه اطلاع رسمی درباره اتهامات منتسب، مرجع قضایی رسیدگیکننده یا محل نگهداری این شهروند بهائی به خانواده وی ارائه نشده است.
تفتیش منازل، ضبط گسترده وسایل شخصی و بازداشت شهروندان بهائی بدون رعایت الزامات قانونی، از جمله تفهیم اتهام، دسترسی به وکیل و اطلاعرسانی شفاف به خانواده، مصداق نقض اصول بنیادین دادرسی منصفانه و حقوق شهروندی محسوب میشود. تداوم چنین اقداماتی در قبال شهروندان بهائی، در چارچوب الگوی مستمر فشارهای امنیتی و محدودسازی حقوق مدنی و مذهبی آنان ارزیابی میگردد.
#داستان_ما_یکیست ##بهائیان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12💔6❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام جواد حیدری، از شرایط فرزندان بازداشت شدهاش میگوید
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
از جمله بازداشت شدگان وقایع اخیر در ایران، دو تن از خواهرزادههای جاویدنام جواد حیدری از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بودهاند.
معصومه حیدری، مادر زهرا و محمدرضا ایراندوست، روز گذشته، با انتشار این ویدیو از شرایط فرزندانش خبر داد.
او میگوید دخترش زهرا از لحظه بازدداشت پنجم همن تا دستکم دیروز ۱۲ بهمن ماه در اعتصاب غذا بوده و لب به غذا نزده است و همچنین از وضعیت سلامتی محمد رضا اطلاعی ندارد و میگوید احتمال اعتصاب غذای او نیز هست.
این خواهر دادخواه و مادر دو جوان بازداشت شده تاکید میکند که مسئولیت جان فرزندانش بر عهده شخص علی خامنهای و جمهوری اسلامی است.
#زهرا_ایراندوست
#محمدرضا_ایراندوست
#جواد_حیدری
@Tavaana_TavaanaTech
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
از جمله بازداشت شدگان وقایع اخیر در ایران، دو تن از خواهرزادههای جاویدنام جواد حیدری از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بودهاند.
معصومه حیدری، مادر زهرا و محمدرضا ایراندوست، روز گذشته، با انتشار این ویدیو از شرایط فرزندانش خبر داد.
او میگوید دخترش زهرا از لحظه بازدداشت پنجم همن تا دستکم دیروز ۱۲ بهمن ماه در اعتصاب غذا بوده و لب به غذا نزده است و همچنین از وضعیت سلامتی محمد رضا اطلاعی ندارد و میگوید احتمال اعتصاب غذای او نیز هست.
این خواهر دادخواه و مادر دو جوان بازداشت شده تاکید میکند که مسئولیت جان فرزندانش بر عهده شخص علی خامنهای و جمهوری اسلامی است.
#زهرا_ایراندوست
#محمدرضا_ایراندوست
#جواد_حیدری
@Tavaana_TavaanaTech
❤12💔8🕊1
طرح امروز شارلی ابدو کاری از فلیکس
Le dessin du jour, par #Félix
جمهوری اسلامی فاقد مشروعیت است و تنها با خونریزی برقرار مانده است.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#جنایت_علیه_بشریت #کارتون
@Tavaana_TavaanaTech
Le dessin du jour, par #Félix
جمهوری اسلامی فاقد مشروعیت است و تنها با خونریزی برقرار مانده است.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#جنایت_علیه_بشریت #کارتون
@Tavaana_TavaanaTech
👌40💔10🕊6❤1👍1
جاویدنام میثم فرهمند یعقوبیپور در لاهیجان هنگام کمک به مجروحان اعتراضات مورد هدف گلوله جنگی قرار گرفت
میثم فرهمند یعقوبیپور، از جانباختگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ اهل لاهیجان روستای حسنعلیده، در جریان اعتراضات مردمی این شهر و هنگام کمکرسانی به یک مادر و دختر مجروح، از ناحیه سینه هدف شلیک گلوله جنگی سرکوبگران قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این شهروند در روز هجدهم دیماه مجروح شد و پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد. میثم فرهمند یعقوبی پدر یک دختر هشتماهه بود و بنا به روایت نزدیکان، در آخرین لحظات زندگیاش به همسر و فرزندش گفته بود «در آینده به من افتخار خواهید کرد.»
خانواده او توانستند پیکر وی را پیش از انتقال به رشت، با ارائه ضمانت تحویل بگیرند و برای خاکسپاری به روستای حسنعلیده منتقل کنند. مراسم خاکسپاری با حضور گسترده اهالی روستا برگزار شد و آنها سنگ تمام گذاشتند و هیچ نیروی امنیتی جرأت حضور در روستا را پیدا نکرد.
