This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت جانباختن جاویدنام عرفان یوسفی؛ جوان ۲۶ سالهای که پس از اصابت گلوله، در بیمارستان جان داد
۱۸ دیماه ۱۴۰۴، عرفان یوسفی، ۲۶ ساله، در محدوده فرمانداری شهرقدس (قلعه حسنخان) هدف اصابت گلوله قرار گرفت. او در لحظه تیرخوردن به اطرافیانش اعلام کرد که زخمی شده است. با باز بودن درِ یکی از خانههای اطراف، وی را به آنجا منتقل کردند تا خودرویی برای رساندنش به بیمارستان پیدا شود. پس از یافتن خودرو، عرفان به بیمارستان نور شهریار انتقال داده شد.
در مسیر بیمارستان، حدود ساعت ۹ شب، او با شمارهای ناشناس با خواهرش تماس گرفت و گفت: «به پهلوم تیر خورده و مردم دارن میبرنم بیمارستان نور شهریار.»
در گفتوگوی کوتاه میان آن دو، خواهرش پس از شنیدن خبر تیرخوردن به او گفت به وجودش افتخار میکند و عرفان در حالی که از درد شدید سخن میگفت، پاسخ داد: «نوکرتم آبجی، ولی انقدر درد دارم نفسم داره بند میاد.»
زمانی که پدر و خواهرش به بیمارستان رسیدند، عرفان از نخستین افرادی بود که به اتاق عمل منتقل شده بود. آنان تا نزدیک ساعت ۳ بامداد در بیخبری کامل از وضعیت او بودند تا اینکه با پیگیریهای مداوم، خواهرش پیکر عرفان را در سردخانه بیمارستان شناسایی کرد. مسئولان بیمارستان از خانواده خواستند ساعت ۸ صبح برای تحویل گرفتن پیکر مراجعه کنند، اما حدود ساعت ۵ صبح نیروهای پلیس از درِ پشتی وارد شده و پیکر را از سردخانه به کهریزک منتقل کردند؛ اقدامی که به دور از دید مردم انجام شد.
بر اساس اطلاعات موجود، گلوله از پشت به پهلوی عرفان اصابت کرده و از جلو خارج شده بود؛ آسیبی که منجر به سوراخ شدن کامل ریه شده بود. گفته میشود او تا پیش از ورود به اتاق عمل زنده بوده، اما از درد شدید و بیحسی پاها شکایت داشته است.
کد پیکر در کهریزک ۱۱۹۴۳ اعلام شد. پیکر عرفان در ۲۰ دیماه به شهرقدس منتقل و خانواده سرانجام در ۲۲ دیماه موفق به برگزاری مراسم خاکسپاری شدند.
به گفته نزدیکان، خانواده او رؤیای دیدن مراسم ازدواج عرفان را در سر داشتند؛ رؤیایی که هرگز محقق نشد.
#عرفان_یوسفی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
۱۸ دیماه ۱۴۰۴، عرفان یوسفی، ۲۶ ساله، در محدوده فرمانداری شهرقدس (قلعه حسنخان) هدف اصابت گلوله قرار گرفت. او در لحظه تیرخوردن به اطرافیانش اعلام کرد که زخمی شده است. با باز بودن درِ یکی از خانههای اطراف، وی را به آنجا منتقل کردند تا خودرویی برای رساندنش به بیمارستان پیدا شود. پس از یافتن خودرو، عرفان به بیمارستان نور شهریار انتقال داده شد.
در مسیر بیمارستان، حدود ساعت ۹ شب، او با شمارهای ناشناس با خواهرش تماس گرفت و گفت: «به پهلوم تیر خورده و مردم دارن میبرنم بیمارستان نور شهریار.»
در گفتوگوی کوتاه میان آن دو، خواهرش پس از شنیدن خبر تیرخوردن به او گفت به وجودش افتخار میکند و عرفان در حالی که از درد شدید سخن میگفت، پاسخ داد: «نوکرتم آبجی، ولی انقدر درد دارم نفسم داره بند میاد.»
