رئیس کمیته سلامت شورای شهر تهران گفت: مردم نگران تکرار ماجرای کهریزک در اتفاقات اخیر کشور هستند.
مرتبط:
روایت یک زندانی از آنچه در کهریزک گذشت
goo.gl/QBLWUf
@Tavaana_TavaanaTech
مرتبط:
روایت یک زندانی از آنچه در کهریزک گذشت
goo.gl/QBLWUf
@Tavaana_TavaanaTech
گزارش «شهروند» از زندگی شبانه معتادان و بیسرپناهانی که در حاشیه بعضی بزرگراههای تهران زندگی میکنند
goo.gl/H3hjTA
کانالخوابهای بیخانمان
داخل کانال های تنگ، تاریک و سرد، پُر از موش و سوسک است کانال ها بوی مردار می دهد و معتادان می گویند هر شب تعداد زیادی از بی خانمان ها، به این کانال ها پناه می برند
زهرا جعفرزاده| نخستین تصویر، وحشت است؛ وحشت از دیدن زندگی آدمها در کانالهای تنگ و تاریک آب شهری. کانالهایی با بوی تعفن، پُر از موش، پُر از سوسک و مارمولک و مورچه. از کانالها صدای خِشخِش کیسه میآید، صدای نفس، بخار نفس. صدای کشیدهشدن مقوا روی سطحی ناهموار. صدای پا میآید. صداهای کُند و کِشدار، صدای آدم. زیر این کانالها، سفیدی چشمها پیداست. آنجا شهری جاری است؛ شهری زیرزمینی با آدمهای زیرزمینی. معتادان بیخانمان، در کانالهای آب شهری زندگی میکنند. کانالهایی در همسایگی بزرگراهی در شمال شهر.
دومین تصویر پای «حمید» است؛ حمید شلوارش را تا زانو بالا زده: «ببین چطوری زدن؟ نگاه کن.» و پای راست را میگیرد جلوی لنز دوربین تا رد زخمی عمیق، روی پاهای نحیف و ناتوانش آشکار شود؛ زخمی عمیق و رشتهای مثل رد تازیانه که در یکی از طرحهای جمعآوری معتادان برایش مانده. «حمید» ساکن همان شهر زیرزمینی است. او آن ته، کنار «علی» پاهایش را دراز کرده. «علی»، خودش را زیر پتوی کِرمرنگی پنهان کرده، کلیهاش عفونت دارد: «واقعا هیچکس نیست بیاد بگه تو چت شده؟ مریضیت چیه؟» حمید میگوید، علی چهار روز است همین گوشه افتاده و نمیتوانند او را ببرند بیمارستان. کلیهاش درد میکند. آنها از پشت میلههای کانال حرف میزنند. صدایشان میپیچد.
کانالهای کمعرض و طولانی خانه است، جای خواب و شبمانی. معتادان بیخانه، کانالهایی که سقفش، کمتر از یکمتر با زیرزمین فاصله دارد را سرپناه کردهاند. حمید، در زمهریر شب، پیشانی را روی دو ستون دست گذاشته.
اینجا را از کجا پیدا کردید؟
این اطراف هستیم، هوا سرد که میشه، میآییم داخل کانال.
چند وقت است؟
سالها.
کسی اینجا سراغتان نمیآید؟
چرا، گاهگداری. بعضیها مییان میگن میخوایم کمکتون کنیم، یکساعت بعدش، یک گردان آدم اینجا میریزن و ما را جمع میکنن. بخدا همین چند روز پیش، مامورها ریختن. پامو نگاه کن.
مامورهای کجا؟
همه جا. مییان به زور ما را میبرن، سهماه و یک روز میمونیم تو کمپ. یا بهاران یا جای دیگه. بعد دوباره ول میکنن. زوری که نمیشه کسی رو ترک داد اما همه چی زوریه.
.
- قبلا کجا بودید؟
داخل همین باغ. (با دست روبهرو را نشان میدهد) مامورها آمدن، ما هم مجبور شدیم بیایم اینجا.
- آخر اینجا اوضاعش بد است.
بله بده، کانال فاضلابه. خُب چیکار کنیم؟ اصلا هرجایی باشه که از دست مامورا بتونیم چند ساعتی دور باشیم، میمونیم، حالا هرجایی میخواد باشه.
