قتل یک کولبر جوان کرد بدست نیروهای انتظامی
goo.gl/dkoGoq
روز گذشته در منطقه سردشت یک #کولبر کُرد از سوی نیروهای انتظامی مورد هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفت و در جا کشته شد.
شبکه حقوق بشر کردستان گزارش داده است که :« دیروز چهارشنبه ۲۴ خردادماه نیروهای مرزبانی در منطقه “بیتوش” از توابع سردشت تعدادی از کولبران مرزی را مورد هدف تیراندازی قرار داده، که بر اثر آن یک کولبر به نام “سیروان عزیزی”، اهل “دولتانچک” سردشت در جا کشته شد.»
این شبکه در ادامه درباره نوع بار و شیوه تیراندازی مامورین گفته است: «این کولبر حامل چندین کارتن سیگار بوده و از فاصله نزدیک مورد تیراندازی مامورین قرار گرفته بود. نیروهای مرزبانی بعد از قتل این کولبر از محل گریخته و جنازه را بە حال خود رها کردە، و جنازە این کولبر بعدٲ توسط #کولبران و اهالی منطقه از کوهستان به پزشکی قانونی #سردشت منتقل شد.»
هرچه می خواهید درباره کولبری بدانید:
http://bit.ly/1TUQA7P
طرح از ناصر فتحی
برگرفته از تصویر پیکر سیروان عزیزی
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/dkoGoq
روز گذشته در منطقه سردشت یک #کولبر کُرد از سوی نیروهای انتظامی مورد هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفت و در جا کشته شد.
شبکه حقوق بشر کردستان گزارش داده است که :« دیروز چهارشنبه ۲۴ خردادماه نیروهای مرزبانی در منطقه “بیتوش” از توابع سردشت تعدادی از کولبران مرزی را مورد هدف تیراندازی قرار داده، که بر اثر آن یک کولبر به نام “سیروان عزیزی”، اهل “دولتانچک” سردشت در جا کشته شد.»
این شبکه در ادامه درباره نوع بار و شیوه تیراندازی مامورین گفته است: «این کولبر حامل چندین کارتن سیگار بوده و از فاصله نزدیک مورد تیراندازی مامورین قرار گرفته بود. نیروهای مرزبانی بعد از قتل این کولبر از محل گریخته و جنازه را بە حال خود رها کردە، و جنازە این کولبر بعدٲ توسط #کولبران و اهالی منطقه از کوهستان به پزشکی قانونی #سردشت منتقل شد.»
هرچه می خواهید درباره کولبری بدانید:
http://bit.ly/1TUQA7P
طرح از ناصر فتحی
برگرفته از تصویر پیکر سیروان عزیزی
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - قتل یک کولبر جوان کرد بدست نیروهای انتظامی . روز گذشته در منطقه سردشت یک #کولبر کُرد از سوی نیروهای انتظامی مورد هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفت و در جا کشته شد. شبکه حقوق بشر کردستان گزارش داده است که :« دیروز چهارشنبه ۲۴ خردادماه نیروهای مرزبانی در منطقه…
- تظاهرات سکوت
goo.gl/daX7LW
«روز دوشنبه ۲۵ خرداد قرار بود كه از انقلاب به آزادي راهپيمايي اعتراضي باشد. ساعت ۴ بعد از ظهر. از نيم ساعت قبل ميدان انقلاب بودم. نيروهاي ضد شورش قبل از من آمده بودند. من هم مثل خيليهاي ديگر خودم را با ويترين كتابفروشيها سرگرم نشان ميدادم اما بيشتر به پليش ضد شورش و مردم ديگر نگاه ميكردم تا كتابها. حس ميكردم اتفاقي دارد ميافتد كه بعدها كتابهاي زيادي دربارهاش مينويسند و نگاه كردن صفحات اين كتاب زنده بسيار ارزشمندتر از جلد كتابهايي است كه بعدها هم ميتوان نگاهي به آنها انداخت. نيم ساعتي كه تا چهار مانده بود خيلي كند گذشت. خيابان و ميدان در دست نيروهاي ضد شورش بود. همه چيز نوميدكننده به نظر ميرسيد. شايد هيچ چيزي شكل نميگرفت. هر چه ميگذشت، اين نوميدي بيشتر بر من مستولي ميشد. اگر همين اطراف پرسه ميزديم و بعد به خانه ميرفتيم و چيزي شكل نميگرفت، چه ميشد. مدام اين سوالها و نگرانيها در ذهنم ميگذشت
دو سه دقيقه به چهار مانده بود. در اين نيم ساعت چند بار به من تذكر داده بودند كه اينجا نايست. حركت كن و من خودم را در يك مغازه چپانده بودم و يك دقيقه بعد بيرون زده بودم. داشتم نا اميد ميشدم و پيش خودم ميگفتم اگر تا نيم ساعت ديگر اتفاقي نيفتد، بايد بروم خانه. در همين فكر بودم كه دو دختر جوان - خيلي سن داشتند بيست و يكي دو سال - با كاور پلاستيكي سبز رنگي كه به تن داشتند و پشت و رويش عكس ميرحسين موسوي را چسبانده بودند، در خيابان از دو سه قدمي پليس ضد شورش عبور كردند. نيروهاي ضد شورش در كنار هم با فاصله يك متري ايستاده بودند. يك نفر رويش به خيابان بود و بغلدستياش رو به پيادهرو. اگر دست دراز ميكردند، هر دو دختر جوان را ميتوانستند بگيرند.
