آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.3K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
"اين روز ها طي چندين مقاله تحليلي در فارس و كيهان نسبت تاكيد شده كه كمپين هاي ضدحجاب اجباري دارد جامعه را به سمت نافرماني مدني پيش مي برد و اين باعث زير سوال رفتن ارزش هاي جامعه است.
کیهان نوشته: " اين بار با عنوان «چهارشنبه هاي سفيد»، فراخوان کشف حجاب داده است و با اين جملات که «من بي حيا نيستم»، «سبک زندگي سياه و سفيد» و «مسئله ما، کرامت انسان است» سعي در کشاندن عده اي به خيابان در روزهاي چهارشنبه و شکل بخشيدن به يک نافرماني مدني به بهانه کسب آزادي کرده است. سوال اينجاست که چرا در جوامع غربي که مروج و حامي اجراي پروژه ها و کمپين هايي با عنوان آزادي اين چنيني در کشوري چون ايران اسلامي هستند، حجاب به عنوان يک حق و «آزادي» به رسميت شناخته نمي شود و واقعيت هاي متعددي گوياي اين موضوع هستند که زنان و دختران مسلمان در کشورهاي مدعي آزادي، بارها موجب آزار مخالفان دستور حجاب قرار گرفته اند و عده اي هم در اين راه به شهادت رسيده اند."
خبرگزاری فارس (ارگان خبری-تحلیلی وابسته به سپاه پاسداران) هم نوشته:
"حامیان کمپین چهارشنبه های سفید با تأکید بر حق آزادی و اختیار به صورت پوششی، آن را الگویی برای بسط اعتراض زنان علیه حجاب اجباری می دانند. شاید بتوان گفت هسته اصلی بحث موافقان و حامیان صفحه «آزادی یواشکی»، توانایی این صفحه در پررنگ کردن «نافرمانی مدنی» است. بنابراین تحلیل خوشبینانه مخالفان این چالش و فروکاستن هواداران آن به افراد مذکر و یا خارج نشینان علاقه مند به آزادی حجاب مشکلی را حل نمی کند، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که فردی که حتی برای مدت اندکی بی حجاب شد، دیگر عبور کردن از جامعه برایش کاری ندارد و دست به نافرمانی مدنی می زند که هدف این پروژه در واقع همین است."
goo.gl/f97aKh

به نظر شما علت ناراحتی کیهان و فارس از کمپین چهارشنبه‌های بدون اجبار چیست؟ چرا از نافرمانی مدنی بیم دارند؟

مطلب مرتبط:

آزادی های یواشکی در ایران
goo.gl/sVsGBi
نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو
http://bit.ly/1oqL9bw

مسيح علي نژاد درباره این کارتون نوشته:
اين هم خلاقيت سربازان گمنامي كه از چهارشنبه هاي سفيد عصباني هستند ما حتي مثل رهبرتان نمي گوييم عصباني باشيد و از اين عصبانيت بميريد ما شما را به زندگي دعوت مي كنيم. چون روسفيد و سربلنديم كه با فحش و ناسزا و توهين هاي شما باز هم پر اميدتر از هميشه فرهنگ سازي مي كنيم، ايران براي همه ايرانيان است، با حجاب و بي حجاب كنار هم نه مقابل هم. ما شما را به زور روانه جهنم نمي كنيم شما هم با وعده ي بهشت اجباري تان زندگي را بر دختران هفت ساله تا مادربزرگ هشتاد ساله جهنم نكنيد. توان تان را براي مبارزه با فساد و اختلاس بگذاريد كه موهاي رهاي ما آسيبي به كشور نمي رساند. پيروزي ما همين است كه شبيه به فحاشان نمي شويم.زبان صلح و نه گفتن به اجبار ما را سربلند كرده شما اسلحه و زندان و زور داريد از يك زن چهل و پنج كيلوبي يا از يك نوجوان شاد و چند زن دوچرخه سوار و تار موي پريشان چند جوان از يك مادربزگ هشتاد ساله ي سفيدپوش مي ترسيد؟ نترسيد كنار هم باشيم و به حق انتخاب هم مثل بقيه كشورهاي دنيا احترام بگذاريم. داعشي هم فكر مي كنند همه جهنمي هستند به جز خودشان. شما آتش به اختيار و ما حجاب به اختياريم. كدام مان زندگي را بر ديگري جهنم مي كند؟ ما رو سفيديم چون پراميديم.