«اکبر» ورودی کانال نشسته، پشت میلهها. ادامه حرفهای «حمید» را میگیرد: «حالا درخت هم باشد، میریم بالاش میمونیم. فقط از دست مامورها دور باشیم.» از پشت میلهها حرف میزنند، آنجا داخل کانال تنها جایی است که متعلق به خودِ خودشان است و نمیخواهند غریبهای وارد حریمشان شود. حمید و علی آن گوشه سمت راست دراز کشیدهاند و امین و اکبر، کنار دریچهها مشغولند: «تا این ته بری، پر آدمه.» ته، منظورش انتهای کانال است که شانه به شانه اتوبان جلو رفته. «حمید» نشئه است: «آنتیبیوتیک میخوام. ما مریضیم.» و بغلدستیاش از سرفه تکان میخورد. میگویند اهل تهرانند، جز امین که افغان است. امین، پیش از این نقاش بوده، میگوید از افغانستان آمده ایران تا برای خانواده و پدر و مادرش یک لقمه نان بفرستد: «نمیدونم اینجا دارم چه... میخورم.» و میخندد و دندانهای سیاهش را نشان میدهد: «خودمون خواستیم، تقصیر هیچکس نیست.»
فقط خودشانند که میدانند از کجای دریچه میشود بیرون زد و وقتی مامور آمد، به کجا پناه برد: «زور که بیاد بالای سر آدم، آدم هر کاری میکنه.» حمید سیودوسالش است و به 50سالهها میماند، کابینتساز بوده. زن و بچه ندارد، 4، 5سال است با دختری که میگوید پرورشگاهی است، زندگی میکند، داخل همین کانالها و باغها: «اون بدبخت هم هیچ کسیو نداره. شبها همینجا، داخل کانال میخوابه.» 15سال هرویین و شیشه مصرف کرده و میگوید از دوهفته پیش شبها تا صبح داخل همین کانال میخوابد. اکبر 35ساله است و کارگر تأسیسات بود، حالا هم اگر کاری برایش باشد، صبحها میرود سرکار، اما به جایش، ضایعات جمع میکند، زدوبند میکند، هرچی گیرش میآید، میفروشد تا پول موادش جور شود.
ادامهی گزارش:
jvan.me/1mcK
مرتبط:
وبینارهای دوره ایدز، اعتیاد، پیشگیری و درمان:
goo.gl/s5YGve
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/H3hjTA
کانالخوابهای بیخانمان
داخل کانال های تنگ، تاریک و سرد، پُر از موش و سوسک است کانال ها بوی مردار می دهد و معتادان می گویند هر شب تعداد زیادی از بی خانمان ها، به این کانال ها پناه می برند
زهرا جعفرزاده| نخستین تصویر، وحشت است؛ وحشت از دیدن زندگی آدمها در کانالهای تنگ و تاریک آب شهری. کانالهایی با بوی تعفن، پُر از موش، پُر از سوسک و مارمولک و مورچه. از کانالها صدای خِشخِش کیسه میآید، صدای نفس، بخار نفس. صدای کشیدهشدن مقوا روی سطحی ناهموار. صدای پا میآید. صداهای کُند و کِشدار، صدای آدم. زیر این کانالها، سفیدی چشمها پیداست. آنجا شهری جاری است؛ شهری زیرزمینی با آدمهای زیرزمینی. معتادان بیخانمان، در کانالهای آب شهری زندگی میکنند. کانالهایی در همسایگی بزرگراهی در شمال شهر.
دومین تصویر پای «حمید» است؛ حمید شلوارش را تا زانو بالا زده: «ببین چطوری زدن؟ نگاه کن.» و پای راست را میگیرد جلوی لنز دوربین تا رد زخمی عمیق، روی پاهای نحیف و ناتوانش آشکار شود؛ زخمی عمیق و رشتهای مثل رد تازیانه که در یکی از طرحهای جمعآوری معتادان برایش مانده. «حمید» ساکن همان شهر زیرزمینی است. او آن ته، کنار «علی» پاهایش را دراز کرده. «علی»، خودش را زیر پتوی کِرمرنگی پنهان کرده، کلیهاش عفونت دارد: «واقعا هیچکس نیست بیاد بگه تو چت شده؟ مریضیت چیه؟» حمید میگوید، علی چهار روز است همین گوشه افتاده و نمیتوانند او را ببرند بیمارستان. کلیهاش درد میکند. آنها از پشت میلههای کانال حرف میزنند. صدایشان میپیچد.
کانالهای کمعرض و طولانی خانه است، جای خواب و شبمانی. معتادان بیخانه، کانالهایی که سقفش، کمتر از یکمتر با زیرزمین فاصله دارد را سرپناه کردهاند. حمید، در زمهریر شب، پیشانی را روی دو ستون دست گذاشته.
اینجا را از کجا پیدا کردید؟
این اطراف هستیم، هوا سرد که میشه، میآییم داخل کانال.
چند وقت است؟
سالها.
کسی اینجا سراغتان نمیآید؟
چرا، گاهگداری. بعضیها مییان میگن میخوایم کمکتون کنیم، یکساعت بعدش، یک گردان آدم اینجا میریزن و ما را جمع میکنن. بخدا همین چند روز پیش، مامورها ریختن. پامو نگاه کن.
مامورهای کجا؟
همه جا. مییان به زور ما را میبرن، سهماه و یک روز میمونیم تو کمپ. یا بهاران یا جای دیگه. بعد دوباره ول میکنن. زوری که نمیشه کسی رو ترک داد اما همه چی زوریه.
.
- قبلا کجا بودید؟
داخل همین باغ. (با دست روبهرو را نشان میدهد) مامورها آمدن، ما هم مجبور شدیم بیایم اینجا.
- آخر اینجا اوضاعش بد است.
بله بده، کانال فاضلابه. خُب چیکار کنیم؟ اصلا هرجایی باشه که از دست مامورا بتونیم چند ساعتی دور باشیم، میمونیم، حالا هرجایی میخواد باشه.
«اکبر» ورودی کانال نشسته، پشت میلهها. ادامه حرفهای «حمید» را میگیرد: «حالا درخت هم باشد، میریم بالاش میمونیم. فقط از دست مامورها دور باشیم.» از پشت میلهها حرف میزنند، آنجا داخل کانال تنها جایی است که متعلق به خودِ خودشان است و نمیخواهند غریبهای وارد حریمشان شود. حمید و علی آن گوشه سمت راست دراز کشیدهاند و امین و اکبر، کنار دریچهها مشغولند: «تا این ته بری، پر آدمه.» ته، منظورش انتهای کانال است که شانه به شانه اتوبان جلو رفته. «حمید» نشئه است: «آنتیبیوتیک میخوام. ما مریضیم.» و بغلدستیاش از سرفه تکان میخورد. میگویند اهل تهرانند، جز امین که افغان است. امین، پیش از این نقاش بوده، میگوید از افغانستان آمده ایران تا برای خانواده و پدر و مادرش یک لقمه نان بفرستد: «نمیدونم اینجا دارم چه... میخورم.» و میخندد و دندانهای سیاهش را نشان میدهد: «خودمون خواستیم، تقصیر هیچکس نیست.»
فقط خودشانند که میدانند از کجای دریچه میشود بیرون زد و وقتی مامور آمد، به کجا پناه برد: «زور که بیاد بالای سر آدم، آدم هر کاری میکنه.» حمید سیودوسالش است و به 50سالهها میماند، کابینتساز بوده. زن و بچه ندارد، 4، 5سال است با دختری که میگوید پرورشگاهی است، زندگی میکند، داخل همین کانالها و باغها: «اون بدبخت هم هیچ کسیو نداره. شبها همینجا، داخل کانال میخوابه.» 15سال هرویین و شیشه مصرف کرده و میگوید از دوهفته پیش شبها تا صبح داخل همین کانال میخوابد. اکبر 35ساله است و کارگر تأسیسات بود، حالا هم اگر کاری برایش باشد، صبحها میرود سرکار، اما به جایش، ضایعات جمع میکند، زدوبند میکند، هرچی گیرش میآید، میفروشد تا پول موادش جور شود.
ادامهی گزارش:
jvan.me/1mcK
مرتبط:
وبینارهای دوره ایدز، اعتیاد، پیشگیری و درمان:
goo.gl/s5YGve
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. گزارش «شهروند» از زندگی شبانه #معتادان و بیسرپناهانی که در حاشیه بعضی بزرگراههای تهران زندگی میکنند کانالخوابهای بیخانمان داخل کانالهای تنگ، تاریک و سرد، پُر از موش و سوسک است کانالها بوی مردار میدهد و معتادان میگویند هر شب تعداد زیادی از بیخانمانها،…
دقایقی پیش اسماعیل عبدی معلم زندانی، فعال حقوق صنفی معلمان و عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان با موافقت دادستانی به مرخصی آمد.
اسماعیل عبدی؛ آموزگار مدرسه
bit.ly/2fTH6ZD
@Tavaana_TavaanaTech
اسماعیل عبدی؛ آموزگار مدرسه
bit.ly/2fTH6ZD
@Tavaana_TavaanaTech
انتقاد فاطمه بیکپور، روزنامهنگار اجتماعی روزنامهی جهان صنعت، از خبرگزاری ایسنا که مردم معترض را اغتشاشگر نامید.
اخلاق و روزنامهنگاری
احمد رافت
goo.gl/ny6eE4
@Tavaana_TavaanaTech
اخلاق و روزنامهنگاری
احمد رافت
goo.gl/ny6eE4
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از کارتنخوابی و گورخوابی و نوبت به «دیوارخوابی» رسید. دو بیخانمان در حفره داخلی دیوار یک پل در مشگینشهر
تاریخ ویدئو اسفند ۹۵
اخیرا فاضلابخوابی هم اضافه شد
@Tavaana_TavaanaTech
تاریخ ویدئو اسفند ۹۵
اخیرا فاضلابخوابی هم اضافه شد
@Tavaana_TavaanaTech
شهردار مشهد: بیش از نیمی از اراضی این شهر در دست آستانه قدس رضوی است.
مسعود تقیزاده خامسی، شهردار مشهد، در مصاحبه با روزنامه شرق آستان قدس رضوی را یک مجموعه «ثروتمند» توصیف کرده است که «هيچوقت هيچ زمينی را به کسي نميفروشد يا واگذار نمیکند مگر در مواردی که اجارههای بلندمدت میدهد.» او ادامه داده است: «بنابراين هر مدير و شهرداری، بايد آستان را به عنوان مجموعهای که ظرفيتی بزرگ در شهر دارد، بشناسند و قبول کنند.»
آستان قدس رضوی یکی از چهار غول بزرگ اقتصاد ایران است که دستکم ۴۰۰هزار هکتار زمین کشاورزی دارد. تولیت آن نیز با ابراهیم رئیسی است.
شما درباره این نهاد معظم اقتصادی و بازدهی آن چه فکر میکنید؟
goo.gl/Ve89AQ
مطالب مرتبط
اقتصاد دولتی:عامل اصلی فساد گسترده در اقتصاد ایران
bit.ly/2eaybD0
فساد اقتصادی در ایران
bit.ly/2cmC8Gd
میلیونها فقیر ایرانی و هیولای گرسنگی
goo.gl/PLhYV7
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود تقیزاده خامسی، شهردار مشهد، در مصاحبه با روزنامه شرق آستان قدس رضوی را یک مجموعه «ثروتمند» توصیف کرده است که «هيچوقت هيچ زمينی را به کسي نميفروشد يا واگذار نمیکند مگر در مواردی که اجارههای بلندمدت میدهد.» او ادامه داده است: «بنابراين هر مدير و شهرداری، بايد آستان را به عنوان مجموعهای که ظرفيتی بزرگ در شهر دارد، بشناسند و قبول کنند.»
آستان قدس رضوی یکی از چهار غول بزرگ اقتصاد ایران است که دستکم ۴۰۰هزار هکتار زمین کشاورزی دارد. تولیت آن نیز با ابراهیم رئیسی است.
شما درباره این نهاد معظم اقتصادی و بازدهی آن چه فکر میکنید؟
goo.gl/Ve89AQ
مطالب مرتبط
اقتصاد دولتی:عامل اصلی فساد گسترده در اقتصاد ایران
bit.ly/2eaybD0
فساد اقتصادی در ایران
bit.ly/2cmC8Gd
میلیونها فقیر ایرانی و هیولای گرسنگی
goo.gl/PLhYV7
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. شهردار مشهد: بیش از نیمی از اراضی این شهر در دست #آستان_قدس_رضوی است. مسعود تقیزاده خامسی، شهردار مشهد، در مصاحبه با روزنامه شرق آستان قدس رضوی را یک مجموعه «ثروتمند» توصیف کرده است که «هيچوقت هيچ زمينی را به کسي نميفروشد يا واگذار نمیکند مگر در مواردی…
تجمع در مقابل زندان اوین در اعتراض به موج بازداشتهای اخیر.
یاران دبستانیمان را آزاد کنید!
در موج بازداشتهای پس از #تظاهرات_سراسری، تعداد زیادی از دانشجویان هم بازداشت شدند.
@Tavaana_TavaanaTech
یاران دبستانیمان را آزاد کنید!
در موج بازداشتهای پس از #تظاهرات_سراسری، تعداد زیادی از دانشجویان هم بازداشت شدند.
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض دراویش گنابادی برای آزادی یاران در بندشان
زندان اوین، ۹۶/۱۰/۱۷
بخوانید:
کتاب زندان در ایران
bit.ly/2j0rDrL
@Tavaana_TavaanaTech
زندان اوین، ۹۶/۱۰/۱۷
بخوانید:
کتاب زندان در ایران
bit.ly/2j0rDrL
@Tavaana_TavaanaTech
پس از انتقادهایی که واکنشهای اصلاحطلبان به #تظاهرات_سراسری مردم ایران شد، ۱۶ نفر از آنها بیانیهای تحلیلی داده و خواستار آزادی زندانیان شدند.
واکنش یکی از کاربران توئیتر به این موضوع را ببینید.
واکنش یکی از کاربران توئیتر به این موضوع را ببینید.
دلنوشتهی محمدآقازاده (روزنامهنگار با سابقه)
اردیبهشت بود و در هوای بهاری باران زده بعد از حج واجب که بعنوان روزنامه نگار رفته بودم از سالن فرودگاه مهرآباد بیرون زدم. سهیل پسر شش ساله ام مثل گنجشک باران زده خودش را به بغلم انداخت و گفت بابا مگر نگفتی خدا بچه ها را دوست دارد پس چرا گذاشت اینهمه مدت ترا نبینم؟ هی مرا می بوسید. سه صفحه کامل در روزنامه ایران گزارش نوشتم تا جوابی برای این پرسش پیدا کنم. در آن گزارش از گرسنگان نوشتم. از بچه هایی که در کربلا به اسارات رفتند. از بچه های غزه ... از لحظه ای که سهیلم را از پیش چشمم بردند و من از ترس و نگرانی بر سر و صورتم می کوبیدم این سوال تمام وجودم را گرفت. از ناتوانی ام به خشم آمدم. همه چهل سال قلم زدنم، نماز شب های بی وقفه پدرم که قربانی فقر بود و مادرم که قربانی بمباران شد، در برابر چشمانم دود شد و به هوا رفت.
💠خودم کم بازجویی نشده ام، کم آزار ندیده ام. پر از زخمم از اصلاح طلبان و اصول گرایان. چون حاضر نشدم علیه خاتمی بنویسم و چون از کارگران کیهان دفاع کردم یک سال توسط مهدی نصیری در کتابخانه کیهان به حصر رفتم و یکبار توسط دوستان خاتمی و دار و دسته حزب مشارکت، چون علیه اصلاح طلبان نقد نوشتم، اخراج شدمم. سال ها بعد وقتی خاتمی عذر خواهی کرد پرسیدم تو سهیل و سینای مرا می شناسی چرا گذاشتی اخراجم کنند؟ نگفتی چطور نان آنها را می دهم؟ هیچ نگفت و تنها بغض کرد. وقتی بعد از اخراج از کیهان بخاطر مرگ مادر و مستاجری گرفتار تنگنا مالی شدم، بدون اینکه کسی بداند عملگی هم کردم. وقتی خانه مان بمباران شد پدر و مادرم گفتند از دولت کمک نگیریم چون دولت گرفتار جنگ هست و از شکم مان زدیم و خانه را بازسازی کردیم. ماجرا را به خاتمی گفتم، گفت چرا این کار را کردی؟ وقتی خاتمی گفت پشیمان ها دسیسه گرند برای هزارمین بار دلم شکست.
💠در تمام این بحران ها نشکستم. وقتی با دسیسه عده ای از اصلاح طلبان، روزنامه گزارش روز تعطیل شد، من را در انفرادی زندانی کردند. بعد از آزای می گفتند چرا اصلا کم نیاوردی گفتم اطلاع رسانی آزاد هزینه دارد و بعد در حضور جمع روزنامه نگاران، درانجمن صنفی دست به خود انتقادی زدم. همه گفتند چرا خود زنی می کنی؟ گفتمشان باید هزینه داد تا اصلاحات به سرانجام برسد. در انتخابات کلی عذاب وجدان می کشیدم تا بگویم اصلاحات از صندوق های رای می گذرد. شانزده سال از روزنامه ها رانده شدم ولی هر روزنامه نگاری دستگیر و هر روزنامه یی تعطیل شد در دفاع از آن ها قلم زدم. امروز اما دریغ از یک خط خبر از دستگیری پسرم. روزنامه ایران و همشهری با رنج های من شکل گرفتند اما دریغ از یک خط خبر. تنها اعتماد آنلاین مصاحبهای انجام داد، آنهم به همت یک دوست جوان. روزنامه شرق، روزنامه صمت و ده ها رفیق در روزنامه های دیگر یک خط هم ننوشتند.
💠آقای خاتمی وقتی تظاهر کنندگان را اوباش می خوانی یک لحظه نمیبخشیدمت. نه بخاطر ناجوانمردی های همیشگی ات با من. چون یک هفته نگذاشتم سهیلم از خانه بیرون برود، اما باز هم بدون هیچ بهانه ای بردنش. آن هم توسط دولتی که رای آوردن اش با تلاش ما بود و فحش خوردن مان. خاتمی تو وقتی پشیمان ها را دسیسه گر می خوانی، چرا از بازداشت شدن نود دانشجو هیچ نمی گویی؟ با تلاش آن ها محبوب شدی. امروز همه شان رنجیده اند و تو در دستگیری شان سهم داری. هرگز نمی بخشیدمت.
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
اردیبهشت بود و در هوای بهاری باران زده بعد از حج واجب که بعنوان روزنامه نگار رفته بودم از سالن فرودگاه مهرآباد بیرون زدم. سهیل پسر شش ساله ام مثل گنجشک باران زده خودش را به بغلم انداخت و گفت بابا مگر نگفتی خدا بچه ها را دوست دارد پس چرا گذاشت اینهمه مدت ترا نبینم؟ هی مرا می بوسید. سه صفحه کامل در روزنامه ایران گزارش نوشتم تا جوابی برای این پرسش پیدا کنم. در آن گزارش از گرسنگان نوشتم. از بچه هایی که در کربلا به اسارات رفتند. از بچه های غزه ... از لحظه ای که سهیلم را از پیش چشمم بردند و من از ترس و نگرانی بر سر و صورتم می کوبیدم این سوال تمام وجودم را گرفت. از ناتوانی ام به خشم آمدم. همه چهل سال قلم زدنم، نماز شب های بی وقفه پدرم که قربانی فقر بود و مادرم که قربانی بمباران شد، در برابر چشمانم دود شد و به هوا رفت.