دوباره نگراني سراغم آمد كه چه بلايي سر اين دختران ميآيد. اما اين نگراني خيلي زود برطرف شد. شايد به ثانيه هم نرسيد كه جمعي چند صد نفره دور اين دو دختر جمع شدند. وقتي سرم را چرخاندم تا ببينم كه چند نفر ميشويم ديگر نميتوانستم، انتهاي جمعيت را ببينم. از هر سمت نگاه ميكردم، آدم بود و جمعيت انتها نداشت. از خودم ميپرسيدم اين همه آدم كجا بودند كه تا همين يكي دو دقيقه پيش ديده نميشدند. مگر در پيادهروها و مغازهها چند نفر جا ميشوند. بارها اين لحظه را با خودم مرور كردهام و براي بسياري از دوستانم تعريف كردهام. لحظهاي كه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ شكل گرفت. دو دختر جواني كه اين اتفاق را رقم زدند و شجاعت بينظيري كه داشتند. اگر نيروهاي امنيتي دست دراز كرده بودند و آن دو دختر را گرفته بودند، شايد ۲۵ خردادي ديگرگونه داشتيم. آن روز يكي از زيباترين روزهاي زندگي من شد. اگر شكل گرفتن جمعيت را نميديدم باز هم روزي به يادماندني بود اما لحظه شگفتانگيز زايش ۲۵ خرداد آن قدر بر من تاثير گذاشته است كه وقتي به واژههاي اعتراض، سبز، دموكراسي، انقلاب، آزادي و ... فكر ميكنم، تنها تصويري كه در ذهنم شكل ميگيرد، دو دختر جواني است كه كاور پلاستيكي سبزي به تن داشتند و از جلوي نيروهاي امنيتي عبور كردند و چند ثانيه بعد موجي از جمعيت كه نميتوانستي محدودهاش را ببيني
درست راس ساعت ۴ بعد از ظهر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، لحظه زايش مردمي است كه ديگرگونه زيستن را ميخواهند
تولدمان مبارك»
این مطلب برگرفته از صفحه فیس بوک آقای «مسعود سلطانی» است:
http://bit.ly/2rD3D0y
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/daX7LW
«روز دوشنبه ۲۵ خرداد قرار بود كه از انقلاب به آزادي راهپيمايي اعتراضي باشد. ساعت ۴ بعد از ظهر. از نيم ساعت قبل ميدان انقلاب بودم. نيروهاي ضد شورش قبل از من آمده بودند. من هم مثل خيليهاي ديگر خودم را با ويترين كتابفروشيها سرگرم نشان ميدادم اما بيشتر به پليش ضد شورش و مردم ديگر نگاه ميكردم تا كتابها. حس ميكردم اتفاقي دارد ميافتد كه بعدها كتابهاي زيادي دربارهاش مينويسند و نگاه كردن صفحات اين كتاب زنده بسيار ارزشمندتر از جلد كتابهايي است كه بعدها هم ميتوان نگاهي به آنها انداخت. نيم ساعتي كه تا چهار مانده بود خيلي كند گذشت. خيابان و ميدان در دست نيروهاي ضد شورش بود. همه چيز نوميدكننده به نظر ميرسيد. شايد هيچ چيزي شكل نميگرفت. هر چه ميگذشت، اين نوميدي بيشتر بر من مستولي ميشد. اگر همين اطراف پرسه ميزديم و بعد به خانه ميرفتيم و چيزي شكل نميگرفت، چه ميشد. مدام اين سوالها و نگرانيها در ذهنم ميگذشت
دو سه دقيقه به چهار مانده بود. در اين نيم ساعت چند بار به من تذكر داده بودند كه اينجا نايست. حركت كن و من خودم را در يك مغازه چپانده بودم و يك دقيقه بعد بيرون زده بودم. داشتم نا اميد ميشدم و پيش خودم ميگفتم اگر تا نيم ساعت ديگر اتفاقي نيفتد، بايد بروم خانه. در همين فكر بودم كه دو دختر جوان - خيلي سن داشتند بيست و يكي دو سال - با كاور پلاستيكي سبز رنگي كه به تن داشتند و پشت و رويش عكس ميرحسين موسوي را چسبانده بودند، در خيابان از دو سه قدمي پليس ضد شورش عبور كردند. نيروهاي ضد شورش در كنار هم با فاصله يك متري ايستاده بودند. يك نفر رويش به خيابان بود و بغلدستياش رو به پيادهرو. اگر دست دراز ميكردند، هر دو دختر جوان را ميتوانستند بگيرند.
دوباره نگراني سراغم آمد كه چه بلايي سر اين دختران ميآيد. اما اين نگراني خيلي زود برطرف شد. شايد به ثانيه هم نرسيد كه جمعي چند صد نفره دور اين دو دختر جمع شدند. وقتي سرم را چرخاندم تا ببينم كه چند نفر ميشويم ديگر نميتوانستم، انتهاي جمعيت را ببينم. از هر سمت نگاه ميكردم، آدم بود و جمعيت انتها نداشت. از خودم ميپرسيدم اين همه آدم كجا بودند كه تا همين يكي دو دقيقه پيش ديده نميشدند. مگر در پيادهروها و مغازهها چند نفر جا ميشوند. بارها اين لحظه را با خودم مرور كردهام و براي بسياري از دوستانم تعريف كردهام. لحظهاي كه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ شكل گرفت. دو دختر جواني كه اين اتفاق را رقم زدند و شجاعت بينظيري كه داشتند. اگر نيروهاي امنيتي دست دراز كرده بودند و آن دو دختر را گرفته بودند، شايد ۲۵ خردادي ديگرگونه داشتيم. آن روز يكي از زيباترين روزهاي زندگي من شد. اگر شكل گرفتن جمعيت را نميديدم باز هم روزي به يادماندني بود اما لحظه شگفتانگيز زايش ۲۵ خرداد آن قدر بر من تاثير گذاشته است كه وقتي به واژههاي اعتراض، سبز، دموكراسي، انقلاب، آزادي و ... فكر ميكنم، تنها تصويري كه در ذهنم شكل ميگيرد، دو دختر جواني است كه كاور پلاستيكي سبزي به تن داشتند و از جلوي نيروهاي امنيتي عبور كردند و چند ثانيه بعد موجي از جمعيت كه نميتوانستي محدودهاش را ببيني
درست راس ساعت ۴ بعد از ظهر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، لحظه زايش مردمي است كه ديگرگونه زيستن را ميخواهند
تولدمان مبارك»
این مطلب برگرفته از صفحه فیس بوک آقای «مسعود سلطانی» است:
http://bit.ly/2rD3D0y
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. تظاهرات سکوت . «روز دوشنبه #۲۵خرداد قرار بود كه از انقلاب به آزادي راهپيمايي اعتراضي باشد. ساعت ۴ بعد از ظهر. از نيم ساعت قبل ميدان انقلاب بودم. نيروهاي ضد شورش قبل از من آمده بودند. من هم مثل خيليهاي ديگر خودم را با ويترين كتابفروشيها سرگرم نشان ميدادم…
علم الهدی - امام جمعه مشهد - از شادمانی جوانان پس از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی سخت انتقاد کرد و آن را «بی پروایی» و «لاابالی گری» دانست. او صعود تیم ملی فوتبال را «پیروزی اسلام» دانست.
goo.gl/PQLHGM
به نظر شما چرا بخش قابل توجهی از روحانیت حکومتی با مقوله شادی جوانان مشکل دارند؟
بیشتر بخوانید:
«شادی ما و شادی آن ها»
http://bit.ly/1oHIDnb
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/PQLHGM
به نظر شما چرا بخش قابل توجهی از روحانیت حکومتی با مقوله شادی جوانان مشکل دارند؟
بیشتر بخوانید:
«شادی ما و شادی آن ها»
http://bit.ly/1oHIDnb
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. علم الهدی - امام جمعه مشهد - از شادمانی جوانان پس از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی سخت انتقاد کرد و آن را «بی پروایی» و «لاابالی گری» دانست. او صعود تیم ملی فوتبال را «پیروزی اسلام» دانست. به نظر شما چرا بخش قابل توجهی از روحانیت حکومتی با مقوله شادی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کودک اهل حلبچه، برای تولدش از پدر و مادرش خواست به جای هدیه پولش را بدهند، بعد با آن شش عدد کبک خرید و در طبیعت رها کرد.