@Tavaana_TavaanaTech
اینجا سیستان و بلوچستان است. «جعفر پناهی» کارگردان مشهور ایرانی به اینجا رفته است. او ویدئوی کوتاهی از دانش آموزان آن دیار تهیه کرده است که نشان می دهد این دانش آموزان معصوم در چه شرایط بسیار بدی آب آشامیدنی خود را تهیه می کنند.

goo.gl/G6LmY2

درباره جعفر پناهی بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/2rQTC4U
«از تکریم آب در ایران دیروز تا بحران آب در ایران امروز:
http://bit.ly/2sTxR4P
بحران کم آبی در ایران؛ دلایل و راه حل ها:
http://bit.ly/2cjoQYx

@Tavaana_TavaanaTech
حمید بابایی پس از ۴ سال سپری کردن زندان بدون یک روز مرخصی به مرخصی آمد.

بنا به گزارش توانا؛ حمید بابایی نخبه محبوس در زندان رجایی شهر، پس از چهار سال زندان بدون مرخصی به مرخصی آمد.
عکس ها مربوط به دقایقی پس از خروج از زندان است.
goo.gl/pEsDKK

قصه‌ی پُرغصه‌ی حمید بابایی، نخبه‌ای که زندانی است

در نامه‌ای از زندان به همسرش می‌گوید: «کاش برنمی‌گشتیم و آسمان ایران را از ورای سیم‌خاردارها نمی‌دیدم» او می‌گوید: «با چه شوقی به ایران برگشتیم و چه بر سرمان آوردند.»

همه‌ی سهم حمید بابایی از وطن یک دادگاه ده دقیقه‌ای است که قاضی صلواتی برگزار کرد و او را به اتهام واهی جاسوسی و ارتباط با دولت متخاصم به شش سال زندان محکوم کرد. بر اساس قانون همین مملکت حمید بابایی باید با عفو مشروط آزاد بشود اما سهم او از قوه‌ی قصابیه تلف‌شدن سال‌ها عمر او است.

حمید بابایی در مردادماه سال ۱۳۹۲ و پس از بیش از سه سال تحصیل در بلژیک و در حالی که فاصله‌ای تا دفاع از پایان‌نامه‌اش نداشت به همراه همسر خود برای دیدار با خانواده و کشورش به ایران سفر می‌کند.

چند روزی که از بازگشت آن‌ها می‌گذارد وزارت اطلاعت حمید بابایی را احضار می‌کند. حمید به احضار پاسخ مثبت می‌دهد و به دفتر این وزارتخانه در حیابان ابوذر غفاری در نزدیکی سیدخندان تهران رجوع می‌کند.

وزارت اطلاعات در آن‌جا پس از گفت‌وگو با حمید بابایی به او پیشنهاد می‌کنند که پس از پایان تحصیل به او کمک می‌کنند که جذب هیئت علمی در دانشگاه در ایران بشود. هم‌چنین وزارت اطلاعات از او می‌خواهند که برای نظارت بر دانشجویان ایرانی که در بلژیک هستند با آن‌ها هم‌کاری کنند که حمید این پیشنهادات را نمی‌پذیرد.

چند روز بعد هنگامی که حمید بابایی قصد داشت از فرودگاه «امام خمینی» تهران خارج بشود و به بلژیک برود متوجه ممنوع‌الخروجی خود می‌شود. وزارت اطلاعات بار دیگر او را احظار می‌کند. به او می‌گویند که باید پیشنهادات آن‌ها را بپذیرد و یا این‌که حکومت مانع تحصیل او خواهد شد.

حمید بابایی بازداشت می‌شود و با توهین و تحقیر به بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل می‌شود.

وزارت اطلاعات او را بیست روز در انفرادی مورد آزار قرار می‌دهند تا رمز عبور ایمیل‌ها و فیس‌بوک او را بگیرند.

حمید بابایی پس از این با اتهامات بی‌اساس در دادگاهی ده دقیقه‌ای به ریاست قاضی صلواتی او را به ده سال زندان که شش سال آن تعزیری و چهار سال آن تعلیقی است محکوم می‌کند.