#لاهیجان #میثم_فرهمند_یعقوبی_پور #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
میثم فرهمند یعقوبیپور، از جانباختگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ اهل لاهیجان روستای حسنعلیده، در جریان اعتراضات مردمی این شهر و هنگام کمکرسانی به یک مادر و دختر مجروح، از ناحیه سینه هدف شلیک گلوله جنگی سرکوبگران قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این شهروند در روز هجدهم دیماه مجروح شد و پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد. میثم فرهمند یعقوبی پدر یک دختر هشتماهه بود و بنا به روایت نزدیکان، در آخرین لحظات زندگیاش به همسر و فرزندش گفته بود «در آینده به من افتخار خواهید کرد.»
خانواده او توانستند پیکر وی را پیش از انتقال به رشت، با ارائه ضمانت تحویل بگیرند و برای خاکسپاری به روستای حسنعلیده منتقل کنند. مراسم خاکسپاری با حضور گسترده اهالی روستا برگزار شد و آنها سنگ تمام گذاشتند و هیچ نیروی امنیتی جرأت حضور در روستا را پیدا نکرد.
#لاهیجان #میثم_فرهمند_یعقوبی_پور #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊6
تداوم بازداشت محمدرسول باباصفری و زهرا هدایتی در اصفهان پس از یک ماه
با گذشت یک ماه از بازداشت محمدرسول باباصفری، دندانپزشک و شاعر محبوس در زندان دستگرد اصفهان و زهرا هدایتی، عکاس زندانی در زندان دولتآباد اصفهان، این دو شهروند همچنان در بازداشت بهسر میبرند و تاکنون هیچ اطلاع شفافی درباره اتهامات انتسابی، روند رسیدگی قضایی یا وضعیت حقوقی آنها منتشر نشده است.
تداوم بازداشت این دو نفر، نبود پاسخگویی نهادهای مسئول و برخی اخبار و همزمان وقایع روزهای خونین دی ماه ۱۴۰۴، موجب افزایش نگرانی فعالان مدنی و حقوق بشری شده است.
درباره فعالیتهای حرفهای و منش انسانی محمدرسول باباصفری مطالبی در فضای مجازی منتشر شده است. او سالها بهعنوان دندانپزشک در یکی از محلههای نیمهمحروم اصفهان فعالیت میکرد؛ منطقهای که شمار زیادی از اقشار کمبرخوردار در آن زندگی میکنند. بر روی درِ مطب او نوشته شده است که در این مرکز درمانی، ابتدا خدمات ارائه میشود و سپس هزینه دریافت میگردد و در صورت ناتوانی مالی، بیماران میتوانند پس از درمان موضوع را مطرح کنند.
به گفته نزدیکانش، باباصفری معتقد بوده است که اگر پیش از درمان از ناتوانی مالی بیمار مطلع شود، ممکن است ناخودآگاه بر کیفیت کارش اثر بگذارد؛ به همین دلیل میخواسته درمان همه بیماران، حتی کسانی که توان پرداخت ندارند، با بالاترین کیفیت انجام شود.
یکی از دوستان نزدیک او که بیش از ۲۰ سال با وی معاشرت داشته، محمدرسول باباصفری را فردی ثابتقدم، متعهد به باورهایش و عمیقاً پایبند به ارزشهایی که به آنها ایمان دارد توصیف میکند. به گفته این دوست، شنیدن درخواست او با این مضمون که «هر طور میتوانید من را از اینجا بیرون بیاورید»، نشاندهنده فشار روحی شدید و شرایط دشواری است که این زندانی با آن مواجه است.
تداوم بازداشت محمدرسول باباصفری و زهرا هدایتی، موجب نگرانی دوستان و آشنایان آنها شده است.
صدایشان باشیم.
#اصفهان #محمدرسول_باباصفری #زهرا_هدایتی
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت یک ماه از بازداشت محمدرسول باباصفری، دندانپزشک و شاعر محبوس در زندان دستگرد اصفهان و زهرا هدایتی، عکاس زندانی در زندان دولتآباد اصفهان، این دو شهروند همچنان در بازداشت بهسر میبرند و تاکنون هیچ اطلاع شفافی درباره اتهامات انتسابی، روند رسیدگی قضایی یا وضعیت حقوقی آنها منتشر نشده است.
تداوم بازداشت این دو نفر، نبود پاسخگویی نهادهای مسئول و برخی اخبار و همزمان وقایع روزهای خونین دی ماه ۱۴۰۴، موجب افزایش نگرانی فعالان مدنی و حقوق بشری شده است.
درباره فعالیتهای حرفهای و منش انسانی محمدرسول باباصفری مطالبی در فضای مجازی منتشر شده است. او سالها بهعنوان دندانپزشک در یکی از محلههای نیمهمحروم اصفهان فعالیت میکرد؛ منطقهای که شمار زیادی از اقشار کمبرخوردار در آن زندگی میکنند. بر روی درِ مطب او نوشته شده است که در این مرکز درمانی، ابتدا خدمات ارائه میشود و سپس هزینه دریافت میگردد و در صورت ناتوانی مالی، بیماران میتوانند پس از درمان موضوع را مطرح کنند.