به امید ترمیم طبیعت آسیب دیده از جنگ ...
@Tavaana_TavaanaTech
به امید ترمیم طبیعت آسیب دیده از جنگ ...
@Tavaana_TavaanaTech
- آتش به اختیارها
goo.gl/EZXweV
بخشی از هواداران آیت الله خامنه ای از ریاست قوه قضاییه درخواست کرده اند مانع از ورود زنان به استادیوم ها شوند وگرنه به امر آتش به اختیاری آیت الله خامنه ای خود شخصا عمل خواهند کرد.
مبارزه مدنی یک زن برای ورود زنان ایرانی به استادیوم ها
http://bit.ly/1LegStt
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/EZXweV
بخشی از هواداران آیت الله خامنه ای از ریاست قوه قضاییه درخواست کرده اند مانع از ورود زنان به استادیوم ها شوند وگرنه به امر آتش به اختیاری آیت الله خامنه ای خود شخصا عمل خواهند کرد.
مبارزه مدنی یک زن برای ورود زنان ایرانی به استادیوم ها
http://bit.ly/1LegStt
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - آتش به اختیارها بخشی از هواداران آیت الله خامنهای از ریاست قوهقضاییه درخواست کرده اند مانع از ورود زنان به استادیوم ها شوند وگرنه به امر آتش به اختیاری آیت الله خامنهای خود شخصا عمل خواهند کرد. مطلب مرتبط: مبارزه مدنی یک زن برای ورود زنان ایرانی به…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لیلا کسایی؛ دختر زنده یاد حسن کسایی استاد فقید نی و ردیفدان و موسیقیدان بزرگ ایرانی، این ویدئو را به یاد پدر و برادرش منتشر کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهار پاييزى
در زمستان ذوق و اندیشه
سبزبودن چه جرم سنگینی است
ساقه هایی که سبزتر بودند
سرخ گشته به خاک غلطیدند
باقی ساقه ها از این ماتم
برگ های سیاه پوشیدند
محمدرضا عالی پیام
@Tavaana_TavaanaTech
در زمستان ذوق و اندیشه
سبزبودن چه جرم سنگینی است
ساقه هایی که سبزتر بودند
سرخ گشته به خاک غلطیدند
باقی ساقه ها از این ماتم
برگ های سیاه پوشیدند
محمدرضا عالی پیام
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
قتل یک کولبر جوان کرد بدست نیروهای انتظامی goo.gl/dkoGoq روز گذشته در منطقه سردشت یک #کولبر کُرد از سوی نیروهای انتظامی مورد هدف تیراندازی مستقیم قرار گرفت و در جا کشته شد. شبکه حقوق بشر کردستان گزارش داده است که :« دیروز چهارشنبه ۲۴ خردادماه نیروهای مرزبانی…
🔞🔞🚫توجه ویدئو بسیار دلخراش است.
goo.gl/Z9zDqs
کولبرها را نکشید؛ آن ها عزیزان ما هستند
«اواسط اردیبهشت ماه با گروهی از عکاسان استان کرمانشاه سفری به هورامان تخت داشتم. آنها عکاس بودند و در طول مسیر هر منظره خاص و بکری که توجهشان را جلب میکرد؛ میایستادند و عکسهایشان را میگرفتند. رسیدیم به کوهی به اسم دالانی. ماشینهایشان را کنار زدند و پیاده شدند و شروع کردند به عکاسی. سختی و صعبالعبور بودن یکی از کوههای زیر پایمان توجهشان را جلب کرد. عکس میگرفتند و همزمان از سختی آن کوه صحبت میکردند و اینکه بالا آمدن از این کوه نیاز به تجهیزات حرفهای کوهنوردی دارد. همینطور که سرگرم عکاسی و این صحبتها بودیم؛ دیدیم یک پیرمرد از همان کوه سخت بالا آمد. حدود شصت سالش بود. باری بر روی دوشش بود. کولبر بود. تا ما را دید سریع رویش را برگردانند و نگاهش را از ما دزدید.
عکاسها سوژه جدیدی گیر آورده بودند. چند دقیقه نگذشته بود که چندتا کولبر دیگر از کوه بالا آمدند. از جوان هجده ساله تا پیرمرد شصت ساله. صدای نفسنفس زدنهایشان را به گوش میشنیدم. عکسالعمل اولیه همه آنها این بود که رویشان را از ما برگردانند تا غرورشان بیشتر از این نشکند. به بهانه سردی هوا رفتم داخل ماشین. نمیخواستم وجود من در آنجا اذیتشان کند. بعد از آن با دوستی صحبت میکردم؛ گفتم تمام ترسم این است که انقدر از درد و رنج و کشتهشدن کولبرها خبر بشنویم که این خبر ارزش خبریش را برایمان از دست بدهد. ترسم این است که شنیدن خبر مرگ و کشتهشدن کولبرها تاثیرش را از دست بدهد. تکرار، تاثیر را از بین میبرد و در این خرابشدهای که ما زندگی میکنیم همه چیز آنقدر تکرار میشود که کمکم در مقابل شنیدن اخبار تلخ سِر و بیحس میشویم.
روز چهارشنبه در سردشت یک کولبر دیگر را کشتند. اسمش سیروان عزیزی بوده. دیشب فیلمش را دیدم. از دیشب آشفتهام. هر بار که خبر کشتهشدن کولبری را میشنوم انگار خبر کشتهشدن و مرگ یکی از خواهرانم را میشنوم. روزی نیست که به یادشان نباشم. کولبرها را فقط برای زهر چشم گرفتن میکشند وگرنه سهم آنها از وارد کردن کالاهای قاچاق فقط دو درصد است. نودوهشت درصد کالاهای قاچاقی از راههای رسمی وارد میشود.