بیش‌تر بدانید:
http://bit.ly/2qajXph

@Tavaana_TavaanaTech
#آناهيتا_همتي #هنرپيشه و بازيگر سینما و تئاتر سومين چهارشنبه است كه با شال و نماد سفيد در صفحه اينستاگرامش با استقبال كاربران ايراني مواجه مي شود كه از او در پيوستن به كمپين #چهارشنبه_های_سفید قدرداني مي كنند.
كمپين چهارشنبه هاي سفيد و يا #چهارشنبه_های_بدون_اجبار در اعتراض به حجاب اجباري راه اندازي شد كه با استقبال زيادي از مردم در شهرهاي مختلف ايران مواجه شده كه زنان با انتشار ويديوهاي خود كه اكثرا بدون پوشش اجباري است به همراه نماد سفيد قانون حجاب اجباري را به چالش مي كشند. تا آنجا كه امام جمعه ساوه روسري سفيدها را فاحشه خواند و خبرگزاري فارس و كيهان نيز اعلام كردند كه اين زنان ايراني با #نافرماني_مدني و بي حجاب ظاهر شدن در جامعه و رسانه هاي بين المللي دارند ارزش هاي اسلامي را كمرنگ مي كنند.
اين درحالي است كه تعدادي از چهره هاي مذهبي و با حجاب نيز در شبكه هاي اجتماعي به اين كمپين پيوستند و اجبار را توهين به همه مردم ايران توصيف كرده اند.

امروز #شبنم_قلیخانی هم امروز با انتشار تصویری با نماد این کمپین عملا با کمپین چهارشنبه‌های بدون اجبار همراهی کرد.
همراهی هنرمندان با این کمپین می‌تواند به عمومی شدن این حرکت کمک کند.

goo.gl/svTMSP

مرتبط:
کنش های کوچک ایستادگی:
https://goo.gl/meeP0A

نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو
http://bit.ly/1oqL9bw

@Tavaana_TavaanaTech
قطعه ۳۱۰ بهشت زهرا، ردیف ۱۶، شماره ۱۸

۳۱ خرداد، سالروز درگذشت افشین اسانلو

افشین اسانلو متولد ۱۳۵۰، برادر منصور اسانلو، رئیس پیشین هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و از فعالان کارگری و زندانی سیاسی بود که در خرداد ۱۳۹۲ در زندان رجایی شهر درگذشت. دلیل مرگ وی سکته قلبی اعلام شد.

اسانلو در سال ۱۳۸۹ در پی اعتراضات خیابانی دستگیر و به ۵ سال زندان محکوم شد. او در دوران حبس تحت شکنجه و فشار قرار داشت، به گونه‌ای که زمستان سال ۹۰ به دلیل "جراحات ناشی از شکنجه" در بیمارستان بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت. هم‌بندی‌های افشین اسانلو اظهار کرده‌اند که رئیس زندان از فرستادن افشین به بیمارستان خودداری کرد و باعث تشدید مشکلات قلبی وی شد.

مراسم تشییع و خاکسپاری افشین اسانلو، روز ۳ تیر ۱۳۹۲ در تهران و تحت تدابیر امنیتی برگزار شد.

خانواده افشين اسانلو تحت فشار قرار گرفتند تا مراسم هفت او را برگزار نکنند.

يکی از نزديکان خانواده افشين اسانلو در اين باره گفته بود: «برای مراسم شب هفت،‌ مسجد الجواد در ميدان هفت تير در نظر گرفته شده بود که با فشار دستگاه‌های امنيتی، مسئولان مسجد مراسم را به طور يک جانبه لغو کردند. همچنين مسجد ديگری در خيابان ستارخان برای برگزاری مراسم تعيين شد که آن هم بعد از يک ساعت لغو شد.»
goo.gl/b6JMZC

مطلب مرتبط:
زندان در ایران: جایی که نه خدا هست نه قانون
http://bit.ly/2j0rDrL

@Tavaana_TavaanaTech
نرگس محمدی: آقای رییس جمهور طلب من از شما تحقق جامعه مدنی است.
goo.gl/zT2Vdg

