آموزشکده توانا
51K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
خدیجه علیپور پنجشنبه ۱۸ دی در فردیس با گلوله ماموران کشته شد. وصیت‌نامه او پس از مرگ در جیبش پیدا شد. مرور این وصیت‌نامه که به خون خدیجه آغشته شده، نشان می‌دهد او این راه را آگاهانه انتخاب کرده بود. او در انتهای نامه نوشته: می‌مانیم، می‌جنگیم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم

«من یک ایرانیِ کارگرزاده‌ام.
اگر امروز در خیابان هستن، دلیلش تو مسئولی که به درد من می‌خندی هستی.
امروز ما ایرانیان جان بر کف در خیابان هستیم تا حق‌مان را بگیریم.
ما نه تروریستیم، نه اغتشاشگر و نه بازیچه‌ی دست بیگانه…
ما با افتخار یک کارگرزاده‌ی با شرف معترض هستیم.
آمده‌ایم تا حق کشورمان را از آقازاده‌ها بگیریم.
در خیابان‌ها می‌مانیم.
یکصدا فریاد می‌زنیم: ما ایرانی هستیم.
ما ریشه در خاک داریم.
می‌مانیم، می‌جنگیم، می‌میریم،
ایران رو پس می‌گیریم.
مرگ بر دیکتاتور!

فرزند خاک ایران»

#خدیجه_علیپور #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊62
جاویدنام «عارف براتى» با شليک گلوله جنگی نيروهاى جمهورى اسلامى، در شهر «جنارشاهيجان» فارس كشته شد

عارف براتى, متولد ۱۳۶۶، فوق لیسانس مدیریت دولتی و مدير هایپر ماركت در شهرستان كوهچنار بود، به گفته یک منبع آگاه او طى تمام سال‌هاى گذشته از مخالفان فعال حكومت بود. او در جريان اعتراضات ١۴۰۱ و جنبش «زن، زندگی، آزادى» هم فعال بود وحتى بازداشت شد. در اعتراضات ١۴۰۴ هم شركت مى‌كرد و تمام فراخوان ‌هایی که شاهزاده رضا پهلوی برای اعتراضات منتشر کرده بود را در صفحات اجتماعی‌اش بازنشر كرده بود.

عارف براتى از نخستين كشته شده‌هاى شهر چنارشاهیجان بود. یک شاهد عينى گفته است كه تک تیرانداز حكومت از بالاى يك ساختمان، ساعت ٢٠ با هدف قرار دادن سر عارف براتى او را در بلوار «خمينى»، به قتل رساند.

او در آخرین استوری خود نوشته بود:
«الان دیگه وقت استوری گذاشتن نیست. اونایی که باید می‌دیدن، دیدن و اونایی که باید می‌شنیدن، شنیدن.
تاریخ ما رو قضاوت خواهد کرد.
نه نون به نرخ روز خوردم، نه شرفمو به پول و منافع شخصی فروختم، الانم اگه اعتراضی دارم بخاطر مردم ایران هست.»

نيروهاى حكومتى يك هفته خانواده عارف براتى را براى تحويل دادن پيكرش، براى چاپ نکردن پوستر و محدوديت در حضور عزاداران زير فشار گذاشتند...

ييكر عارف براتى ۲۵دی ١۴۰۴ در آرامستان شهر چنارشاهيجان به خاک سپرده شد.

#عارف_براتی #چنارشاهجیان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊1
وقتی کشته‌شدگان به عدد فروکاسته می‌شوند، نوبت هنر است
قدرت واژه‌ در برابر خشونت گلوله‌!

پیام همراهان

پس از انتشار خبرها از کشتارهای خونین دی‌ماه و سخن گفتن از ده‌ها هزار کشته، بار دیگر با پدیده‌ای دردناک روبه‌رو شدیم: تبدیل جان‌های انسانی به رقم و آمار!

وقتی تعداد کشته‌ها زیاد می‌شود، رسانه‌ها ناچارند آن‌ها را در قالب آمار بیان کنند. آمار برای ثبت واقعیت ضروری است؛ برای مستندسازی، برای پیگیری، برای نشان دادن وسعت فاجعه. اما همین آمار یک خطر پنهان نیز دارد: انسان‌ها را به عدد تقلیل می‌دهد.
عدد، احساس ایجاد نمی‌کند.
عدد، تصویر نمی‌سازد.
عدد، زندگیِ زیسته را بازتاب نمی‌دهد.
پشت هر عدد، انسانی بوده است با نامی مشخص، خانواده‌ای چشم‌انتظار، دوستی‌هایی شکل‌گرفته، ترس‌ها و امیدهایی واقعی. وقتی انسان‌ها به رقم تبدیل می‌شوند، رنج به امر انتزاعی بدل می‌شود و امر انتزاعی آسان‌تر فراموش می‌شود.
یکی از راه‌های مقابله با این فروکاستن، بهره‌گیری از هنر است. هنر می‌تواند آنچه را که عدد پنهان می‌کند آشکار کند: چهره، صدا، خاطره، رویا و فقدان.
شعر می‌تواند نام‌ها را زنده نگه دارد.
داستان می‌تواند لحظه‌های انسانی را بازسازی کند.
عکس، نقاشی و موسیقی می‌توانند درد را از سطح آمار به سطح تجربه بیاورند.
در شرایطی که روایت‌های رسمی می‌کوشند معنا و چارچوب خاصی بر رویدادها تحمیل کنند، حفظ روایت انسانی خود نوعی کنشگری مدنی است؛ کنشی از مسیر حافظه، نه خشونت. اصرار بر یادآوری، اصرار بر نام‌ها، اصرار بر اینکه زندگی‌ها به «عدد» تقلیل نیابند.
واژه‌ها شاید در برابر گلوله ناتوان به نظر برسند، اما تاریخ بارها نشان داده آنچه ماندگار می‌شود، روایت است نه سرکوب.
اگر نگذاریم کشته‌شدگان به عدد فروکاسته شوند، در حقیقت از کرامت انسانی دفاع کرده‌ایم و این همان جایی است که نوبت هنر آغاز می‌شود.
و در این میان، مسئولیت شهروندی ما آغاز می‌شود.
روایت‌گری، در روزگاری که فراموشی سازمان‌یافته می‌تواند حقیقت را بپوشاند، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های شهروندی است.
ثبت کردن، گفتن، نوشتن، به یاد آوردن و ...
همه شیوه‌هایی هستند برای پاسداری از حافظه‌ی جمعی.
شاید ما نتوانیم همه چیز را تغییر دهیم،
اما می‌توانیم نگذاریم انسان‌ها به عدد تبدیل شوند.

#دادخواهی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #جاویدنامان

@Tavaana_TavaanaTech
💔15👍32🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مخاطبان توانا، بخشی از یکی از اشعار زنده‌یاد نادر نادرپور را دکلمه کرد و این ویدیو را برای ما فرستاد

ای دوزخی سرشت! اگر ظلم آسمان
میراث سرزمین مرا بر تو عرضه داشت،
در زیر آفتاب دل افروز آن دیار
دست تو، غیر دانه‌ی نامردمی نکاشت
وقت است تا ز کِشته، ترا باخبر کنم.
*
زان پیشتر که پیک هلاک تو در رسد،
ای ناستوده مرد!
زان پیشتر که خون پلیدت فرو چکد
بر سنگفرشِ سرد،
بگذار تا سرود فنای تو سر کنم :
*
در چشم من، تو باد سیاهی که ناگهان
چندین هزار برگ جوان را ربوده‌ای،
یا روح ظلمتی که پس از مرگ آفتاب
چندین هزار دیده‌ی پر اشتیاق را
بر بامداد بسته و بر شب گشوده‌ای
*
بگذار تا که ناله‌ی زندانیان تو
چندان رسا شود که نگنجد به سینه‌ها،
سیلاب اشک و خونِ کسان را روانه کن
تا بردَمد ز خاک، گل سرخ کینه‌ها
*
بگذار تا سپیده‌دم روز انتقام،
وقتی که سر بر آوری ز خواب صبحگاه
پیر و جوان و خرد و کلان نعره برکشند
که ای دیو دل سیاه!
مرگت خجسته باد بر انبوه مرد و زن،
نامت زدوده باد ز طومار سال و ماه ….

نادر نادرپور

#نه_به_جمهوری_اسلامی #خامنه_ای_ضحاک #دادخواهی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
👍9🕊1