به گفته نزدیکانش، باباصفری معتقد بوده است که اگر پیش از درمان از ناتوانی مالی بیمار مطلع شود، ممکن است ناخودآگاه بر کیفیت کارش اثر بگذارد؛ به همین دلیل میخواسته درمان همه بیماران، حتی کسانی که توان پرداخت ندارند، با بالاترین کیفیت انجام شود.
یکی از دوستان نزدیک او که بیش از ۲۰ سال با وی معاشرت داشته، محمدرسول باباصفری را فردی ثابتقدم، متعهد به باورهایش و عمیقاً پایبند به ارزشهایی که به آنها ایمان دارد توصیف میکند. به گفته این دوست، شنیدن درخواست او با این مضمون که «هر طور میتوانید من را از اینجا بیرون بیاورید»، نشاندهنده فشار روحی شدید و شرایط دشواری است که این زندانی با آن مواجه است.
تداوم بازداشت محمدرسول باباصفری و زهرا هدایتی، موجب نگرانی دوستان و آشنایان آنها شده است.
صدایشان باشیم.
#اصفهان #محمدرسول_باباصفری #زهرا_هدایتی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13
الناز شاکردوست با انتشار متنی صریح و اندوهبار اعلام کرد که در جشنواره فیلم فجر شرکت نخواهد کرد و تأکید کرد در شرایطی که جامعه در سوگ «زمستان خونین ۱۴۰۴» است، نه جشنی برایش معنا دارد و نه ادامه فعالیت سینمایی؛ موضعی که بهمعنای کنارهگیری او از بازیگری در اعتراض به خشونت و کشتار عنوان شده است.
متن خانم شاکردوست به شرح زیر است:
«این بودن سختتر از هزار بار مردن است....
افسردگیام چنان عمیق کشته که مرز بین واقعیت و کابوس را گم کردهام... روحم توان تحمل این تراژدیِ جنایتبارِ هولناکِ تاریخی را نداشته... من بازیگرم؛ یاد گرفتهام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم، اما ای بلا، بهجای چهل هزار هموطنم کشته شدهام... بهجای تکتکِ معشوقههایشان، بهجای اعضای خانوادههایشان، روحم پارهپاره کشته... دیگر حتی انسانبودن هم آرزو نیست... تبدارم؛ ناگهان زنگ تلفن... صدایی از آن سوی خط: «سیمرغ برای توست، بازیات درخشان بوده!» فریاد میزنم: من عزادار عزیزانم هستم؛ کدام جشنواره، کدام جشن؟ من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون میدهد نقشی بازی خواهم کرد،
این نقش اصلی من است!
الناز شاکردوست
زمستان خونین ۱۴۰۴»
ـ عدم همکاری و تحریم، یکی از راهکارهای مقاومت مدنی است. در سالهای گذشته، هر بار با وقوع رویدادهایی که جامعه را تکان داده، بخشی از افراد به صف مخالفان حکومت پیوسته و با کنار کشیدن از همکاری و تحریم، در کنار مردم ایستادهاند. اما در دیماه خونین، ابعاد کشتار چنان فجیع بود که هرگونه مشارکت در ساختار رژیم، در هر سطح و جایگاهی، وجدان و شرافت فردی را با پرسشی جدی و گریزناپذیر روبهرو میکند.
#الناز_شاکردوست #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
متن خانم شاکردوست به شرح زیر است:
«این بودن سختتر از هزار بار مردن است....
افسردگیام چنان عمیق کشته که مرز بین واقعیت و کابوس را گم کردهام... روحم توان تحمل این تراژدیِ جنایتبارِ هولناکِ تاریخی را نداشته... من بازیگرم؛ یاد گرفتهام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم، اما ای بلا، بهجای چهل هزار هموطنم کشته شدهام... بهجای تکتکِ معشوقههایشان، بهجای اعضای خانوادههایشان، روحم پارهپاره کشته... دیگر حتی انسانبودن هم آرزو نیست... تبدارم؛ ناگهان زنگ تلفن... صدایی از آن سوی خط: «سیمرغ برای توست، بازیات درخشان بوده!» فریاد میزنم: من عزادار عزیزانم هستم؛ کدام جشنواره، کدام جشن؟ من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون میدهد نقشی بازی خواهم کرد،
این نقش اصلی من است!
الناز شاکردوست
زمستان خونین ۱۴۰۴»
ـ عدم همکاری و تحریم، یکی از راهکارهای مقاومت مدنی است. در سالهای گذشته، هر بار با وقوع رویدادهایی که جامعه را تکان داده، بخشی از افراد به صف مخالفان حکومت پیوسته و با کنار کشیدن از همکاری و تحریم، در کنار مردم ایستادهاند. اما در دیماه خونین، ابعاد کشتار چنان فجیع بود که هرگونه مشارکت در ساختار رژیم، در هر سطح و جایگاهی، وجدان و شرافت فردی را با پرسشی جدی و گریزناپذیر روبهرو میکند.
#الناز_شاکردوست #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
👍26❤12🕊3👌1