نرگس محمدی، فعال مدنی که اینک دوران محکومیت خود را در زندان می‌گذراند، در نامه‌ای به رییس جمهوری ایران، مطالبات خود را از منتخب مردم بیان کرده است.
متن نامه نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران به شرح زیر است:
جناب آقای حسن روحانی؛ ریاست جمهوری اسلامی ایران
با سلام
در جامعه مبتنی بر قانون، رابطه و کلام بین ملت و دولت بر اساس قانون است و بس.
بر این فهم و نگرش، بسیاری از شهروندان ایرانی که منتقدان جدی نظام جمهوری اسلامی ایران و حتی عملکرد دولت حضرتعالی در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بودند، پای صندوق رأی آمدند تا اعلام کنند که اجرای قانون را که مطالبه ملت است از شما می‌خواهند و اجازه نمی‌دهند ناقضان قانون، ردای مجری قانون بر تن کنند.
پس نتیجه‌گیری آرای مردم به منزله تایید نظام است فرضی نادرست و مصادره به مطلوب است.
واقعیت این است که دولت محترم حضرتعالی به دلایلی عدیده ( بینشی و عملکردی ) تمام جریانات آزادیخواه و دموکرات و حقوق بشری را ( که خود را متعلق به این جریان می‌دانم ) نمایندگی نمی‌کند و ما نه بر اساس اشتباه تحلیلی یا عدم شناخت لازم یا حتی ترس و استیصال بلکه با نگاهی تحلیلی به تاریخ نه چندان دور سرزمین‌مان و بر اساس نگرش اصلاح‌جویانه و مرزبندی با رفتارهای خشونت‌آمیز که موجب تهدید صلح می‌گردد، پای صندوق رأی رفته و به جنابعالی رای داده‌ایم. درک این رفتار ملی نیاز به فهم ملی دارد.
شاید بخش مهمی از آراء، ابزاری برای مطالبه‌گری، با کارکردی مشارکت‌جویانه و در نتیجه چالش‌آفرین بین ما و حکومت برای رسیدن به حقوق ملت باشد که هست.
از همین روی به‌عنوان یک فعال مدنی که اصرار بر تحقق جامعه مدنی داشته و به همین موجب، توسط وزارت اطلاعات دولت حضرتعالی متهم به اتهاماتی شدم که قوه قضاییه طی حکمی ناعادلانه و غیر قانونی و غیر انسانی به ۱۶سال حبس که ده سال آن اجرا می‌شود، محکومم نمود، آگاهانه به همراه میلیون‌ها ایرانی پای صندوق رأی رفته و مسیر مطالبه‌گری را با ابزار مدنی و مسالمت‌آمیز امتداد بخشیدیم.
مطالبه تغییر نکرده است، نه عقب‌نشینی نه افراط گری. اگر نیاز به پرداخت هزینه بیشتر هم باشد، خواهیم پرداخت، اما بر همین مدار پیش خواهیم رفت.
.
جامعه مدنی لازمه دموکراسی و حقوق بشر است. تا زمانی‌که مردم به طور واقعی در امور جاری جامعه خویش مشارکت فعالانه و تأثیر گذار نداشته باشند، دموکراسی و حقوق بشر در معرض تهدید و در پایین‌ترین سطح مشارکت یعنی انتخابات، مردم در معرض تحقیر و خرید قرار خواهند گرفت.
حکومتگران باید بپذیرند که شعاع مشارکت مردم، به حضور در پای صندوق رأی حد نمی خورد. حق و حد ما فراتر است. ما حق داریم نهاد داشته باشیم، رسانه داشته باشیم، تجمعات قانونی داشته باشیم و وارد عرصه مشارکت فعالانه، مستقل و غیر وابسته به حکومت شویم بی آنکه متهم به اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی شویم، می‌خواهیم درهای به ناحق پلمپ شده نهادهای مدنی با هر گرایش فکری- سیاسی به روی فعالان مدنی باز شود. آیا این پذیرفتنی است که در جامعه‌ای چون ایران، انجمن صنفی روزنامه نگاران یعنی مأمن و خانه قلم به دستان پلمپ باشد؟ آیا در جامعه‌ای که قلم به دستان محروم از حیات مدنی باشند بروز و ظهور تفنگ به دستان مایه تعجب خواهد بود؟ آیا در جامعه‌ای که آموزگار فعال در نهاد مدنی، کنج زندان‌نشین باشد، میدان داری تروریست‌ها مایه شگفتی است؟
همگان می‌دانند که نهادهای امنیتی اعم از سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و .... نه تنها اصالتی برای رفتارها و رویکرد مدنی ندارند، بلکه نهادهای مدنی و فعالان این عرصه را به چشم دشمن (از نوع نرم) می‌نگرند.
به واقع نهادهای امنیتی به عاملان سرکوب جامعه مدنی و نهادهای حکومتی به عاملان تحدید آن تبدیل شده‌اند.
حکومت‌گران و به‌ویژه دولت حضرتعالی باید عنایت داشته باشند که شهروندان ایرانی فقط صف‌سازان چند کیلومتری رأی‌دهندگان پای صنوق رأی نیستند. ما شهروندان با شعور و آگاه و صاحب صلاحیت این سرزمینیم که نه فقط حق و صلاحیت رأی دادن بلکه حق مشارکت فعال در امور جامعه‌مان داریم.
من باب تذکر به خود یادآور می‌شوم که ملت همیشه این فرصت را فراهم نخواهند ساخت و من به‌عنوان فردی که به شما رأی داده‌ام می‌بایست بیش از دیگران در عرصه مطالبه‌گری سخت‌سازه باشم، پس طلبم را می‌طلبم. من به‌عنوان یک فعال مدنی زندانی از شما طلب دارم، اما طلبم آزادی از زندان نیست، طلبم، نهاد مدنی من است. طلب من تحقق جامعه مدنی است.
تا آن زمان
نرگس محمدی
زندان اوین
خرداد ماه 1396