دوست ندارم درد و رنج کولبرها ما را شاعر و نویسنده و عکاس و فیلمساز کند. دوست ندارم از رنج آنها ما در فلان جشنواره و فلان مجله برنده جایزه بشویم. دوست ندارم این افراد تبدیل به قهرمانان و اسطورههای ما بشنوند و مجسمههایشان را بسازیم. این افراد سرمایههای انسانی این کشور و کردستان هستند. حقشان یک زندگی سالم و درست است. کاش فکری به حال اقتصاد کردستان بشود. استان کرمانشاه یکی از بالاترین آمار بیکاری را در ایران دارد. هیچکدام از این افراد به دلخواه خودشان دست به چنین کاری نمیزنند. به اجبار تن به این کار میدهند.
کولبرها را نکشید، آنها عزیزان ما هستند.
هرچه می خواهید درباره کولبری بدانید:
http://bit.ly/1TUQA7P
این متن برگرفته از صفحه فیس بوک خانم «نجیبه سبحانی» ست:
goo.gl/5TvYtP
🔴 توجه:
نمایش جنازه و خشونت عریان خلاف رویه معمول توانا است، ولی این واقعیتی است که تقریبا هر هفته دارد اتفاق میافتد و متاسفانه خشم زیادی برانگیخته است.
ایران برای همه ایرانیان است و همدلی با خانواده این شهروند کولبر که به ناحق کشته شده هم وظیفه همه شهروندان است.
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/Z9zDqs
کولبرها را نکشید؛ آن ها عزیزان ما هستند
«اواسط اردیبهشت ماه با گروهی از عکاسان استان کرمانشاه سفری به هورامان تخت داشتم. آنها عکاس بودند و در طول مسیر هر منظره خاص و بکری که توجهشان را جلب میکرد؛ میایستادند و عکسهایشان را میگرفتند. رسیدیم به کوهی به اسم دالانی. ماشینهایشان را کنار زدند و پیاده شدند و شروع کردند به عکاسی. سختی و صعبالعبور بودن یکی از کوههای زیر پایمان توجهشان را جلب کرد. عکس میگرفتند و همزمان از سختی آن کوه صحبت میکردند و اینکه بالا آمدن از این کوه نیاز به تجهیزات حرفهای کوهنوردی دارد. همینطور که سرگرم عکاسی و این صحبتها بودیم؛ دیدیم یک پیرمرد از همان کوه سخت بالا آمد. حدود شصت سالش بود. باری بر روی دوشش بود. کولبر بود. تا ما را دید سریع رویش را برگردانند و نگاهش را از ما دزدید.
عکاسها سوژه جدیدی گیر آورده بودند. چند دقیقه نگذشته بود که چندتا کولبر دیگر از کوه بالا آمدند. از جوان هجده ساله تا پیرمرد شصت ساله. صدای نفسنفس زدنهایشان را به گوش میشنیدم. عکسالعمل اولیه همه آنها این بود که رویشان را از ما برگردانند تا غرورشان بیشتر از این نشکند. به بهانه سردی هوا رفتم داخل ماشین. نمیخواستم وجود من در آنجا اذیتشان کند. بعد از آن با دوستی صحبت میکردم؛ گفتم تمام ترسم این است که انقدر از درد و رنج و کشتهشدن کولبرها خبر بشنویم که این خبر ارزش خبریش را برایمان از دست بدهد. ترسم این است که شنیدن خبر مرگ و کشتهشدن کولبرها تاثیرش را از دست بدهد. تکرار، تاثیر را از بین میبرد و در این خرابشدهای که ما زندگی میکنیم همه چیز آنقدر تکرار میشود که کمکم در مقابل شنیدن اخبار تلخ سِر و بیحس میشویم.
روز چهارشنبه در سردشت یک کولبر دیگر را کشتند. اسمش سیروان عزیزی بوده. دیشب فیلمش را دیدم. از دیشب آشفتهام. هر بار که خبر کشتهشدن کولبری را میشنوم انگار خبر کشتهشدن و مرگ یکی از خواهرانم را میشنوم. روزی نیست که به یادشان نباشم. کولبرها را فقط برای زهر چشم گرفتن میکشند وگرنه سهم آنها از وارد کردن کالاهای قاچاق فقط دو درصد است. نودوهشت درصد کالاهای قاچاقی از راههای رسمی وارد میشود.
دوست ندارم درد و رنج کولبرها ما را شاعر و نویسنده و عکاس و فیلمساز کند. دوست ندارم از رنج آنها ما در فلان جشنواره و فلان مجله برنده جایزه بشویم. دوست ندارم این افراد تبدیل به قهرمانان و اسطورههای ما بشنوند و مجسمههایشان را بسازیم. این افراد سرمایههای انسانی این کشور و کردستان هستند. حقشان یک زندگی سالم و درست است. کاش فکری به حال اقتصاد کردستان بشود. استان کرمانشاه یکی از بالاترین آمار بیکاری را در ایران دارد. هیچکدام از این افراد به دلخواه خودشان دست به چنین کاری نمیزنند. به اجبار تن به این کار میدهند.
کولبرها را نکشید، آنها عزیزان ما هستند.
هرچه می خواهید درباره کولبری بدانید:
http://bit.ly/1TUQA7P
این متن برگرفته از صفحه فیس بوک خانم «نجیبه سبحانی» ست:
goo.gl/5TvYtP
🔴 توجه:
نمایش جنازه و خشونت عریان خلاف رویه معمول توانا است، ولی این واقعیتی است که تقریبا هر هفته دارد اتفاق میافتد و متاسفانه خشم زیادی برانگیخته است.
ایران برای همه ایرانیان است و همدلی با خانواده این شهروند کولبر که به ناحق کشته شده هم وظیفه همه شهروندان است.
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. 🔞🔞🚫توجه ویدئو بسیار دلخراش است. کولبرها را نکشید؛ آن ها عزیزان ما هستند . «اواسط اردیبهشت ماه با گروهی از عکاسان استان کرمانشاه سفری به هورامان تخت داشتم. آنها عکاس بودند و در طول مسیر هر منظره خاص و بکری که توجهشان را جلب میکرد؛ میایستادند و عکسهایشان…
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
قابلیت آرشیو در اینستاگرام
goo.gl/YoctM7
تواناتک: شاید در آخرین بهروزرسانی اپلیکیشن اینستاگرام خود متوجه علامت جدید Archive در بالا سمت راست پروفایل خود شده باشید. اینستاگرام قابلیت آرشیو را در اختیار کلیه کاربران خود قرار داد.
شاید برای همه شما پیش آمده باشد به هر دلیلی بخواهید یکی از پستهای خود را پاک کنید و یا حتی در پاک کردن آن مردد باشید. اینستاگرام با عرضه قابلیت آرشیو این امکان را به شما میدهد که پستهای خود را از تایملاین خود مخفیکنید بدون اینکه نیاز به پاک کردن آنها باشد. در حقیقت پستهایی که آرشیو میشوند دیگر در پروفایل شما نمایش داده نمیشوند.