زمانی که پدر و خواهرش به بیمارستان رسیدند، عرفان از نخستین افرادی بود که به اتاق عمل منتقل شده بود. آنان تا نزدیک ساعت ۳ بامداد در بیخبری کامل از وضعیت او بودند تا اینکه با پیگیریهای مداوم، خواهرش پیکر عرفان را در سردخانه بیمارستان شناسایی کرد. مسئولان بیمارستان از خانواده خواستند ساعت ۸ صبح برای تحویل گرفتن پیکر مراجعه کنند، اما حدود ساعت ۵ صبح نیروهای پلیس از درِ پشتی وارد شده و پیکر را از سردخانه به کهریزک منتقل کردند؛ اقدامی که به دور از دید مردم انجام شد.
بر اساس اطلاعات موجود، گلوله از پشت به پهلوی عرفان اصابت کرده و از جلو خارج شده بود؛ آسیبی که منجر به سوراخ شدن کامل ریه شده بود. گفته میشود او تا پیش از ورود به اتاق عمل زنده بوده، اما از درد شدید و بیحسی پاها شکایت داشته است.
کد پیکر در کهریزک ۱۱۹۴۳ اعلام شد. پیکر عرفان در ۲۰ دیماه به شهرقدس منتقل و خانواده سرانجام در ۲۲ دیماه موفق به برگزاری مراسم خاکسپاری شدند.
به گفته نزدیکان، خانواده او رؤیای دیدن مراسم ازدواج عرفان را در سر داشتند؛ رؤیایی که هرگز محقق نشد.
#عرفان_یوسفی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام سعید خورده فراهانی محل جانباختن او را گلباران میکند
سعید خورچه فراهانی بر اثر شلیک تکتیرانداز در افسریه تهران کشته شد.
سعید خورچه فراهانی، متولد ۲ دیماه ۱۳۷۲، روز ۱۸ دیماه در منطقه افسریه تهران در پی اصابت گلوله جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، تیراندازی از سوی فردی مستقر بر بام یک ساختمان و با استفاده از سلاح جنگی انجام شده و گلوله از ناحیه پشت سر به او برخورد کرده است؛ آسیبی که منجر به مرگ فوری وی در محل شد.
نزدیکان سعید خورچه فراهانی میگویند او پیشتر وصیت کرده بود که در صورت جانباختن، در اطلاعیهها و بنرهای مراسمش عنوان «شهید در راه ایران» درج شود. با این حال، به گفته خانواده، اجازه ندادند این وصیت عملی شود.
#سعید_خورچه_فراهانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
سعید خورچه فراهانی بر اثر شلیک تکتیرانداز در افسریه تهران کشته شد.
سعید خورچه فراهانی، متولد ۲ دیماه ۱۳۷۲، روز ۱۸ دیماه در منطقه افسریه تهران در پی اصابت گلوله جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، تیراندازی از سوی فردی مستقر بر بام یک ساختمان و با استفاده از سلاح جنگی انجام شده و گلوله از ناحیه پشت سر به او برخورد کرده است؛ آسیبی که منجر به مرگ فوری وی در محل شد.
نزدیکان سعید خورچه فراهانی میگویند او پیشتر وصیت کرده بود که در صورت جانباختن، در اطلاعیهها و بنرهای مراسمش عنوان «شهید در راه ایران» درج شود. با این حال، به گفته خانواده، اجازه ندادند این وصیت عملی شود.
#سعید_خورچه_فراهانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔32❤2
فراخوان اعتصاب شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برای نیمکتهای خالی
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در فراخوانی «برای نیمکتهای خالی، برای رویاهای ناتمام» اعلام عزای عمومی و تعطیلی مدارس (اعتصاب) در روز چهارشنبه ۲۹ بهمن داد.