مطالب مرتبط:
نرگس محمدی؛تجسم پیگیری و تلاش پیوسته حقوق‌بشری
http://bit.ly/1CaHyYG

پیگیری مطالبات پس از انتخابات
goo.gl/4Ts5Ag

@Tavaana_TavaanaTech
از هم‌اکنون ثبت‌نام کنید
goo.gl/zc1zce

- دوره حمایتگری حقوق معلولان

این دوره در پی دوره‌های ارائه شده بوسیلۀ آموزشکده توانا و گفتگوها و مباحث جاری در شبکه‌های اجتماعی که به وسیلۀ توانا مطرح شده‌اند، برای سازمان‌های جامعۀ مدنی ایران دربارۀ وضعیت، نیازها و حقوق معلولان در ایران تدوین شده است. دانشجویان این دوره در ضمن تحلیل ظهور روزافزون تلاش‌های حمایتگرانه از حقوق معلولان، به مطالعۀ تاریخچه و وضعیت فعلی حمایتگری از حقوق معلولان در سطح بین‌المللی می‌پردازند.

سرفصل‌هایی که ایرانیان معلول و غیرمعلول دربارۀ آنها در این دوره خواهند آموخت، شامل: ساخت اجتماعی و تاریخی معلولیت؛ ننگ‌های اجتماعی، گفته‌ها و شنیده‌های موهوم و سوء تفاهم‌های جاری دربارۀ معلولان؛ چارچوب‌های ملی و بین‌المللی در مورد حقوق معلولان، از کنوانسیون حقوق معلولان سازمان ملل متحد تا «قانون جامع حمایت از معلولین» (مصوب ۱۳۸۳ خورشیدی)؛ موانع قانونی، اجتماعی، و ساختاری علیه برابری کامل و مشارکت معلولان در ایران و نیاز به اجرا رساندن تضمین‌های قانونی موجود برای معلولان؛ و پیشبرد عاملیت و ظرفیت معلولان، می‌باشند.

دانشجویان تکنیک‌های گوناگونی از جمله کمپین موفقیت‌آمیز پرسپکتیوا در روسیه و فستیوال فیلم شکستن سدها؛ جمعیت حقوق معلولان هند و تصویب قانون معلولیت (۱۹۹۵)؛ و برنامۀ پدولی اندونزی برای توانمندسازی اقتصادی معلولان، را می‌آموزند. دانشجویان همچنین به درک حقوق معلولان به مثابه زیر مجموعه‌ای از حقوق بشر و کسب دانش عملی دربارۀ حمایتگری از معلولان در برنامه‌ریزی شهری فراگیر، امکانات آموزشی برای معلولان، اشتغال‌زایی برای معلولان، زندگی خانوادگی، و زندگی در محله و همسایگی، و مانند آن نائل خواهند آمد.

این دوره از ۱۳ تیر تا ۵ مرداد ماه با تدریس دکتر سعید سبزیان در تلگرام برگزار می شود. شما می توانید از طریق لینک های زیر ثبت نام کنید.

لینک ثبت‌نام کلاس از طریق وبسایت

https://tavaana.org/user/register

لینک ثبت‌نام کلاس از طریق گوگل فرم

https://goo.gl/lRMUoU

لینک کلاس حمایتگری از حقوق معلولان

http://bit.ly/2roquAO

@Tavaana_TavaanaTech
اهل رودبارم هموطن پدر ومادرم را می شناسی؟

وبسایت «ایلنا» به مناسبت سالروز حادثه زلزله منجیل و رودبار متنی تاثیرگذار از یکی از بازماندگان آن زلزله منتشر کرده است؛

«۵سالم بود که زلزله آمد. خیلی چیزها هنوز یادم است. خانه مان بالای یک رودخانه بود .خانه ای چوبی که دورتا دورش را باغ و مزارع گرفته بود . آن شب با صدای حیواناتی که نمی دانم چه بودند از خواب بیدار شدم . به حیاط رفتم. خوب یادم است نگاهم به آسمان بود. ناگهان همه چیز خراب شد. گیج ومبهوت فقط نگاه می‌کردم .بعد گریه ام گرفت. اگر امشب تمام شود ۲۷ سال است که دنبال خانه ای می گردم که آن شب از آن بیرون آمدم.
نمی دانم فردای همان شب بود یا چند روز بعد.فقط یادم است روز بود که چند نفری به سمت ام آمدند و مرا با خود بردند در خانه‌ای که مخروبه بود. تعداد زیادی بچه های همسن و سالم در آنجا بودند. مدام می گفتند گریه نکنید پدر ومادرتان می آیند دنبال‌تان . اگر امشب تمام شود ۲۷ سال است منتظرم بیایند دنبالم.
تا اینکه یک روز همه مان را که بیشتر پسر بودیم سوار اتوبوس کردند و بردند شیراز؛مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست شهید دستغیب. یکسالی در آنجا بودیم. نمی دانم چند نفر بودیم اما تعداد‌ مان زیاد بود .طوری که گروهی حمام می کردیم. کتک خوردن مان هم گروهی بود. ردیف‌مان می‌کردند و بعد با خط کش می زد ند. البته خدا وکیلی شیطان هم بودیم. یکسال بعد یک روز در حمام بودم که یکی از بچه ها که بزرگتر بود گفت خوش به حالت پدر ومادرت آمدند.صاحب پدرومادرشدم. زن وشوهری اهل فیروز آباد استان فارس .من شدم فرزند خوانده زوج بی فرزندی که مرا مثل یک پدرو مادر واقعی تر وخشک کردند. بزرگ کردند روانه مدرسه اش کردند موقع سرباز ی پشت سرش آ ب ریختند و بعد روانه خانه وزندگی اش کردند. پدر ومادر ی که خیلی دوستشان دارم .اما من هم رویایی دارم. رویایی که ۲۷ سال است با من است و هر شب در خواب می شنوم که برایم لالایی می خواند.
صبوری نام فامیل پدر خوانده ام است .اما میلاد اسم واقعی خودم است . این را مطمئن ام . چون یادم است که همیشه مرا به همین نام صدا می زدند. چه کسانی صدا میزدند یادم نمی آید. پدرم بود یا مادرم ، خاله‌ام یا مادربزرگ ام .اصلا عمو و عمه دارم . هر وقت اینها را از پدرو مادرخوانده ام می پرسیدم از پاسخ دادن طفره می رفتند .یادم است یک روز کلاس سوم بود که داخل کمد خانه مان در فیروزآباد فارس پرونده ای را دیدم.حین خواندن مادرم فهمید وپرونده را از دست ام گرفت ودر آشپزخانه آتش زد.کاش نمی زد. از ماجرای آن پرونده تا امروز که ۳۲سالم است و۸ سال است از ازدواج ام می گذرد و صاحب یک پسر هستم خبری ندارم. چند بار دیگر از مادرم پرسیدم اما هربار گریه کرد و گفت چیزی یادم نمی آید. پدر هم چیز زیادی نمی داند. فقط می داند که بچه زلزله رودبار م و ۲۷ سال پیش با مجوز بهزیستی مرا تحویل گرفتند. پدر و مادری که هر چه خواستم برایم مهیا کرد. دوران کودکی و جوانی خوبی را پشت سر گذاشتم. خانه‌ای بزرگ با اتاقی مجزا و لباس های رنگارنگ. فقط کاش حرف مردم وپچ پچ های همکلاسی ها و بچه های محل نبود.کاش نبود خاطرات گنگ قبل چهارسالگی که ۲۷ سال است مثل سایه دنبالش می کنم....»

https://www.instagram.com/p/BVnYDhVFjH4/

@Tavaana_TavaanaTech
-آتش دل با صدای «سپیده جندقی»
goo.gl/RyFVkh

باید یک بار روبروی افرادی که آوازخوانی زنان را «حرام» می دانند ایستاد و این پرسش را مطرح کرد که صدای زنان چه آزار و زیانی می تواند برساند که باید «حرام» اعلام شود و حکومت نیز سدهای بسیار ایجاد کند؟ این صدای دلربا چه زیانی به چه فردی می رساند؟ جز این است که برای لحظاتی دنیای ما و شما را سرخوش و شادمان می سازد؟

بیشتر بخوانید: «آواز زنان؛ صداهای ممنوعه»
http://bit.ly/2dHUvDB

@Tavaana_TavaanaTech
مسعودشجاعی کاپیتان تیم‌ملی ایران در حمايت از جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان مقابل در پلمپ شده این مرکز حاضرشد.

مسعودشجاعی، حامی کمپین زنان برای فیفا
http://ow.ly/F6iq306KTRY

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۶۰ ثانیه: بازگرداندن ایمیل فرستاده‌شده در جی میل

بسیار پیش آمده که ایمیلی را ارسال می‌کنیم و سریع متوجه می‌شویم که ایمیل را اشتباه ارسال کرده‌ایم...
goo.gl/3JMuSL

@tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فوتبال بازی کردن مسعود شجاعی با کودکان کار

مرتبط:
مسعود شجاعی حامی کمپین زنان برای فیفا
goo.gl/pLKq3t
کودکان کار ستمدیدگان بیصدا
bit.ly/1nUB4YK

@Tavaana_TavaanaTech
اسم این جوان #افغانستانی "مهدی جعفری" است. امسال رتبه یک کنکور کارشناسی ارشد زمین شناسی در ایران شد اما ثبت نام نکرد. چون ترمی دو میلیون و نیم پول شهریه (مخصوص دانشجویان خارجی) را نداشت.

"مهدی غلامی"، "حسین عطایی" و "صادق بربری"، دیگر دانشجویان افغانستانی بودند که امسال، در کنکور کارشناسی ارشد رشته های مختلف رتبه تک رقمی آوردند.

goo.gl/UNrn25

از سرگذشت این قبیل جوانان مستعد #افغان که در ایران زندگی می کنند چه می دانیم؟

goo.gl/7knrDj

از فیسبوک حسین باستانی

پی نوشت:
‏مشکل این دانشجو حل شد! شهریه با کمک مردمی تامین شد.


مطالب مرتبط:

همدلی، راهی به سوی زیستن در صلح و آشتی
http://bit.ly/2fs2aWl

مهمانان ناخوانده: نقض حقوق پناهندگان و مهاجرین افغان توسط ايران
http://bit.ly/2jEBZfJ

پناهندگان
http://bit.ly/2drC2tx

@Tavaana_TavaanaTech
نگین حسینی روزنامه‌نگار و فعال #حقوق_معلولان در مورد این بنر چنین نوشته است:
"‏وقتی میگیم #نه_به_معلولیت_مساوی_انتقام_الهی ازاین بنرمیگیم که طراحش بجای خدا نشسته و حکم صادر میکنه"
#شهرستان_جم_بوشهر

نظر شما چیست؟
goo.gl/uPWFY8

از هم‌اکنون ثبت‌نام کنید
goo.gl/zc1zce

- دوره حمایتگری حقوق معلولان

این دوره در پی دوره‌های ارائه شده بوسیلۀ آموزشکده توانا و گفتگوها و مباحث جاری در شبکه‌های اجتماعی که به وسیلۀ توانا مطرح شده‌اند، برای سازمان‌های جامعۀ مدنی ایران دربارۀ وضعیت، نیازها و حقوق معلولان در ایران تدوین شده است.

این دوره از ۱۳ تیر تا ۵ مرداد ماه با تدریس دکتر سعید سبزیان در تلگرام برگزار می شود. شما می توانید از طریق لینک های زیر ثبت نام کنید.

لینک ثبت‌نام کلاس از طریق وبسایت
https://tavaana.org/user/register

لینک ثبت‌نام کلاس از طریق گوگل فرم
https://goo.gl/lRMUoU

لینک کلاس حمایتگری از حقوق معلولان
http://bit.ly/2roquAO

مطلب مرتبط:
کتاب جسمیت و قدرت: مباحثی در معلولیت و تحول اجتماعی
http://bit.ly/1I0beqv

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پيام يك معلم آمريكايى و شاگردانش پس از يادگیری فارسى به ايرانيان، و جواب او به شعار مرگ بر آمريكا.
مرتبط:
همدلی،راهی به سوی زیستن در صلح و آشتی
bit.ly/2fs2aWl
طرحی فلسفی به سوی صلحی ابدی
goo.gl/6ef6cs
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مدرسه‌ای که حتی کپری هم نیست.
یکی از روستاهای شهرستان قصرقند

گوشه‌ای از رنجی که سیستان و بلوچستان می‌برد
https://goo.gl/WFc3Ru

@Tavaana_TavaanaTech
-این تصویر مربوط به خرمشهر است؛ دهه ۴۰ شمسی
goo.gl/7iiYvP

فردی به طنز نوشته بود در ایران پیشرفت در بازگشت به گذشته است! این حرف اگرچه ظاهرا جدی نیست اما شاید بتوان گفت در بعضی از مسائل صحیح به نظر می رسد. این روزها زنان بسیاری خواستار ورود به ورزشگاه ها و دیدن مسابقات از نزدیک هستند. این در حالی ست که ۵۰ سال پیش از این و در همین کشور زنان و مردان می توانستند کنار هم بنشینند و مسابقات را تماشا کنند و هیچ اتفاق خاصی هم نیفتد!

بخوانید: «مبارزه مدنی یک زن برای ورود زنان ایرانی به استادیوم ها»
http://bit.ly/1LegStt
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزت الله انتظامی در قسمتی از حاجی واشنگتن
@Tavaana_TavaanaTech
-روایتی تکان دهنده از فروش اعضای مختلف بدن در تهران و میزان قیمت آن ها
goo.gl/nkZ6zW

روزنامه «همشهری» در گزارشی تکان دهنده از فروش اعضای مختلف بدن در تهران نوشته است؛ کمی پایین‌تر از میدان ولیعصر، روبه‌روی کاخ دادگستری، کوچه‌ای است که در و دیوارش گره خورده با مرگ و زندگی. وارد کوچه که می‌شوید آماجی از آگهی‌های خرید و فروش اعضای بدن بر سرتان هوار می‌شود؛ بعضی‌ها سلیقه به خرج داده‌اند و روی برگه A۴ آگهی خود را نوشته‌اند و بعضی با ماژیک، خودکار و یا هر چیز دیگری که دم‌دستشان بوده، تکه‌هایی از بدن خود را برای دریافت پول به فروش گذاشته‌اند.

كافي است به يكي از شماره‌هايي كه زير برگه‌ها يا روي ديوارها و تنه درخت‌ها نوشته شد، زنگ بزنيد. آنها حاضرند در ازاي دريافت پول كليه، كبد، قرنيه چشم و... را بفروشند. باورش سخت است و البته تلخ؛ درست در همان كوچه‌اي كه انجمن حمايت از بيماران كليوي قرار دارد و تلاش مي‌شود فرهنگسازي براي اهداي عضو بعد از مرگ مغزي به‌عنوان سنتي حسنه رواج پيدا كند؛ هستند كساني كه به‌خاطر پول، تكه‌اي از جان‌شان را مي‌فروشند.

چند وقتي است كه به آگهي‌هاي فروش اعضاي بدن بر در و ديوار شهر كبد به‌عنوان رقيب سرسختي براي فروش كليه هم اضافه شده است. مؤيد علويان - رییس شبکه هپاتیت ایران - مي‌گويد: «بيشتر افرادي كه براي فروش كبد آگهي مي‌دهند، اطلاع درستي از چند و چون اين عمل حساس ندارند. به آنها گفته مي‌شود كه مي‌توانند بخشي از كبدشان را اهدا كنند و بعد از مدتي، كبد دوباره ترميم خواهد شد و هيچ مشكلي برايشان به‌وجود نمي‌آيد. اما واقعيت ماجرا چيز ديگري است. اين عمل معمولاً درصورتي انجام مي‌شود كه بيمار، كودك باشد كه در آن صورت هم از پدر يا مادرش مي‌تواند كبد بگيرد و آنها مي‌توانند بخشي از كبدشان را به كودك خود اهدا كنند.»

قاسمی -رئيس انجمن خيريه حمايت از بيماران كليوي - درباره قیمت اعضای مختلف بدن می گوید: «در خريد و فروش اعضاي بدن، مبلغ را اهداكننده تعيين مي‌كند و اين مسئله باعث مي‌شود كه هركس بنا به درصد شرايط اورژانسي بيمارش به هر قيمتي كه فروشنده مي‌گويد تن بدهد و همين باعث شود كه بازار سقف قيمت مشخصي نداشته باشد. در بازار دلالي براي قرنيه ۲۰۰ميليون، مغز استخوان ۱۰۰ميليون، كبد بين ۲۰۰ تا ۵۰۰ ميليون، كليه ۸۰ تا ۲۰۰ ميليون و براي رحم اجاره‌اي هم ۹۰ تا ۳۰۰ ميليون تومان پيشنهاد مي‌شود.»

مطلب مرتبط:
رابطه فقر و حقوق بشر:
http://bit.ly/2suaSLU

داغ فقر بر کلیه مردم
https://tavaana.org/fa/Kidney_Kurdistan

@Tavaana_TavaanaTech