برای آرشیو کردن پستها، کافی است علامت سه نقظه کنار پست مورد نظر را انتخاب کنید و گزینه آرشیو را بزنید. با این کار این پست دیگر در صفحه شما نمایش داده نمیشود و در بخش آرشیو قرار خواهد گرفت. برای دیدن پستهایی که در آرشیو قرار دارند کافی است به پروفایل خود مراجعه کنید و بر روی علامت آرشیو در بالا سمت راست بزنید.
شما هر زمان که بخواهید میتوانید که پستهایی را که در آرشیو قرار دادید را مجددا در بین پستهایتان منتشر کنید.
بسته آموزشی اینستاگرام را از این لینک دریافت کنید:
https://tech.tavaana.org/fa/InstagramT
@tavaanatech
goo.gl/YoctM7
تواناتک: شاید در آخرین بهروزرسانی اپلیکیشن اینستاگرام خود متوجه علامت جدید Archive در بالا سمت راست پروفایل خود شده باشید. اینستاگرام قابلیت آرشیو را در اختیار کلیه کاربران خود قرار داد.
شاید برای همه شما پیش آمده باشد به هر دلیلی بخواهید یکی از پستهای خود را پاک کنید و یا حتی در پاک کردن آن مردد باشید. اینستاگرام با عرضه قابلیت آرشیو این امکان را به شما میدهد که پستهای خود را از تایملاین خود مخفیکنید بدون اینکه نیاز به پاک کردن آنها باشد. در حقیقت پستهایی که آرشیو میشوند دیگر در پروفایل شما نمایش داده نمیشوند.
برای آرشیو کردن پستها، کافی است علامت سه نقظه کنار پست مورد نظر را انتخاب کنید و گزینه آرشیو را بزنید. با این کار این پست دیگر در صفحه شما نمایش داده نمیشود و در بخش آرشیو قرار خواهد گرفت. برای دیدن پستهایی که در آرشیو قرار دارند کافی است به پروفایل خود مراجعه کنید و بر روی علامت آرشیو در بالا سمت راست بزنید.
شما هر زمان که بخواهید میتوانید که پستهایی را که در آرشیو قرار دادید را مجددا در بین پستهایتان منتشر کنید.
بسته آموزشی اینستاگرام را از این لینک دریافت کنید:
https://tech.tavaana.org/fa/InstagramT
@tavaanatech
Instagram
تواناتک
. قابلیت #آرشیو در #اینستاگرام . تواناتک: شاید در آخرین بهروزرسانی #اپلیکیشن_اینستاگرام خود متوجه علامت جدید Archive در بالا سمت راست پروفایل خود شده باشید. اینستاگرام قابلیت آرشیو را در اختیار کلیه کاربران خود قرار داد. شاید برای همه شما پیش آمده باشد به…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این زن ۲۴سال است که راننده تریلر است. خودش تریلی را تعمیر می کند.
او از رفتار برخی هموطنان گلایهمند است.
مرتبط:
کتاب رفع تبعیض از زنان
goo.gl/jzDsqT
@Tavaana_TavaanaTech
او از رفتار برخی هموطنان گلایهمند است.
مرتبط:
کتاب رفع تبعیض از زنان
goo.gl/jzDsqT
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from بشکن Beshkan
HotspotShield-6.8.12-3609224.exe
14.6 MB
آخرین نسخه فیلترشکن هات اسپات شيلد برای ویندوز
عضویت در بشکن:
http://goo.gl/A7DbzA
سوالات خود را از tech@tavaana.org بپرسید.
@beshkan
عضویت در بشکن:
http://goo.gl/A7DbzA
سوالات خود را از tech@tavaana.org بپرسید.
@beshkan
Forwarded from بشکن Beshkan
torbrowser-install-7.0.1_en-US.exe
51.8 MB
آخرین نسخه فیلترشکن تور برای ویندوز
عضویت در بشکن:
http://goo.gl/A7DbzA
سوالات خود را از tech@tavaana.org بپرسید.
@beshkan
عضویت در بشکن:
http://goo.gl/A7DbzA
سوالات خود را از tech@tavaana.org بپرسید.
@beshkan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سه سارق جوان از یک مغازه قصابی در قائمشهر، ۱۰۰ کیلو گوشت دزدیدند. این تصاویر را دوربین های مداربسته ضبط کرده اند
ببینید: «نظارت بر فساد دولتی»
bit.ly/2bZUlVN
@Tavaana_TavaanaTech
ببینید: «نظارت بر فساد دولتی»
bit.ly/2bZUlVN
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این زن ۹۱ ساله، چنان ورزشی می کند که بسیار از جوانان از عهده آن بر نمی آیند.
سن تنها یک عدد است، اگر به سلامتی خود اهمیت بدهیم....
مرگ خاموش سالمندان ایرانی
bit.ly/1TWJe2z
@Tavaana_TavaanaTech
سن تنها یک عدد است، اگر به سلامتی خود اهمیت بدهیم....
مرگ خاموش سالمندان ایرانی
bit.ly/1TWJe2z
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
🔞🔞🚫توجه ویدئو بسیار دلخراش است. goo.gl/Z9zDqs کولبرها را نکشید؛ آن ها عزیزان ما هستند «اواسط اردیبهشت ماه با گروهی از عکاسان استان کرمانشاه سفری به هورامان تخت داشتم. آنها عکاس بودند و در طول مسیر هر منظره خاص و بکری که توجهشان را جلب میکرد؛ میایستادند…
مطلب ارسالی یکی از همراهان توانا:
شنیده ام سهمشان از وارادت کالاها به صورت غیر مجاز تنها دو درصد است و ما بقی از راه های رسمی وارد می شوند. عنکبوت ما زورش به اینها میچربد و باقی دیگر دامش را پاره میکنند. یا اعوذ بالله لابد عوارضی می دهند و از کنارش رد می شوند.
نامش کولبر، کارش به دوش کشیدن یک محموله بیست تا صد کیلویی، سیگار باشد، پارچه باشد، نفت باشد یا هرچه فرقی نمیکند،باید کارش را بکند، آخر اگر کار نکند شرمنده ی زن و بچه اش می شود یا مادر بیوه اش و خواهران محصلش یا شرمنده پدری که شاید دیگر ندارد یا اگر دارد دیگر خانه نشین شده است، لابد کار دیگری نیافته که کولبر شده است. کوه ها را بالا می رود، دشت ها را قدم میزند، صخره ها راچنگ می زند، عرق میریزد، درد می کشد، اما داد نمیزند، دم نمیزند چون می داند که اگر کارش را نکند پولی هم دریافت نمیکند، می داند که این کار فقط مساله ی بردن و آوردن یک کوله نیست، می داند که کمر و استخوان هایش ممکن است زیر بار خرد شود اما راه باید برود، درد این ها را به جان می کشد اما با درد گلوله ی وسط سینه اش نمیداند چه بکند، از مار و گرگ و هیچ درنده ی دیگری نمی هراسد اما از سایه های دوردستی که تفنگ به دست هستند می هراسد، تا مقصد هر بار که انان را تصور می کند صدبار می میرد اما چاره ندارد باز می رود، آنقدر می رود که دیگر سراب و تصورش رنگ واقعیت میگیرد و با تیری میان سینه اش یا فرق سرش ارام می نشیند. این تنها زمانی است که آسوده می خوابد و دیگر نه درد خانواده اش را، نه گرسنگی، نه تشنگی را میفهمد ونه دیگر به یاد می آورد که امرارمعاش یعنی چه. چهره زشت زندگی یعنی چه. می میرد و شرمنده نمی شود اما با مرگش بسیاری را شرمنده میکند. اول از همه من را، منی را که نمیتوانم هرگز دردی را که به جان میکشد بفهمم، بعدش ما را، مایی که صدایمان و شعورمان واعتراضمان به این فضای بی ارزش و پوچ مجازی محدود شده است، بعدتر آن تفنگداری را که او را سیبل تمرین می بیند و حتی هرگز حاضر نمی شود که تیر را عمدا خطا بزند شاید سیبلش بارش را بگذارد و برود یا نه تسلیم شود، تسلیم زندگی که شده است، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد جز جانش، آن را هم از او میگیرید؟ آخر اگر وسط سینه اش نزند ارتقا نمیگیرد افتخار هم کیشان و خانواده اش نمی شود، بعدتر سیاسیون و دولتمردان را شرمنده می کند که یا برایش امکان تحصیل را فراهم نیاوردند، یا اگر آوردند اشتغالش تضمین نشد، یا حتی هرکار دیگری که می توانستند بکنند و نکردند تا تو کولبر شوی.
نامت مقدس است چون همه چیز را برکول میکشی اما زانو نمیزنی. یک جامعه شرمنده توست #کولبر
https://www.instagram.com/p/BVbk3ZYApef/
مرتبط:
مبارزه حکومت ایران با کولبری از رواج آن نکاسته است؛ چرا؟
http://bit.ly/1TUQA7P
کولبران کُرد
http://bit.ly/2jjd99N
@Tavaana_TavaanaTech
شنیده ام سهمشان از وارادت کالاها به صورت غیر مجاز تنها دو درصد است و ما بقی از راه های رسمی وارد می شوند. عنکبوت ما زورش به اینها میچربد و باقی دیگر دامش را پاره میکنند. یا اعوذ بالله لابد عوارضی می دهند و از کنارش رد می شوند.
نامش کولبر، کارش به دوش کشیدن یک محموله بیست تا صد کیلویی، سیگار باشد، پارچه باشد، نفت باشد یا هرچه فرقی نمیکند،باید کارش را بکند، آخر اگر کار نکند شرمنده ی زن و بچه اش می شود یا مادر بیوه اش و خواهران محصلش یا شرمنده پدری که شاید دیگر ندارد یا اگر دارد دیگر خانه نشین شده است، لابد کار دیگری نیافته که کولبر شده است. کوه ها را بالا می رود، دشت ها را قدم میزند، صخره ها راچنگ می زند، عرق میریزد، درد می کشد، اما داد نمیزند، دم نمیزند چون می داند که اگر کارش را نکند پولی هم دریافت نمیکند، می داند که این کار فقط مساله ی بردن و آوردن یک کوله نیست، می داند که کمر و استخوان هایش ممکن است زیر بار خرد شود اما راه باید برود، درد این ها را به جان می کشد اما با درد گلوله ی وسط سینه اش نمیداند چه بکند، از مار و گرگ و هیچ درنده ی دیگری نمی هراسد اما از سایه های دوردستی که تفنگ به دست هستند می هراسد، تا مقصد هر بار که انان را تصور می کند صدبار می میرد اما چاره ندارد باز می رود، آنقدر می رود که دیگر سراب و تصورش رنگ واقعیت میگیرد و با تیری میان سینه اش یا فرق سرش ارام می نشیند. این تنها زمانی است که آسوده می خوابد و دیگر نه درد خانواده اش را، نه گرسنگی، نه تشنگی را میفهمد ونه دیگر به یاد می آورد که امرارمعاش یعنی چه. چهره زشت زندگی یعنی چه. می میرد و شرمنده نمی شود اما با مرگش بسیاری را شرمنده میکند. اول از همه من را، منی را که نمیتوانم هرگز دردی را که به جان میکشد بفهمم، بعدش ما را، مایی که صدایمان و شعورمان واعتراضمان به این فضای بی ارزش و پوچ مجازی محدود شده است، بعدتر آن تفنگداری را که او را سیبل تمرین می بیند و حتی هرگز حاضر نمی شود که تیر را عمدا خطا بزند شاید سیبلش بارش را بگذارد و برود یا نه تسلیم شود، تسلیم زندگی که شده است، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد جز جانش، آن را هم از او میگیرید؟ آخر اگر وسط سینه اش نزند ارتقا نمیگیرد افتخار هم کیشان و خانواده اش نمی شود، بعدتر سیاسیون و دولتمردان را شرمنده می کند که یا برایش امکان تحصیل را فراهم نیاوردند، یا اگر آوردند اشتغالش تضمین نشد، یا حتی هرکار دیگری که می توانستند بکنند و نکردند تا تو کولبر شوی.
