آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.3K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
رافق تقی نویسنده‌ای که با فتوای آیت‌الله لنکرانی به قتل رسید

رافق تقی، قتل بر اساس یک فتوا

رافق تقی:
«هفت آیت‌الله برای مرگ من فتوا داده‌اند. برخی از آنها دار فانی را وداع گفتند. اینان که به اصطلاح خادمان دین هم هستند و بنام دین فتوای قتل دیگران را صادر می‌کنند، کارشان بی‌معناست. من مثل این آیت‌الله‌ها کتاب‌های دینی زیادی نخواندم و بیشتر کتاب‌های علمی خواندم، اما برای کسی آرزوی مرگ نمی‌کنم. بگذار زندگی کنند. نکش و حکم قتل صادر نکن! زندگی را هدیه کن نه مرگ را! من هم از شما خوشم نمی‌آید، اما من به مرگ شما حکم نمی‌کنم. پس به من بگوئید چه کسی به خدا نزدیکتراست. من از آیت‌الله‌ها هم به خدا نزدیکترهستم».

فتوای قتلی که به وسیله‌ی آیت‌الله فاضل لنکرانی صادر شد چنین است: «چنین شخصی چنان‌چه مسلمان‌زاده باشد با اعترافات مذکور #مرتد است و چنان‌چه #کافر بوده از مصادیق ساب‌النبی است و در هر صورت بر فرض چنین اعترافاتی قتل او بر هر کس که به او دسترسی داشته باشد لازم است. مسئول روزنامه‌ی مذکور که چنین افکار و عقایدی را با علم و توجه منتشر می‌کند نیز مشمول همان حکم است.»

این فتوای قتل نویسنده‌ی اهل جمهوری آذربایجان، رافق تقی است. این فتوا در چهارم آذرماه ۱۳۸۵ صادر شد که در آن صراحتا دستور #قتل این #نویسنده داده شده است.

پس از صدور این فتوا زندگی رافق تقی با مشکلات عدیده‌ای مواجه شد. یکی از دوستان نزدیک رافق تقی می‌گوید: «آخرین دیدار ما در قهوه‌خانه‌ای نزدیکی مجسمه‌ی آنا سلطانوا در گنجلیک بود. او تعریف می‌کرد کلا زندگی برای او سخت بوده اما پرانرژی کار می‌کرد.

بعد از #فتوا دستگیر شد و ۲ سال حبس بود. پس از آزادی هم که هر وقت مقاله می‌نوشت با موجی از توهین و تحقیر دین‌داران رادیکال مواجه بود. خودش پیش‌بینی می‌کرد روزی احتمالا به جان او سوء قصد کنند و دغدغه‌ی #ترور داشت. اما آزادانه و بدون هراس کار و فعالیت می‌کرد».

رافق تقی به دلیل انتشار مطلبی از سوی دادگاهی در #آذربایجان به اتهام «تفرقه‌ی مذهبی» مجرم شناخته شد و به دو سال زندان محکوم شد. رافق تقی در مقاله‌ای با عنوان «ما و اروپا» در نشریه‌ی «صنعت» به سردبیری سمیر صداقت انتقاداتی را متوجه دین اسلام کرده بود و آن را اصولی ریاکارانه دانسته بود و هم‌چنین در مورد روحانیت در جهان اسلام نوشته بود که #روحانیت در جهان اسلام صرفا عبارت از افزایش ممنوعیت‌ها و عقب‌افتادگی‌ها و تکمیل تدریجی آن‌ها است.

پس از این #فتوای_مذهبی #رافق_تقی مورد حملات چاقو قرار گرفت و پس از چهار روز بستری‌شدن در بیمارستان در روز چهارشنبه دوم آذرماه سال ۱۳۹۰ در بیمارستانی در باکو درگذشت.

رافق تقی، در پنجم اوت ۱۹۵۰ در روستای «حوش جپانلی» در جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. او از دانشگاه علوم پزشکی آذربایجان فارغ‌التحصیل شد و به عنوان پزشک در مناطق روستایی کشور خدمت می‌کرد. او پس از تحصیلات در رشته‌ی کاردیولوژی یا قلب و عروق به تحصیل ادامه داد و از آکادمی پزشکی مسکو فارغ‌التحصیل شد و از سال ۱۹۹۰ در بخش خدمات بیمارستان باکو به کار مشغول شد.