در این فراخوان آمده است:
بیش از دویست و سی کودک و نوجوان؛
بیش از دویست و سی رویای ناتمام؛
بیش از دویست و سی نیمکت خالی.
هر نیمکت خالی، زخمی عمیق است بر وجدان جامعه. جای دستی که باید بالا میرفت برای پاسخ دادن، جای خندهای که باید زنگ تفریح را پر میکرد، و جای دفتری که باید پر از تمرین و آرزو میشد، اکنون سرد و خالی است.
در کنار این نیمکتها، جای خالی معلمانی است که تنها جرمشان «فریاد زدنِ دردِ دانشآموز» بود.
کلاسهایی که اکنون نه دانشآموز دارد و نه معلم؛ تنها سکوتی مرگبار که فریاد میزند: «عدالت کجاست؟»
اینها عدد نبودند.
نام داشتند، خانواده داشتند، آینده داشتند…
وقتی کودکی کشته میشود، جامعه فقط سوگوار نمیشود؛ آیندهاش تیرباران میشود.
ما سالهاست شاهد تعطیلی مدارس به بهانههای گوناگون هستیم:
برای آلودگی هوا، برای کمبود گاز، برای بحرانهای مختلف.
۱. از تمامی همکاران فرهنگی دعوت میشود روز چهارشنبه ۲۹ بهمنماه، به نشانه سوگ و اعتراض، با اعتصاب، از حضور در کلاسهای درس (مدرسه و اداره) خودداری کنند.
۲. از والدین محترم و آگاه دانشآموزان درخواست داریم تا برای حفظ امنیت فرزندانشان و به نشانه همبستگی با خانوادههای داغدار، در این روز از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری نمایند.
۳. همچنین از عموم فرهنگیان و مردم شریف دعوت میشود تا در صورت امکان، در مراسم چهلم این عزیزان و کودکان جانباخته شرکت کرده و مرهمی بر داغ خانوادهها باشند.
نیمکتهای خالی را عادی نمیکنیم.
فراموشی را نمیپذیریم.
مدرسه را به میدان مطالبهگری برای حق زندگی تبدیل میکنیم.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
۲۷بهمن ماه ۱۴۰۴
#نیمکتهای_خالی
#کلاسهای_بی_معلم #اعتصاب_سراسری #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در فراخوانی «برای نیمکتهای خالی، برای رویاهای ناتمام» اعلام عزای عمومی و تعطیلی مدارس (اعتصاب) در روز چهارشنبه ۲۹ بهمن داد.
در این فراخوان آمده است:
بیش از دویست و سی کودک و نوجوان؛
بیش از دویست و سی رویای ناتمام؛
بیش از دویست و سی نیمکت خالی.
هر نیمکت خالی، زخمی عمیق است بر وجدان جامعه. جای دستی که باید بالا میرفت برای پاسخ دادن، جای خندهای که باید زنگ تفریح را پر میکرد، و جای دفتری که باید پر از تمرین و آرزو میشد، اکنون سرد و خالی است.
در کنار این نیمکتها، جای خالی معلمانی است که تنها جرمشان «فریاد زدنِ دردِ دانشآموز» بود.
کلاسهایی که اکنون نه دانشآموز دارد و نه معلم؛ تنها سکوتی مرگبار که فریاد میزند: «عدالت کجاست؟»
اینها عدد نبودند.
نام داشتند، خانواده داشتند، آینده داشتند…
وقتی کودکی کشته میشود، جامعه فقط سوگوار نمیشود؛ آیندهاش تیرباران میشود.
ما سالهاست شاهد تعطیلی مدارس به بهانههای گوناگون هستیم:
برای آلودگی هوا، برای کمبود گاز، برای بحرانهای مختلف.
۱. از تمامی همکاران فرهنگی دعوت میشود روز چهارشنبه ۲۹ بهمنماه، به نشانه سوگ و اعتراض، با اعتصاب، از حضور در کلاسهای درس (مدرسه و اداره) خودداری کنند.