نامت مقدس است چون همه چیز را برکول میکشی اما زانو نمیزنی. یک جامعه شرمنده توست #کولبر
https://www.instagram.com/p/BVbk3ZYApef/
مرتبط:
مبارزه حکومت ایران با کولبری از رواج آن نکاسته است؛ چرا؟
http://bit.ly/1TUQA7P
کولبران کُرد
http://bit.ly/2jjd99N
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. مطلب ارسالی یکی از همراهان توانا: شنیده ام سهمشان از وارادت کالاها به صورت غیر مجاز تنها دو درصد است و ما بقی از راه های رسمی وارد می شوند. عنکبوت ما زورش به اینها میچربد و باقی دیگر دامش را پاره میکنند. یا اعوذ بالله لابد عوارضی می دهند و از کنارش رد…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۷خرداد۸۸، چندفوتبالیست تیم ملی، شجاعانه برای همدلی با اعتراضات مردمی پس از انتخابات،در بازی با کره جنوبی مچبند سبز بستند.
goo.gl/Fk58qR
کنشهای کوچک ایستادگی
goo.gl/meeP0A
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/Fk58qR
کنشهای کوچک ایستادگی
goo.gl/meeP0A
@Tavaana_TavaanaTech
به بهانه سالمرگ نصرت رحمانی، شاعر کوچه و بازار
نصرت رحمانی در دهم اسفند سال ۱۳۰۸ در تهران متولد شد. در مدرسه پست و تلگراف و تلفن درس خواند. مدتی در رادیو مشغول بود و روزنامهنگاری هم کرد. با مجلههای «فردوسی»، «تهران مصور»، «سپیده و سیاه» و «امید ایران» همکاری داشت و مسئول صفحههای شعر مجله «زن روز» شد. از آغاز دهه ۲۰ سرودن شعر را آغاز کرد و در دهه ۳۰ به مرز شهرت رسید.
علاوه بر سرودن شعر گهگاه داستاننویسی میکرد و با نام مستعار لولی و ترمه در مجلات هفتگی مطالب خود را انتشار میداد. رحمانی از نخستین شاعران عصر ماست که زبان مردم کوچه و بازار را وارد شعر کرد. او سالهای آخر عمر خود را در رشت زندگی کرد و در روز جمعه ۲۷ خرداد سال ۱۳۷۹ دیده از جهان فرو بست.
ای بیتو من، خراب!
شب بیتو خسته است.
ای بیتو من سراب
دیگر شتاب، توان را شکسته است.
در من، منی بهپاست،
اما نرفته دلشدهای در عمیق خواب.
جدایی، چه خیمهای
در شهر بسته است
اما... نرفته دلشدهای در عمیق خواب.
ای دیدهات شراب!
جرعه نگاهی.
ای بیتو دل خراب، تباهی.
در کُنه من غم تو در این پُر ستوه شب
پرواز میکُند.
در این شکسته شب چه سیاهی گرفته لرد.
ای بیتو من، خراب!
دستان باد
دیوارهای جدایی کشیدهاند
در روی خاک.
این ظلم نیست؟
ای بیتو من، خراب؟
ای بیتو من، خراب!
شب، بیتو خسته است؛
من، بیتو خستهام،
و جدایان
درهم شکستهاند.
ای بیتو،
ای سراب!
goo.gl/mZtNCQ
@Tavaana_TavaanaTech
نصرت رحمانی در دهم اسفند سال ۱۳۰۸ در تهران متولد شد. در مدرسه پست و تلگراف و تلفن درس خواند. مدتی در رادیو مشغول بود و روزنامهنگاری هم کرد. با مجلههای «فردوسی»، «تهران مصور»، «سپیده و سیاه» و «امید ایران» همکاری داشت و مسئول صفحههای شعر مجله «زن روز» شد. از آغاز دهه ۲۰ سرودن شعر را آغاز کرد و در دهه ۳۰ به مرز شهرت رسید.
علاوه بر سرودن شعر گهگاه داستاننویسی میکرد و با نام مستعار لولی و ترمه در مجلات هفتگی مطالب خود را انتشار میداد. رحمانی از نخستین شاعران عصر ماست که زبان مردم کوچه و بازار را وارد شعر کرد. او سالهای آخر عمر خود را در رشت زندگی کرد و در روز جمعه ۲۷ خرداد سال ۱۳۷۹ دیده از جهان فرو بست.
ای بیتو من، خراب!
شب بیتو خسته است.
ای بیتو من سراب
دیگر شتاب، توان را شکسته است.
در من، منی بهپاست،
اما نرفته دلشدهای در عمیق خواب.
جدایی، چه خیمهای
در شهر بسته است
اما... نرفته دلشدهای در عمیق خواب.
ای دیدهات شراب!
جرعه نگاهی.
ای بیتو دل خراب، تباهی.
در کُنه من غم تو در این پُر ستوه شب
پرواز میکُند.
در این شکسته شب چه سیاهی گرفته لرد.
ای بیتو من، خراب!
دستان باد
دیوارهای جدایی کشیدهاند
در روی خاک.
این ظلم نیست؟
ای بیتو من، خراب؟
ای بیتو من، خراب!
شب، بیتو خسته است؛
من، بیتو خستهام،
و جدایان
درهم شکستهاند.
ای بیتو،
ای سراب!
goo.gl/mZtNCQ
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. به بهانه سالمرگ نصرت رحمانی، #شاعر کوچه و بازار . #نصرت_رحمانی در دهم اسفند سال ۱۳۰۸ در تهران متولد شد. در مدرسه پست و تلگراف و تلفن درس خواند. مدتی در رادیو مشغول بود و روزنامهنگاری هم کرد. با مجلههای «فردوسی»، «تهران مصور»، «سپیده و سیاه» و «امید…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای بی تو من خراب
شعری از زنده یاد نصرت رحمانی با صدای شاعر
نصرت رحمانی، شاعر عاشق
۲۷ خرداد ۱۳۷۹ روی در نقاب خاک کشید.
یادش گرامی باد
@Tavaana_TavaanaTech
شعری از زنده یاد نصرت رحمانی با صدای شاعر
نصرت رحمانی، شاعر عاشق
۲۷ خرداد ۱۳۷۹ روی در نقاب خاک کشید.
یادش گرامی باد
@Tavaana_TavaanaTech
روز جهانی ِ بیابانزدایی
goo.gl/8yQjvs
هرساله ۱۲میلیون هکتاراز زمین به دلایل مختلف مانند تغییرات آبوهوا و مدیریت ضعیف منابع آبی وکشاورزی به بیابان تبدیل میشوند.
گسترش بیابانها یکی از مهمترین بحرانهای ایران
بیابان را دشمن انسان در قرن بیست و یکم دانستهاند. آنگونه که سازمان ملل میگوید، «بیابانزایی» بزرگترین بحران بشر در مقطع فعلی است و بنا به گزارشهای بینالمللی، ایران نیز در ردهای بالا میان کشورهای بیابانزای جهان قرار دارد. با توجه به اهمیت این موضوع ۲۷ خرداد معادل با ۱۷جون، «روز جهانی بیابانزدایی» نامیده شد.
بیابان را از منظرهای گوناگون تعریف کردهاند. به عنوان نمونه، اقلیمشناسان مناطقی را که بارندگی در آن کمتر از ۵۰ میلیمتر در سال باشد، بیابان مینامند و مناطقی که بارندگی بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیمتر در سال باشد، «نیمه بیابانی» میدانند. گیاهشناسان نیز معتقدند بیابان منطقهای با فقر شدید پوشش گیاهی در سطحی وسیع و تراکم گیاهی در حدی بسیار نازل است. کارشناسان سازمان ملل متحد نیز «بيابان منطقهاي است كه در آن فعاليتهاي حياتي و توليد بيولوژيكي مانند فعاليتهاي انسان و حيوان و گياه كم باشد».
بر این اساس اگر بخواهیم پدیده بیابانزایی یا بیابانی شدن را تعریف کنیم، میتوانیم بگوییم بیابانزایی ناشی از فعالیتهای مخرب انسانی است که پوشش گیاهی و حیات وحش را در سرزمین از بین میبرد. به تعبیری دقیقتر و بنا به تعریف «کنوانسیون بیابانزدایی»، این پدیده عبارت است از«تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمه خشک و نیمه مرطوب در اثر عواملی مانند عوامل انسانی و طبیعی» . دکتر ناصر کرمی نیز تعریف دو مفهوم بیابانزایی و بیابانزدایی و تفکیک این دو را مهم میداند. بنا به تصریح ایشان بیابانزایی با بیابانزدایی تفاوت دارد و این دو را نباید اشتباه گرفت. او ابتدا در تعریف بیابان می گوید، بیابان جایی ست که «زادآوری محیطی» در آن در حداقل ممکن است:«یعنی این پرسش مطرح میشود که هر هکتار زمین آنجا با استعداد طبیعی که خود دارد، چه اندازه میتواند حیات تولید کند؟ مثلا زادآوری محیطی یک هکتار زمین در گیلان بسیار بیشتر از زادآوری محیطی همان مقدار زمین، در سمنان یا یزد است.»
از این رو و بنا به این تعریف پیشین است که دکتر کرمی بیابانزایی را عبارت میداند از پیشروی بیابانها و اصطلاحا کاهش زادآوری محیطی. به گفته ایشان همین پدیده اکنون در دنیا هفتصد میلیون نفر را تهدید میکند؛ مثلا در کشورهایی چون سومالی و چاد که قربانیان مساله بیابانزایی هستند.
.
بر اساس این تعاریف و مقدمات است که میتوان گفت آنچه که مورد نظر بیابانزدایی ست، جلوگیری از بیابانی شدن زمینهایی است که در اثر اعمال مخرب انسان در معرض بیابانی شدن قرار دارند.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/MpZNYZ
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/8yQjvs
هرساله ۱۲میلیون هکتاراز زمین به دلایل مختلف مانند تغییرات آبوهوا و مدیریت ضعیف منابع آبی وکشاورزی به بیابان تبدیل میشوند.
گسترش بیابانها یکی از مهمترین بحرانهای ایران
بیابان را دشمن انسان در قرن بیست و یکم دانستهاند. آنگونه که سازمان ملل میگوید، «بیابانزایی» بزرگترین بحران بشر در مقطع فعلی است و بنا به گزارشهای بینالمللی، ایران نیز در ردهای بالا میان کشورهای بیابانزای جهان قرار دارد. با توجه به اهمیت این موضوع ۲۷ خرداد معادل با ۱۷جون، «روز جهانی بیابانزدایی» نامیده شد.
بیابان را از منظرهای گوناگون تعریف کردهاند. به عنوان نمونه، اقلیمشناسان مناطقی را که بارندگی در آن کمتر از ۵۰ میلیمتر در سال باشد، بیابان مینامند و مناطقی که بارندگی بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیمتر در سال باشد، «نیمه بیابانی» میدانند. گیاهشناسان نیز معتقدند بیابان منطقهای با فقر شدید پوشش گیاهی در سطحی وسیع و تراکم گیاهی در حدی بسیار نازل است. کارشناسان سازمان ملل متحد نیز «بيابان منطقهاي است كه در آن فعاليتهاي حياتي و توليد بيولوژيكي مانند فعاليتهاي انسان و حيوان و گياه كم باشد».
بر این اساس اگر بخواهیم پدیده بیابانزایی یا بیابانی شدن را تعریف کنیم، میتوانیم بگوییم بیابانزایی ناشی از فعالیتهای مخرب انسانی است که پوشش گیاهی و حیات وحش را در سرزمین از بین میبرد. به تعبیری دقیقتر و بنا به تعریف «کنوانسیون بیابانزدایی»، این پدیده عبارت است از«تخریب سرزمین در مناطق خشک و نیمه خشک و نیمه مرطوب در اثر عواملی مانند عوامل انسانی و طبیعی» . دکتر ناصر کرمی نیز تعریف دو مفهوم بیابانزایی و بیابانزدایی و تفکیک این دو را مهم میداند. بنا به تصریح ایشان بیابانزایی با بیابانزدایی تفاوت دارد و این دو را نباید اشتباه گرفت. او ابتدا در تعریف بیابان می گوید، بیابان جایی ست که «زادآوری محیطی» در آن در حداقل ممکن است:«یعنی این پرسش مطرح میشود که هر هکتار زمین آنجا با استعداد طبیعی که خود دارد، چه اندازه میتواند حیات تولید کند؟ مثلا زادآوری محیطی یک هکتار زمین در گیلان بسیار بیشتر از زادآوری محیطی همان مقدار زمین، در سمنان یا یزد است.»
از این رو و بنا به این تعریف پیشین است که دکتر کرمی بیابانزایی را عبارت میداند از پیشروی بیابانها و اصطلاحا کاهش زادآوری محیطی. به گفته ایشان همین پدیده اکنون در دنیا هفتصد میلیون نفر را تهدید میکند؛ مثلا در کشورهایی چون سومالی و چاد که قربانیان مساله بیابانزایی هستند.
.
بر اساس این تعاریف و مقدمات است که میتوان گفت آنچه که مورد نظر بیابانزدایی ست، جلوگیری از بیابانی شدن زمینهایی است که در اثر اعمال مخرب انسان در معرض بیابانی شدن قرار دارند.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/MpZNYZ
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. روز جهانی ِ #بیابان_زدایی . هرساله ۱۲میلیون هکتاراز زمین به دلایل مختلف مانند تغییرات آبوهوا و مدیریت ضعیف منابع آبی وکشاورزی به بیابان تبدیل میشوند. . گسترش بیابانها یکی از مهمترین بحرانهای ایران . بیابان را دشمن انسان در قرن بیست و یکم دانستهاند.…
Forwarded from آموزشکده توانا
گسترش_بیابانها_یکی_از_مهمترین_بحران.pdf
2.5 MB