💠خودم کم بازجویی نشده ام، کم آزار ندیده ام. پر از زخمم از اصلاح طلبان و اصول گرایان. چون حاضر نشدم علیه خاتمی بنویسم و چون از کارگران کیهان دفاع کردم یک سال توسط مهدی نصیری در کتابخانه کیهان به حصر رفتم و یکبار توسط دوستان خاتمی و دار و دسته حزب مشارکت، چون علیه اصلاح طلبان نقد نوشتم، اخراج شدمم. سال ها بعد وقتی خاتمی عذر خواهی کرد پرسیدم تو سهیل و سینای مرا می شناسی چرا گذاشتی اخراجم کنند؟ نگفتی چطور نان آنها را می دهم؟ هیچ نگفت و تنها بغض کرد. وقتی بعد از اخراج از کیهان بخاطر مرگ مادر و مستاجری گرفتار تنگنا مالی شدم، بدون اینکه کسی بداند عملگی هم کردم. وقتی خانه مان بمباران شد پدر و مادرم گفتند از دولت کمک نگیریم چون دولت گرفتار جنگ هست و از شکم مان زدیم و خانه را بازسازی کردیم. ماجرا را به خاتمی گفتم، گفت چرا این کار را کردی؟ وقتی خاتمی گفت پشیمان ها دسیسه گرند برای هزارمین بار دلم شکست.
💠در تمام این بحران ها نشکستم. وقتی با دسیسه عده ای از اصلاح طلبان، روزنامه گزارش روز تعطیل شد، من را در انفرادی زندانی کردند. بعد از آزای می گفتند چرا اصلا کم نیاوردی گفتم اطلاع رسانی آزاد هزینه دارد و بعد در حضور جمع روزنامه نگاران، درانجمن صنفی دست به خود انتقادی زدم. همه گفتند چرا خود زنی می کنی؟ گفتمشان باید هزینه داد تا اصلاحات به سرانجام برسد. در انتخابات کلی عذاب وجدان می کشیدم تا بگویم اصلاحات از صندوق های رای می گذرد. شانزده سال از روزنامه ها رانده شدم ولی هر روزنامه نگاری دستگیر و هر روزنامه یی تعطیل شد در دفاع از آن ها قلم زدم. امروز اما دریغ از یک خط خبر از دستگیری پسرم. روزنامه ایران و همشهری با رنج های من شکل گرفتند اما دریغ از یک خط خبر. تنها اعتماد آنلاین مصاحبهای انجام داد، آنهم به همت یک دوست جوان. روزنامه شرق، روزنامه صمت و ده ها رفیق در روزنامه های دیگر یک خط هم ننوشتند.
💠آقای خاتمی وقتی تظاهر کنندگان را اوباش می خوانی یک لحظه نمیبخشیدمت. نه بخاطر ناجوانمردی های همیشگی ات با من. چون یک هفته نگذاشتم سهیلم از خانه بیرون برود، اما باز هم بدون هیچ بهانه ای بردنش. آن هم توسط دولتی که رای آوردن اش با تلاش ما بود و فحش خوردن مان. خاتمی تو وقتی پشیمان ها را دسیسه گر می خوانی، چرا از بازداشت شدن نود دانشجو هیچ نمی گویی؟ با تلاش آن ها محبوب شدی. امروز همه شان رنجیده اند و تو در دستگیری شان سهم داری. هرگز نمی بخشیدمت.
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مائیم و نوای بینوایی، بسم الشر اگر حریف مایی
یک شنبه ۱۷ دی ماه
دانشکده مهندسی دانشگاه چمران اهواز
ارسالی همراهان توانا
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
یک شنبه ۱۷ دی ماه
دانشکده مهندسی دانشگاه چمران اهواز
ارسالی همراهان توانا
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرویز پرستویی درباره حوادث اخیر: حالم خوب نیست چون حال مملکتمون خوب نیست
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع جمعی از دانشجویان در مقابل زندان اوین برای آزادی دانشجویان دستگیر شده و خواندن سرود "یار دبستانی من"
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شصت_ثانیه: پاککردن مکانهای ذخیره شده در گوگل مپ
goo.gl/gDmMNA
ایمیل پاسخگویی به سوالات:
tech@tavaana.org
@tavaanatech
goo.gl/gDmMNA
ایمیل پاسخگویی به سوالات:
tech@tavaana.org
@tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنایهی محمدرضا زائری به محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، که گفته برادر زنِ صدام حسین، در ناآرامیهای اخیر ایران نقش داشته
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زنی در قهدریجان به گزارشگر تلویزیون میگوید:
مقام معظم رهبری دستور آتش به اختیار داده، یک بسیجی بیخودی اسلحهشو برداشته آتش گرفته توی مردم.