۲. از والدین محترم و آگاه دانشآموزان درخواست داریم تا برای حفظ امنیت فرزندانشان و به نشانه همبستگی با خانوادههای داغدار، در این روز از فرستادن فرزندان خود به مدرسه خودداری نمایند.
۳. همچنین از عموم فرهنگیان و مردم شریف دعوت میشود تا در صورت امکان، در مراسم چهلم این عزیزان و کودکان جانباخته شرکت کرده و مرهمی بر داغ خانوادهها باشند.
نیمکتهای خالی را عادی نمیکنیم.
فراموشی را نمیپذیریم.
مدرسه را به میدان مطالبهگری برای حق زندگی تبدیل میکنیم.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
۲۷بهمن ماه ۱۴۰۴
#نیمکتهای_خالی
#کلاسهای_بی_معلم #اعتصاب_سراسری #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
🕊22👍6❤3💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت جانباختن جاویدنام محمد فهیم، مهندس ۳۷ ساله، در کیانشهر تهران
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمد فهیم، مهندس ۳۷ ساله، فرزند ارشد خانواده و از کسبه شناختهشده بازار تهران، در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در محله سیامکِ شهرک کیانشهر تهران توسط جمهوری اسلامی به قتل رسید. او که نانآور و تکیهگاه خانوادهاش بود، در میان آشنایان به پشتکار و مهربانی شناخته میشد.
گزارش دریافتی حاکی است که محمد پس از زخمیشدن، در حالی که نفسنفس میزد، به همراه یکی از دوستانش به بنبستی در همان محدوده پناه برد. به گفته شاهدان عینی، او حدود ۲۰ دقیقه زیر پنجره خانهها برای زندهماندن تلاش میکرد؛ در شرایطی که دسترسی به اورژانس ممکن نبود و خطوط تلفن نیز قطع شده بود. وی سرانجام در حالی جان باخت که نگاهش به پنجرههایی دوخته شده بود که امیدی برای نجات از آنها نمیرسید.
بنا بر این گزارش، روند تحویل پیکر این جوان نیز با دشواریهایی همراه بوده و خانوادهاش ناچار به پرداخت ۷۰۰ میلیون تومان شدند. محمد فهیم با محدودیت تعداد افراد شرکتکننده در مراسم، به خاک سپرده شد؛ با این حال، روایت واپسین لحظات زندگی او همچنان در ذهن شاهدان آن بنبست باقی مانده است.
#محمد_فهیم #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات دریافتی، محمد فهیم، مهندس ۳۷ ساله، فرزند ارشد خانواده و از کسبه شناختهشده بازار تهران، در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در محله سیامکِ شهرک کیانشهر تهران توسط جمهوری اسلامی به قتل رسید. او که نانآور و تکیهگاه خانوادهاش بود، در میان آشنایان به پشتکار و مهربانی شناخته میشد.
گزارش دریافتی حاکی است که محمد پس از زخمیشدن، در حالی که نفسنفس میزد، به همراه یکی از دوستانش به بنبستی در همان محدوده پناه برد. به گفته شاهدان عینی، او حدود ۲۰ دقیقه زیر پنجره خانهها برای زندهماندن تلاش میکرد؛ در شرایطی که دسترسی به اورژانس ممکن نبود و خطوط تلفن نیز قطع شده بود. وی سرانجام در حالی جان باخت که نگاهش به پنجرههایی دوخته شده بود که امیدی برای نجات از آنها نمیرسید.
بنا بر این گزارش، روند تحویل پیکر این جوان نیز با دشواریهایی همراه بوده و خانوادهاش ناچار به پرداخت ۷۰۰ میلیون تومان شدند. محمد فهیم با محدودیت تعداد افراد شرکتکننده در مراسم، به خاک سپرده شد؛ با این حال، روایت واپسین لحظات زندگی او همچنان در ذهن شاهدان آن بنبست باقی مانده است.
#محمد_فهیم #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔4