Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت سامان از رشت: «آنچه در رشت گذشت، یک کشتار تاریخی بود؛ شهر برای یک شب کامل به دست مردم افتاد»
سامان، شهروند اهل رشت که بهتازگی ایران را ترک کرده، در ویدیویی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، از وقایع هولناک روزهای خونین اعتراضات در رشت پرده برداشته و تأکید کرده است آنچه تاکنون در رسانهها و ویدیوها دیده شده، تنها بخش بسیار کوچکی از واقعیت است.
او میگوید رشت تنها شهری بود که در شب پنجشنبه بهطور کامل از کنترل حکومت خارج شد و تا جمعه شب در اختیار مردم قرار گرفت:
«از پنجشنبه شب تا جمعه شب، عملاً شهر دست مردم بود. حتی یک مأمور هم در خیابانها دیده نمیشد. همهجا مردم عادی بودند؛ خانوادهها، زن و بچه، پیرزن با عصا. همه آمده بودند.»
به گفته او، بازار رشت در همان شب پنجشنبه به دست نیروهای سرکوبگر به آتش کشیده شد:
«کل بازار را سوزاندند و اجازه ندادند آتش خاموش شود. مردم را در آن محدوده حبس کردند و بعد به رگبار بستند.»
سامان میگوید با وجود کشتار گسترده، نیروهای سرکوبگر ناچار به عقبنشینی شدند و شهر برای ساعاتی کامل به دست مردم افتاد:
«جمعه مردم با ماشینها توی خیابان بوق میزدند، گل پخش میکردند. تلفنها قطع بود و همه فکر میکردند شهرهای دیگر هم مثل رشت سقوط کردهاند.»
او تأکید میکند که در پنجشنبه شب عملاً چیزی به نام «بازداشت» وجود نداشت:
«دیگر دستگیری نمیکردند. فقط میکشتند. هر کس را میتوانستند میزدند و میکشتند.»
به گفته سامان، از عصر جمعه وضعیت تغییر کرد:
«از ساعت پنج یا شش عصر جمعه، شهر را دوباره محاصره کردند. برق کل شهر قطع شد. مغازهها بسته شد. رشت به یک شهر ارواح تبدیل شد. دود و آتش همهجا را گرفته بود.»
او حضور گسترده نیروهای مسلح را چنین توصیف میکند:
«همه مسلح بودند. سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و حتی ارتش. ارتش با تانک وارد خیابانها شد. نیروها با کلاشینکف، مسلسل و نارنجک حرکت میکردند. با موتور میآمدند و هر کس را میدیدند هدف قرار میدادند.»
سامان بهصراحت میگوید تصور حمایت ارتش یا نیروهای انتظامی از مردم «توهم» است:
«نه ارتش کنار مردم ایستاد، نه نیروی انتظامی. همه در کشتار شرکت داشتند.»
او تعداد جانباختگان را بسیار فراتر از آمارهای رسمی میداند:
«این عدد دوازده هزار که میگویند، واقعیت ندارد. خیلی بیشتر از این است. وقتی اینترنت وصل شود، همه خواهند دید چه فاجعهای رخ داده. این اتفاق بعدها در کتابهای تاریخ تدریس خواهد شد.»
سامان همچنین از وضعیت تحویل اجساد در باغ رضوان رشت میگوید:
«جنازهها را با کامیون کمپرسی میآوردند. روی هم ریخته بودند، خونی و بینام. به خانوادهها جنازهها را نمیدادند. از بعضی خانوادهها پولهای نجومی مثل ۸۰۰ میلیون تومان میخواستند. یا مجبورشان میکردند امضا بدهند که کشتهشدن عزیزشان کار “عوامل خارجی” بوده.»
او از رفتار تحقیرآمیز مأموران با خانوادهها میگوید:
«به یکی از خانوادهها گفتند بیایید این کثافتی که بزرگ کردید را ببرید. این فقط کشتن نبود، شکنجه روانی سیستماتیک بود.»
به گفته او، بسیاری از قربانیان زیر ۳۰ سال بودند و حتی تا مدتها خانوادهها نمیدانستند فرزندشان زنده است یا کشته شده.
#رشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
سامان، شهروند اهل رشت که بهتازگی ایران را ترک کرده، در ویدیویی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، از وقایع هولناک روزهای خونین اعتراضات در رشت پرده برداشته و تأکید کرده است آنچه تاکنون در رسانهها و ویدیوها دیده شده، تنها بخش بسیار کوچکی از واقعیت است.
او میگوید رشت تنها شهری بود که در شب پنجشنبه بهطور کامل از کنترل حکومت خارج شد و تا جمعه شب در اختیار مردم قرار گرفت:
«از پنجشنبه شب تا جمعه شب، عملاً شهر دست مردم بود. حتی یک مأمور هم در خیابانها دیده نمیشد. همهجا مردم عادی بودند؛ خانوادهها، زن و بچه، پیرزن با عصا. همه آمده بودند.»
به گفته او، بازار رشت در همان شب پنجشنبه به دست نیروهای سرکوبگر به آتش کشیده شد:
«کل بازار را سوزاندند و اجازه ندادند آتش خاموش شود. مردم را در آن محدوده حبس کردند و بعد به رگبار بستند.»
سامان میگوید با وجود کشتار گسترده، نیروهای سرکوبگر ناچار به عقبنشینی شدند و شهر برای ساعاتی کامل به دست مردم افتاد:
«جمعه مردم با ماشینها توی خیابان بوق میزدند، گل پخش میکردند. تلفنها قطع بود و همه فکر میکردند شهرهای دیگر هم مثل رشت سقوط کردهاند.»
او تأکید میکند که در پنجشنبه شب عملاً چیزی به نام «بازداشت» وجود نداشت:
«دیگر دستگیری نمیکردند. فقط میکشتند. هر کس را میتوانستند میزدند و میکشتند.»
به گفته سامان، از عصر جمعه وضعیت تغییر کرد:
«از ساعت پنج یا شش عصر جمعه، شهر را دوباره محاصره کردند. برق کل شهر قطع شد. مغازهها بسته شد. رشت به یک شهر ارواح تبدیل شد. دود و آتش همهجا را گرفته بود.»
او حضور گسترده نیروهای مسلح را چنین توصیف میکند:
«همه مسلح بودند. سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و حتی ارتش. ارتش با تانک وارد خیابانها شد. نیروها با کلاشینکف، مسلسل و نارنجک حرکت میکردند. با موتور میآمدند و هر کس را میدیدند هدف قرار میدادند.»
سامان بهصراحت میگوید تصور حمایت ارتش یا نیروهای انتظامی از مردم «توهم» است:
«نه ارتش کنار مردم ایستاد، نه نیروی انتظامی. همه در کشتار شرکت داشتند.»
او تعداد جانباختگان را بسیار فراتر از آمارهای رسمی میداند:
«این عدد دوازده هزار که میگویند، واقعیت ندارد. خیلی بیشتر از این است. وقتی اینترنت وصل شود، همه خواهند دید چه فاجعهای رخ داده. این اتفاق بعدها در کتابهای تاریخ تدریس خواهد شد.»
سامان همچنین از وضعیت تحویل اجساد در باغ رضوان رشت میگوید:
«جنازهها را با کامیون کمپرسی میآوردند. روی هم ریخته بودند، خونی و بینام. به خانوادهها جنازهها را نمیدادند. از بعضی خانوادهها پولهای نجومی مثل ۸۰۰ میلیون تومان میخواستند. یا مجبورشان میکردند امضا بدهند که کشتهشدن عزیزشان کار “عوامل خارجی” بوده.»
او از رفتار تحقیرآمیز مأموران با خانوادهها میگوید:
«به یکی از خانوادهها گفتند بیایید این کثافتی که بزرگ کردید را ببرید. این فقط کشتن نبود، شکنجه روانی سیستماتیک بود.»
به گفته او، بسیاری از قربانیان زیر ۳۰ سال بودند و حتی تا مدتها خانوادهها نمیدانستند فرزندشان زنده است یا کشته شده.
#رشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔13❤3