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
مقام معظم رهبری دستور آتش به اختیار داده، یک بسیجی بیخودی اسلحهشو برداشته آتش گرفته توی مردم.
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از همراهان توانا با فرستادن این تصویر نوشته: "آیتالله نورمفیدی که خودش به خاطر حمایت از جنبش سبز مورد انتقاد حکومته و تندروها بهش میگن فتنهگر، معترضان اخیر را اغتشاشگر نامیده و خواهان اشد مجازات شده،
فردی که با موسوی و کروبی رِفیق است نباید به رفیقانش از پشت خنجر بزند. نباید بگوید اشد مجازات برای اغتشاشگران. نباید نان به نرخِ روز خور باشد. امثال این آدم اگر دو ماهِ دیگر نانشان در حمایت از معترضان باشد در نمازجمعهشان خواهانِ برخوردِ با ارامش یا اصلا "بههیچوجه برخورد نباشد" هستند. خواهش میکنم چهره این افراد را برملا کنیدِ هرچند برملا هست"
goo.gl/twKWaC
نظر شما دربارهی نظر این همراه توانا چیست؟
آیا جناحهای سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا در موضعگیری علیه معترضان همنوا شدهاند؟
یا معترضان آنطور که ادعا میشود، دو دستهاند یک عده اعتراضشان حق است و بقیه ناحق؟!!
(این ادعایی است که از علمالهدی تا مجمع روحانیون، مطرح میکنند)
@Tavaana_TavaanaTech
فردی که با موسوی و کروبی رِفیق است نباید به رفیقانش از پشت خنجر بزند. نباید بگوید اشد مجازات برای اغتشاشگران. نباید نان به نرخِ روز خور باشد. امثال این آدم اگر دو ماهِ دیگر نانشان در حمایت از معترضان باشد در نمازجمعهشان خواهانِ برخوردِ با ارامش یا اصلا "بههیچوجه برخورد نباشد" هستند. خواهش میکنم چهره این افراد را برملا کنیدِ هرچند برملا هست"
goo.gl/twKWaC
نظر شما دربارهی نظر این همراه توانا چیست؟
آیا جناحهای سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا در موضعگیری علیه معترضان همنوا شدهاند؟
یا معترضان آنطور که ادعا میشود، دو دستهاند یک عده اعتراضشان حق است و بقیه ناحق؟!!
(این ادعایی است که از علمالهدی تا مجمع روحانیون، مطرح میکنند)
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کودکان را به راهپیمایی فرمایشیِ حکومت بردهاند.
بلندگو میگوید "ندای هر بسیجی" و کودکان در پاسخ میگویند "مرگ بر بسیجی"!
البته؛ کاش شعار مرگخواهی از هر طرف کلا حذف شود
@Tavaana_TavaanaTech
بلندگو میگوید "ندای هر بسیجی" و کودکان در پاسخ میگویند "مرگ بر بسیجی"!
البته؛ کاش شعار مرگخواهی از هر طرف کلا حذف شود
@Tavaana_TavaanaTech
"آقای خامنهای خلاصه بگویم، ما استبداد دینی نمیخواهیم"
یکی از همراهان توانا رهبر جمهوری اسلامی را مورد خطاب قرار داده و با دستخط خود برای او نامه نوشته است.
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از همراهان توانا رهبر جمهوری اسلامی را مورد خطاب قرار داده و با دستخط خود برای او نامه نوشته است.
@Tavaana_TavaanaTech
آدمیان حضور دارند با خون ریخته بر سرزمینشان اما تو روزنامهنگار حضور نداری!
نوشتهی انتقادی دیگری از مینو بدیعی استاد روزنامهنگاری
روزگارِ روزنامهنگاریِ مردمی گذشته است. روزگارِ شنیدن حرفهای مردم و طرح مشکلاتشان به شیوه گزارش تحقیقی یا آنکت گذشته است. روزگارِ تقلبی بودنِ همهچیز است. تقلبی بودنِ حرفها و ارزشها، تقلبی بودنِ آدمها، تقلبی بودنِ کالاها، تقلبی بودنِ حتی عشقها و مهربانیها. روزگار، روزگارِ دروغ است و ناراستی. از اینروست که مسئولیتِ اجتماعی در روزنامهها، حرفی برای خنده است. نقابها را باید به چهره زد و به میدان آمد، نقابهایی که طرحِ دروغ را به خوبی به تصویر میکشند. ترس و خودفریبی، امروز مهمان تحریریههاست، باید از جنس کاسبکاران باشی و برای فروش متاعِ خود به بازار بیای، اما متاع و کالا چیست؟ لبخندی از سرِ وقاحت و بی مسئولیتی از سرِ ترس. زمانی که قلم به دست گرفتی والترلیپمن سردبیر سابق نیویورک تایمز از روزنامهنگاریِ انتقادی میگفت، روزنامهنگاری که چهره کدر و تیره تقلب مردمان را فاش میکرد. از اینرو از این سرِشهر تا آن سرِشهر، آدمیان را جستوجو میکردی که از رنجهایشان بگویند. اکنون آدمیان حضور دارند با خون ریخته بر سرزمینشان اما تو روزنامهنگار حضور نداری. تو جایت را به کسانی دادی که میخواهند از ترس خود جدا شوند اما غم نان نمیگذارد. ای لعنت بر این نان ...نوشتن را چه سود که طرحی از خون کدر شده را بر آسفالت سرد خیابانها به تصویر نمیکشد. چه سود از نوشتن که کلامت آگاهیدهنده نیست و روزنامهات به دست جیرهخواران نان ...
ادامه دارد
مینو بدیعی
goo.gl/jFiZA8
منابع مرتبط:
اخلاق و روزنامهنگاری
احمد رافت
goo.gl/ny6eE4
روزنامهنگاری فکت محور- روزنامهنگاری شهروندی
goo.gl/cKbT76
سیامک پورزند
زندگی و مرگ با چشمان باز
http://goo.gl/UFiPyO
احمد زیدآبادی؛ روزنامهنگاری از جنس شهامت
http://bit.ly/1wULLzq
مسئولیت شهروندی در دموکراسی:
bit.ly/2cuJk0O
حقوق و مسئولیتهای شهروندان دموکراتیک:
bit.ly/1zUZf9R
#اعتراضات_سراسری
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
نوشتهی انتقادی دیگری از مینو بدیعی استاد روزنامهنگاری
روزگارِ روزنامهنگاریِ مردمی گذشته است. روزگارِ شنیدن حرفهای مردم و طرح مشکلاتشان به شیوه گزارش تحقیقی یا آنکت گذشته است. روزگارِ تقلبی بودنِ همهچیز است. تقلبی بودنِ حرفها و ارزشها، تقلبی بودنِ آدمها، تقلبی بودنِ کالاها، تقلبی بودنِ حتی عشقها و مهربانیها. روزگار، روزگارِ دروغ است و ناراستی. از اینروست که مسئولیتِ اجتماعی در روزنامهها، حرفی برای خنده است. نقابها را باید به چهره زد و به میدان آمد، نقابهایی که طرحِ دروغ را به خوبی به تصویر میکشند. ترس و خودفریبی، امروز مهمان تحریریههاست، باید از جنس کاسبکاران باشی و برای فروش متاعِ خود به بازار بیای، اما متاع و کالا چیست؟ لبخندی از سرِ وقاحت و بی مسئولیتی از سرِ ترس. زمانی که قلم به دست گرفتی والترلیپمن سردبیر سابق نیویورک تایمز از روزنامهنگاریِ انتقادی میگفت، روزنامهنگاری که چهره کدر و تیره تقلب مردمان را فاش میکرد. از اینرو از این سرِشهر تا آن سرِشهر، آدمیان را جستوجو میکردی که از رنجهایشان بگویند. اکنون آدمیان حضور دارند با خون ریخته بر سرزمینشان اما تو روزنامهنگار حضور نداری. تو جایت را به کسانی دادی که میخواهند از ترس خود جدا شوند اما غم نان نمیگذارد. ای لعنت بر این نان ...نوشتن را چه سود که طرحی از خون کدر شده را بر آسفالت سرد خیابانها به تصویر نمیکشد. چه سود از نوشتن که کلامت آگاهیدهنده نیست و روزنامهات به دست جیرهخواران نان ...
ادامه دارد
مینو بدیعی
goo.gl/jFiZA8
منابع مرتبط:
اخلاق و روزنامهنگاری
احمد رافت
goo.gl/ny6eE4
روزنامهنگاری فکت محور- روزنامهنگاری شهروندی
goo.gl/cKbT76
سیامک پورزند
زندگی و مرگ با چشمان باز
http://goo.gl/UFiPyO
احمد زیدآبادی؛ روزنامهنگاری از جنس شهامت
http://bit.ly/1wULLzq
مسئولیت شهروندی در دموکراسی:
bit.ly/2cuJk0O
حقوق و مسئولیتهای شهروندان دموکراتیک:
bit.ly/1zUZf9R
#اعتراضات_سراسری
#تظاهرات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. آدمیان حضور دارند با خون ریخته بر سرزمینشان اما تو روزنامهنگار حضور نداری! نوشتهی انتقادی دیگری از #مینو_بدیعی استاد روزنامهنگاری روزگارِ روزنامهنگاریِ مردمی گذشته است. روزگارِ شنیدن حرفهای مردم و طرح مشکلاتشان به شیوه گزارش تحقیقی یا آنکت گذشته است.…