بیش‌تر بخوانید:
https://goo.gl/L4ITuE

برای دانستن بیش‌تر در مورد وضعیت اقلیت‌ها و همینطور خداناباوران در ایران این برنامه دیدنی است:
https://goo.gl/Du1W0q

@Tavaana_TavaanaTech
کسانی‌که به نام خدا و به قصد تقرّب به او دیگران را می‌کُشند نباید تقدیس کرد!
goo.gl/LJIx8i
تلویزیون المنار (ارگان حزب‌الله لبنان) خبر داده که دخترک هفده‌ساله‌ای از شیعیانِ حزب‌الله لبنان به نام «آیه مازح» به همراه جمعی دیگر، در عملیات یک «گروه تروریستی تکفیری» در شهر «درعا»ی سوریه به شهادت رسید. «آیه» اما نخستین کشته‌ی خاندان «مازح» نیست. بیست‌وهفت سال پیش، دُرست در دهه‌ی اول محرّم «مصطفی مازح» جوانی دیگر از این خاندان، در لندن کشته شد. محرّمِ آن سال، شش‌ماه پس از فتوای آیت‌الله خمینی در وجوب ترور «سلمان رُشدی» نویسنده‌ی رُمان «آیات شیطانی»، مصطفی داوطلبِ اجرای این فتوا شد و با هماهنگیِ سپاه تهران و حزب‌الله لبنان به سراغ رُشدی رفت.

او با توجه به تسلط‌ بر زبان انگلیسی و چهره‌ی اروپایی‌اش موفق شد مقدماتِ قراری با سلمان رُشدی را فراهم کند تا کتابی را به او برساند. در روز قرار (نیمه‌ی مردادماه سال شصت‌وهشت) مواد منفجره را در کتاب جاسازی کرد و با نقشه‌ای دقیق از تیم حفاظت از ساختمان محل اقامت رُشدی گذشت و سوار آسانسور شد؛ اما تنها یک طبقه مانده به محل اقامت او کتاب منفجر شد و مصطفی پیش از آنکه به مقصد و مقصود برسد جان باخت. بعدها گفتند که گرمای تابستان و حرارتی بیش از محاسبه، باعث انفجار زودهنگام شد. مصطفی اما سالهاست که اسطوره‌ی حزب‌اللهی‌هاست از لبنان تا تهران. در اینکه آيا رُمان «آیات شیطانی» مصداقِ توهین به پیامبر بود یا نه، اختلاف وجود دارد و موضوع این یادداشت هم نیست. نکته اینجاست که نمی‌توان تروریست بودنِ مصطفی را تقدیس و ستایش کرد اما تروریست بودنِ تکفیری‌ها را زشت شمرد؛ و مگر نه اینکه تروریست‌های تکفیری نیز به نام خدا و به قصد تقرّب به او دیگران را می‌کُشند و هر کس غیر از آنها می‌اندیشد را کافر می‌خوانند؟

مُفتی ترور، چه در جمارانِ تهران باشد و چه در رَقّه‌ی سوریه، هر دو ظالم‌اند و قربانیِ ترور، چه سلمان رُشدی باشد و چه آیه مازِح، هر دو مظلوم‌اند. بی‌گناه و باگناه بودن‌شان را نیز مُفتیان تشخیص می‌دهند و بانیِ هر قتل و تروری، قربانی‌اش را به دلیلی سزاوار مرگ می‌داند.

خاندان مازح، بیست‌وهفت سال پس از کشته شدن مصطفای بیست‌ساله، اکنون عزادارِ آیه‌ی هفده‌ساله‌اند. این مصیبت را به آنان تسلیت می‌گویم، از خداوند برای‌شان شکیبایی می‌طلبم و جهانی عاری از ترور و «خود حق‌پنداری» را آرزو می‌کنم.

شما درباره این نوشته از محمدجواد اکبرین چه فکر می‌کنید؟

منابع توانا درباره رواداری یا تلورانس:
bit.ly/1RtZYec

کتاب "سنجش فلسفی اسلام‌گرایی" نوشته عادل ضاهر:

http://bit.ly/1NdoNME

@Tavaana_TavaanaTech